ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

درباره اكبر رادى


زندگى روى صحنه آبى مريم منصورى چه شوقى داشت رادى ۲۱ ساله كه شاهين سركيسيان ، با همه صفا و نازک‌دلی به وى و كارش علاقه‌مند شده بود. حالا كه فكر می‌کند، می‌گوید: «شايد سركيسيان تحت تأثير تبليغات شاملو بوده است». غول سپيدموى شعر معاصر به سركيسيان گفته بود:«رادى جوانى است كه هيچ نخوانده و هیچ‌چیز نمی‌داند. نشسته از توى دلش يك چيزهايى نوشته، بدون اينكه آموزشى ديده باشد. خودجوش است و این خيلى ارزش دارد»....... - ۱۳۱۸: تولد در رشت - ۱۳۳۴: آشنايى با آثار صادق هدايت و شروع داستان‌نویسی - ۱۳۳۸: با چاپ داستان «باران» در مسابقه داستان‌نویسی مجله اطلاعات جوانان بين ۱۱۴۸ نفر، برنده جايزه اول شد. - ۱۳۳۹: آشنايى با احمد شاملو، شاهين سركيسيان و پذيرفته شدن در کنکور دانشگاه در رشته علوم اجتماعى - ۱۳۴۱: انتشار «روزنه آبى» با سرمايه شخصى، عضويت در گروه ادبى طرفه - ۱۳۴۲: نگارش نمايشنامه افول - ۱۳۴۳: اخذ مدرك...
ادامه خواندن

درباره جمال مير صادقى


زندگى را به آواز بخوان! ساره دستاران جمال ميرصادقى از نويسندگان و داستان نويسان نام‌آشنای ادبيات معاصر ايران است. او تقريباً هم‌زمان با هوشنگ گلشيرى آموزش داستان‌نویسی را در ايران بنا نهادند، هرچند زاويه ديدشان چندان به هم نزديك نبود؛ گلشيرى بر فردیت فرد تأكيد داشت و ميرصادقى همچنان فرد را جزيى از اجتماع می‌داند....... داستان‌نویس و پژوهشگر ادبيات داستانى متولد سال ۱۳۱۲ تهران نوشته‌ها: مسافرهاى شب ‎/ چشم‌های من، خسته‎/ شب‌های تماشا و گل زرد‎/ دراز ناى شب‎/ اين شکسته‌ها‎ / اين سوى تل‌های شن‎/ اين سوى پرچين (مجموعه نه داستان كوتاه، ترجمه با همكارى محمود كيانوش)‎/ نه آدمى، نه صدايى‎/ شب‌چراغ/ دوالپا ‎/ هراس ‎/ عناصر داستان‎/ بادها خبر از تغيير فصل می‌دهند‎/ آتش از آتش ‎/ پشه‌ها ‎/ ادبيات داستانى‎/ کلاغ‌ها و آدم‌ها‎/ برگزيده داستان كوتاه‎/ جهان داستان (غرب)‎/ داستان و ادبيات‎/ واژه‌نامه هنر داستان‌نویسی ( با همكارى ميمنت مير صادقى ‎/ پیشکسوت‌های داستان كوتاه‎/ روشنان‎/ اضطراب...
ادامه خواندن

انتشار شماره جدید مجله دیلمان، فروردین و اردیبهشت 1397


سال سوم- شماره هشتم- فروردین و اردیبهشت 1397 شماره جدید مجله دیلمان (فروردین و اردیبهشت 97) وارد بازار اندیشه گردید. دیلمان در این شماره در پرونده نخست خود به موضوع نئولیبرالیسم ایرانی پرداخته و با رویکردی انتقادی آن را زیر ذره بین گرفته است. گفت و گویی بلند با ناصر فکوهی درباره نئولیبرالیسم و وقوع فاجعه در نظام آموزشی ما، مقاله ای درباره رویکردهای نئولیبرال در دولت روحانی که به کریدور شمال جنوب می پردازد، «گزاره هایی در نئولیبرالیسم ایرانی» که به شکل عینی تر سراغ مسئله می رود ، «نئولیبرالیسم از نگاه احمد سیف» که نگاهی تئوریک به موضوع دارد و «دنیای پارادوکسیکال ما» از ناصر عظیمی که روابط کالایی امروزین را روبروی میراث عرفانی مولانا می نهد. در این پرونده ترجمه هایی از چهره های برجسته ای چون سیمون کلارک و جورج مونبیت نیز آمده است. پرونده داستان ایرانی دیلمان با عنوان «اشرف نویسندگان» نگاهی به کارنامه علی...
ادامه خواندن

