ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

سوژه هنرمند و زن


فاطمه خضری داشتن درک درستی از "هنر" و "هنرمند" مطمئنا" بی ارتباط به شناختن کسانی که تا به امروز توانسته اند این مفاهیم را برای خود و آثارشان به ثبت برسانند، نیست. سال 1970 را نقطه ی تحول روابط بین هنر و زنان می دانند. در این سال عملگرایی سیاسی هنر معاصر، نقد تاریخی فلسفه و هنر هم رنگ اجتماعی به خودش گرفت. نقطه ی تحول روابط بین زن و هنر نمودی از به چالش کشیدن مفاهیم ساختار یافته ی «هنر و هنرمند» نیز می تواند باشد: چرا یک رومیزی گل دوزی شده برای میز ناهار خوری نمی تواند همانند یک تابلوی نقاشی که یک اثر خلاقانه و هنرمندانه به شمار می آید، پذیرفته شود...؟ درست است که هنر و هنرمند در رابطه با واژگانی همچون خلاقیت، یکتایی و نبوغ تعریف شده اند، اما پذیرفته شدن یک اثر هنری را در جامعه می توان این گونه بیان کرد: «این تماشاگران...
ادامه خواندن
برچسب ها:

تن‌بارگی در دوره صفویه(5)


زهره روحی 2.  روسپیان در قلمرو عمومی ظاهرا روسپیگری ، به عنوان شغل و پیشه قدمتی تاریخی دارد ؛ چه در بین اعراب و چه در بین تاتارها ، ترک‌ها ، هندی‌ها ، ایرانیان ، یونانیان ، و رومی‌ها ، روسپیگری به عنوان شغلی رسمی وجود داشته ( 32 ) ، که معمولا از سر فقر و نا امنی و بی ‌سروسامانیِ ناشی‌از جنگ‌ها و اجبارِ اجتماعی بوده است ( 33 ) . ادبیان و شعرای ایران ( به عنوان مثال بهاءالدین ولد ، مولانا ، سعدی ، حافظ ، سنایی ، نزاری قهستانی ، ناصرخسرو ، ...) در آثار خود یا به صراحت و همراه با ملامت درباره این زنان بینوا و یا با ظرافت و دلسوزی نسبت به آن‌ها ، از وجود علنی این گروه در قلمرو عمومیِ زمانه خود یاد کرده ‌اند ( 34 ) . به همین ترتیب صفویه هم از ابتدای کار خود ( دوران...
ادامه خواندن

تن بارگی در دوره صفویه (4)


    اما، نکته طعنه آمیزِ مسئله اخته کردن بدن مردانه ، جهت نگهبانی کالبد‌های زنانه ، از این قرار است که به نظر می‌رسد تنها راهِ اسارتِ بدنِ زنانه ، مُثله کردنِ بدن خودِ مردان باشد ! مردسالاریِ عهد صفویه ، « بدن مردانه » خود را قربانی نگاه سلطه ‌جویانه ‌اش در « غیاب » خود می‌کند. جایی که نگاه مالکانه و بیمار مرد ، حضور ندارد تا نگهبان کالبد زنان خود در خانه ‌اش باشد ؛ بنابراین ، این موقعیت « غیاب » است که مرد سالاری عهد صفویه خود را بدان آویخته است . چرا که بیشترین همت و تلاش خود را صرف عدم حضور خود کرده است ! گویی تنها با در نظر داشتن موقعیت «غیاب» که متصل به اخته کردنِ بدن مردانه ‌‌‌ی مردی دیگر است ، دلش آرام می‌ گیرد و بدین ترتیب نگاه خود را به جای عضوِ اخته شده مرد خصی...
ادامه خواندن

تن‌بارگی در دوره صفویه(2): کالبدهای اخته شده، و ظهور غلام ‌بار‌گان به ‌منزله جنسیت سوم


