ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

مارکو گریگوریان: دستاوردهای یك آوانگارد


احمد میراحسان تاریخ معاصر و مدرنیسم‌مان را چگونه وصف كنیم: گسل‌هایی كه هرازگاه سبب زلزله می‌شوند، گسست‌هایی كه همه دستامد‌های پیشین را قطع می‌كنند، دفن می‌كنند و دوباره، با كندی آزموده‌ها باید آزموده شوند و چون توقف ممكن نیست، در نتیجه پیشرفت با ضایعات، عمق كم و عدم انتقال یافته‌ها و دردسرها و رنج‌ها و كندی‌ها صورت می‌گیرد؟ ماركو درست به همین سبب، درست در اینجا و اكنون نشانه ماجرای ایرانی مدرنیسم است. ماجرای ایرانی مدرنیسم، زاد و ولدش، می‌شود. قصه مدرنیسم ایرانی، در نقاشی، كه باید بار گناهان كژفهمی تاریخ‌مان را به دوش بكشد و عدم‌درك دوران، محدودنگری و ناتوانی‌ها در ادراك رویداد جهانی گسترش ناگزیر یك تمدن و همچنین طبیعت صبغه بومی تجربه مدرنیته و پیامدهایش و خطای فهم انواع ایدئولوژی‌ها و چالش‌های فكری – كه خود زاده عصر مدرن است – و نیز عقب‌ماندگی و بحران مزمن ساختاری جامعه، حساسیت‌هایی كه مناسبات استعماری در یك دوران و...
ادامه خواندن

روند پسامدرنیته در شهر


پیش از هر چیز به این موضوع میپردازیم که دو واژه ی مدرن و پسامدرن چه معنایی را به ذهن متبادر می کنند. مدرن بر طبق تعاریف نو ، تازه ، متجدد و...عنوان میشود که در تقابل با واژه هایی چون قدیمی ، کهنه ، متحجر و... قرار میگیرد . اموری که در ابتدا به گونه ای فرهنگی بوجود می آیند و سپس جنبه ای کاملا طبیعی به خود میگیرند ، در نتیجه مدرن معنایی آنقدر طبیعی پیدا می کند که نیاز به تلاش زیادی برای فهمیده شدن ندارد. لغت مدرن از نظر تاریخی واژه‌ای جدید نیست. تبار واژه مدرن که در تمام زبانهای دنیا رایج شده، لفظ لاتینی modernus است که خود از قید modo مشتق شده است . ابهامی که در تعریف کلمه مدرن وجود دارد از اینجا ناشی می‌شود که این کلمه همواره در تقابل با مفاهیم «کهنه» و «سنت» قرار گرفته و می‌گیرد. بدین معنی مصداق...
ادامه خواندن

باز کردن کتابخانه‌ام [1] : سخنی در جمع‌آوری کتاب


والتر بنیامین ترجمة فائقه سرشوقی مشغول باز کردن کتابخانه‌ام هستم. بله، مشغول این کارم. کتاب‌ها هنوز در قفسه‌ها نیستند؛ هنوز ملال نظم به آن‌ها راه نیافته است. نمی‌توانم میان صفوف‌شان بالا و پایین رژه بروم تا با آن‌ها در یک محفلِ دوستانه قدرت‌نمایی کنم. نیازی نیست از این چیزها بترسید. در عوض از شما می‌خواهم در این بی‌سامانیِ جعبه‌های گشوده، در این هوای آغشته به گرده‌های چوب و زمین پوشیده از کاغذپاره به من بپیوندید؛ در میان جلدهای بر هم انباشتۀ کتاب‌هایی که نور روز را پس از دو سال تاریکی دوباره می‌بینند به من بپیوندید؛ شاید مهیا شوید برای این‌که ذره‌ای از این حال‌وهوا را –که به‌یقین نه هوای ماتم بلکه هوای انتظار است– با من تجربه کنید؛ حال‌وهوایی که این کتاب‌ها در یک کلکسیونر اصیل برمی‌انگیزد. چرا که چنین کسی دارد با شما صحبت می‌کند و اگر موشکافانه‌تر نگاه کنید، به شما ثابت می‌شود که دارد تنها از خودش...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش نخست)


ایو میشو، ریموند مولن برگردان سام محتشم   واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده  یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .1 پیدایشِ انگاره‌اي دشوار است به‌طوردقیق زمان پیدایشِ بیانی این هنر را مشخص کرد. اگر این هنر از سال‌های 1980 شایع می‌شود هم‌چنین در حد نشرها و نهادهایِ موقوفه به هنر معاصر (با...
ادامه خواندن