ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

نگاهی به قرینه‌سازی‌های ادبیِ فیلم «فروشنده»

  زرین مناجاتی این روزها، دوباره به سبب جایزه اسکار 2017، بازار بحث و گفتگو درباره فیلم فروشنده، داغ شده است و هر کس از جهتی به ماجرا نگاه می‌کند. گروهی از افراد متخصص یا غیرمتخصص بر انگیزه‌های احتمالی در پس پشت این جایزه تمرکز کرده‌اند و دست به نیت خوانی می‌زنند. گروهی نیز بر سر کیفیت هنری و بصری فیلم مجادله می‌کنند و میزان شایستگی فیلم را برای کسب این جایزه تخمین می‌زنند. یادداشت پیشِ رو اما فارق از درگیرشدن به حوزه نیت‌خوانیِ حدود هفت‌هزار رای داده شده در آکادمی اسکار، و یا برآورد میزان حقانیت فیلم برای کسب جایزه، در واقع تنها به مناسبت این امکانِ دوباره‌ای که به فیلم فروشنده داده شده است تا دوباره مورد نقد و بررسیِ جدی قرار بگیرد، مرور کوتاهی خواهد داشت بر پاره‌ای نکات پیرامونِ فیلم، که به نظر می‌رسد علی‌رغم حجم وسیع مطالب منتشر شده کمتر مورد بحث قرارگرفته‌اند. آنچه مسلم...
برچسب ها:
ادامه خواندن

مجذوب خشونت در زندگی روزمره می‌شوم: گفتگو با یوکو اوگاوا

برگردان مستانه تابش یوکو اوگاوا را در ایران با کتاب پرفروش «خدمتکار و پروفسور» می‌شناسیم؛ کتابی که با شیوه لطیف خاص اوگاوا خواننده را به دنیای بی‌نهایت اعداد می‌کشاند و درگیر ملغمه‌ای بی‌نظیر از واقعیت و تخیل می‌کند. این کتاب یکی از آثار منتشر شده اوگاوا در ایران است که توسط دو مترجم به فارسی برگردانده شده و تاکنون بیش از پنج بار تجدید چاپ شده است. داستان‌های اوگاوا نه فقط برای خوانندگان متوسط و معمولی، بلکه برای نویسندگان برجسته دنیا و همچنین منتقدان ادبی نیز جذاب و قابل‌تحسین است. به طوری‌که کنزابورو اوئه، نویسنده مشهور ژاپنی و برنده جایزه نوبل درباره او می‌گوید: "یوکو اوگاوا توانایی بیان کردن لطیف‌ترین ویژگی‌های ذهنی انسان را در قالب ادبیات دارد و این کار را در عین تاثیرگذاری انجام می‌دهد." آنچه در ادامه می‌آید خلاصه‌ای از گفت‌و‌گوی این نویسنده با مجله نیویورکر است.  داستان «خاطرات بارداري» که پيش از اين منتشر کرديد، درباره وضعيت...
ادامه خواندن

نگاهی به فیلم انجمن شاعران مرده: نقدی نمادین بر نظام انضباط و تنبیه

غنچه هاي سرخ را كنون كه ميتواني برچين...زمان سالخورده در گذر است...همين گلي كه امروز لبخند ميزند...فردا خواهد مرد. انجمن شاعران مرده با شروع ترمي در پيش دانشگاهي دلتون آغاز ميشود.دبيرستاني پسرانه با سابقه اي درخشان كه با نظم و ترتيب و اجبار، دانش آموزان را براي ورود به دانشگاه آماده ميكند؛ ولي با حضور دبير جديد ادبيات انگليسي هيچ چيز همانند سابق نخواهد بود. فيلم در ابتدا فضايي پُر شور را برايمان به تصوير ميكشد و با كمك تصاوير دانش آموزان شاداب و سكانس هاي زيبا از پرواز پرندگان  ما را به وجد مي آورد ؛ در ادامه كارگردان با استفاده از نشانه هاي مختلف كه سردي را به بيننده القا ميكند مخاطب را به هدفي كه داشت ميرساند تا به نقطه ي زخمدار فيلم و حرف هاي تلخ آن ميرسيم. انجمن شاعران مرده فيلمي درباره ي اميد است و آرزو، شور و شوق و عشق. تقابل نظم و...
ادامه خواندن

الدورادو و خلافکاران (۱)