درباره پرويز شهريارى / زندگى در ميان اعداد


احمد جلالى فراهانى از رياضى لذت بردم.نه به زور تركه و كتك. كه به صبر و حوصله مردى ۷۸ ساله كه براى تو از اعداد چنان می‌گوید كه شیفته‌شان می‌شوی. «پرويز شهريارى» از اعماق فقر برخاسته و بر قله علم نشسته است. آن هم علمى كه همه از آن گريزانيم: رياضى.......... متولد ۱۳۰۵ «دولت‌خانه» كرمان ۱۳۲۱ آغاز تحصيل در دانشسراى مقدماتى كرمان. ۱۳۲۵ عضويت درهيأت تحريريه روزنامه «قيام ايران» . اين عضويت تا سال ۱۳۲۷ ادامه داشت. ۱۳۲۶ آغاز تدريس در آموزشگاه‌ها و نيز دبیرستان‌ها. يك ماه براى تأمين هزینه‌های زندگى به كار در راه‌آهن پرداخت. همچنين در انتشار ماهنامه «انديشه ما» شركت جست و دوازده شماره از آن منتشر گرديد. ۱۳۲۷ نخستين كتابش را نوشت «جنبش مزدك و مزدكيان» ۱۳۲۸ دو بار به زندان افتاد. یک‌بار براى مدت ۳ ماه و دومين بار به مدت سه سال ۱۳۳۲ اخذ مدرك ليسانس در رشته رياضى دانشكده علوم و دانشسرای عالى...
ادامه خواندن

درباره داريوش آشورى


بازانديشى در زبان - متولد ۱۱ مردادماه ۱۳۱۷ تهران - اخذ ديپلم از دبيرستان دارالفنون ۱۳۳۴ - تحصيل در رشته حقوق دانشگاه تهران ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۷ - از بنیان‌گذاران کانون نویسندگان ایران و عضو انتخاب شدهٔ نخستین هیئت دبیران ۱۳۴۸ تالیف تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ (۱۳۸۰)(عنوان قبلی: فرهنگ شناخت)، نشر آگه. عرفان و رندی در شعر حافظ (۱۳۷۹) (عنوان قبلی: هستی‌شناسی حافظ) فرهنگ علوم انسانی (۱۳۷۴)(عنوان قبلی: واژگان فلسفه و علوم اجتماعی) شعر و اندیشه (۱۳۷۷) بازاندیشی زبان فارسی (۱۳۷۲) نشر مرکز ما و مدرنیّت (۱۳۷۶) نگاهی به تاریخ، تمدن و فرهنگ چین درآمدی به جامعه‌شناسی سیاسی دانشنامه سیاسی- فرهنگ اصطلاحات و مکتب‌های سیاسی (۱۳۷۳) (عنوان قبلی: فرهنگ سیاسی) زبان‌باز، (۱۳۸۷)، رساله‌ای پژوهشی و تحلیلی دربارهٔ رابطهٔ زبان‌های مدرن با تمدن مدرن و روش‌های گسترش زبان‌های مدرن در پاسخگویی به نیازهای زبانی فناوری و علم. پرسه‌ها و پرسش‌ها (مجموعه مقالات)، ۱۳۸۹، نشر آگه. پروژهٔ ملت‌سازی اسطورهٔ فلسفه در میان ما...
ادامه خواندن

