ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

معرفی کتاب آمل خاستگاه آمارد

کتاب آمل خواستگاه آمارد نوشته علیرضا اسلامی مقدم در سال 1390 در نوشهر به همت انتشارات کاسپین چاپ شده است. اسلامی مقدم در این کتاب، همانطور که خود تشریح می کند از منظر نظریات نظریات و دیدگاه های معماری و شهرنشینی به بررسی فضاهای جمعی و شهری آمل پرداخته است. کتاب از سه بخش تشکیل شده است. در بخش نخست ویژگی های عمومی شهر مورد بررسی قرار گرفته است. این بخش از کتاب به منظور آشنایی مقدماتی با شهر آمل اطلاعاتی اولیه همچون موقعیت جغرافیایی، رطوبت، دما، ویژگی های اقلیمی، ویژگی های تاریخی در اختیار خواننده قرار می دهد و در نهایت سیر تحول شهر در طول تاریخ با تمرکز بر سه دوره قاجار، پهلوی اول و دوم را نشان می دهد. این بخش حجم کمی از کتاب را تشکیل می دهد. در واقع انی فصل مقدمه ای برای ورود به بخش اصلی می باشد. در بخش دوم ویژگی های کالبدی...
برچسب ها:
ادامه خواندن

مراسم عزاداری دهه اول محرم(1): نقش آیین ها و مناسک اجتماعی در بازسازی جامعه صفوی

واقعه عاشورا و به شهادت رسیدن امام حسین(ع) یک موضوع ثابت شده تاریخی است و در بسیاری از منابع تاریخی به ثبت رسیده و نزد مورخان تردیدی در وقوع این حادثه وجود ندارد. با قدرت گرفتن نخستین حکومت شیعی در ایران بعد از حمله اعراب، امرای آل بویه نخستین سردمدارانی بودند که با اهداف خاص سیاسی این مراسم را به دسته های خیابانی عزاداری مبدل ساختند تا با بهره گیری از احساسات مردمی و جلب توجه عامه به ظلم فاحشی که در حق آل نبی رخ داده و شهادت مظلومانه امام حسین(ع)، خود و اعتقادات شیعی شان را هرچه بهتر جا بیندازند و در سرزمین تحت سلطه خلفای متعصب عباسی و در زمان فترت ایشان، پایگاه سیاسی و اجتماعی خویش را تحکیم ببخشند. دکتر«رسول جعفریان» مهم ترین پدیده در دوران آل بویه را برگزاری مراسم عاشورا در بغداد در سال 352 از طرف معزالدوله دانسته است: «علاوه بر تعطیلی بازار،...
ادامه خواندن

موانع تاریخی و شخصیتی توسعه در ایران

موضوع توسعه و توسعه نیافتگی هنگامی معنا و مفهوم واقعی پیدا می‌کند که بتوان جوامع را بر حسب ویژگی ‌ها و خصوصیات عام و مشخص توسعه با یکدیگر به مقایسه گذاشت. در غیر این‌صورت موضوع از هیچ معنایی برخوردار نیست. در آغاز این سئوال مطرح می‌شود که توسعه چیست که ایران به آن دست نیافته است. توسعه و پیشرفت، آن شرایط، ویژگی‌ها و وضعیتی است که جوامع غرب به آن دست یافته و جوامع توسعه نیافته مانند ایران بدان نرسیده‌اند. توسعه عبارت است از آن ‌چه که در تمدن معاصر غرب به‌وقوع پیوسته و با آن شناخته می شود. این توسعه ترکیبی از مناسبات سرمایه‌داری، رشد و شکوفایی فلسفه عقلی و علوم جدید، ظهور و گسترش طبقات جدید (بورژوا و پرولتاریا)، انقلاب صنعتی، رشد فن آوری های نوین، ملت‌گرایی، دولت - ملت، شهرنشینی فرآینده، دموکراسی سیاسی، دولت مدرن انتخابی و قانونی، فردیت، تقسیم و انفکاک قدرت، جدایی دین از نهاد...
ادامه خواندن