شاردن می‌نویسد: «حسدی که در شرق مردان نسبت به زنان دارند، موجب شده است که اختراع وحشیانه و خلاف طبیعت خواجه کردن صورت گیرد. اما اگرچه خواجگان را در ابتدا فقط برای نگهداری زنان در نظر گرفته بودند، [بعدتر جهت خدماتی دیگر مورد استفاده قرار گرفتند] (...) غالباً نمی‌دانند اهل کدام کشورند و به این ترتیب  جز در فکر اعاشه [(معیشت)] جسم خود، در فکر امر دیگری نیستند. مسلم است که با این وصف، اینان بیشتر از مردان دیگر به کار خود دلبستگی داشته باشند. باید افزود که خواجگان حتی روابط دوستانه هم ندارند و بر اثر طرز زندگی خود، نه وقت دوست‌یابی دارند و نه امکان آن‌را. آنچه من درباره خواجه سرایان شرح می‌دهم، به خصوص درباره خواجگان ایرانی صادق است. زیرا مثل آنکه غلامانی هستند که از دنیای دیگری آورده شده‌اند »  ( 1 ). به بیانی، بنا بر گفته شاردن، در شهرهای عهد صفوی که مراکز ثروت...
ادامه خواندن

تن‌بارگی در دوره صفویه (بخش نخست)


زهره روحی سخنی کوتاه: از لحظه ای که عرصه لذتِ جنسی، و کردار و رفتار جسمیِ در رابطه با آن، مورد توجه و «کنترلِ» قدرتهای سیاسی (اعم از دینی و یا غیر دینی) قرار گرفت و در صدد برآمدند تا در نوع رابطه و یا گزینشهای جنسی، نسخه هایی تجویز کنند، عرصه دخالت و سیاستگذاریهای جنسی ظهور یافت، و بدین ترتیب مسئله ی «جنسیت»، و مناسبات اجتماعیِ آن، به منزله راهبردِ مدیریتیِ نظارت بر بدنِ جنسیِ افراد برساخته شد و به عنوان بخشی مهم از زیر مجموعه «استراتژی های سیاسی» به حوزه «قدرت»، انتقال یافت. همین مسئله در خصوص «تولید مثل» و یا به اصطلاح زاد و ولد و «کنترل جمعیت» نیز صادق است . از سوی دیگر، رابطه جنسی و به طور کلی مسئله جنسیت، با توجه به اسناد و مدارک تاریخی، اغلب جزو مسائلِ به اصطلاح پُر تنش جوامع بوده است: عرصه ای ستیزنده که معمولاً دستخوش سرکوب...
ادامه خواندن

نظریه پردازان حوزه جنسیت (7): جولیت میچل (1940)


میچل روانکاو مارکسیست انگلیسی در سال 1940 در نیوزیلند به دنیا‌آمد. میچل از نخستین کسانی است که اهمیت روانکاوی را در نقد مرد سالاری دریافت. او در کتاب خود روان کاوی و فمنیسم قرائتی فمنیستی از نظریه فروید به دست داد و ضمیر ناخودآگاه را عامل اصلی کارکرد روانی و جنسیت را محور مرکزی آن معرفی کرد. او اعتقاد داشت با توجه به تعابیر ژاک لاکان و با نگاهی فمنیستی می توان نظریه فروید را از بند نگرش بیولوژیک رها کرد و به نظریه ای درباره ساخت شخصیتی انسان جنس دار دست یافت. میچل و هم فکران نئو فرویدی او با نگرشی اساساً جامعه شناختی همچنان سرچشمه سرمایه داری و حاکمیت مرد سالاری را در رویدادهای بیرونی جست و جو می کنند. مقاله‌ی بلند و معروف میچل " زنان: طولانی ترین انقلاب" از نخستین جلوه های نظریه فمنیستی بریتانیایی بود. او در این مقاله مدعی شد که تحلیل خانواده بر...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «اگر فرزند دختر دارید»


