ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

خطرات خواندن: چرا خواندن می‌تواند خطرناک باشد؟


یزدان منصوریان مقدمه من کتابدارم و تا امروز بخش عمده‌ای از زندگی‌ام با کتاب‌ها و در میان قفسه‌های کتاب سپری شده است. مقاله‌هایی هم در ستایش خواندن نوشته‌ام و مدلی با عنوان «پنج‌ضلعی مطالعه»  پیشنهاد کرده‌ام. به آن امید که این مدل بتواند به سهم خود چارچوبی برای رسیدن به «مطالعۀ مؤثر و مولد» فراهم آورد. ضمناً، «نظریه‌های خواندن»  و «مطالعات خواندن»  نیز از حوزه‌های پژوهشی موردعلاقه‌ام هستند. مقاله‌ای هم با این عنوان نوشته‌ام که از «خواندن رهایی نداریم» و در جایی دیگر از «یازده پاداش خواندن رمان» سخن گفته‌ام و در چندین نشست دربارۀ «لذت خواندن ادبیات» سخنران بوده‌ام؛ اما اکنون که نوشته‌های خودم و همکارانم را مرور می‌کنم، به نظرم می‌رسد ما معمولاً با این پیش‌فرض دربارۀ ضرورت و اهمیت خواندن صحبت می‌کنیم که گویی همۀ ما از تمام مهارت‌های لازم برای مطالعۀ مؤثر برخورداریم؛ یعنی به‌خوبی می‌دانیم که چگونه راه خویش را در میان انبوه آثار و...
ادامه خواندن

معادله خوشبختی


 آرنو دو مونژوی برگردان بابک دهقان  درسال ۱۹۲۰، هنگامی که اوگنی زامیاتین،« ما»، اولین اثر قرن بیستم درباره  ویران شهر* تخیلی، را نوشت هیچگاه تصور نمی کرد که عرصه پهناوری را می گشاید که نویسندگان دیگری همچون آلدوس هوکسلی(Aldous Huxley)، ژورژ اورول(George Orwell)، آرتور کوستلر(Arthur Koestler)، ایرا لوین(Ira Levin) .... دست به اکتشاف آن خواهند زد. مهندس صنایع کشتی سازی، بلشویک از همان لحظات آغازین ۱۹۰۵ وآشنای زود هنگام با دادگاه های تزاری، او در سن سی سالگی حتی نویسنده ای مشهور بشمار میرود. در کتاب خویش«زمستان شاد ومهیب ۱۷-۱۸، وقتی همه چیزمی لرزد، دیوانه وار بسوی آینده ای ناشناس»، او تمامی استعداد خود را درخدمت انقلاب میگذارد و یکی از گردانندگان اصلی زندگی پر شورادبیات آن زمان میشود. دیرزمانی لازم نیست که او درک کند که روح «آزاده گی» ۱۹۱۷ توسط «کارمندان دوست داشتنی» مصادره شده است. ازاینرو، تو گویی برای اجتناب از ورشکستگی وخیانت به آرمان ها، اواین...
ادامه خواندن

چون نگه می‌کنم نمانده کسی


بيش از سي سال از آشنايي و دوستي ام با قدرت الله مهتدي ميگذرد. همسن و سال من بود و او را سه شنبه ها در دفتر انتشارات يزدان، در محضر استاد و دوست دانشمند مشترکمان، دکتر محمدعلي اسلامي ندوشن، ميديدم. در روزهايي که استاد در تکاپوي انتشار مجله «هستي» بود، ما هم يادداشتها و ترجمه هايي در اختيار ايشان ميگذاشتيم. در نخستين ديدارمان اين مهتدي بود که نزد من آمد و خودش را معرفي کرد. همان موقع دانستم که از کتابخوانهاي قهار است. عشقش کتاب بود و از آن سيرايي نداشت. با حيرت ديدم که حتي اغلب ترجمه هاي گمنام مرا هم خوانده بود! نه فقط کتابخوان، بلکه کتابشناس بود و اخبار جهاني آن را نيز تعقيب ميکرد. ميدانست کدام کتاب به فيلم سينمايي يا سريال تلويزيوني تبديل شده است. درباره کتاب «کلوديوس» حتي نوار ويدئويي سريال هفت ساعته بيبيسي را ديده بود و آن را تعريف ميکرد. از...
ادامه خواندن

