ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
ویژه

آنا؛ آنای تندنویسِ نجات‌دهنده


نیچه او را بزرگ‌ترین روانکاو بشریت خوانده و گفته بود: داستایفسکی تنها روانشناسی است که می‌توان از او آموخت؛نیچه حقیقتی را به زبان آورده و به‌حق او را شایسته این لقب کرده است . کوچه «استورلیارنی»،گوشه میدان «مشانسکایا»، خانه«آلونکین»، آپارتمان شماره سیزده... «اولخین» معلم تند‌نویسی این نشانی را روی قطعه کاغذ کوچکی نوشته و آنرا به دلیل نامعلومی چهار‌تا کرده بود...شاید آینده را خوانده بود و می‌دانست این نشانی چون قایقی کاغذی است که برآب انداخته شده و به راه دوری خواهد رفت؛ پس نه کاغذ بود و نه نشانی، تقدیر بود: داستایفسکی... -فئودور داستایفسکی؟ -بله! -نویسنده خاطرات خانه مردگان؟! -بله...اجازه بده حرفم را تمام کنم:فئودور داستایفسکی در موقعیت سختی قرار گرفته است... -مریض شده است؟ -مریض هم هست، اما بدتر از آن مقروض است. تاخرخره زیر قرض است و اگر نتواند قرضش را پس بدهد... -دوباره زندانی‌اش می‌کنند؟...وای خدای من دوباره قصد تیر‌بارانش را دارند؟ «اولخین» معلم مهارت جدید...
ادامه خواندن

گفت‌و‌گوي سينما و ادبيات با الك نگين فيلمنامه‌نويس برنده‌ي جايزه‌ي کن هنرمند نمي‌تواند باور نداشته باشد!


فرشته اماني گفت‌و‌گو با يک هنرمند براي فهم و روشن ‌شدن اثرش، ناخواسته راهي جدا و منفک از خود اثر طي مي‌کند. اين موضوع هميشه مرا به ياد مجسمه‌ي يادبودي از سرگئي پاراجانيان کارگردان ارمني، در شهر تفليس مي‌اندازد. هنرمند خواسته معناي آثار پاراجانف را در کالبد جسمش به وديعه بگذارد، هنر غير‌قابل لمس و جادويي (از جهت اصالتشان)، اما از ديدگاه من موفق نبوده است. او تنها رمزگان‌هايي مادي را به عنوان قالب‌هاي معنايي به تماشاگر اثرش ارزاني داشته است. شکلي که در نهايت از گفت‌وگو مي‌سازيم نيز همين گونه است، کلمات و واژه‌ها مستقل از اثر عمل مي‌کنند و چهره‌ي  نويسنده (هنرمند) در آن پنهان مي‌ماند. گفت‌وگو با الك نگين به توفيقي اجباري دست يازيد؛ در ميان مکث‌هايش‌،تولد دوباره‌اي هنگام پاسخ دادن يافته بود. وقتي نگين جايزه‌ي کن را برد آنجا نبود‌؛ با همسرش به ديدن نمايشي از کانچالوفسکي در تئاتر هنري مسکو رفته بودند. دو هفته بعد،...
ادامه خواندن

نامه اَعمالِ روشنفکران!


فرّخ امیرفریار نامه به سیمین.  ابراهیم گلستان. چ 2. تهران: بازتاب‌نگار، 1396. هدف نقد این نیست که اشتباهات دیگران را اثبات کنیم، حتّی اگر اثبات کنیم که شخص سرشناس و برجسته‌ای در اشتباه بوده است، کشف بزرگی نخواهد بود. تنها زمانی این کار برای علم فایده‌ای دربر خواهد داشت که نشان دهیم چگونه این شخص در اشتباه بوده است.1 [کلود برنار (1813 – 1878) فیزیولوژی‌دان و از بنیادگذاران طب تجربی] نامه به سیمین پاسخی است که ابراهیم گلستان در سال 1369 به نامه‌ای از سیمین دانشور (1300 – 1390) نوشته و در آن به برخی موضوعاتی که ظاهراً دانشور به آن‌ها اشاره کرده بوده پرداخته است. این نامه بسیار مفصّل است و شاید کمتر نامه‌ای به این حجم در زبان فارسی موجود باشد، بیشتر رساله و جُستار است تا نامه. فُرم نامه به نویسنده امکان داده از هر موضوعی که مایل بوده سخن بگوید و از این شاخه به آن...
ادامه خواندن

