ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

مرحله پاگشایی بلوغ در هندویسم یا اوپایانا

نسیم کمپانی مقدمه: اوپایانا یا اوپایانام Upanayanam   در واقع مرحله گذر از دوران کودکی به دوراغ بلوغ یعنی  مسولیت پذیری اجتماعی و آموزش های دینی و فرهنگی در دین هندو می باشد,این مراسم یا جشن ورود به دنیای بزرگان را یک معلم مذهبی یا گورو Guru  انجام می دهد, در این روز مهم پس از غسل و تطهیر بدن پسر جوان در مقابل معلم مذهبی خویش وارد شده و به او ادای احترام می کند ,  این شخص  خاص با انداختن سه بند کتانی سفید یا یاجنوپویتا Yajnopavita  به سینه او, او را به عنوان شاگرد خویش پذیرفته  و درواقع این بندها باید در روی شانه چپ افتاده و از زیر دست راست بگذرد و این سه بند نشانه سه الهه یا خدا بانوی زیبا یعنی پروتی(الهه خرد و دانایی) ,لکشمی(الهه ثروت ) و سرسوتی(الهه هنر و ادبیات) می باشد , تا به او نه تنها آموزش های مذهبی...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (19)

برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور   بخش 19 در نظر بیمار تشخیص یک علت برای درد نوعی بازگشت به جهان است. این برای او به معنای آن است که می‌تواند بار دیگر خود را بازسازی کند گویی سرانجام، هستی او منشأیی یافته است و از این پس می‌تواند در یک نظم زمانی قرار گرفته و ضرورتاً به سوی درمان پیش رود. پیداشدن یک «علت» برای درد آشوب درونی بیماری را از میان برود، بدان انسجام بخشیده و به بیمار امکان می‌دهد به گونه‌ای نمادین بر آن اشراف یابد. برای بسیاری از بیمارانی که به سرطان مبتلا می‌شوند پیوندی میان روایت بیماری با رفتار یا ضربه‌ای که به آن‌ها وارد آمده، نوعی گسست در هستی‌شان به وجود می‌آید؛ گسستی که ظاهراً به فرایندی دامن می‌زند که حرکتی دوگانه را برمی‌انگیزاند: بیمار در آنِ واحد هم قربانی است و هم هم‌دستی برای درد. برای نمونه به یادآوردن عادات منفی مثل سیگارکشیدن یا...
ادامه خواندن

مفاهیم کلیدی در فرهنگ و زبان (2): بدن

      ماریلا پاندولفی برگردان زهرا خلجی تاریخ بدن انسان در طول قرن ها (به خصوص در فرهنگ های غربی) به شکل جدایی همواره فزاینده‌ای بین جسم و جان، بین تن و روح ترسیم شده است. در فرهنگ هایی که روابط بین انسان ها، ربانیت و طبیعت هماهنگ تعبیر شده و مداوم در سازگاری انسان با مقدسات متقابلا نفوذ کرده؛ تجربه بدن متفاوت بوده است. این رابطه در سنت های عالمانه آیورودا و طب چینی نیز برقرار است، همانند رسوم بدنی که از آن ها گرفته شده: یوگا، شیاتزو، تای جی کوان،‌کی گونگ یا طب سوزنی. چنین رسومی دلالت بر نظام عالم وجود پیچیده‌ای دارند که بدن انسان را در رابطه‌ای نزدیک و به هم پیوسته با نیروهای کیهانی و کشمکش های آن در نظر می‌گیرد. برای این سنت ها بدن تنها یک سازوکار مهار شده توسط زیست شناسی نیست بلکه جایگاهی است که می‌توان نشانه های هماهنگی و ناهماهنگی...
ادامه خواندن

بررسی واژه "توایف " "طوایف"  در زبان هندی و اردو Tawaif :

