ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

ما ملّت عشقیم!

ادامه خواندن

نان حلال و آب حرام



ما مسلمانها بیش از آنکه حلال و حرام برایمان موضوعیت پیدا کند، نجس و پاکی موضوعیت پیدا کرد اینکه حافظ در وصف شراب میگوید «که می حرام ولی به ز مال اوقاف است» منظورش همین است.

ادامه خواندن

جامع‌ترین طومارِ نقّالیِ شاهنامه

ادامه خواندن

جشن‌ اعتدال ربیعی و آغاز بهار


چند هزاره‌ است که چهار روز مقدس را  در سراسر جهان جشن می‌گیرند:  اعتدال ربیعی و خریفی و انقلاب شتوی و صیفی.

ادامه خواندن

به بهانه مقاله «پیرامون واژه مشترك كار» نوشته ادیك مهرابیان


 

پایه و پیوندهای لغات همانند فارسی و ارمنی
 
فیروز منصوری

ادامه خواندن

درباره کتاب «پیراهنهای همیشه»

زندگی در پیش رو/ فوتبال

 نوشته حمیدرضا صدر/ راوی ناگهان وسط معرکه تکنگاری مکث و مخاطب را مثل تماشاگر استادیوم وارد ماجرا میکند

بهادر امیرحسینی

ادامه خواندن

رویا ها و تنهایی: خوانشی روانشناختی بر شب های روشن اثرداستایفسکی


  « اگر چه بیهوده زیباست شب برای چه زیباست شب برای که زیباست شب و رود بی انحنای ستارگان که سرد می گذرد » احمدشاملو به نقل از آلبر کامو : « داستایفسکی را می توان یک فیلسوف تلقی کرد». شب های روشن بر خلاف آثار دیگر داستایفسکی که «سایه ی سیاه تباهی» ، یک اثر رمانتیسم و ایده آلیستی هست. در مکتب ایده آلیست «ایده ها بر اشیا مقدم هستند» هر آنچه در جهان بیرونی وجود دارد و واقعیت بیرونی را درک می کنیم بلکه حاصل فرایند ذهنی ما هستش. این اثر نه تنها درباره عشق بلکه در طبیعت انسانی و انسان ها سخن به میان رانده است. پیرنگ این داستان کوتاه که راوی آن شخص اول هست، این داستان را در پنج شب و یک روز با خیالات و رویاهای خود روایت می کند. داستان با شب آغاز می شود و خود این واژه می تواند تاملی...
ادامه خواندن

«امر ناممکن‌‌» ؛ خوانشی به نمایش نامه کالیگولا اثر آلبرکامو


کامو این نمایشنامه را به سال 1938 نوشت و در سال 1945 برای اولین بار به روی صحنه تئاتر برد. کالیگولا در سال های 37 تا 41 بعد از میلاد امپراطور روم بود. این نمایشنامه از چهار پرده در جریان است. این نمايشنامه بدین قرار است که کالیگولا امپراتوری روم عاشق خواهرش می شود و او را به عنوان معشوقه خود بر می گزیند، ولی بعد از چند مدت خواهر وی میمرید و مرگ وی باعث می شود که عشقی که در کالیگولا نهفته شده است تبدیل به جنون بشود و در نهایت همین جنون باعث کشتنش می شود.[ «داستان ادیپ که پدر کشی کرد تا با مادر خود همبستر بشود. به ضمیر ناخوداگاه کالیگولا و همه ما می تواند اشاره داشته باشد. کالیگولا این بار به جای ابراز علاقه به مادر به خواهر خود دارد» ].(تعهد اهل قلم/آلبرکامو) در پرده اول از کالیگولا چند روزی هست که هیچ اطلاعی در...
ادامه خواندن

سگ بعد از ظهر من

 

بشنوید ای دوستان این داستان/ یک داستان، یک تحلیل

ادامه خواندن

نگاه کردن و آفرینش هنری


دیدن نوعی شدن است، آزاد شدن از بصریت حاکم، بازیافت بصریت در تغییر ، بکار انداختن دیدن اولیه همانند یک آوا، احساسات و گرایشات گنگ هنرمندانه ، دیدن را تاب بیاوریم. دیدن را به مسیرها ی رفته و کوبیده نکشانیم. مرگ بصریت دگرگونی و زنده شدن نگاه است. آزادی نگاه از بصریت، نگاهی آزاد و شاعرانه ، میل به نگاه تازه از نفسِ دیدن، اسطوره نکردن نگاه ، دیدن را در بصریت اسطوره ننمائیم . گریز از حاکمیت بصریت ، دیدن شوریدگی است، خاطره است وبعد تغییر دهنده زندگی.اثر هنری چالش فی مابین دیدن و بصریت ، دربدو امر غیر هنری بنظر میرسد ولی نهایتا هنری است.دیدن در ارتباط با جهان رخ میدهد و رخداد، سوژه را پشت سر می گذارد. اثر هنری را به شناسنامه منتصب ننماییم، آنرا ببینیم و آنرا به معنائی اقتدارگرایانه نسپاریم. برای کسی که خانه ای برای زندگی ندارد، دیدن، آفریدن، خانه وی است. باید...
ادامه خواندن

