ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

نگاهی به پویانمایی زوتوپیا

انیمیشن زوتوپیا (zootopia)کارگردان: بیرون هووارد {Byron Howard} و ریش موور {Rich Moore}محصول: آمریکاانیمیشن زوتوپیا یا زوتروپلیس سوای جنبه‌های بدیع و سرگرم‌کننده‌اش، بر مبنای یک دیدگاه کاملن اشتباه در قبال اجتماع حیوانی و یک ایده‌ی کاملن درست نسبت به جامعه‌ی انسانی بنا شده است. در زوتوپیا این آرمان‌شهر حیوانات، جماعتی از حیوانات که ذات حیوانی خویش را وانهاده‌اند؛ و واجد فرهنگ گشته‌اند حال در بسط جاه‌طلبانه‌ی ایده‌آل‌های خویش به ‌دنبال ایجاد مساوات نیز هستند. 1-    ایده‌ی اشتباه حیوانیمشخص نیست که آیا از قبل فرایند "اهلی شدن" هیچ منفعتی عاید گونه‌ی حیوانی شده باشد یا نه. گویا انسان تنها به منفعت خویش اندیشیده و بسیاری از رفتارهای غریزی حیوانات اهلی را دچار اختلال نموده است. هیچ دلیل متقنی برای ایجاد پدیده‌ای از جنس فرهنگ در میان گونه‌های حیوانات نیست حتی آنها که در باغ‌وحش‌های مهم دنیا پس از گذراندن مدتهای مدید زیر نظر مربی برای پاره‌ای حرکات نمایشی تعلیم دیده‌اند در پاره‌ای...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش دوم)

ایو میشو، ریموند مولن  برگردان سام محتشم واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده  یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند..3    جهانی‌شدنِ هنراگر حالا به این جنبه‌رو بیاوریم که زیر مقوله‌ی هنر معاصر گرد آمده است، به‌طورمؤثر پی‌امدهای شایان توجّهی را می‌فهمیم در تمایززداییِ برامده از رهاییِ معیارهایِ «مدرنِ» چیز نو.در کارنمایي به‌اصلاح از کارهای هنر...
ادامه خواندن

پاره های هنر(47)، لاسکو: طراحی و هنر

  طراحی (چه آن را کُنشی هنری بدانیم و چه نه)  یکی دیگر از راه  های  شکستن مرزها، میان زیبایی شناسی و زندگی روزمره است. در این پهنه، مفهوم های گوناگون از زیبایی، از کارکرد، از رابطه ای (کمابیش نزدیک) میان سیاستِ تجاری، با یکدیگر روبرو می شوند. پرسش آن است که مبلمان، ابزارها و اشیاء مختلف چگونه باید به تقاضای کنونی مصرف کننده، پاسخ دهند؟  آیا طراحی باید ناپایداری و مقطعی بودن را هدف بگیرد یا پایداری را؟ آیا طراحی باید با تزئین و عناصر دکوراتیو مقابله کند؟  آیا اشیایی که طراحی می شوند باید در مقیاس  گسترده تولید و توزیع شوند یا خیر؟ آیا چنین طرح هایی بیشترین تعداد مخاطبان را هدف می گیرند یا صرفا علاقمندان آشنا به کار  و طبقه ای ممتاز  از جامعه را؟ آزادی  طراح تا به کجا است؟ طراحی  چگونه می تواند  مصرف کننده را درون فراینده اجتماعی [هنر] وارد کند؟ از طراح...
ادامه خواندن

تئاتر از باستیل تا الیزه

  این روزها، پیش گفتارِ سردبیران فصل نامه ها و دیگر مجرای ارتباطیِ مسئولان تئاتر، همه تحت تاثیر سیاست هستند. کمدی فرانسه ( La Comédie française ) خوش دارد بگوید که «در زمانی که ترس و زیاده روی ها انگار هر روز یکدیگر را بیشتر خوراک می دهند، خوبیِ تئاتر این است که با بازخوانی حافظۀ تاریخی، ما را دوباره در مقابل تناقض هایمان قرار می دهد، بی آن که بخواهد  در جایگاهی از بالا،  به ما درس دهد». تئاتر دِزاَماندیه ( Theatre des Amandiers )، در شهر نانتر اما بی پرواتر است: «ما در بحران به سر می بریم (...) این بحران، مالی ست و از ما در مورد تقسیم ثروت پرسش دارد...» رئیس تئاتر ژانویلیه ( Gennevilliers ) اما از تأسیس یک «آزمایشگاه تولید و بازنگری مکانیزم های حذف و در خود فرورفتن» خبر می دهد. خلاصه که تئاتر، یا دستِ کم تئاتر دولتی، خود را بازیگر اصلی داوهایِ...
ادامه خواندن