نسیم کمپانی مقدمه: یکی پس از ورود مسلمانان به هند در قرن 10 م از ایران ,افغانستان و آسیای میانه فرهنگ ایرانی-ترکی تقریبا در تمام جنبه های زندگی هندیان وارد و جاگیر شد ,پادشاهان ایرانی و ترک مشوق هنر در تمام زمینه ها بودند و بسیاری از موسیقی دانان,شعرا,نویسندگان, نقاشان,خطاطان,معماران ,بافندگان پارچه و فرش و دانشمندان از سایر کشورها به هند سرازیر شده و در دربار به گرمی پذیرفته شدند ,اینان به آوردن فرهنگ و هنر خویش به هند و پذیرفتن برخی از جنبه های فرهنگ و تمدن هند فرهنگ نوظهوری را پدید آوردند که تا کنون در بیشتر بخش های شبه قاره هند قابل مشاهده می باشد.یکی از این موارد نوازندگان و رقصندگان دوره گرد محلی بودند که در شهرها نمایش اجرا کرده و به علاوه به فال گیری ,شعبده بازی و تن فروشی مشغول بودند,اینان پس از ورود گروه های ذکر شده به شبه قاره هند در شهر...
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد(18)

برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش18  بیمارانی که از دردهای سرکش رنج می‌برند این تجربه را از سر گذرانده‌اند که درون مارپیچی بی‌پایان وارد می‌شوند که در آن پرگویی پزشک در نقش یک قاضی مردد ظاهر می‌شود که باید دائماً او را نسبت به شدت درد متقاعد کرد و به هیچ عنوان نمی‌توان واقعیت درد را به صورت بدیهی نشان داد. به صورتی که اگر عوامل بیولوژیک قابل مشاهده نباشند تنها چیزی که باقی می‌ماند اعتماد پزشک به گفتار بیمار است که خود را به ضرورتی اخلاقی و حتی بالینی بدل می‌کند. در زمانی که بیمار در تعلیق به سر می‌برد و در آرزوی آن است که سرانجام معنایی برای دردی که می‌کشد بیابد و فراتر از این به انتظاری که شدیداً دارد و آن این که بیماری یا مشکلش شناسایی شده و یک واکنش درمانی سرانجام ممکن شود. در این زمان است که بیمار از خلال تشخیص بار...
ادامه خواندن

جنسیت و حق شهر در آرای توی فنستر

پژوهشگران حوزه جنسیت و فمینیسم از همان ابتدا، به آرای مارکسیستی و سوسیالیستی به دیده انتقاد نگریسته‌اند. به زعم آن‌ها نادیده گرفتن نابرابری میان دو جنس، کنار گذاشتن حوزه خصوصی و خانوادگی و تقلیل تحلیل سازوکار جامعه به روابط طبقاتی، مسائل و مصایب بخش بزرگی از جامعه -یعنی زنان و کودکان- را از عرصه نظریه‌پردازی اجتماعی حذف می‌کند. به تبع این نگاه، آرای هانری لوفبور به ویژه نظریه حق شهر او نیز از این نقد برکنار نبوده است. در این میان توی فنستر از پژوهشگرانی است که سعی داشته آنچه را که به زعم منتقدان خلائی در نظریه حق شهر محسوب می‌شود، پر کند. او بر این باور است که زنان در زمینه‌های فرهنگی و سیاسی متعدد –چه در قلمروی خصوصی و چه در قلمروی عمومی- مورد تبعیض واقع شده‌اند؛ و بر مبنای این استدلال نظریه حق شهر را در نسبت با مؤلفۀ جنسیت و گروه اجتماعی زنان بازتعریف می‌کند....
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج(17)

  برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش 17  دردهای شورشی درد شدید ترجمان خود را در زخمی می‌یابد که بر سلول‌ها نقش می‌زند، نوعی گرفتگی، این درد کارکردی کشنده در خود دارد که هدف از آن حفاظت از فرد است هرچند که این وظیفه حفاظتی را با به رنج‌درآوردن فرد به انجام می‌رساند. این درد تا زمان درمان‌یافتن ادامه می‌یابد و عموماً همراه با بهبود بافت زخمی‌شده قابل مدیریت است. این دردی است که می‌توان آن را با قرص‌های مسکن آرام کرد، اگر یک شکستگی باشد با یک آتل بر روی محل شکستگی یا با دوره‌ای از بی‌حرکتی آرام گیرد. درد شدید در نظم چیزها جای دارد. زیرا فرض بر آن است که بیش از چند روز به طول نخواهد کشید. و در جوامع ما اشکال مناسکی متفاوتی برای چنین موقعیت‌هایی وجود دارند. افرادی که به صورت موقت درد می‌کشند از کارهای معمول خود معاف شده و اگر خطایی در...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج(16)