زنان داستان‌نویس نسل سوم


کتاب زنان داستان نویس نسل سوم، کتابی است شامل 65 داستان کوتاه از زنان نسل سوم که توسط جمال میرصادقی گزینش و تفسیر شدند؛ کتاب در پاییز 1397 از سوی نشر مروارید به بازار آمد. در یادداشت اولیه کتاب جمال میرصادقی می‌نویسد که فکر به آثار زنان نسل سوم زمانی به سرش افتاد که خواست به دنبال دو کتاب «جهان داستان، ایران» جلد اول و دوم، به «جهان داستان، ایران» جلد سوم بپردازد. هنگامی که مقدمات کار را فراهم می‌کرد، با واقعیتی روبرو شده است که کمتر انتظار آن را داشت؛ واقعیت انفجاری داستان‌نویسان زن بعد از انقلاب. میرصادقی در ادامه می‌نویسد که در نسل اول نویسنده‌ها، از سال 1300 تا 1332، تنها یک نویسندۀ نام‌آور زن یعنی سیمین دانشور را داشتیم و در نسل دوم که نویسنده‌های بعد از 1332 تا وقوع انقلاب را شامل می‌شوند تعداد آنها به پنج نفر رسید: گلی ترقی، مهشید امیرشاهی، مهین بهرامی، شهرنوش...
ادامه خواندن

دنکیشوت چپ و دنیای سرمایه داری


گفتوگو با ناصر غیاثی، مترجم کتاب «ارتش تکنفره» نوشته موآسیر اسکلیر/ این کتاب قصه آرمانگرای خیرهسری را روایت میکند که میخواهد دنکیشوتوار به جنگ سرمایه داری برود نیلوفر منزوی کمتر کتابخوانی را سراغ داریم که با ادبیات امریکای لاتین ناآشنا باشد؛ نامهایی چون گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس، خولیو کورتاسار، خورخه لوئیس بورخس، خوسه دونوسو و... به ادبیات این قسمت از جهان آبرو و اعتبار دادهاند و ادبیات امریکای لاتین را در سراسر جهان صاحب شخصیت و هویت کردهاند. در میان این کشورها ما کمتر نامی از برزیل شنیدهایم. «ارتش تکنفره» نوشته موآسیر اسکلیر اثری از این ناحیه امریکای لاتین است. اسکلیر در این کتاب داستان مایر گوینزبیرگ، آرمانگرای اتوپیستی را روایت میکند که دل در گرو کشور شوراها دارد و میخواهد یکتنه به جنگ سرمایهداری و نمادهای آن برود. مسئلهای که انگار در خون او جریان دارد و حتی از روزگار کودکی دست به نوعی مبارزه میزند و از...
ادامه خواندن

توضیح عنوان کلاسیک برای موسیقی دستگاهی ایران


واژه های گوشه، ردیف، دستگاه، کلاسیک و حتی مُد در موسیقی ایران واژه هایی تو در تو و مرتبط با یکدیگرند، یعنی تعاریف آنان درهمدیگر درپپیچیده شده و تا کلیتی جامع با ارجاع به هرکدام در دست نباشد تعریف هریک با کاستی مواجه خواهد شد. وقتی می گوئیم دستگاه مجموعه ای از گوشه ها است، پیشتر می بایست تعریفی از گوشه را در دست داشته باشیم و یا وقتی می گوئیم گوشه از "مد" ساخته می شود، باز هم از پیش باید بدانیم که "مد" چیست. کاربرد کلاسیک هم همین حالت را دارد. عنوان کلاسیک در موسیقی ایران عنوانی گسترده است که مفهوم دستگاه را هم دربر می گیرد. با این حال آشکارا روشن است که این دوعنوان با یکدیگر تفاوت دارند و هرکدام ناظر برموضوعی مشخصند. در کاربرد مفهوم کلاسیک در موسیقی ایران، ما با هفت مؤلفه (یا پارامتر) مواجه هستیم: یک، زبان فارسی به مثابه زیربنای زبان شناسانه...
ادامه خواندن

