ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

آموزش یا خشونت فکری؟ نیاز به زبانی نو


هانری ژیرو برگردان عاطفه اولیایی سرنوشت دمکراسی، وقتی که ریاست جمهوری ایالات متحده،‌رسانه های انتقادی را « دشمنان خلق» و پژوهش حقیقت را « اخبار ساختگی» می خواند، چیست؟ لعن و اشاعه تنفر از شهروندان بر پایه مذهب، چه بر سر دمکراسی می آورد؟ تسلط اقتصاد تحقیر که خوارسازی فقرا و فرهنگ شرم از گناه فقر را می گستراند، چه بر سر نظم اجتماعی می آورد؟ جامعه ای که در پیله سازمان های خصوصی به انزوا کشیده شده و به استفاده از زبان خشم ناشی از آسیمگی بی تفاوت رو آورده است، کدام نظم اجتماعی را میسر می سازد؟ زبانی که خشم می پروراند ولی از مداقه در دلایل آن وا می ماند. میلیون ها مهاجر غیر قانونی را متجاوز جنسی، دور انداختنی و تروریست های بالقوه و «مجرم» خواندن، طالب چه نوع نظم اجتماعی است؟ چه آینده ای برای کشوری که بر دو اصل نادانی و خشونت پایه دارد،...
ادامه خواندن

شهر آینده (2)


آنتونیو گرامشی  برگردان علیرضا نجفی بی  تفاوت ها متنفرم از بی تفاوت ها. چون فدریکو هبل5 معتقدم زندگی کردن به معنای مبارز بودن است. نمی شود که تنها "آدم" بود، غریب با شهر. کسی که واقعا زندگی می¬کند نمی¬تواند که شهروند نباشد و مبارزه نکند. بی تفاوتی تنبلی است، انگلی است، بی جراتی است، زندگی نیست. بنابراین از بی تفاوت ها متنفرم. بی تفاوتی وزن مرده ی تاریخ است. وزن سربی ای به پای نوآور است. عنصر لَختی است که در آن درخشان¬ترین اشتیاقات غرق می¬شوند، باتلاقی است دور شهرِ کهنه که از دیوارهای سخت بهتر محافظتش می¬کند، بهتر از سینه¬ی جنگجویانش، چونکه عابران را در عمق چسبناکش می¬بلعد، از بین می¬برد و گاهی کاری می¬کند تا دست از عمل قهرمانانه¬شان بردارند. بی تفاوتی باقدرت در تاریخ عمل می¬کند. غیرفعالانه عمل می¬کند، اما عمل می¬کند. تقدیر است، چیزی است که نمی¬شود رویش حساب کرد. چیزی است که برنامه¬ها را به...
ادامه خواندن

پلاسکو فرو ریخت، ما ماندیم و حتی سلفی گرفتیم!


دقیقأ سه سال پیش در همین روزها بود که آن «یکشنبه‌ی غم انگیز» رقم خورد و شاهد مرگ دلخراش آدمهایی بودیم که دچار ضعف و کمبودهای ساختاری جامعها‌ی شدند که ما هم عضوی از آن بودیم و هستیم (اشاره به آتش‌سوزی یک ساختمان ۵ طبقه در خیابان جمهوری تهران که حوالی ساعت ۱۱ صبح روز ۲۹ دی ۱۳۹۲ در یک کارگاه تولید پوشاک رخ داد و در حالی که مأموران سازمان آتش‌نشانی در حال امدادرسانی بودند، ۲ نفر از کارگران زن کارگاه که برای نجات جانشان از پنجره‌ها آویزان شده‌بودند، از ارتفاع سقوط کردند و جان باختند). پیش از این همیشه فکر می‌کردم که سقوط یک هواپیما فاجعه آمیزترین نوع یک مرگ می‌تواند باشد، اما پس از این اتفاق فهمیدم که مرگ دردناک در «جامعه کلنگی» را پایانی نیست. همیشه یک جای کار می‌لنگد. از باز نشدن نردبان هیدرولیکی آتش نشانی در آن «یکشنبه غم انگیز» و نداشتن هلیکوپترهایی که...
ادامه خواندن

رویایی به نام شهروندی


    مدتی است سخنرانی درباره شهروندی و حقوق شهروندی باب روز جامعه ایرانی شده است. اما باید گفت سخن گفتن از شهروند بودن در صورتی میسر است که "شهر" وجود داشته باشد. دی. جی. دویر معتقد است شهرهای جهان سوم تقلیدی سریع و دیرپز از شهرهای صنعتی کشورهای توسعه یافته اند. نتیجه این که اگرچه مشکلات خاص آنها را ندارند، اما مهاجرت بی رویه ی گروه های انسانی آن ها را ورم داده است. این شهرها میان دو حیطه مدرنیسم ابزاری و سنتهای فرهنگی گیر افتاده و در عین حال طوفانی شدید برای گسترش فضایی آنها وزیده است. علاوه بر ابزارهای مدرنی که عمدتاً دست مایه ی توسعه شده اند، زمینه های بومی کشور نیز در ساخته شدن نمادهای ظاهری شهرهای نوین ایرانی دخیل اند.   فرهنگ ایرانی برآمده از تنوع های فرهنگی خود در عرصه ی نمادین شهری است. با رواج مهاجرت روستائیان به شهرها در فرایند توسعۀ...
ادامه خواندن