    لیلا احمدی جانینی بلوتی، النا، اگر فرزند دختر دارید 1378، محمد جعفر پوینده، چاپ دوم، نشر نی این کتاب که نوشته‌ی نویسنده‌ی ایتالیایی است، شامل 223 صفحه و 4 فصل مجزا است. دغدغه‌ی اصلی کتاب تبعیض‌های جنسیتی است که از قبل از تولد نوزاد آغاز می‌شوند و در روابط اجتماعی کودک با دیگران و حتی در مکان‌های آموزشی بر کودکان تحمیل می‌شود، است.جانینی بلوتی باظرافت خاصی زندگی کودک را به بخش‌های مختلفی تبدیل می‌کند و بیشترین اموری که کودک با آن‌ها سروکار دارد را از این جهات موردبررسی قرار می‌دهد. از نکاتی که مخاطب را جذب این کتاب می‌کند، می‌توان به شیوه‌ی نویسندگی نویسنده که با استفاده از مثال‌های زیاد که حتی به‌طور روزمره مورداستفاده قرار می‌گیرند،اشاره کرد. این مسئله نه‌تنها برای مخاطب جذابیت دارد بلکه او را با پیامدهای ناآگاهانه‌ی رفتارش با دیگران ( به‌خصوص کودکان) آشنا می‌کند. فصل اول: در انتظار نوزاد همان‌طور که از نام...
ادامه خواندن

نظریه پردازان حوزه جنسیت (6): فاطمه مرنیسی


شیوا علینقیان مرنیسی، فاطمه ( 1940) Fatima Mernissi فاطمه مرنیسی از کنشگران حوزه¬ی زنان و جامعه¬شناس فمینسیت است که در سال 1940 در مراکش به دنیا آمد. او دکترای خود را در رشته¬ی علوم سیاسی از دانشگاه سوربن گرفت. او به دلیل توجه به دین اسلام و نقش فعالانه¬ی زنان در آن دین از چهره¬های شاخص فمینسیم اسلامی به حساب می¬آید. مرنیسی از صاحبنظران مهمی است که هرمنوتیک دینی را به مطالعات زنان در جوامع اسلامی وارد کرده و آن را برای زنان مسلمان رهایی بخش می¬داند. او بسیاری از پیش فرض¬های عمده¬ درباره¬ی جایگاه زن در اسلام را به چالش کشیده و مشخصا قوانین حجاب، ارث و چندهمسری و ... را ناشی از قرائت¬های مردانه از متون مقدس می¬داند. مرنیسی در کتاب تاثیرگذار خود "زنان پرده نشین و نخبگان جوشن پوش " در تلاش است تا برداشتی نوین از حقوق زن در اسلام را ارائه ¬کند و به نقش...
ادامه خواندن

نظریه پردازان حوزه جنسیت (4): سیمون دوبوار


 دووبوار، سیمون (1908-1986)                                        Beauvoir, De Simone     سیمون دوبووآر فیلسوف، نویسنده¬ی اگزیستانسیالیست و فمینیست در سال 1908 در خانواده¬ای بورژوا در پاریس زاده شد. او در دانشگاه سوربن به تحصیل فلسفه پرداخت و ارتباط نزدیکی با ژان پل سارتر داشت. او به علت اندیشه¬های آزادی¬بخش خود در حوزه¬ی جنسیت و ترکیب آن با کنشگری اجتماعی و اکتیویسم، از سال 1968 به عنوان مادر فمینسیم شناخته می¬شود. او نویسنده¬ی مانیفست 343 بود. این بیانیه زنان فرانسوی به سقط جنین –که در آن زمان در فرانسه غیرقانونی بود- اقرار کرده و خواستار واگذاری حق تصمیم¬گیری به خودشان شده بودند (بیر، 1990). اما تاثیر دوبوار در مطالعات جنسیت به اینجا محدود نمی¬شود. کتاب مهم او با نام "جنس دوم" (1949) بدون شک از مهمترین و ماندگارترین متون فمینسیتی است چراکه بسیاری مفصل بندی مفهوم جنسیت را مدیون این اثر دانسته¬اند. بحث¬های دوبوار، راه¬هایی که تفاوت¬های جنسیتی از طریق آنها منجر به ایجاد سلسله...
ادامه خواندن

