ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

اینجا مرز خیال و واقعیت گم میشود


گفتگوی آرش خوشخو و امیر پوریا درباره فیلمهای موسوم به اجتماعی که سهم زیادی در اکران سالانه سینمای ایران دارند ثمر فاطمی شاید بتوان به سادگی گفت که بیشتر فیلمهای امروز سینمای ایران متعلق به بدنه موسوم به سینمای اجتماعی هستند. این روزها که بحث آسیبهای اجتماعی و موضوعات ممنوعه روز به روز در کشور داغتر و «نگو و نپرس»تر شده اند، گرایش فیلمسازان به ساختن فیلمهایی با این موضوعات نیز بیشتر میشود. حالا رقابت میان فیلمسازان برای نوع پرداخت به موضوعات اجتماعی است. یکی از مسائلی که شاید بسیاری از منتقدان به آن اعتراض داشته باشند، ساخت دنیای «واقعیت زده» برای نمایش مشکلات اجتماعی است. چیزی که خیلی وقتها منتقدان با تندی آن را نواخته اند و گفته اند پرداختن به مسائل اجتماعی راههای دیگری نیز دارد. در این شماره از کرگدن با تاکید به دو فیلم «مغزهای کوچک زنگزده» و «شعله ور» با آرش خوشخو و امیر پوریا...
ادامه خواندن

بداهه در شعر و موسیقی دستگاهی


تعریف بداهه نوازی بر چند موضوع می چرخد؛ به طور نمونه بداهه درموسیقی، آفرینش نواها در لحظه ای توصیف ناشدنی است؛ بداهه هنری است كه اندیشه و احساس و زبان و حالات اشراقی ومکنونات درونی نوازنده را، که پیشتر به آن دسترسی نداشته، درعرصه شهود به آفرینش دیگری مبدل می سازد. بداهه نوازی ایرانی مدیون هستی ردیف و اقلیمی از آزادی در توانایی اجرا در روح دستگاه است. بداهه در موسیقی ایران، عرصه فرمانفروایی بر دنیای ناشناخته ها مدها و ملودی و ریتم های ایرانی است. اینها توصیفات ظاهری بداهه نوازی است؛ اما نگفتیم در لحظه ای که بداهه آفریده می شود چه اتفاقی می افتد و عامل یا محرک آن لحظه در خلقت بداهه چیست؟ آیا امکان دارد منبع آن محرک یا عوامل آن را شناسایی کرد؟ آیا برای شناسایی محرک یا عوامل بداهه درموسیقی، بجز منبع ارجاع حالات روحانی و تاثیرات حوادث جنبی و اجتماعی فرهنگی، پدیده های...
ادامه خواندن

رواقی مکتب تحمّل بی شکایت مصائب!


می گویند مکتب رواقی هم مکتب جهان میهنی ست وهم مکتب خوب زیستن است،به تعبیری عبور از عسرت به فرج است تا زندگی علیرغم رنج و مصائبش برای انسانها آسانتر شود زیرا میوه آگاهی که بشریت را از چاه ویل تاریکی نجات داد چه در اسطوره های نیاکان اقوام شرق و غرب و چه در زمانه یونانی گری تا عصر خرد باوری دکارت و کانت ساده بدست نیامده است وهمواره کسی یا کسانی آزادی و شادی و آسایش بشری را به بند کشیده اند وبرای اینکه آدمی قربانی شود افسانه و توهم و تاریکی را شاهد گرفته اند هر چند برای اسارت بشر توجیهات بی شمار داشته اند تا این پنج روزه را خود در عیش و امن سپری کنند و خلقی به تماشا! سنکا رواقی معروف رومی را گفتند این چه مکتبی ست گفت: مکتب تحمّل بی شکایت مصایب است زیرا مقصودی را متصورنیستیم که جان و دل به...
ادامه خواندن

