ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

نگاهی انسان شناختی به زندگی و آثار صادق هدایت (بخش هفتم)


هنگامی به نوشته‏ هایی که درباره‏ ی هدایت نوشته شده ‏اند نگاه می ‏کنیم متوجه می ‏شویم که بیشتر خواسته شده از خلال آثار هدایت و زندگی ‏اش، به روانکاوی نویسنده دست پیدا کنند. گویی منتقد خود را روانکاوی می ‏بیند که می ‏خواهد بیماری نویسنده را  برای ارائه راه حلی برای مداوا تشخیص بدهد. حالا حتی اگر فرض کنیم منتقد توانسته به بیماری نویسنده هم پی برده به نظر می ‏رسد زیاد کاربردگرا برای رسیدن به یک شناخت منسجم از جامعه و آثار نویسنده نباشد. نقد ژورنالیستی در پی این است که  فرم را به محتوا ترجیح دهد. هنگامی فرم در ادبیات به محتوا ارجحیت پیدا کرد خیلی ساده است نویسنده و آثارش به صورت جداگانه در کنار جامعه نگاه می ‏شود. درک نکردن ارتباط فرد و جامعه خودش یک معضل هم برای نویسنده و هم برای منتقد است. چون دچار رویکردی می ‏شود که تقابل سوژه و ابژه...
ادامه خواندن
برچسب ها:

درک بهتر احساسات سایر افراد توسط خوانندگان متون ادبی تخیلی


   تحقیقات انجام گرفته توسط بنیاد علوم اجتماعی آمریکا نشان داده است که اشخاصی که رمان های نویسندگانی نظیر تونی موریسون و هارپر لی را مطالعه نموده اند در آزمون تئوری ذهنی نتیجه مطلوب تری از طرفداران ژانرهای ادبی دیگر، بدست آورده اند.  تخیل ادبی که توسط طرفداران رمان های هارپرلی و تونی موریسون صورت می گیرد موجب ارتقاء درک خوانندگان نسبت به احساسات سایر افراد می گردد. طبق تحقیقات اخیر نویسندگان سایر گونه¬های غیر تخیلی نظیر آثار دانیل استیل و کلیف کلاستر چنین تاثیراتی را بروز نداده اند. پژوهش های آکادمیک صورت گرفته توسط امانوئل کاستانو و دیوید کید در مکتب جدید تحقیقات اجتماعی نیویورک بر روی بیش از هزار نفر شرکت کننده تحت عنوان آزمون تشخیص نویسنده جهت سنجش میزان خیال پردازی پاسخگویان با توجه به نام نویسندگانی بود که در لیست در اختیار ایشان قرار گرفته شده بود. لیست شامل دو بخش توام با نام مولف و...
ادامه خواندن
برچسب ها:

دهکده‌ی پر ملال (3)


دهکده‌ی پر ملال اثر امین فقیری، داستان‌هایی مبهوت‌اند. این داستان‌ها در خودشان و از خودشان دچار بهت‌اند، زبانشان بند آمده و دهانشان خشک شده‌است، بس که تلخ و تنداند. داستان‌های مرگ، آری سایه‌ی مرگ بر جایْ جایْ کتاب خیمه زده‌است، لابه لای تمام صفحات دست نوازش مرگ را می‌بینی، چنان‌همیشه هست و همه جایی، دیگر بودنش را به رخ نمی‌کشد؛ فقط یک کلمه :«مُرد». بی هیچ پیچیدگی و تزیینی. برای مردمانی که در خیمه‌ی مرگ میزیند، هر دم، زیستن ملال است و مردن هم ملالی است فقط اندکی افزون‌تر. مُردن برای سلول‌هایی تک افتاده در اجتماعی دردمند که به‌سان بافتی آسیب دیده است؛ مرگ فرد است، مرگ یک جز از مجموعه‌ای تجزیه یافته. درد دیگری درد دیگری می‌ماند، اجتماع پیوستگی و وابستگی ندارد، از این روست که بی تفاوت از مرگ می‌گذرند و بدین جهت نویسنده هم این چنین از برابر آن می‌گذرد، هم بی تفاوت و هم بهت‌زده، در...
ادامه خواندن
برچسب ها:

کیارستمی: بدون تماشاگر خوب سینمای خوب وجود ندارد


گفتگوي محمد حقيقت با عباس کيارستمي  درباره ي « طعم گيلاس» ( چهاردهم شهريور هفتاد و شش - پاريس ) توضيح: فيلم طعم گيلاس بعد از بهدست آوردن نخل طلا (جشنواره کن 1997) در26 نوامبرهمان سال در فرانسه بهنمايش عمومي در آمد. کمپاني ( سي بي 2000) پخش کننده فيلم يک پروندهي مطبوعاتي درست کردوازمحمد حقيقت خواست گفتگوئي با عباس کيارستمي درباره فيلم ترتيب دهد. ترجمهي اين گفتگو از فرانسه به فارسي توسط سعيد نوري انجام شده است. عباس کيارستمي درخواست کرده بود اين شعر خيام درپروندهي مطبوعاتي چاپ شود. اي بس که نباشيم و جهان خواهد بود                          ني نام زما و ني نشان خواهد بود زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلل                               زين پس چو نباشيم همان خواهد بود محمد حقيقت: عنوان فيلم شما،«طعم گيلاس» چه معنايي دارد؟ عباس کيارستمي: من به سه عنوان مختلف فکر کرده بودم: «سفر به سپيده دم»، «کسوف» و «طعم گيلاس». اين عنوان براي...
ادامه خواندن

معرفی «تاریخچه زندگی» وینسنت کراپانزانو


    آخرین کتاب کراپانزا?%8
ادامه خواندن

تنها انگشتانت را برای من بگذار


أُغالِبُ فيکَ الشّوْقَ وَالشوْقُ أغلَبُ وَأعجبُ من ذا الهجرِ وَالوَصْلُ أعجبُ أمَا تَغْلَطُ الأيّامُ فيّ بأنْ أرَى بَغيضاً تُنَائي أوْ حَبيباً تُقَرّبُ (متنبّي) ما نتوانيم و عشق پنجه  در انداختن قوت او ميکند بر سر ما  تاختن گر دهيام  ره  به  خويش  يا  نگذاري  به  پيش هر دو به  دستت  درست  کشتن و  بنواختن (سعدي) حتما شما هم اين ابيات شيخ اجلّ را در بوستان به ياد داريد که «شبي ياد دارم که چشمم نخفت/ شنيدم که پروانه با شمع گفت/ که من عاشقم گر بسوزم رواست/ تو را گريه و سوز باري چراست...» پروانه براي ما نماد عاشقي و بيپروايي در عشق است اما عربها آن را سمبل حماقت ميدانند. در امثال عرب، آدمهاي احمق را به پروانه تشبيه کرده و در وصف آنها گفتهاند: «أجهلُ من فراشه» يعني «نادانتر از پروانه»! اولين باري که اين ضربالمثل را شنيدم، حيرت کردم و از خود پرسيدم اينهمه تفاوت در نگاه...
ادامه خواندن

با یادی از پیرمرد و دریای ارنست همینگوی


انسان واقعی ممکن است نابودشود ولی هرگز شکست نخواهد خورد...ارنست همینگوی همیشه دلم می خواست موقعیتی پیش بیاید تا بتوانم اززندگی ارنست همینگوی و شاهکارش پیرمرد و دریا بنویسم بویژه به یاد روزهایی که من نوجوان با دایی یم به دریا می رفتیم و تجربه های بسیاری شبیه آنچه پیرد مرد داستان همینگوی از سر گذارنده بود را تجربه می کردیم ،ما دونفرمثل سانتیاگو با خود حرف نمی زدیم اما زمزمه دشتی خوانان را از دور که می شنیدم لذت بخش بود وگاهی همنوا با آنان می شدیم... برای ما آنچه مهم بود آرامش خوفناک غروب دریا بود وپرواز مرغان دریایی در آن غروب وهمناک ،برق ناگهانی پولک کولی ماهیها بر آب ...که عبور دسته های بزرگ ماهی را یاد آوری می کرد.... خوب می د انستیم که دریا هیچ گاه مهمانش را ناامید نمی کند همیشه ذره ای امید مثل نور خورشید بر پهنه ی بیکران آب می درخشید...
ادامه خواندن