نظریه پردازان حوزه جنسیت- بخش سوم


جودیت باتلر  (1956)      Judith Butler باتلر متنقد پسا ساختارگرا و فمینسیت مشهور آمریکایی و از شاخص¬ترین چهره¬های علمی معاصر در حال حاضر می-باشد. او در سال 1956 در یک خانواده¬ی یهودی در آمریکا زاده شد و در حال حاضر استاد ادبیات در دانشگاه کلمبیاست.  از نظر بسیاری از نظریه پردازان مهمترین رویکرد متاخر در مطالعات جنسیت، مفهوم¬پردازی است که جودیت باتلر از مفهوم "اجرای جنسیت " ارائه می¬کند. از دید باتلر جنسیت نه فقط امری فرهنگی بلکه چیزی شبیه پنداری فرهنگی است که گرچه تا حدی مصالح آن را بدن فراهم می¬کند اما به طور کامل در بستر جامعه شکل می¬گیرد. جنسیت به بیان باتلر نه نوعی هویت ذاتی که کرداری گفتمانی است. در حالیکه تصور می¬شود جنسیت محصول و معلول هویت جنسی است، رابطه ای معکوس وجود دارد؛ این جنسیت است که هویت جنسی را برمی¬سازد. بنابراین هویتهای جنسی گونه های متفاوتی از "اجرا" هستند که برخی همراه با...
ادامه خواندن

زنان برای سیاستی «دیگر»


ناصر فکوهی گذار از پهنه‌ای اجتماعی- سیاسی و فرهنگی که در طول دستکم چند صد سال نظام‌هایی به شدت آمرانه، مردسالار و زن‌ستیز بر آن حاکم بوده‌اند، به دموکراسی و اندیشه آزاد و مدنی و نظامی که در آن ظرفیت‌های نسبتا مناسبی برای آزادی، برابری اجتماعی و همبستگی و دگر‌دوستی و مدنیت و احترام به حقوق یکدیگر و به خصوص همبستگی و احترام به حقوق افراد ضعیف‌تر و اقلیت‌ها وجود داشته باشد، فرایندی است دراز‌مدت که افزون بر هوشمندی و داشتن راهبرد و شرایط سیاسی و اراده مردم، نیاز به تمرین و کُنش‌های پیوسته دارد. این موقعیتی است که ما در آن هستیم. این گذار، همچنین نیاز به تشخیص درست از وضعیت خود نسبت به سایر پهنه‌های قابل‌مقایسه و ارزیابی عقلانی از قابلیت‌ها و کاستی‌های خود و هدف‌گزاری منطقی و به دور از مبالغه دارد. مشکل، چه برای ما و چه برای هر نظامی که بخواهد در این زمینه اقدامی...
ادامه خواندن

تاریخچه مختصری از نوجوانی (9)


داوید لوبروتون برگردان آریا نوری فصل پنجم « در سن 16 سالگی برای من یک دوچرخه خریدند و از آن به بعد دیگر کسی هرگز من را ندید.» ( پول موران) جوانان تنها در چارچوب تاریخ منحصر به فرد خود در بطن شرایط خاص اجتماعی – فرهنگی ، جنسیتی  و به خصوص احساسی ، وجود داشته ، دارند و خواهند داشت. از حدود بیست سال پیش تا کنون ، نوجوانی به واسطه ی تغییرات گسترده ی فرهنگی و اجتماعی ای که جوامع مدرن ما به خود دیده اند ، مفاهیم گسترده و کاملا متنوعی پیدا کرده و به معنای کلی تر شکوفایی عظیمی را به خود دیده است. دوران قبل از نوجوانی بعضا به مثابه خروج نمادین از دوران کودکی قلمداد می شود. برخی هم به ناگاه از این دوران عبور می کنند  ، مثل دخترانی که بدن نابالغ خود را برای نشان دادن جذابیتی در معرض دید قرار می دهند...
ادامه خواندن