  جستجوی الگوهای روایت تاریخ و فرهنگ در آثار مسعود جعفری جوزانی


    مسعود جعفری جوزانی [1] فیلمسازِ پژوهشگر تاریخ، مجهز به نگاه  انتقادی، حماسه پرداز  و آرمان گراست. از طریق آثار جوزانی می توان به خوانش و تحلیل هنری او از تاریخ  ایران به ویژه ریشه های هویت ملی، تهدید ها، بحران های سیاسی و جریان های معاصر دست یافت. بسیاری از شخصیت های اصلی در نوشته ها و فیلم های او در بزنگاه های تاریخ،  بر مبنای روحیه ای عمل می کنند که در الگوی جوزانی از هویت ملی می گنجند.  مضامین می توان گفت ارج نهادن بر عدالت، عملگرایی، آگاهی بخشی، همچنین شخصیت پردازی حماسی از طریق تقابل های دوتایی ، ترسیم تضادهای شهری و جوانه زدن امید در دلِ بیغوله ها و به ویژه نقد عدم فهم مقتضیات جهان مدرن، محور های اصلی آثار مسعود جعفری جوزانی هستند. او چنین مضامینی را هم در بستر تاریخ ، هم در بزنگاه ها و در فرهنگ و زندگی روزمره...
ادامه خواندن

پرونده اینترنتی مسعود عربشاهی


نام مکتب سقاخانه با کسانی چون زنده رودی و پیل آرام و تناولی، برای هیچ اهل هنری درایران بیگانه نیست. اولین مواجهه با آثار مسعود عربشاهیی احتمالا این مارا با این پرسش مواجه می سازد که آیا از آثار مکتب سقاخانه نیست؟ علاوه بر اصراری که خیلی ها حتی اگر با اغماض بر این قضیه دارند، خود عربشاهی هیچگاه این را نپذیرفته. شاید این مهمترین علت دور ماند نام عربشاهی از زبانها در چند دهه اخیر به رغم فعالیت نسبتا زیاد و تاثیرگذارش باشد. سرنوشت آثارش اما به مراتب اسفبار تر است. بسیاری از تابلوهایش که روزگاری با جلال و شکوه آویزان شده بودند امروز یا از مبان رفته اند یا به چارچوبی برای قیر و ایزوگام تبدیل شده اند. تلفیق خیره کننده نمادهای ملی و منطقه ای با سیستم های هنری مدرن و انتزاعی و استفاده هنرمندانه از رنگها به غایت تحسین بر انگیز است. در این پرونده سعی...
ادامه خواندن

مفهوم «مکتب» در موسیقی کلاسیک ایرانی (بخش 2)




3.مفهوم مکتب در ادبیات موسیقی کلاسیک ایرانی از مرور ادبیاتی که در بخش اولِ این نوشتار آمدمی‌توان دریافت که بحث درباره‌ی مکاتبِ مختلف تنها در مورد سازِ تار و آواز انجام شده است. در دسته‏ای از پژوهش‏ها اساساً هیچ تعریفی برای اصطلاحمکتب‌ ارایه نشده و ویژگی‏های روشنی هم برای طبقه‏بندی‏های ارایه‌شده دیده نمی‏شود. در برخی موارد طبقه‏ بندی‏هایی کلیشه‏ ای و بدونِ ارایه ‏ی منطق و دلیل انجام شده که حتی به صورت پیش‏فرض در برخی دیگر نوشته‌ها مورد استفاده قرار گرفته است. در برخی از مقالات و یادداشت‌های بالا، اگرچه عناصری برای تشخیص و تفکیکِ مکاتب معرفی شده‏اند اما نتایج‌شان عناصر و عواملِ موسیقاییِ متفاوتی نسبت به آنچه در ابتدا گفته‌اند را نشان می‏دهد. همچنین به‏نظر می‏آید اگر با دلایلی و با توجه به عناصری طبقه‏بندی‏هایی در مکاتب یک ساز صورت گرفته باشد (مثلاً تار) پس می‏توان، با تمهیداتی و با توجه به عناصر تفکیک‌کننده‏ی این مکاتب، این طبقه‏بندی...
ادامه خواندن

