ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

وقتي از ميزانسن حرف مي‌زنيم، از چه حرف مي‌زنيم!


شهرام مکري   معناي لغتي ميزانسن به‌ هر آنچه در صحنه است، اشاره دارد. در تئاتر هر چه را که در سِن مي‌توان ديد، به عنوان ميزانسن طراحي‌شده براي آن، توسط کارگردان نسبت مي‌دهند. بنابراين از نظر ترجمه تاريخي، ميزانسن، حيطه مسووليت کارگردان و آنجايي بود که کارگردان به برداشت بصري از متني مي‌رسيد و آن را بر سن تئاتر به نمايش مي‌گذاشت. ميزانسن با تئاتر متولد شد و کار کارگردان‌هاي متفاوت با دادن ميزانسن‌هاي متفاوت به يک سن، از هم قابل تفکيک بودند و همان طورکه مي‌دانيد در ابتداي پيدايش اين لغت در فرانسه، مسووليت يک کارگردان تئاتر در قبال يک نمايشنامه واجراي آن شامل همه موارد مي‌شد، از مسير حرکت بازيگران و ايستادن آنها بر سِن براي گفتن ديالوگ، تا چگونگي قطع و وصل شدن نورها و بازي بازيگران. حتي مواردي مثل گريم و چيدمان دکور احتمالي هم جزو ميزانسن مي‌شد. اگر اين چيدمان پر از وسيله بود،...
ادامه خواندن

انسجام بنیادهای فکری و ساختار در نمایشنامه های یاسمینا رضا


یاسمینا رضا در آثارش به انسان معاصر توجه دارد؛ و آدم هایی را به تصویر می کشد که در لابیرنت زندگی چنان سردرگُم شده اند که دیگر رهایی از این بازی برایشان امکانپذیر نیست. نمایشنامه های منسجم و دقیق او بسان آینه هایی روشن و شفاف هستند که جزئی ترین ویژگی های جامعه ی مدرن را منعکس می کنند. برای این منظور، او بیانگری زیر نور مستقیم و پرفروغ "رئالیسم" را برگزیده است، که بهترین شیوه برای انعکاس عینیت زندگی انسان معاصر محسوب می شود. «مسأله ی مرکزی رئالیسم، بازنمودن متناسب تمامیت شخصیت انسان است.» (پژوهشی در رئالیسم اروپایی، گئورک لوکاچ، ص 9، پیشگفتار نویسنده) یاسمینا رضا، این نمایشنامه نویس پست مدرن، کاراکترهایش را در موقعیت های به ظاهر عادی و ساکن قرار می دهد؛ امّا در پشت این ظاهر ساده، مجموعه ای از مفاهیم بنیادی و تأمل برانگیز فلسفی، کشمکش های فرهنگی، زخم های عمیق روانی،  و آشفتگی و...
ادامه خواندن

تئاتر: آریستوفان شجاع


گات ملينان*  برگردان عبدالوهاب فخرياسري هزار و پانصد سال پيش در زير همين آسمان، نظاره گر تکه تکه شدن سرزمينش، شاعر يوناني لوده و گستاخ با بي قراري منتظر بود ببيند که با « پرنده هايش » چگونه رفتار مي شود.آريستوفان در قرني در عين حال شکوهمند و ستيزه جو زاده شد. ديرزماني پيش، صبح يکي از روزهاي اواخر مارس ٤١٤ سال پيش از  ميلاد مسيح، آريستوفان در حالي که تکيه به يکي از درهاي رواق داده، به تئاتر ديونيزوس در پايين مي‌انديشد. ابرها او را در خود گرفته‌اند؛ درختان زبان‌گنجشک و توت‌فرنگي وحشي تکان مي‌خورند، تيو تيو تيو تيو تيو تيو تيوتيکس، چند پرنده چرخي مي‌زنند. قورباغه‌اي که راه‌اش را گم کرده مي‌خواند برکه‌ککس‌کواکس‌کواکس. در اين بهار پرباران جشن‌هاي بزرگ ديونيزيا به افتخار خداي تئاتر، اسرار و شراب که روزها به طول مي‌انجامد، «شمار زيادي از مردم و از آن ميان ده هزار فرهيخته بلندپروازتر  از کلئوفون (١)؛ که...
ادامه خواندن

