ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

پاره های هنر(49) ، روسو: سرچشمه مشترک شعر و موسیقی


برگردان ناصر فکوهی  با نخستین صداهای انسانی، نخستین کلمات شمرده یا آواهایی که با احساس های گوناگون بر انگیخته می شدند، شکل گرفتند.   زبانیخشونت، به فریاد های تهدید آمیز می انجامید که زبان و کام دهان آن را به بیان در می آوردند؛ اما صدای  مهربانی، شیرین بود:  دهانه حنجره، این صدا را متفاوت می کرد.  بدین ترتیب صداها و گویش ها به وجود آمدند، صداهایی که در آنها تواتر بیشتر یا کمتری از  کمات دیده می شد،  شکل تلفظ تندتر یا آرام تری و این ها همه بر اساس احساس هایی که همراهشان بود، تعیین می شدند. بدین ترتیب بود که  وزن ها و صداها با هجاها زاده شدند: شور و احساس  انسان، همه اندام هایش را به سخن در می آورد و به صدای او با تمام برجستگی هایش، آرایش می داد. نتیجه آنکه، شعرها، آوازها و سخن ها را باید دارای سرچشمه مشترکی دانست و با این...
ادامه خواندن

پاره های هنر(48)، لوی استروس: نقش ِ متناقض آزادی در خلاقیت هنری 


  به نظر من برای آنکه آزادی، مفهوم و محتوایی [حقیقی] داشته باشد، نباید و نمی توان آن را در خلاء تجربه کرد.  آزادی، همواره به معنای  رودررویی با  موانع گوناگون  و از سر راه برداشتن آنها بوده است. هیچ چیز به باور من، نمی تواند سخن همکارم در کلژ دو فرانس، رولان بارت، را توجیه کند که می گوید: «زبان فاشیستی است.» چرا؟ زیرا زبان دارای قوانین و الزاماتی است. و به دلیل دارا بودن همین ضوابط است که  می توانیم [چیزی به نام] شعر داشته باشیم و شعر به معنایی، شناخت این قواعد  الزام ها و چیره شدن بر آنها است.  در کتاب «نگاه دوردست»  متونی تا اندازه ای مناقشه بر انگیز وجود دارند که شاید بیشتر  جهان معاصر را هدف گرفته باشند. گرایش در نزد برخی از  مردم زمانه ما آن است که بگویند: آزادی باید همه جا و در همه موقعیت ها حضور[ ی بدون هیچ...
ادامه خواندن

پاره های هنر(47)، لاسکو: طراحی و هنر


  طراحی (چه آن را کُنشی هنری بدانیم و چه نه)  یکی دیگر از راه  های  شکستن مرزها، میان زیبایی شناسی و زندگی روزمره است. در این پهنه، مفهوم های گوناگون از زیبایی، از کارکرد، از رابطه ای (کمابیش نزدیک) میان سیاستِ تجاری، با یکدیگر روبرو می شوند. پرسش آن است که مبلمان، ابزارها و اشیاء مختلف چگونه باید به تقاضای کنونی مصرف کننده، پاسخ دهند؟  آیا طراحی باید ناپایداری و مقطعی بودن را هدف بگیرد یا پایداری را؟ آیا طراحی باید با تزئین و عناصر دکوراتیو مقابله کند؟  آیا اشیایی که طراحی می شوند باید در مقیاس  گسترده تولید و توزیع شوند یا خیر؟ آیا چنین طرح هایی بیشترین تعداد مخاطبان را هدف می گیرند یا صرفا علاقمندان آشنا به کار  و طبقه ای ممتاز  از جامعه را؟ آزادی  طراح تا به کجا است؟ طراحی  چگونه می تواند  مصرف کننده را درون فراینده اجتماعی [هنر] وارد کند؟ از طراح...
ادامه خواندن

پاره های هنر(45):آلن رُب گرییه: تاریخ زیر سئوال 


[در رمان کلاسیک] همه عناصر فنی  ِ روایت، از جمله استفاده از گذشته ساده (ماضی مطلق)، سوم شخص مفرد،  استفاده بی قید و شرط از حرکت زمانی، و پی رنگ ها خطی،  منحنی ِ قاعده مند  شورها و عواطف، تنش هایی که در هر بخش  ما را تا  به انتها هدایت می کنند  و غیره،  همه این عناصر در پی آن بودند که  جهانی را نشان دهند که در آن ثبات، انسجام و پیوستگی  و تک صدایی، همگی به سادگی  به خوانش در می آیند.  و از آنجا  که ادراک  جهان به هیچ رو به زیر سئوال نمی رفت، روایت کردن آن نیز مشکلی در بر نداشت.  نوشتار ِ رمان وار بدین ترتیب می  توانست با معصومیت همراه باشد.  اما  از فلوبر  به این سو، همه چیز دگرگون شده و به نوسان در می آید.  صد سال بعد، تمام نظام های ادبی پیشین، خاطره ای بیش نیستند؛ و از این...
ادامه خواندن

پاره های هنر (46)، بدنتر: همه ما زنان به او مدیون هستیم!