درباره مهدى حسينى


نقاش و نظم و فضا واژه‌ای كليدى و كامل كه بتوان با آن شخصيت و خلاقيت «مهدى حسينى» را یکجا جمع كرد و صورت بست، «نظم» است. اين نظم حتماً خاستگاهى درونى دارد كه ریشه‌هایش را بايد بيش از هر چيزى در تربيت ذهنى نقاش جست‌وجو كرد. يعنى در همان چيزى كه باعث می‌شود او در آثارش هم با بيننده خيلى روان و سليس سخن بگويد و باز از همان تهذيب و پالايش درونى بگويد… - متولد ۱۳۲۲ كاشان -فارغ‌التحصیل هنرستان هنرهاى زيباى پسران تهران (رشته نقاشى) ۱۳۴۱ -ليسانس رشته نقاشى و هنرهاى چاپى از انستيتو هنر شيكاگو۱۳۴۷ -فوق‌لیسانس رشته نقاشى و هنرهاى چاپى از انستيتو پرات نيويورك ۱۳۴۹ -استاد دانشگاه و عضو هيأت علمى دانشگاه هنر -رئيس دانشكده هنر -برگزارى ۱۶ نمايشگاه انفرادى ۱۳۸۳ ـ ۱۳۵۲ -شركت در ۴۰ نمايشگاه گروهى در ايران و خارج از كشور ۱۳۸۳ ـ ۱۳۴۱ -عضو هيأت انتخاب و داورى اولين، دومين و سومين...
ادامه خواندن

درباره غلامحسين اميرخانى


معناى پنهان در مركب و کاغذ غلامحسين اميرخانى استاد مسلم خط و خطاطى را در تالار آيينه مجموعه فرهنگى هنرى صبا يافتيم. بی‌پیرایه و ساده. شیک‌پوش و مرتب. با تسبيحى در دست و عينكى بر چشم. سؤال اولم دلش را به درد می‌آورد و با اين حال از پاسخ دادن طفره نمی‌رود: «وقتى آثارم را می‌فروشم چه احساسى دارم؟… هم حسرت می‌خورم و هم خوشحال می‌شوم… - متولد ۱۳۱۸ شهرستان طالقان -  استاد خوشنويسى و خطاطى - شاگرد استادانی چون سیدحسین میرخانی و سیدحسن میرخانی در خط نستعلیق -  استخدام از سال ۱۳۴۰ در اداره کل هنرهای زیبا در وزارت فرهنگ و هنر سابق (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی امروز) به سمت خطاط - مدیریت و ریاست شورای عالی انجمن خوشنویسان ایران، مدیریت فرهنگسرای ارسباران (هنر) و ریاست شورای عالی خانه هنرمندان ایران ـ رئيس انجمن خوشنويسان ايران (از سال ۱۳۵۸ تاكنون( ـ رئيس شوراى عالى خانه هنرمندان (از بدو...
ادامه خواندن

آوایی از هزاره‌های دور


وقتی صحبت از آغاز پیدایش یک تمدن می شود سنجه های اعتباربخشی دانش ما الگوهایی را برای این ردیابی معرفی می کند. هربار با نگریستن به پس پشت خود انسان هایی را می بینیم که در یک چیز علیرغم تفاوت های فرهنگی، جهان‌بینی و زیست‌جهان‌شان با ما مشترک هستند؛ و آن موجودیتی است که با آن خود را می نامیم: انسان. انسان امروزی به رغم تمامی دژخیمی و ددمنشی‌هایی که از خود نشان می دهد و آن هم در دهه های نخستین بیست و یکمین قرن تاریخ خودانگاشته‌اش که با انواع کشتارها، جنگ ها و نسل‌کشی‌ها، هستی اش را بدان زینت می‌کند. همین انسان وقتی به نیای خود بنگرد او را وحشی می خواند و خود را صاحب اندیشه‌ای بس سترگ می داند که گویی پیمانه توسعه فرهنگی و پیشرفت‌اش چنان سرریز کرده که دارد از دیوار همان صفاتی خود را به زوال می‌کشاند که پدرانش را بدان می خواند:...
ادامه خواندن

