ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

چرا اصغر فرهادی شخصیت سال نیست: گفتگوی فرارو با ناصر فکوهی

  ناصر فکوهی در گفتگو با فرارو تحلیل کرد:چالش‌های انتخاب شخصیت سال؛ چرا "اصغر فرهادی" شخصیت سال نیست؟ فرارو- شخصیت سال کیست؟ در حالی‌که بسیاری از افراد مهم در حوزه‌های مختلف، از علوم انسانی گرفته تا سیاست، دو شخصیتِ هاشمی‌رفسنجانی و اصغر فرهادی را به عنوان شخصیت سال انتخاب می کنند، با دکتر ناصر فکوهی جامعه‌شناس و استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران تماس گرفتیم تا نظرش را در این‌باره بپرسیم.او معتقد است که ما نباید و نمی‌توانیم یک‌نفر را برای یک‌سال به‌عنوان مهم‌ترین یا تاثیرگذارترین شخصیت انتخاب کنیم چون در این‌صورت به سیستم گزینش آدم‌ها تن داده‌ایم.به اعتقاد او اصغر فرهادی که خیلی‌ها او را بهترین چهره امسال می‌دانند، تنها درون سازوکارهای اجتماعی و فرهنگی برای این عنوان انتخاب شده‌است و اساسا انتخاب شدنِ او حرف‌های زیادی دارد.گفتگوی فرارو با دکتر فکوهی را درباره انتخاب شخصیت سال و اصغر فرهادی به عنوان کسی که جز یکی دو انتخاب اول است می‌خوانید.طبق...
ادامه خواندن

نگاهی به قرینه‌سازی‌های ادبیِ فیلم «فروشنده»

  زرین مناجاتی این روزها، دوباره به سبب جایزه اسکار 2017، بازار بحث و گفتگو درباره فیلم فروشنده، داغ شده است و هر کس از جهتی به ماجرا نگاه می‌کند. گروهی از افراد متخصص یا غیرمتخصص بر انگیزه‌های احتمالی در پس پشت این جایزه تمرکز کرده‌اند و دست به نیت خوانی می‌زنند. گروهی نیز بر سر کیفیت هنری و بصری فیلم مجادله می‌کنند و میزان شایستگی فیلم را برای کسب این جایزه تخمین می‌زنند. یادداشت پیشِ رو اما فارق از درگیرشدن به حوزه نیت‌خوانیِ حدود هفت‌هزار رای داده شده در آکادمی اسکار، و یا برآورد میزان حقانیت فیلم برای کسب جایزه، در واقع تنها به مناسبت این امکانِ دوباره‌ای که به فیلم فروشنده داده شده است تا دوباره مورد نقد و بررسیِ جدی قرار بگیرد، مرور کوتاهی خواهد داشت بر پاره‌ای نکات پیرامونِ فیلم، که به نظر می‌رسد علی‌رغم حجم وسیع مطالب منتشر شده کمتر مورد بحث قرارگرفته‌اند. آنچه مسلم...
برچسب ها:
ادامه خواندن

نگاهی به فیلم انجمن شاعران مرده: نقدی نمادین بر نظام انضباط و تنبیه

غنچه هاي سرخ را كنون كه ميتواني برچين...زمان سالخورده در گذر است...همين گلي كه امروز لبخند ميزند...فردا خواهد مرد. انجمن شاعران مرده با شروع ترمي در پيش دانشگاهي دلتون آغاز ميشود.دبيرستاني پسرانه با سابقه اي درخشان كه با نظم و ترتيب و اجبار، دانش آموزان را براي ورود به دانشگاه آماده ميكند؛ ولي با حضور دبير جديد ادبيات انگليسي هيچ چيز همانند سابق نخواهد بود. فيلم در ابتدا فضايي پُر شور را برايمان به تصوير ميكشد و با كمك تصاوير دانش آموزان شاداب و سكانس هاي زيبا از پرواز پرندگان  ما را به وجد مي آورد ؛ در ادامه كارگردان با استفاده از نشانه هاي مختلف كه سردي را به بيننده القا ميكند مخاطب را به هدفي كه داشت ميرساند تا به نقطه ي زخمدار فيلم و حرف هاي تلخ آن ميرسيم. انجمن شاعران مرده فيلمي درباره ي اميد است و آرزو، شور و شوق و عشق. تقابل نظم و...
ادامه خواندن