مروری بر کتاب کاربرد حیوان در ادبیات و فیلم کودک؛ امی رتل


        استفاده از حیوانات در ادبیات وفیلم حوزه کودکان امری متداول و مرسوم در جهان است. در حقیقت " تکیه بر حیوانات در ادبیات کودکان طی دو قرن گذشته ابزاری کلیدی در فرایند جامعه پذیری کودکان بوده است." امی رتل در کتاب خود با نگاهی متفاوت به کاربرد حیوان در ادبیات و فیلم کودک می پردازد. او در کتاب خود نشان می دهد که چگونه نوع کاربرد حیوانات در ادبیات کودکان دیدگاه های متفاوت فلسفی در مورد هویت انسان و حیوان بازتاب می دهند. رتل از دو دیدگاه فلسفی پساانسانگرایی[3] وانتروپوسنتریسم[4] که معتقد به اشرف مخلوقات بودن انسان است کاربرد حیوانات در ادبیات و فیلم کودکان را مطالعه می کند؛ اینکه چگونه این دو دیدگاه هویت انسان و رابطه او با حیوان را می سازند و همچنین چگونه آثار داستانی از این دو رهیافت متاثر می شوند. دو دیدگاه فلسفی متضادی که به طور متفاوتی به انسان، کودکی و...
ادامه خواندن

اگر کودکی منظورمان را نمی فهمد


عباس کیارستمی برگردان ساناز مقیمی کودکی نامه ای به من فرستاده و درآن دربارهء درختی که در حیاط خانه شان است سوالی پرسیده. درخت، گوجه سبزهای فراوانی می دهد. او میوه ها را با لذت فراون می چشد واز خود می پرسد آیا خود درخت هم از میوه هایش لذت می برد یا نه. واکنش بیدرنگ، دادن پاسخ منفی به اوست و اینکه درخت میوه هایش را نمی خورد، اما سوال از این فراتر می رود. کودک درکی فلسفی از این درخت دارد که سزاوار توضیحی ساده، صحیح و عمیق  همسطح با پرسش اوست. من اگر کمی روشن بینی دارم، آنرا مدیون بیست سالی هستم که با کودکان کارکرده ام. آنها به من یاد دادند که مسائل در آن واحد پیچیده و بسیار ساده هستند. و این سادگی مترادف پیش پا افتادگی نیست. هنگامی که سینما لحنی کمی موعظه گرو تلخ به خودمی گیرد ، بدین معناست که نتوانسته ساده...
ادامه خواندن

هملت و رستم وجود دارند یا نه؛ گفتگو با ضیاء موحد 


    منطق طبق چیزی که از سالهای دبیرستان در ذهن همه ما مانده بحث خشک و ملالآوری بود، یعنی همیشه خدا ترجیح میدادیم از آن فرار کنیم. البته وقتی بزرگتر شدیم و کتابهای بیشتری خواندیم فهمیدیم منطق و فلسفه و امثالهم کسالتبار نیستند، این کتابهای درسی و کلاسهای تنگ و تاریک مدرسه بود که همه چیز را غیرقابل تحمل میکرد. با این حال بحث منطق، حتی برای کتابخوانها هم هنوز بحث سخت و دشواری است، بهخصوص اینکه کمتر کسی حوصله بحثهای پیچیده استدلالی را دارد چه برسد به اینکه بخواهد سراغ ابنسینا، یا همان "اَوی سِنا"ی فرنگیها را از ده قرن قبل بگیرد و نظراتش را بازخوانی کند. اما واقعیت این است که ضیاء موحد، استاد فلسفه و منطق که صد البته شاعر موفقی هم هست، منطق ابنسینا را در تازهترین کتابش، جوری شرح داده که خواندنش احتمالا برای منطقگریزها هم جذاب است. بهخصوص اگر بدانیم مقاله آخر این...
ادامه خواندن

محمد، می‌بینی عروسی اجنه رو؟


  گفتگو با محمد محمدعلی درباره داستان و از ما بهتران رامبد خانلری: روزگاری كه مجموعه داستان «سرطان جن» را مینوشتم، در مورد داستانهای جنی پیش از خودم كنجكاو شدم. تنها مجموعهای كه در تمام داستانهایش از این موجودات میگفت «از ما بهتران» محمد محمدعلی بود؛ مجموعه موفقی كه بارها منتشر شده و مخاطب ادبیات داستانی ایران آن را دوست داشته است. بعد از نوشتن سرطان جن بارها و بارها به سوالهایی در مورد ارتباط اجنه و داستان جواب دادم و در تمام این سوال و جوابها از خودم میپرسیدم محمد محمدعلی به این سوالها چه جوابی میدهد؟ این شد كه گفتوگوی من و محمد محمدعلی یك گفتوگوی جنی شد.      هم شما از جن نوشتهاید و هم من. شاید انتظار همگان این باشد که سوال اول من از شما در مورد اجنه باشد. اولین سوالی كه از شما میپرسم سوالی است كه خیلی از دوستان از من پرسیدهاند...
ادامه خواندن

