ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

معرفی کتاب مصاحبه به عنوان يک روش پژوهش کيفي

ترجمه: سيد علي کوشازاده(دکتري مديريت منابع انساني، دانشگاه فردوسي مشهد)علي¬رضا جابري(کارشناسي ارشد علوم اجتماعي، دانشگاه علامه طباطبايي تهران)سارا حسيني اَراني(کارشناسي ارشد مديريت استراتژيک منابع انساني، دانشگاه تهران) فهرست مطالبپيشگفتار نويسنده    9مقدمه مترجمان    13سپاس نامه (قدرداني)    15مقدمه: چگونه به سراغ مصاحبه آمدم    17فصل اول: چرا مصاحبه؟    24هدف مصاحبه    26مصاحبه: روش «شناخته شده» يا «ناشناخته»؟    28چرا مصاحبه نکنيم؟    30جمع بندي    33فصل دوم: ساختاري براي مصاحبه‌ي عميق و پديدارشناسي/شناختي    35چه چيزي مصاحبه را يک موضوع پديدارشناسي مي‌سازد و چه اهميتي دارد؟    37مضمون پديدارشناسي اول: ماهيت موقت و ناپايدار تجربه انسان    38مضمون پديدارشناسي دوم: چه نوع درکي است؟ درک ذهني    39مضمون پديدارشناسي سوم: تجربه زيسته به عنوان پايه و اساس «پديده»    39مضمون پديدار شناسي چهارم: تاکيد بر معنا، و معنا در زمينه (بستر)    40اين مضامين پديدارشناسي چه اهميتي دارند؟    42مجموعه‌ مصاحبه هاي سه‌گانه    43مصاحبه اول: متمرکز بر تاريخ زندگي    43مصاحبه دوم: جزئيات تجربه    44مصاحبه سوم: تفکر درباره معنا    45رعايت ساختار    46طول مصاحبه‌ها    47فاصله زماني بين مصاحبه‌ها   ...
برچسب ها:
ادامه خواندن

مسئله آگاهی از مردن

توضیح مترجم: آنسلم اشتراوس Anselm Strauss از سرآمدان پژوهش کیفی در جامعه‌شناسی است. شاید بتوان گفت که اشتراوس و کِرس‌ول John W. Creswell یک‌تنه بار مفهوم‌پردازی و طبقه‌بندیِ پژوهش کیفی در علوم اجتماعی را به دوش کشیده‌اند. آن‌هنگام که فردی صاحب‌نظر در پژوهش‌های ذهن‌گرا فرایند مردن را به‌عنوان موضوع اثر خویش برگزیند؛ نتیجه‌ی کار به طور حتم خواندنی و آموزنده خواهد بود. متن پیش‌رو ترجمه‌ای است از مقدمه‌ی کتابی تحت عنوان آگاهی از مردن Awareness of Dying به قلم اشتراوس و گلاسر Barney G. Glaser. نویسندگان آنطور که خود بیان داشته‌اند تحت لوای پارادایمی تعامل‌گرا در جامعه‌شناسی، فرایند مردن یا احتضار را کنکاش کرده‌اند. نبود پژوهش‌هایی از این‌دست در فضای دانشگاهی ایران به شدت احساس می‌شود. جستجوی واژه‌ی مرگ – واژه‌ی مردن پیش‌کش- در نشریات دانشگاهیِ فارسی زبان به نتایج چشم‌گیری منجر نمی‌شود و جای خالی ژورنالهایی همچون Omega، Death Studies، Loss Grief and Care،  در ایران سخت خالی است....
ادامه خواندن

زیست مجردانه در تهران مطالعه‌ای به روش نظریه‌ مبنایی

سید حسن حسینی/ مارال لطیفی در مقاله زیست مجردانه در تهران مطالعه‌ای به روش نظریه‌ مبنایی به بررسی نحوه‌ هویت‌یابی، استراتژی‌های مختلف افراد و خانواده‌ها در مواجهه با مسائل زندگی مستقل، جریان‌های منتهی به آن و عوامل تأثیرگذار بر این اقدام پرداخته‌اند. مقاله در ویژه‌نامه انسان‌شناسی شهر تهران؛ نشریه پژوهش‌های انسان‌شناسی ایران به چاپ رسیده است.  چکیده مقاله تصمیم افراد به زندگی مستقل از خانواده و عملی کردن آن، در سال‌های اخیر به یکی از فرایندهای برجسته و قابل اعتنا در شهرهای بزرگ ایران تبدیل شده است؛ طبق آمار غیررسمی اعلام‌شده از سوی مدیرکل فرهنگی سازمان ملی جوانان در شهریورماه سال 90، حدود 27 درصد جوانان در کلان‌شهرهای کشور زندگی مستقل از خانواده دارند، این نرخ در تهران به 30 درصد می‌رسد و این آمار در حال افزایش است. تحقیق منتهی به این مقاله به مطالعه‌ ابعاد گوناگون این سبک زندگی با استفاده از گراندد تئوری پرداخته و در پی...
ادامه خواندن

روش‌شناسی شناخت معماری گذشته ایران

آفرینش موجودیت‌های معماری آنگاه که بستر خلقْ ایران‌زمین باشد، ضرورت انجام پژوهش در ریشه‌ها و اصل‌های آن را ناگفته آشکار می‌سازد به قید آنکه آفریننده بخواهد در راستای همان اصل‌های جاودانه گام بردارد و از آنها عدول نکند. از سویی به استناد اظهارات برخی از پژوهشگران غربی شکاف فزاینده میان مردم و محیط‌های مصنوع در دنیای امروز که ایران‌زمین نیز مستثنی از آن نیست، موجب عدم الفت و صمیمت میان مردم و کم‌رنگ‌شدن نقش کالبدها به مثابه کانون فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی شده است. این مهم در جوامعی چون جامعۀ امروز ایران که میان فرهنگ سنتی خود و به تبع آن معماری گذشته‌اش و فرهنگ دنیای مدرن و به تبع آن معماری خاص خود وامانده است، عمیق‌تر و مهم‌تر است. از جنبه روش‌شناختی نیز باید پذیرفت روش‌های علمی شناخت و مطالعۀ پدیده‌ها که متکی بر داده‌های کمی و روش‌های اثبات‌گرا هستند آنجا که موضوع مورد مطالعه کیفیت‌های موجود در حوزۀ...
ادامه خواندن

شرحی بر مقاله پایان انسان شناسی (2010) جان کوماروف (بخش سوم؛ بخش پایانی)

مانی کلانی آنچه گذشت: در بخش پیشین، کوماروف سه واکنش پژوهش گران انسان شناسی را به « بحران پایان انسان شناسی » شرح می دهد که نه پاسخی به مسئله مرگ انسان شناسی بلکه به زعم او خود بخشی از مشکل هستند و سپس این سوال را طرح می کند که آیا به جز این سه واکنش اشاره شده در بالا آیا راه دیگری وجود دارد که در پیروی از آن، بتوان از آینده ای ممکن و محتمل برای انسان شناسی صحبت کرد؟ و اما دراین میان پاسخی مقدماتی به این سوال می دهد.  اما در بخش پایانی مقاله او به چهار واقعیت غیرقابل انکار روش شناختی اشاره می کند که پژوهش اتنوگرافیک و انسان شناسانه بدون توصیف آنها، نه می تواند ادعای عینیت داشته باشد و نه ادعای آرمان خواه بودن و حقیقت جویی. دو سویه بنیادین روش شناسانه ای که در زمانه بحران زده  و دروغین کنونی، به هردوی آنها نیاز است، تا انسان شناسی از پس...
ادامه خواندن