استعمار اروپایی و بومیان

برگردان: شیوا قربانیان در سدۀ دهم در قطب شمال و در زمانی‌که وایکینگ‌ها در سرزمین بافن و در امتداد کرانۀ اقیانوس اطلس لنگر انداختند، نخستین روابط شناخته شده میان اروپا و بومیان کانادا در گرئونلند و لابرادور برقرار شد. حکایت اریک لو­روژ شرح مفصلی ازسفرهای خود او، لیف هاپنی اریکسون، بی­جارنی هرجولفسون، و چند تن دیگر از وایکینگ‌های مشهور را نقل می‌کند. پسرِ اریک لوروژ سفرهای دیگری به نیوفاندلند داشت (که در آن زمان وینلاند نامیده می‌شد). اطلاعات زیادی از آن دوران در دست نیست، اما به نظر می­رسد که بومیان در مقابل اروپاییان ایستادگی نمودند زیرا دشمنی‌های روزافزون میان وایکینگ‌ها و بومی‌ها - قبیلۀ بئوتوک در جزیره نیوفاندلند-  پایانی بود بر تمام تلاش‌های تشکیلات اروپایی مبنی بر ایجاد « قلمرو کانادا». سفرهای واکینگ‌ها به کانادا چندان ادامه نیافت، حتی با این احتمال که تلاش اسکاندیناوها برای تصاحب شمال نیوفاندلند به مدت شش دهه، از سالهای 990 تا 1050 به...
ادامه خواندن

کاشی های دوره ایلخانی ایران در موزه های خارجی

  توموکو ماسویا علی اصغر سلحشور و پوریا شکری درآمد:  قدیمی ترین مدرک از وجود کاشی های ایرانی در موزه ویکتوریا و آلبرت دلالت دارد. شواهد دیگر حاکی از آن است که در نیمه دوم قرن 19 میلادی کاشی های ایلخانی در دو مرحله از ساختمان های اصلی خود در ایران کنده و به مجموعه ها و موزه های اروپایی منتقل شدند. مرحله اول در فاصله میان سال های 63/1862 تا 1875 میلادی کاشی هایی از بناهای نطنز، ورامین و قم کنده شد. دو نماینده سیاسی فرانسوی ساکن در ایران به نام های ژان باپتیست و نیکلاس ژول ریچارد تعداد زیادی از این کاشی های را به رابرت مرداک که کارهای هنری پارسی را برای موزه ویکتوریا آلبرت جمع آوری می کرد، فروختند. از سال 1881 تا 1900 میلادی بناهای بیشتری در قم، دامغان و کاشان مورد تاراج و یغما قرار گرفتند و کاشی های این بناها به موزه داران و...
ادامه خواندن

نقش آیین ها و مناسک اجتماعی در بازسازی جامعه صفوی

  مناسک عمومی تاجگذاری در عهد صفوی    در مورد تاجگذاری شاهان صفوی اطلاعات موجود بیشتر مربوط به دوران شاه سلیمان است. به ویژه که این پادشاه دوبار تاجگذاری کرده است و پادشاه پیشین در زمان مرگ در پایتخت حضور نداشته و در خصوص جانشین خود نیز وصیت مشخصی نکرده بوده است. لذا این بزرگان حاضر در ییلاق اشرف مازندران بوده اند که با تشکیل شورای جانشینی در این باره تصمیم گرفته اند و نتیجه را از طریق پیک مطمئن به اصفهان رسانیده اند تا شاهزاده از همه جا بی خبر و فراموش شده صفوی را از گوشه تاریک و گمنام حرمخانه بر تخت سلطنت ایران بنشانند و ستاره خاک گرفته بخت و اقبال این شهزاده بی نام و نشان را بر تارک آسمان جای دهند.     عدم حضور شاه عباس دوم در هنگام مرگ در اصفهان باعث شد تا مردم پایتخت در مورد مرگ شاه حتی احتمالی هم در نظر...
ادامه خواندن

معرفی کتاب تاریخ ملایر

  توضیح تصویر:پارک جنگلی سیفیه یا باغ سیف الدوله ابراهیم صفایی، زاده‌ی 1292 در ملایر را بیشتر به‌عنوان مورخ مشروطه می‌شناسند. کتب نهضت مشروطه ایران بر پایه اسناد وزارت خارجه، رهبران مشروطه، پنجاه نامه تاریخی و اسناد سیاسی دوران قاجاریه از تالیفات اویند. این کتاب که در سال 1339 نگارش یافته، فاقد فهرست و چارچوب متعارف است اما به طور مختصر ذیل عنوان‌های مشخص به شرح مختصات جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی شهر ملایر می‌پردازد که در واقع نمونه‌ی بسط‌یافته متنی است که یک سال پیش از آن تحت عنوان تاریخ ملایر در پایان دیوان اشعار نویسنده آمده است. همانند بسیاری دیگر از کتب مشابه که درباره شهرهای کوچک و تاریخ آن‌ها نوشته شده‌اند، تاریخ ملایر نیز حاصل دل‌بستگی نویسنده به این شهر و تحقیقات شخصی اوست که این دل‌بستگی در قسمت‌های مختلف توصیف‌ها و وقایع به چشم می‌خورد. با این وجود کتاب در عین اختصار منبع خوبی برای دسترسی به...
ادامه خواندن