برای شاملو


میمسیس ( mīmēsis ) اصطلاحی انتقادی و فلسفی است که گستره‌ای معنایی را متبادر می‌کند که واژه‌های imitation, mime, mimicery وغیره از آن آمده‌اند و شامل مفاهیمی چون تقلید، بازسازی، ادا و شکلک، لال‌بازی، شبیه‌‌سازی در گفتار و نوشتار می‌شود. اما جالب اینجاست که میمسیس را اغلب برابر تقلید می‌دانند چون imitation ا ز آن گرفته شده، اما باید آن را از تقلید صرف جدا دانست چون تقلید مقوله‌ای دیگر است. چنانکه در یونان باستان، میمسیس، ایده‌ای مستولی بر خلق آثار و هنرها بود، و به‌خصوص در ارتباط با جهان مادی، به عنوان الگویی برای زیبایی و حقیقت و نیکویی شناخته می‌شد. افلاطون میمسیس را در تضاد با دیجسیس diegesis) ) به معنای روایت‌گری یا محاکات می‌دید. بعد از افلاطون مفهوم میمسیس در جامعه‌ی یونان باستان به کاربردی ادبی گرایش یافت، و از آن تاریخ مفاهیم منسوب به میمسیس دوباره تعریف شد. شناخته‌شده‌ترین از میان این مفاهیم، شکلی از واقعیت‌گرایی(رئالیسم)...
ادامه خواندن
برچسب ها:

ایمان، شک و صنعت قلب در فرمان نخست کیشلوفسکی


      ویلیام بارتلی[1]  برگردان احمد قطبی‌میمندی   چکیده مقاله حاضر بازتفسیری از تحقیق کریستوف کیشلوفسکی در مورد ده فرمان موسی در اپیزود اول فیلمی از وی با همین نام است. این مقاله توضیح می‌دهد که ساختار روایی این داستان متضمن صنعت قلب- یعنی کنایی- است که از تشخیص نقش قاطعی که ایرنا، خواهر کاتولیک‌مذهب کریستوف، پروفسور و شکاک دینی، در داستان بر عهده دارد، ناشی می‌شود. الگوی توازی وارونه (کیاسموس) در واکنش جداگانه کریستوف و ایرنا به مرگ تراژیک پسر کریستوف یعنی پاول پدیدار می‌شود: به‌طوری که شکاکیت کریستوف راه را به ایمانی جدید به خداوند می‌گشاید و برخلاف انتظار، ایمان یرنا در معرض شک قرار می‌گیرد. این نتیجه، به نوبت، نسبت پیچیده ایمان و شک را، که موضع اساسی کیشلوفسکی به‌عنوان یک  «خداپرست سکولار[2]» است، آشکار می‌کند. کلید واژه‌ها: ایمان، تراژدی، ده فرمان، توازی وارونه، سینمای لهستان، تلویزیون، کریستوف کیشلوفسکی یادداشت مؤلف ویلیام بارتلی، پروفسور آسوسیات انگلیسی...
ادامه خواندن
برچسب ها:

آیا جین آستن فمنیست بود؟ جواب در داستان هایش هست


   هنگامی برای اولین بار برای شرکت در پروژه آستن به عنوان یکی از شش نویسنده مدرن در رابطه با بررسی شش رمان آستن خواسته شدم به هیچ عنوان قصد نداشتم در پی جست‏وجوی فمنیست بودن یا نبودن آستن باشم چون فقط من باید رمان فمینستی می‏نوشتم   و در این رابطه هم تقریبا مطمئن هستم که انجام چه کاری را به پایان رسانده‏ام.   دفاعیه ماری ولستنکرفت از حقوق زن تقریبا 20 سال قبل از نوشتن اولین رمان استون، در سال 1792 منتشر شد، این در حالی است امروزه وقتی ما درباره‏ی فمینیسم بحث می کنیم آن را خیلی جدید می‏دانیم، بنابراین سوال درباره‏ی فمینیسم بودن استون کمی خنده‏دار به نظر می‏رسد. همان طور که من شروع به نوشتن نسخه غرور و تعصب   خودم در سال 2013 کردم و در نهایت آن را شایسته تقدیر یافتم از آن‏جا که این کتاب اهمیت و اجتناب‏ناپذیری این موضوع را درک...
ادامه خواندن

