ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بوطیقای شهر(24)

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه  بخش 24 پرسش آن است که: از یک رویکرد نسبت به تاریخ چه انتظاری باید داشت؟ نخست آن‌که این رویکرد به مطالعۀ ما انعطاف بیشتری می‌دهد؛ بدین ترتیب ما احترام بیشتری برای تنوع تمدن‌ها، یا ساده‌تر بگوییم، برای شرایط تاریخی قائل می‌شویم. اگر بخواهیم زبان جغرافی‌دان‌ها را بکار بگیریم، می‌توانیم به وجود تمدن‌های کشاورزی، شبه کشاورزی و صنعتی، استعماری، سرمایه‌داری و یا سوسیالیستی اشاره کنیم. این مسأله قابل درک است که در برخی از این تمدن‌ها بازار نقش اساسی را داشته، و در دورانی دیگر این شهرداری بوده که تبدیل به کانونی برای حیات سیاسیِ فعال شده است. زمانی که کاخ یا دربار تصمیمات بزرگ جمعی به انحصار خود درمی‌آورند، میدان عمومی دیگر معنایی نداشته است. دریا، رودخانه، کوه‌ها، حضور بیابان‌ها، نبود تکثر در فعالیت‌های تجاری همه و همه عواملی بوده‌اند که ظاهر شهرها و از این رهگذر شکل مکان‌های الگووار را...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر (23)

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه  بخش 23 سرانجام، ما نباید پنهان کنیم که رمزگشایی و بازرمزگذاری نیازمند موضع‌گیری‌هایی هستند که ما جلوتر بدان‌ها خواهیم پرداخت. انتخاب ما بازرمزگذاری بر خیابان است، زیرا به نظر می‌رسد در لحظه‌ای از تاریخ این امر برای انسان یک شانس یا یک موقعیت مطلوب به شمار می‌آمده است. ما از استودیو (آپارتمان تک خوابه) رمزگشایی می‌کنیم زیرا ]این پدیده[ مستلزم نوعی جدایی‌گزینی، نوعی «تک‌بودگی» است که آن را محکوم می‌کنیم. با وجود این، هرچند که در این جا با جدایی میان دو حوزه روبرو نیستیم، اما موضوع (ابژه) نقش قالب را دارد. بدین معنا که موضوع (ابژه) از خلال استحکام خود، ظرفیت تکرار خود (چه درون خویش و چه سپس در صفحات ما)، گاه ]فرایند یک[ باز-اسطوره‌ای شدن را (باز-رمزگذاری را) به یاد ما می آورد. اگر موضوع ما غنایی نداشته باشد، اگر این موضوع در گروهی از تصاویر کلیشه‌ای محو شود؛...
ادامه خواندن

قلمروهای عمومی و خصوصی

جی.جی. جیسکینگ و همکاران، برگردان زهره دودانگهامر عمومی و خصوصی برساخته‎های اجتماعی هستند که حوزه‌های مختلف زندگی روزمره را مفهوم پردازی می کنند- از درونی بودن و خصوصی بودن بدن‌ها و خانه‌هایمان تا عمومی بودن خیابان‌های شهری و فضای عمومی. این دو گانه معمولاً به میزانی از دسترسیِ اعطا شده به «بیگانه‌ها»[1] اشاره دارد، حال به هر صورتی که بیگانه‌ها تعریف شده باشند. اما برغم موافقت‌ نامه‌های مربوط به حریم خصوصی و قراردادهایی که بر سر عدم شکستن حریم در فضای دیجیتالی[2] امضا شده، مرز میان ]امر[ عمومی[3] و خصوصی[4] به خوبی تعریف نشده و محل مناقشه است. فضاهای عمومی و خصوصی، به جای آن که در تضادی دوگانه باشند، در طیفی از مقیاس‌های همپوشان و متداخل عمل می‌کنند و موزاییکی از فضاها و درجاتی از دسترسی را می آفرینند. به ندرت فضایی وجود دارد که ]به طور مطلق[ عمومی یا خصوصی باشند. در عوض فضا چند لایه و اغلب...
ادامه خواندن