برگردان ناصر فکوهی الیزابت بدنتر(متولد 1944) فیلسوف، نویسنده متخصص دوران روشنگری و طرفدار حقوق زنان است.  از او تا کنون آثار زیادی  منتشر شده که برخی از آنها مناقشه برانگیز بوده اند و از جمله می توان به «به اضافه عشق»  «ایکس ایگرگ، درباره هویت مردانه»، «بیراهه، تاملی بر سی سال  فمینیسم» و «تنش، زن و مادر» اشاره کرد.  در متن زیر وی  به مناسبت درگذشت سیمون دوبووار در سال 1986، نسبت به او ادای دین می کند. همه ما زنان به او مدیونیم! امروز، زنان به عزا نشسته اند. نه تنها  میلیونها خوانندگان کتاب «جنس دوم»  بلکه همه زنان دیگری که شاید بدون آنکه بدانند مدیون تحلیل های انقلابی سیمون دوبووار  و مبارزه خستگی ناپذیر او برای برابری جنسیت ها، هستند. ما همه پانزده یا شانزده ساله بودیم که مثل همه دختران نوجوان، مرتب و منظم  در کلاس های دبیرستانی خود [تحصیل می کردیم و ناگهان، کتاب او] «جنس...
ادامه خواندن

پاره های هنر(44) ، آناتول کوپ: معماری و دولت در قرن بیستم (بخش سوم) 


2- رایش هزاران ساله اگر معماری برون آمده از گرایش های عقلانی توانست  کمابیش و به بهای سازش هایی چند، خود را در دوران فاشیسم ایتالیا  حفظ کند، این امر در آلمان هیتلری رایش سوم، صادق نبود. جنبش نازی از ابتدای خود، شروع به مبارزه  علیه همه چیزهایی کرد که بنابر این  ایدئولوژی در چارچوب «ارزش های آلمانی»  جای نمی گرفتند. «اتحادیه نبرد برای فرهنگ آلمان » در همه حوزه های فرهنگی  موضع گیری می کرد  و به صورت خاص به معماری علاقمند بود. زیرا  بنا بر باور آنها، معماری  حوزه ای بود که در آن تولید «مدرن» اشکالی را به وجود می آوردند  که ژرمانیک نبودند و افزون بر این، سبکی از زندگی را ارائه می دادند که به نظر نازی ها، در مخالفت با سنت مردمی  و خانوادگی آلمان قرار داشت.     مبارزه با معماری «منحط و جهودزده» مکتب باوهاوس یکی از  محورهای ثابت مبارزه «فرهنگی» ناسیونال...
ادامه خواندن

پاره های هنر(43)، مارکس: هنر یونانی 


    هنر یونان گویای ِ وجود اسطوره شناسی ِ یونانی است، یعنی محتوا و شکل هایی اجتماعی که خود از پیش و از خلال  تخیل مردمی، در قالب ِ ناخودآگاهانه هنر، رشد کرده اند. این ها مواد [اولیه] آن هنر هستند. [و] نه هر نوع اسطوره شناسی، یعنی نه هر شکلی از تبدیل ِ ناخودآگاهانه طبیعت به هنر ( و در اینجا واژه هنر به همه چیزهایی اطلاق می شود که عینی هستند، از جمله جامعه). اسطوره شناسی ِ مصری، هرگز نتوانست از خاک برون بیاید، یعنی از بطن ِ مادرانه ای که هنر یونانی را تولید کرد(...) . اما مشکل آن نیست که درک کنیم هنر و حماسه یونانی با برخی از شکل های ِ تطور اجتماعی پیوند خورده اند. مشکل آن است که این هنر و حماسه، هنوز به ما لذتی هنری می بخشند، و از برخی جهات، برای ما نقش هنجارها را دارند، یعنی  برای ما...
ادامه خواندن

