ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

درباره محمدمهدى انوشفر


طراح پوستر: معراج شریفی خاكى كه كيميا می‌شود!   محمدمهدی انوشفر را آنانى كه مدهوش سفالینه‌ها، کاشی‌ها، نقش‌ها، رنگ‌ها و لعاب‌های سنتى ایران‌اند، به‌خوبی می‌شناسند. او يكى از سه نفر احياكننده لعاب زرین‌فام در جهان است. همان لعاب طلايى كه زینت‌بخش محراب‌های مساجد ايران در قرن ششم و هفتم هجرى بود. همان محراب‌ها كه «درگاه بهشت» نام می‌گرفتند از حرمتی كه پيوند هنر با معنا و معنويت به وجود می‌آورد... - متولد اول اسفند ۱۳۲۴ تهران ـ ليسانس مجسمه‌سازی از دانشگاه تهران، دانشكده هنرهاى زيبا ۱۳۴۸ ـ شروع به كار در كارگاه كاشى سازى اداره‌های هنرهاى زيباى وزارت فرهنگ و هنر سابق ۱۳۴۹ ـ داور تمام بى ينال هاى سراميك ايران از بى ينال اول تا هفتم ـ از اعضاى هیئت داورى ارزش‌گذاری هنرمندان سراميك سنتى ـ برنده تنديس طلايى سومين سه سالانه مجسمه‌سازی ايران ـ برگزارى حدود ۵۰ نمايشگاه گروهى و انفرادى در تهران ـ برگزارى نمایشگاه‌هایی در كشورهاى...
ادامه خواندن

بوتیک حراج تهران و سایه آن بر موزه ها


"حداقل می توانی تعدادی آثار گرانقیمت را یک جا ببینی". این روایت یکی از خبرنگاران هنری از حراج تهران است، شاید به نظر روایتی دم دستی و خودمانی بیاید اما این روایت بازتابنده نوع گفتمانی است که حراج تهران به مثابه یک حراج هنری ناخواسته بر فضای فرهنگی کشور حاکم نموده است یا به عبارتی دیگر گفتمانی حاکم شده بر فضای هنری است که می توان حراج تهران را مهمترین نماد آن دانست. این گفتمان که از حدود بیست سال پیش شروع به ظهور کرد در مسیر خود به حراج تهران رسید و این حراج به مهمترین نماد آن تبدیل شد اگرچه خود حراج را باید دالی بر مدلولی بزرگتر دانست. گفتمانی که خود از گفتمان بزرگتری تبعیت می کند. گفتمان سرمایه داری که اثر هنری را به مثابه یک کالای ذیقیمت می انگارد. این "ذیقیمت بودن" مهمترین معنا و ارزش اثر هنری می شود و هر چه قیمت آن...
ادامه خواندن

رقص عقرب‌ها: تأملی درباب نمادپردازی در هنر جیرفت به مثابه هنری مقدس


سعید اسلامی راد آنچه به یک فرهنگ هویت می بخشد، هنر و جلوه های محسوس مادی آن است. گرچه آن چیزی که این فرهنگ مادی را حیات می‌بخشد؛ همانا سویه های ناملموس و ذهنی فرهنگی است. تلقی هنر و زیبایی بیش از هر چیز یک پرسمان فرهنگی و ناشی از گفتمان‌های مسلط اجتماعی است. بی‌شک زیبایی نیز چون دیگر مقوله های انسانی از نظر معنایی چیزی نسبی است که با دوگان دیگری چون زشتی معنا می یابد. در این نوشتار با توجه به مقوله‌های موجود در نمادپردازی و در شکل مشخصِ هنر سنتی سعی می شود تا نوعی ارزیابی فرهنگی، اعتقادی و اجتماعی از هنر جیرفت انجام شود. فرض متمرکز در این نوشتار سنتی پنداشتن هنر جیرفت است. گرچه بطور معمول سنت در مقابل مدرنتیه معنا می یابد اما در این نوشتار این مفهوم معنای خود را در اندیشه سنت‌گرایانی چون بورکهارت، کوماراسوامی و رنه گنون می گیرد. بنابر نظریات...
ادامه خواندن

با كاروان پیران


«کاروان پیران» از جمله اشتراکات بین استان گلستان با منطقه پیرامونی‌اش است که می‌توان در راستای دیپلماسی فرهنگی از آن‌ها سود بُرد. رسول اسماعیل‌زادۀ دوزال* برای شرکت در مراسم هفتۀ فرهنگی استان داش¬اوغوز، با هماهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران، سفری به داش اوغوز داشتم. این سفر، علاوه بر این‌که یک وظیفۀ اداری بود، از حیث تحقیقات فرهنگی و تاریخی نیز برایم اهمیت زیادی داشت؛ زیرا از بیست سال پیش در زمینۀ پیران ترکمنستان و تصوف در آسیای مرکزی مطالعاتی داشتم، به‌ویژه با تحقیقاتی که دربارۀ داستانهای دده‌قورقود داشتم، با واژه¬ی دیش‌‌اوغوز (داش‌اوغوز) آشنا بودم. لذا از نزدیک دوست داشتم با استانی که به نام داش‌اوغوز نامگذاری شده است و تشابه اسمی بین آن وجود دارد، بیشتر آشنا شوم. به هر تقدیر، در مراسمی که به‌مناسبت هفتۀ فرهنگی استان داش اوغوز ترتیب یافته¬بود، شرکت کردم. این مراسم به‌مناسبت هفتۀ فرهنگی استان داش‌اوغوز برگزار می‌شد و كیفیت بخش‌هایی از آن کم نظیر...
ادامه خواندن