کتاب تاریخ جنسیت فوکو


جنسیت شامل مجموعه ی رفتارها، نقش‌های اجتماعی و اندیشه‌های اجتماعی است که فرهنگ حاکم بر هر جامعه بر عهده زن و مرد گذاشته است. از نظر فوکو، بحث و گفت و گو درباره جنسیت و لذات جسمانی یکی از مهم ترین موضوعات تاریخی قدرت در جامعه غربی به شمار می¬رود. فوکو جنسیت را منظومه ای اتفاقی از گفته ها، رفتارها و مضامینی می داند که در عصر حاضر آدمیان را در حیطه مناسبات قدرت و گفتمان قرار می دهد. به عبارتی دیگر، جنسیت عبارت است از راهبردی در جهت اداره، تولید و نظارت بر اندام آدمیان و مناسبات اجتماعی آنها. در فرهنگ مدرن جنسیت به صورت اهرمی برای چیرگی بر وجود انسان ها به کار می رود.. جنسیت به نظر فوکو، بیشتر مجموعه ای تصادفی و مشروط از سخن ها، درون مایه ها یا اعمال است که از سرآغاز روزگار مدرن با سفسطه گری روزافزونی، افراد را دورن مناسبات قدرتی...
ادامه خواندن

اصطلاح شناسی جنسیت


دانشنامه استنفورد برای تمیز دادن تفاوت‌های بیولوژیک از تفاوت‌های اجتماعی/روانشناختی وسخن گفتن درباره دومین نوع تفاوت، فمینیست‌ها واژه «جنسیت» (gender) را برگزیدند. روانشناسانی که درباره تراجنسی بودن  می‌نوشتند، اولین گروهی بودند که اصطلاح‌شناسی جنسیت را بدین معنا بکارگرفتند. تا دهه 1960 «جنسیت» تنها برای اشاره به واژگان جنس مذکر (masculine) و جنس مونث (feminine) استفاده می‌شد، همچون حروف تعریف le و la در زبان فرانسه (Nicholson 1994, 80; see also Nicholson 1998). با این همه، روانشناسی به نام روبرت استولر  (1968) برای توضیح این‌که چرا برخی مردم احساس می‌کنند «در بدن‌هایی اشتباه گیر افتاده‌اند»، آغاز کرد به استفاده از اصطلاح «جنس» (sex) برای برجسته کردن رفتارهای زیستی، و اصطلاح «جنسیت» برای برجسته کردن میزانی از زنانگی و مردانگی که یک شخص به نمایش می‌گذارد. با وجود این (روی هم رفته) جنس و جنسیتِ یک شخص مکمل یکدیگر بود، و جدا کردن این اصطلاحات به نظر مفهومی تئوریک به دست می‌داد...
ادامه خواندن

جنسیت و حق شهر در آرای توی فنستر


پژوهشگران حوزه جنسیت و فمینیسم از همان ابتدا، به آرای مارکسیستی و سوسیالیستی به دیده انتقاد نگریسته‌اند. به زعم آن‌ها نادیده گرفتن نابرابری میان دو جنس، کنار گذاشتن حوزه خصوصی و خانوادگی و تقلیل تحلیل سازوکار جامعه به روابط طبقاتی، مسائل و مصایب بخش بزرگی از جامعه -یعنی زنان و کودکان- را از عرصه نظریه‌پردازی اجتماعی حذف می‌کند. به تبع این نگاه، آرای هانری لوفبور به ویژه نظریه حق شهر او نیز از این نقد برکنار نبوده است. در این میان توی فنستر از پژوهشگرانی است که سعی داشته آنچه را که به زعم منتقدان خلائی در نظریه حق شهر محسوب می‌شود، پر کند. او بر این باور است که زنان در زمینه‌های فرهنگی و سیاسی متعدد –چه در قلمروی خصوصی و چه در قلمروی عمومی- مورد تبعیض واقع شده‌اند؛ و بر مبنای این استدلال نظریه حق شهر را در نسبت با مؤلفۀ جنسیت و گروه اجتماعی زنان بازتعریف می‌کند....
ادامه خواندن