فانتزی خردگرایی کامل: لوکورلوزیه  و طراحی پاریس

     اولیویه برنسی  برگردان عاطفه اولیایی    آثار  لوکوربوزیه که در  ژانویه ی ۲۰۱۶، در میراث جهانی بونسکو قرار گرفت، به مثابه مشارکتی استثنایی به جریان مدرنیسم تجلیل می شود.  طبق کتابی  که اخیرا منتشر شد،  این معمار سويسی خود  بزرگ بین و  شیفته نظم،  شهرسازی  تابع اصول بود که رؤیای  کوچک نمودن آپارتمان ها و انهدام مرکز شهرها را در سر می پروراند. پاریس از این خواب و خیال او جان سالم به در برد.     در سال ۱۹۲۵،طرح وازن ( Le Plan Voisin)  را در ساختمان Esprit Nouveau   در  نمایشگاه بین المللی هنر های تزئینی و صنعتی به شکل «دیوراما» ، دیواری به طول ۶۰ متر مربع، به حمایت مالی گابریل وازن   در پاریس به نمایش گذاردند.  وازن سازنده ی  هواپیما، ماشین های لوکس بود که علیرغم مخالفت های سیتروئن و پژو، شهری پاره پاره را بین شاهراه ها در خیال می پروراند.  طرح وی، به  بزرگی...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر(22)

پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه  بخش 22  [دقت کنیم که] ما هنوز در سطح خیال هستیم و اگر بخواهیم به طرف متغیرهای جسورانه‌تر برویم، لازم است که تحلیل همگن بنماید. برای مثال [می‌توانیم] به منظور درک اهمیت یک مکان شهری، برای خود چنین قاعده‌ای بگذاریم: آیا می توان شهر را بدون این مکان، برای نمونه یک ایستگاه راه آهن، تصور کرد؟ در شهرِ پیش از جنگ [جهانی دوم]، وجود شهر بدون ایستگاه راه آهن غیر قابل تصور بود: رسیدن به شهر با خودروهای شخصی یا یک اتوبوس به راستی همچون ورود به شهر نبود، بلکه ]همچون[ ورود به یک بخش روستایی بود، و اگر این بخش به علت اهمیتش در حال تبدیل شدن به شهر  می‌بود، این رسیدن در واقع ورود به یک بورگ [یا روستای بزرگ] محسوب می‌شد. از طرف دیگر این کار به معنای تخریب شکوه و جلال شهر است، شهری که در آن زمان...
ادامه خواندن

جنسیت و حق شهر در آرای توی فنستر

پژوهشگران حوزه جنسیت و فمینیسم از همان ابتدا، به آرای مارکسیستی و سوسیالیستی به دیده انتقاد نگریسته‌اند. به زعم آن‌ها نادیده گرفتن نابرابری میان دو جنس، کنار گذاشتن حوزه خصوصی و خانوادگی و تقلیل تحلیل سازوکار جامعه به روابط طبقاتی، مسائل و مصایب بخش بزرگی از جامعه -یعنی زنان و کودکان- را از عرصه نظریه‌پردازی اجتماعی حذف می‌کند. به تبع این نگاه، آرای هانری لوفبور به ویژه نظریه حق شهر او نیز از این نقد برکنار نبوده است. در این میان توی فنستر از پژوهشگرانی است که سعی داشته آنچه را که به زعم منتقدان خلائی در نظریه حق شهر محسوب می‌شود، پر کند. او بر این باور است که زنان در زمینه‌های فرهنگی و سیاسی متعدد –چه در قلمروی خصوصی و چه در قلمروی عمومی- مورد تبعیض واقع شده‌اند؛ و بر مبنای این استدلال نظریه حق شهر را در نسبت با مؤلفۀ جنسیت و گروه اجتماعی زنان بازتعریف می‌کند....
ادامه خواندن