میان گریه می‌خندیم؛ گفتگو با اکبر عالمی


روناک حسینی اغلب مخاطبان سینمای وودی آلن یا دوستش دارند و هر اثر جدید از او را با اشتیاق دنبال می‌کنند یا از او متنفرند و هیچ دلشان نمی‌خواهد به دنیای خنده‌های خاکستری او قدم بگذارند. وقتی به تماشای اثری از آلن می‌نشینید، همین‌جور که شاید به شوخی‌هایش بخندید، از دست شخصیت‌ها حرص می‌خورید یا احتمالا در ورطه ناامیدی فرو می‌روید. شاید هم فقط از شوخی‌های مردی که در بازی‌هایش اغلب نمی‌خندد، لذت ببرید و تصمیم بگیرید خیلی ساده‌تر با زندگی برخورد کنید. اکبر عالمی، استاد دانشگاه، کارگردان و عضو فرهنگستان هنر معتقد است آلن از آن رو هنرمند است که می‌تواند هم مردم را بخنداند و هم غمگینشان کند. فضاي داستان‌هاي وودي آلن بيش از آن‌که ما را به خنده بيندازد غمگينمان مي‌کند. نوعي غم که حالتي از بيهودگي را القا مي‌کند. پس دليل استقبال مردم از فيلم‌هاي او و روايت‌هاي او از زندگي چيست؟ سبک او در توليد...
ادامه خواندن

اصالت و رسالت ادبی در دهه چهل (3)


نوشته زهره روحی ب: استقبال از سبک‌های جدید ادبی در غرب رویکرد دوم، به معرفی سبک‌های ادبی جدیدی نظر دارد که خواهان کندن خود از رویه‌های ادبی به اصطلاح انسان‌محورانه است، ـ که از طریق ترجمه و معرفی رمان‌نویسان و مکاتب جدید غربی صورت می‌گرفت ـ  به عنوان نمونه ، پرویز قریب در مجله سخن، بیانیه‌ی رمان جدید فرانسه به قلم آلن روب‌گریه را ترجمه می‌کند:"رمان جدید، آنتی‌تز قهرمان است.. نمی‌خواهد به نقل ماجراهای انسانی اکتفا کند.... پدران ما در آغاز گمان می‌بردند زمین مرکز دنیاست و ثابت است، در ادبیات نیز چنین پنداری بود که گویا انسان و مطالعه‌ی روحیات آن، عالی‌ترین کوشش هنرمند برای ایجاد رمان است. .. امروز داستایوسکی‌های جدید آنقدر قهرمانان خود را به پای میز محاکمه نمی‌کشند و تبرئه هم نمی‌کنند... در داستان‌های جدید نویسنده بیشتر به طبیعی بودن نظر دارد، وسواس اشخاصِ داستان‌های او نه مذهبی، نه فلسفی، و نه اجتماعی، بلکه صرفاً انسانی...
ادامه خواندن

اصالت و رسالت ادبی در دهه چهل (2)


کمتر از یک سال قبل از قیام پانزده خرداد 1342، عبدالعلی دست‌غیب در نقد «انتری که لوطیش مرده بود» (اثر صادق چوبک)، در مجله راهنمای کتاب می‌نویسد، هر چند کتاب چوبک در همان زمان خودش (1328) مورد توجه خوانندگان و منتقدین قرار گرفت، اما به دلیل برخی ملاحظات بررسی جدی نشد. دست‌غیب معتقد است که امروز (دی1341)، شرایط به گونه‌ای است که بررسی مجدد کتاب در"محیط بازتر و روشن‌تری" انجام می‌گیرد. ظاهراً از گفته دست‌غیب چنین برمی‌آید که در سال 1341، منتقدان از فضای اجتماعی آزادتری برخوردار بودند که باعث می‌شد تا درباره بسیاری از مسائل گفت‌وگو کنند. وی آثار منتشر شده‌ی چوبک تا آن زمان را انعکاس طبیعی جامعه می‌داند، و به عنوان "رئالیسم تلخ و خشن" ارزیابی می‌کند؛ ضمن آن‌که به جایگاه «آزادی» نیز در آثار چوبک می‌پردازد. آزادی‌ای که به باور منتقد در کتاب مزبور وهمی بیش نیست. دست‌غیب می‌نویسد: "در داستان «انتری که لوطیش مرده بود»،...
ادامه خواندن