درباره کتاب سرکلاس با کیارستمی

سرکلاس با کیارستمی| پال کرونین| ترجمه سهراب مهدوی| نشر نظر| 1395کتاب "سرکلاس با کیارستمی" را یکی ار اساتید علوم اجتماعی در کارگاهی درباره روش تحقیق کیفی پیشنهاد داد و از قضا من هم در آن کارگاه حضور داشتم. شرکت کنندگان کتاب را دست به دست گرداندند؛ برخی با دقت آن را ورق میزدند و برخی دیگر به سرعت آن را به نفر بعدی میدادند. وقتی نوبت به من رسید توجهم بیش از متن کتاب با حاشیه نویسی های آن استاد جلب شد، برداشتی از سبک نگرش و کار کیارستمی برای آغاز یا پیشبرد یک پژوهش علمی با روش کیفی ...***"سرکلاس با کیارستمی" برای مدون و چاپ شدن مسیر جالبی را پیموده: سخنان کیارستمی در کارگاه های فیلمسازی اش، مکتوب شدنشان توسط پال کرونین و سپس ترجمه اش توسط سهراب مهدوی. این یعنی یک اندیشه تکوین یافته در چارچوب زبان فارسی به زبانی دیگر مکتوب شده و سپس دوباره به آغوش...
ادامه خواندن

از ایده ­آلیسم جبهه تا واقع­ نمایی پزشکی

بررسی چند فیلم تاثیرگذار ابراهیم حاتمی­ کیا   حاتمی­کیا، فصل به فصل، با موج وسیع­تری از مخاطبان خود ارتباط برقرار کرده است. شاید بی­دلیل نباشد که او بعدها حتی سریال «حلقه­ی ­سبز» را برای تلوزیون که پرمخاطب­ترین رسانه ایران است کارگردانی کرده است.  حاتمی­کیا اما همچنان که مرحله به مرحله بر مخاطبان خود افزوده است، فصل به فصل بر خود نیز «افزوده» و از پوست بایزیدی خودش بیرون خزیده است. اما بر خلاف بایزید که شاید رفته­رفته چشم از جهان بیرونی فرو بست و سفر به درون خویش آغازید، حاتمی­کیا رفته­رفته چشم به جهان بیرونی می­گشاید.  می­توان زندگی سینمایی حاتمی­کیا را که انعکاس زندگی واقعی و مسایل و کشمکش­های زندگی اوست، به چهار قسمت تقسیم کرد. نخستین گام، حاتمی­کیا در جبهه است. فیلم دیدبان می­تواند نماینده این دوره فیلم­سازی وی باشد. دوم، بازگشت از جبهه و پرسش از مردم. در این قسمت می­توان از آژانس شیشه­ای یاد کرد.  گام بعدی...
ادامه خواندن

برای مرد بزرگی که میان ماست: جعفر والی

بهروز غریب‌پور در سرماي کشنده تورنتو، کنار ديوار سالن تئاتر، چمباتمه زده‌اند؛ عاشقان تئاتر کز کرده‌اند تا نگهبان در را به رويشان باز کند و به آن‌ها اجازه بدهد به سالن تئاتر که براي نسل آن‌ها فراتر از معبد است، وارد شوند و خود را نثار عشقشان، تئاتر، کنند. هر‌کدام از گوشه‌اي از جهان پاره‌پاره آمده‌اند. بيشتر بازيگرند. در ميان آن‌ها مرد بزرگ، اما کوچک‌اندامي در خود فرو رفته است... سوز زمستان بزرگ و کوچک نمي‌شناسد و عادلانه و بي‌ذره‌اي رحم، قصد جان همه را کرده است و حتما به خودش مي‌گويد: "به من چه ربطي دارد که از کجا آمده است و کيست، از مسکو يا زاگرب يا ورشو يا تهران... هر که هست و از هر کجا که آمده باشد، به من ربطي ندارد، من لاله‌هاي گوش را چنان سرد و يخزده مي‌کنم که از گوش جدا شوند و بيفتند و اگر کسي به هوش نباشد و حواسش...
ادامه خواندن

دوربین‌های روی مرز

تصویر: وانگ بینگ  اوژن رنزی برگردن روشنک رضا   فیلم «آتش در دریا، آن سوی لامپدوسا» ساخته جیان فرانکو رُزی (Gianfranco Rosi)، برنده خرس طلایی جشنواره برلین، از ۲۸ سپتامبر بر پرده سینماهاست. «تاآنگ (۱)، مردمی در تبعید بین چین و برمه» ساخته وانگ بینگ (Wang Bing)، ۲۶ اکتبر اکران شد. یازدهم ژانویه‌پیش رو نوبت فیلم «مابین مرزها» به کارگردانی آوی موگرابی (Avi Mograbi) است. سه تن از بزرگ‌ترین مستندسازان تصویری یکسان را برای ساخت فیلم برگزیده‌اند؛ تصویر پناهندگان.   رُزی تصویر گروه کوچکی از ساکنان جزیره «لامپدوسا» را ترسیم می‌کند که با قرنطینه آغاز می‌شود تا بعد از آن زندگی‌هایشان را در هم گره بزند و سرانجام کلیشه دهه ۵۰ میلادی را در ذهن‌ها تداعی کند؛ زن‌ها خانه‌داری می‌کنند، مردها ماهیگیری و بچه‌ها در چمنزارها بازی می‌کنند درحالی که رادیو با پخش ترانه‌هایی قدیمی به همه آرامش می‌بخشد. با این حال ما در سال ۲۰۱۶ هستیم، هرشب نیروی دریایی صدها مهاجر...
ادامه خواندن