برای زن‌های شیوا ارسطویی: نگاهی با رویکرد شناختی به شخصیت‌سازی زن در آثار شیوا ارسطویی


به نظر می‌رسد ارسطویی یکی از نویسندگان صاحب سبکی باشد که شخصیت‌سازی زن در آثارش از لحاظ بررسی‌های شناختی حائز اهمیت ویژه‌ای باشد، چرا که با سه نوع شخصیت‌سازی زن به عنوان شخصیت اصلی در آثار او مواجهیم و از آنجایی که در نظریات روایت‌شناسی کم‌تر به چگونگی شخصیت‌‌ها و بیشتر به کنش‌ها و راوی‌ها پرداخته می‌شود، بررسی آثار ارسطویی می‌تواند داده‌های قانع‌کننده‌ای برای پرداختن به نظریه‌ای شخصیت‌محور در روایت‌شناسی ارائه دهد. در بررسی‌های عناصر داستانی، شخصیت و پیرنگ همواره به صورت همزمان از اصلی‌ترین عناصر داستانی بوده‌اند اما متأسفانه در روایت‌شناسی بیشتر به ساختار کنش، به انواع راویان، به مولف ضمنی، کانونی‌سازی و شیوه‌ای که مفهوم روایی شکل می‌گیرد و همچنین به انواع شخصیت از لحاظ نقشی که در پیرنگ برعهده دارند، پرداخته شده و در نهایت به گفتمان داستانی که با تکیه بر عنصر اصلی زبان ایجاد می‌شود، اما به شیوه‌های مختلفی که شخصیت شکل می‌گیرد، کم‌تر اشاره...
ادامه خواندن

زیست مجردانه در تهران مطالعه‌ای به روش نظریه‌ مبنایی


سید حسن حسینی/ مارال لطیفی در مقاله زیست مجردانه در تهران مطالعه‌ای به روش نظریه‌ مبنایی به بررسی نحوه‌ هویت‌یابی، استراتژی‌های مختلف افراد و خانواده‌ها در مواجهه با مسائل زندگی مستقل، جریان‌های منتهی به آن و عوامل تأثیرگذار بر این اقدام پرداخته‌اند. مقاله در ویژه‌نامه انسان‌شناسی شهر تهران؛ نشریه پژوهش‌های انسان‌شناسی ایران به چاپ رسیده است.  چکیده مقاله تصمیم افراد به زندگی مستقل از خانواده و عملی کردن آن، در سال‌های اخیر به یکی از فرایندهای برجسته و قابل اعتنا در شهرهای بزرگ ایران تبدیل شده است؛ طبق آمار غیررسمی اعلام‌شده از سوی مدیرکل فرهنگی سازمان ملی جوانان در شهریورماه سال 90، حدود 27 درصد جوانان در کلان‌شهرهای کشور زندگی مستقل از خانواده دارند، این نرخ در تهران به 30 درصد می‌رسد و این آمار در حال افزایش است. تحقیق منتهی به این مقاله به مطالعه‌ ابعاد گوناگون این سبک زندگی با استفاده از گراندد تئوری پرداخته و در پی...
ادامه خواندن

زیبایی زنان و و جامعه شناسی انگ (ننگ اجتماعی)


