ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

مدیریت فرهنگ؛ سخت و ناگزیر


روزی که آموختیم در گلستان باهم حرف بزنیم، در ایران هم خواهیم توانست گفتوگوی «مسئله» با احسان مکتبی / رضا هرندی احسان مکتبی، پژوهشگر و روزنامه‌نگار ساکن شهر گرگان است. وی دکتری علوم سیاسی از دانشگاه آزاد تهران است. علاوه بر تالیف چند کتاب و صاحب امتیازی دو روزنامه با 17 سال سابقۀ انتشار، مدیریت پژوهش ادارۀ فرهنگ و ارشاد استان گلستان و عضویت در شورای فرهنگ عمومی و انجمن کتابخانه عمومی استان، جزیی از سوابق اوست. با احسان مکتبی، دربارۀ وضعیت فرهنگ، رسانه‌ها و جراید در استان گلستان به گفت‌وگو نشسته‌ایم. ● فضای کلی فرهنگی استان گلستان را چگونه ارزیابی می کنید؟ اگر نگاه مرا نسبت به برخی از مسائل بخواهید، می‌توانم پاسخ بدهم؛ اما تا زمانی که این مسائل مبتنی بر اسناد کمی و علمی نباشد قابل استناد نیست. آخرین پژوهش فرهنگ عمومی در استان برای 14 سال پیش، یعنی اواخر چهار سال ابتدایی دوران ریاست جمهوری آقای...
ادامه خواندن

مدیریت فرهنگی مرگ در شهر مدرن ایرانی


سخنرانی ناصر فکوهی در پژوهشکده مطالعات مرگ شفقنا- استاد انسان شناسی دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان شناسی و فرهنگ با تأکید بر اینکه مدیریت شهری باید به سمت کاهش نمایشی و دلخراش بودن مرگ در جامعه، حرکت کند، گفت: پذیرش مرگ به مثابه مرگ پرستی نیست بلکه مرگ بخشی از حیات و مکانیسم حیاتی است که می توان آن را در سطح بدن دید مثل اینکه سلول های ما می میرند تا سلول های تازه به وجود بیایند، همین مساله در سطح جامعه هم هست، گروهی باید بمیرند تا گروه دیگری بتوانند زندگی کنند. پذیرش اینکه به هر حال پیر می شویم و بیماریهای بسیاری به سراغ ما می آید و سرانجام باید بمیریم، منجر به غیر نمایشی کردن مرگ می شود که در حال حاضر متاسفانه مرگ را بسیار نمایشی و پر سرو صدا کردیم. به گزارش خبرنگار شفقنا، دکتر ناصر فکوهی در نشست آیین و فرهنگ نکوداشت...
ادامه خواندن

مشهد؛ تجربه‌های فرهنگی و فضاهای گمشدة اجتماعی


سخنران: دکتر هادی خانیکی به باور من گفتمان را نمی‌توان ساخت، بلکه گفتمان مفهومی است که خودش شکل می‌گیرد. از این روی واژة گفتمان‌سازی را درست نمی‌دانم. برای من سؤال است که این شعر ایرج میرزا در وصف خراسانی‌ها مدح است یا ذم: برادرجان خراسان است اینجا/ سخن گفتن نه آسان است اینجا خراسان مردمی باهوش دارد/ خراسانی دولب، دَه گوش دارد. اگر از افق‌های متفاوت اما همسوی من و دکتر کاظمی به این شعر نگاه کنید، هوش خراسانی، نوعی عقلانیت ابزاری است که می‌فهمد چرا نباید حرف بزند و بیشتر باید گوش کند. نه به این معنا که حرفی برای گفتن ندارد، بلکه به این دلیل که فضای مناسب و مطلوب گفت‌وگو، خصوصاً گفت‌وگوی انتقادی شکل نگرفته است. از همین زاویه، پیشنهاد می‌کنم که وجهی از گفت‌وگوهای دوستان در زمینة شناخت ویژگی‌های شهر مشهد با رویکرد «نگاه از درون» باشد؛ یعنی زیست‌هایی را که در گذشته در این شهر...
ادامه خواندن