نگاهی به مستند میدان بی حصار


"میدان بی حصار" را می توان مستندی تاریخی و شهری برشمرد که با نگاهی کلی‌گرا از جنبه های مختلف تاریخی، اجتماعی–فرهنگی، سیاسی و معماری به بیان سرگذشت پر فراز و نشیب میدان توپخانه، از آغاز شکل گیری آن در عهد ناصری تا دهه 80 شمسی، می‌پردازد. این میدان از ابتدای شکل گیری خود همواه مرکز جریانهای بزرگ سیاسی و اجتماعی از جمله مشروطه خواهی بوده است. به علاوه این میدان مرکزی برای گردهمایی های اعتراضی، اعدام محکومان شناخته شده همچون شیخ فضل الله نوری و همچنین برگزاری جشنها و مراسم ملی، دینی و سلطنتی بوده است. میدان توپخانه به مدت 70 سال مرکز تهران بوده و بسیاری از خاطرات جمعی و تاریخی طی مدت زمان 150 سال در این میدان شکل گرفته است. با این وجود میدان امروز به جز یک یا دو نشانه مختصر خاطره ی دیگری از گذشته به همراه ندارد و به نوعی هویت تاریخی آن پایمال...
ادامه خواندن

انسان‎شناسی حسی و سینما


وقتی از فیلم دیدن صحبت می‎کنیم از چه چیزی صحبت می‎کنیم؟ هنگامیکه می‎گوییم فیلمی دیدم، واقعاً چه چیزی و دقیقاً کدام قسمت‎های فیلم را دیده‎ایم؟ زاویه‎ی نگاه، لحظه‎ی بهم خوردن پلک‎ها، میزان تمرکز، آشنایی قبلی با لایه‎های فیلم، نگاه تخصصی، مکانِ تماشای فیلم و موارد بسیار دیگری تجربه‎ی فیلم دیدن هر فرد را منحصربفرد می‎کند؛ حتی اگر فیلمی یکسان، توسط یک فرد چندین بار مشاهده شود، هر بار این الگوریتم حرکت چشم در نماها و قاب‎های گوناگون، متفاوت خواهد بود. مثال ساده‎ی آن هم اتفاقی است که بعد از تماشای جمعی یک فیلم، ممکن است هر کدام از شما به نکته یا صحنه‎ای در فیلم اشاره کنید که فرد دیگر متوجه آن نشده باشد. چشم و به طور کلی ذهن ما می‎تواند بر روی عناصر مختلفی متمرکز شود. این عناصر اگرچه به چینش فیلمساز انتخاب شده‎اند، اما مخاطب در روند مشاهده می‎تواند اجزایی از فیلم را خودآگاهانه یا ناخودآگاهانه دنبال...
ادامه خواندن

پرونده شخصيت/ شاهرخ مسکوب


مرگ و نسبيت در مقدمه اي بر رستم و اسفنديار درباره کتاب مقدمه اي بر رستم و اسفنديار/ تنها امر مطلق در کتاب مسکوب همانا مرگ است که از آن گريزي نيست و تمامي امور نسبي حول آن شکل ميگيرند مهدي سبز مفهوم مرگ انديشه اي بنيادي بود در سير تفکر شاهرخ مسکوب، «ماهي سياه ريزهاي که در جوي تاريک رگها تنش را دور ميزد» و در پايان نيز به واسطه همين خوني که در جوي تاريک رگانش بود، همفسر مرگ شد. آلفرد شوتسِ فيلسوف، مرگ را «دلواپسي اصلي» ناميده است اما اين به آن معنا نيست که آگاهي از مرگ، همواره در ضمير ما وجود دارد. بيشتر مردم با غرق شدن در کارها و مشغول شدن با مشغوليتهاي روزمره آن را فراموش ميکنند. براي مسکوب اما، مشغوليت روزمره همين مرگ بود و مطلق بودن آن، ضميري انباشته از اين آگاهي و جدالي دائمي ميان او و شاهنامه اي که...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 50