نوستالژی ایران و مثلث تهران-ایروان-گلندل


یک نویسنده آفریقایی-آمریکایی موفق گفته است که هنوز احساس می‌کند در بنیاد خود همان کودک پابرهنه‌ای است که در خیابان‌های خاکی و فقیرنشین محله‌شان با همسالان خود بازی می‌کند و این سو و آن سو می‌دود. انگار آدم‌ها هرگز بزرگ نمی‌شوند و در عمق وجود خود، همان هستند که در سالیان کودکی بودند. در زمان و مکان دیگری زندگی می‌کنند، امّا مکان و زمان کودکی به صورت زنده و احتمالاً با تغییرات ناخودآگاه، به جضور پررنگش در ذهن آن ها ادامه می‌دهد. چنین بوده است برایِ خورِن آرامونی، نویسنده ارمنی اهل گلندل، و برایِ خواهرش، آناهید آرامونی کشیشیان، استاد زبان و ادبیات ارمنی در دانشگاه «UCLA» ایالات متحده. خانواده آرامونی از گروه آن خانواده‌هایی بوده است که زمانی که خورن و آناهید در سن کودکی بودند با آرزوها و توهمات بزرگ، محله وحیدیه تهران را ترک و به ارمنستان مهاجرت می‌کنند و در آن جا در می‌یابند که آن چه درباره وطن می‌اندیشیده‌اند،...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(40)


تصویر: بخشی از تابلوی «آتلیه یک نقاش» اثر کوربه پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی اما گمان می‌کنم این کار هیچ سودی جز سود نمادین بزرگی برای کسی که چنین رویکردی را پیشنهاد می‌کند، در برندارد. اثر هنری، حتی بیشتر از اثر ادبی، موضوع این شور و هیجان رمزآمیز است. مطرح کردن ِ مسئله به گونه‌ای که من آن را مطرح می‌کنم به معنی آن است که نبوغ مانه را پیش از مفهوم، کلام، گفتمان، منطق، کلام‌محوری و همه سخنان یاوه دانشگاهی قرار بدهیم. و به نظرم به همان دلیل که این نبوغ پیش از آن موارد قرار می‌گیرد، می‌توان آن را فراتر از آن‌ها، فراتر از همه گفتمان‌ها درباره توصیف‌ناپذیری نقاشی قرار داد. این یک منطق عملی در متعارف‌ترین معنای آن است: این امری توصیف‌ناپذیر است در همان معنایی که هر چیزی که از طرح‎‌واره‌های کالبدی بیرون آمده باشد، دارد. این طرح‌واره‌ها به شدت پیچیده هستند و این فراتر از...
ادامه خواندن

درباره مرتضى مميز


عجول و آرام‌بخش سهيه مؤمنى: مرتضى مميز جزو معدود آدم‌های بزرگى است كه در زمان زندگی‌اش و در اوج هنرمندی‌اش شناخته‌شده و خوب و به‌حق هم شناخته‌شده است. او نيازى به معرفى ندارد. هركس كه در ۴۵سال گذشته در فضاى فرهنگى ايران بوده و در هواى هنرى آن نفس كشيده است مرتضى مميز را می‌شناسد و با آثار او آشناست. بهمن‌ماه سال گذشته بود كه موزه هنرهاى معاصر بخشى از نمايشگاه گرافيك سه قاره را به آثار او اختصاص داد. به پاسداشت ۴۵سال تلاش سرشار از خلاقيت...   ـ فرزند محمدعلى و خانم كوچك ـ متولد ۱۳۱۵‎/۶‎/۴ ـ تهران - درگذشت ۵ آذر ۱۳۸۴ تهران ـ فارغ‌التحصیل رشته نقاشى از دانشكده هنرهاى زيبا، دانشگاه تهران‎/ ۱۳۴۴ - گواهينامه طراحى غرفه ويترين و معمارى داخلى مدرسه عالى هنرهاى تزئينى، پاريس‎/ ۱۹۶۸ ـ مدير هنرى و طراح گرافيك نشريات ايران آباد، كتاب هفته، كيهان هفته، فرهنگ، كاوش، نگين، فرهنگ و زندگى، رودكى،...
ادامه خواندن

پرونده « انجمن سینمای جوانان - دفتر رفسنجان»


گردآوری و تنظیم : هانیه کرمیان پرونده پیش رو به گردآوری مطالب موجود در فضای مجازی در ارتباط با انجمن سینمای جوان شهرستان رفسنجان پرداخته و تلاشی است در جهت دستیابی به فهرستی مشخص و منظم از فعالیت های این انجمن که در این جا با توجه به یک نظم تاریخی (زمان انتشار خبر) و موضوعی طبقه بندی شده اند.یکی از مواردی که لازم است به آن اشاره شود،کمبود اطلاعات در ارتباط به فعالیتهای انجمن در سایتهای اینترنتی است به طوری که قبل از سال 95، کمتر اخباری از فعالیت های سینمای جوان رفسنجان منتشر شده است. برای مطالعه پرونده و مشاهده تصاویر بر روی فایل پیوست کلیک کنید: parvande--1
ادامه خواندن

درباره محمد ابراهيم جعفرى، مثل يك كور در تاريكى!


عنوان «استاد» و به‌ویژه «استاد دانشگاه» را اين روزها خیلی‌ها يدك می‌کشند و در ميان همين «خیلی‌ها» كه به بركت باز شدن دانشگاه‌ها و دانشکده‌های مختلف و متعدد در جای‌جای اين سرزمين به كسوت استادى رسیده‌اند، كمتر كسى پيدا می‌شود كه واجد تمام آن ویژگی‌های لازم براى آموختن باشد. در مقابل خیلی‌ها و در ميان بعضی‌ها پيدا كردن و پى بردن به نام كسى چون «محمدابراهیم جعفرى» اصلاً مشكل نيست و اين را تقريباً تمام كسانى كه در چند دهه اخير «هنر» خوانده‌اند، خوب می‌دانند.... - متولد ۱۳۱۹ بروجرد - درگذشت 18 فروردین 97 - فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران ۱۳۴۳ - برگزارى نمایشگاه‌های انفرادى و شركت در نمایشگاه‌های گروهى متعدد در ايران، فرانسه، روسيه، ايتاليا، آمريكا، مراكش و ... - تدريس در دانشگاه هنر، سوره، آزاد، هنر اصفهان، هنر كرمان، الزهرا، دانشكده هنرهاى تزئينى، دانشكده هنرهاى دراماتيك و دانشكده موسيقى (حركات موزون) - عضو هیئت‌های انتخاب و داورى...
ادامه خواندن

ایران درّودی (2)