شماره صفر


   زمستان امسال، امبرتو اکو، (  ۵ ژانویه ۱۹۳۲-درگذشته ۱۹ فوریه ۲۰۱۶)  نویسنده ی برجسته و  نشانه شناس معروف  ایتالیایی را سرطان از ما ربود. خوشبختانه  وی توانست  شاهد به بازار رسیدن آخرین رمان  خود  تخت عنوان « شماره ی صفر» در ۲۰۱۵ باشد.  برخلاف دیگر رمان ها، این یکی که  بسیار کوتاه است ( حدود ۱۹۰ صفحه)، همانند سایر نوشته های اکو مملو ار اشارات فرهنگی است ولی  نشانی از چنان اصطلاحات لاتینی که برای درکشان احتیاج به مدرک الهیات، نشانه شناسی، ارتباطات  و یا تاریخ است، نیست؛   اما مانند تمام دیگر نوشته هایش،  باز اکو با شوخ طبعی شوخ و نکته سنجی، استعاره ای از واقیعیت را  از زبان  راوی اش، کولونای تقریبا  پنجاه ساله  که به دنبال کار، تقبل به راه انداختن روزنامه ای جدید را  کرده است ، به قالب داستانی تخیلی وگیرا  ریخته است گره ای به رحمت گشوده می شود که دیگری نسج...
ادامه خواندن
برچسب ها:

پاسداران انديشه، سرچشمه‌هاي ايدئولوژي


  مشيت علايي   «روشنفكر كسي است كه در آنچه به او مربوط نيست دخالت مي‌كند.»/ ژان پل سارتر1       در زبان‌هاي اروپايي، كلمه‌ي واحدي كه معادل «روشنفكر» و «روشنفكري» باشد وجود ندارد. در اين زبان‌ها، واژه‌هايي است كه بر «روشني» و «روشن ‌كردن» -به مفهوم مجازي- دلالت دارند، و همچنين كلماتي كه بر «عقل» و «فكر» دلالت مي‌كنند. واژه‌ي «منورالفكر» آميزه‌اي است كه در زبان عربي از جمع دو كلمه‌ي «تنوير» و «فكر» ساخته شده است و به لحاظ دستوري، نظر به متعدي بودن «تنوير»، بايد «منوِّر» (به كسر واو) يعني اسم فاعل باشد و نه -طبق ضبط بعضي لغتنامه‌ها- «منوَّرالفكر» (به فتح واو) -كه اسم مفعول است. يك علامت كوچك قراردادي، يعني كسره‌اي كه زير يك حرف يا نشانه‌ي ديگر (تشديد) قرار مي‌گيرد كلمه‌اي را در ساحت زبان از حالتي (مفعولي) به حالت ديگر (فاعلي) تغيير مي‌دهد، اما دلالت آن در ساحتي فرازباني دو گفتمان به...
ادامه خواندن
برچسب ها:

تحلیل رمان «آخرین انار دنیا»با رویکرد بررسی مسائل قومی و ناسیونالیسم قومی


« خدایا باید به کدام سو بروم؟... این سردرگمی و نابینایی من نشانه‌ي شلختگی این جهان نیست؟... نشانه‌ی آن نیست که این جهان هم ظلماتی مثل آن بیابان است؟» (ص 164) ؛ كتاب «آخرین انار دنیا» در نگاه و خوانش اول تصویری است پاره پاره از اشک‌های داغ و آه سرد ملتی سرگردان؛ اما نه! این خوانش تنها بخشی از ماجرا است؛ « آخرین انار دنیا » روایت آخرین اناری است که بشریت از درک آن ناتوان است و در دنیایی پُر از جنگ و آشوب، مغموم و بی‌روح سرگردان‌تر از همیشه است. رمان « آخرین انار دنیا » نوشته‌ی بختیار علی و با ترجمه ای از آرش سنجابی زمستان سال 88 توسط نشر افراز به بازار کتاب آمد. بختیار علی نویسنده‌ی کرد زبان، متولد سلیمانیه و ساکن آلمان است. او بعد از نوشتن رمان‌هایی همچون : « مرگ در دانه ی دوم » و « غروب پروانه » رمان...
ادامه خواندن

