ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

ژان پي‌ير ملويل - حرکت ژستها: از تعين تا انتزاع

  امين حامي‌خواه 1-‌ بدل شدن حالات و ويژگي‌هاي خاص فردي در قرن بيستم به امري صرفاً روانکاوانه باعث شد تا وجوه متفاوت انساني و کژتابي‌ها و دگرساني-هاي رواني و فيزيولوژيکي تنها به مثابه‌ نقصاني زيستي در نظر گرفته شود. ديگر خبري از دماغ نيکلاي گوگول و طغيان اِما بواريِ فلوبر نبود و گويي کليتي روانکاوانه در قرن بيستم بر زيبايي‌شناسي تفاوت‌ها سيطره يافت.  در اينجاست که مفهوم ژست را که در ايران صرفاً آن را با مقاله‌ي معروف آگامبن تحت عنوان «ايده‌هايي در باب ژست» مي‌شناسيم,  بايد از ابعاد ديگر نيز مورد بازشناسي قرار داد. به ويژه آنکه پاي تحليل فيلم‌هاي سينماگر مولف فرانسوي ژان-پي‌ير ملويل به ميان بيايد. فيلمسازي که گويي همه همت‌اش را در غمخواري با ژست‌هاي از دست رفته مي‌ديد؛ از کشيش و افسر جنگ جهاني گرفته تا گنگستر و جاني. آنچه به زيبايي‌شناسي سينما معناهاي تازه‌اي را مي‌افزايد و از سويي آن را فراتر از...
ادامه خواندن

هنرمندِ قلابيِ اسبا‌ب‌بازي‌هاي كوكي؛ نگاهي به سينماي استيون سودربرگ

  اميرحسين سيادت «وقتي کسي خوشبخت است به ندرت درگيرِ معناي زندگي و ديگر مفاهيمِ ازلي-‌ابدي مي‌شود.» مي‌توان مصداقِ ملموسِ اين تلقي اسناوت، دانشمندِ عارف‌مشربِ اقتباسِ تارکوفسکي از «سولاريس»، رمان‌ِ استانيسلاو لم، را پس از گذشتِ نزديک به سه دهه به گونه‌اي طعنه‌آميز در دومين اقتباسِ سينمايي از همان رمان، يعني «سولاريسِ» استيون سودربرگ (محصول 2002)، مشاهده کرد. اگر نخواهيم اين نکته که تمامي جنبه‌هاي شاعرانه‌ي اقتباس نخست و انعکاسِ وضعِ تعميم‌پذيرِ بشري و زيرِ سوال رفتن‌ِ ارکان‌ِ فلسفي و اخلاقي مدرنيته در آن، طي اقتباسِ دوم به يک ملودرامِ فضايي تک‌بُعدي و بي‌بهره از چالش‌هاي هستي‌شناسانه و پيچيدگي‌هاي فرمال تقليل‌يافته را پاي «خوشبخت بودن‌ِ» سودربرگ بگذاريم، دستِ کم مي‌توانيم در نسبت با فقدان‌ِ حساسيتِ هنري در قاموسِ وي و يدِ طولايش در «سفارشي‌سازي» و سازگاري با انواعِ مضمون و پاسخ دادن به همه جور نياز و سليقه تعبيرش کنيم. مي‌شود گفت در پي آنچه عموماً از بده‌بستان‌ِ ولنگارانه‌‌ي سودربرگ با...
ادامه خواندن

عناصر اسلامی در ده فرمان سیسیل دمیل 

مایکل دی. کالابریا / برگردان علیرضا رضایت  اشاره: ژانر فیلم سیسیل دمیل در 1956 با عنوان ده فرمان، همانگونه که از نامش بر می‏آید، ژانر دینی(کتاب مقدسی) است. این فیلم جایگاه ممتازی در فرهنگ آمریکایی دارد و این امتیاز از آن جهت است که هر سال در هنگام سالروز عید پاک و فِصح از تلویزیون پخش می‏شود. اما اغلب بینندگان نمی‏دانند که دمیل در پی ساخت فیلمی بوده که به یهویان، مسیحیان و مسلمانان یادآور شود هر سه ریشه در دین ابراهیم داشته و این امر می‏تواند زمینه گفتگوی بین دینی بین آن‏ها باشد.به این منظور، هنری نوردلینگر(که روی فیلم دمیل کار کرده) به قرآن مراجعه کرده و فیلم نامه‏نویسان ارجاعات اسلامی را با متن مقدس پیوند داده‏اند. مقاله حاضر ضمن کنکاش در بافت تاریخی و اجتماعی فیلم، به کتاب نورد لینگر در خصوص موسی و مصر پرداخته و در نهایت بخش‏هایی از کتاب مقدس را با ارجاعات مشخص به قرآن...
ادامه خواندن

