ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

دنکیشوت چپ و دنیای سرمایه داری


گفتوگو با ناصر غیاثی، مترجم کتاب «ارتش تکنفره» نوشته موآسیر اسکلیر/ این کتاب قصه آرمانگرای خیرهسری را روایت میکند که میخواهد دنکیشوتوار به جنگ سرمایه داری برود نیلوفر منزوی کمتر کتابخوانی را سراغ داریم که با ادبیات امریکای لاتین ناآشنا باشد؛ نامهایی چون گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس، خولیو کورتاسار، خورخه لوئیس بورخس، خوسه دونوسو و... به ادبیات این قسمت از جهان آبرو و اعتبار دادهاند و ادبیات امریکای لاتین را در سراسر جهان صاحب شخصیت و هویت کردهاند. در میان این کشورها ما کمتر نامی از برزیل شنیدهایم. «ارتش تکنفره» نوشته موآسیر اسکلیر اثری از این ناحیه امریکای لاتین است. اسکلیر در این کتاب داستان مایر گوینزبیرگ، آرمانگرای اتوپیستی را روایت میکند که دل در گرو کشور شوراها دارد و میخواهد یکتنه به جنگ سرمایهداری و نمادهای آن برود. مسئلهای که انگار در خون او جریان دارد و حتی از روزگار کودکی دست به نوعی مبارزه میزند و از...
ادامه خواندن

توضیح عنوان کلاسیک برای موسیقی دستگاهی ایران


واژه های گوشه، ردیف، دستگاه، کلاسیک و حتی مُد در موسیقی ایران واژه هایی تو در تو و مرتبط با یکدیگرند، یعنی تعاریف آنان درهمدیگر درپپیچیده شده و تا کلیتی جامع با ارجاع به هرکدام در دست نباشد تعریف هریک با کاستی مواجه خواهد شد. وقتی می گوئیم دستگاه مجموعه ای از گوشه ها است، پیشتر می بایست تعریفی از گوشه را در دست داشته باشیم و یا وقتی می گوئیم گوشه از "مد" ساخته می شود، باز هم از پیش باید بدانیم که "مد" چیست. کاربرد کلاسیک هم همین حالت را دارد. عنوان کلاسیک در موسیقی ایران عنوانی گسترده است که مفهوم دستگاه را هم دربر می گیرد. با این حال آشکارا روشن است که این دوعنوان با یکدیگر تفاوت دارند و هرکدام ناظر برموضوعی مشخصند. در کاربرد مفهوم کلاسیک در موسیقی ایران، ما با هفت مؤلفه (یا پارامتر) مواجه هستیم: یک، زبان فارسی به مثابه زیربنای زبان شناسانه...
ادامه خواندن

پرونده شخصیت / شاهرخ مسکوب


مثل فرنگیس پرلاشز کجا و آن درخت توت وسط کوچه دلبخواه کجا؛ آن کوچه باریک بالاتر از میدان راهآهن سویی به سمت امیریه و سوی دیگر بازارچه آهنی که در نهایت یکسر شکار شدند پیش مرگ! منوچهر بدرقه چه بیرحم است خاک پاریس! جان میگیرد، خسته میکند و سرگشته. دست آخر میکشد؛ با کوله باری اندوه و حرفهای درگوشی. پاریس برای روشنفکر و نویسنده ایرانی مرگ است و درد بیدرمان. سرنوشت هدایت، ساعدی، مسکوب و اسلام کاظمیه در پاریس اندوهبار است. پاریس جشن بیکران همینگوی، پاریس مامن پرسهزنیهای نیمهشب وودی آلن در پیری، پاریس پاتوغ الجزایریهایی که در اول قصه با مرگ مادر شروع میکنند و «بیگانه» میشوند، پاریس صدای ادیت پیاف در صفحه گرامافون، پاریس جادوی تروفو با «400 ضربه»، پاریس «حفره» ژاک بکر، پاریس ترکیب سکوت و بارانی و اسلحه به دستان ژان پیر ملویل، پاریس نفس زدنهای گدار و ژان پل بلموندو، پاریس بندر مهآلود مارسل کارنه،...
ادامه خواندن

