ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

نگاه انسان شناختی به زندگی و آثار صادق هدایت (8)


صادق هدایت با مرگ طبیعی نمرده است. خودکشی کرده است. خودکشی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ بستگی دارد با چه رویکردی این مساله را نگاه کنیم. به نظر می رسد وقتی می خواهیم با پدیده ی خودکشی روبرو شویم ما را با ابهام داشتن اراده ی بشر روبرو می کند و این ترسناک و اضطراب آور است. بنابراین می توان ترجیح داد از خلال نگاهی ارزش گرا خودکشی را تقبیح کنیم و در پی درک مفهوم آن نباشیم که انسان می تواند مرگ خویش را در دست داشته باشد و هر وقت اراده کند بمیرد. هنگامی به سوژه عاقل و معرفت اندیش باور داشته باشیم می توانیم از خلال ذهنیت بگوییم انسان بهتر است زندگی را به مرگ ترجیح دهد. اما آیا مرگ و زندگی دو سوی یک پیوستار هستند؟ آیا مرگ خارج از  انسان وجود دارد که به هر حال روزی بر او فایق می شود؟ یا نه،...
ادامه خواندن

شاعر را با تنهائی ما رها کنید


مارینا دا سیلوا  کتاب «غیبت حاضر»(١)،  باعنوانی تکان دهنده برای اولین بار در سال ٢٠٠٦ منتشر شد ، این عنوان نامی است که اسرائیلی ها برای فلسطینی هائی، که در سال ١٩٤٨ مجبور به فراراز خانه وکاشانه شان شدند انتخاب کرده بودند : «غیبت حاضر». نثری شاعرانه به شکل وصیتنامه: این ما قبل آخرین کتابی است که در حیات محمود درویش منتشر شده است. درویش در این کتاب از پایان نزدیک زندگیش می گوید و فیلم زندگیش رابه  تصویرمیکشد. از زمان تبعید از وطن به لبنان در دوران کودکی تا بازگشت به اردن غربی  اشغال شده و محاصره غزه. زندگی سر گردان برای او ومردمش. این کتاب در بیست فصل با صمیمیتی اضطراب انگیز برای خودش وخوانندگان نگاشته شده است. هرگز به این اندازه درد دل شاعر با عذاب ورنج هایش، امید وآرزوهایش، احساس نشده بود. پس از فاجعه ١٩٤٨( نکبت به زبان عربی)، تکانی تاریخی وشخصی، هیچ چیز دیگر...
ادامه خواندن

گفت‌و‌گو با جويس کرول اوتس؛ نويسنده امريكايي: بيرون هر ترس، ترس تازه‌اي پيله بسته است


    سهيل سمي، ميعاد عبدالباقي     ميعاد عبدالباقي: پيرو مسيرمان در بررسي تاثير و تاثر ادبي نويسندگان معاصر، ترجمه و معرفي واپسين آثار آنها، و مصاحبه و مخابره‌ي تازه‌ترين آراي‌شان، در اين شماره مجله، پرونده مذکور را به جويس کرول اوتس نويسنده پرآوازه‌ي امريکايي اختصاص داده‌ايم. اوتس با پشته‌اي از موفقيت‌هاي گوناگون ادبي امروز در آستانه‌ي 76‌سالگي است و کماکان در عرصه‌ي نويسندگي و در کسوت استادي ادبيات مشغول به کار است و همه‌ي اين فعاليت‌ها را زندگي مي‌انگارد و نه کار به مفهوم عامي آن. شايد همين نگاه اوست که موجب شده تا در طول نيم‌قرن فعاليت حرفه‌اي تا به امروز بيش از 130 عنوان کتاب اعم از رمان، داستان‌کوتاه، نمايشنامه و داستان‌هاي کودک و نوجوان تحرير کند که بخش قابل توجهي از اين آثار جوايز معتبري را براي نويسنده‌اش به ارمغان آورده. البته اوتس به تازگي اعلام کرده که بعد از برگزاري آخرين سمينار نويسندگي در...
ادامه خواندن