  فیلم مستند در نظریۀ "شناختی": تجربۀ عملی و رشد خردورزی اجتماعی 

    بخش اول: مقدمه (پژوهش و پیشنهاد مقدماتی برای ورود به مسئله)       بین مشاهدۀ فیلم های مستند، داستانی و گزارش های تصویری از سویی و توجهات و رفتار های عمومی  در جامعۀ ما چه  نسبتی وجود داشته است؟   [فیلم هایی که در دوران قاجار بنمایش در می آمد] سیاسی و یا اجتماعی نبود، اما یک خاصیت عمده داشت. نمایشگر بود. بر فرمول موفق برادران لومیر یعنی مناظر و وقایع تکیه داشت. جهان های دیگر را بنمایش در می آورد. دید و نگاه تماشاگر ایرانی را در معرض منظر وحوادث جهان می نهاد:  حواسش را می گسترد و به تنهایی او مربوط می شد و به هنگامی که از سالن سینما خارج می شد تا ظواهر دیداری جهان سینما را در برابرظواهر واقعی شهر و دیار خود قرار دهد و دست به مقایسه بزند. اما ارزش های سنتی در جانش ریشه داشت، از برخورد ارزش های سنتی با ارزش...
ادامه خواندن

بررسی انسان شناختی بازنمایی هویت شهر تهران در سینمای مستند معاصر(7)

  پرسش از چیستی "بازنمایی هویت شهر تهران در سینمای مستند معاصر 10 سال اخیر" با نگاهی انسان‌شناختی، تمامی آن‌چیزی بود که در این رساله به آن پرداخته شد. بنابراین در جمع‌بندی مباحث تشریح شده در ابتدا باید به مفاهیم "هویت" و "هویت شهر" بازگشت که معنای خود را به شکلی زمینه‌ای در این نوشتار، تشریح کرد‌‌ه‌اند. از طرفی، تمام مسئله‌ای که این تحقیق، پیرامون وجود آن شکل گرفت، به نوعی ماهیت سهل و ممتنع همین مفهوم "هویت" بود که در برداشتی سنتی‌ماهیتی ایستا، منجمد دارد و از همین رو قابل تشخیص دارد؛ در حالی که هویت را باید در سیالیت و پویایی‌اش درک کرد. در توضیح مفهوم سیالیت در هویت می‌توان به شکلی سلبی عمل کرد. هویت سیال، مفهومی است که در درجه‌ی اول، به ثابت بودن ماهیت یک هستار در طول  تاریخ، اعتراض می‌کند و نیز خالص بودن هویت را زیر سئوال می‌برد. در واقع، زمانی که از...
ادامه خواندن

ميزانسن؛ فرزند مشروع يا نامشروع تئوري مولف؟

  محمود كلاري, كيانوش عياري, بهروز افخمي از ميزانسن در سينما و نگره مولف مي‌گويندجواد طوسي: ظريفي به شوخي مي‌گقت «خدا از اين «فرانسوا تروفو» و اعوان و انصارش در «كايه دو سينما» نگذره كه تخم لقِ اين «تئوري مولف» را در سينما كاشتند تا از توي دلش «ميزانسن» و اين جور چيزا بيرون بياد. براي سينما كه نبايد از اين نسخه‌ها پيچيد».ولي از شوخي گذشته, همين نسخه‌هاي شفابخش باعث شده در بعضي دوره‌ها تنور سينماگر متر شود, بحث ميان عده‌اي كه همه دل‌سپرده‌ي اين مديوم هستند سر بگيرد, موافق و مخالف به جان هم بيفتند و بهانه‌اي داشته باشيم تا سينماي بعضي بزرگان يا فيلمسازان -به ناحق- مهجورمانده را مورد بازنگري قرار دهيم و در آثارشان دنبال يك‌سري مفاهيم و كليدواژه‌ها و نشانه‌هاي مشترك بگرديم و دلمان را به اين شناسنامه‌هاي مستقل و تشخص‌يافته خوش كنيم و توجيهي براي اين نرد عشق‌بازي داشته باشيم.سرفصل اصلي گفت‌وگويمان «ميزانسن» بود كه...
ادامه خواندن

سهراب مودی 

سهراب میروان جی مودی یکی از کارگردانان,تهیه کنندگان و بازیگران معروف  پارسی (زرتشتی)هند بود,او در سال 1889 میلادی در شهر مومبای دیده به جهان گشود ,پس از پایین تحصیلات با برادر خویش مسافرت طولانی را در هند برای نمایش فیلم های هندی شروع کرد و در شهر گوالیار در ایالت مادیاپرادش در یک شرکت تاتر به نام آرین سوبود فیلم های قدیم هندی را نمایش می داد,او هم چنین در تاتر پارسی که  جامعه تجاری پارسیان هند آن را از سال 0185 تا سال 1930 اداره می کردند و برخی فیلم های صامت سینمای قدیم هند,نیز بازی کرد,درواقع تاتر پارسی یکی از پیشرو ترین سیستم های تاتر و سرگرمی سنتی در شبه قاره هند بود اولین شرکت تاتر پارسی به نام پارسی ناتک مندالی ParsiNatakMandali مشهور شد و با نخستین تاتر به نام رستم زابلی بر روی صحنه رفت از دیگر تاترهایی که در آن اجرا شد شاه افراسیاب  رستم...
ادامه خواندن