نامه ای برای مادر


توضیح: این دو نامه به همراه نامه هایی دیگر از کتاب «مادر عزیزم؛ نامه های خصوصی بزرگان ادبیات جهان از بودلر تا سنت اگزوپری» برای اولین بار با ترجمه مریم شرافتی توسط انتشارات لحن نو در سال 1391 منتشر شده است. وال- آندره یکشنبه 15سپتامبر1907 مامان خیلی عزیزم پانزده روز بیشتر به دیدارت باقی نمانده است! بیش ازهرزمان دیگری دلم برای مِزون تنگ شده... اماحیف که این دوای دردم بیشترازیک روز دوام ندارد زیرا باید به محض رسیدن دوباره بروم. زمان امتحان نهایی دیپلم به زودی فرا میرسد، به این نتیجه رسیدم که به پیشواز آن بروم زیرا مطالعهی بیهوده و بی ثمر مرا از پای درمی آورد. شب های ترسناکی دارم، اما به تو و به این محبت ژرف فکر میکنم و به دوستی های عیمقی که میدانم همراهم هستند، شاد میشوم و دلم به حال آدم های خودخواهی می سوزدکه این شادمانی های وصف نشدنی را نمی شناسند....
ادامه خواندن

اصالت و رسالت ادبی در دهه چهل (قسمت اول)


زهره روحی «به یاد محمد نفیسی و به پاس دوستی هزار ساله‌مان ...» یاد‌داشت نقد ادبی، در صورتی پاسخ مناسبی است به هستی‌شناسی انسان، که به شرایط تاریخی، اجتماعی و سیاسیِ زمانه‌ وفادار باشد. در این حالت، سکونت‌گاهش به لحاظ عاطفی، منابع ادبی ـ تاریخیِ مالامال از شورِ هستی است؛ خلاق و توانا در رابطه‌ی شکلی و ماهویِ چیزی که به آن اثر هنری می‌گوییم؛ سرشار از انگیختگی و قدرت تعاملاتیِ جهان و مخاطب. موقعیتی مناسبِ حال انسانِ ادبی: هم‌خانه‌ شاعر، هستی‌شناس و مورخ: سوژه‌های آگاه به وضعیت انضمامیِ انسان در جهان؛ رازدارانِ انعطاف‌پذیری، به مثابه شرط حضور و بودن؛ و از این‌رو آگاه به ناپایداریِ حد و مرزها، ثبات، امرِ پایدار و ابدی. حتا در مفهومِ مرگ و محدوده‌ی جغرافیای هستی‌شناسانه‌ آن، زیرا هیچ مرگی بدون توأمان خود یعنی درکی هستی‌شناسانه‌ی از آن، وجود ندارد. پس آن‌چه آگاهانه یا ناخودآگاه برای انسان ادبی مهم است، طورهاست؛ نحوه‌‌‌ی درکِ چیزها....
ادامه خواندن

مرگ اندیشی مولانا در مثنوی


مرگ بی مرگی بود ما را حلال برگ بی برگی بود ما را نـوال زندگی و مرگ دو همزادند، دو همپیالۀ جام آفرینش که درعین تنیدگی،با یکدگر خویشاوندی و نزدیکی دارند.انسان از همان بدو تولد هر لحظه می‌زید و هر لحظه می‌میرد؛ در رحم زادن جنین را رفتن است در جهان او را ز نو بشکفتن است مرگ ملموس ترین و درک‌پذیرترین دلواپسی غایی انسان است. گویی تمام زندگی در یک کلام خلاصه می‌شود: «اکنون هستم، اما روزی می‌رسد که دیگر نیستم». به همین علت هماره تنش و تعارضی وجودی میان آگاهی از اجتناب ناپذیری مرگ و آرزوی ادامۀ زندگی وجود دارد. ترس از مرگ نقش مهمی در تجارب درونی انسان ایفا می‌کند؛ به راه های گونه‌گون به ذهن انسان هجوم می‌آورد و در زیر پوستۀ ظاهری رفتارها خود را پنهان و آدمی را مضطرب می‌سازد.اما نگاه عارفان یا بهتر است بگوییم نگاه انسان‌شناسان با مردمان عادی باچنین مسأله سترگی...
ادامه خواندن