دود شد و به هوا رفت:ماله کشی روی فاجعه لاکربی

پل فوت/ ترجمه علی‌الکبر قاضی‌زادهبخش دوم مترجم: فاجعه لاکربی، نمونهای از فاجعه های انسانی است که هرگز حقیقت آن آشکار نشد. پل فوت، روزنامهنگار اسکاتلندی، از روز اول سانحه، روایت دولتیان از علت و زمینه وقوع حادثه را باور نداشت. او تحقیق، بازجوییها، تشخیصها و دادگاههای این ماجرا را به مدت دوازده سال دنبال کرد و از آن گزارشی نوشت که بخشی از آن کارها را میخوانید. مشکل این بود که سازمان سیا در یک داد و ستد پنهانی، خیال داشت برای قاچاقچیان، مواد مخدر بفرستد تا امتیازهایی بگیرد. گویا از درون سازمان کسانی در معامله نفوذ کردند، در آن کیفدستی بمب گذاشتند، وارد هواپیمای پانامریکنِ پر از مسافر کردند تا در آسمان لاکربی منفجر شود و 270 مسافر بیگناه (از جمله یازده نفر از اهالی لاکربی) را تکهتکه کند و روی خاک اسکاتلند بپاشاند.جان پیلجر [روزنامهنگار و مستندساز] گزارشهای پیگیرانه پل فوت از این سقوط را از نمونههای مثالزدنی...
برچسب ها:
ادامه خواندن

اسرار گنج دره جنی و حقوق پامال شده

بهروز غریب‌پور گريز اول  دو مرد کاملا آس و پاس و ژنده‌پوش هندي کنار خيابان نشسته و گرم صحبت بودند. چنان گفت‌وگويي که انگار مسائل جهان را حلاجي و حل و فصل مي‌کنند در حالي که ظاهرشان نشان مي‌داد نه سر پيازند، نه ته پياز. آن طرف‌تر مادياني را به درختي بسته بودند؛ من از «حاجي»، راننده ريکشا، خواستم ترمز کند تا من پياده شوم و از آن دو نفر فيلم بگيرم. حالت گفت‌وگويشان و طرز نشستنشان عجيب و قابل تامل بود. دلم مي‌خواست در فيلم مستندي که قصد ساختنش را داشتم بيشتر به اين جنبه از هند اشاره کنم: گفت‌وگو، تعامل و همزيستي. هنوز کارم تمام نشده بود که آن دو مرد هندي متوجهم شدند و پس از ابراز تعجب و رد و بدل کردن نگاه‌هاي معني‌دار برخاستند و به من حمله‌ور شدند. من دوربين را به طرف ماديان گرفتم و در جواب اعتراض شديد آن‌ها دروغ گفتم و...
ادامه خواندن

گفت‌و‌گو با لیلی گلستان درباره‌ی کافه‌ها و پاتوق‌ها

- از کجا باید شروع کنیم؟- از هر جا که دوست دارید. از کودکی‌تان بگویید، از اولین کافه‌هایی که با پدر رفتید.- خوب از کودکی شروع کنیم، از حوالی سه یا چهارسالگی، من فقط از آن موقع‌ها «کافه‌ نادری» را به‌یاد دارم که پدر و مادرم حتماً هفته‌ای یک‌بار به آنجا می‌رفتند، بوی بیفتک و سیب‌زمینی سرخ‌کرده‌های آنجا و گربه‌‌هایش هنوز کاملاً در خاطرم هست. چون زمان‌هایی که آن‌ها می‌رقصیدند، من زیر میز با گربه‌ها بازی می‌کردم. البته پاتوق پدرم در آن دوران «کافه‌ ‌فردوسی» بود که خودشان به آن کافه فردوس می‌گفتند، کافه فردوسی خیلی بزرگ بود و با آینه‌هایی که دورتادورش داشت بزرگ‌تر به ‌نظر می‌رسید. بیشتر وقت‌ها، پدر من را با خودش می‌برد، از کافه‌ فردوس بستنی‌های بلندش یادم هست که قد من به بستنی نمی‌رسید و مجبور بودم بایستم. دقیق یادم نیست چه کسانی در آن روزها آنجا رفت‌وآمد داشتند. در یکی از همان روزهای کافه فردوس،...
ادامه خواندن