نگاهی به فیلم ادوارد مونکِ ساخته‎ی پیتر واتکینز

پیتر واتکینز مستندسازی است که آثارش کمتر شناخته شده‎اند. شاید ویژگی او را بتوان در شیوه‎ی نگاه او به تاریخ جستجو کرد. واتکینز به قول خودش عنصر زمان را کنار می‎گذارد و تاریخ را به صورتی زنده و در ارتباط با مخاطب بازتولید می‎کند. مطلبی که می‎خوانید توسط جوزف ا. گومز در فصلنامه‎ی فیلم کوارترلی(Film Quarterly) 1977-1976 به چاپ رسیده و در رابطه با فیلم «ادوارد مونک» نوشته شده است. در ادوارد مونک که به صورت مستند-زندگینامه ساخته شده است، واتکینز با روشی جدید در این ژانر به بازسازی زندگی این نقاش پرداخته است.   جوزف ا. گومز (Joseph A. Gomez)  برخلاف ]ژانرهای[ وسترن، موزیکال، وحشت، مهیّج، و اغلبِ دیگر ژانرهای سینمایی، فیلم‎ بیوگرافی هیچگاه از رسمیتی جدی برخوردار نبوده است. هیچ کتابی که به صورتی عمیق به این ژانر بپردازد وجود ندارد، و به نظر می‎رسد بسیاری از منتقدینِ فیلم تمایل به بیرون راندن فیلم‎های بیوگرافی از مباحث جدی...
برچسب ها:
ادامه خواندن

فرشته ها دوست دارند آدم باشند

فرشته ها دوست دارند آدم باشند(به بهانه دیدن فیلم ویردیانای لوییس بونوئل)    «ويريديانا» که راهبه است و در صومعه زندگی می کند، پيش از اجراي مراسم سوگند، از سر بی میلی و با اصرار مادر مقدس، به ديدار  عمویش «دون خايمه» که تنها خويشاوند و حامی مالی وی است مي رود. «دون خايمه» سي سال پيش، همسرش را در شب عروسي از دست داده است و ویردیانا شباهت بسیاری به همسر وی دارد. شب قبل از اینکه ویریدیانا منزل عمویش را ترک کند،با اکراه، درخواست عمویش برای  پوشیدن لباس عروسی زن عمویش را می‌پذیرد. اما هنگامی که  خدمتکار دون خایمه (رامونا ) به ویریدیانا می‌گوید که دون خایمه قصد ازدواج با او را دارد، بهت‌زده می‌شود. پس به ویردیانا داروی خواب آور می خورانند و دون خایمه مي كوشد به وی نزديك شود، اما از تصميم خود برمي گردد. دون خایمه، صبح روز بعد، برای منصرف کردن ویریدیانا از...
ادامه خواندن

"هبوط": نگاهی به فیلم شهر فرشتگان

شهر فرشتگان روایتی غم انگیز از هبوط است. اما نه هبوط انسان برای سیب یا گندم، هبوط فرشته‌ای عاشق برای رسیدن به انسان!  ست فرشته‌ی مرگ است. فرشته‌ای جذاب در یک لباس مشکی بلند که آدمها زمانی می‌توانند او را ببینند که دیگر امیدی به برگشتشان نیست و این ست است که روح آنها را به سمتی که باید بروند هدایت می‌کند. از ظاهر جذاب و حالات این فرشته و همچنین از لبخند و شادیِ انسانهای پیر و جوانی که او مسئول تحویلشان است، به خوبی مشخص است که این آدمها آدمهایی بوده‌اند که در زندگی دنیوی انسانهای بدی نبوده‌اند و حالا رستگار شده‌اند. تا این که یک روز در اتاق عمل، بیمار به رغم تلاش‌های پزشک جراح دکتر مگی رایس ( با بازی مِگ رایان) برای احیاء قلبی، می‌میرد. ضمن این که تلاش‌های بی وقفه مگی برای احیأ بیمار قبلأ ست را متعجب کرده است، در اینجا شوک اول...
ادامه خواندن