  راشل تانر2 برنده جایزه یادبود جامعه شناسی بصری 3 زیبایی زن ، موضوعی با اهمیت اجتمایی زیاد همیشه بوده  و تداوم خواهد داشت. در رسانه های آمریکایی ، جذابیت زنان اغلب به مقبولیت اجتمایی ، موقعیت ، اخلاقیات و (گاهی ) عقل گره خورده است .در فیلم ها و تلویزیون آمریکا، بازیگران بلند و باریک بطور کلی با صفات مطلوب فرهنگی مانند اعتماد به نفس ، و تمایلات جنسی  از خود نشان می دهند .  در حالی که  ، زنانی که از استانداردهای فرهنگی قابل قبول منحرف شده اند به صورت کاریکاتورهای عجیب و غریب شایسته تمسخر و تحقیر به تصویر کشیده شده اند .اغلب زنان چاق و یا شخصیت های زن که از نظر فیزیکی نامطلوب هستند بوسیله مردان به تصویر کشیده شده است ، که معنای ضمنی آن این است که زنانی که با استانداردهای اجتماعی مطلوبیت فیزیکی مطابقت ندارند ، اساسا زن نیستند . زشتی آنان...
ادامه خواندن

آیا پسران سهم بزرگتری از بودجه مدارس دریافت می کنند؟


دختران از پسران در امتحانات بهتر هستند  اما در دیگر حوزه ها – مثل ورزش مدارس – مشارکت دختران برابر نیست . آیا ما  مراقبت کافی در مورد پسران تحت دستاورد انجام می دهیم که هزینه  بیشتر در آموزش و پرورش آنان انجام دهیم ؟ این سوال نمایندگان در همایش اخیر پرسیده شد . من به شک افتادم وقتی که تفکر کردم: آیا مراقبت می کنم ؟ بودجه مدرسه معمولا برای این مبحث نیست ، بنا بر این سوال فرضی خواهد بود ، اما دولت در حال گام برداشت در جهت یک تلاش جدی به منظور تغییر روش پرداخت آن به مدارس است . بجای آنکه مدیران مدارس بودجه اختصاص داده شده بوسیله افراد محلی دریافت کنند ، برنامه این است که یک فرمول بودجه ملی ایجاد کنند –محاسبه فوق نقدی برنامه ریزی شده که در آن مدیر مدرسه می تواند جزییات دانش آموزان وتعدادشان را به هم وصل کند...
ادامه خواندن

جنسیت و جبرگرایی بیولوژیک


دایره المعارف فلسفه استنفورد برگردان زهره دودانگه ظاهرا اکثر مردم معمولاً چنین می‌پندارند که جنس و جنسیت با یکدیگر همزیستی دارند: زنان انسان‌های مونث هستند و مردان انسان‌های مذکر. در طول تاریخ بسیاری از فمینیست‌ها با این پندار مخالفت کرده و از تمایز میان جنس/جنسیت حمایت کرده‌اند. در حال حاضر چنین پذیرفته شده که: «جنس» (sex) بر مبنای ویژگی‌های بیولوژیک (کروموزوم‌ها، اندامهای جنسی، هورمون‌ها و دیگر مشخصات فیزیکی) نشان انسان مذکر یا مونث است؛ «جنسیت» (gender) بر مبنای مولفه‌هایی اجتماعی  دلالت بر زنان و مردان دارد (نقش، موقعیت، رفتار یا هویت اجتماعی). انگیزه اصلی فمینیستی برای ایجاد این تمایز مقابله با جبرگرایی بیولوژیک است که بیولوژی را سرنوشت‌ساز می‌شمارد. یک مثال شناخته شده از جبرگرایی بیولوژیک، دیدگاه گدس و تامپسون (Geddes and Thompson) ** است که در سال 1889 درباره ویژگی‌های اجتماعی، روانشناختی و رفتاری ناشی از موقعیت متابولیک (سوخت و سازی) استدلال کردند. [بر اساس این دیدگاه] انتظار می‌رفت که...
ادامه خواندن