ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم

کتاب "کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم " اولین رمان اسلاونکا دراکولیچ، روزنامه‌نگار اهل کرواسی در سبک غیرداستانی است که در سال 1991 میلادی به چاپ رسیده است. « منتقدان غربی، این نویسنده را با مارگریت دوراس، ساموئل بکت و آلبر کامو قیاس می‌کنند. مقاله‌های او در بسیاری از روزنامه‌ها و مجله‌های اروپایی و آمریکایی منتشر می‌شوند» .این اثر به عنوان نخستین شماره از مجموعه‌ی "تجربه و هنر زندگی" منتشر شده است. مجموعه این آثار، بخشی کمتر مورد توجه از فلسفه را عرضه می‌کند؛ بخشی کمتر مدرسی که حالت آکادمیک ندارد و همانطور که از عنوان تجربه و هنر زندگی بر می‌آید، نوعی در میان نهادن سیر و سلوکی است که عارفِ از آن گذر کرده، مرید مشتاق و جوینده را مطلع و شریک سیاحت و ریاضت‌های خود می‌گرداند.این سبک فلسفه هرچند توسط فیلسوفان آکادمیک، شاعرانه، ذهنی و درونی، انگاشته می‌شده و البته همین موضوع را، بهانه‌ای برای طرد و...
برچسب ها:
ادامه خواندن

کريستين متز و مساله‌ي دلالت تصوير

ميلاد روشني‌پايان کريستين متز، مقاله‌ي دوران‌ساز خود را با عنوان سينما: زبان يا سيستم زباني؟، با اين جملات پر از اميد به پايان مي‌برد؛ «سوسور آنقدر زنده نماند تا بتواند درباره‌ي اهميتي که سينما در دنياي کنوني به دست آورده است، اظهارنظري بکند، اما کسي منکر اين اهميت نيست که زمان نشانه‌شناسي فيلم فرا رسيده است».1 زمان نشانه‌شناسي فيلم فرا رسيده بود و اين خود متز بود که مي‌رفت با همين مقاله، که در يکي از شماره‌هاي سال 1964 نشريه‌ي کومينيکاسيون منتشر شده بود و امروز يکي از کلاسيک‌ترين مقاله‌ها‌ي نشانه‌شناسي فيلم است، به گشايشي جديد در تئوري فيلم دست بزند. گشايشي که به منزله‌ي آري‌گويي به توفاني بود که پيشتر از سوي زبان‌شناسي و نشانه‌شناسي ساختارگرا وزيدن گرفته بود و تا آن لحظه تمام حوزه‌هاي علوم انساني و نقد ادبي و هنري را درنورديده بود. و حالا نوبت سينما بود که خارج از بحث‌هاي عوامانه و متداول در خصوص...
ادامه خواندن

صیاد قزل‌آلا ریچارد براتیگان؛ مردی که مخاطبانش دودسته‌اند یا شیفته‌اش هستند یا می‌خواهند سر به تنش نباشد هجويه‌اي بر اصالت

مجتبا پورمحسن «صيد قزل‌آلا در آمريکا» معروف‌ترين رمان ريچارد براتيگان را هجويه‌اي بر امريکاي معاصر دانسته‌اند. رمان «در روياي بابل» از جهاتي شبيه «صيد...» است. در «در روياي بابل» هم نويسنده به نقد امريکا مي‌پردازد. زبان نقد براتيگان در اين رمان صريح‌تر هم هست. با وجود اين «روياي بابل» به هيچ‌وجه درباره سياست نيست، درباره معضلات اجتماعي هم نيست. اصلا درباره هيچ چيز جدي نيست. پس درباره چيست؟ مهم‌ترين تفاوت بين «صيد...» و «در روياي بابل» اين است که در رمان بابل خط داستاني مشخصي وجود دارد؛ يک کارآگاه خصوصي به نام سي کارد با يکي از مشتريانش قرار ملاقات دارد و مي‌خواهد مقدمات کارش را فراهم کند. اسلحه و پول، دو نياز اصلي آقاي کارد است. او‌ کارآگاه قابلي نيست و اين شغل يکي از تلاش‌هاي بسيارش براي درآوردن پول‌ است. جالب اين‌جاست که تقريبا تا نيمه کتاب هنوز خبري از ملاقات کارآگاه با مشتري‌اش نيست، اما مواجهه کارد...
ادامه خواندن