رمز و راز آنتون پائولوویچ چخوف


محمد بادپر چخوف را خیلی‌ها راوی بزرگ قصه‌های کوچک می‌دانند و خیلی‌ها، از شرق تا غرب عالم، موقعیت فعلی خود را در عرصه داستان مدیون او هستند. وی که شایعات زیادی در خصوص عمر کوتاهش وجود دارد و در ‌عصر تولستوی، داستایفسکی، تورگنیف، نیچه، هوگو، واگنر و ایبسن زندگی می‌کرد، همواره در معرض تشویق‌ها و نقدهای مختلفی به‌خصوص از سوی هم‌عصران خود روبه‌رو بود. برخی اعتقاد دارند داستان‌های چخوف با وجود موفقیتی که برای نویسنده‌شان به ارمغان آوردند، چندان هم با ذائقه زمان خود سازگار نبودند. آ‌ن‌ها می‌گویند مشکل این داستان‌ها که امروز به چشم خوانندگان بسیار روسی می‌آیند، به نظر برخی از صاحب‌نظران و منتقدان سنتی زمان چخوف در این بوده که اصلا روسی نیستند! با این حال، اگرچه طنز چخوف در همایش‌های باشکوه نجات بشریت، جایی که اندیشه و هنر بسیاری از بزرگان مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد، غایب است اما هر بار که طوفان‌ها فرونشسته، سربلند و تسلی‌بخش...
ادامه خواندن

میلان کوندرا در جستجوی شوخی: نقد آخرین کتاب میلان کوندرا


نوشته گلی امامی میلان کوندرا اکنون هشتاد و شش سال دارد و به احتمال قوی قصد داشته، آخرین رمانش جشنوارة پوچی ، که پس از پانزده سال  منتشر شده، بیانی از «آخرین ترانه¬اش» باشد. «آخرین ترانه» اصطلاح تأثیرگذاری است که خودش (یا مترجم سالیانش، لیندا اَشر ) سال ها پیش وضع کرده اند و گویای رهایی ای است که برخی هنرمندان در اواخر عمر احساس می کنند. کوندرا در اواسط سال 2000 نوشت: «پیکاسوی دورافتاده از دور قاب¬چین¬ها، و نیز فراموش شده در تاریخ نقاشی... با “شادی لذت گرایانه ای” خود را در خانة هنرش مستقر کرد. فلینی، با آخرین فیلمش، “ لذتی از بی ‌مسئولیتیِ شادمانه را مزه¬مزه کرد” (عین کلمات خودش) آزادی ای که پیشتر نمی شناخت.  و بتهوون، در اوج هنرش... به مسیری رفت که هیچ‌کس تا آن زمان نرفته بود؛ بدون مرید و پیرو؛ آزادیِ “آخرین ترانهاش” به معجزه می مانَد، و جزیره ای مستقل است.»...
ادامه خواندن

انتشار مجموعه داستانی غیرمجاز در خارج از کره که علاقه جهانی را برانگیخت


  داستان های نویسنده ناسازگاری که نام مستعارش بندی است و هنوز در کره شمالی زندگی می کند یک دیکتاتوری  مخفی را آشکار می کند. مجموعه داستانی که تحت نام مستعار نوشته شده و به صورت غیر مجاز به خارج از کره شمالی به وسیله ی نماینده اش منتشر شده راهی برای تبدیل شدن به یک شور ادبی را طی می کند. باربارا زیور نماینده مجموعه داستان نویسنده با نام مستعار بندی، با این ادعا که علاقه جهانی  در این رابطه بدیهی و حیرت آور بوده گفت که میزش را از هنگام پذیرش پیشنهادات فوری برای کتاب اتهام از سوی آمریکا و بریتانیا ترک نکرده است. باربارا گفت که در عرض چند روز من پیشنهادات را قبول کرده ام و انتظار دارم در آلمان، اسرائیل، سوئد، ایتالیا و بقیه کشورها تا قبل از نمایشگاه کتاب لندن در آوریل قرارداد ببندم. داستان های بندی در دهه ی 90 درباره ی کره...
ادامه خواندن

چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟


توضیح تصویر: وولف، اثر راجر فرای 1927 چه کسی از ویرجینیا وولف می‌ترسدِ ادوارد البی مرا به یاد داستان درِ باز {The open window} اثر داستان نویس شهیر انگلیسی هکتور مانرو {Hector Hugh Munro} ملقب به ساکی {Saki} می اندازد آنجا که قدرت گفتمان و تاثیر محسوس و شگفت‌آورش بر شنوندگان انکارناپذیر است. ترجمه فارسی درباز را سالها پیش در یکی از شماره‌های جریده‌ی وزین کیان {سال دهم، شماره‌ی 54}به قلم مترجم توانا آقای هومن پناهنده خوانده بودم. در انتهای آن ترجمه‌ی شیوا و دلنشین، مترجم، داستان را علاوه بر وجوه ارزشمند ادبی‌اش واجد مضمونی فلسفی نیز دانسته که همانا عبارت است از آفرینش حقیقت در بستر روایت {narrative} که «در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود و کلمه خدا بود». در تئوری ساختن‌گراییِ اجتماعی {social constructionism}، تمامیِ حقیقت با احاله‌ای جسورانه، به پدیده‌ی گفتمان {discourse} فروکاسته شده تا آنجاکه از این تئوری ابزاری ارزشمند ساخته می‌شود برای...
ادامه خواندن

نام مستعار و کيستي نويسنده


    ناگفته پيداست که مراد از کيستي نويسنده، کيستي ادبي اوست و نه کيستي فردي‌اش. در اين نوشتار، تلاش بر اين است که ببينيم نام مستعار تا چه اندازه و در چه مواردي با کيستي نويسنده مرتبط مي‌شود و آيا اصلاً مي‌توان ارتباط معناداري ميان اين دو مقوله يافت.         شايد لازم باشد در آغاز تفاوت قائل شويم بين نام مستعار و نام ادبي، که کم و بيش چيزي است در حد و مشابه تخلص شاعرانه. معمولاً  نام مستعار مفهوم مخفي نگه داشتن هويت را به ذهن متبادر مي‌سازد و اين معنا را القا مي‌کند که راهي است براي ناشناس ماندن؛ حال آنکه نام ادبي -همچنان که نام هنري- بر هويتي شناخته‌شده دلالت دارد. در عرصه ادبيات و هنر (به خصوص بازيگري و خوانندگي) فراوان‌اند کساني که به دلايل مختلف ترجيح داده‌اند با نامي ‌به غير از اسم شناسنامه‌اي‌شان فعاليت کنند و شناخته شوند. مثلاً ساموئل لنگهورن...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر (14)


 پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی با همکاری زهره دودانگه تصویر: نیویورک اثر برنار ونسان دربارۀ چنین رؤیاهایی چه می‌توان گفت؟ رؤیاهایی که بسیار چشم‌گیر می‌نمایند اما بیشتر بُعد نمایشی یک فروشگاه بزرگ را به ما عرضه می‌کنند. آتش‌سوزی از بیرون بر این فروشگاه فرود نمی‌آید، بلکه چیزی را به ما می‌نمایاند که از پیش می‌دانستیم: این‌که فروشگاه بزرگ قابل سوختن است (سوختن از خلال پارچه‌ای ابریشمینش و از خلال بدن‌های زنان تن‌آسایش)، که این فروشگاه پر است از فضاهای تهی و توخالی (این‌که فروشگاه بزرگ یک حفرۀ تو خالی درونی است) و از این روست که مصیبت آتش‌سوزی می‌تواند تا پایان خود به پیش رود. ما می‌توانیم تحلیل خود را بازهم عمیق‌تر کنیم. این آتش سوزی، یک پدیده عام شهری را برای ما روشن می کند. در واقع‌ نمی‌توان یک آتش‌سوزی شهری را با حریقی اشتباه گرفت که در جنگل‌های بیرون شهر رخ می‌دهد. وقتی خارج از شهر هستیم شعله‌ها...
ادامه خواندن

معرفی کتاب کتاب تحلیل گفتمان


کتاب تحلیل گفتمان، کتابی درباره رویکرد های مختلف تحلیل گفتمان، دیدگاه ها و مفروضات کلیدی هر یک از این رویکردها. در سطور اول مقدمه کتاب بیان می شود: «ده سالی است که «گفتمان» واژهای مد شده است. آن را بی هدف و غالبا بی ان که تعریف کنند در متن ها و بحث های علمی بکار می گیرند. اکنون گفتمان به واژه ای مبهم و گاه بی معنا بدل شده است که حتی زمانی که آن را با دقت بکار می برند در هر بستری معنایی متفاوت دارد.  اما در بسیاری از موارد منظور از «گفنمان» این است که زبان در چارچوب قالب های ساختاربندی شده و مردم به هنگام مشارکت در حوزه های مختتلف حیات اجتماعی در گفتار خود از این قالب ها تبعیت می کنند.» فهرست کتاب عبارت است از: پیش گفتار مترجم پیش گفتار فصل اول: حوزه تحلیل گفتمان فصل دوم: نظریه گفتمان لاکلو و موف فصل...
ادامه خواندن
برچسب ها:

مردان تنهای شب،گفتگو با بهاءالدین خرمشاهی درباره بیخوابی و شب زنده داری


با نگاهی از سر تامل به دیوان حافظ حورا نژادصداقت 25 سال است زندگی استاد بهاءالدین خرمشاهی با شببیداریهای طولانیمدت میگذرد. اصلا استاد مرد شب است. همه آنهایی که حتی یک بار با او ارتباط داشته اند، میدانند که صبح و ظهر در زندگی او معنایی متفاوت با بقیه اوقات دارد یعنی برای این مترجم قرآن، زندگی از حوالی عصر شروع میشود و تا غروب و شب و نیمه شب ادامه پیدا میکند و صبح زود فردایش به پایان میرسد. همین شد که در یکی از همین روزهای ماه رمضان سراغ او رفتیم تا ببینیم که حافظ خوانیها و شرح های شعر او چه تاثیری در زندگی استاد داشته است. اصلا، چرا بعضی از قدیمیها شب بیدار بودهاند و در این بازه زمانی که همه بر اساس ساعت بیولوژیک بدنشان به خواب میروند، آنها چه کار میکرده اند؟ عجیب هم نبود که استاد گرچه اوضاع جسمانی مساعدی نداشت، اما تمام...
ادامه خواندن

نگاهی انسان شناختی به زندگی و آثار صادق هدایت (بخش هفتم)


هنگامی به نوشته‏ هایی که درباره‏ ی هدایت نوشته شده ‏اند نگاه می ‏کنیم متوجه می ‏شویم که بیشتر خواسته شده از خلال آثار هدایت و زندگی ‏اش، به روانکاوی نویسنده دست پیدا کنند. گویی منتقد خود را روانکاوی می ‏بیند که می ‏خواهد بیماری نویسنده را  برای ارائه راه حلی برای مداوا تشخیص بدهد. حالا حتی اگر فرض کنیم منتقد توانسته به بیماری نویسنده هم پی برده به نظر می ‏رسد زیاد کاربردگرا برای رسیدن به یک شناخت منسجم از جامعه و آثار نویسنده نباشد. نقد ژورنالیستی در پی این است که  فرم را به محتوا ترجیح دهد. هنگامی فرم در ادبیات به محتوا ارجحیت پیدا کرد خیلی ساده است نویسنده و آثارش به صورت جداگانه در کنار جامعه نگاه می ‏شود. درک نکردن ارتباط فرد و جامعه خودش یک معضل هم برای نویسنده و هم برای منتقد است. چون دچار رویکردی می ‏شود که تقابل سوژه و ابژه...
ادامه خواندن
برچسب ها:

درک بهتر احساسات سایر افراد توسط خوانندگان متون ادبی تخیلی


   تحقیقات انجام گرفته توسط بنیاد علوم اجتماعی آمریکا نشان داده است که اشخاصی که رمان های نویسندگانی نظیر تونی موریسون و هارپر لی را مطالعه نموده اند در آزمون تئوری ذهنی نتیجه مطلوب تری از طرفداران ژانرهای ادبی دیگر، بدست آورده اند.  تخیل ادبی که توسط طرفداران رمان های هارپرلی و تونی موریسون صورت می گیرد موجب ارتقاء درک خوانندگان نسبت به احساسات سایر افراد می گردد. طبق تحقیقات اخیر نویسندگان سایر گونه¬های غیر تخیلی نظیر آثار دانیل استیل و کلیف کلاستر چنین تاثیراتی را بروز نداده اند. پژوهش های آکادمیک صورت گرفته توسط امانوئل کاستانو و دیوید کید در مکتب جدید تحقیقات اجتماعی نیویورک بر روی بیش از هزار نفر شرکت کننده تحت عنوان آزمون تشخیص نویسنده جهت سنجش میزان خیال پردازی پاسخگویان با توجه به نام نویسندگانی بود که در لیست در اختیار ایشان قرار گرفته شده بود. لیست شامل دو بخش توام با نام مولف و...
ادامه خواندن
برچسب ها:

دهکده‌ی پر ملال (3)


دهکده‌ی پر ملال اثر امین فقیری، داستان‌هایی مبهوت‌اند. این داستان‌ها در خودشان و از خودشان دچار بهت‌اند، زبانشان بند آمده و دهانشان خشک شده‌است، بس که تلخ و تنداند. داستان‌های مرگ، آری سایه‌ی مرگ بر جایْ جایْ کتاب خیمه زده‌است، لابه لای تمام صفحات دست نوازش مرگ را می‌بینی، چنان‌همیشه هست و همه جایی، دیگر بودنش را به رخ نمی‌کشد؛ فقط یک کلمه :«مُرد». بی هیچ پیچیدگی و تزیینی. برای مردمانی که در خیمه‌ی مرگ میزیند، هر دم، زیستن ملال است و مردن هم ملالی است فقط اندکی افزون‌تر. مُردن برای سلول‌هایی تک افتاده در اجتماعی دردمند که به‌سان بافتی آسیب دیده است؛ مرگ فرد است، مرگ یک جز از مجموعه‌ای تجزیه یافته. درد دیگری درد دیگری می‌ماند، اجتماع پیوستگی و وابستگی ندارد، از این روست که بی تفاوت از مرگ می‌گذرند و بدین جهت نویسنده هم این چنین از برابر آن می‌گذرد، هم بی تفاوت و هم بهت‌زده، در...
ادامه خواندن
برچسب ها:

کیارستمی: بدون تماشاگر خوب سینمای خوب وجود ندارد


گفتگوي محمد حقيقت با عباس کيارستمي  درباره ي « طعم گيلاس» ( چهاردهم شهريور هفتاد و شش - پاريس ) توضيح: فيلم طعم گيلاس بعد از بهدست آوردن نخل طلا (جشنواره کن 1997) در26 نوامبرهمان سال در فرانسه بهنمايش عمومي در آمد. کمپاني ( سي بي 2000) پخش کننده فيلم يک پروندهي مطبوعاتي درست کردوازمحمد حقيقت خواست گفتگوئي با عباس کيارستمي درباره فيلم ترتيب دهد. ترجمهي اين گفتگو از فرانسه به فارسي توسط سعيد نوري انجام شده است. عباس کيارستمي درخواست کرده بود اين شعر خيام درپروندهي مطبوعاتي چاپ شود. اي بس که نباشيم و جهان خواهد بود                          ني نام زما و ني نشان خواهد بود زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلل                               زين پس چو نباشيم همان خواهد بود محمد حقيقت: عنوان فيلم شما،«طعم گيلاس» چه معنايي دارد؟ عباس کيارستمي: من به سه عنوان مختلف فکر کرده بودم: «سفر به سپيده دم»، «کسوف» و «طعم گيلاس». اين عنوان براي...
ادامه خواندن

معرفی «تاریخچه زندگی» وینسنت کراپانزانو


    آخرین کتاب کراپانزا?%8
ادامه خواندن

تنها انگشتانت را برای من بگذار


أُغالِبُ فيکَ الشّوْقَ وَالشوْقُ أغلَبُ وَأعجبُ من ذا الهجرِ وَالوَصْلُ أعجبُ أمَا تَغْلَطُ الأيّامُ فيّ بأنْ أرَى بَغيضاً تُنَائي أوْ حَبيباً تُقَرّبُ (متنبّي) ما نتوانيم و عشق پنجه  در انداختن قوت او ميکند بر سر ما  تاختن گر دهيام  ره  به  خويش  يا  نگذاري  به  پيش هر دو به  دستت  درست  کشتن و  بنواختن (سعدي) حتما شما هم اين ابيات شيخ اجلّ را در بوستان به ياد داريد که «شبي ياد دارم که چشمم نخفت/ شنيدم که پروانه با شمع گفت/ که من عاشقم گر بسوزم رواست/ تو را گريه و سوز باري چراست...» پروانه براي ما نماد عاشقي و بيپروايي در عشق است اما عربها آن را سمبل حماقت ميدانند. در امثال عرب، آدمهاي احمق را به پروانه تشبيه کرده و در وصف آنها گفتهاند: «أجهلُ من فراشه» يعني «نادانتر از پروانه»! اولين باري که اين ضربالمثل را شنيدم، حيرت کردم و از خود پرسيدم اينهمه تفاوت در نگاه...
ادامه خواندن

