ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

هنر معاصر (بخش چهارم، قسمت سوم)

ایو میشو، ریموند مولن  برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی فرهنگی...
ادامه خواندن

چرا که ما در جایی هستیم که نیستیم

شرح تصویر: دروازه ی دوسالانه ی معماری ونیز 2012 ، اثر نورمن فاسترشرح متن: این نوشته، اقتباسی است از فصلِ نهمِ کتابِ "بوطیقای فضا" با نام "دیالکتیک برون و درون" نوشته ی "گاستون باشلار"The Poetics of Space / Gaston Bachelard / Season 9: The Dialectics of Outside and Inside در فلسفه، دو مفهوم برون و درون گاها در تقابل هندسی-مکانی با هم تعریف می شوند. این طرحِ افکندنِ تمایزِ قطعی میان برون و درون، صرفا کلیشه ای زبانی-انتزاعی است؛ که ما را از درک واقعیت زیست شده غافل می سازد. مادامی که از این نگاهِ متقابل عبور شود، دیده خواهد شد که هر مکان برونی در حال تبدیل به مکان درونی است و بالعکس. که نه تنها در تعارض نیستند، بلکه در هم تنیده اند. این آمیزش، محور زایش طیفی از تخیل تا تفکر در ذهن است. در یک رابطه ی رفت و برگشتی، وجود این طیف، خود بر یکپارچه و...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش چهارم، قسمت دوم)

ایو میشو، ریموند مولن  برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی فرهنگی...
ادامه خواندن

پاره های هنر(48)، لوی استروس: نقش ِ متناقض آزادی در خلاقیت هنری 

  به نظر من برای آنکه آزادی، مفهوم و محتوایی [حقیقی] داشته باشد، نباید و نمی توان آن را در خلاء تجربه کرد.  آزادی، همواره به معنای  رودررویی با  موانع گوناگون  و از سر راه برداشتن آنها بوده است. هیچ چیز به باور من، نمی تواند سخن همکارم در کلژ دو فرانس، رولان بارت، را توجیه کند که می گوید: «زبان فاشیستی است.» چرا؟ زیرا زبان دارای قوانین و الزاماتی است. و به دلیل دارا بودن همین ضوابط است که  می توانیم [چیزی به نام] شعر داشته باشیم و شعر به معنایی، شناخت این قواعد  الزام ها و چیره شدن بر آنها است.  در کتاب «نگاه دوردست»  متونی تا اندازه ای مناقشه بر انگیز وجود دارند که شاید بیشتر  جهان معاصر را هدف گرفته باشند. گرایش در نزد برخی از  مردم زمانه ما آن است که بگویند: آزادی باید همه جا و در همه موقعیت ها حضور[ ی بدون هیچ محدودیتی...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش چهارم، قسمت اول)

ایو میشو، ریموند مولن برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .5 بازارِ هنرِ معاصر درطیِ سال‌های 1980، ارزش‌های هنریِ هنر معاصرِ به‌اصلاح بین‌الملل در دلِ جهانِ هنریِ غرب تعریف شدند و بر اساسِ سلسله‌مراتب سازمان‌دهی، که نمونه‌اي کاملاً خاصِ برهم‌کنش‌های موجود میان حوزه‌ی فرهنگی...
ادامه خواندن

کمالِ مطلوب و هُنر: واکاویِ چیستیِ سُنّتِ نقاشی- موسیقی در شرق

چکیده: از دوران باستان همواره کسانی بوده‌اند که آرزوی تبدیلِ سطوحِ نامتجانسِ هستی به‌یکدیگر را جهتِ دستیابی به «جسمِ متعالی» یا «کمالِ مطلوب» در سر می‌پرورانند و از آنجا‌که وادی هنر نیز از قرونِ نخستین پیوندی ناگسستنی با اعتقاداتِ سنّتی داشت این مسأله در آن به‌صورتِ یکی‌انگاریِ نقاشی و موسیقی پدیدار گشت. امّا استخراجِ اصولِ بنیادینِ اندیشه‌ای که آثارِ ذاتاً متفاوتِ دیداری و شنیداری را در شرق  به مثابه‌ی تجربه‌ای واحد در نظر می‌گیرد، به علّتِ عدمِ وجودِ پیشینه‌ای مکتوب و مستقل به‌سهولت امکان‌پذیر نیست. از این‌رو نوشتار در راستای پاسخ به اینکه نظام‌های فکری مختلفِ شرقی چگونه چنین ارتباطی را تعریف کرده‌اند و به بازنماییِ آن واکنش نشان داده‌اند، با بهره‌گیری از روشِ تطبیقی به این نتیجه می‌رسد که پیوندِ نقاشی و موسیقی در شرق علی‌رغمِ ریشه‌دوانیدن در اندیشه‌ها‌ی باستانی و فلسفه‌ای کیهانی مبتنی بر بازنماییِ هارمونیِ کُرات و مفهومِ وحدت، به سه طریقِ مختلف در ایران، هند و خاورِ...
ادامه خواندن