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه ** اجتماعی . ما باید بر این واژه [تأکید زیادی] داشته باشیم،زیرا امکان می‌دهد یک فضای شهری را از همه فضاهای دیگر –از یک چشم‌انداز طبیعی- تفکیک کنیم، که البته چشم انداز طبیعیخود نیز ممکن است از رهگذر کار انسان دچار دگرگونیشده باشد، دگرگونی‌هایی که ممکن است زیر نور طبیعت، رنگ‌ها [ی زیبا] و سایر جلوه‌های چنان چشم اندازی، که موهبتی آسمانی هستند، چندان به چشم نیایند. وقتی از مکان‌های شهری همواره به زندگی اجتماعی، گروهی که به مثابۀ جمعیتی برگزیده در نظر گرفته شده‌اند، زیستگاه‌هایی خاص بورژوازی یا خانواده‌های بزرگ ... اشاره داردو، اما اگر این تز را مطرح کنیم که مکان‌های عمومی جایی هستند که همه طبقات با یکدیگر در هم می‌آمیزند، چه باید بگوییم؟ با وجود این، این مکان‌ها را نمی‌توان از مفهوم اجتماعی جدا کرد. خیابان شانزه‌لیزه حتی در دوره های «آشوب» همان طبقات اجتماعی را به درون خود...
ادامه خواندن

درباره ابراهيم قنبرى مهر


گرافیک: معراج شریفی دست‌هایی كه عاشق چوب‌اند ساحر عاشقى كه چوب خشك را به صداى زنده بدل می‌کند. او سازندهٔ سرشناس سازهای موسیقی است... ـ تولد مرداد ۱۳۰۷ ـ تهران ـ ۱۳۳۰ حضور در كلاس درس ابوالحسن صبا ـ ۱۳۳۴ راه‌اندازی اولين كارگاه سازسازى در اداره هنرهاى زيبا و اداره شخصی آن تا ۱۳۵۷ ـ ۱۳۳۹ اعزام به فرانسه از سوى كارگاه سازسازى اداره هنرهاى زيبا براى كارآموزى در كارگاه اتين و اتلو ـ داراى درجه‌یک هنرى معادل دكتراى دانشگاهى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ـ عضو جامعه مخترعين و مبتكرين ايران - ساخت بربط‌ به دو صورت متفاوت، یکی با صفحهٔ پوستی و دیگری با صفحهٔ چوبی ، با اندازه‌گیری نسبت نوازنده به ساز در نقاشی‌های ظروف به‌جای مانده از دورهٔ ساسانی در اوایل دههٔ هفتاد   سميه مؤمنى: اين روزها مصاحبه نمی‌کند. شماره تماسش را هم تقريباً به‌سختی می‌توان يافت اما درنهایت دخترش واسطه صحبت با او...
ادامه خواندن

