ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

زندگی‌های کوچک و انسانیتی بی نظیرو پس از آن


    . کازمیکو موراکامی (Kasumiko Morakami) ترجمه از ژاپنی: ایزابل ساکائی (Isabelle Sakaï) انتشارات اکت سود (Actes Sud)، آرل، ٢٠١٦، ٩٧ صفحه، ١٣.٨٠ یورو برگردان نگار علی‌پور   یاسوئو (Yasuo)، رئیس اتحادیه ماهیگیران روستا، از خودش می‌پرسید: «آن روز مثل روزهای قبل نبود؟» ١١ مارس ٢٠١١، زلزله‌ای به بزرگی ٩ ریشتر در چند لحظه موجب وقوع سونامی در ناحیهء ساحلی ژاپن در کنار اقیانوس آرام و فاجعه‌ء هسته‌ای فوکوشیما شد. با این حال «یاسوئو تا وقتی که متوجه شود موجی که با غرش بر ساحل فرود می‌آید، با سرعتی غیرمعمولی اما بدون هیچ صدایی به سمت عقب می‌رود، کارهای روزانه‌اش را انجام می‌داد». یاسوئو، ماهی گیر، متاهل، معمولی ترین مرد دنیا، در این کتاب چشم ماست. چرا که کازمیکو موراکامی می‌بایست فاجعه را از چشم این مرد بازگردانی و پس از آنکه اقیانوس دوباره عقب نشینی کرد،آنچه از زندگی و انسانیت در میان آوارها مانده، شرح دهد. او بدون...
ادامه خواندن

وقتی فلسفه به زندگی می پردازد


یزدان منصوریان* فلسفه‌ای برای زندگی: رواقی زیستن در دنیای امروز. ویلیام اروین. ترجمة محمود مقدّسی. چ5. تهران: نشر گمان، 1395. 377 ص. 195000 ریال. پیش‌درآمد در دنیای گستردۀ فلسفه، سه قلمرو اصلی اهمیتی ویژه دارند: نخست، «تاریخ فلسفه» که از تمدن‌های باستانی، به‌ویژه یونان باستان، شروع می‌شود و تا امروز ادامه می‌‌یابد. ما این تاریخ را بیشتر با زندگی و آرای فیلسوفان بلندآوازه‌ای مثل سقراط، افلاطون، ارسطو، دکارت، اسپینوزا، هیوم، کانت، شوپنهاور و دیگران می‌شناسیم؛ دوم، «مفاهیم و مکاتب فلسفی» است که هر یک چارچوب و الگویی برای فهم پدیده‌ها و رخدادها در اختیار ما قرار می‌دهند. مفاهیمی مثل هرمنوتیک، پدیدارشناسی، ساختارگرایی، خردگرایی، اگزیستانسیالیسم و غیره که در طول این تاریخ طولانی متولد شدند؛ قلمرو سوم توانایی «فلسفیدن» یا «فلسفه‌ورزی» است که بر بنیاد پرسشگری و استدلال دربارۀ چیستی و چگونگی پدیده‌ها استوار است و زیربنای «تفکر فلسفی» را می‌سازد. آشنایی با دو قلمرو نخست بسیار آموزنده و سودمند است،...
ادامه خواندن

مرگ، استاد قایم‌باشک‌بازی: ايرج گل‌افشان


بهروز غریب‌پور من از خود مرگ نمي‌ترسم، از بازي مرگ مي‌ترسم. گولت مي‌زند. خيال مي‌کني آن‌که زير آوارست مرده، در حالي‌که مرگ به سراغ کنار دستي‌ات مي‌رود که قبراق گوشه ديوار ايستاده است؛ ديوار با يک تکان فرو مي‌ريزد و همان کسي را مي‌کشد که نگران مرگ ديگري بود؛ آن‌که زير آوار بوده است. شهري در سوريه به خاک و خون کشيده مي‌شود و کودک بخت‌برگشته‌اي زنده مي‌ماند و با نگاهش مي‌پرسد: "ديگران کجايند؟ چرا قايم‌باشک‌ بازي مي‌کنند؟" در حالي‌که اين مرگ است که استاد قايم‌باشک‌ بازي است. ايرج گل‌افشان، مونتور مشهور، که دو فيلمم را مونتاژ کرده، کُرد بود و همشهري من؛ سر مونتاژ هر دو فيلم آن‌قدر حرف مي‌زد که اصل کار از دست مي‌رفت. با لبخندي بر لب، داستان پشت داستان از مرگ مي‌گفت. صحبت از مرگ به زبان مادري برايش هيجان‌انگيز‌تر بود. يک‌بار تعريف مي‌کرد: "يه وقتي، يه فيلم مستند راجع به معتادا مي‌ساختم. مي‌رفتيم اين‌ها...
ادامه خواندن