پاره های هنر(42)، بارت: نوشتار و انقلاب 


هنرورزی در سبک سازی به گونه ای  خرده-نوشتار دامن زده است که از فلوبر ریشه گرفته، اما خود را با رویکردهای مکتب طبیعت گرا  پیوند زده است.  این،  نوشتاری است چون نوشته های موپاسان، زولا و دوده  که می  توان آن را نوشتار واقع گرا  نامید: ترکیبی  از نشانه های  شکلی  ِ ادبیات (استفاده از ماضی مطلق، سبک غیر مستقیم، نوشتار دارای ضرب آهنگ) و نشانه هایی کمابیش به همان اندازه شکلی، از واقع گرایی ( پاره هایی از زبان مردمی، واژه های زمخت و گویش وار، و غیره). این نوشتار، با این ترکیب، به چیزی می رسد  که برغم ادعاهایش، ترسیم طبیعت را تصنعی ترین موقعیت  انجام می دهد. بی شک، شکست در اینجا نه فقط در سطح ِ شکل، بلکه در  در سطح  ِ نظریه نیز مطرح است: در زیبایی شناسی ِ طبیعت گرا، نوعی قرارداد نسبت به امر واقعی  وجود دارد؛ همچون  قراردادی که ساختن این نوشتار...
ادامه خواندن

پاره های هنر(41)، ایو میشو: «امر زیبا» و «امر نیک» در اندیشه باستان یونان


هنر قرن بیستم – یعنی همان هنری که به مثابه هنر «مدرن» می شناسیم – چه در موسیقی، چه در هنرهای تصویری، در ادبیات و در تئاتر، رویکردی پرخاش جو و تحریک کننده داشته ؛ از این رو نیز، کمتر توجهی به «امر زیبا» داشته است. به صورتی که این موضوع گاه بدل به  نشانه ای برای  محصولات دانشگاهی شده است. اما برغم این گرایش، در ابتدای قرن بیست و یکم، ما برعکس شاهد نوعی وسواس  درباره «امر زیبا» هستیم؛ و این واقعیتی است محسوس نه فقط در جوامع اروپایی بلکه در  کشورهای  در حال رشد ِ شتابان نظیر چین و هندوستان. البته این وسواس بیشتر از آنکه  در خود «هنر» دیده شود در برخی از رفتارهای فردی قابل مشاهده است ( برای نمونه در آرایش ِ بدن، ورزش، جراحی پلاستیک)، همچنان که در موفقیت  مد و طراحی[لباس و وسایل مصرفی]، در  تولیدات صنعتی موزه ها و در رخدادهای  هنری...
ادامه خواندن

پاره های هنر(40)، هانری وان لییه: امر زشت در هنر


مفهوم «زشتی» دارای جوهری زیستی (بیولوژیک) است و به نظر می رسد در تمام زبان ها، واژه ای برای آن وجود داشته باشد که  اغلب حرکت و ادایی را نیز همراهی می کند؛ و این گویای از راه رسیدن یک «شر» است. در حقیقت، موجودیت انسان،  یک اندام زیستی (ارگانیسم) است که خود را از سایر موجودات از خلال نگاهی آینه وار به خود از دیگر موجودات زنده، تشخیص می دهد و از این رو، به شدت از هرگونه هویتی که نسبت به شکل ها  و یا فرایندهای «متعارف» ِ هم نوع خویش، فاصله داشته باشند، واکنش نشان می دهد. این نگاه همچنین در رابطه با همه موجودات زیستی دیگر و حتی  نسبت به صورتبندی های  معدنی (یک صخره «زشت») نیز با همین واکنش همراه است. در این چارچوب است که می توان فهمید چرا واژه اسکروس  ِ  هومر  به دست هیپوکریت  می افتد، تا مشخص باشد «از شکل افتادگی»...
ادامه خواندن