با یادی از پیرمرد و دریای ارنست همینگوی


انسان واقعی ممکن است نابودشود ولی هرگز شکست نخواهد خورد...ارنست همینگوی همیشه دلم می خواست موقعیتی پیش بیاید تا بتوانم اززندگی ارنست همینگوی و شاهکارش پیرمرد و دریا بنویسم بویژه به یاد روزهایی که من نوجوان با دایی یم به دریا می رفتیم و تجربه های بسیاری شبیه آنچه پیرد مرد داستان همینگوی از سر گذارنده بود را تجربه می کردیم ،ما دونفرمثل سانتیاگو با خود حرف نمی زدیم اما زمزمه دشتی خوانان را از دور که می شنیدم لذت بخش بود وگاهی همنوا با آنان می شدیم... برای ما آنچه مهم بود آرامش خوفناک غروب دریا بود وپرواز مرغان دریایی در آن غروب وهمناک ،برق ناگهانی پولک کولی ماهیها بر آب ...که عبور دسته های بزرگ ماهی را یاد آوری می کرد.... خوب می د انستیم که دریا هیچ گاه مهمانش را ناامید نمی کند همیشه ذره ای امید مثل نور خورشید بر پهنه ی بیکران آب می درخشید...
ادامه خواندن

مروری بر کتاب کاربرد حیوان در ادبیات و فیلم کودک؛ امی رتل


        استفاده از حیوانات در ادبیات وفیلم حوزه کودکان امری متداول و مرسوم در جهان است. در حقیقت " تکیه بر حیوانات در ادبیات کودکان طی دو قرن گذشته ابزاری کلیدی در فرایند جامعه پذیری کودکان بوده است." امی رتل در کتاب خود با نگاهی متفاوت به کاربرد حیوان در ادبیات و فیلم کودک می پردازد. او در کتاب خود نشان می دهد که چگونه نوع کاربرد حیوانات در ادبیات کودکان دیدگاه های متفاوت فلسفی در مورد هویت انسان و حیوان بازتاب می دهند. رتل از دو دیدگاه فلسفی پساانسانگرایی[3] وانتروپوسنتریسم[4] که معتقد به اشرف مخلوقات بودن انسان است کاربرد حیوانات در ادبیات و فیلم کودکان را مطالعه می کند؛ اینکه چگونه این دو دیدگاه هویت انسان و رابطه او با حیوان را می سازند و همچنین چگونه آثار داستانی از این دو رهیافت متاثر می شوند. دو دیدگاه فلسفی متضادی که به طور متفاوتی به انسان، کودکی و...
ادامه خواندن

اگر کودکی منظورمان را نمی فهمد


عباس کیارستمی برگردان ساناز مقیمی کودکی نامه ای به من فرستاده و درآن دربارهء درختی که در حیاط خانه شان است سوالی پرسیده. درخت، گوجه سبزهای فراوانی می دهد. او میوه ها را با لذت فراون می چشد واز خود می پرسد آیا خود درخت هم از میوه هایش لذت می برد یا نه. واکنش بیدرنگ، دادن پاسخ منفی به اوست و اینکه درخت میوه هایش را نمی خورد، اما سوال از این فراتر می رود. کودک درکی فلسفی از این درخت دارد که سزاوار توضیحی ساده، صحیح و عمیق  همسطح با پرسش اوست. من اگر کمی روشن بینی دارم، آنرا مدیون بیست سالی هستم که با کودکان کارکرده ام. آنها به من یاد دادند که مسائل در آن واحد پیچیده و بسیار ساده هستند. و این سادگی مترادف پیش پا افتادگی نیست. هنگامی که سینما لحنی کمی موعظه گرو تلخ به خودمی گیرد ، بدین معناست که نتوانسته ساده...
ادامه خواندن