ازدواج‌هاي ادبي

توضیح تصویر: پرتره آرنولفینی، اثر یان وان آیک (1434) احمد اخوت از معاني و ساحت‌هاي مختلف برخوردار است و مي‌توانيم از منظرهاي گوناگون به اين نگاه كنيم. يك معنايش ازدواج نويسندگان است. دو نويسنده كه با هم ازدواج مي‌كنند حال و روزگارشان چگونه است و نشانه‌شناسي اين زندگي چيست و احياناً چه تفاوت‌(هايي) با ديگر زندگي‌هاي زناشويي دارد؟ براي مثال نويسندة معاصر پل استر تا‌كنون دوبار ازدواج كرده است. از سال 1974 تا 1978 همسرش ليديا ديويس داستان‌نويس و مترجم بود و از سال 1982 به بعد با نويسنده‌اي نروژي‌تبار به اسم سيري هوستوت زندگي مي‌كند، كسي كه تا‌كنون چهار رمان و يك مجموعه داستان از او منتشر شده است. اين دو زندگي «ادبي-‌خانوادگي» (تاكيد بر اين تركيب مهم است) چه تفاوت‌هايي با هم داشت و اساساً نويسنده‌ها به زندگي خانوادگي چگونه نگاه مي‌كنند و اينها كه در داستان‌هايشان احتمالاً از عشق و نفرت هم حرف مي‌زنند خود در زندگي زناشويي...
ادامه خواندن

رؤياي بهزاد رحيميان* 

کاوه بیات روياي صادقه: سيري در مستندات سال‌هاي آغازين سينما در ايران. بهزاد رحيميان. تهران: چاپ و نشر نظر، 1395. 2ج. 537 و 483ص. در جايي كه نهادهاي مسئول و ذي‌ربط و در اين مورد بخصوص دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشي به وظايف اصلي خود عمل نمي‌كنند اين افراد هستند كه در مقام جبران، به صورتي شخصي پا پيش گذاشته، سعي مي‌كنند گوشه‌اي از اين بار را بر عهده بگيرند؛ بهزاد رحيميان از جملة اين افراد است و كتاب روياي صادقه موضوع اين نشست نيز يكي از آخرين دستاوردهاي چنان سعي و تلاشی. اگر چه سعي و تلاش فردي هيچ‌گاه نمي‌تواند جايگزين سعي و تلاش نهادمند و سازمان‌يافته شود، اما عجالتاً در روزگار ما چنين است و بايد بدان دلخوش باشيم.       با عمل نكردن نهادهاي دانشگاهي و پژوهشي به وظايف‌شان، تاريخ سينما نيز مانند ديگر حوزه‌هاي پژوهشي تاريخي چون تاريخ اقتصادي، تاريخ اجتماعي و غيره در تنگنا قرار دارد...
ادامه خواندن

آدم ها ديگر وقت شناختن هيچ چيز را ندارند!

شاید زیاد معمول نباشد از درگذشتگان در نوروز یادی به صورت نوشتار بشود، هرچند بعد از سال به ملاقات اهل قبور می رویم اما امسال به نظر می رسد دست اجل بیش از هر سال دست به کار شده و بسیاری را با خود برده است. از بیماری های که به آسانی درمان نمی شود گرفته تا ایست قلبی که این روزها مثل سرما خوردگی عادی شده تا فاجعه های آتش سوزی و فروریختن ساختمانها.سال گذشته جامعه ایران بزرگان، هنرمندان و عزیزان بسیاری را از دست داد، از این میان بودند افرادی که حافظه جمعی مردم ایران از آنان به خوشی و نیکی یاد می کند کسانی مثل:آتش نشان ها، دنیا فنی زاده، پوران فرخزاد، جعفر والی، محمد زرین دست، منصور پورحیدری، توران میرهادی، داود رشیدی، بهمن گلبارنژاد، فرهنگ شریف، محمد حیدری، محمدرضا خلعتبری، حبیب محبیان، اصغر بیچاره، محمدکاظم افرندنیا، مصطفی کمال پورتراب، عباس کیارستمی و در این اواخر حسن جوهرچی...
ادامه خواندن

دایره ی زمان

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است چو بر صحیفۀ هستی رقم نخواهد ماند (حافظ) اسطوره ی ترک گفتن زمین و سفر به جهان مردگان، مدفون ماندن و تقلای رهایی، و سرانجام بازگشت و تولد دوباره از هزاران سال پیش در فرهنگ‎های مدیترانه و میان‎رودان وجود داشته است. برای این مردمان، که به طور عمده از راه کشاورزی گذران می‎کردند، اسطوره‎سازی از مشاهده‎هاشان از چرخۀ زمان، یعنی نیستی گیاهان و خواب زمستانی طبیعت در زیر زمین، تکاپوی جوانه‎ها برای شکافتن پوسته ها، و سر برآوردن از دل خاک در بهار، می‎تواند اتفاقی طبیعی قلمداد شود. این ترتیب در قاموس اسطوره‎شناسی همان فرآیند تبدیل شناخت تجربی به مفاهیم فلسفی است، مفاهیمی برای پاسخ‎گویی به پرسش‎های هستی‎شناختی. پاسخ‎های موفق اغلب به صورت باور درمی‎آیند، و اگر مجموعه‎ای از این باورها بر اساس الگوی...
ادامه خواندن