ملالِ پدرم - (پدرم- 3) 


  آرش اخوت همه چیز تهی است، حتی اندیشۀ تهی بودن. همه چیز به زبانی بیان می‌شود که نمی‌فهمیم: جریانی از هجاهایی که در درک ما بازتابی نمی‌یابند. زندگی تهی است، روح تهی است، و دنیا تهی است. و خدایان به مرگی دچار شده‌اند که خود بزرگ‌تر از مرگ است. همه چیز از تهی هم تهی‌تر است. همه چیز در ورطۀ هیچی فرو رفته است. هنگامی که چنین می‌اندیشم، و به امید این‌که واقعیت عطش مرا فروبنشاند به هر سو می‌نگرم، تنها حرکاتی مبهم می‌بینم. سنگ‌ها و جسم‌ها و اندیشه‌ها، همه مرده‌اند. هر جنبشی به سکون گراییده و همه چیز همچون گذشته است. هیچ‌چیز، حرفی برای گفتن ندارد. [...] دنیا گم شده و در اعماق روحم، که اکنون تنها چیزی است که واقعی است، رنجی شدید و نامرئی، اندوهی شبیه همان صداهایی که از سر اندوه برمی‌خیزد، همچون قطرات اشک در اتاقی تاریک حضور دارد. فرناندو پسوآ  این عکس، تمامِ...
ادامه خواندن

پس از داستان: لبخند ناسور


محمدرضا كاتب وقتي براي اولين بار سر بلند كردم, چشمم افتاد به لبخند ناسوري كه گوشه‌ي لب پدرم نشسته بود. من ساكت نشسته بودم روي نيمكت چوبي‌اي كه كنار پنجره‌ي كم‌نور اتاق بود. اما از چشم پدرم من مقابل او ايستاده بودم و با حرف‌هايم فضل‌فروشي مي‌كردم. پدرم هميشه خودش را به‌روزترين آدم دنيا مي‌دانست. و براي تحقير من و پدرش اين مطلب را شايد هزار بار به رخ‌مان كشيده بود. او مرا تحقير مي‌كرد چون از چشم او من موجودي شكاك, بي‌نظم و قاعده بودم. و پدرش موجودي كهنه و تمام‌شده. با هر وسيله‌اي كه به دستش مي‌رسيد پدرش را تحقير مي‌كرد. گاهي كه حالش خيلي خوب بود او را «قاطر مزرعه» صدا مي‌كرد. پدربزرگم تمام عمرش را در مزرعه‌ي آبا و اجدادي‌اش گذرانده بود. و حتي براي يك بار پايش را تو شهر نگذاشته بود. از شهر و آدم‌هاي عقل‌كل‌اش متنفر بود. وقتي پدرم, پدربزرگ را مسخره مي‌كرد...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «اعتراف» اثر لف تالستوی


  نام کتاب: اعتراف. اثر: لف تالستوی. ترجمه: آبتین گلکار. نشر گمان. چاپ دوم: 1393.(123صفحه) در زندگینامة لف نیکلایویچ تالستوی (لئو تولستوی) آمده است که در زمان زنده بودنش شهرت و محبوبیتی جهانی داشت اما به سادگی زندگی می‌کرد. وی در خانواده‌ای اشرافی و با پیشینه بسیار قدیمی در یاسنایا پالیانا (160 کیلومتری جنوب مسکو) زاده شد. مادرش را در دو سالگی و پدرش را در نُه سالگی از دست داد و پس از آن تحت سرپرستی عمه‌اش تاتیانا قرار گرفت. دغدغه کشاورزان و بالأخص آنان که تحت سرپرستی‌اش بودند را داشت به همین دلیل پس از نام نویسی در دانشگاه قازان، از تحصیل در رشته زبان‌های شرقی به وکالت (حقوق) تغییر رشته داد. در 23 سالگی یعنی سال 1851 میلادی در جنگ‌های قفقاز و کریمه شرکت داشت که بسیاری از داستان‌هایش را از تجربة این دوران نوشته است. او در دفترچه یادداشتی شرح خوشباشی‌های خود را، اعّم از تمام...
ادامه خواندن