آتش بزرگ شادی


  پیر دسوس برگردان مکرم روحی پور برندز هاید اثر آرنو اشمیت، برگردان از آلمانی کلود ریل، تریسترام، اوش، ٢٠١٧، ١٨٦ صفحه، ١٩ یورو هیچگاه نمی توان با احساس امنیت به دنیای کتاب های آرنو اشمیت (١٩٧٩-١٩١٤) وارد شد: از همان قدم های نخست به چیزی برخورد می کنید، چیزی جلویتان را می گیرد و سکندری می خورید. خودش هم به این موضوع آگاه است، زیرا در برندز هاید می نویسد: «هرگاه مردم تشویقت کردند، از خودت بپرس: کجای کار را اشتباه انجام داده ام؟» بنابراین باید به عزم انتشارات تریسترام برای چاپ مجدد آثار این نویسنده ، که پیش از این به طور گسترده ای توسط کریستین بورژوا و موریس نادو منتشر شده بود، و به ویژه برای انتشار کتاب معروف « شبی با حاشیه طلا» تبریک گفت. اخیرا نسخه ای جیبی از رمان قلب سنگی (١) به برندز هاید اضافه شده است. البته باید بر این موضوع اغلب...
ادامه خواندن
برچسب ها:

جهان کتاب شمارۀ 339 – 340 مرداد – شهریور1396


در آغاز این شماره، نامه‌ای از پراگ آمده است به قلم پرویز دوائی با عنوانِ «طاهرانه...». گشت و گذاری در باغ بزرگ نباتات و تماشای لاله‌های افراخته نویسنده را می‌کشاند به شعر باباطاهر و لاله‌زارهای ایران... «قد کشیده‌اند وسط باغچه‌ها با یک حالت تفاخری انگار، مثل بلندبالای برازندة باریک‌اندامی که به رقص... ببخشید!... به اجرای "حرکات موزون!" برخیزد، و روی این خاصیت که ساقه‌هایشان بلند و باریک است و کلّه‌ها به نسبتِ ساقه سنگین، با کم‌ترین نسیمی به پیچ‌وتاب درمی‌آیند... بساط پُررونقشان این روزها بیشتر از هر گل و گیاه دیگری نظر آدم را می‌گیرد و پای آدم را در برابرِ این سفرة قلمکار سُست می‌کند. آدم می‌ایستد و سیر نگاه می‌کند، ولی هرچه که نگاه را به اطراف می‌چرخاند، در هیچ کجا دور یا نزدیک در اطراف این لاله‌ها و اصلاً در این باغ و سرتاسر این محلة سرسبز نشان از قبری و سنگ گوری نیست که آن آقای...
ادامه خواندن

كُشته از بس كه فُزون است كفن نَتوان كرد*


جواد طوسي: آغاز آفرينش و پيدايش انسان با ستيز ميان فرزندان آدم (هابيل و قابيل) همراه بود كه ريشه در خشونت داشت. خداوند هابيل را بر قابيل ترجيح داد و خشونت در حسادت شكل گرفت. در ادامه, موجوديت و بقا و اضمحلال دولت‌ها, حكومت‌ها, نژادها و برخي نحله‌هاي فكري نيز با خشونت عجين شد. با اين وصف, سينما به عنوان يك رسانه‌ي مدرن تصويري و نمايشي مگر مي‌تواند بدون توسل به خشونت به ثبت بي‌واسطه واقعيت و روايت‌هاي تاريخي, اجتماعي, سياسي بپردازد؟ قاعدتاً بخشي از قواعد بازي در اين رسانه براي روايت‌پردازي و جذب مخاطب, نمايش خشونت است. كافي‌ست تا در ماهيت و نشانه‌هاي برخي از ژانرهاي مهم و مطرح سينما همچون وسترن, جنگي, نوآر و وحشت دقيق شويم تا بپذيريم كه در زيبايي‌شناسي‌شان خشونت نقش موثر بصري و رواني دارد. و باز مروز كنيم شماري از آثار شاخص سينماي ايران و جهان همچون پدرخوانده, هفت سامورايي, اينك آخرالزمان, جويندگان,...
ادامه خواندن