ایران درودی (متولد ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در مشهد) نقاش برجسته ایرانی است. او همچنین کارگردان، نویسنده، منتقد هنری بوده و به عقیده برخی پیرو مکتب فراواقع‌گرایی (سورئالیسم) است.درودی همچنین کارگردان و تهیه‌کننده چند فیلم مستند و کوتاه برای تلویزیون بوده‌است. درودی در ۱۹۷۰ به درخواست دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به تدریس تاریخ هنر در این دانشگاه پرداخت. زندگینامه ایران درودی در ۱۱ شهریور ۱۳۱۵ در خانواده‌ای اشرافی در خراسان به‌دنیا آمد. پدرش خراسانی بود و مادرش قفقازی. تبار پدری‌اش پشت در پشت بازرگان بودند و مادرش به همراه خانواده بعد از انقلاب اکتبر و تشکیل کشور شوروی از قفقاز به ایران مهاجرت کردند.در کودکی با خانواده به اروپا سفر کرد و از شهرهای مختلف اروپا دیدن کرد،وقتی جنگ جهانی دوم شروع شد خانواده او در هامبورگ زندگی می‌کرد و با شروع جنگ به ایران بازگشتند و مدتی در مشهد زندگی کردند و بعد به تهران آمدند و ساکن تهران شدند....
ادامه خواندن

درباره كامران صفامنش، معمار هويت گمشده


«كامران صفامنش» يكى از محققين و پژوهشگران بى ادعايى است كه از نفس اماره يا باز هم به قول خودش "Ego" می‌گریزد و هر جا كه قرار است درباره خودش حرف بزند موضوع بحث را عوض می‌کند. مردى كه در پشت آن‌همه جديت و نظم و حساب‌وکتاب و طرح و نقشه، دغدغه ماهيت و هويت معمارى و ساختمان‌سازی ايرانى را دارد... - تولد۱۳۲۵. تهران ـ گذراندن دوره متوسطه در سال۱۳۴۲ از دبيرستان هدف يك تحت مديريت احمد بيرشك ـ سال۱۳۴۳ ورود به دانشكده معمارى دانشگاه تهران و سال۱۳۵۰ ـ اخذ مدرك فوق‌لیسانس با درجه ممتاز با تقدير كتبى ـ فوق‌لیسانس طراحى شهرى و معمارى از دانشگاه كاليفرنياU.C.L.A و بركلى ـ مدرس معمارى و طراحی شهرى و تاريخ معمارى از سال۱۳۶۸ تا به امروز در دانشگاه‌های تهران، علم و صنعت و آكسفورد انگلستان ـ دريافت تقديرنامه براى طرح‌های مختلف معمارى و شهرسازى ازجمله طرح بهسازى و تجهيز ناحيه باغ ملى به‌عنوان...
ادامه خواندن

بیست و یکمین نشست «شنبه‌های سینما و فرهنگ»: نمایش فیلم «ساعت گرگ و میش» اثر اینگمار برگمان/ با سخنرانی و تحلیل پویا عاقلی زاده/ 24 آذر


انسان‌شناسی و فرهنگ، بیست و یکمین نشست از فصل جدید برنامه خود را با عنوان «شنبه‌های سینما و فرهنگ» با همکاری موسسه پلک تهران و موسسه بهاران برگزار می کند (دبیر جلسات پویا عاقلی زاده)؛ این برنامه روز شنبه 24 آذر 1397، در محل موسسه بهاران واقع در میدان فاطمی از ساعت 5 و نیم تا ساعت 8 و نیم ارائه خواهد شد. در این برنامه، فیلم «شرم» اثر اینگمار برگمان به نمایش درخواهد آمد. پس از آن «ناصر فکوهی» درباره فیلم سخنرانی خواهد کرد و در انتها به پرسش ها پاسخ داده می شود. آدرس: تهران، میدان فاطمی، خیابان جویبار،کوچه نوربخش، پلاک 21 لینک خرید بلیط:  https://tiw.al/pxg
ادامه خواندن

نقدی بر نوشتار«کالبد انسان در نگاره‌ها- عصر صفوی» نوشته فاطمه سیارپور


«کالبد انسان در نگاره‏ ها» عنوان مجموعه یادداشت‎هایی است که از تاریخ 16 مهر ماه 1393 لغایت 9 آذر ماه سالِ جاری در شش بخش نوشته شده و با رویکردِ بازنمایی به بررسی کالبد انسان در نگاره‏ هایی متعلق به رضا‏ عباسی واقع در کاخ چهلستون اصفهان پرداخته است؛ این مطالب در سایت اینترنتیِ انسان‏شناسی‏ و‏فرهنگ، توسط فاطمه سیارپور، دانش‌آموخته‌ی انسان‏شناسی، به صورت پیوسته انتشار یافته است. این یادداشت‌ها به نوعی در حیطه‌ی مطالعات تاریخی هنر (جامعه شناسی و انسان‌شناسی هنر) قرار می گیرند که رویکردی میان‌رشته‌ای را برای درک هنر به کار می‌برند. در این نوشتار تلاش خواهد شد با رویکردی انتقادی به مبانی و روش‌شناسی این یادداشت‌ها و نتایج آن در توصیف و تحلیل این نگاره‌ها پرداخته شود.
آنچه که از دیرباز در مفهوم هنر و آثار هنری و هنرمند، در فرهنگِ ما، مورد بی‌توجهی واقع شده، نگاهِ ساده و تقلیل‌گرایانه به «هنر» و «مطالعات هنری» در پژوهش‌های میان رشته‌ای هنر است. در صورتی که اثر هنری نه تنها در سَبک، بلکه در تکنیک امری تخصصی و مستلزم دانش و مهارت خاصی است. به عبارتی شناختِ هنر، امروزه، در زیرشاخه ‏ی علم قرار گرفته و به دلیل تنوع و فرّار بودن و گسترد‏گی آن نه تنها مطالعات دقیق ‏تری را می‏طلبد بلکه تجربه‏ی عملی و مهارت هنری از نکات حائز اهمیتی است که از ساده‏ ترین آنها می‏توان به شباهت‏ها و دوربودن از تکنیک‏ها، سبک‏ها و بخصوص تاریخ هنراشاره کرد، که پژوهشگران حوزه ‏های دیگر به آن دقتی نکرده و نمی ‏کنند. این امر چنان در تفسیر و خوانشِ متونِ تصویری تاثیرگذار است که نه تنها پژوهشگرِ هنری را که سالهاست در این وادی بوده به خطا می‏اندازد که گاه مشاهده می‏شود محققانِ خارج از حوزه‏‏ ی هنر (آنان که در رشته‏های غیر هنری آموزش دیده‏اند) نیز به‌صورت مداوم به خطا رفته و گاهی خوانش ‏های بسیار متفاوتی ارائه می ‏دهند که منطبق با متن هنریِ موجود نیست.
بنابراین، برای درک و فهم متون هنری اعم از تصویری، نوشتاری و انتزاعی نظیر موسیقی و ارتباط آن با دیگر علوم، آشنایی با چگونگیِ توصیف شکل‏ گرایانه‏ ی یک اثر (که به نوبه‌ی خود در هنرهای متفاوت ساختارهای توصیفی متفاوتی وجود دارد) و تجزیه‌وتحلیل آن در علوم اجتماعی (تئوری ‏های نظری) از الزامات این نوع پژوهش است. بر این اساس، من در این نوشتار با توجه به نگاه شیلا کَن‏بی (sheila canby)، یکی از پژوهشگران نقاشی‏ های عهد صفوی و مسئول بخش هنر‏اسلامی موزه‏ ی متروپلین نیویورک، به مفهوم بازنمایی در نگارگری ایرانی می‌پردازم و از سوی دیگر با معرفیِ مفهومِ بازنمایی در هنر و چگونگیِ توصیف اثرِ هنری به روش شکل‏ گرایانه (Formalist Model)، نوشتار «کالبد انسان در نگاره ها» را مورد بارخوانی قرار خواهم داد.