پرونده شخصیت / شاهرخ مسکوب


مثل فرنگیس پرلاشز کجا و آن درخت توت وسط کوچه دلبخواه کجا؛ آن کوچه باریک بالاتر از میدان راهآهن سویی به سمت امیریه و سوی دیگر بازارچه آهنی که در نهایت یکسر شکار شدند پیش مرگ! منوچهر بدرقه چه بیرحم است خاک پاریس! جان میگیرد، خسته میکند و سرگشته. دست آخر میکشد؛ با کوله باری اندوه و حرفهای درگوشی. پاریس برای روشنفکر و نویسنده ایرانی مرگ است و درد بیدرمان. سرنوشت هدایت، ساعدی، مسکوب و اسلام کاظمیه در پاریس اندوهبار است. پاریس جشن بیکران همینگوی، پاریس مامن پرسهزنیهای نیمهشب وودی آلن در پیری، پاریس پاتوغ الجزایریهایی که در اول قصه با مرگ مادر شروع میکنند و «بیگانه» میشوند، پاریس صدای ادیت پیاف در صفحه گرامافون، پاریس جادوی تروفو با «400 ضربه»، پاریس «حفره» ژاک بکر، پاریس ترکیب سکوت و بارانی و اسلحه به دستان ژان پیر ملویل، پاریس نفس زدنهای گدار و ژان پل بلموندو، پاریس بندر مهآلود مارسل کارنه،...
ادامه خواندن

شعرِ بی شَهر



نگاهی به دو مجموعه شعر عبدالله مُحَیْسِن «از مرزها خواهم گفت [...] سخن از بی موطنی» (ص: 3) عبدالله محیسن ـ پس از شناسه ی کتاب ـ نخستین برگِ نخستین دفترش ـ «مرزها و نیش ها، نشرِ قهوه، اهواز: 1397ش» ـ را چنین که گذشت، آغازیده. یک برگِ دیگر، تاریخ سرایش ـ آغاز یا پایان یا هر دو ـ را تعیین کرده است: 12 مهر 1393 ـ قزوین. یک برگِ دیگر، فهرستْ آغاز می شود؛ در نامِ شعرها، نه تنها نام هیچ کوی و برزن و شهر و کشور و قارّه ای درمیان نیست، که اِلمانی شهری را هم نمی توان یافت؛ نه از کهن شهرها و نه از شهرهای مدرنِ دیروز و امروز و یا فرداشهرها. یا او درکنارِ ما روزگار نمی گذراند و نابه سامانی های شهرها را به چشم نمی بیند و یا ما از ناآرمان¬شهرهای آرمانی اش به دور افتاده ایم و یا هردو توأمان ـ...
ادامه خواندن

زندگی در پیش رو/ چارانه های به ناچاری


  مجتبی احمدی بوسیدی و من دوباره سرما خوردم چند رباعی برای «پاییز»/ این رباعیها پیشکش میشود به «مهدی اخوان ثالث» که از «باغِ بیبرگی» سرود و گفت: «جاودان بر اسب یالافشان زردش میچمد در آن/ پادشاه فصلها، پاییز» ناگفته پیداست که احساس آدمیزاد به فصلهای چهارگانه سال، بسیار به جای زندگیاش در این زمینِ درندشت بستگی دارد. برای ما که، اگر نگویم کویرزاده، دستکم همسایه کویر بودهایم، «پاییز» فصل خوشایندی است با سرمای غالبا سربهراه و بارانهای گاهبهگاهش. حضرت مولوی سروده: «گفت پیغمبر ز سرمای بهار/ تن مپوشانید یاران، زینهار/.../ لیک بگریزید از سردِ خزان/ کان کند کو کرد با باغ و رزان»؛ قول پیغمبر و شعر مولوی روی چشم ما اما سرمای این پاییزِ برگریز، بارها به گرمای قدم زدنهایی پیوند خورده که... یکبار نوشته بودم: «دوباره سرفه میزنم/ دوباره/ ویروسِ دلتنگی میپراکند پاییز...» نقاشی مهر آمده، آسمان سحرخیز شده است گویا وقتِ کارِ خدا نیز شده است...
ادامه خواندن

مقام والای نابغه های رفاقت


«نابغه»، اولین فیلم مایکل گراندیج، سوژه جالبی دارد که به ارتباط میان یک نویسنده مشهور یعنی تامس ولف و ناشرش میپردازد صوفیا نصرالهی مایکل گراندیج در سینما نام شناخته شدهای نیست. کمپانی هنری خودش را دارد و یک روشنفکر تمام عیار است. «نابغه» محصول سلیقه روشنفکری گراندیج و توانایی جان لوگان در نوشتن فیلمنامه است براساس سوژهای که در وهله اول شاید چندان جذاب به نظر نرسد. اگر در فیلم «نجات آقای بنکس» ماجرای ملاقات والت دیزنی با پی. ال تراورس، نویسنده قصه «مری پاپینز»، روایت میشد جذابیتهای خود دیزنی و کمپانیا ش میتوانست کنجکاوی برانگیز باشد، میشد حول و حوش تقابل دو فرهنگ امریکایی و انگلیسی مانور داد که اتفاقا «نجات آقای بنکس» بیشتر حول همین تفاوت فرهنگی میچرخد. «نابغه» ولی فیلمی متفاوتتر، روشنفکرانهتر و تاریکتری است. این تاریکی که میگویم هم در جهان شخصیتها و داستان فیلم و هم در فضاسازی نیویورک آخر دهه 20 وجود دارد؛ رنگهای...
ادامه خواندن

