ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی درد و رنج (57)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور شکنجه پیش از هرچیز، هراس هولناکی است از قرار گرفتن زیر سلطه یک بی‌رحمی، بدون آنکه کم‌ترین کنترلی از بیرون وجود داشته باشد. تفاوت ِ هستی‌شناختی میان شکنجه‌گر و قربانی‌اش مطلق است؛ میان درد یکی، که به عاملی در سیراب کردن ِ [عطش] قدرت دیگری تبدیل می‌شود. شکنجه‌گر هیچ دردی احساس نمی‌کند و از این اختیار برخوردار است که با سرگرمی، درد را تا بی‌نهایت بر بدن دیگری بی‌دفاع تحمیل کند. او ارباب آسوده زمان است. و قربانی، آتشی از درد و رنج ِ نومیدی که شعله می‌کشد و او ناچار به تحملش است. و افزون بر خشونت‌های فیزیکی و اخلاقی که بر قربانی وارد می‌شود باید به گرسنگی، تشنگی، در‌هم ‌آمیزی‌های شرم‌آور [با محیط]، انباشتگی زباله‌ها، تحقیرها، کم‌خوابی، کثافت، قول دادن‌های ساختگی، حرف‌های ضدو‌نقیض، تهدید‌ها علیه خانواده‌اش،... روبرو شود: « فضایی از احتضاری پایان‌ناپذیر، فضایی که درون آن، سوژه خود را...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (56)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور 4- درد و شکنجه: در ‌هم شکستن «خود» «ما تمام دردهایی که شاید یک جلاد بتواند برهرنقطه از بدنمان برانگیزد، به خیال آورده وسپس با قلبی اندوه‌بار‌، آن‌ها را پشت سر گذاشته و پذیرفته‌ایم.» رُنه شار برگرفته از «خواب مصنوعی» برانگیختن درد شکنجه یعنی اِعمال یک خشونت ِ مطلق بر دیگری؛ یک دیگری که از هرگونه قدرتی برای دفاع از خود محروم و کاملا در کف اختیار جلاد خود قرار گرفته. از این زاویه، شکنجه را باید سر‌گونه‌ای (سرنمونه‌ای) از قدرت بر یک جامعه یا بر یک شخص به شمار آورد یعنی «مستقیم‌ترین و بلافصل‌ترین شکل سلطه انسان بر انسان، یا همان جوهره اصلی ِ امر ِ سیاسی» ( ویدال ناکه، 1972، 13). شکنجه در پی فشار وارد آوردن بر قربانی خود با درد است، آن هم با شدتی روش‌مند که تنها مرزهای آن، جنون یا مرگ است. شکنجه، اشتغالی تمام وقت...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (55)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور آنچه در روانکاوی مازوخیسم (خودآزارگرایی) نامیده می‌شود، رفتاری نسبتاً رایج است، گرایشی ناخودآگاهانه به قراردادن خود در موقعیت رنج کشیدن بدون آنکه کوششی برای خروج از واقعاً از خود نشان داد، گونه‌ای قراردادن خود در بن‌بست بی‌آنکه آن را خواست اما بی‌آنکه کاری برای مقابله با مشکلات خویش انجام داد. یک فرد مازوخیست یا خودآزار اخلاقی ناخوادآگاهانه خویشتن را در سرنوشتی قرار می‌دهد. او می‌خواهد خودش را برای «موقعیت‌ها»یی که داشته تنبیه کند، او همه زندگی خودش را صرف شکوه و ناله از وضعیت‌هایی می‌کند که قابل توجیه نیستند. او به خودش اجازه نمی‌دهد از موقعیت‌ها یا از خوشبختی‌اش لذت ببرد. برای مثال رئیس یک بنگاه اقتصادی که ناگهان پس از درگذشت پدرش که زیر سایه او زندگی می‌کرد، همه مسئولیت‌ها برگردنش می‌افتد. این فرد تقریباً بلافاصله به دردهای کمری دچار می‌شود که زندگی‌اش را به قول خودش به یک «جهنم» تبدیل...
ادامه خواندن

بهترین گام برای حرکت: رویکری جدید به کفش پایدار (بخش دوم)


روش شناسی روش شناسی پیش‌بینی معکوس که در این تمرین به کار برده شده حول اصل علت و اثر ساختار می یابد. این روش شناسی با چشم اندازی از آینده که در آنجا سناریوی پیشنهادی کاربر به طور گسترده ای پذیرفته شده است، آغاز می شود. این روند سپس قدمهای خود را به سمت عقب و زمان حال بر میدارد و زمان را به دوره های ده ساله تقسیم می کند. نقاط عطفی که با نگاه به تصویر کلی استنباط شده اند، هر قدم را بر مبنای آنچه علت برای رخ دادن در جهت کسب تأثیر قدم حاضر نیاز دارد، تعیین می کنند. در نهایت اینکه یک قدم اول مناسب که انتخاب شده است می تواند در حال حاضر اجرا شود.   هم اکنون می توان چه کاری انجام داد: کفش کودکان در گام نخست مفهوم PSS می تواند در بازارهای کفش کودکان مورد کاربری قرار گیرد. به دو دلیل...
ادامه خواندن

سراچه تن: روایت بدن انسان در موزه


تجربه های یک موزه رضا دبیری نژاد – نگار ساقریچی درآمد: شاید امروزه بسیاری از موضوعات بدیهی به نظر بیایند اما گذشته این موضوعات و چالش هایی که برای بشر داشته اند از مهمترین دغدغه موزه هاست. از این رو موزه ها بر مبنای داده های خود دست به انتخاب مب زنند، انتخابی که هم سبب گردآوری آثار یعنی آثار شاخص تحول ساز می شوند و از بین آثار موجودشان نیز تلاش می کنند در فرصت هایی سیر این تحول ها و روایت های پیشینی آنها را عرضه کنند. تشریح الابدان نام نمایشگاهی بود با موضوعی که قرن‌ها محل بحث و جدل بود چرا که در اغلب ادیان کالبدشناسی امری غیرشرعی محسوب می‌شد و با کسانی که اقدام به کالبدشکافی می‌کردند به شدت برخورد می‌شد. کتابخانه و موزه ملی ملک اما به این ممنوعه از منظر یکی از نسخه‌های خطی موجود در گنجینه خود در قالب نمایشگاهی با عنوان سراچه...
ادامه خواندن