شعرِ بی شَهر



نگاهی به دو مجموعه شعر عبدالله مُحَیْسِن «از مرزها خواهم گفت [...] سخن از بی موطنی» (ص: 3) عبدالله محیسن ـ پس از شناسه ی کتاب ـ نخستین برگِ نخستین دفترش ـ «مرزها و نیش ها، نشرِ قهوه، اهواز: 1397ش» ـ را چنین که گذشت، آغازیده. یک برگِ دیگر، تاریخ سرایش ـ آغاز یا پایان یا هر دو ـ را تعیین کرده است: 12 مهر 1393 ـ قزوین. یک برگِ دیگر، فهرستْ آغاز می شود؛ در نامِ شعرها، نه تنها نام هیچ کوی و برزن و شهر و کشور و قارّه ای درمیان نیست، که اِلمانی شهری را هم نمی توان یافت؛ نه از کهن شهرها و نه از شهرهای مدرنِ دیروز و امروز و یا فرداشهرها. یا او درکنارِ ما روزگار نمی گذراند و نابه سامانی های شهرها را به چشم نمی بیند و یا ما از ناآرمان¬شهرهای آرمانی اش به دور افتاده ایم و یا هردو توأمان ـ...
ادامه خواندن

زندگی در پیش رو/ چارانه های به ناچاری


  مجتبی احمدی بوسیدی و من دوباره سرما خوردم چند رباعی برای «پاییز»/ این رباعیها پیشکش میشود به «مهدی اخوان ثالث» که از «باغِ بیبرگی» سرود و گفت: «جاودان بر اسب یالافشان زردش میچمد در آن/ پادشاه فصلها، پاییز» ناگفته پیداست که احساس آدمیزاد به فصلهای چهارگانه سال، بسیار به جای زندگیاش در این زمینِ درندشت بستگی دارد. برای ما که، اگر نگویم کویرزاده، دستکم همسایه کویر بودهایم، «پاییز» فصل خوشایندی است با سرمای غالبا سربهراه و بارانهای گاهبهگاهش. حضرت مولوی سروده: «گفت پیغمبر ز سرمای بهار/ تن مپوشانید یاران، زینهار/.../ لیک بگریزید از سردِ خزان/ کان کند کو کرد با باغ و رزان»؛ قول پیغمبر و شعر مولوی روی چشم ما اما سرمای این پاییزِ برگریز، بارها به گرمای قدم زدنهایی پیوند خورده که... یکبار نوشته بودم: «دوباره سرفه میزنم/ دوباره/ ویروسِ دلتنگی میپراکند پاییز...» نقاشی مهر آمده، آسمان سحرخیز شده است گویا وقتِ کارِ خدا نیز شده است...
ادامه خواندن

مقام والای نابغه های رفاقت


«نابغه»، اولین فیلم مایکل گراندیج، سوژه جالبی دارد که به ارتباط میان یک نویسنده مشهور یعنی تامس ولف و ناشرش میپردازد صوفیا نصرالهی مایکل گراندیج در سینما نام شناخته شدهای نیست. کمپانی هنری خودش را دارد و یک روشنفکر تمام عیار است. «نابغه» محصول سلیقه روشنفکری گراندیج و توانایی جان لوگان در نوشتن فیلمنامه است براساس سوژهای که در وهله اول شاید چندان جذاب به نظر نرسد. اگر در فیلم «نجات آقای بنکس» ماجرای ملاقات والت دیزنی با پی. ال تراورس، نویسنده قصه «مری پاپینز»، روایت میشد جذابیتهای خود دیزنی و کمپانیا ش میتوانست کنجکاوی برانگیز باشد، میشد حول و حوش تقابل دو فرهنگ امریکایی و انگلیسی مانور داد که اتفاقا «نجات آقای بنکس» بیشتر حول همین تفاوت فرهنگی میچرخد. «نابغه» ولی فیلمی متفاوتتر، روشنفکرانهتر و تاریکتری است. این تاریکی که میگویم هم در جهان شخصیتها و داستان فیلم و هم در فضاسازی نیویورک آخر دهه 20 وجود دارد؛ رنگهای...
ادامه خواندن