ساز و کار ديکتاتور


آنتوني بورلو برگردان عبدالوهاب فخرياسري لئوناردو شاشا (١٩٨٩-١٩٢١) به فضيلت خرد باور داشت. عاشق داستان‌هاي چندخطي (داستان‌چه)، روايت‌هاي کوتاه و روح‌بخش، و حکايت‌هاي جمع و جور بود. نبوغ‌اش در اشکال خرد -حکايت‌هاي ولترگونه، رمان‌هاي پليسي، حاشيه‌نويسي بر کتاب‌هاي ديگران- و داستان‌هايش اغلب در محدوده‌هاي تنگ جغرافيايي -سيسيل، سرزمين زادگاه‌اش، شهرستان‌اش، حتي روستايش- جاي مي‌گرفتند. نه به خاطر شهرستاني بودن، بلکه به اين دليل که مي‌انديشيد جزء دربرگيرنده کل است و خرد کلان را در خود دارد و اين که رويدادي متفاوت، داستاني ساده، مي‌تواند واقعيتي کم و بيش غبارآلود را قابل فهم و دريافت سازد. از نظر شاشا هيچگاه جاي انديشيدن درباره سياست، تاريخ و حتي متافيزيک خالي نبوده، اما اغلب آن بر سر سوزن، بر سر هسته‌اي‌ خرد اما سخت و غيرانتزاعي آرميده است. از اين رو، هيچ جاي شگفتي نيست که زندگي ادبي‌اش را با گردآوري چند قصه‌ کوتاه -سي‌تايي داستان بسيار کوتاه درباره حيوانات، هر يک در...
ادامه خواندن

گلچینی از بهترین بخش های اثر معدنچیان، دریا و حکایات دیگر


گلچینی از بهترین بخش های اثر  معدنچیان، دریا و حکایات دیگر نوشته EDUARDO GALEANO  نویسنده اهل اوروگوئه که در سال ۲۰۱۵ درگذشت. متن حاضر٬ برگرفته از اثر انتشار نایافته ”شکارچیان حکایات“ است که انتشارات لوکس مونترآل در ۲۰۱۷ منتشر خواهد ساخت. برگردان: منوچهر مرزبانیان ”ادواردو گالئانو“، نویسنده اهل اوروگوئه از نام آورترین نویسندگان آمریکای لاتین، چهره چپگرای آن قاره و همکار دیرین «لوموند دیپلوماتیک»، در سال ۲۰۱۵ در سن ۷۴ سالگی درگذشت. در پایان ماه مه، آخرین اثر وی (جُنگ حکایات و قصه هایی گاه به همان کوتاهی ”هایکو“های ژاپنی) برای نخستین بار به زبان فرانسه انتشار خواهد یافت. ما انحصارا گزیده هایی از این اثر را در سطور زیر منتشر می کنیم. تنبور این ساز کوبه ای از کناره های آفریقا تا دستان و خاطرهٔ بردگان کشتزارهای آمریکا سفر کرد. ورود این ساز را به سرزمین های برده داران منع کرده بودند. ریتم تنبور، پیوندها را می گسست، و...
ادامه خواندن