درباره نجف دريابندرى: پیرمرد درياى ترجمه


ساره دستاران اين جمله بخشى از كتاب پيامبر و ديوانه، نوشته جبران خليل جبران ترجمه نجف دريابندرى است. دريابندرى از مهم‌ترین چهره‌های ترجمه در ايران محسوب می‌شود. اى مردمان ارفالس ، شما می‌توانید دهل را در پلاس بپيچيد و سیم‌های ساز را باز كنيد، اما كيست كه بتواند چكاوك را از خواندن بازدارد؟.............. مترجم و منتقد متولد اول شهريور ۱۳۰۸ بنابر گزارش کانال تلگرام بی‌بی‌سی فارسی؛ نجف دریابندری، نویسنده کتاب مستطاب آشپزی، از سیر تا پیاز ثبت ملی شد. این نویسنده و مترجم نامدار، به‌عنوان "گنجینه زنده بشری در میراث خوراک" در فهرست حاملان میراث ناملموس ثبت شد. دریابندری به مناسبت ترجمه آثار ادبی آمریکایی موفق به دریافت جایزه تورنتون وایلدر از دانشگاه کلمبیا گردیده است. وی همچنین همسر مرحومه فهیمه راستکار، هنرپیشه و دوبلور باسابقه تلویزیون، سینما و تئاتر است ترجمه‌ها : وداع با اسلحه (ارنست همينگوى ) ، بیگانه‌ای در دهكده (مارك توين) تاريخ فلسفه غرب (برتراند راسل)،...
ادامه خواندن

الهام؟


  سهيل سمي بارويکرد متفکران ادبي رمانتيک کار بسيار ساده است. قدرت الهام. شاعري را در نظر بگيريد که زير درختچه‌ي رز دراز کشيده و به آسمان خيره شده, قلمي ‌به دست دارداز پر غاز, چند سطري نوشته است و حال منتظر است که الهام بازگردد و او مابقي شعرش را بنويسد. خود طبيعت مايه الهام مي‌شود, الهه‌ي هنر. اين الهام گاهي در حالي جرقه مي‌زند که شاعر سوار بر اسب است, گاهي هنگامي‌که در جنگ است و گاهي در کنار محبوب خوبروي. نمي‌دانم فعل و انفعالي که در ذهن شاعر رمانتيک رخ مي‌داده همان الهام بوده است يا نه, و آيا مراد او از الهام همان چيزي بوده که ما درک مي‌کنيم يا نه. زنده‌ياد احمد شاملو زماني در مصاحبه‌اي گفته بود که به هنگام نوشتن شعر خودش اصلاً حضور فيزيکي نداشته. بي‌شک شاعراني مثل ورد‌زورث يا کالريج از شنيدن اين جمله بسيار شاد مي‌شدند و حظ مي‌کردند. اما...
ادامه خواندن

روزنامه های گیلان (بخش دوم)


گیلان روزنامه چاپ رشت در تارخ ۱۳۲۶ه.ق / ۱۹۰۸-۹ میلادی، توسط میرزا حسن خان اسدزاده که به مدیریت و وابستگی انجمن گیلان نشر می‌گردید. اولین شماره در ۱۸ ذوالحجه ۱۳۲۶ / ۱۱ ژانویه ۱۹۰۹ منتشر شد. این روزنامه وابسته به انجمن ملی گیلان بوده و جمعا ۴ شماره از آن منتشر شده است. برای مذاکرات انجمن و چاپ و نشر آن جهت آگاهی همگان نیاز به این روزنامه بود. نوزاد عقیده دارد که مسئولیت چاپ و نشر آن فقط به عهده میرزا حسن خان، ولی امتیاز و مدیریت آن به عهده انجمن ولایتی گیلان بوده است. مجاهد در رشت به تاریخ ۱۳۲۵ ه.ق / ۱۹۰۷-۸ میلادی چاپ می‌شده است. بنا به اظهار نظر رابینو این روزنامه فقط در 5 شماره منتشر شده است. شماره اول مطابق ۹ شوال ۱۳۲۵ه.ق / ۱۵ نوامبر ۱۹۰۷میلادی و آخرین شماره دوم محرم ۱۳۲۶ ه.ق / ۵ فوریه ۱۹۰۸میلادی می‌باشد. این روزنامه گویی ناشر افکار...
ادامه خواندن

مارک تواین رنج بدست آوردن ثروت!