 

کالبد انسان در نگاره ها
همانگونه که بیان شد پژوهش فاطمه سیار‏پور در شش بخش با عناوین 1- مقدمه و معرفی بنا و نقاشی‏های مورد بررسی 2- تاریخ و وضعیت اجمالی در دوران صفوی 3- پوشش در دوران صفوی 4- پوشش زنان در دوران صفوی 5- مطابقت تصویر و آثار 6- جدول‏ بندی و نمایش تفاوت‏ها و شباهت‏ها نگاشته شده است. در ابتدای نوشتارِ یاد شده سه مسأله‏ ی اصلی برای دستیابی به کالبد انسان در نگاره ‏ها مورد توجه پژوهشگر بوده است. 1- روش گردآوری: مطالعات میدانی و اسنادی 2- رویکرد: بازنمایی 3- انتخاب میدان: دیوارنگاره‏ های کاخ چهلستون با تأکید بر مکتب رضا ‏عباسی.
با توجه به نکات ذکر شده، دو شُبهه در رویکرد انتخابی مشاهده می‏شود که تا حدودی داده ‏ها و تجزیه‌وتحلیل آثار ذکر شده را به خطا برده است. به نظر می ‏رسد که پژوهشگر به مفهوم بازنمایی دقت نکرده و یا آنکه به این مفهوم در هنر آشنایی نداشته است. به همین دلیل در ادامه‏ ی پژوهش دچار ابهام شده و نتواسته به نتیجه‏ ی مطلوب و یکپارچه ای دست یابد. همچنین در روش گردآوری که بخشی از آن مربوط به مطالعات میدانی است، نوشتار نمایانگر عدم مصاحبه با متخصصان نقاشی ایرانی یا استفاده‌ی دقیق از پژوهش‌های این عرصه است. و در نهایت به دلیل عدم آشنایی کامل به تاریخ نقاشی ایرانی و سبک‏ها و هنرمندان، خطاهای تحلیلی بیشتر آشکار شده است که در ادامه به نمونه‏ هایی از آنها خواهم پرداخت. آنچه که تاکنون بیان شد به این معناست که خلاقیتِ موجود در مطالعاتِ میان رشته‏ ای، به جهت خوانش ‏های جدید در مطالعات جدید، نیازمندِ دانش و آگاهیِ دقیق و بررسی ‏های موشکافانه‏ تری در هر دو شاخه‏ ی علمی مورد نظر است.

نقاشی ایرانی به روایت محققان
نگارگری جزوِ آن دسته از هنرهایی است که هنرِ ایران و هنرمندِ ایرانی را از دیگر سرزمین‏ ها متمایز می‏کند و سالیان متمادی است که محققانِ متعددی را به تمجید و تحلیل این آثار واداشته است. شیلا کَن‏بی محققِ هنرِ اسلامی در توصیف این نوع نقاشی (درست ‏تر آن است که بگوییم این نگاره‏های ایرانی) چنین بیان کرده:

نگاره ‏های سنتیِ ایران مثل دنیایی کوچک از گل‏های همیشه بهار، با نسیمی فرح ‏بخش و انسانِ باوقار و نورِ تابناک، بیننده را به تفرج و نشاط هر چه بیشتر دعوت می‏ کند. اوج این نگاره ‏ها تنها به تصویر کشیدن یک داستان نیست، بلکه، به تپه‏ ها، حیوانات، ابرها و درختانی که صحنه‏ ی داستان را پر کرده‏ اند، دَمِ مسیحایی می ‏بخشند. بعد‏ها در قرن یازدهم ه.ق، نگاره ‏پردازی جای خود را به تک‏ چهره ‏پردازی داد و انسان مقام شایسته‏ ای در نقاشیِ ایران پیدا کرد. ولی نگارگران ایرانیِ متعلق به هر نسل و سیاقی ، پیوسته مفهوم خاص خود را از تصویر ارائه کرده‏ اند. با تاکید بر دو بعد نمایی و هماهنگی اشیا آن را آنگونه که باید باشد تصویر کردند، نه آنگونه که هستند. (کن بی، 1389,ص9)