داغ ننگ و آشفتگی پنهان جامعه ایرانی


چکیده فیلم «برادرم خسرو» به کارگردانی احسان بیگلری داستان دو برادر بنام ناصر با بازی (ناصر هاشمی)پزشک نسبتا موفق و خسرو با بازی(شهاب حسینی) هنرمندی ناموفق و دارای اختلال دوقطبی را روایت می کند . در این نوشتارقصد داریم با استفاده از نظریه داغ ننگ اروینگ گافمن نشان دهیم که چگونه درفیلماین نظریه،آشفتگی پنهان جامعه ایران را آشکار می سازد. مقدمه فیلم برادم خسرو داستان دو برادر است که یکی پزشک است و دیگری فردی است که می توانسته با استعداد های که دارد فرد موفقی بشود اما به دلیل اختلال دوقطبی موفق نشده است. نام فیلم و طراحی پوستر ها در نظر اول به گونه ایست که تمامی توجه مخاطب را به خسرو یعنی فردی که دارای اختلال دوقطبی است جلب می کند درحالی که در معنای ضمنی آن نام فیلم از طرف چه کسی بیان می شود؟«برادرم خسرو» اززبان ناصر هاشمی به نقش برادر ؛در واقع فیلم زندگی...
ادامه خواندن

صد و بیست و دومین یکشنبه انسان شناسی و فرهنگ: تعزیه در ایران


موسسه انسان شناسی و فرهنگ، صد و بیست و دومین نشست از یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ (دوره پنجم) خود را در تاریخ یکشنبه 30 مهر 96 با عنوان «تعزیه در ایران؛ از دیروز تا امروز» برگزار می کند. در این نشست آقای دکتر مسلم نادعلیزاده (دکتری زبان و ادبیات فارسی) سخنرانی خواهد کرد. همچنین فیلم مستند «تعزیه در سیستان» اثر محمد تهامی نژاد نمایش داده خواهد شد. انسان شناسی و فرهنگ از همه علاقه مندان دعوت می کند که در این نشست حضور یابند. ورود برای همگان آزاد است. مکان و زمان نشست: تهران- خیابان ولیعصر- خیابان دمشق- پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات یکشنبه 30 مهر 1396- ساعت 16 الی 19 درباره مسلم نادعلیزاده http://sls110.ir/content/View/ArticleId/23/-1-2-3-4-5-6  
ادامه خواندن

میزگردی درباره‌ی هویت بخشی به سالن های نمایش


  با حضور شکرخدا گودرزی، اصغر همت، علی عابدی و هوشنگ اعلم هنر خوار گردد، جادویی ارجمند ماجرای تقسیم بندی سالن های تئاتر بر اساس موضوع نمایشها، یا آن طور که در فضای جدید مطرح شده «هویت بخشی» به سالنهای تئاتر، چندی است که موافقان و مخالفانی پیدا کرده است. برای بررسی بیشتر ابعاد این ماجرا سه نفر از دست اندکاران و به اصطلاح «تئاتری» های با سابقه را دعوت کردیم تا در میزگردی در مورد این مسئله و خوبی ها و بدی هایش بیشتر صحبت کنیم. شکرخدا گودرزی، اصغر همت و علی عابدی مهمان این جلسه بودند. زحمت دعوت از دوستان و برپایی این جلسه بر عهدهی احسان حاجیپور عزیز بود. حاجيپور: قرار است در اين نشست بپردازيم به قضيهي ماهيت بخشي يا هويتبخشي به سالنهاي تئاتر که اخيراً از سوي برخي مسئولين تئاتر مطرح شده و سعي کنيم از ابعاد مختلف آن را بررسي کنيم. اصغر همت: امروز...
ادامه خواندن

مرگ اندیشی مولانا در مثنوی


مرگ بی مرگی بود ما را حلال برگ بی برگی بود ما را نـوال زندگی و مرگ دو همزادند، دو همپیالۀ جام آفرینش که درعین تنیدگی،با یکدگر خویشاوندی و نزدیکی دارند.انسان از همان بدو تولد هر لحظه می‌زید و هر لحظه می‌میرد؛ در رحم زادن جنین را رفتن است در جهان او را ز نو بشکفتن است مرگ ملموس ترین و درک‌پذیرترین دلواپسی غایی انسان است. گویی تمام زندگی در یک کلام خلاصه می‌شود: «اکنون هستم، اما روزی می‌رسد که دیگر نیستم». به همین علت هماره تنش و تعارضی وجودی میان آگاهی از اجتناب ناپذیری مرگ و آرزوی ادامۀ زندگی وجود دارد. ترس از مرگ نقش مهمی در تجارب درونی انسان ایفا می‌کند؛ به راه های گونه‌گون به ذهن انسان هجوم می‌آورد و در زیر پوستۀ ظاهری رفتارها خود را پنهان و آدمی را مضطرب می‌سازد.اما نگاه عارفان یا بهتر است بگوییم نگاه انسان‌شناسان با مردمان عادی باچنین مسأله سترگی...
ادامه خواندن