شیفته فلانری اوکانر هستم / گفتگو با آلیسون مور، نویسنده کتاب «فانوس دریایی» 


  مترجم: مستانه تابش «فانوس دریایی» آلیسون مور که در ایران نیز با همین نام منتشر شده و مورد توجه قرار گرفته، در سال 2012 در فهرست نهایی جایزه «بوکر» قرار گرفت و توانست در سال ۲۰۱۳ جایزه برترین رمان «بنیاد ادبی مک کیتریک» را از آن خود کند. مجموعه داستانهای کوتاه او (خانه قبل از جنگ و داستانهای دیگر) نیز برای دریافت جایزه جهانی داستان کوتاه «فرانک اوکانر» نامزد شد. مور میگوید وقتی شنیده ناشرش رمان فانوس دریایی را برای داوری در جایزه بوکر فرستاده، از تعجب شاخ درآورده و هیچوقت فکر نمیکرده بتواند برای اولین رمانش نامزد دریافت چنین جایزه معتبری شود. از نظر بسیاری از مخاطبان، فهم داستانهای او مشکل است و بعضیها فضای کار او را با فیلمهای رومن پولانسکی، کارگردان بزرگ و صاحب سبک سینما، مقایسه میکنند. آنچه در ادامه آمده خلاصهای از گفتوگوی این نویسنده میانسال انگلیسی با وبسایت رسمی word factory لندن (بنیاد...
ادامه خواندن

گفت‌وگو با ماريو بارگاس يوسا: مادام بوواري مونث جاودان است


        خجسته كيهان تلاش براي ارتباط با ماريو بارگاس يوسا از اوايل اسفند ماه 1392 با نوشتن نامه‌اي آغاز شد که در آن درخواست کرده بودم به ترتيبي که خود بر مي‌گزيند درباره‌ي زندگي و آثارش با او مصاحبه کنم. اما پاسخ اين نامه پنج ماه بعد، زماني که ديگر اميدي به دريافتش نداشتم، با نامه‌ي الکترونيک کوتاهي که در آن تاريخ و ساعت مصاحبه‌اي تلفني را تعيين کرده بود به من رسيد؛ با اين توضيح که زمان مصاحبه تنها نيم‌ساعت خواهد بود. از اين‌رو آنچه در زير مي‌خوانيد مصاحبه‌اي‌ست که طبق قرار با آقاي بارگاس يوسا در 28 شهريور، ساعت دوازده و نيم به وقت تهران و 10صبح به وقت مادريد انجام دادم.  ضمناً ماريو بارگاس يوسا زبان‌هاي انگليسي و فرانسه را به خوبي صحبت مي‌کند، اما به دليل نزديکي بيشتر زبان فرانسه به اسپانيولي (زبان مادري‌اش) مصاحبه را به زبان فرانسه انجام دادم. در آخر...
ادامه خواندن