با توجه به تعریفِ ذکر شده، درکِ یک اثر نگارگری ابتدا مستلزم فهم، شناخت و آشنایی به سبک‏ها و زیبایی‏ شناسی نگارگری ایرانی و از سوی دیگر آنکه مستلزم آشنایی به روش‏ها و رویکردهای تجزیه و تحلیل این آثار است. همانطور که در بالا به آن اشاره شد، آنچه که کن‏بی در توصیف نگاره ‏های ایرانی بیان می‏کند بازنمایی (representation) است نه خلق و بازآفرینی (recreation).
بازنمایی در یک اثر هنری به معنای آن است که هنرمند اثر را خلق می‏کند، نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که باید باشد و باید دانست. «حقیقت این است که یک اثر هنریِ بازنمایی، هم مستلزم شناخت همانندی است و هم شناخت قراردادهای حاکم بر فرمِ هنری، به صورت مشخص ‏تر، چنین واکنشی مستلزم شناخت نحوه استفاده سنجیده از چنین قراردادها به وسیله هنرمند است» (شپرد، 1390, ص 31)، همانند آنچه که در هنر اروپا در دوران باروک مشاهده می ‏شود. هنرمند، جمجمه‏ی سر را با مفهوم و معنای دیگری در تابلوی نقاشی خود نشان داده است. پس آنچه که در تصویر مشاهده می‏ شود لزوماً به معنایِ بیانِ آنچه که مخاطب در واقعیتِ جامعه مشاهده می ‏کند نیست. بنابراین نمی‏توان به‌طور قطع بیان کرد که نگاره‏ های درونی کاخ چهلستون به «سبکِ اصفهان به دلیل پرداختن به زندگی روزمره و بازنمایی طیفی از مردم آن دوره می‏ تواند منبع مناسبی برای بازنمایی کالبد انسانی به منظورِ پی ‏بردن به ویژگی‏ های جسمی، پوشش و آرایش» (سیارپور، 93, بخش 1) باشد.

روش شکل گرایانه (فرمالیستی)
اگرچه در این پژوهش، سیارپور سعی بر توصیف شکل‏ گرایانه‏ی آثار کاخ چهلستون داشته، به‌عنوان مثال او در مطلب شماره چهار می نویسد:

تصویر یک، که از دیوارنگاری‏ های کاخ چهلستون انتخاب شده است، تائیدی بر مطالبی است که ذکر آن رفت. دراین تصویر دیده می‏ شود که زن دارای تنبان بوده وقمیص وی سراسری و بلند است. روسری که از جلو محکم بوده و از پشت تا پائین ادامه دارد. کمربند باریک و شال نیز در تصویر مشهود است. تصویر دوم در حقیقت تصویرِ کاملِ تصویرِ یک است که تقابل دو لباس زن و مرد را به خوبی نشان می ‏دهد و مبنای مناسبی برای مقایسه‏ی ما است. در نگاه کلی تفاوتی میان لباس زن ومرد دیده نمی‏شود. بلندی، تنوع رنگ، استفاده از شال و کلاه ویا وسیله پوشش سر در تصویر کاملاً مشهود است. دو رشته موی باریک که به عنوان تزئین بافته می‏شده در تصویر سه دیده می‏شود. دراین تصویر دگمه ‏ها کاملاً مشهود است. رنگ قمیص نیز در مقایسه با تصویر یک نشان دهنده‏ ی تنوعی است که وجود داشته است. آستین‏های بلند وچسبان، روسری‏ای که از پشت تا پائین ها نیز دیده می شود...). (سیارپور،93, بخش1)

اما تا حدود زیادی در توصیف آثار به روش شکل ‏گرایانه به دلیلِ عدم آشنایی به گرایش‏هایِ هنری نظیر نقاشی و بالاخص نقاشی ایرانی به خطا رفته است.
تحلیل ِآثارِ هنری و بالاخص نقاشی با روش شکل ‏گرایانه (فرمالیستی) تقریباً ازاواخر قرن 19 و اوایل قرن بیست توسط منتقد انگلیسی جدیِ هنر، راجر فرای، آغاز شد و سپس افرادی نظیر کلایوبل آن را گسترده ‏تر و به نظریاتی همچون فرمِ معنادار بسط و آثار را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. راجر فرای بر این باور است «که هنر با هنرمندِ آفریننده‏ ی آن یا فرهنگی که به آن تعلق دارد ارتباط معنا‏داری ندارد یا ارتباط اندکی دارد. این رویکرد، رویکرد ناتاریخی است و بر تأثیرهای عاطفیِ اثر هنری تمرکز دارد به تعبیری در بررسی شکل‏ گرایانه‏ی اثر هنری ابتدا باید به تاثیرهای زیبایی‏ شناسانه‏ ی اجزای تشکیل دهنده ‏ی اثر پرداخت که این عنصرها(خط، شکل، فضا، رنگ، نور، تاریکی و...) زبان دیداری هنرمند را پایه ‏گذاری می‏کنند تا به مقوله‏ های گسترده ‏تری(تناسب، ترازمندی، نظم و تناسب، الگو و ضرباهنگ و...) برای پاسخگویی به بیننده دست ‏یابد» (به نقل از آدامز،1390, صص30-29). پس در توصیف یک اثر، نگارنده باید مبانی تجسمی را به خوبی درک کند و خط، سبک و رنگ‏های به کار رفته در اثر را به خوبی بشناسد و در یک ساختار منظم آنها را توصیف و تاثیر آن را بر مخاطب بیان کند و اگر چنانچه به مطالعه‏ ی میان رشته‏ ای می‏ پردازد از نظر و رویکرد‏های علوم اجتماعی استفاده کرده و به معنای مورد نظر دست یابد که چنین نشده است. این توصیفاتِ صرفاً غیرآکادمیک کمکی در شناختِ صحیحِ آنچه مورد نظر پژوهشگر است ‏نکرده است. از سوی دیگر، چنانچه پژوهشگر در‏صدد آن است که با نگاهی بازنمایانه و دست‏یابی به معنای پنهان (فرم معنادار) به مفهوم و نگاهی جدید‏تر به مطالعه ‏ی اثر هنری بپردازد، بی‌شک نیازمندِ نگاهی چون کلایوبل و محققان حوزه‏ ی فرمِ معنادار است. منتقدی که سزان را از آن جهت مورد تحسین قرار داده است که برای دستیابی به شکلِ معنا‏دار نقاشی می‏کرد (ادامز، 1390,ص 45). همانند آنچه ما در نگاره ‏های ایرانی مشاهده می‏ کنیم، و به نظر می‏ رسد تنها دورانی که نگاره‏ه ای ایرانی از معنادار بودنشان دور شده‌اند اواخر صفوی و سپس قاجار و با حضور فرنگ رفته ‏ها و از فرنگ آمده ‏ها بوده است.