پس از داستان: لبخند ناسور


محمدرضا كاتب وقتي براي اولين بار سر بلند كردم, چشمم افتاد به لبخند ناسوري كه گوشه‌ي لب پدرم نشسته بود. من ساكت نشسته بودم روي نيمكت چوبي‌اي كه كنار پنجره‌ي كم‌نور اتاق بود. اما از چشم پدرم من مقابل او ايستاده بودم و با حرف‌هايم فضل‌فروشي مي‌كردم. پدرم هميشه خودش را به‌روزترين آدم دنيا مي‌دانست. و براي تحقير من و پدرش اين مطلب را شايد هزار بار به رخ‌مان كشيده بود. او مرا تحقير مي‌كرد چون از چشم او من موجودي شكاك, بي‌نظم و قاعده بودم. و پدرش موجودي كهنه و تمام‌شده. با هر وسيله‌اي كه به دستش مي‌رسيد پدرش را تحقير مي‌كرد. گاهي كه حالش خيلي خوب بود او را «قاطر مزرعه» صدا مي‌كرد. پدربزرگم تمام عمرش را در مزرعه‌ي آبا و اجدادي‌اش گذرانده بود. و حتي براي يك بار پايش را تو شهر نگذاشته بود. از شهر و آدم‌هاي عقل‌كل‌اش متنفر بود. وقتي پدرم, پدربزرگ را مسخره مي‌كرد...
ادامه خواندن

دسته گُلی برای سالومه، به بهانه کتاب«حکایت گل های رازیان»  سودابه فضایلی  

Image result for ‫حکایت گلهای رازیان‬‎
        کتاب «حکایت گل‌های رازیان» را می‌توان با خوانش‌های گوناگونی، پیش‌بُرد و روشن است که  در رویکردی که این‌جا به کار می‌رود، مااز بینشی جامعه‌شناختی/انسان‌شناختی مُلهم شده‌ایم، هرچند همچون همیشه، این رویکرد خود، در چارچوبی بین‌رشته‌ای قرار داده شده‌است. اما از ابتدا بگوییم، بی‌آنکه خواسته‌باشم این  کتاب را طبقه‌بندی کرده و شاید برغم  خواستِ مولف، آن را در گرایشی که «رُمان نو» نامیده شده‌است، اسیر کنم، اما هنگام آماده‌سازی این سخنرانی گویی از سرِ تصادف،  متنی از آلن رُب‌گرییه را ترجمه می‌کردم که به نظر می‌رسد می‌تواند سرآغازی بر تحلیل از کار خانم فضایلی باشد. بنابراین سخن خود را با آوردن بخش کوتاهی از این  نوشته با عنوان «تاریخ زیر سئوال» آغاز می‌کنم:  « [در رمان کلاسیک] همه عناصر فنیِ روایت، از جمله استفاده از گذشته ساده (ماضی مطلق)، سوم شخص مفرد،  استفاده بی قید و شرط از حرکت زمانی، و پی رنگ‌ها خطی،  منحنیِ قاعده مند...
ادامه خواندن

شیفته فلانری اوکانر هستم / گفتگو با آلیسون مور، نویسنده کتاب «فانوس دریایی» 


  مترجم: مستانه تابش «فانوس دریایی» آلیسون مور که در ایران نیز با همین نام منتشر شده و مورد توجه قرار گرفته، در سال 2012 در فهرست نهایی جایزه «بوکر» قرار گرفت و توانست در سال ۲۰۱۳ جایزه برترین رمان «بنیاد ادبی مک کیتریک» را از آن خود کند. مجموعه داستانهای کوتاه او (خانه قبل از جنگ و داستانهای دیگر) نیز برای دریافت جایزه جهانی داستان کوتاه «فرانک اوکانر» نامزد شد. مور میگوید وقتی شنیده ناشرش رمان فانوس دریایی را برای داوری در جایزه بوکر فرستاده، از تعجب شاخ درآورده و هیچوقت فکر نمیکرده بتواند برای اولین رمانش نامزد دریافت چنین جایزه معتبری شود. از نظر بسیاری از مخاطبان، فهم داستانهای او مشکل است و بعضیها فضای کار او را با فیلمهای رومن پولانسکی، کارگردان بزرگ و صاحب سبک سینما، مقایسه میکنند. آنچه در ادامه آمده خلاصهای از گفتوگوی این نویسنده میانسال انگلیسی با وبسایت رسمی word factory لندن (بنیاد...
ادامه خواندن