پاره های هنر(39) یانکلویچ : قدرت ِ سحر آمیز موسیقی 


 توضیح مترجم: ولادیمیر یانکلویچ فیلسوف فرانسوی، موسیقی دان و موسیقی شناس نیز به شمار می آید و کتاب های متعددی درباره موسیقی دارد. او دوست داشت نامش را به شیوه فرانسوی «ژانکلویچ» تلفظ کنند و از این رو باید دقت داشت که  این شکل نیز را می توان در فارسی دید. اما توضیحی درباره متن حاضر ضرورت دارد: برای درک این متن، خواننده باید تا اندازه ای با فلسفه یانکلویچ آشنا باشد و در این باره و شاید تا حدی نیز درباره نظریه فیلسوفان در مورد موسیقی، مطالعه کرده باشد. متن، شاید به نظر  نوعی به زیر سئوال بردن موسیقی بیاید، در حالی که در  اندیشه پیچیده یانکلویچ،  این متن بخشی از پاسخ هایی است که وی به صورت گسترده ای در کتاب هایش به رویکرد عمومی گروهی از فیلسوفان از افلاطون تا  شوپنهاور درباره  ذات موسیقی و ذات عقل،  داده است. اینکه وقتی با موسیقی سروکار داریم، نباید چندان...
ادامه خواندن

پاره های های هنر (38)، آلن: آنهایی که هنرمند نیستند: بیننده و دیوانه 


  هیچ کسی بیشتر از یک «بیننده» [حرفه ای] از هنر بی بهره نیست؛ و این را می توانم هم در شعر بگویم و هم در ادب.  بیننده به نظر من یعنی  کسی که  چنان به داوری  بر پدیده ها، بر اساس تاثیر آنها بر احساسات و شور و شوق [آدم ها] خو گرفته است که هرگز  نمی تواند شکی به دل راه دهد [ که شاید در اشتباه باشد] و حتی می هراسد چیزی شگفت انگیز  برای خودش، چیزی سرشار از عشق برای خودش، چشمانی که خود دوست داشته باشد و...را ببیند. بیننده [حرفه ای]  کسی است که ادعا می کند از همه بیشتر [و بهتر]  پدیده ها [ی هنری] را می بیند. اما بی تردید  کسی است که از همه  کمر قادر به دیدن است؛ همان گونه که دیوانگان نیز  بسیاری  چیزها را می بینند اما فکر می کنم بسیار بیشتر ازآنچه بتوانند به بیان در بیاورند، می...
ادامه خواندن

پاره های هنر(37)، دلوز: ارتباطات و خلاقیت هنری


  (...) به نظر من، ارتباطات، پیش از هر چیز به معنی  انتقال و گسترش گونه ای اطلاعات است. اما از خود بپرسیم: اطلاعات چیست؟ چندان پیچیده نیست، همه می دانند: اطلاعات  مجموعه ای از دستور العمل ها است. وقتی به شما اطلاعی می دهند، در واقع به شما القاء می شود  فرض بر آن است که به چه چیزی باید باور داشته باشید. به عبارت دیگر اطلاع رسانی  یعنی  ارسال دستورالعمل. اطلاعیه های پلیس از این لحاظ گویا هستند زیرا رسما به ما می گویند که  به چه چیزی باید باور داشته باشته باشیم. شاید هم بتوانیم بگوییم از ما نمی خواهند باور داشته باشیم، بلکه  امر می کنند: چنان رفتار کنیم که گویی باور داریم. اطلاعات و ارتباطات چنین چیزهایی و جدا از این دستورالعمل ها، ارتباطات و  اطلاعات دیگری  وجود ندارند. این دقیقا یک  نظام مراقبت (کنترل) است. این ها که می گویم  مباحثی البته بدیهی است،...
ادامه خواندن

پاره های هنر(36)، متکین: سوررئالیسم و عکاسی








      آندره بروتون برای گروهی  که به گرد آندره بروتون  می بینیم، عکس  و عکاسی کمتر جنبه یک رسانه خود مختار را داشت و به آن بیشتر به مثابه ابزاری نگریسته می شد برای  برای پراکنش و گسترش  بخشیدن به کنش  هنری، فراتر از آنچه  به صورت متعارف مشاهده می شود.  از همین رو، حتی در نزد بروتون،  نیز هیچ تلاشی  برای ارائه  تعریفی از  عکس دیده نمی شود.  با وجود این، البته طبیعی است که از همان آغاز  از عکاسی برای بیان بسیاری  از چیزها استفاده می شد  و نوآوری  نیز در همین امر نهفته بود.           من ری و سالوادور دالی «ابداع عکاسی  ضربه ای مرگبار  بر شیوه های قدیمی بیان وارد کرد، چه به نقاشی، چه به شعر  و چه به نوشتار ِ  خودکار که در اواخر  قرن نوزدهم ظاهر شده بود و تا حدی  یک عکاسی  حقیقی از اندیشه به شمار می آمد.» . این سطور...
ادامه خواندن