کتاب فراریان آلدر گالچ (Alder Gulch) (۲) نوشته ارنست هیکوکس (Ernest Haycox) ترجمه از انگلیسی (ایالات متحده): ژان اش (Jean Esch) انتشارات اکت سود (Actes Sud) در ارل (Arles) سال۲۰۱۶، ۲۸۶ صفحه، ۲۲٬۸۰ یورو نوشته آرنو دومونژوا Arnaud de Montjoye  ترجمه روشنک رضا این بار، آشکارا «آینده روشن »، عقیده‌ای که بر طبق آن رسالت الهی مردم آمریکا رواج دموکراسی و تمدن در مغرب‌زمین است، تحقق پیدا نکرد… ارنست هیکوکس (۱۹۵۰-۱۸۹۹) قوانین ادبیات وسترن را تغییر می‌دهد؛ ژانری که مجموعه «غرب واقعی» برتراند تاورنیه، (Bertrand Tavernier) نویسنده مؤخره این کتاب، به آن اختصاص دارد. او برای هزاران مهمل پیشرویانه که افسانه غرب را ساختند، چشم‌اندازی بر مبنای واقعیت ترسیم می‌کند: کشوری خشک، مردمانی درستکار، جسور یا شاید هم خشن اما در نهایت ثروتمند.   در حماسه «فراریان آلدر گالچ» (منتشر شده در سال ۱۹۴۲)، تمام مشخصه‌های فرار به نمایش گذاشته می‌شود. فرار به جلو برای خلاصی از شر اشتباهات گذشته...
ادامه خواندن

درباره‌ی پاتوق‌های هدایت از شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۹

به قلم یکی از دوستان صادق هدایت و بدون امضاء کافه‌رستوران «ژاله» این کافه نخست «رز نوار» نام داشت و اسحق افندی از مردم ترابوزان ترکیه آن را اداره می‌کرد. جای آن در خیابان لاله‌زارنو، بالاتر از سینمای متروپل بود. کافه‌رستوران ژاله نخستین پاتوق هدایت، پس از شهریور ١٣٢٠، است. روزها فقط کافه‌اش دایر بود و چای و قهوه و شیرینی می‌داد و شب‌ها رستورانش. ساختمان کافه تشکیل می‌شد از چند دهنه مغازه با باغچه‌ای کوچک در پشت مغازه‌ها که نشیمن تابستانی مشتریان رستوران بود. هدایت گاهی پیش از ظهر، بین ساعت ده تا دوازده، به آنجا می‌رفت، اما بعدازظهرها بیشتر در کافه می‌نشست و ساعت آن هم برحسب فصل فرق می‌کرد: در بهار و تابستان از ساعت پنج تا هفت‌و‌نیم و در پاییز و زمستان از ساعت چهار تا شش. از کسانی که در این کافه گرد شمع هدایت جمع می‌شدند می‌توان از پرویز ناتل‌خانلری، صادق چوبک، عبدالحسین بیات،...
ادامه خواندن

پاره های هنر(50)، افلاطون: درباب بهره برداری  روا یا ناروا از سخنوری (بلاغت)

برگردان ناصر فکوهی  گورگیاس، چه می گفتی اگر همه چیز را می دانستی، اگر می دانستی که بلاغت (rhétorique)  به نوعی  درون ِ خود،  همه توانایی ها را دارد. برایت نمونه ای گویا می آورم. بسیار پیش آمده که من همراه برادرم که طبیب است نزد بیمارانش بروم. در این حال بیمارانی که نمی پذیرفتند دارویی را  مصرف کنند  و یا طبیب اندامی از آنها قطع کند و یا تکه ای از بدنشان را بسوزاند، اگر  او نمی توانست قانعشان کند، من این کار را می کردم؛ آن هم فقط با هنر ِ سخنوری.  فرض بگیریم یک سخنور و یک طبیب، به هر شهری که  فکرش را بکنی بروند،  حال اگر در آن شهر، در مجمع ِ مردم  یا در هر مجمع دیگری از آنها بخواهند یک طبیب را انتخاب کنند،  من اطمینان دارم که در تصمیم گیری ِ آنها، طبیب به حساب نمی آید و سخنور را ، البته...
ادامه خواندن

سه نقطه کوتاه در یک زندگی بلند

  جان لورو/ ترجمه گلی امامی جاسوس من و بورلي 2، هر دو کلاس دوم مدرسهي جديد خيابان «کاروو3» بوديم و هر دو از زنگ تفريح نفرت داشتيم. بورلي از زنگ تفريح متنفر بود و در تمام مدت آن زار ميزد و هيچکس هم نميدانست دليلش چيست، اين بود که همه مسخرهاش ميکردند. نفرت من به اين دليل بود که (زنگ تفريح برايم) مدرسهي واقعي نبود و ما چيزي ياد نميگرفتيم. وقت آدم تلف ميشد. من بورلي را فقط به اسم و اطلاعاتي که از جاسوسي کردن دربارهاش به دست آورده بودم ميشناختم. اسم فاميلش لاپلانت4 بود، که اسمي عجيب و طبعاً عوضي بود، همه معتقد بودند که بچه نهنه است. حتي خوشگل هم نبود. گريهي مدامش مرا ميترساند، اين بود که هرگز با او حرف نميزدم. نميخواستم کسي تصور کند که با او دوستم. بورلي (بين همکلاسيها) جا نيفتاده بود. و بين خودمان، من هم جا نيفتاده بودم. بهترين اتفاق...
برچسب ها:
ادامه خواندن