گفت‌وگو با ماريو بارگاس يوسا: مادام بوواري مونث جاودان است


        خجسته كيهان تلاش براي ارتباط با ماريو بارگاس يوسا از اوايل اسفند ماه 1392 با نوشتن نامه‌اي آغاز شد که در آن درخواست کرده بودم به ترتيبي که خود بر مي‌گزيند درباره‌ي زندگي و آثارش با او مصاحبه کنم. اما پاسخ اين نامه پنج ماه بعد، زماني که ديگر اميدي به دريافتش نداشتم، با نامه‌ي الکترونيک کوتاهي که در آن تاريخ و ساعت مصاحبه‌اي تلفني را تعيين کرده بود به من رسيد؛ با اين توضيح که زمان مصاحبه تنها نيم‌ساعت خواهد بود. از اين‌رو آنچه در زير مي‌خوانيد مصاحبه‌اي‌ست که طبق قرار با آقاي بارگاس يوسا در 28 شهريور، ساعت دوازده و نيم به وقت تهران و 10صبح به وقت مادريد انجام دادم.  ضمناً ماريو بارگاس يوسا زبان‌هاي انگليسي و فرانسه را به خوبي صحبت مي‌کند، اما به دليل نزديکي بيشتر زبان فرانسه به اسپانيولي (زبان مادري‌اش) مصاحبه را به زبان فرانسه انجام دادم. در آخر...
ادامه خواندن

کريستين متز و مساله‌ي دلالت تصوير


ميلاد روشني‌پايان کريستين متز، مقاله‌ي دوران‌ساز خود را با عنوان سينما: زبان يا سيستم زباني؟، با اين جملات پر از اميد به پايان مي‌برد؛ «سوسور آنقدر زنده نماند تا بتواند درباره‌ي اهميتي که سينما در دنياي کنوني به دست آورده است، اظهارنظري بکند، اما کسي منکر اين اهميت نيست که زمان نشانه‌شناسي فيلم فرا رسيده است».1 زمان نشانه‌شناسي فيلم فرا رسيده بود و اين خود متز بود که مي‌رفت با همين مقاله، که در يکي از شماره‌هاي سال 1964 نشريه‌ي کومينيکاسيون منتشر شده بود و امروز يکي از کلاسيک‌ترين مقاله‌ها‌ي نشانه‌شناسي فيلم است، به گشايشي جديد در تئوري فيلم دست بزند. گشايشي که به منزله‌ي آري‌گويي به توفاني بود که پيشتر از سوي زبان‌شناسي و نشانه‌شناسي ساختارگرا وزيدن گرفته بود و تا آن لحظه تمام حوزه‌هاي علوم انساني و نقد ادبي و هنري را درنورديده بود. و حالا نوبت سينما بود که خارج از بحث‌هاي عوامانه و متداول در خصوص...
ادامه خواندن

ادبیاتِ اقلیّت‌ها: چیزهایی که آقای نویسنده نمی‌داند در سخنرانی‌اش بگوید یا نگوید!


  کیم مونسو / ترجمة نوشین جعفری و پژمان طهرانیان کیم مونسو، نویسندة معاصر اسپانیاییِ کاتالان‌زبان، که حالا دیگر ـ با ترجمه و انتشارِ دو کتاب از او به فارسی: چرا اینجا همه‌چی این‌جوریه؟ (ترجمة نوشین جعفری، مانِ کتاب، 1393) و گوادالاخارا (ترجمة پژمان طهرانیان، نشر نی، 1395) ـ نباید میان ادبیات‌خوان‌های ایرانی نویسندة چندان ناشناسی باشد، در سخنرانیِ زیر که در مراسم افتتاحیة نمایشگاه بین‌المللیِ کتاب فرانکفورت در سال 2007 (همان سالی که فرهنگ و ادبیات کاتالان مهمان ویژة نمایشگاه بوده) ایراد کرده، ضمنِ آنکه درگِل‌ماندگیِ خودِ نویسنده‌اش را شوخ‌طبعانه برملا می‌کند و همین روندِ دست‌وپا زدنِ خودش در گِل را تبدیل به داستان‌گونه‌ای جذّاب (مشابه برخی داستان‌های کوتاهش)، با طنز و طعنه‌ها و نیش‌وکنایه‌های فرهنگی ـ سیاسی ـ اجتماعی خاصّ خودش کرده و از این نیز سخن می‌گوید که چه شده که فرهنگ و ادبیاتی ریشه‌دار در طول تاریخ چنان در حصارهای سیاسی ـ اجتماعی محصور گشته که نویسندگانش...
ادامه خواندن