پرونده‌ی منصوره حسینی


لیلا احمدی درس انسان‌شناسی هنر این مقاله درباره‌ی نقاش و پیکرساز ایرانی است. برای مجری شبکه‌ی من‌وتو، منصوره حسینی (مجری) را ببینید. منصوره حسینی (زاده ۱۰ شهریور ۱۳۰۵ - درگذشته ۲۶ خرداد تا ۸ تیر ۱۳۹۱) نقاش، پیکرساز، و نقاد هنری ایرانی بود. زندگی‌نامه منصوره حسینی زادهی سال ۱۳۰۵ در تهران ست. او در سال ۱۳۲۸ لیسانس نقاشی خود رااز دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۳۸ از آکادمی هنرهای زیبا - رم پایان‌نامه گرفت. هنگامی که منصوره حسینی در دانشکده هنرهای زیبا آموزش خود را آغاز کرد، این دانشکده چهار پنج سال بیشتر نداشت. استادان منصوره، حیدریان، وزیری، صدیقی، مقدم، رولان دوبرول و مارت سلستین آیو (خانم امین‌فر) بودند. در اندک هنگام، منصوره حسینی با پژوهش بسیار از بند آموخته‌های خشک دانشکده رهایی می‌گیرد و شیفتهی آزادی سبک‌های امپرسیونیست‌ها (دریافتگری) و پست امپرسیونیست‌ها (پسا دریافتگری) می‌شود. «مادام آشوب مرا تشویق می‌کرد، ولی حیدریان متلک می‌پراند...
ادامه خواندن

استاد به روایت شاگردان


سه سال پیش، در نهمین دورۀ جشنوارۀ سینماحقیقت، وقتی یکی از رفقای مستندساز و پژوهشگر ساکن اصفهان را دیدم پس از سلام و احوالپرسی، سراغ شهر اصفهان و اهالی فرهنگ آن دیار را گرفتم. او در پاسخ گفت: «از وقتی زاون رفت دیگر اصفهان آن اصفهان همیشگی نیست». آن زمان این حرف را قدری غلوّآمیز یافتم؛ حالا که مستند خوب زهرا نیازی،«چشمۀ زاون»، را دیده ام باید بگویم حرف آن دوست عین صواب بوده است،بی ذره ای اغراق. «چشمۀ زاون» گرچه نام مرحوم زاون قوکاسیان ـ فیلمساز، نویسنده، پژوهشگر،مدرس سینما، و فعال فرهنگی اهل اصفهان ـ را بر پیشانی دارد، اما یک مستند پرتره(چهره¬نگار) کلاسیک و متعارف نیست که در آن طبق سنت مرسوم،فعالیتهای متعدد و گوناگون آن زنده¬یاد معرفی گردد و دوستان و معاشران و همکاران وی، به ترتیبی سال شمارانه، وقایع مهم زندگی او را روایت کنند و در مسیر این روایت، تصاویر و عکسهای وی که در...
ادامه خواندن

درباره محمدمهدى انوشفر


طراح پوستر: معراج شریفی خاكى كه كيميا می‌شود!   محمدمهدی انوشفر را آنانى كه مدهوش سفالینه‌ها، کاشی‌ها، نقش‌ها، رنگ‌ها و لعاب‌های سنتى ایران‌اند، به‌خوبی می‌شناسند. او يكى از سه نفر احياكننده لعاب زرین‌فام در جهان است. همان لعاب طلايى كه زینت‌بخش محراب‌های مساجد ايران در قرن ششم و هفتم هجرى بود. همان محراب‌ها كه «درگاه بهشت» نام می‌گرفتند از حرمتی كه پيوند هنر با معنا و معنويت به وجود می‌آورد... - متولد اول اسفند ۱۳۲۴ تهران ـ ليسانس مجسمه‌سازی از دانشگاه تهران، دانشكده هنرهاى زيبا ۱۳۴۸ ـ شروع به كار در كارگاه كاشى سازى اداره‌های هنرهاى زيباى وزارت فرهنگ و هنر سابق ۱۳۴۹ ـ داور تمام بى ينال هاى سراميك ايران از بى ينال اول تا هفتم ـ از اعضاى هیئت داورى ارزش‌گذاری هنرمندان سراميك سنتى ـ برنده تنديس طلايى سومين سه سالانه مجسمه‌سازی ايران ـ برگزارى حدود ۵۰ نمايشگاه گروهى و انفرادى در تهران ـ برگزارى نمایشگاه‌هایی در كشورهاى...
ادامه خواندن