بازگشت خنده‌های برتولت برشت


ماری نوئل ریو برگردان عبدالوهاب فخریاسری از آن جا که برشت لذت رهایی از مشاهدات کاذبی را به تماشاچیان بخشید که بصورتی پنهانی در حفظ نظم موجود می‌کوشند و دنیایی اساسا نو –چه از لحاظ فرم و چه از نظر محتوا- به روی تئاتر گشود. زمانی که در فرانسه به این جهش بزرگ پی بردند، نخست آن را گرامی داشتند، اما اندک اندک این جریان رنگ باخت. بازگشت محجوبانه‌اش، اما، خبر از شهامت در اندیشه توام با شادی می‌دهد. فرانسه با برتولت برشت در  ١٩٥٤ آشنا شد ، زمانی که «ننه دلاور و فرزندان او» توسط گروهی از بازیگران از برلن در فستیوال بین‌المللی تئاتر پاریس -رویدادی بی‌سابقه(١)- به اجرا درآمد. تئاتر ملی مردمی، تئاترهایی که عمرشان به جنبش تمرکززدایی تئاتر می‌رسید، و گروه های تئاتر: جملگی به سرعت به انقلابی که در نویسندگی و اجرای تئاتر در آلمان آغاز شده بود، خوشامد گفتند و از آن پشتیبانی کردند. اما...
ادامه خواندن

نگاهی به رمان عاشق ژاپنی ایزابل آلنده


نه انگور رسیده گونه هایت نه لحن گیتارت درونت چون خوشه های گندم شیلی در حالی که زور به اراده شان تحمیل می شود از زیبایی آوازهایت دفاع خواهند نمود....از کتاب ابدیت یک بوسه ...پابلو نرودا رمان عاشق ژاپنی...ایزابل آلنده آخرین رمان  از ایزابل آلنده همزمان با نشر انگلیسی آن به زبان فارسی نیز به بازار آمده است که برای اهل کتاب مسرت بخش است ...کتاب که به تعبیر ناشر انگلیسی آن شاهکاری ست بدیع در سبک و سیاق رئالیسم جادویی امریکای لاتین همچون رمان صد سال تنهایی زمان فراموشی همه مارا یاد آوری می کند و ضررو زیانی که از این فراموشی به ما می رسد بی آنکه در پی نجات خویش باشیم ودیگر اینکه  مانند رمان مارکز مضمون این رمان نیز بر عشق و خرافه و جغرافیای زندگی نویسنده استوار است.و بعلاوه  رمانی ست  که در همه اعصار بدرد بشریت می خورد زیرا در پی دگرگونی زندگی ست...
ادامه خواندن

خون بازی شازده کوچولو


-مقدمه ای بر اقتباس از مکبث شکسپیر با و برای نوجوانان- این مقاله فصلی است از کتاب در دست انتشار با عنوان «ده فرمان اقتباس برای تئاتر» که نگارنده آن را بر اساس دو نظریه ساختارگرای «پیتر سوندی» و «الینور فیوکس» و همچنین تجربیات عملی اش در حوزه اقتباس برای تئاتر در گروه نمایشی «بچه های شاهکار» نگاشته است. پیتر سوندی در کتاب خود «تئوری درام مدرن» ساختن تئاتر را ساختن پازلی می داند که در بستر فرهنگ و سیاست مؤلف و تحت تأثیر الزامات اقلیم جغرافیایی- مؤثر بر تفکر و نحوه عمل او- رخ می دهد. الینور فیوکس نیز در مقاله «ملاقات با یک سیاره کوچک» بر تغییرات تأثیرات و وام گیری های هر نمایشنامه از آثار هنری و روایتهای پیش از خود تأکید دارد. اقتباس از مکبث با و برای نوجوانان اقتباس انتقال است. انتقال فرم و مضمون درهم تنیده از فرهنگی به فرهنگ دیگر و در بردار...
ادامه خواندن