خنده چیست؟ و چرا انسان‌ها می‌خندند؟(1)


یا درآمدی بر مطالعات شوخ‌طبعی  خنده چیست؟ چرا انسان‌ها (و برخی گونه‌های حیوانی) می‌خندند، در حالی که سایر موجودات از این موهبت بی‌بهره هستند؟ کدام شرایط و عوامل فردی یا اجتماعی سبب بروز خنده می‌گردند؟ چه مکانیسم‌ها و فرآیندهای مغزی، شناختی، و فیزیولوژیکی در هنگام خنده یا لبخند زدن وارد عمل می‌شوند؟ آیا خنده از نظر اخلاقی یک فضیلت محسوب می‌شود یا رذیلت؟ این قبیل سؤالات یا پرسش‌ها در باب خنده و علل آن، ازجمله مسائلی بوده است که بشر را از زمان‌های دور به خود مشغول داشته است. موجود انسانی از آن زمان که بر این کره خاکی پا گذاشت و به تفاوت‌ها و افتراقات خود با دیگر موجودات پی برد، دریافت که علاوه بر توانایی‌هایی مانند سخن گفتن، تفکر کردن، گریستن، و.. دارای یک تفاوت مهم با دیگر مخلوقات نیز هست، و آن توانایی خندیدن است. از نظر فیزیولوژیک، خنده (Laughter) یک واکنش فیزیکی و صدادار به یک...
ادامه خواندن

بررسی نشانه‌ای زبان بدن و ارتباط آن با فضا


بدن بعنوان یک ساحت معرفت شناختی و حسی دارای زبان خاص خود است، چنانکه وقتی زبان گفتاری عمل نکند یا سکوت رخ دهد، این زبان همچنان به دلالت‌پردازی با استراتژی‌های بیانی خود مشغول است. برای بررسی زبان بدن می توان از الگوها و روش های نشانه شناسی در جهت تحلیل بهره برد. به منظور درک بهتری از زبان بدن می توان ارتباط آن را درون یک فضا به منزله یک چیدمان از عناصر نشانه ای (ترکیب) پی گرفت. برای این منظور از عکس دیدار دونالد ترامپ با امپراتور ژاپن برای درک ارتباط میان بدن ها با یکدیگر و نیز بدن ها با فضا به عنوان یک سیستم و چارچوب نظم دهنده استفاده می شود. این تحلیل در چهار سطح صورت می گیرد: در سطح نخست نحوه جای‌گیری بدن‌ها از نظر تعداد به گونه ای است که در دو گروه سه نفره فضا را به دو سمت تقسیم کرده اند؛ در...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (54)


انسان‌شناسی درد و رنج (54) برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور وقتی از بیماران دارای کمردرد مزمن درباره وضعیت و سرگذشتشان سئوال می‌کنیم، به تفصیل به شرح حادثه خود می‌پردازند، اما بسیار و ناگهان با نوعی حس عاطفی عمیق و با حرکت از نکته‌های به ظاهر جزئی که دریچه‌ها را [باز می‌کند] یک داستان دیگر را نقل می‌کنند؛ داستان یک ضربه دیگر را در آغاز زندگی‌شان (بورلو، 2004، 109).برخی از این بیماران از دردهای خود برای خویش یک مشغولیت تمام می‌سازند. درد همه حرف‌های آنها، فعالیت‌ها و زمانشان را پُر می‌کند. زندگی بر محور این درد به دلیل وجودی آنها بدل می‌شود. «این افراد ممکن بود در زمان خودشان پانچیست مترو، وکیل، تاجر، مانکن یا مستخدم بشوند؛ اما از روزی که [با این حادثه] زندگی آنها فرو می‌پاشد یا دیگر نمی‌تواند به صورت سابق باشد، تنها بدل به آدم‌ها «رنجور» می‌شوند (مزاس، 1986، 17). درد درون خود نمی‌ماند، بلکه همه...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (53)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور فروید این پرسش را مطرح می‌کند که چرا برخی از بیماران نسبت به «درمان» مقاومت می‌کنند و برغم کوشش‌های درمانگران خود، نشانگان بیماری را در خود تقویت می‌کنند. «هرگونه پیشرفت جزیی که ممکن بوده یا واقعا در نزد بیماران دیگر به بهترشدن وضعیت آنها یا از میان رفتن نشانه‌های بیماری منجر شده، در مورد این بیماران به جای بهبود درد، به وخیم شدن وضعیت‌شان در درمان رسیده است» (فروید، 1973، 222). این بیماران چنان به نشانگان دردمند بیماری‌شان چسپیده‌اند که یک غریق به جلیقه نجاتش می‌چسبد زیرا برای آنها این درد بهایی است که باید برای تداوم یافتن هستی خود و گره‌گشایی از تلاش‌های درونی خود بپردازند، گره‌ها و تنش‌هایی که به آن آگاهی ندارند. فروید درباره این بیماران از نوعی «احساس عذاب وجدان [سخن می‌گوید] که پاسخ خود را در بیماری می‌یابد و نمی‌خواهد از این مجازات [درد] دل بکند، زیرا...
ادامه خواندن

بررسی اتنوگرافی مطالعات علم و فناوری (بخش دوم)