معبدی برای ستایش اندیشه


  کم ‌ تر انگيزه ‌ اي ممکن است بتواند توريست ‌ هايي را که براي ديدار از مراکز فرهنگي، هنري و تاريخي به فرانسه و پاريس مي ‌ روند، وادار سازد تا از کليساي تاريخي و معروف نتردام رو بگردانند و پشت به آن بياستند تا از يک ساختمان قديمي و نيمي مخروبه که درست روبروي نتردام با شکوه است، عکس بگيرند. و با اشتياقي آميخته با کنجکاوي عميق وارد مکاني شوند که در تاريخ فرهنگ فرانسه و همه ‌ ي جهان يگانه است و هيچ مکاني مشابه آن وجود ندارد. کتابفروشي «شکسپير و شرکا». اولين و آخرين سفرم به پاريس، چيزي حدود چهل سال پيش بود. و در سن و سالي که وسوسه ‌ هاي زرق و برق فرانسه و پاريس بسيار بيشتر از وسوسه گشتن به دنبال ساختماني قديمي آن هم روبروي نتردام جاودانه بود و کنجکاوي ‌ ام براي ديدن هر آن ‌ چه به شايعه...
ادامه خواندن

روایتی‏ ازاسطوره ‏های آب ایران زمین: آناهیتا؛ایزدبانوی‏ آب


سودابه فضایلی از میان چهار عنصر، آن‌یک که واقعیت را بازمی‌تاباند و چون آینه آن را  منعکس می‌کند، آب است. اگر هر یک از چهار عنصر را به مرحله‌ای از سلوک درونی وابسته بدانیم، آب معرفت است. معانی نمادین آب را می‌توان در سه مضمون اصلی خلاصه کرد: چشمه‌ی حیات، وسیله‌ی تزکیه و مرکز زندگی دوباره. این سه مضمون در قدیم‌ترین سنت‌ها متلاقی می‌شوند و ترکیبات تخیلی گوناگون و در عین‌حال هماهنگ را شکل می‌دهند.   آب فضیلتی  تزکیه‌کننده دارد، و به همراه آن قدرتی رستگار کننده. غوطه‌خوردن در آب مولّد است و موجب باززایی. آب در آنِ واحد هم مرگ است و هم زندگی.   و آب نماد زندگی دوباره است است. آب حیات، در ظلمات مکشوف می‌شود و دوباره زنده می‌کند. در سوره‌ی کهف آن ماهی که در ملتقای دو دریا پرتاب شده بود، وقتی در آب غوطه می‌خورد دوباره زنده می‌شود. مضمون غوطه خوردن در چشمه‌ی جاودانگی...
ادامه خواندن
برچسب ها:

واژه ها .... این واژه های لعنتی!

واژه ها .... این واژه های لعنتی! / عاطفه اولیایی/
واژه ها .... این واژه های لعنتی! عاطفه اولیایی یادش به خیر!  یاد آن بحث های  داغی که  بیشتر دانشجوی جهان سومی و استاد  جهان اولیش را درگیر می کرد.  دانشجو از شنیدن این که  رابطه ی بین  زبان و واقعیت یک طرفه است، زیرا که  «زبان واقعیت را رقم می زند» و .... در جلسات بعدی هم «  در خارج از متن ، هیچ وجود ندارد» ، « واقعیات ذهنی اند»،  و « نویسنده هم جان به جان آفرین تسلیم کرده است.»   و استاد  نیز ناآرام بود ...  از به چالش کشیده شدن در چنان محیط فرهنگی که بحث ها ی دامنه دار را در کلاس ( شاید  هم در واقع همه جا)  حملات شخصی،  گستاخی و رودررویی می داند و نمی پسندد.‌ این که بگوییم واقعیت از طریق زبان بیان می شود،  آنچه بیان می شود جنبه ای از واقعیت است که آگاهانه یا ناآگاهانه بر اساس تمایزگذاری...
ادامه خواندن