از دراماتورژی تا انسان شناسی تماشاگر تئاتر تهران 

  مقدمه ای بر شناخت و نیازسنجی تماشاگر تئاتر تهران «سرجیو زیمن» نابغه تبلیغات کوکاکولا معتقد است: «برای اینکه نیاز واقعی و دلایل عدم توجه مشتری به کالایتان را بدانید هیچ راهی ندارید جز اینکه شال و کلاه کنید و به نزد او بروید و علت را جویا شوید!» (1) به جز گونه موسوم به «تئاتر آزاد» که در زمینه جذب و جلب رضایت تماشاگر، موفق و شایسته احترام و مطالعه جدی ست؛ امروزه در تئاتر تهران به هزار و یک علت «تماشاگر» عنصری کمیاب و گریزان شده است. یکی از اولین خطاها در این خصوص این بوده که اهمیت مصرف کننده تئاتر را به عنوان شرط اصلی حیات و ادامه بقای آن درک نکرده ایم.      مقدمه ای بر شناخت و نیازسنجی تماشاگر تئاتر تهران «سرجیو زیمن» نابغه تبلیغات کوکاکولا معتقد است: «برای اینکه نیاز واقعی و دلایل عدم توجه مشتری به کالایتان را بدانید هیچ راهی ندارید جز...
ادامه خواندن

پاره های معماری(18)، مندلسون: تراژدی ما، حرفه ای شدن است 

    اریش مندلسون(1887-1953) زاده آلمان بود؛ او به باور برخی، یک معمار اکسپرسیونیست و به نظر برخی دیگر، یک معمار ارگانیک یا دینامیک بود. مندلسون با گروه هنرمندان «شوالیه آبی»  آمد و رفت داشت و در نخستین سال های تجربه خود،  برای سالن های تئاتر دکور می ساخت. مندلسون طرفدار  یک معماری مدرن و نو بود و استفاده از بتُن آرمه در ساخت بناها را توصیه می کرد. به نظر او، این ماده «یک بیان نو در خود دارد».  مندلسون شهرت خود را مدیون ساختن «برج انیشتین» در فاصله 1919 تا 1924 بود که به مجادله های زیادی دامن زد.    «تراژدی ما، حرفه ای شدن است. من همواره عقیده داشته ام که معماری یک هنر است و همان اندازه شورانگیز که زیباترین زنان در تراز ِ آن.  اما هر اندازه عمر خود را بیشتر با این بانوی زیبا سر می کنم، می بینم کمتر حاضر است عشق دوران جوانی...
ادامه خواندن

جامعه شناسی تاریخی و موسیقی ایران

  موضوع جامعه شناسی تاریخی و موسیقی به طورکلی بیشتر با مباحث نظری همراه است. در به کارگیری دیدگاه های نظری هم به هر سو که در این  وادی گام برداریم ، افقی از جلو چشمانمان گشوده می شود و ما را در شناخت گذشته موسیقی خود آگاه تر می سازد. البته به کارگیری دیدگاه های نظری دیگران هم به حدی متنوع و متضاد است که گاه ممکن است ما را در پیچ و خم گذشته های تاریک تاریخ گمراه سازد؛‌ با این حال، راه همین است و در این "وادی ظلمت" باید تشنه به دنبال چشمه های روشن موسیقی ایران باشیم.  پیشتر در مقاله کوتاهی با عنوان "دیدگاه ماكس وبر درباره موسیقی ایران" (که در پایگاه "انسان شناسی و فرهنگ" ارائه داده بودم)  توضیح دادم که ماکس وبر صورت بندی جامعه ایران و ترک و عرب را در برابر موسیقی اروپای بعد از رنسانس قرار می دهد و بر...
ادامه خواندن

جنگ جهانی اول و هنرمندان

فیلادلفیا- ایده ای که باور دارد که هنر باید از سیاست جدا باشد اما این ممکن نیست،-  همه هنرها، مبتذل، عالی، روشنگر، انتزاعی- به طور خاصی با تاریخ سیاسی پیچیده شده و این ارتباط مبهم همیشه وجود داشته است. این قبیل ارتباط ها مثل تمرکز اجتناب ناپذیر  جنگ جهانی اول و هنر آمریکا در آکادمی پنسیلوانیا از هنرهای زیبا است، یک نمایش گسترده که جریان یک روایت از  مستندات با محتوای عاطفی از درام زندگی  را دارد. جنگ جهانی اول بی رحمانه چهار سال از 1914 تا 1918و  با پیوستن ایلات متحده امریکا در سال 1917  طول کشید.ما نباید باور کنیم که اشتغال کوتاه مدت آمریکا منجر به خاتمه ی جنگ شد. با وجود این که سیاستمداران در آن زمان کشمکش را همانند جنگ پایان جنگ ها به درازا کشاندند  - و چیزی که مردم به شدت احساس می کردند   یک اشتباه خونبار بود -، اما چیز دیگری اتفاق افتاد....
ادامه خواندن