از زلزله و عشق خبر نتوان داد


حسنا صدیق گفتگو با ایرج شهبازی درباره عشق؛ هم از نگاه عقلایی كه بیرون از گود عاشقی ایستاده اند هم از نگاه عاشقانی که شرط اولقدم را جنون میدانند صحبت كردن از عشق كار سختی است؛ با پا پیش كشیدن و با دست پس زدن. یا با عقل پیش كشیدن و با عشق پس زدن... مولوی میگوید: «گرچه تفسیر زبان روشنگر است/ لیك عشق بیزبان روشنتر است». با وجود تمام این اما و اگرها، به سراغ دکتر ایرج شهبازی رفتیم تا او برایمان از عشق بگوید؛ عشقی که عاقلان و عاشقان هرکدام بهنوعی آن را توصیف کردهاند. قرار دیدار ما در اتاق کار دکتر شهبازی که دور تا دور آن را کتابهای ادبی پر كرده بودند، (خصوصا کتابهایی که درباره مولوی و البته عرفان نوشته شده بودند) به نتیجه رسید و صحبتمان هم به درازا کشید. بحث ما از معنای عشق و تقسیمبندی عُقَلا دراینباره شروع شد و بعد دکتر...
ادامه خواندن

کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم


کتاب "کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم " اولین رمان اسلاونکا دراکولیچ، روزنامه‌نگار اهل کرواسی در سبک غیرداستانی است که در سال 1991 میلادی به چاپ رسیده است. « منتقدان غربی، این نویسنده را با مارگریت دوراس، ساموئل بکت و آلبر کامو قیاس می‌کنند. مقاله‌های او در بسیاری از روزنامه‌ها و مجله‌های اروپایی و آمریکایی منتشر می‌شوند» . این اثر به عنوان نخستین شماره از مجموعه‌ی "تجربه و هنر زندگی" منتشر شده است. مجموعه این آثار، بخشی کمتر مورد توجه از فلسفه را عرضه می‌کند؛ بخشی کمتر مدرسی که حالت آکادمیک ندارد و همانطور که از عنوان تجربه و هنر زندگی بر می‌آید، نوعی در میان نهادن سیر و سلوکی است که عارفِ از آن گذر کرده، مرید مشتاق و جوینده را مطلع و شریک سیاحت و ریاضت‌های خود می‌گرداند. این سبک فلسفه هرچند توسط فیلسوفان آکادمیک، شاعرانه، ذهنی و درونی، انگاشته می‌شده و البته همین موضوع را، بهانه‌ای...
ادامه خواندن
برچسب ها:

کريستين متز و مساله‌ي دلالت تصوير


ميلاد روشني‌پايان کريستين متز، مقاله‌ي دوران‌ساز خود را با عنوان سينما: زبان يا سيستم زباني؟، با اين جملات پر از اميد به پايان مي‌برد؛ «سوسور آنقدر زنده نماند تا بتواند درباره‌ي اهميتي که سينما در دنياي کنوني به دست آورده است، اظهارنظري بکند، اما کسي منکر اين اهميت نيست که زمان نشانه‌شناسي فيلم فرا رسيده است».1 زمان نشانه‌شناسي فيلم فرا رسيده بود و اين خود متز بود که مي‌رفت با همين مقاله، که در يکي از شماره‌هاي سال 1964 نشريه‌ي کومينيکاسيون منتشر شده بود و امروز يکي از کلاسيک‌ترين مقاله‌ها‌ي نشانه‌شناسي فيلم است، به گشايشي جديد در تئوري فيلم دست بزند. گشايشي که به منزله‌ي آري‌گويي به توفاني بود که پيشتر از سوي زبان‌شناسي و نشانه‌شناسي ساختارگرا وزيدن گرفته بود و تا آن لحظه تمام حوزه‌هاي علوم انساني و نقد ادبي و هنري را درنورديده بود. و حالا نوبت سينما بود که خارج از بحث‌هاي عوامانه و متداول در خصوص...
ادامه خواندن

صیاد قزل‌آلا ریچارد براتیگان؛ مردی که مخاطبانش دودسته‌اند یا شیفته‌اش هستند یا می‌خواهند سر به تنش نباشد هجويه‌اي بر اصالت