پرونده شخصيت/ شاهرخ مسکوب


شاهرخ مسکوب و داستانهاي شاهنامه بازنشر جلسه نقد و بررسي دو کتاب از شاهرخ مسکوب در مجله «کتاب امروز»/ ميزگردي با حضور مهرداد بهار، ناصر پاکدامن، اميرحسين جهانبگلو، داريوش شايگان، محمدرضا شفيعيکدکني و شاهرخ مسکوب مجله «کتاب امروز» در سال 51 به بهانه چاپ کتابهاي «مقدمهاي بر رستم و اسفنديار» و «سوگ سياوش» هر دو از شاهرخ مسکوب، ميزگردي ترتيب داد که در آن علاوه بر نويسنده، آقايان مهرداد بهار، ناصر پاکدامن، اميرحسين جهانبگلو، داريوش شايگان و محمدرضا شفيعيکدکني حضور داشتند و به نقد و بررسي آثار يادشده پرداختند. در پرونده شخصيت اين شماره کرگدن که به مرحوم مسکوب اختصاص دارد ديديم بيمناسبت نيست که يک بار ديگر اين ميزگرد را منتشر کنيم و در عينحال يادي کنيم از بزرگواراني که در آن جلسه شريف حضور داشتند. ناگفته نماند که متن اصلي بسيار مفصل است که ما براي انتشار مجدد آن را خلاصه کرديم. ناصر پاکدامن: از ميان شخصيتهاي اساطيرييا...
ادامه خواندن

طعم «عشق اول»


کتاب عشق اول و دو داستان دیگر شامل دو داستان از ایوان تورگینف به نام‌های «عشق اول» و «آسیا» و یک داستان از فیودور داستایفسکی به نام «دلاور خردسال» است که ترجمه‌ای روانی از سروش حبیبی از روسی دارد. بار اول در سال و بار دوم در سال 1394 توسط نشر فرهنگ معاصر به چاپ رسیده است. در ابتدای کتاب چند کلمه‌ای دربارۀ داستان «عشق اول» توضیحاتی داده شده است که «عشق اول»، درواقع، از جوانی خود تورگینف مایه می‌گیرد. او ماجرای دل‌بستنش را به پرنسسی بی‌چیز به نام یکترینا لوونا شاخوفسکایا را به قلم می‌آورد و در داستان او را زیناییدا می‌نامد. و معشوق او پدر تورگینف بود که مردی جذاب بود. پدر تورگینف ده سال از مادرش کوچک‌تر و برای ثروت با مادرش ازدواج کرده بود. و البته ماجرا این دلدادگی نیز از نظر مادرش پنهان نبوده است و زمینه خشم او را فراهم می‌کرده است. در شروع...
ادامه خواندن

درباره محمود دولت‌آبادی جادويى به نام ادبيات!


محمود دولت‌آبادی می‌گوید: «اگر شهرزاد با گفتن قصه، مرگ خود را به تعويق می‌انداخت، نويسنده هم با نوشتن به زندگى خود ادامه می‌دهد». هرچند اين روزها همزاد ديرينش ـ نوشتن ـ را دشمن خود می‌داند... - داستان‌نویس،نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس - متولد دهم مرداد ،۱۳۱۹ دولت‌آباد سبزوار - گذراندن دوره تئاتر در كلاس تئاتر آناهيتا و شروع بازيگرى تا سال ۱۳۵۳ - انتشار اولين داستان، «ته شب» در سال 1341 - برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک‌عمر فعالیت در سال ۲۰۱۲ - برگزیده جایزهٔ ادبی یان میخالسکی سوییس در سال ۲۰۱۳ - دریافت جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه توسط سفیر دولت فرانسه در تهران در سال ۲۰۱۴ - شرکت در کنفرانس برلین در سال ۱۳۷۹ - برنده جایزه ادبی واو در سال ۱۳۹۰ - ترجمه آثار وی به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، نروژی،سوئدی، چینی، کردی، عربی،هلندی، عبری و آلمانی - دارای سابقه بازیگری برای کارگردانان معتبری چون عباس...
ادامه خواندن