با نگاهی به کتاب سفرهای دوقطبی نوشته امیلی مارتین سعید اسلامی راد / ریحانه مطلبی مطالعات اتنوگرافیک در علم: امیلی مارتین نوشتارهای اتنوگرافیک همیشه از نوعی علاقه شخصی به مطالعه یک میدان آغاز می‌شود. هر پژوهشگری بنابر حوزه مطالعاتی خود و آشنایی و نزدیکی با یک اجتماع مشخص است که دست به پژوهش می‌زند. آشنا بودن با یک اجتماع علاوه بر شناخت درونی‌تر و عمیق‌تری که از میدان به دست می‌دهد به دلیل نزدیکی محقق با افراد درون میدان، نوعی از مشروعیت بخشی را هم به محقق به‌عنوان کسی که این توانایی را دارد تا از زبان ای این فرهنگ سخن بگوید می‌دهد و هم این امکان را موجب می‌شود تا از دید افراد مورد مطالعه شخص به دلیل نزدیکی با آنان راحت‌تر پذیرفته شود و در یک هم مشارکت گروهی فرایند پژوهش شکل بگیرد. در این میان نوشتار خودمردم‌نگارانه روشی است که این شکل از حضور در میدان را...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (52)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور معنای عمیق درد از خلال پیچاپیچ‌ها و ابهام‌هایی می‌گذرد که خود رابطه فرد با جهان را تعیین می‌کنند. بخشی از وجود فرد به شدت در تمنای درمان است در حالی که بخشی دیگر از وجود او به درد وابسته است ولو آنکه او را به ستوه آورده باشد و این امر تا زمانی که راه سومی یافته نشود ادامه می‌یابد. بیمار که به نوعی از هم گسیخته است، در همان حال که مایل است از درد رهایی بیابد، اما ناخواسته در برابر این رهایی مقاومت می‌کند. ث.رابتو (1986) موضوع را در این جمله از زبان بیمار خلاصه می‌کند: «به من کمک کنید از این درد که آزارم می‌دهد خلاصم کنید، اما بگذارید برایم بماند که احساس بودن کنم». [گاه] وقتی پزشک به بیماران رضایت خود را از پیشرفت مداوای آنها اعلام می‌کند، برخی از آنها نگران و پریشان می‌شوند. گاه نیز آنها...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (51)


  داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور درد درد گاه نشان دهنده تداوم یک پیوند است، حافظه‌ای که زخم خود را بر بدن وارد کرده ولو آنکه فرد شرایط پدیدار شدنش را از یاد برده باشد. درد با رویدادی مهم و حتی ضربه‌ای سخت تغذیه می‌شود، رویدادی که مرزهای قابلیت نمادین بدن را پشت سر گذاشته باشند و در کالبد فرد چون تکه چوبی که در پوست گیر کرده و دائم درد ایجاد کند. چنین زخمی مرتب بقایای دردهای قدیمی را به یاد می‌آورد، به قول فروید [آن‌ها را احیا می‌کند] که درباره هیستری‌ها می‌گفت، ردپای زنده‌ای هستند از حادثه‌ای که پایان نمی‌یابد. پناه بردن ناخودآگاه به دردی که زندگی انسان را تباه می کند راه گریزی است برای فرار از یک دوره‌ هراسناک از تاریخ زندگی خود یا از دوره‌ای بلند که زخمی التیام ناپذیر بروجود او زده است. و در همین حال درد، بدون آن‌که فرد...
ادامه خواندن

برگزاری دوم نخست «درسگفتارهای نظری»: «بدن، از یونان باستان تا پسامدرنیسم»


  پس از برگزاری دوره نخست «درسگفتارهای نظری» درباره «نژادپرستی و نظریه های سیاه‌بودگی» در زمستان 1396، دومین دوره این درسگفتارها با عنوان «بدن، از یونان باستان تا پسامدرنیسم» در دی و بهمن 1397 در شش جلسه هفتگی دوساعته برگزار می شود، علاقمندانی که در دوره پیشین به صورت منظم مشارکت داشته اند، در اولویت برای ثبت نام قرار دارند. این دوره رایگان بوده و به تعداد معدود دانشجو می‌پذیرد. اطلاعات بیشتر، محتوای دقیق دوره و نحوه ثبت نام ، بزودی به اطلاع دوستان خواهد رسید. اعلام و تغییر در برنامه «درسگفتارهای نظری: بدن از یونان باستان تا پسا مدرنیسم»/ به دلیل وسیع بودن مبحث بدن تعداد جلسات به دوازده جلسه افزایش می یابد که در دو دوره به ترتیب در دی و بهمن1397 و اردیبهشت و خرداد 1398 برگزار خواهد شد. فهرست موقت برنامه جلسات به صورت زیر است.   د وره اول: تبارشناسی اندیشه بدن / دی و...
ادامه خواندن