"ما در این سرزمین از وجود سه چیز برخورداریم: وجدان بیدار، آزادی بیان و احتیاط لازم برای اینکه از دوتای اول هرگز استفاده نکنیم! "مارک تواین احتمالا همه ما در این چند نسل یعنی ازاواخر دهه 30تا هم اکنون شاهد و ناظر و خواننده قصه شاهزاده و گدا اثر مارک تواین به ترجمه درخشان محمد قاضی فقید بوده ایم و به یاد داشته ایم که این مترجم با وسواس و شوری وزین به جهت روشنگری و اعتلای فرهنگ عمومی چه رنج ها که به پای این درخت تناور نکشیده است ! زیرا که در سالهای دور به عنوان کتابخوانی ،این کتاب نیز معیاری بود برای کتابخوانان زمانه همچون دون کیشوت سروانتس یا آثار بالزاک و رولان و امیل زولا ، بگذریم از نام ها و یادهای ان همه نویسنده انساندوست شرق و غرب همچون تولستوی و چارلز دیکنز و مترجمین خبره با سبک و سیاق ویژه که کم از قصه...
ادامه خواندن

ترجمۀ فارسی آثار ادبی افریقایی


پیشنهادی به مترجمان و ناشران ایرانی عباس امام قارۀ افریقا با جمعیتی بیش از یک میلیارد و دویست میلیون نفر، دومین قارۀ پهناور جهان و درعین‌حال، از نظر جمعیتی، دومین قارۀ پرجمعیت دنیای امروز است (رامین و دیگران، 1389: 87). افریقای امروز، دربرگیرندۀ پنجاه‌وچهار کشور است که این کشورها از نظر زبانی، فرهنگی، مذهبی، اقتصادی، هنری و ادبی ویژگی‌های متفاوتی دارند. از نظر سطح توسعه‌یافتگیِ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز ملت‌های افریقا همگی در یک سطح نبوده و نیستند؛ برخی در فقر مطلق به سر می‌برند؛ و شمار اندکی نیز از رفاه بیشتری برخوردارند. تا آنجا که به سطح و کیفیت ادبیات افریقایی (ادبیات داستانی، شعر و نمایش‌نامه) ارتباط دارد، شواهد حاکی از این است که پدیدآورندگان آثار ادبی در گسترۀ این قاره، به‌ویژه در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم (1941-1945 م.)، توانسته‌اند نه‌تنها با خلق آثاری به زبان‌ها و گویش‌های محلی و بومی کشورهای خویش، بلکه از طریق...
ادامه خواندن

ده شبی که ایران را لرزاند


شب‌های نویسندگان و شاعران ایران، انستیتو گوته – تهران، 18-27 مهر 1356. محمدحسین خسروپناه. تهران: پیام امروز، 1396. 400ص. مصور. 300000 ریال. چهل سال پیش، در پاییز 1356، ماه‌ها قبل از آن‌که حرکت‌هایِ اعتراضیِ منتهیِ به قیام بهمن 57 آغاز شود، گردهمایی ادبی جمعی از نویسندگان و شاعران ایران فضای سیاسی کشور را دگرگون کرد. شب‌های نویسندگان و شاعران در انستیتو گوتة تهران و به ابتکار کانون نویسندگان ایران برپا شد. کانون در اسفند 1346 تأسیس شده بود اما از ابتدا دولتِ وقت آن را به رسمیّت نشناخت و حتی وجودش را تحمّل نکرد. اعضای همان تشکّل غیررسمی، از فرصتی که در سال 56 فراهم آمد بهره بُردند، گرد هم آمدند و آن ده شب ماندگار را برگزار کردند. زمینه‌ساز چنین کاری، پیش از هرچیز، نیاز جامعة فرهنگی و به‌ویژه جوانان بود و سپس وزیدن نسیم دگرگونی که آشکارا احساس می‌شد. حکومت مستبد وادار به پذیرش دگرگونی‌هایی در شیوة ادارة...
ادامه خواندن