اسناد تاریخی و پژوهش میدانی
مطالعه در باب اسنادِ تاریخی هنرِ ایران نیز نه تنها مسلتزم مطالعه‏ ی اسناد تاریخی است بلکه اسناد تاریخی‏‌ـ هنری و چگونگیِ تجزیه و تحلیل سبک ‏ها و دوره‏ های هنری بسیار حائز اهمیت است و خود نیز مستلزم دانش و آگاهی در شناخت سبک‏ها و هنرمندان هر عصر و یا مصاحبه‏ ی مداوم با متخصصان این امر است. اگرچه یافتن دوره‏های هنریِ صفوی کار چندان مشکلی نیست، اما عوامل تغییر سبک و نوع نگاره ‏ها در کنار شرایط تاریخی و اجتماعی موجب برخی تغییرات شده که آگاهی از آنها نیز مستلزم مصاحبه‏ های میدانی است. آنچه که نگاه هنرمند را از روایت کتاب‏ها به سمت تک ‏نگاره ‏ها سوق داده و از کتب دور کرده و به معماری ایرانی‌ــ اسلامی افزوده شده خود نیازمند مطالعات بسیار تخصصی‏ است و تنها می‏توان یکی از دلایل تغییر را برای مثال و با نظرِ کَن‏بی مطابقت داد که در ابتدای امر بیان شد.
فاطمه سیارپور همچنین در بخش اول از پژوهش چنین بیان کرده است:

یکی از ویژگی‏ های این مکتبِ جدیدتر آن است که نگارگران در نقاشی‌های خود طالب آزادی عمل بیشتر نسبت به مکاتب قبلی شدند. تا آن زمان نگارگری به کتاب‌ها محدود بود اما در این مکتب آنان به ورقه‌های نقاشی و دیوار کاخ‌ها وخانه‌های بزرگ واشرافی روی آوردند. آن‌ها از چهارچوب موضوعی نگارگری‌های قبلی نیز خروج یافتند. پس این بار دیگر موضوع نقاشی‌ها روایت کتاب‌ها نبود، بلکه داستان زندگی معمولی و روزمره مردم عادی بود. موضوعاتی مثل «شکار وشکارچیان، حیوانات مختلف، پرندگان، اژدها، سیمرغ و اژدها، فرشتگان، دراویش، چوپانان همراه با گوسفندان خود، استاد وشاگرد، جوانان در حالت‌های مختلف ایستاده و نشسته، زندگی روستایی و کشاورزی و اتفاقات مهم تاریخی» بود و... با توجه به این ویژگی‌ها، به نظر می‌رسد نگارگری مکتب اصفهان به دلیل پرداختن به زندگی روزمره و بازنمایی طبقه‌ای از مردم آن دوره می‌تواند منبع مناسبی برای بررسی بازنمایی کالبد انسانی به منظور پی‌بردن به ویژگی‌های جسمی ، پوشش و آرایش بدن باشد. (سیارپور، 93, بخش 1).

این نگاره ‏ها هیچ‌گاه صرفاً فرهنگ روزمره‏ ی انسان‏ها در عصر صفوی را نمایان نمی‏کند. بلکه جنگ، شکار، بزم که در دیوار نگاره‏ های کاخ چهلستون نقاشی شده ‏اند، نقاشی‏ های درباری است و از فضای روزمره و عمومی مردم آن دوران به دور است (این به شرطی است که نگارنده به سبک ‏ها و دوره‏ های نقاشیِ ایرانی و حضورش در میان عموم مردم آشنا باشد و همچنین اثر را بازآفرینی قلمداد نکند). از سوی دیگر نقاشی‏های حاضر در کاخ چهلستون خود به زعم مهندس آقاجانی اصفهانی و دکتر جوانی در کتاب دیوارنگاره‌های عصر صفوی خود از نظر زمانی به سه دوره قابل تقسیم است و اگر چه سیارپور از آن نام به میان آورده اما به دلیل عدم آشنایی به سبک‏ ها، آنها را در یک تقسیم‌بندی مطالعه و گاهی نیز به دوره‏ های قبلی اشاره کرده و مورد تطبیق قرار می‏ دهد. به طور مثال، سیارپور در این‌باره می نویسد: «در قرن دهم هجری، پوشاک بانوان ظاهر دیگری به خود می‏گیرد، تنبان که در قرون پیشین وجود خارجی نداشت معمول می‏گردد و پیراهن‏های پردگمه وبند، بندینک‏هار را کنار می‏زنند و از بلندی به کوتاهی می‏گرایند و چادری سفید وبزرگ (به‌عنوان روپوش همه پوشاک) سرتاپای هیکل بانوان را می‏پوشاند» (سیار پور،93, بخش4).
باید توجه داشت که در قرن دهم تفاوت‏هایی در سبک‌های نقاشی حتی در میان شاگردان رضا عباسی مشاهده شده است. همچنین سیار پور آثار مورد بررسی‌اش را در بخش شش به رضا عباسی منتصب می‏داند با وجودی اینکه در این کتاب بیان شده که تقریباً اثری یافت نشده است که به رقم و کنه رضا عباسی به امضا درآمده باشد. و بیان می ‏گردد که این آثار در کارگاه وی و تحت نظارتش توسط شاگردان به تصویر درآمده است (آقا جانی، جوانی، 1386).
سیار پور در باب نشانه ‏شناسی و نماد‏شناسی پوشاک نیزچنین بیان کرده است: «گزارش های زیادی نیز در متون صفوی سرنخ‌هایی را از جایگاه اجتماعی و تمول نابرابر در پوشاک درباریان به دست می‏دهد: مثلا تاج زربفت یا طلاکاری شده، کلاه 12 ترک نماد دوازده امام تشیع، خلعتی که شاه اسماعیل برای امیر عراق فرستاد و... » (سیار پور،93, بخش3). به نظر می ‏رسد دقت چندانی توسط نگارنده صورت نگرفته زیرا که کلاهِ دوازده تَرکی که نماد دوازده امام شیعه بیان شده به صورت دقیق توسط محققان هنر و نقاشی ایرانی در ایران و خارج از ایران مورد بررسی گرفته است. این نوع کلاه که به تاج حیدری و گاهی کلاه قزلباش معروف است به دلایل متفاوتی و بر اثر شواهد و اسناد متفاوت دوازده تَرک دارد و به جهت نشان ویژه قورچی‏ها و قوللر در جنگ استفاده شده است. با این وجود نیز محققان در مطالعه‏ای تطبیقی بر روی کلاه ‏ها و سفرنامه‏ های صفوی بر این باور هستند که اکثر کلاه‏ ها با سفرنامه ‏ها قابلیت تطبیق نداشته است (نقوی، مراثی، 1391, مطالعات تطبیقی هنر، ص1).