نقدی بر نوشتار«کالبد انسان در نگاره‌ها- عصر صفوی» نوشته فاطمه سیارپور


«کالبد انسان در نگاره‏ ها» عنوان مجموعه یادداشت‎هایی است که از تاریخ 16 مهر ماه 1393 لغایت 9 آذر ماه سالِ جاری در شش بخش نوشته شده و با رویکردِ بازنمایی به بررسی کالبد انسان در نگاره‏ هایی متعلق به رضا‏ عباسی واقع در کاخ چهلستون اصفهان پرداخته است؛ این مطالب در سایت اینترنتیِ انسان‏شناسی‏ و‏فرهنگ، توسط فاطمه سیارپور، دانش‌آموخته‌ی انسان‏شناسی، به صورت پیوسته انتشار یافته است. این یادداشت‌ها به نوعی در حیطه‌ی مطالعات تاریخی هنر (جامعه شناسی و انسان‌شناسی هنر) قرار می گیرند که رویکردی میان‌رشته‌ای را برای درک هنر به کار می‌برند. در این نوشتار تلاش خواهد شد با رویکردی انتقادی به مبانی و روش‌شناسی این یادداشت‌ها و نتایج آن در توصیف و تحلیل این نگاره‌ها پرداخته شود.
آنچه که از دیرباز در مفهوم هنر و آثار هنری و هنرمند، در فرهنگِ ما، مورد بی‌توجهی واقع شده، نگاهِ ساده و تقلیل‌گرایانه به «هنر» و «مطالعات هنری» در پژوهش‌های میان رشته‌ای هنر است. در صورتی که اثر هنری نه تنها در سَبک، بلکه در تکنیک امری تخصصی و مستلزم دانش و مهارت خاصی است. به عبارتی شناختِ هنر، امروزه، در زیرشاخه ‏ی علم قرار گرفته و به دلیل تنوع و فرّار بودن و گسترد‏گی آن نه تنها مطالعات دقیق ‏تری را می‏طلبد بلکه تجربه‏ی عملی و مهارت هنری از نکات حائز اهمیتی است که از ساده‏ ترین آنها می‏توان به شباهت‏ها و دوربودن از تکنیک‏ها، سبک‏ها و بخصوص تاریخ هنراشاره کرد، که پژوهشگران حوزه ‏های دیگر به آن دقتی نکرده و نمی ‏کنند. این امر چنان در تفسیر و خوانشِ متونِ تصویری تاثیرگذار است که نه تنها پژوهشگرِ هنری را که سالهاست در این وادی بوده به خطا می‏اندازد که گاه مشاهده می‏شود محققانِ خارج از حوزه‏‏ ی هنر (آنان که در رشته‏های غیر هنری آموزش دیده‏اند) نیز به‌صورت مداوم به خطا رفته و گاهی خوانش ‏های بسیار متفاوتی ارائه می ‏دهند که منطبق با متن هنریِ موجود نیست.
بنابراین، برای درک و فهم متون هنری اعم از تصویری، نوشتاری و انتزاعی نظیر موسیقی و ارتباط آن با دیگر علوم، آشنایی با چگونگیِ توصیف شکل‏ گرایانه‏ ی یک اثر (که به نوبه‌ی خود در هنرهای متفاوت ساختارهای توصیفی متفاوتی وجود دارد) و تجزیه‌وتحلیل آن در علوم اجتماعی (تئوری ‏های نظری) از الزامات این نوع پژوهش است. بر این اساس، من در این نوشتار با توجه به نگاه شیلا کَن‏بی (sheila canby)، یکی از پژوهشگران نقاشی‏ های عهد صفوی و مسئول بخش هنر‏اسلامی موزه‏ ی متروپلین نیویورک، به مفهوم بازنمایی در نگارگری ایرانی می‌پردازم و از سوی دیگر با معرفیِ مفهومِ بازنمایی در هنر و چگونگیِ توصیف اثرِ هنری به روش شکل‏ گرایانه (Formalist Model)، نوشتار «کالبد انسان در نگاره ها» را مورد بارخوانی قرار خواهم داد.

 

کالبد انسان در نگاره ها
همانگونه که بیان شد پژوهش فاطمه سیار‏پور در شش بخش با عناوین 1- مقدمه و معرفی بنا و نقاشی‏های مورد بررسی 2- تاریخ و وضعیت اجمالی در دوران صفوی 3- پوشش در دوران صفوی 4- پوشش زنان در دوران صفوی 5- مطابقت تصویر و آثار 6- جدول‏ بندی و نمایش تفاوت‏ها و شباهت‏ها نگاشته شده است. در ابتدای نوشتارِ یاد شده سه مسأله‏ ی اصلی برای دستیابی به کالبد انسان در نگاره ‏ها مورد توجه پژوهشگر بوده است. 1- روش گردآوری: مطالعات میدانی و اسنادی 2- رویکرد: بازنمایی 3- انتخاب میدان: دیوارنگاره‏ های کاخ چهلستون با تأکید بر مکتب رضا ‏عباسی.
با توجه به نکات ذکر شده، دو شُبهه در رویکرد انتخابی مشاهده می‏شود که تا حدودی داده ‏ها و تجزیه‌وتحلیل آثار ذکر شده را به خطا برده است. به نظر می ‏رسد که پژوهشگر به مفهوم بازنمایی دقت نکرده و یا آنکه به این مفهوم در هنر آشنایی نداشته است. به همین دلیل در ادامه‏ ی پژوهش دچار ابهام شده و نتواسته به نتیجه‏ ی مطلوب و یکپارچه ای دست یابد. همچنین در روش گردآوری که بخشی از آن مربوط به مطالعات میدانی است، نوشتار نمایانگر عدم مصاحبه با متخصصان نقاشی ایرانی یا استفاده‌ی دقیق از پژوهش‌های این عرصه است. و در نهایت به دلیل عدم آشنایی کامل به تاریخ نقاشی ایرانی و سبک‏ها و هنرمندان، خطاهای تحلیلی بیشتر آشکار شده است که در ادامه به نمونه‏ هایی از آنها خواهم پرداخت. آنچه که تاکنون بیان شد به این معناست که خلاقیتِ موجود در مطالعاتِ میان رشته‏ ای، به جهت خوانش ‏های جدید در مطالعات جدید، نیازمندِ دانش و آگاهیِ دقیق و بررسی ‏های موشکافانه‏ تری در هر دو شاخه‏ ی علمی مورد نظر است.