پرونده رضا میرکریمی


تهیه و تنظیم پرونده: ریحانه شهبازی   سید رضا میرکریمی، متولد سال ۱۳۴۵ در زنجان و فارغ التحصیل گرافیک از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است. وی کارگردان و فیلمنامه‌نویس سینمای ایران است و در گروه سینمای فرهنگستان هنر نیز عضویت دارد. در مورد «اولین»های وی می‌توان گفت، میرکریمی فعالیت در سینما را از سال ۱۳۶۶ با فیلم کوتاه ۱۶ میلیمتری آغازکرد و سپس فیلم‌های کوتاه ۱۶ میلیمتری یک روز بارانی و ۳۵ میلیمتری خروس را ساخت. همچنین اولین کار بلند سینمایی خود را در سال ۱۳۷۸ با ساخت کودک و سرباز آغاز کرد، فیلمی که برای آن بالن نقره‌ای جشنواره سه قاره را کسب کرد. فیلم‌های بلند رضا میرکریمی در ادامه می‌آیند: دختر (۱۳۹۴) امروز (۱۳۹۲ یه حبه قند (۱۳۸۹) به همین سادگی (۱۳۸۶) خیلی دور، خیلی نزدیک (۱۳۸۳) اینجا چراغی روشن است (۱۳۸۰) زیر نور ماه (۱۳۷۹) کودک و سرباز (۱۳۷۸) همچنین فیلم‌های کوتاه و سریال‌های او موارد...
ادامه خواندن

بازگشت خنده‌های برتولت برشت


ماری نوئل ریو برگردان عبدالوهاب فخریاسری از آن جا که برشت لذت رهایی از مشاهدات کاذبی را به تماشاچیان بخشید که بصورتی پنهانی در حفظ نظم موجود می‌کوشند و دنیایی اساسا نو –چه از لحاظ فرم و چه از نظر محتوا- به روی تئاتر گشود. زمانی که در فرانسه به این جهش بزرگ پی بردند، نخست آن را گرامی داشتند، اما اندک اندک این جریان رنگ باخت. بازگشت محجوبانه‌اش، اما، خبر از شهامت در اندیشه توام با شادی می‌دهد. فرانسه با برتولت برشت در  ١٩٥٤ آشنا شد ، زمانی که «ننه دلاور و فرزندان او» توسط گروهی از بازیگران از برلن در فستیوال بین‌المللی تئاتر پاریس -رویدادی بی‌سابقه(١)- به اجرا درآمد. تئاتر ملی مردمی، تئاترهایی که عمرشان به جنبش تمرکززدایی تئاتر می‌رسید، و گروه های تئاتر: جملگی به سرعت به انقلابی که در نویسندگی و اجرای تئاتر در آلمان آغاز شده بود، خوشامد گفتند و از آن پشتیبانی کردند. اما...
ادامه خواندن

خون بازی شازده کوچولو


-مقدمه ای بر اقتباس از مکبث شکسپیر با و برای نوجوانان- این مقاله فصلی است از کتاب در دست انتشار با عنوان «ده فرمان اقتباس برای تئاتر» که نگارنده آن را بر اساس دو نظریه ساختارگرای «پیتر سوندی» و «الینور فیوکس» و همچنین تجربیات عملی اش در حوزه اقتباس برای تئاتر در گروه نمایشی «بچه های شاهکار» نگاشته است. پیتر سوندی در کتاب خود «تئوری درام مدرن» ساختن تئاتر را ساختن پازلی می داند که در بستر فرهنگ و سیاست مؤلف و تحت تأثیر الزامات اقلیم جغرافیایی- مؤثر بر تفکر و نحوه عمل او- رخ می دهد. الینور فیوکس نیز در مقاله «ملاقات با یک سیاره کوچک» بر تغییرات تأثیرات و وام گیری های هر نمایشنامه از آثار هنری و روایتهای پیش از خود تأکید دارد. اقتباس از مکبث با و برای نوجوانان اقتباس انتقال است. انتقال فرم و مضمون درهم تنیده از فرهنگی به فرهنگ دیگر و در بردار...
ادامه خواندن