سروده هاي فيروزه اي (جلوه های فيروزه در حلقه‌ي سرايندگی)


محمد کاويانی از کارکردهاي ادبيات و يکي از زيرشاخه‌هاي آن (شعر) لذت بخشي و نگارگري (زيبانگاري) سخن است؛ در اين راه البته هر سراينده‌ از همه‌ي توان خويش براي رسيدن به مقصود، يعني آراستن کلام با آرايه‌هاي گوناگون- به‌شيوه‌اي که مصنوع و متکلف ننمايد و در ذهن و زبان خواننده يا شنونده خوش بنشيند- مي‌کوشد. بنابراين طبيعي است که اديب از تمامي پديده‌هاي زيباي پيرامون خويش ياري بخواهد و به کمک آن‌ها کلام خود را زيباتر و دل‌نشين‌تر نمايد. از جمله‌ي اين پديده‌ها، احجار کريمه (سنگ‌هاي گران‌بها) است که هم به زيبايي شهره اند و هم به خاطر گران‌بهايي خواستني، پس شاعر از اين ويژگي‌ها بهره مي‌گيرد و با يادکرد آن‌ها- به شيوه‌اي اديبانه و زيبا- در کلام خويش، خواننده يا شنونده را مسحور نموده، غرق لذت مي‌کند. يکي از اين پديده‌هاي زيبا و گران‌سنگ «فيروزه» يا بهتر بگوييم «پيروزه» است. پيروزه‏ (pirovze): ا. پ. گوهري گران‏بها و آبي‏رنگ و...
ادامه خواندن

نوشتن


  (حاشیه ای بر متن «این کتاب را بسوزان») کتاب «این کتاب را بسوزان» مجموعه گفتارهایی از نویسندگان مختلف با اندیشه های گوناگون است که از زوایای متفاوتی بر اهمیت ادبیات و آسیب های سانسور بر واژگان و نوشتن، پرداخته اند. هفت گفتاری که این کتاب بر آن تمرکز می کند، سخنانی ست که نویسندگان سرشناس و برندگان جایزه ادبی پن بیان کرده اند. از جمله این گفتارها به ترتیب: چرا نوشتنِ؟ جان آپدایک، بیرون از سایه ابرنادانیِ فرانسیس پروز، مرد، مردان در ایستگاهِ پیکو آیر، صحبت با غریبه های پل آستر، آزادی نوشتنِ اورهان پاموک، خاطره روشن ناگهانیِ اد پارک و شاهد: یک گواهی معطوف به درونِ نادین گوردیمر است. این کتاب پراهمیت را رضا اسکندری و سارا اسکندری ترجمه کرده اند که ترجمه ای در نوع خود بی نظیر است چرا که به نظر می رسد برای هر واژه ای از آن از آغاز تا انتخاب، تفکر بسیاری...
ادامه خواندن

نگاهی به نمایشگاه ابیات مجسمه کاری از موسی عامری پور



  مردن برای زندگی هنرمند درون جامعه ای زندگی می کنند که دارای ساختار اجتماعی معینی است و بنابراین از آنها تاثیر می پذیردبنابراین همه کنش های نوآورانه فردی یک هنرمند (خلاقیت هنری)که منجر به تولید اثر هنری می شود،از ترکیب پیچیده ای از عوامل تعیین کننده و شرایط ساختاری متعدد ناشی می شود.بنابراین فعالیت های عملی و آفرینشگری انسان ها با ساختارهای اجتماعی دارای ارتباط متقابل هستند. نخستین تلاش ها برای مرتبط ساختن آفرینش «آثار هنری» به عوامل اجتماعی،در واقع آثار هنری را،نه صرفا به زمینه های آشکار اجتماعی،بلکه بیشتر به آن زمینه های فرهنگی ربط داده اند که در بسترآنها پدید آمده اند،و به قول ویکو: فرهنگ مانند روح یک جامعه است،روح حیات بخش آن،و هنر یک جامعه بیانگر آن روح است. هنرمندی که در جامعه زندگی می کند و با دغدغه های روزمره اجتماع درگیر است.و آنها را از نزدیک لمس می کند.هنگام تولید اثر هنری تمامی...
ادامه خواندن