بوتیک حراج تهران و سایه آن بر موزه ها


"حداقل می توانی تعدادی آثار گرانقیمت را یک جا ببینی". این روایت یکی از خبرنگاران هنری از حراج تهران است، شاید به نظر روایتی دم دستی و خودمانی بیاید اما این روایت بازتابنده نوع گفتمانی است که حراج تهران به مثابه یک حراج هنری ناخواسته بر فضای فرهنگی کشور حاکم نموده است یا به عبارتی دیگر گفتمانی حاکم شده بر فضای هنری است که می توان حراج تهران را مهمترین نماد آن دانست. این گفتمان که از حدود بیست سال پیش شروع به ظهور کرد در مسیر خود به حراج تهران رسید و این حراج به مهمترین نماد آن تبدیل شد اگرچه خود حراج را باید دالی بر مدلولی بزرگتر دانست. گفتمانی که خود از گفتمان بزرگتری تبعیت می کند. گفتمان سرمایه داری که اثر هنری را به مثابه یک کالای ذیقیمت می انگارد. این "ذیقیمت بودن" مهمترین معنا و ارزش اثر هنری می شود و هر چه قیمت آن...
ادامه خواندن

رقص عقرب‌ها: تأملی درباب نمادپردازی در هنر جیرفت به مثابه هنری مقدس


سعید اسلامی راد آنچه به یک فرهنگ هویت می بخشد، هنر و جلوه های محسوس مادی آن است. گرچه آن چیزی که این فرهنگ مادی را حیات می‌بخشد؛ همانا سویه های ناملموس و ذهنی فرهنگی است. تلقی هنر و زیبایی بیش از هر چیز یک پرسمان فرهنگی و ناشی از گفتمان‌های مسلط اجتماعی است. بی‌شک زیبایی نیز چون دیگر مقوله های انسانی از نظر معنایی چیزی نسبی است که با دوگان دیگری چون زشتی معنا می یابد. در این نوشتار با توجه به مقوله‌های موجود در نمادپردازی و در شکل مشخصِ هنر سنتی سعی می شود تا نوعی ارزیابی فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی از هنر جیرفت انجام شود. فرض متمرکز در این نوشتار سنتی پنداشتن هنر جیرفت است. گرچه بطور معمول سنت در مقابل مدرنتیه معنا می یابد اما در این نوشتار این مفهوم معنای خود را در اندیشه سنت‌گرایانی چون بورکهارت، کوماراسوامی و رنه گنون می گیرد. بنابر نظریات...
ادامه خواندن

با كاروان پیران


«کاروان پیران» از جمله اشتراکات بین استان گلستان با منطقه پیرامونی‌اش است که می‌توان در راستای دیپلماسی فرهنگی از آن‌ها سود بُرد. رسول اسماعیل‌زادۀ دوزال* برای شرکت در مراسم هفتۀ فرهنگی استان داش¬اوغوز، با هماهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران، سفری به داش اوغوز داشتم. این سفر، علاوه بر این‌که یک وظیفۀ اداری بود، از حیث تحقیقات فرهنگی و تاریخی نیز برایم اهمیت زیادی داشت؛ زیرا از بیست سال پیش در زمینۀ پیران ترکمنستان و تصوف در آسیای مرکزی مطالعاتی داشتم، به‌ویژه با تحقیقاتی که دربارۀ داستانهای دده‌قورقود داشتم، با واژه¬ی دیش‌‌اوغوز (داش‌اوغوز) آشنا بودم. لذا از نزدیک دوست داشتم با استانی که به نام داش‌اوغوز نامگذاری شده است و تشابه اسمی بین آن وجود دارد، بیشتر آشنا شوم. به هر تقدیر، در مراسمی که به‌مناسبت هفتۀ فرهنگی استان داش اوغوز ترتیب یافته¬بود، شرکت کردم. این مراسم به‌مناسبت هفتۀ فرهنگی استان داش‌اوغوز برگزار می‌شد و كیفیت بخش‌هایی از آن کم نظیر...
ادامه خواندن