بررسی انسان شناختی بازنمایی هویت شهر تهران در سینمای مستند معاصر(6)

    خاطره زدایی شهر دارای حافظه است و شهر بدون حافظه‌ی تاریخی را نمی‌توان دارای هویت دانست(حبیبی،1384: 1). بنیامین می‌نویسد: "خاطره ابزار تفحص گذشته نیست بلکه صحنه‌ای است برای به حال آمدن گذشته و برای پیوند مجدد با محیط." (بنیامین در حبیبی در خدایی‌نژاد و کرم‌پور،1385: 85) بنابراین هویت شهر که مجموعه‌ای است از ویژگی‌های کالبدی، فرهنگ کنشگران و رابطه‌ی متقابلی که میان این دو وجود دارد؛ بخش مهمی از خودش را در حافظه‌ی تاریخی مکان‌های خاطرات جمعی بازیابی و تعریف می‌کند. به همین جهت"خاطره‌زدایی" به عنوان نوعی فرآیند منجر شونده به اختلال ارتباط میان کنشگران و شهر، یکی از انواع ایجاد کننده‌ی هویت منفی برای تهران است. این فرآیند از خلال دو کنش به هم مرتبط "تخریب" و "ساخت و ساز" در شهر صورت می‌گیرد که به نفع سامان دادن محیط انسان ساخت پایتخت به سمت نوعی از مدرنیزاسیون پیش می‌رود. درمقابل، شهری که از خاطرات و حافظه‌ی جمعی...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «درآمدی بر انسان شناسی تصویری و فیلم اتنوگرافیک»

  عنوان کتاب: درآمدی بر انسان شناسی تصویری و فیلم اتنوگرافیک  گردآوری و ترجمه: ناصر فکوهی سال انتشار: 1387 تعداد صفحات: 342 ناشر: نی  تیراژ: 1650نسخه   امروزه تاثیر تصویر بر کیفیت زندگی ما غیر قابل انکار است، انسان برای شناخت دنیای پیرامون خود می¬تواند از حواس مختلفی کمک بگیرد اما احاطه شدن انسان امروزی توسط تصاویر سبب شده است که او به تماشاگر بدل شود و بیش از حواس دیگر از قوه¬ی بینایی خود سود جوید. پیشرفت تکنولوژی سبب شد تصویر از انحصار خواص دربیاید و مردم عادی بتوانند به راحتی با دوربین¬های دیجیتال و اخیرا با دوربین تلفن¬های همراه خود به ثبت تصاویر دست بزنند این فرایند نوعی گفتمان تصویری را ایجاد کرده است، که این گفتمان تصویری باعث کمرنگ شدن زبان گفتاری در زندگی روزمره شده است. با توجه به این مسئله پرسشی که مطرح می¬شود این است که جایگاه تصویر در ایجاد شناخت در حوزه¬های علوم...
ادامه خواندن

کريستين متز و مساله‌ي دلالت تصوير

ميلاد روشني‌پايان کريستين متز، مقاله‌ي دوران‌ساز خود را با عنوان سينما: زبان يا سيستم زباني؟، با اين جملات پر از اميد به پايان مي‌برد؛ «سوسور آنقدر زنده نماند تا بتواند درباره‌ي اهميتي که سينما در دنياي کنوني به دست آورده است، اظهارنظري بکند، اما کسي منکر اين اهميت نيست که زمان نشانه‌شناسي فيلم فرا رسيده است».1 زمان نشانه‌شناسي فيلم فرا رسيده بود و اين خود متز بود که مي‌رفت با همين مقاله، که در يکي از شماره‌هاي سال 1964 نشريه‌ي کومينيکاسيون منتشر شده بود و امروز يکي از کلاسيک‌ترين مقاله‌ها‌ي نشانه‌شناسي فيلم است، به گشايشي جديد در تئوري فيلم دست بزند. گشايشي که به منزله‌ي آري‌گويي به توفاني بود که پيشتر از سوي زبان‌شناسي و نشانه‌شناسي ساختارگرا وزيدن گرفته بود و تا آن لحظه تمام حوزه‌هاي علوم انساني و نقد ادبي و هنري را درنورديده بود. و حالا نوبت سينما بود که خارج از بحث‌هاي عوامانه و متداول در خصوص...
ادامه خواندن