نتیجه
نتیجه آنکه برای این نوع پژوهش‏ مطالعاتِ میان رشته‌ای‏ می‏توان با توصیف شکل‏گرایانه و کمک از نظریه‏ ی علوم اجتماعی به معنای مورد نظر دست یافت و البته باید آگاه بود که توصیفات ساده‏ی دیداری از یک اثر هیچگاه پاسخگوی چنین مطالعاتی نیست. زیرا همانگونه که بیان شد این نوع آثار بازنمایی است و گاهاً در بعضی از ترکیب ‏بندی ‏ها و عناصرِ مورد استفاد است که، ما شاهد بازآفرینی هستیم.


مراجع
آن شپرد، ترجمه علی رامین. 1392. “مبانی فلسفه هنر.” تهران: نشر علمی فرهنگی.
اصغر جوانی، حسین آقاجانی اصفهانی. 1386. “دیوارنگاری عصر صفویه در اصفهان: کاخ چهلستون.” فرهنگستان هنر.
رویین پاکباز، 1389، نقاشی ایرانی: از دیرباز تا امروز، تهران: نشر زرین وسیمین.
شیلا کن بی، ترجمه مهد حسینی. 1390. “نقاشی ایرانی.” تهران: دانشگاه هنر تهران.
فاطمه سیار پور،کالبد انسان در نگاره ها-1 ،16/7/1393, http://anthropology.ir/node/24947
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-2 ،4/8/1393 , http://anthropology.ir/node/25318
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-3 ، 11/8/1393, http://anthropology.ir/node/25320
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-4 ، 19/8/1393 , http://anthropology.ir/node/25580
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-5 ، 25/8/1393 http://anthropology.ir/node/25582
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-6 ، 9/9/1393 http://anthropology.ir/node/25917
لوری آدامز، ترجمه علی معصومی. 1392. “روش شناس هنر.” تهران: نشر نظر.
منیره سادات نقوی، محسن مراثي. 1391، بهار و تابستان. “مطالعه تطبیقی كلاه مردان در سفرنامه ها و نگاره های دوران صفوی. اصفهان:مجله مطالعات تطبیقی هنر.

 

ادامه خواندن

سفر به گرجستان (3)


عکاس : امیرجمشیدی . زمان عکسبرداری بهمن ماه 1396 ،تفلیس ، سیغناقی کلیسا درونگراترین مکانیست که پراست از خودابرازگرایی های شاید معنویتی نشاندارشده . کلیسا شبیه به انسان است . بنای کلیسا اجتماعی ترین چهره اوست . این پیکره ی زیبا ما را به دیالکتیکی پر طمطراق فرا می خواند ، به تماشای شکوه تاریخی بخشی از تفکر انسان ، به نظاره جستجوگری های پر جهد به متعالی بودن . درون معابد عیسوی کنج های کم نور روان زندگی طویل انسان قابل مشاهده است . سایه هایی از روان ما که در غالب نگاره های نقاشان مومن در حال فرو ریختن اند . نقاب هایی که با شنیدن نوای موزون نیایش گران یک به یک عریان تر می شوند . اساطیری آغشته به بوی کندرکه با ساییدن فلسفه، باورپذیر، در رگ های روح جولان می گیرند. تقدسی که طی مشاهده ورد خوانی دخترکان پارسا زیر تاج عبادتگاه ترسایان به انسان...
ادامه خواندن

سفر به گرجستان (2)


عکاس : امیر جمشیدی . زمان عکس برداری بهمن ماه 1396 تفلیس تفلیس پر از متن است ، شهری پر از تمثال های مستعد به تداعی معانی ، پر از همهمه های قابل فهم و فضایی مشحون از تصاویر . اما به هر میزان خوانش این متون بصری سهل باشند ، مسئله تنها خوانشی بی هدف نیست ! گاه فردی بخشی از ساحات درونی خود را بر روی قشر نازک شیشه ای دیوار بین خانه و محیط شهری برای رهگذران به نمایش می گذارد تا ابرازبه بودن و دیده شدن کند . گاه شهر تندیسی در مسیر تردد خودی ها و یا دیگران قرار می دهد تا با خودی ها اشتراکات فرهنگی شان را مرور کند و یا به دیگری ، خود کلان ، آیین و فرهنگشان را بشناساند . بیننده نه مورد هجوم سهوی بازنمایی های روان فردی و جمعی بلکه مجاز به دریافت مجوزی برای همزیستی با تاریخ...
ادامه خواندن

پدیدارشناسیِ عشق


نقدی بر آسمان‌سرپناهِ برناردو برتولوچی به بهانه‌ی درگذشت‌ او مرگ امثال آنتونیونی و برتولوچی ((Bernardo Bertolucci (1941-2018) زمانی برای سینمادوستان، سینماروهای حرفه‌ای و منقّدینِ سینمای هنری اروپا دردناک‌تر می‌شود که به زمانه‌ و اکنون خویش نیک بنگریم. جهانی آشفته ندانم‌کارانه و غوغاسالار، زمانه‌ای که مومنین و عشّاق باید زیرِمیزی و قاچاقی زندگی کنند و در تظاهری جان‌کاه و عذاب‌آور روزگار بگذرانند. دنیایی که اذهانِ مدرنِ پیچیده، مطرود و بی‌خانمان گشته‌اند. گرچه هنوز به آن شرایط افتضاحی نرسیده‌ایم که کسی برای میراث‌داران سینمای مولف اروپا و جرایدی چون پوزیتیف و کایه تره هم خُرد نکند لیکن فاشیزمی که همواره در سیبل حملات برتولوچی بود یک‌به‌یک سنگرهای حاکمیّتی را در بطن کشورهای متمدن می‌قاپد. در چنین اوضاع‌واحوالی چه کسی نای تفکر به آن مفهومِ مرموزِ تنیده درعشقِ بازتاب‌یافته در شاهکارهای برتولوچی را دارد واقعن چه کسی؟ گرویدن به فاشیزم مد شده نه تفکر بدان. خیانت از فرط تکرر، رمزآمیزیِ خویش را از...
ادامه خواندن