نقاشی ایرانی به روایت محققان
نگارگری جزوِ آن دسته از هنرهایی است که هنرِ ایران و هنرمندِ ایرانی را از دیگر سرزمین‏ ها متمایز می‏کند و سالیان متمادی است که محققانِ متعددی را به تمجید و تحلیل این آثار واداشته است. شیلا کَن‏بی محققِ هنرِ اسلامی در توصیف این نوع نقاشی (درست ‏تر آن است که بگوییم این نگاره‏های ایرانی) چنین بیان کرده:

نگاره ‏های سنتیِ ایران مثل دنیایی کوچک از گل‏های همیشه بهار، با نسیمی فرح ‏بخش و انسانِ باوقار و نورِ تابناک، بیننده را به تفرج و نشاط هر چه بیشتر دعوت می‏ کند. اوج این نگاره ‏ها تنها به تصویر کشیدن یک داستان نیست، بلکه، به تپه‏ ها، حیوانات، ابرها و درختانی که صحنه‏ ی داستان را پر کرده‏ اند، دَمِ مسیحایی می ‏بخشند. بعد‏ها در قرن یازدهم ه.ق، نگاره ‏پردازی جای خود را به تک‏ چهره ‏پردازی داد و انسان مقام شایسته‏ ای در نقاشیِ ایران پیدا کرد. ولی نگارگران ایرانیِ متعلق به هر نسل و سیاقی ، پیوسته مفهوم خاص خود را از تصویر ارائه کرده‏ اند. با تاکید بر دو بعد نمایی و هماهنگی اشیا آن را آنگونه که باید باشد تصویر کردند، نه آنگونه که هستند. (کن بی، 1389,ص9)

با توجه به تعریفِ ذکر شده، درکِ یک اثر نگارگری ابتدا مستلزم فهم، شناخت و آشنایی به سبک‏ها و زیبایی‏ شناسی نگارگری ایرانی و از سوی دیگر آنکه مستلزم آشنایی به روش‏ها و رویکردهای تجزیه و تحلیل این آثار است. همانطور که در بالا به آن اشاره شد، آنچه که کن‏بی در توصیف نگاره ‏های ایرانی بیان می‏کند بازنمایی (representation) است نه خلق و بازآفرینی (recreation).
بازنمایی در یک اثر هنری به معنای آن است که هنرمند اثر را خلق می‏کند، نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که باید باشد و باید دانست. «حقیقت این است که یک اثر هنریِ بازنمایی، هم مستلزم شناخت همانندی است و هم شناخت قراردادهای حاکم بر فرمِ هنری، به صورت مشخص ‏تر، چنین واکنشی مستلزم شناخت نحوه استفاده سنجیده از چنین قراردادها به وسیله هنرمند است» (شپرد، 1390, ص 31)، همانند آنچه که در هنر اروپا در دوران باروک مشاهده می ‏شود. هنرمند، جمجمه‏ی سر را با مفهوم و معنای دیگری در تابلوی نقاشی خود نشان داده است. پس آنچه که در تصویر مشاهده می‏ شود لزوماً به معنایِ بیانِ آنچه که مخاطب در واقعیتِ جامعه مشاهده می ‏کند نیست. بنابراین نمی‏توان به‌طور قطع بیان کرد که نگاره‏ های درونی کاخ چهلستون به «سبکِ اصفهان به دلیل پرداختن به زندگی روزمره و بازنمایی طیفی از مردم آن دوره می‏ تواند منبع مناسبی برای بازنمایی کالبد انسانی به منظورِ پی ‏بردن به ویژگی‏ های جسمی، پوشش و آرایش» (سیارپور، 93, بخش 1) باشد.

روش شکل گرایانه (فرمالیستی)
اگرچه در این پژوهش، سیارپور سعی بر توصیف شکل‏ گرایانه‏ی آثار کاخ چهلستون داشته، به‌عنوان مثال او در مطلب شماره چهار می نویسد:

تصویر یک، که از دیوارنگاری‏ های کاخ چهلستون انتخاب شده است، تائیدی بر مطالبی است که ذکر آن رفت. دراین تصویر دیده می‏ شود که زن دارای تنبان بوده وقمیص وی سراسری و بلند است. روسری که از جلو محکم بوده و از پشت تا پائین ادامه دارد. کمربند باریک و شال نیز در تصویر مشهود است. تصویر دوم در حقیقت تصویرِ کاملِ تصویرِ یک است که تقابل دو لباس زن و مرد را به خوبی نشان می ‏دهد و مبنای مناسبی برای مقایسه‏ی ما است. در نگاه کلی تفاوتی میان لباس زن ومرد دیده نمی‏شود. بلندی، تنوع رنگ، استفاده از شال و کلاه ویا وسیله پوشش سر در تصویر کاملاً مشهود است. دو رشته موی باریک که به عنوان تزئین بافته می‏شده در تصویر سه دیده می‏شود. دراین تصویر دگمه ‏ها کاملاً مشهود است. رنگ قمیص نیز در مقایسه با تصویر یک نشان دهنده‏ ی تنوعی است که وجود داشته است. آستین‏های بلند وچسبان، روسری‏ای که از پشت تا پائین ها نیز دیده می شود...). (سیارپور،93, بخش1)