آدم گرسنه خواب نان سنگک میبیند

امیررضا پوررضایی درباره کتاب «جستارهایی در باب عشق» آلن دوباتن که گلی امامی با قلمی خوب و روان آن را به فارسی ترجمه کرده است ما در حوزه هايي که متر و معيار مشخص دارند اسير تعارفزدگي هستيم، چه رسد به حوزههايي که ذاتا چنين شفافيتي ندارند. بسيار پيش ميآيد که صحبتي درباره عشق ميشنويم، اما واقعا نميتوانم بگويم چند درصد از ما عشق را تجربه کرده يا در اطراف خود ديدهايم و يا حداقل ميتوانيم تعريفي از آن ارائه بدهيم. جوانان ما در بسياري از موارد تاوان همين تفکر فانتزي را ميدهند و در حالي که از زندگي و رابطهاي قابل قبول برخوردارند، با اين تصور که عشق آن چيزي نيست که در رابطه فعليِ خود دارند، اين روابط را ناديده ميگيرند و با سوداي رابطهاي رويايي، امروز و فردا و فرداها را به باد ميدهند.  وقتي نگران کاهش ازدواج هستيم و رشد آمار طلاق بر نگرانيمان ميافزايد، لازم...
ادامه خواندن

اردشیر محصص و نقد زمانه

    اسماعیل عباسی؛ آخرین بازماندگان گارسون‌های «هتل نادری» تهران که عمری با اهالی هنر و ادب محشور بوده‌اند، هنوز آن جوان باریک‌اندام، صبور و کم‌حرف را به‌یاد می‌آورند که یک روز در هفته، میزی را در اختیار می‌گرفت و سفره‌ای از جنس کاغذ کاهی را که ماهرانه از به‌هم چسباندن صفحه‌های کوچک‌تر کاغذ درست‌کرده بود، روی میز پهن می‌کرد. لحظه‌هایی در سکوت، آدم‌های حاضر در هتل را از نظر می‌گذراند. در همان لحظه‌های سکوت، مداد طراحی آرام و بی‌وقفه روی سطح کاغذ کاهی بزرگ به‌حرکت درمی‌آمد. چند نوجوان علاقه‌مند به طراحی که کمی دورتر از میز طراح، با اشتیاق و کنجکاوی، این لحظه‌های پرشور و نفس‌گیر را به‌تماشا می‌نشستند؛ در ادامه به حرکات ماهرانه طراح که با ماژیک مشکی درشتی به شاکله‌ی ناپیدای مدادی جان می‌بخشید خیره می‌شدند. این شیوه طراحی که طراح نامدار و بلندآوازه، زنده‌یاد اردشیر محصص، به‌کار می‌گرفت در کار گشودن فصل جدیدی در هنر طنز تصویری...
ادامه خواندن

ادبیاتِ اقلیّت‌ها: چیزهایی که آقای نویسنده نمی‌داند در سخنرانی‌اش بگوید یا نگوید!

  کیم مونسو / ترجمة نوشین جعفری و پژمان طهرانیان کیم مونسو، نویسندة معاصر اسپانیاییِ کاتالان‌زبان، که حالا دیگر ـ با ترجمه و انتشارِ دو کتاب از او به فارسی: چرا اینجا همه‌چی این‌جوریه؟ (ترجمة نوشین جعفری، مانِ کتاب، 1393) و گوادالاخارا (ترجمة پژمان طهرانیان، نشر نی، 1395) ـ نباید میان ادبیات‌خوان‌های ایرانی نویسندة چندان ناشناسی باشد، در سخنرانیِ زیر که در مراسم افتتاحیة نمایشگاه بین‌المللیِ کتاب فرانکفورت در سال 2007 (همان سالی که فرهنگ و ادبیات کاتالان مهمان ویژة نمایشگاه بوده) ایراد کرده، ضمنِ آنکه درگِل‌ماندگیِ خودِ نویسنده‌اش را شوخ‌طبعانه برملا می‌کند و همین روندِ دست‌وپا زدنِ خودش در گِل را تبدیل به داستان‌گونه‌ای جذّاب (مشابه برخی داستان‌های کوتاهش)، با طنز و طعنه‌ها و نیش‌وکنایه‌های فرهنگی ـ سیاسی ـ اجتماعی خاصّ خودش کرده و از این نیز سخن می‌گوید که چه شده که فرهنگ و ادبیاتی ریشه‌دار در طول تاریخ چنان در حصارهای سیاسی ـ اجتماعی محصور گشته که نویسندگانش کم‌تر...
ادامه خواندن