شاهنامه: چنین یادگاری شد اندر جهان


  فردوسی در مقدمه ی شاهنامه در توصیف چگونگی شکل گیری شاهنامه از گردآوری داستان هایی نزد موبدانی سالخورد سخن می گوید تا آنچه را به یاد داشتند بازگو کنند و با بازگویی یاد و خاطره هایی از پدران خود داستانی تازه در عصر و زمانش ثبت کنند تا یادگار ماندگار شود: ز هر کشوری موبدی سالخورد/ بیاورد کین نامه را گرد کرد بپرسیدشان از کیان جهان /وزان نامداران و فرّخ مِهان که گیتی به آغاز چون داشتند /که ایدون به ما خوار بگذاشتند چگونه سرآمد به نیک اختری /بریشان بر ان روز کُندآوری بگفتند پیشش یکایک مهان/ سخن های شاهان و گشت جهان چو بشنید ازیشان سپهبد سخن/ یکی نامور نامه افگند بن چنین یادگاری شد اندر جهان /برو آفرین از کِهان و مِهان (شاهنامه، به کوشش خالقی مطلق، ج. 1، ص 12). از کیان و فرمانروایان جهان پرسیده می شود، این که آغاز شکل گیری تاریخ چگونه بود...
ادامه خواندن
برچسب ها:

الگوی تحول تاریخی در شاهنامۀ فردوسی (پژوهشی پیرامون ساختار پویایی فرهنگ در تفکر ایرانی)


مقدمه زبان و فرهنگ بُن و اساس هر تمدن و فرهنگ، در زبان و سنت زبانی آن ریشه دارد. زبان مأمن و مأوای تمام آن حقایقی است که تجربۀ ما از جهان را صورت بخشیده و نسبت ما با اشیاء را سامان می دهد. زبان ودیعه¬گاه معانی و عواطف بنیادی حیات و ضامن بقاء و تداوم فرهنگها و اقوام و ملل است. زبان نمایندۀ همۀ حیثیاتی است که فرهنگ را از طبیعت در شکل خام و غیرانسانی آن متمایز می سازد و بدین سبب در طرح اساسی مابعدالطبیعه از ارسطو به بعد، فصل ممیّز انسان از حیوان، «نطق» و سخن قلمداد گردیده است. چنانچه در متون مقدس و منزل نیز هستی انسانی با گویایی و سخنگویی او شناخته شده است: خلق الانسان ، علّمه البیان بدین روی تحقق انسان در گرو سخن و زبان است. در واقع انسان جز در بستر فرهنگ و مجال اجتماع ظهور پیدا نمی کند و...
ادامه خواندن