اما تا حدود زیادی در توصیف آثار به روش شکل ‏گرایانه به دلیلِ عدم آشنایی به گرایش‏هایِ هنری نظیر نقاشی و بالاخص نقاشی ایرانی به خطا رفته است.
تحلیل ِآثارِ هنری و بالاخص نقاشی با روش شکل ‏گرایانه (فرمالیستی) تقریباً ازاواخر قرن 19 و اوایل قرن بیست توسط منتقد انگلیسی جدیِ هنر، راجر فرای، آغاز شد و سپس افرادی نظیر کلایوبل آن را گسترده ‏تر و به نظریاتی همچون فرمِ معنادار بسط و آثار را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. راجر فرای بر این باور است «که هنر با هنرمندِ آفریننده‏ ی آن یا فرهنگی که به آن تعلق دارد ارتباط معنا‏داری ندارد یا ارتباط اندکی دارد. این رویکرد، رویکرد ناتاریخی است و بر تأثیرهای عاطفیِ اثر هنری تمرکز دارد به تعبیری در بررسی شکل‏ گرایانه‏ی اثر هنری ابتدا باید به تاثیرهای زیبایی‏ شناسانه‏ ی اجزای تشکیل دهنده ‏ی اثر پرداخت که این عنصرها(خط، شکل، فضا، رنگ، نور، تاریکی و...) زبان دیداری هنرمند را پایه ‏گذاری می‏کنند تا به مقوله‏ های گسترده ‏تری(تناسب، ترازمندی، نظم و تناسب، الگو و ضرباهنگ و...) برای پاسخگویی به بیننده دست ‏یابد» (به نقل از آدامز،1390, صص30-29). پس در توصیف یک اثر، نگارنده باید مبانی تجسمی را به خوبی درک کند و خط، سبک و رنگ‏های به کار رفته در اثر را به خوبی بشناسد و در یک ساختار منظم آنها را توصیف و تاثیر آن را بر مخاطب بیان کند و اگر چنانچه به مطالعه‏ ی میان رشته‏ ای می‏ پردازد از نظر و رویکرد‏های علوم اجتماعی استفاده کرده و به معنای مورد نظر دست یابد که چنین نشده است. این توصیفاتِ صرفاً غیرآکادمیک کمکی در شناختِ صحیحِ آنچه مورد نظر پژوهشگر است ‏نکرده است. از سوی دیگر، چنانچه پژوهشگر در‏صدد آن است که با نگاهی بازنمایانه و دست‏یابی به معنای پنهان (فرم معنادار) به مفهوم و نگاهی جدید‏تر به مطالعه ‏ی اثر هنری بپردازد، بی‌شک نیازمندِ نگاهی چون کلایوبل و محققان حوزه‏ ی فرمِ معنادار است. منتقدی که سزان را از آن جهت مورد تحسین قرار داده است که برای دستیابی به شکلِ معنا‏دار نقاشی می‏کرد (ادامز، 1390,ص 45). همانند آنچه ما در نگاره ‏های ایرانی مشاهده می‏ کنیم، و به نظر می‏ رسد تنها دورانی که نگاره‏ه ای ایرانی از معنادار بودنشان دور شده‌اند اواخر صفوی و سپس قاجار و با حضور فرنگ رفته ‏ها و از فرنگ آمده ‏ها بوده است.

اسناد تاریخی و پژوهش میدانی
مطالعه در باب اسنادِ تاریخی هنرِ ایران نیز نه تنها مسلتزم مطالعه‏ ی اسناد تاریخی است بلکه اسناد تاریخی‏‌ـ هنری و چگونگیِ تجزیه و تحلیل سبک ‏ها و دوره‏ های هنری بسیار حائز اهمیت است و خود نیز مستلزم دانش و آگاهی در شناخت سبک‏ها و هنرمندان هر عصر و یا مصاحبه‏ ی مداوم با متخصصان این امر است. اگرچه یافتن دوره‏های هنریِ صفوی کار چندان مشکلی نیست، اما عوامل تغییر سبک و نوع نگاره ‏ها در کنار شرایط تاریخی و اجتماعی موجب برخی تغییرات شده که آگاهی از آنها نیز مستلزم مصاحبه‏ های میدانی است. آنچه که نگاه هنرمند را از روایت کتاب‏ها به سمت تک ‏نگاره ‏ها سوق داده و از کتب دور کرده و به معماری ایرانی‌ــ اسلامی افزوده شده خود نیازمند مطالعات بسیار تخصصی‏ است و تنها می‏توان یکی از دلایل تغییر را برای مثال و با نظرِ کَن‏بی مطابقت داد که در ابتدای امر بیان شد.
فاطمه سیارپور همچنین در بخش اول از پژوهش چنین بیان کرده است:

یکی از ویژگی‏ های این مکتبِ جدیدتر آن است که نگارگران در نقاشی‌های خود طالب آزادی عمل بیشتر نسبت به مکاتب قبلی شدند. تا آن زمان نگارگری به کتاب‌ها محدود بود اما در این مکتب آنان به ورقه‌های نقاشی و دیوار کاخ‌ها وخانه‌های بزرگ واشرافی روی آوردند. آن‌ها از چهارچوب موضوعی نگارگری‌های قبلی نیز خروج یافتند. پس این بار دیگر موضوع نقاشی‌ها روایت کتاب‌ها نبود، بلکه داستان زندگی معمولی و روزمره مردم عادی بود. موضوعاتی مثل «شکار وشکارچیان، حیوانات مختلف، پرندگان، اژدها، سیمرغ و اژدها، فرشتگان، دراویش، چوپانان همراه با گوسفندان خود، استاد وشاگرد، جوانان در حالت‌های مختلف ایستاده و نشسته، زندگی روستایی و کشاورزی و اتفاقات مهم تاریخی» بود و... با توجه به این ویژگی‌ها، به نظر می‌رسد نگارگری مکتب اصفهان به دلیل پرداختن به زندگی روزمره و بازنمایی طبقه‌ای از مردم آن دوره می‌تواند منبع مناسبی برای بررسی بازنمایی کالبد انسانی به منظور پی‌بردن به ویژگی‌های جسمی ، پوشش و آرایش بدن باشد. (سیارپور، 93, بخش 1).