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش 16    تولستوی در مرگ ایوان ایلیچ دست به توصیف  ِتخریب تدریجی  ِ رابطه میان قاضی و همسرش می‌زند؛ همسری که قادر نیست اضطراب او و دردش را درک کند. و خود این قاضی هرچه بیش از پیش از این که نمی‌توانند وضعیت او را بفهمند برآشفته است و این امر سبب می‌شود که دافعه بیش‌تری نسبت به خود ایجاد کند. بدین‌ترتیب سوء‌تفاهم از هر دو طرف افزایش می‌یابد:«مشاجره‌ها میان زن و شوهر بیش‌تر و بیش‌تر شده و به سختی بسیار می‌توانند آن‌ها را از انظار دیگران بپوشانند[...]». زن که اطمینان دارد همسرش شخصیتی نفرت‌آور دارد و سبب بدبختی زندگی او شده است دغدغه سرنوشت شوم خود را دارد. و هر اندازه بر این سرنوشت بیش‌تر دل می‌سوزاند نفرت بیش‌تری نیز از همسر خود پیدا می‌کند. قاضی قادر نیست رنج خود را به زبان بیاورد.  هرکاری که می‌کند بازهم همه به...
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد (14)

   داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور درد نه تنها انسان را فرسوده می‌کند بلکه در نزد برخی افراد رفته‌رفته سبب تخریب زندگی می‌شود. این‌که بیماری تقاضا کند به عمرش خاتمه دهند (اتانازی یا خوش‌مرگی) گویای خردشدن فرد زیر بار رنجی است که به نظر می‌رسد پایانی ندارد. سرچشمه‌های معنا برای چنین فردی در آزمون درد از میان می‌روند، و تنها چیزی که باقی می‌ماند رنجی سخت است که مرگ را به تنها راه رهایی بدل می‌کند. هر دلیلی برای زندگی از بین می‌رود، و هستی به یک شکنجه طولانی تبدیل می‌شود. موقعیت فرد اغلب در اطراف وی یک خلأ ایجاد می‌کد، او خود را زیادی و بی‌فایده می‌پندارد، کسی که ارزش گفتگو با دیگران را ندارد. میل به مردن همراه با رنج و این احساس که فرد بدون هیچ راه بازگشتی درون درد اسیرشده، همراه است. اما چنین تقاضایی بنا به موقعیت‌های مختلف نیاز به ارزیابی‌های متفاوتی دارد....
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد(13)

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  درد گاه به نقطه‌ای هولناک می‌رسد، جایی که همه مرهم‌ها در برابرش ناتوانند؛ اما بازهم باید دخالت کرد بازهم ضربه ای زد، یا  چیزی را بُرید. ژیلبر  یک نگهبان جنگلی است که به شدت در یک تصادف رانندگی به وسیله یک راننده بی‌احتیاط به شدت زخمی شده است تصادفی که در آن دونفر دیگر نیز کشته می‌شوند. او در این تصادف شکستگی‌های متعددی در بدن تحمل کرده و یکی از پاهایش پیچ خورده است و این در حالی که در مزرعه کار می‌کرد. ژیلبر به شدت رنج می‌برد اما لحظه‌ای که برای او بی‌نهایت تحمل‌ناپذیر می‌نماید لحظه‌ای است که :«به من گفتند که باید برای سومین‌بار پایم را ببرند. دیگر گوشتی بر استخوان باقی‌نمانده بود و بدنم شروع به فاسدشدن کرده بود. من در آن لحظه حاضر نشدم این را بپذیرم. اما پزشکان مرا متقاعد کردند و دست آخر پذیرفتم. اما به...
ادامه خواندن