  جستجوی الگوهای روایت تاریخ و فرهنگ در آثار مسعود جعفری جوزانی


    مسعود جعفری جوزانی [1] فیلمسازِ پژوهشگر تاریخ، مجهز به نگاه  انتقادی، حماسه پرداز  و آرمان گراست. از طریق آثار جوزانی می توان به خوانش و تحلیل هنری او از تاریخ  ایران به ویژه ریشه های هویت ملی، تهدید ها، بحران های سیاسی و جریان های معاصر دست یافت. بسیاری از شخصیت های اصلی در نوشته ها و فیلم های او در بزنگاه های تاریخ،  بر مبنای روحیه ای عمل می کنند که در الگوی جوزانی از هویت ملی می گنجند.  مضامین می توان گفت ارج نهادن بر عدالت، عملگرایی، آگاهی بخشی، همچنین شخصیت پردازی حماسی از طریق تقابل های دوتایی ، ترسیم تضادهای شهری و جوانه زدن امید در دلِ بیغوله ها و به ویژه نقد عدم فهم مقتضیات جهان مدرن، محور های اصلی آثار مسعود جعفری جوزانی هستند. او چنین مضامینی را هم در بستر تاریخ ، هم در بزنگاه ها و در فرهنگ و زندگی روزمره...
ادامه خواندن

بازسازی زندگی ارامنه در رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌كنم


رمان چراغ‌ها را من خاموش میكنم، علاوه بر ارزشهای ادبی و هنری خود، از این نظر نیز حائز اهمیت و شایسته بررسی است كه نخستین رمان فارسی است كه به دست نویسنده ای ارمنی نوشته شده، ماجراهایش در محیطی ارمنی زبان میگذرند و یكی از تم هایش مناسبات یك جامعه قومی بسته با جامعه بزرگ محاط بر آن است. در این نوشته كوتاه میكوشم از دو جهت این مسأله را بررسی كنم؛ از جهت توفیق نویسنده در بازسازی محیط خانوادگی و اجتماعی ارامنه یك شهر كوچك به زبان فارسی، و دیگر طرح مناسبات جامعه كوچك قومی با جامعه بزرگ و نگاه نویسنده به این رابطه. و گمانم در هر دو مورد، برداشت من، به عنوان عضوی از جامعه كوچك ارامنه كه در این كتاب توصیف شده است، با دیدگاه خواننده غیرارمنی باید متفاوت باشد. در برخی موارد تردید دارم خواننده غیرارمنی اصلا بتواند به حساسیت و اهمیت مسأله پی ببرد....
ادامه خواندن

بي قصه، قصه ي از ياد رفته ايم


  گفت و گو با دکترحسن ذوالفقاري مهسا کلانکي دکتر حسن ذوالفقاری استاد دانشگاه است، زمینه تخصصی کار او در عرصه ادبیات، ادبیات عامه است تا کنون کتابهای متعددی از جمله باورهای عامیانه مردم ایران، جامع التمثیل و ... در این زمینه نوشته است. مسئله اي که شايد بتوان گفت در دو دهه ي اخير چهره نشان داده کمرنگ شدن مضامين ادبيات شفاهي و فرهنگي است که در گذشته ميان مردم رايج بوده است و قصه هايي که نسل به نسل منتقل مي شدند. متأسفانه کودکان امروزي به ندرت با اين قصه ها آشنا هستند. از نظر شما چرا قصه را فراموش کرده ايم؟ ادبيات فارسي به جهت غنايي که دارد از دو فرهنگ مکتوب و فرهنگ شفاهي تشکيل شده است. بخشي از ميراث مکتوب ما به چاپ رسيده و غناي ادبيات را نشان مي دهد، اما متأسفانه به ميراث شفاهي ما آنگونه که بايد توجه نشده است. داستان ها...
ادامه خواندن

تصویر شهر در ادبیات (3): رمان اتحادیه ی ابلهان نوشته ی جان کِنِدی


  تصویر شهر در ادبیات (3) رمان اتحادیه ی ابلهان نوشته ی جان کِنِدی این که گفته می شود ساخت شهرها در جهان رو به توسعه است، ما را به فکر می برد تغییر کالبدی مکان زندگی انسان ها چه تاثیری در رویکرد فلسفی آنها ها در رابطه با زندگی روزمره شان می گذارد یا این که نظام سرمایه داری چقدر در تغییر مکان زندگی انسان ها در سراسر جهان نقش دارد. مطمئنا اگر نظام سرمایه داری به تغییر مکان زندگی انسان در سراسر جهان سرعت می بخشد خواه ناخواه رویکرد ذهنی افراد را هم آن گونه که به سودش هست، شکل می بخشد. در این بین نقش فردیت انسان در رابطه با شکل بخشیدن به مکان زندگیش در شهر و آگاه بودن به خواسته ها و اهداف زندگی روزمره اش چگونه تعیین می شود. زمان موضوع با اهمیتی است که مطمئنا در شهر و زندگی مدرن متفاوت از گذشته...
ادامه خواندن