این نگاره ‏ها هیچ‌گاه صرفاً فرهنگ روزمره‏ ی انسان‏ها در عصر صفوی را نمایان نمی‏کند. بلکه جنگ، شکار، بزم که در دیوار نگاره‏ های کاخ چهلستون نقاشی شده ‏اند، نقاشی‏ های درباری است و از فضای روزمره و عمومی مردم آن دوران به دور است (این به شرطی است که نگارنده به سبک ‏ها و دوره‏ های نقاشیِ ایرانی و حضورش در میان عموم مردم آشنا باشد و همچنین اثر را بازآفرینی قلمداد نکند). از سوی دیگر نقاشی‏های حاضر در کاخ چهلستون خود به زعم مهندس آقاجانی اصفهانی و دکتر جوانی در کتاب دیوارنگاره‌های عصر صفوی خود از نظر زمانی به سه دوره قابل تقسیم است و اگر چه سیارپور از آن نام به میان آورده اما به دلیل عدم آشنایی به سبک‏ ها، آنها را در یک تقسیم‌بندی مطالعه و گاهی نیز به دوره‏ های قبلی اشاره کرده و مورد تطبیق قرار می‏ دهد. به طور مثال، سیارپور در این‌باره می نویسد: «در قرن دهم هجری، پوشاک بانوان ظاهر دیگری به خود می‏گیرد، تنبان که در قرون پیشین وجود خارجی نداشت معمول می‏گردد و پیراهن‏های پردگمه وبند، بندینک‏هار را کنار می‏زنند و از بلندی به کوتاهی می‏گرایند و چادری سفید وبزرگ (به‌عنوان روپوش همه پوشاک) سرتاپای هیکل بانوان را می‏پوشاند» (سیار پور،93, بخش4).
باید توجه داشت که در قرن دهم تفاوت‏هایی در سبک‌های نقاشی حتی در میان شاگردان رضا عباسی مشاهده شده است. همچنین سیار پور آثار مورد بررسی‌اش را در بخش شش به رضا عباسی منتصب می‏داند با وجودی اینکه در این کتاب بیان شده که تقریباً اثری یافت نشده است که به رقم و کنه رضا عباسی به امضا درآمده باشد. و بیان می ‏گردد که این آثار در کارگاه وی و تحت نظارتش توسط شاگردان به تصویر درآمده است (آقا جانی، جوانی، 1386).
سیار پور در باب نشانه ‏شناسی و نماد‏شناسی پوشاک نیزچنین بیان کرده است: «گزارش های زیادی نیز در متون صفوی سرنخ‌هایی را از جایگاه اجتماعی و تمول نابرابر در پوشاک درباریان به دست می‏دهد: مثلا تاج زربفت یا طلاکاری شده، کلاه 12 ترک نماد دوازده امام تشیع، خلعتی که شاه اسماعیل برای امیر عراق فرستاد و... » (سیار پور،93, بخش3). به نظر می ‏رسد دقت چندانی توسط نگارنده صورت نگرفته زیرا که کلاهِ دوازده تَرکی که نماد دوازده امام شیعه بیان شده به صورت دقیق توسط محققان هنر و نقاشی ایرانی در ایران و خارج از ایران مورد بررسی گرفته است. این نوع کلاه که به تاج حیدری و گاهی کلاه قزلباش معروف است به دلایل متفاوتی و بر اثر شواهد و اسناد متفاوت دوازده تَرک دارد و به جهت نشان ویژه قورچی‏ها و قوللر در جنگ استفاده شده است. با این وجود نیز محققان در مطالعه‏ای تطبیقی بر روی کلاه ‏ها و سفرنامه‏ های صفوی بر این باور هستند که اکثر کلاه‏ ها با سفرنامه ‏ها قابلیت تطبیق نداشته است (نقوی، مراثی، 1391, مطالعات تطبیقی هنر، ص1).

نتیجه
نتیجه آنکه برای این نوع پژوهش‏ مطالعاتِ میان رشته‌ای‏ می‏توان با توصیف شکل‏گرایانه و کمک از نظریه‏ ی علوم اجتماعی به معنای مورد نظر دست یافت و البته باید آگاه بود که توصیفات ساده‏ی دیداری از یک اثر هیچگاه پاسخگوی چنین مطالعاتی نیست. زیرا همانگونه که بیان شد این نوع آثار بازنمایی است و گاهاً در بعضی از ترکیب ‏بندی ‏ها و عناصرِ مورد استفاد است که، ما شاهد بازآفرینی هستیم.


مراجع
آن شپرد، ترجمه علی رامین. 1392. “مبانی فلسفه هنر.” تهران: نشر علمی فرهنگی.
اصغر جوانی، حسین آقاجانی اصفهانی. 1386. “دیوارنگاری عصر صفویه در اصفهان: کاخ چهلستون.” فرهنگستان هنر.
رویین پاکباز، 1389، نقاشی ایرانی: از دیرباز تا امروز، تهران: نشر زرین وسیمین.
شیلا کن بی، ترجمه مهد حسینی. 1390. “نقاشی ایرانی.” تهران: دانشگاه هنر تهران.
فاطمه سیار پور،کالبد انسان در نگاره ها-1 ،16/7/1393, http://anthropology.ir/node/24947
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-2 ،4/8/1393 , http://anthropology.ir/node/25318
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-3 ، 11/8/1393, http://anthropology.ir/node/25320
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-4 ، 19/8/1393 , http://anthropology.ir/node/25580
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-5 ، 25/8/1393 http://anthropology.ir/node/25582
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-6 ، 9/9/1393 http://anthropology.ir/node/25917
لوری آدامز، ترجمه علی معصومی. 1392. “روش شناس هنر.” تهران: نشر نظر.
منیره سادات نقوی، محسن مراثي. 1391، بهار و تابستان. “مطالعه تطبیقی كلاه مردان در سفرنامه ها و نگاره های دوران صفوی. اصفهان:مجله مطالعات تطبیقی هنر.

 

ادامه خواندن

پوشاک هندی (بخش دوازدهم و پایانی)