هنر معاصر (بخش نخست)

ایو میشو، ریموند مولن برگردان سام محتشم   واژه‌ی «معاصر» در دو معنی تعریف می‌شود. در تعریف متداول، بر آنچه دلالت می‌کند «که به دوره‌ی ما راجع است»، بدون ارزش دیگری مگر برای هم‌باشی با اکنون: جهانِ معاصر، از روی این تعریف، جهانی ست که در آن می‌زییم. با اهمیّتي بحث‌انگیز که مشخص‌کردنِ فرقي را نه صرفاً زمانی که هم‌چنین فرمی و ماهیّتی در نظر دارد، از سوی دیگر «معاصر» ابزارِ ایده‌یِ قدرتِ نفوذ و تناسبِ خاص می‌شود در تقابل با آنچه پیش‌پاافتاده  یا، بدتر، قدیمی است. در این مفهومِ بحث‌انگیز، ‌انگاره‌ی هنر معاصر به سال‌های 1980 برمی‌گردد. بیش‌تر به‌طورمنحصر با هنرهای دیداری، موسیقی و حوزه‌هایی مطابقت دارد که آنجا فرم‌های خاصی می‌نمایند فعلیّتِ شایان توجهی دارند. .1 پیدایشِ انگاره‌اي دشوار است به‌طوردقیق زمان پیدایشِ بیانی این هنر را مشخص کرد. اگر این هنر از سال‌های 1980 شایع می‌شود هم‌چنین در حد نشرها و نهادهایِ موقوفه به هنر معاصر (با...
ادامه خواندن

الوار درباره شعرهای رهنما مطلب می‌نوشت

گفتگو با محمد رضا اصلانی  / حورا نژادصداقت محمدرضا اصلانی هنوز هم خوب یادش مانده که چه شب‌ها و روزهایی را همراه فریدون رهنما می‌گذرانده تا درباره نظریه‌های مختلف و دنیای شعر و سینما با هم حرف بزنند. حالا اصلانی مانده و خاطرات دوستی که چهل و یک سال از درگذشتش می‌گذرد؛ اصلانی مانده و خاطره آن شعری که از فریدون رهنما بدون اجازه‌اش منتشر کرد و چند وقتی رابطه‌شان شکرآب شد یا خاطره آن وقت‌هایی که رهنما با صدایی آرام برای اصلانی تعریف می‌کرد که من نیما یوشیج را دیده بودم و چقدر این مرد قشنگ بود... این روزها، هم فرصت خاطره‌بازی است و هم فرصت بحث‌های جدی درباره شعر رهنما آن هم از زبان اصلانی. چون بعد از سال‌های سال کتاب «واقعیت مادر است» در نشر دانه منتشر شده و در آن تعدادی از مقاله‌های رهنما آمده که نشان می‌دهد این مرد چقدر متفاوت فکر می‌کرده؛ همین سبک فکری...
ادامه خواندن

مردی با دوربین فیلمبرداری: واپسین تلاشها برای اثبات خویشتن

  در حدود یک دهه پس از جنگ جهانی اول و در آغاز بحران بزرگ مالی جهان، در سال 1929 فیلمی ساخته شد که امروز به نظر بسیاری از منتقدین و صاحب نظران برترین فیلم تاریخ سینمای مستند است{1} ؛ اما «مردی با دوربین فیلمبرداری» شاید واپسین تلاش فیلمساز نابغه ای بود برای اثبات خویش؛ چرا که در تمام عمر نگاه متفاوتش نادیده گرفته شده بود. اگر چه "مردی با دوربین فیلمبرداری" در زمان اکرانش با موجی از تحسین ها مواجه شد اما به اعتقاد آبراموف {2} ژیگا ورتوف « یک نابغه ی درک ناشده و ناشناس در دوران حیات خود» باقی ماند.  ژیگا ورتوف : ظهور یک نابغه دنیس آرکادیو ویج کافمن ( 1954-1896) که در تاریخ سینما او را با نام زیگا ( یا ژیگا) ورتوف می شناسیم، پسر کتابداری در شهر بیالیستوک، در ناحیه لهستانی امپراطوری روسیه بود. در ابتدای جنگ اول جهانی ( 1918 – 1914)...
ادامه خواندن