فهم مدرن از حافظ در مشرب هرمنوتیک

مریم گودرزی شاید به نظر برسد سخن گفتن از حافظ کار راحتی است. دیوان حافظ جزو اولین کتاب‌هایی است که هر یک از ما آن را در خانه‌هایمان می‌بینیم و می‌خوانیم. آن را بر سر سفره هفت سین عید نوروز قرار می‌دهیم و با غزلی از آن، سال نوی خود را آغاز می‌کنیم. ابیات آن جسته و گریخته روی کارت پستال‌ها، تابلوهای خطاطی، سر در ورودی خانه‌ها، در پیام‌های عاشقانه و حتی روی سنگ قبرها مدام در معرض دیدن و خواندن هستند. به همین دلیل فکر می‌کنیم حرف زدن از حافظ کار راحتی است، ولی حقیقتا این‌طور نیست. پای حرف زدن از حافظ که به میان می‌آید، تازه می‌فهمیم که این دیوان کوچک و فشرده چه اقیانوس بی‌انتهایی است که هر کسی را توان شنا کردن در آن نیست. به قول خود حافظ «نه هر که سر بتراشد قلندری داند». داریوش آشوری جزو کسانی است که در این وادی قلندری...
ادامه خواندن

رمان‌هاي سياه كشورهاي اسكانديناوي و رمزگشايي تاريخ

  ياسمن مَنو هنگامي‌كه در سال 2011 آندِش بِهرينگ برایویک (Anders Behring Breivik) جواني نژادپرست و از طرفداران نئونازي در اُسلو، در جزيرة ایت‌اُويا (Utøya) هفتاد نفر را كه اكثرشان جوانان حزب سوسياليست بودند، به گلوله بست، خوانندگان وفادار رمان‌هاي سياه اروپاي شمالي غافلگير نشدند. سال‌هاست كه نويسندگان اين سبك در شمال اروپا در لابه‌لاي قصه‌هاي جنايي‌ـ پليسي‌شان در مورد اين نوع گرايش‌ها و رشد آن‌ها هشدار مي‌دهند. كاميلا لاكبرگ در پسگفتار كتابش، فرشته‌ساز نوشته است: «هنگامي‌كه اين پسگفتار را مي‌نويسم، يك هفته از انفجار بمب در اُسلو و كشتار جزيرۀ ایت‌اُويا گذشته، من هم، چون بقيه، اخبار را با دلهره دنبال كردم. بيهوده سعي كردم كه بفهمم چگونه مي‌شود اين همه شرارت در وجود كسي باشد. تصاوير فاجعة اُسلو مرا متوجه نزديكي وقايع كتابم به اين نوع شرارت كرد. اما بدبختانه واقعيت فراتر از داستان است. كاملاً تصادفي است كه شخصيّت‌هاي كتاب من كه اعمال شريرانة خود را از منظر...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «خدایان تشنه‌اند»

(برنده جایزه ادبیات 1921)نویسنده: آناتول فرانسترجمه: محمد غیاثیانتشارات: جاویدچاپ یکم: 1394تیراژ:1000 نسخهانقلاب‌ها فرزندان خود را هم قربانی می‌کنند. تغییر و تحولات اجتماعی و سیاسی همیشه در مسیر رسیدن به اهداف خود افراد زیادی را قربانی می‌کنند، چه به صورت صلح‌آمیز و چه به شکل رادیکال و انقلابی‌اش. انقلاب ها هنگامی که رخ می‌دهند، تلاش می‌کنند تا نظم پیشین و حاکم را از بیخ و بن برکنند و نظم مورد نظرخود را جایگزین نظم کهن کنند. مکانیسم طرد از پرکاربرد ترین مکانسیم‌هایی است که معمولا رهبران انقلاب به کار می‌گیرند و نباید فراموش کرد که شرایط انقلابی معمولا چنین جبر و به کارگیری راهبرد طرد را اجتناب‌پذیر می‌کند، البته شرایط هیچ‌گاه نمی‌توانند توجیه کننده کشتارها و جنایت‌های رهبران انقلاب‌ها باشند. طرد در میزان و مقیاس‌های متفاوتی به کار گرفته می‌شود، از افراطی‌ترین شکل آن حذف و از میان بردن تا زندانی کردن، حصر و تبعید که از اشکال تلطیف یافته و...
ادامه خواندن