مجتبا پورمحسن «صيد قزل‌آلا در آمريکا» معروف‌ترين رمان ريچارد براتيگان را هجويه‌اي بر امريکاي معاصر دانسته‌اند. رمان «در روياي بابل» از جهاتي شبيه «صيد...» است. در «در روياي بابل» هم نويسنده به نقد امريکا مي‌پردازد. زبان نقد براتيگان در اين رمان صريح‌تر هم هست. با وجود اين «روياي بابل» به هيچ‌وجه درباره سياست نيست، درباره معضلات اجتماعي هم نيست. اصلا درباره هيچ چيز جدي نيست. پس درباره چيست؟ مهم‌ترين تفاوت بين «صيد...» و «در روياي بابل» اين است که در رمان بابل خط داستاني مشخصي وجود دارد؛ يک کارآگاه خصوصي به نام سي کارد با يکي از مشتريانش قرار ملاقات دارد و مي‌خواهد مقدمات کارش را فراهم کند. اسلحه و پول، دو نياز اصلي آقاي کارد است. او‌ کارآگاه قابلي نيست و اين شغل يکي از تلاش‌هاي بسيارش براي درآوردن پول‌ است. جالب اين‌جاست که تقريبا تا نيمه کتاب هنوز خبري از ملاقات کارآگاه با مشتري‌اش نيست، اما مواجهه کارد...
ادامه خواندن

ازدواج‌هاي ادبي


توضیح تصویر: پرتره آرنولفینی، اثر یان وان آیک (1434) احمد اخوت   از معاني و ساحت‌هاي مختلف برخوردار است و مي‌توانيم از منظرهاي گوناگون به اين نگاه كنيم. يك معنايش ازدواج نويسندگان است. دو نويسنده كه با هم ازدواج مي‌كنند حال و روزگارشان چگونه است و نشانه‌شناسي اين زندگي چيست و احياناً چه تفاوت‌(هايي) با ديگر زندگي‌هاي زناشويي دارد؟ براي مثال نويسندة معاصر پل استر تا‌كنون دوبار ازدواج كرده است. از سال 1974 تا 1978 همسرش ليديا ديويس داستان‌نويس و مترجم بود و از سال 1982 به بعد با نويسنده‌اي نروژي‌تبار به اسم سيري هوستوت زندگي مي‌كند، كسي كه تا‌كنون چهار رمان و يك مجموعه داستان از او منتشر شده است. اين دو زندگي «ادبي-‌خانوادگي» (تاكيد بر اين تركيب مهم است) چه تفاوت‌هايي با هم داشت و اساساً نويسنده‌ها به زندگي خانوادگي چگونه نگاه مي‌كنند و اينها كه در داستان‌هايشان احتمالاً از عشق و نفرت هم حرف مي‌زنند خود در...
ادامه خواندن

رؤياي بهزاد رحيميان* 


کاوه بیات روياي صادقه: سيري در مستندات سال‌هاي آغازين سينما در ايران. بهزاد رحيميان. تهران: چاپ و نشر نظر، 1395. 2ج. 537 و 483ص. در جايي كه نهادهاي مسئول و ذي‌ربط و در اين مورد بخصوص دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشي به وظايف اصلي خود عمل نمي‌كنند اين افراد هستند كه در مقام جبران، به صورتي شخصي پا پيش گذاشته، سعي مي‌كنند گوشه‌اي از اين بار را بر عهده بگيرند؛ بهزاد رحيميان از جملة اين افراد است و كتاب روياي صادقه موضوع اين نشست نيز يكي از آخرين دستاوردهاي چنان سعي و تلاشی. اگر چه سعي و تلاش فردي هيچ‌گاه نمي‌تواند جايگزين سعي و تلاش نهادمند و سازمان‌يافته شود، اما عجالتاً در روزگار ما چنين است و بايد بدان دلخوش باشيم.       با عمل نكردن نهادهاي دانشگاهي و پژوهشي به وظايف‌شان، تاريخ سينما نيز مانند ديگر حوزه‌هاي پژوهشي تاريخي چون تاريخ اقتصادي، تاريخ اجتماعي و غيره در تنگنا قرار دارد...
ادامه خواندن

آدم ها ديگر وقت شناختن هيچ چيز را ندارند!