تأملات فلسفی در متن زندگی

معصومه علی‌اکبری وزن چیزها. جین کازز. ترجمة عباس مخبر. چ3. تهران: آگه، 1393. 238ص. 140000 ریال. 1. می‌گویند عمر مؤلف با نقطۀ پایانی که بر کتابش می‌گذارد، به سر می‌رسد و شیشۀ عمرش می‌شکند و کتاب می‌ماند و خواننده. البته که منظورِ فاعلِ این «می‌گویند» از مؤلف، فقط رمان‌نویسان و اهالی ادبیات داستانی نبوده است. فیلسوفان روایت‌های کلان نیز با ارائۀ روایت‌های‌شان می‌میرند و ایده‌ها و فلسفه‌های‌شان را میان خوانندگان و یا اندیشه‌ورزان یتیم رها می‌کنند. به نحوی می‌توان میان مرگ مؤلف و مرگ روایت‌های کلان ربطی پیدا کرد. در واقع همان‌طور که مؤلف از خلال اثرش در وجود خواننده‌اش ادامۀ حیات می‌دهد، روایت‌های کلان هم باید جایی برای ادامۀ حیات داشته باشند، آن‌ها کجاست؟ روایت‌های کلان را باید در همان جایی جستجو کرد که غیب شدند. یعنی در متن زندگی روزمره و همگانی و عینی که از شدت عینیت سفت و سخت‌شان آن روایت‌های کلان مقاومت را تاب نیاوردند...
برچسب ها:
ادامه خواندن

بوطیقای شهر(21)

پیرسانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه  بخش 21 «فروشگاه پریزونیک»، «سوپرمارکت»، «فروشگاه بزرگ» گاه توانسته اند برغم اختلاف‌هایی چند، محصولاتی تقریبا شبیه به هم عرضه کنند: به هر رو مسأله اصلی جای دیگری بود، مسأله این بود که چگونه در چنین مجموعه‌های بزرگی حرکت کنیم. مسیر خطی، مستقیم و تقریبا غیر قابل بازگشت «سوپرمارکت»، حرکت چرخشی، پرپیچ و خم و پریشان  «فروشگاه پریزونیک»، مسیر طولانی، باشکوه و تماشایی «فروشگاه بزرگ» با صراحت زیادی از یکدیگر متمایز هستند. کمی جلوتر خواهیم گفت که به نظر ما این تقسیم زمانی، ابزاری است که می تواند کمک کند جوهر هریک از این مکان‌ها را بهتر تشریح کنیم. آن‌چه در حال حاضر برای ما اهمیت دارد این است که نشان دهیم در فضاهای بزرگ شهری باید به گونه ای بسیار مصمم و با دقت زیاد قدم گذاشت و از خلال همین دقت و تعین پذیری است که این فضاها خود را در مسیرهای...
ادامه خواندن

نقش آیین ها و مناسک اجتماعی در بازسازی جامعه صفوی: مناسک عید قربان در عهد صفوی

مراسم قربانی کردن شتر در عید قربان یکی از آیین هایی است که به طور کاملا رسمی از جانب دربار و در میان مردم انجام می پذیرفته است و اگرچه بر حسب اعتقاد، کسانی که به سفر حج رفته بودند بر خود فرض می دانستند که هرساله همزمان با عید قربانی، حیوانی را قربانی کنند یا برخی توانگران نیز به این کار مبادرت می کرده اند اما این مساله ای شخصی بوده که ارتباطی با مردم کوچه و بازار نداشته است. «در این روز پیش از برآمدن آفتاب بیرون در خانه و حیاط، بره یا گوسفندی ذبح می گردد. سپس لاشه او را به تکه هایی تقسیم می کنند و به فقرا که به صورت گروهی در شهر پرسه می زنند می دهند. گوشت و پوست حیوان قربانی نباید نگهداری یا به خانه برده شود زیرا معتقدند که حضرت ابراهیم نیز چیزی از بز نری را که به جای پسرخویش...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر(20)

  پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه  در این فصل دغدغه تعیین معیارهایی را داشتیم که به آن‌ها بازمی‌گردیم؛ وجود یک مکان شهری، مستلزم وجود یک کانون مرکزی است؛ این ادعا دو دلیل دارد: این قطب به این مکان ساختار می دهد، و بدون آن این خطر وجود دارد که ]مکان[ بی‌شکل باقی بماند. از سوی دیگر دلیل دومی که ما نیز آن را ترجیح می‌دهیم، بیشتر ]دربارۀ[ مسالۀ حس است – مکان نمی تواند به روشنی خود را آشکار کند و هستی خود را گسترش دهد، مگر آنکه کانونی داشته باشد که به روشنی آن چه را که آن مکان در پی بیانش است، در خود گردآورده باشد. ما می‌توانیم به طیب خاطر این گزاره جدید را، که به نظرمان گزارۀ بنیادینی است، مطرح کنیم: مکان حقیقی شهری جایی است که ما را تغییر دهد، یعنی جایی که پس از خارج شدن از آن دیگر همان کسی نباشیم...
ادامه خواندن