پرونده شخصيت/ شاهرخ مسکوب


شاهرخ مسکوب و داستانهاي شاهنامه بازنشر جلسه نقد و بررسي دو کتاب از شاهرخ مسکوب در مجله «کتاب امروز»/ ميزگردي با حضور مهرداد بهار، ناصر پاکدامن، اميرحسين جهانبگلو، داريوش شايگان، محمدرضا شفيعيکدکني و شاهرخ مسکوب مجله «کتاب امروز» در سال 51 به بهانه چاپ کتابهاي «مقدمهاي بر رستم و اسفنديار» و «سوگ سياوش» هر دو از شاهرخ مسکوب، ميزگردي ترتيب داد که در آن علاوه بر نويسنده، آقايان مهرداد بهار، ناصر پاکدامن، اميرحسين جهانبگلو، داريوش شايگان و محمدرضا شفيعيکدکني حضور داشتند و به نقد و بررسي آثار يادشده پرداختند. در پرونده شخصيت اين شماره کرگدن که به مرحوم مسکوب اختصاص دارد ديديم بيمناسبت نيست که يک بار ديگر اين ميزگرد را منتشر کنيم و در عينحال يادي کنيم از بزرگواراني که در آن جلسه شريف حضور داشتند. ناگفته نماند که متن اصلي بسيار مفصل است که ما براي انتشار مجدد آن را خلاصه کرديم. ناصر پاکدامن: از ميان شخصيتهاي اساطيرييا...
ادامه خواندن

طعم «عشق اول»


کتاب عشق اول و دو داستان دیگر شامل دو داستان از ایوان تورگینف به نام‌های «عشق اول» و «آسیا» و یک داستان از فیودور داستایفسکی به نام «دلاور خردسال» است که ترجمه‌ای روانی از سروش حبیبی از روسی دارد. بار اول در سال و بار دوم در سال 1394 توسط نشر فرهنگ معاصر به چاپ رسیده است. در ابتدای کتاب چند کلمه‌ای دربارۀ داستان «عشق اول» توضیحاتی داده شده است که «عشق اول»، درواقع، از جوانی خود تورگینف مایه می‌گیرد. او ماجرای دل‌بستنش را به پرنسسی بی‌چیز به نام یکترینا لوونا شاخوفسکایا را به قلم می‌آورد و در داستان او را زیناییدا می‌نامد. و معشوق او پدر تورگینف بود که مردی جذاب بود. پدر تورگینف ده سال از مادرش کوچک‌تر و برای ثروت با مادرش ازدواج کرده بود. و البته ماجرا این دلدادگی نیز از نظر مادرش پنهان نبوده است و زمینه خشم او را فراهم می‌کرده است. در شروع...
ادامه خواندن

درباره محمود دولت‌آبادی جادويى به نام ادبيات!


محمود دولت‌آبادی می‌گوید: «اگر شهرزاد با گفتن قصه، مرگ خود را به تعويق می‌انداخت، نويسنده هم با نوشتن به زندگى خود ادامه می‌دهد». هرچند اين روزها همزاد ديرينش ـ نوشتن ـ را دشمن خود می‌داند... - داستان‌نویس،نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس - متولد دهم مرداد ،۱۳۱۹ دولت‌آباد سبزوار - گذراندن دوره تئاتر در كلاس تئاتر آناهيتا و شروع بازيگرى تا سال ۱۳۵۳ - انتشار اولين داستان، «ته شب» در سال 1341 - برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک‌عمر فعالیت در سال ۲۰۱۲ - برگزیده جایزهٔ ادبی یان میخالسکی سوییس در سال ۲۰۱۳ - دریافت جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه توسط سفیر دولت فرانسه در تهران در سال ۲۰۱۴ - شرکت در کنفرانس برلین در سال ۱۳۷۹ - برنده جایزه ادبی واو در سال ۱۳۹۰ - ترجمه آثار وی به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، نروژی،سوئدی، چینی، کردی، عربی،هلندی، عبری و آلمانی - دارای سابقه بازیگری برای کارگردانان معتبری چون عباس...
ادامه خواندن