محمود دولت آبادی نویسنده مردم


نویسنده کسی ست که از متن تا حاشیه جامعه را رصد می کند آن هم نه برای خوش آیند یا بد آیند گروهی یا مجموعه ای بلکه براساس جوششی که در درون او است و انگیزه ای که قابل توصیف نیست شاید مثل از جان گذشته ای که به استقبال مرگ می رود و به تعبیر بیهقی نه کاری ست خرد هر چند منفعتی در او نباشد وبعد بدنبال لذتی که خمیر مایه هنر به پدید آورنده اثر هنری می دهد همراه با حسی ابدی و جاودانه را دیدن ودر بستر زمان جاری شدن که هنر به صاحب اثر می بخشد لذا نویسنده برای بزرگنمایی زشتی و زیبایی پیرامون دست به قلم می برد زیرا که مستی و مستوری را می شناسد بویژه اگر ریشه در خاکش داشته باشد و با پستی ها و بلندیهای سرزمیتتش عمیقا آشنا باشد و از کوره راهها تا اتوبان ها و ریل ها را...
ادامه خواندن

تاریخ، در دو سوی رود سورن! / گفتگو با حورا یاوری


حورا ياوري را کمتر کسي است در عرصه هنر و ادب که نشناسد. بانوي فرهيختهاي که دانش آموخته ي روانشناسي است و به مدد اشراف فوق العاده اش بر ادبيات فارسي همواره يکي از بهترين نظريه پردازان حوزهي نقد ادبي از ديدگاه روانشناسي بوده است و شايد به همين دليل و اينکه نوستالژي نيز يک ضميمه ي انساني و اجتماعي است ياوري يکي از بهترين افراد براي صحبت درباره ي نوستالژي است. مردم در همه ي دنيا نسبت به گذشته ي خود نگاه خاصي دارند که معمولاً توأم با حسرت است و اين البته طبيعي است اما در ايران سطح «نوستالوژي» و نگاه به گذشته، به شدت از سطح طبيعي بالاتر است و ضربالمثل سال به سال دريغ از پارسال مويد همين گذشته گرايي افراطي است درواقع مردم ايران در زمان حال با يادآوري گذشته زندگي ميکنند و کمتر به آينده، به ويژه آينده جمعي فکر ميکنند. شما اين مسئله...
ادامه خواندن

تاسو، شاعر شعر ناب


دریای برآسوده از بیم موج توراکواتو تاسّو برگردان مهدي فتوحي گرچه شايستهتر است «تاسّو» (1544-1595)را به خاطر سرايش اثر سترگي چون «اورشليم رها شده» که شعري است حماسي با پسزمينهاي تاريخي از دوران نخستين جنگهاي صليبي، يک حماسهسرا بشناسيم اما موفقيت عظيم او بيترديد در لابهلاي سرودههاي غنايياش رخ مينمايد، خاصه در بخشهايي از «اورشليم رها شده»ي او و نيز نمايشنامهي شبانيش «آمينتا» و عاشقانه هاي وي که در مجموعهاي تحت عنوان «غزلها» گردآوري شدهاند. او در سنّ بيست و يک سالگي به خدمت خانوادهي «فرّارا» درآمد و همان راهي را رفت که قرني پيشتر «آريوستو» پيموده بود. اما او برخلاف «آريوستو» با اجتماعي تراژيک در خاندان «استه» مواجه شد. در سال 1575، پس از تکميل آثار سترگ خويش، تاسّو با نخستين چشمه از سلسله شکستهايش، در طول حيات خود مواجه شد که در قالب خشمي جنونآميز بر او جلوهگر شدند و او را ملزم به کنارهگيري از قصر «استه»...
ادامه خواندن