شوخ‌طبعی و خنده در زمانه استبداد


معرفی کتاب طنز سرخ، نوشته «اسعد اردلان» حوزه طنز و شوخ‌طبعی اگرچه حوزه مطالعاتی گسترده و پر جاذبه‌ای است که انواع گوناگون مطایبات، جوک‌ها، اشعار، تصاویر و کارتون‌های آمیخته با شوخ‌طبعی و خنده‌آفرین را شامل می‌شود، اما در کشور ما به‌صورت تخصصی و دقیق چندان مورد توجه نبوده و نیست. متأسفانه آثار منتشر شده در این حوزه عموماً به برخی کتب و نمونه‌های طنز محدود مانده است، ازجمله در ادبیات کلاسیک فارسی و از میان قدما صرفاً به بررسی و تحلیل نوع طنز و طنزپردازی در نوشته‌ها و آثار حافظ و عبید زاکانی، و از آثار متأخرتر به تحلیلنمونه‌های طنز درنوشته‌های دهخدا و نیز مجلات توفیق و گل‌آقااکتفا شده است. به همین دلیل است که علاقه‌مندان این حوزه، کمتر در این زمینه به کتاب یا مقاله‌ای جدید و جذاب در باب جنبه‌ها و عرصه‌هایتازه یا متفاوتِ طنز و طنزپردازی برخورد می‌نمایند. در چنین شرایطی که پژوهشگر یا خواننده علاقه‌مند با...
ادامه خواندن

چيزى مثل زندگى؛ درباره خسرو حمزوى


  اگر آن دوست نبود كه مرد نويسنده را به فكر چاپ آثارش بيندازد، شايد هنوز هم خسرو حمزوى را به‌عنوان يكى از داستان نويسان مطرح اين روزها نمی‌شناختیم. آغازين سال‌های دهه هفتاد بود كه سيما كوبان با اصرار باعث چاپ «وقتى سموم بر تن يك ساق می‌وزید» شد، كارى كه در سال‌های ۵۸ ، ۵۹ نوشته شده بود...    -داستان‌نویس و شاعر  -متولد سال ۱۳۰۸ تهران  -برندهٔ دورهٔ دوم جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی و همچنین نامزد دریافت جایزهٔ مهرگان در سال ۱۳۸۰   با رمان شهری که زیر درختان سدر مرد (۱۳۷۹)         نوشته‌ها:  -خیزران، ۱۳۳۵  -پادزهر، ۱۳۳۶  -مقدمه‌ای بر دلار اروپایی، ۱۳۵۱  -وقتی سموم بر تن یک ساق می‌وزید، ۱۳۷۱  -شهری که زیر درختان سدر مرد، ۱۳۷۹  -خش‌خش تن برهنهٔ خاک، ۱۳۸۱  -آسیابان سور، ۱۳۸۲  -خ‍ان‍ه‌ای‌ در ک‍ال‌ س‍وس‍ن‌، از م‍ن‌ م‍پ‍رس‌ ک‍ه‌ ش‍ب‌ چ‍ی‌س‍ت‌، ۱۳۸۳  -از رگ هر تاک دشت سایه‌ها، ۱۳۸۳  -به رنگ...
ادامه خواندن