نگاهی به آیین چاووشی‎خوانی در ششتمد سبزوار


چاووشی‎خوانی امروز عمدتاً به مثابه نوعی هنر و آیین رواییِ مذهبی در زمینۀ سفرهای زیارتی در نظر گرفته می‎شود(بیگ‎زاده و پروین، 1395؛ ماکویی، 1389؛ مظلومی، 1387؛ هاشمی، 1387). دهخدا (1349) در این ارتباط چنین می‎نویسد: "چاووش‎، در اصطلاح روستائیان خراسان، کسی باشد که در فصل مناسب زیارت در دهات و روستاها سواره یا پیاده براه افتد و روستائیان را بوسیلۀجارزدنیاخواندناشعارمهیجومناسببه زیارت اعتاب مقدسه تشویق و تهییج نماید". با این حال چنانکه جاوید(1388) نشان می‎دهد، این آیین ریشه در سنت‎های دیرینه‎تر از این دارد.  چاووش در اصل واژه‎ای ماخوذ از ترکی به معنای نقیب و پیشرو لشکر است (عمید، 1363: 486). جاوید(1388: 184) به استناد برخی منابع آن را هنری کهن که ریشه در دوران کیانی سرزمین ایران دارد، معرفی می‎کند. با وجود چنین پیشینه‎ای، چنانکه گذشت، امروز چاووشی‎خوانی عمدتاً به عنوان یکی از آیین‎های مرتبط به فرهنگ زیارت شناخته می‌شود. با این حال در ارتباط با این آیین در فرهنگ...
ادامه خواندن

سهراب مودی 


سهراب میروان جی مودی یکی از کارگردانان,تهیه کنندگان و بازیگران معروف  پارسی (زرتشتی)هند بود,او در سال 1889 میلادی در شهر مومبای دیده به جهان گشود ,پس از پایین تحصیلات با برادر خویش مسافرت طولانی را در هند برای نمایش فیلم های هندی شروع کرد و در شهر گوالیار در ایالت مادیاپرادش در یک شرکت تاتر به نام آرین سوبود فیلم های قدیم هندی را نمایش می داد,او هم چنین در تاتر پارسی که  جامعه تجاری پارسیان هند آن را از سال 0185 تا سال 1930 اداره می کردند و برخی فیلم های صامت سینمای قدیم هند,نیز بازی کرد,درواقع تاتر پارسی یکی از پیشرو ترین سیستم های تاتر و سرگرمی سنتی در شبه قاره هند بود اولین شرکت تاتر پارسی به نام پارسی ناتک مندالی ParsiNatakMandali مشهور شد و با نخستین تاتر به نام رستم زابلی بر روی صحنه رفت از دیگر تاترهایی که در آن اجرا شد شاه افراسیاب  رستم...
ادامه خواندن

تیپو سلطان و علاقه او به زبان فارسی و سبک زندگی ایرانی


  تیپو سلطان که نام واقعی او سلطان فاتح علی خان شهاب بهادر می باشد در سال 1750 میلادی در منطقه میسور در جنوب هند و در شهر سرینگا پتم  چشم به جهان گشود.او بزرگترین پسر سلطان حیدر علی ,سلطان و پادشاه  منطقه دکن در جنوب هند  بود. او در زمان حکومت خویش شروع به ضرب سکه به زبان فارسی,جایگزین کردن تقویم خورشیدی ایرانی به جای تقویم عربی و رسمی کردن زبان فارسی در منطقه پادشاهی خویش کرد,تیپو سلطان  هم چنین دستور داد تمامی نامه های دربار,قوانین حکومتی و دستورات سلطنتی به فارسی نوشته و ثبت شود, او در زمانه ای زندگی می کرد که انگلیسی ها بتدریج  شروع به اشغال شبه قاره هند کرده  و یکی پس از دیگری حکومت های محلی را از بین می برده  و زبان انگلیسی را به جای زبان فارسی و اردو,روش زندگی بریتانیایی ,آموزش و پرورش به سیستم انگلیسی و از بین بردن...
ادامه خواندن

از نيش تا نوش: گفتگو با «منوچهر انور»