چرا به نادرستی شعر را موسیقی می دانند 

تصویر: سالوادور دالی .در پیشینه موسیقی شناسی یا شعر شناسی ایران روشن نسیت که چه کسی اولین بار موسیقایی بودن شعر را مطرح کرده، اما تا آنجا که میدانم شاید آقای دکتر پرویز ناتل خانلری است که اولین بار این موضوع را مطرح کرده باشد. در پی نوشته های دکتر خانلری، آقای دکتر شفیعی کدکنی به بسط این ایده پرداخت و در پی آن،‌ خاص و عام از شاعران و ادیبان، به تبعیت از اینان، عناصر سازنده شعر‌ (مانند قافیه و ردیف و صنعت های ادبی و حس آمیزی و واج آرایی و غیره) را موسیقی خواندند. در این راستا، ترمینولوژی هایی، مانند موسیقی درونی، بیرونی، معنوی، کناری و دها مقوله دیگر ساخته شد تا از راه  آنها دلایل موسیقایی بودن شعر را نشان دهند. هرکس به دنبال صنعت و لفظی در دیوانی برآمد تا نشان دهد که این ها مظاهر موسیقی اند و البته بیش از همه دیوان حافظ و...
ادامه خواندن

چرا قرمز تقریبا در همه زبان ها یک معنی دارد؟

چرا قرمز تقریبا در همه زبان ها یک معنی دارد؟
چلسی والد برگردان زهرا خلجی سال ۱۹۵۹ پال کِی (Paul Kay) که در آن زمان به تازگی از رشته انسان شناسی دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شده بود، وارد تاهیتی شد تا زندگی در آن جزیره را مورد مطالعه قرار دهد. او انتظار داشت که اسامی محلی رنگ ها را به سختی یاد بگیرد. در رشته‌ی انسان شناسی برای مدتی از دیدگاهی به نام نسبیت زبانی حمایت می شد، آن ها بر این باورند که درک ما توسط زبان شکل می گیرد. به گفته کی رنگ نیز «نمونه بارز» آنها بود. استادان و کتاب های درسی به آنها گفته بودند که مردم می‌توانند یک رنگ را جدا از بقیه دسته بندی کنند، تنها اگر برای آن کلمه ای وجود داشته باشد. اگر شما فقط سه کلمه برای رنگ ها داشته باشید، رنگین کمان تنها سه رگه خواهد داشت. اگر شما نمی‌توانستید نامی برای آبی بگذارید، آن را تشخیص نمی دادید. به...
ادامه خواندن

به نقاشی‌های میلاد حضرت مسیح بیشتر دقت کنید؛ و خیال آخرالزمانی را دریابید

جاناتان جونز  کارت‌های کریسمس پر است از تصویرگری‌های بی‌روح صحنه‌های تولد مسیح، اما لئوناردو داوینچی، بوتّی‌چلّی و کاراوادجو مرگ را در داستان مسیح متبادر به ذهن می‌کنند. صحنه‌های تولد مسیح هنری هستند که در روزهای کریسمس می‌بینیم، اغلب برروی کارت‌هایی که شاهکاری را بر طاقچه‌ی روبخاری می‌نهد. عزیزم بیرون هوا سرد است، پس بیا قلب‌مان را با کمی پیرو دل فرانچسکا یا بروگل گرم نگه داریم. هنوز چشمانمان را به واقعیّتِ این هنر نگشودیم. نقاشی‌های رُنسانس و باروک را به کیچ‌های توخالی تبدیل می‌کنیم زمانی‌که ما آنها را به بخشی از جشن‌های امروزی (مدرن) کریسمس اختصاص می‌دهیم، که در حقیقت زیاد ربطی به جهان مذهبی‌ای ندارد که این تصویرها را خلق کرده است. کمی موشکافانه‌تر بنگرید و نقاشی‌های مهمِ داستان تولد مسیح که در کریسمس با احساس‌های غلوآمیز بیانشان می‌کنیم پُر است از مرگ و نیستی. برخی از آنها واقعاً آخرالزمانی هستند. به دور از احساس‌های غلوآمیز، نقاشی معادل با...
ادامه خواندن