شاید زیاد معمول نباشد از درگذشتگان در نوروز یادی به صورت نوشتار بشود، هرچند بعد از سال به ملاقات اهل قبور می رویم اما امسال به نظر می رسد دست اجل بیش از هر سال دست به کار شده و بسیاری را با خود برده است. از بیماری های که به آسانی درمان نمی شود گرفته تا ایست قلبی که این روزها مثل سرما خوردگی عادی شده تا فاجعه های آتش سوزی و فروریختن ساختمانها. سال گذشته جامعه ایران بزرگان، هنرمندان و عزیزان بسیاری را از دست داد، از این میان بودند افرادی که حافظه جمعی مردم ایران از آنان به خوشی و نیکی یاد می کند کسانی مثل: آتش نشان ها، دنیا فنی زاده، پوران فرخزاد، جعفر والی، محمد زرین دست، منصور پورحیدری، توران میرهادی، داود رشیدی، بهمن گلبارنژاد، فرهنگ شریف، محمد حیدری، محمدرضا خلعتبری، حبیب محبیان، اصغر بیچاره، محمدکاظم افرندنیا، مصطفی کمال پورتراب، عباس کیارستمی و در این...
ادامه خواندن

دایره ی زمان


رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است چو بر صحیفۀ هستی رقم نخواهد ماند (حافظ) اسطوره ی ترک گفتن زمین و سفر به جهان مردگان، مدفون ماندن و تقلای رهایی، و سرانجام بازگشت و تولد دوباره از هزاران سال پیش در فرهنگ‎های مدیترانه و میان‎رودان وجود داشته است. برای این مردمان، که به طور عمده از راه کشاورزی گذران می‎کردند، اسطوره‎سازی از مشاهده‎هاشان از چرخۀ زمان، یعنی نیستی گیاهان و خواب زمستانی طبیعت در زیر زمین، تکاپوی جوانه‎ها برای شکافتن پوسته ها، و سر برآوردن از دل خاک در بهار، می‎تواند اتفاقی طبیعی قلمداد شود. این ترتیب در قاموس اسطوره‎شناسی همان فرآیند تبدیل شناخت تجربی به مفاهیم فلسفی است، مفاهیمی برای پاسخ‎گویی به پرسش‎های هستی‎شناختی. پاسخ‎های موفق اغلب به صورت باور درمی‎آیند، و اگر مجموعه‎ای از این باورها بر اساس الگوی...
ادامه خواندن

آدم گرسنه خواب نان سنگک میبیند


امیررضا پوررضایی درباره کتاب «جستارهایی در باب عشق» آلن دوباتن که گلی امامی با قلمی خوب و روان آن را به فارسی ترجمه کرده است ما در حوزه هايي که متر و معيار مشخص دارند اسير تعارفزدگي هستيم، چه رسد به حوزههايي که ذاتا چنين شفافيتي ندارند. بسيار پيش ميآيد که صحبتي درباره عشق ميشنويم، اما واقعا نميتوانم بگويم چند درصد از ما عشق را تجربه کرده يا در اطراف خود ديدهايم و يا حداقل ميتوانيم تعريفي از آن ارائه بدهيم. جوانان ما در بسياري از موارد تاوان همين تفکر فانتزي را ميدهند و در حالي که از زندگي و رابطهاي قابل قبول برخوردارند، با اين تصور که عشق آن چيزي نيست که در رابطه فعليِ خود دارند، اين روابط را ناديده ميگيرند و با سوداي رابطهاي رويايي، امروز و فردا و فرداها را به باد ميدهند.  وقتي نگران کاهش ازدواج هستيم و رشد آمار طلاق بر نگرانيمان ميافزايد، لازم...
ادامه خواندن