    عليرضا ارواحي آن‌چه در مصاحبه با «منوچهر انور» بيش‌ترين جذابيت را دارد قرارگرفتن روبروي مردي است که گيرايي صدايش،«معنايي» براي دريافت کلامش مي‌شود.در برخي از فيلم‌ها که با صداي وي همراه است، مهم نيست چه مي‌شنويم، اهميت در آن است که فرمِ کلام را از طريق گوش درک کنيم. تاثير تصاوير مي‌تواند با گفتار فيلم افزايش يابد، ولي اين تاثيرگذاري در برخي از اين گفتار‌ها به‌گونه‌اي است که از تصاوير و حتي از محتواي گفتار غافل مي‌مانيم. گفتار متن به‌جاي برانگيختن مشارکت ذهني در ساختار فيلم،مخاطب را با فرمِ گفتاري روبرو مي‌کند کهاز تصاوير پيشي مي‌گيرد.1 *** ارواحي: ساختن فيلمي مثل «نيشدارو» در دهة چهل اهميت زيادي دارد، در اين سال‌ها فيلم‌ها يا مطابق سليقه‌ي مخاطب ساخته مي‌شد و يا مطابق سليقه‌ي سازمان‌هاي دولتي وقت، اين شرايط براي ساخت فيلم «نيشدارو» چه‌طور بود؟ انور: آن وقت‌ها اگر شما مي‌خواستيد در زمينة فيلم يک کاري خارج از خط موجود...
ادامه خواندن

حضور فرهنگي و هنري «منوچهر انور»*


 حضور فرهنگي و هنري «منوچهر انور» در دو زمينه قابل بررسي است: 1- فعاليت‌هاي تاثيرگذار 2-  نظرات و آثار در حيطه‌يپراتيک-تئوريک و زيبايي‌شناسانه   1‌- «منوچهر انور» در نحوه‌ي گفتار توانست جرياني ايجاد کند تا بيشتر به زبان گفتار توجه شود،يعنيزبان‌ِ گفتار با شکل‌گيري‌اش بتواند معنا را از طريق ادا ايجاد کند و به قدرت زبان بيافزايد. زبان در اين روند، مبالغه‌آميز و متظاهرانه و ويران نمي‌شود بلکه ساخته مي‌شود، فهم زباني، و نه ادبي، در گفتار متن اهميت مي‌يابد و يک فهم زباني از گفتار به‌دست مي‌آيد. مهم‌ترين آنها همان آنونس‌هاي فيلم‌ها و گفتار فيلم‌هاي خاص و حافظ‌خوانييا مولوي‌خواني -خوانش‌هاي وي از اين شاعران- ارائه‌شده در کنگره‌هاي مختلف است. - فعاليت‌هايي که با «گروه هنر ملي» داشته استو فيلمنامه‌هايي که با افراد مختلف در اين گروه نوشته اهميت بسياري دارد. در اين نوشتارها هم وجوه رئاليستيک و هم تمثيلييا رئاليسم-تمثيلي ديده مي‌شود. بدين جهت فيلم «شهيدثالث» را مي‌پسندد، چرا...
ادامه خواندن

نقش و ساختار اجتماعی چِمَک(رقص محلی) هرمزگان


رقص نیز به عنوان یکی از انواع هنرهای انسانی (هنر مردمی)، زبانی ویژه و منحصر به خود را دارد، که در واقع ارجاع به چیزهایی است که در داخل شبکه های اجتماعی- فرهنگی (شیوه های زیست عمومی) موجود می باشد. رقص، زبانی است برای بیان "شیوه زیستی خاص"؛ یعنی به ظهور رساندن "فرهنگ مردمی ویژه"  که حاصل بازنمود شده زندگی در رفتار و تفکر آنان است. به عبارت دیگر رقص تنها عرصه ای است که نحوه زندگی و زیست در عالی ترین و خالص ترین سطح به بیان می رسد؛ چراکه رقص همراه است با شدیدترین بروز و ظهور احساسات و شورهای برآمده از درونی ترین ادراکات عاملان رقص از معنای زندگی و فلسفه هستی آن. زبان و نشانه های شورمند رقص در اوج بسیار بالای خود تمامی حوزه های زندگی (اسطوره، ادبیات، موسیقی، تاریخ، اقتصاد و حتی سیاست) را تحت پوشش قرار می دهد و آنها را در قالب...
ادامه خواندن

تئاتر دقیقاً به چه درد می خورد؟!