کنسرت زنانه از نگاه یک زن


جمعه 2 آذر برای اولین بار به کنسرت خواننده زن در ایران رفتم؛کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت. قبل از رفتن به کنسرت در این حد آگاه بودم که ورود مرد ممنوع است و امکان هیچ نوع عکس‌برداری و فیلم‌برداری وجود ندارد.مهم‌تر اینکه کنسرت خواننده مردی در ساعت 2 بعدازظهر برگزار نمی‌شود و برای زن می‌شود!دیگر به چیزی فکر نکرده بودم و تصوری از یک کنسرت زنانه نداشتم، کنسرتی که هم خواننده و گروه نوازندگانش زن هستند و هم شرکت‌کنندگان و هم دست‌اندرکاران و برگزارکنندگان حاضرش (پشت صحنه را در جریان نیستم). در ورودی ابتدایی تالار دو زن بودند که بارکد بلیط‌ها را با تلفن همراه چک می‌کردند و بعد دو مرد که اجازه ورود می‌دادند. بعد از ورود به حیاط تالار دیگر از مرد خبری نبود. در ورودی سالن چند خانم بودند که تلفن‌های همراه را تحویل می‌گرفتند و شماره‌ای می‌دادند. بعد از ورود به سالن خانم‌های اجرایی جوانی...
ادامه خواندن

پرونده ی «ایران درّودی» (قسمت اول)


گردآوری و تنظیم : هانیه کرمیان   نقاشی عصیان من است و شکیبایی من ... از پذیرش سرنوشتی که تلخ ترین ها را به من شناساند، بهترین باورهای رنگینم را ساختم... این پرونده،کوششی است در جهت فراهم آوردن آنچه که از نقاش ایرانی،ایران درودی،در مطبوعات و رسانه ها به چاپ رسیده است..منطق طبقه بندی در مجموعه ی پیش رو،بر اساس یک نظم موضوعی و تاریخی از نوشتارهای موجود در ذیل تقسیم بندی های کلی تری از مطالب در دسترس است. از آوردن برخی از نوشته ها و مطالب در مورد این شخصیت به دلیل نبود منبع معتبر نیز اجتناب صورت گرفته و در پاره ای متون به دلیل قدیمی بودن آن ها،تصاویر چاپ شده قابل رویت نبوده و به همین علت از آن ها در متن استفاده نشده است. فهرست مطالب الف-معرفی نامه 1-بیوگرافی 2-تلاقی زندگی و هنر: 2-1-بیرون از فاصله ی دو نقطه/ فریدون مشیری-1376 2-2-نقاشی ایران درودی:هنرمند معاصر...
ادامه خواندن

ابراهیم گلستان


آوا رحیمی واحدی سید ابراهیم گلستان (تقوی شیرازی) (متولد ۲۶ مهر ۱۳۰۱ در شیراز)، کارگردان، داستان‌نویس، مترجم، روزنامه‌نگار، و عکاس ایرانی است. او تحصیل دردانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران را نیمه کاره رها کرد. گلستان اولین کارگردان ایرانی‌ست که برندهٔ یک جایزهٔ بین‌المللی برای فیلمی مستند شده است. ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۰ برای فیلم یک آتش موفق به دریافت مدال برنز از جشنواره ونیز شد. آثار مکتوب وی از سبکی خاص برخوردار است و بسیاری سبک نویسندگی وی را تأثیر پذیرفته از داستان‌های کوتاه ارنست همینگوی می‌دانندگرچه او تاثیرپذیری از هیچ نویسنده‌ای را نمی‌پذیر. همچنین وی از زمرهٔ نخستین نویسندگان معاصر ایرانی معرفی می‌شود که برای زبان داستانی و استفاده از نثر آهنگین در قالب‌های داستانی نوین، اهمیت قائل شد و به آن پرداخت. از این جهت نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی قابل توجه‌است. از دیگر ویژگی‌های داستان‌نویسی گلستان، خلق مجموعه داستان‌های به هم مرتبط است. در...
ادامه خواندن

فارسی‌دوستی و باستان‌گرایی قاجاریان


اصولا یک نقد قوم‌گرایان ایرانی این است که بیشتر حکومتهای ایران سده سوم پس از اسلام تا قاجار، ترک بودند. اما پهلوی که آمد سیاست فارسی‌گرایی را در پیش گرفت و تلاش کرد زبان ترکی و دیگر زبانهای محلی را از میان بردارد. سیاست فارسی‌گرایی را می‌توان در چارچوب ملی‌گرایی دید که از سده نوزدهم در اروپا و کشورهای دیگر در پیش گرفته شد. اگرچه بزرگترین نظریه‌پردازان ملی‌گرایی و قوم‌گرایی (همچون آنتونی اسمیت، هابزباوم و...) ایران را جزو انگشت‌شمار کشورهایی می‌دانند که پیش از ملی‌گرایی دارای مفهوم ملت بوده، اما رواج ملی‌گرایی اروپایی به هر ترتیب بر ایران هم اثر گذاشت. برجسته کردن پیشینه تاریخی و توجه بیشتر به زبان ملی، برخی از نشانه‌های این ملی‌گرایی بود. بنابراین فرض این یادداشت این است که حتی اگر قاجار هم روی کار مانده بود یا حکومتی دیگر به جز پهلوی روی کار می‌آمد، باز هم همین روش تقویت زبان فارسی در پیش...
ادامه خواندن