درباره بهروز غريب پور؛ نقل‌های پشت‌صحنه


مريم منصورى مادر كه هميشه پسرش را به شوخى «بی‌بی جان» صدا می‌زد، هیچ‌وقت فكر نمی‌کرد، اين عروسك نمايش سنتى كردستان و اسباب «شاه سليم بازى» پسر را رها نكند، حتى تا میان سالگی! به تهران هم كه آمد، از اولين جاهايى كه كشف كرد، بنگاه‌های شادمانى و خیمه‌شب‌بازی بود و تا امروز هم عشق به خیمه‌شب‌بازی را هنوز از دست نداده است و در گروه نمايش عروسكى ايران با حضور تنها بازمانده‌های نسل قديم خیمه‌شب‌بازان، رضا خمسه‌ای و عيسى رزمجو و نسلى از نمايشگران عروسكى دانشگاهى به اجراى دقيقى از خیمه‌شب‌بازی «شاه سليم» می‌پردازد............. - ۱۳۲۹: تولد در سنندج - ۱۳۴۸: خبرنگار حوادث روزنامه اطلاعات - ۵۲ ـ ۱۳۴۷: سرپرست گروه تئاتر شهاب كردستان - ۱۳۴۹: ورود به دانشكده هنرهاى زيبا در رشته تئاتر - ۱۳۵۳: اخذ مدرك كارشناسى(لیسانس رشته هنرهای نمایشی) - ۱۳۵۶: اخذ بورسيه تحصيلى از بخش فرهنگى سفارت ايتاليا و ورود به آكادمى هنرهاى دراماتيك رم...
ادامه خواندن

کتاب بخر، لذت ببر، درمان شو


کتاب‌درمانی در گفتگو با دکتر بهنام اوحدی، روانپزشک که خواندن ترجمه‌های قاضی را به بیمارانش توصیه می‌کند گفتگو: مرجان یشایایی 24 دیماه بیستمین سالگرد فوت محمد قاضی است. به این بهانه مصاحبه‌ای ترتیب دادم با دکتر بهنام اوحدی، روانپزشک، که علاوه بر علاقه قلبی به مترجمی که به قول خودش سالهاست با کتاب‌هایش مانوس است واثری مهم بر زندگیش گذاشته، این کتاب‌ها را یکی از وسایل کمک برای درمان بیمارانش قرار داده. دکتر اوحدی در این مصاحبه هم درباره جنبه‌هایی از شخصیت محمد قاضی صحبت کرده که می‌توانند در زندگی همه ما الگویی باشند و هم از دیدگاه کتاب‌درمانی آثار مترجم را بررسی کرده است. من خود محمد قاضی را در همان سال‌های جدال با سرطان حنجره از نزدیک دیده بودم. با همان صدای نامانوس حاصل از استفاده از دستگاهی که جایگزین حنجره‌اش کرده بودند، بسیار خوش‌صحبت و شوخ بود و می‌توانست مجلسی را تا ساعت‌ها محصور شوخ‌طبعی‌ها و خاطرات...
ادامه خواندن

آن که محمد قاضی بود


هومن عباسپور از محمد قاضی چه می‌توان آموخت؟ آن مردِ سپیدموی شوخ و شنگولی که گرمابخش محفل یارانِ جوان و پیر بود، مردِ بانمکی که همیشه حرف‌های تازه داشت و وقتی می‌خواست کتابی را برای کسی امضا کند، نام او را با سجعی یا اشتقاقی در تقدیم‌نامه‌ای شیرین و به‌یادماندنی درج می‌کرد. چرا قاضی چنین ذهن وقاد و تیزی داشت؟ علتش این بود که گنجینه‌ای از شعر و نثر فارسی در سینه داشت. ابوالحسن نجفی نقل می‌کرد که دسته‌جمعی پیاده از تهران به کرج رفتند و قاضی قول داد که در طول راه برای آن‌ها از حفظ شعر بخواند؛ چنان که حتی یکی از شعرها تکراری نباشد و چنین کرد. قاضی بر کوهی از کلمات و تعبیرات و ساخت‌های نحوی نشسته بود. وقتی مترجمان بزرگِآن روزگار از او برای ترجمۀ تعبیر یا کلمه‌ای بیگانه یاری می‌خواستند، قاضی اندکی فرصت می‌خواست و نیم ساعت بعد تلفن می‌کرد و بهترین ترجمه را...
ادامه خواندن