Image result for theatre
  تئاتر دقیقاً به چه درد می خورد؟! آنچه تئاتریها و مردم، از تئاتر نمی دانند یا فراموش کرده اند!- سامی صالحی ثابت بهمن 1395   انسانها نان را می خرند چون گرسنگی آنها را رفع می کند. خمیردندان را می خرند چون سلامت دهان و دندانشان را تأمین می کند. کفش را برای محافظت از پاها می خرند. اما وقتی بلیط یک تئاتر را خریداری می کنند، چه چیزی را می خرند؟ فایده تئاتر چیست؟ تئاتر دقیقاً به چه درد می خورد؟ باید اعتراف کرد حتی بسیاری فعالان تئاتر نیز پاسخ و اهمیت این پرسشهای به ظاهر ساده اما بسیار عمیق و جدی را    نمی دانند و درک نکرده اند. در بهترین حالت اگر کسی بخواهد پاسخی به این پرسشها بدهد؛ به دام کلی گویی و مبهم گویی می افتد:«ببین! باید حسش کنی لمسش کنی! چه جور بگویم بیان کردنی نیست. تئاتر خیلی خیلی واجب است؛ از نان...
ادامه خواندن
برچسب ها:

رقص – نمایش بهارت ناتیام


نسیم کمپانی  مقدمه: رقص های  باستانی و سنتی شبه قاره هند در واقع ریشه در تاریخ و فرهنگ کهن این بخش از جهان دارد,در نقاشی های غارهای آجانتا در شهر اورنگ آباد ایالت ماهاراشترا که حدود 2000 سال قدمت دارد و در کنده کاری های معابد باستانی در سراسر هند بخوبی می توان این هنر اصیل را مشاهده کرد.در واقع به این رقص ها می توان اصطلاح (تاتر آهنگین هندی )را اطلاق کرد ,زیرا آن ها در واقع بیان کننده تاریخ ,فرهنگ و تمدن باستانی هند می باشند ,رقصندگان با نشان دادن حرکات و اشارات دست ,صورت و چشم ها در واقع داستان ها را تعریف و تشریح می کنند.کلمه شاستریا Shastriya  کلمه ای است سانسکریت  که به معنای کلاسیک در زبان انگلیسی  است و در واقع بیان کننده  اجرای سبک های هنری  رقصنده  می باشد ,در کل رقص های کلاسیک هندی بازگو کننده داستان های خیر و شر و...
ادامه خواندن

نشست صد و چهاردهم: بررسی اجتماعی ادبیات نمایشی در ایران


  صد و چهاردهمین نشست یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ با موضوع «بررسی اجتماعی ادبیات نمایشی در ایران» برگزار خواهد شد. در این نشست خانم دکتر فریندخت زاهدی (پژوهشگر تئاتر و استاد دانشگاه) سخنرانی خواهند کرد و فیلم صورت خوانی اثر آقای هادی آفریده نمایش داده خواهد شد. برنامه راس ساعت 4 آغاز خواهد شد و از علاقه مندان دعوت می‌شود که در این نشست حضور یابند. زمان: 27 فروردین 1396 ساعت 16 تا 19 مکان: خیابان ولیعصر، خیابان دمشق، پژوهشگاه فرهنگ هنر و ارتباطات   درباره فریندخت زاهدی https://rtis2.ut.ac.ir/cv/zahedi http://www.ensani.ir/fa/77778/profile.aspx  
ادامه خواندن

برای مرد بزرگی که میان ماست: جعفر والی


بهروز غریب‌پور در سرماي کشنده تورنتو، کنار ديوار سالن تئاتر، چمباتمه زده‌اند؛ عاشقان تئاتر کز کرده‌اند تا نگهبان در را به رويشان باز کند و به آن‌ها اجازه بدهد به سالن تئاتر که براي نسل آن‌ها فراتر از معبد است، وارد شوند و خود را نثار عشقشان، تئاتر، کنند. هر‌کدام از گوشه‌اي از جهان پاره‌پاره آمده‌اند. بيشتر بازيگرند. در ميان آن‌ها مرد بزرگ، اما کوچک‌اندامي در خود فرو رفته است... سوز زمستان بزرگ و کوچک نمي‌شناسد و عادلانه و بي‌ذره‌اي رحم، قصد جان همه را کرده است و حتما به خودش مي‌گويد: "به من چه ربطي دارد که از کجا آمده است و کيست، از مسکو يا زاگرب يا ورشو يا تهران... هر که هست و از هر کجا که آمده باشد، به من ربطي ندارد، من لاله‌هاي گوش را چنان سرد و يخزده مي‌کنم که از گوش جدا شوند و بيفتند و اگر کسي به هوش نباشد و حواسش...
ادامه خواندن