نوروزنامه 1398



عکس از حامد صادقی   مائیم که از بادهٔ بی‌جام خوشیم / هر صبح منوّریم و هر شام خوشیم   گویند سرانجام ندارید شما / مائیم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم     سال جدید را در شرایطی آغاز می‌کنیم که بی‌تدبیری در ارکان تدبیر، سرزمین ِ ما را در موقعیتی سخت قرار داده است: امروز فشاری باورناکردنی بر بیشتر مردم ما وارد می‌شود. سفره بسیاری از مردم خالی است. بیماران، گرفتار ِ آزمندی سیری‌ناپذیری ِ مال‌اندوزان هستند و جنگ‌طلبان بر طبل ِ کینه و ترس می‌کوبند و چنان هیاهویی بر پا کرده‌اند که کسی نه به سفره خالی‌اش فکر کند و نه به بیمار ِ گرفتارش. بی‌تدبیری، از خود نمی‌گوید، اما زمین و زمان را به دشنام می‌گیرد. همه چیز، مهیا است که تن به افسردگی بدهیم و سر به بیابان بی‌تفاوتی بگذاریم. همه چیز. بله، ولی همه چیز، بی‌نوروز. انسان‌هایی که از این اقبال برخوردارند که در تمدنی باستانی...
ادامه خواندن

روایتی از دوگانه دین/شهر مدرن با نگاهی به «داستان جاوید» اثر اسماعیل فصیح


«داستان جاوید» (1363) از اسماعیل فصیح (1313- 1388) نویسنده ایرانی، روایت واقعیِ برشی از زندگی جاوید پورفیروز، جوان پانزده ساله زرتشتی است که به همراه عموی کهن‌سالش در سال 1301 ه.ش رهسپار تهران می‌شود تا مادر و خواهر و پدر تاجرش را که همراه هم برای شازده ملک‌آرای قاجاری از یزد به تهران کالا آورده‌ و اکنون ناپدید شده‌اند، خبری بگیرد یا آنها را پیدا کند. عزیمت او به تهران پس از برگزاری مراسم سدره‌پوشی برای وی اتفاق می‌افتد و طبق این آیین زرتشتی او در پانزده سالگی با برگزاری این آیین گذار (ritual passage)از دنیای کودکی خداحافظی می‌کند و به عنوان یک مرد، وارد عرصه زندگی می‌شود. او در بین راه عمویش را در کویر قم از دست می‌دهد و تنها راهی تهران می‌شود. در تهران با پرس و جو خانه ملک‌آرا را پیدا می‌کند، به سختی وارد آن شده و در بدو امر متوجه می‌شود در نزاع میان...
ادامه خواندن

درباره منصور اوجى


شاعر باغ شب!   درباره منصور اوجى گفته‌اند كه شعرهايش خلاصه و خیال‌انگیز است. گفته‌اند كه ايجاز در كار او تقطير حساب‌شده وفور كلمات خداست. گفته‌اند ايجاز شعرهاى اوجى ايجاز تماشا، ايجاز چيدن، ديدن، ايجاز سفرهاى زيبا در اشيا و ايجاز نوبرانه اشكال دلپذير و تصاوير است كه درون او را تبيين می‌کند...   - متولد ۱۳۱۶‎ شيراز - شاعر و مترجم ـ ليسانس فلسفه از دانشسراى عالى تهران ـ ليسانس زبان و ادبيات انگليسى از دانشگاه شيراز ـ فوق‌لیسانس مشاوره و راهنمايى از دانشگاه تربیت‌معلم تهران آثار - باغ شب ۱۳۴۴ - خواب درخت و تنهایی زمین ۱۳۴۴ - شهر خسته ۱۳۴۶ - برگزیده اشعار ۱۳۴۹ - این سوسن است که می‌خواند ۱۳۴۹ - مرغ سحر ۱۳۵۶ - صدای همیشه ۱۳۵۷ - شعرهایی به کوتاهی عمر ۱۳۵۸ - حالی است مرا ۱۳۶۸ - کوتاه مثل آه ۱۳۶۸ - خوشا تولد و پرواز درباره منصور اوجى گفته‌اند كه شعرهايش خلاصه...
ادامه خواندن