آنامیک پتک برگردان نسیم کمپانی ساری: شعری زیبا از تمامی انواع پوشاک دوخته شده و دوخته نشده که زنان هندی برتن می کنند,ساری به عنوان یکی از زیباترین این لباس ها مطرح شده است.درواقع ساری تقریبا در حدود 5:5 متر طول و 1.3 متر عرض دارد ,که به شکل آویختن,پلیسه دار کردن و پیچیدن مورد استفاده قرار می گیرد و با این روش تمامی بدن از سر تا نوک پا پوشیده میشود. در ایالات ماهاراشترا و کارناتاکا زنان ساری بر تن می کنند که درواقع نه یارد طول دارد. کلمه ساری از کلمه سانسکریت شاتی و شاتی کا گرفته شده,که در واقع برای اولین بار در کتاب پنچاتنترا ظاهر میشود (حدود قرن پنجم پس از میلاد). کتب ,متون ,سکه ها و مجسمه های بسیاری بر استمرار این پوشاک گواهی میدهند ,شاید این یکی از کهن ترین لباس های بومی باشد. زنان در دوره ودایی انتاریا(پوشاکی برای پایین تنه) و اوتاریا(پوشاک...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (49)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور سیمون، خانم کارمندی در شهرداری و 34 ساله مشکلات [بیمار] مختلفی پیدا می‌کند. او سال‌هاست که زیر فشار و اضطراب و افسردگی در زندگی‌اش قرارد دارد. همسر وی، با دردسرهای حقوقی زیادی مواجه شده بود که ظاهراً عادلانه نبودند و این موضوع خانواده آن‌ها را به شدت مقروض کرده بود، و به تازگی توانسته بودند با یک کمک بانکی از این وضع خارج شوند. اما آنها تقریباً همه‌چیز خود را از دست داده‌اند. او با احساس شرم و بی‌آنکه زیاد بر این موضوع تأکید کند به سوء استفاده جنسی پدرش از او که تصورات کودکی‌اش را «خُرد کرده» صحبت می‌کند و به «ضربه‌ایی» که تجربه کرده اشاره می‌کند. همسرش هم در این مورد وضعیت بهتری ندارد: «ما در ابتدا [ی ازدواج] مشکلاتی در روابط جنسی داشتیم. اما صبر کردیم تا مسئله حل شود. اما مشکل حل نشد. و مسائل زیادی که بعداً...
ادامه خواندن

کنسرت زنانه از نگاه یک زن


جمعه 2 آذر برای اولین بار به کنسرت خواننده زن در ایران رفتم؛کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت. قبل از رفتن به کنسرت در این حد آگاه بودم که ورود مرد ممنوع است و امکان هیچ نوع عکس‌برداری و فیلم‌برداری وجود ندارد.مهم‌تر اینکه کنسرت خواننده مردی در ساعت 2 بعدازظهر برگزار نمی‌شود و برای زن می‌شود!دیگر به چیزی فکر نکرده بودم و تصوری از یک کنسرت زنانه نداشتم، کنسرتی که هم خواننده و گروه نوازندگانش زن هستند و هم شرکت‌کنندگان و هم دست‌اندرکاران و برگزارکنندگان حاضرش (پشت صحنه را در جریان نیستم). در ورودی ابتدایی تالار دو زن بودند که بارکد بلیط‌ها را با تلفن همراه چک می‌کردند و بعد دو مرد که اجازه ورود می‌دادند. بعد از ورود به حیاط تالار دیگر از مرد خبری نبود. در ورودی سالن چند خانم بودند که تلفن‌های همراه را تحویل می‌گرفتند و شماره‌ای می‌دادند. بعد از ورود به سالن خانم‌های اجرایی جوانی...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (48)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور مارتین ( 23ساله)، از خود می‌پرسد آیا زندگی‌اش تحت تأثیر دردی که در دوره جوانی کشیده، قرار نگرفته است؟ «دوران کودکی من چندان شاد نبود. این دوران بار سنگینی را بر دوش من گذاشت. امروز هم برای من مشکل است که میان گذشته‌ام و زندگی در حال حاضرم تمایز قائل شوم. نمی‌دانم کجا هستم. فکر می‌کنم بسیاری از چیزها، روانی-جسمانی است و نمی‌دانم چرا نباید این درد را حس کنم. نمی‌دانم بالاخره آدم خودش که دردهایش را نمی‌سازد. درد همین طور در سن و سال من از آسمان بر سر کسی خراب نمی‌شود». مادر او، خانواده را ترک کرده و چهار فرزندش را با همسرش تنها گذاشته بود. حالا مادرشوهر همه چیز را بر سر او خراب می‌کرد در حالی که او در بسیاری موارد قربانی نفرت بوده و کتک می‌خورد. ریمون یک زن بیوه هفتاد ساله می‌گوید: «وقتی فکرش را می‌کنم...
ادامه خواندن

پوشاک هندی (بخش یازدهم)


آنامیک پتک برگردان نسیم کمپانی کابات باتیسی: سی و دو نوع پارچه دو کتاب در قرن 17 میلادی به نامهای، کاپادا چینتانی و کاپادا کوتوال نوشته و دو ترکیب شعری ساخته شده که در این دو کتاب نام های منسوجات و البسه ممتاز در این دوره تهیه و جمع آوری شده است. افزون براین کارها، فهرستی از منسوجات که عموما، مشهور به "کاپادا باتیسی" است، و به معنی سی دو منسوج می باشد نیز وجود دارد.این ادبیات تشریحی شاید دارای جایی برای مباهات نداشته و دارای مقام بالای ادبی نباشد، اما شکلی از گفتار معمول یا دوبیتی های ترکیب شده می باشد. این دوبیتی ها ، در زبان هندی" بیریج باسا" گفته میشوند، که اغلب در تعلیم مردم عادی بسیار مفید و غالبا مکالمه و گفتگو را نقل قول می کند. کاپادا چینتانی را ماتوداس که اهل دهکده پاهونا از منطقه میوار در ایالت راجستان بود، در ماه ویکرام سمرات...
ادامه خواندن

پوشاک هندی (بخش دهم)


آنامیک پتک برگردان نسیم کمپانی لباس عروس:دو لک روپیه داراشکوه (1615-59 )، پسر مورد علاقه شاه جهان و ممتازمحل با نادره بیگم ازدواج کرد. شرح مراسم عروسی ایشان در کتاب "پادشاه نامه" ذکرشده است،این مراسم باید در دوم ماه شعبان(هشتمین ماه از تقویم مسلمانان) از1024 (هجری قمری)یا 12 فوریه 1633 میلادی رخ داده باشد.ممتاز محل بسیار مشتاق بود که عروسی پسرش را ببیند،اما او پیش از اینکه این مسئله اتفاق بیفتد درگذشت. دختر بزرگش جهان‌آرا‌بیگم نگذاشت که سنگی برسر راه این عروسی قرار گیرد تا مطمئن شد که مراسم عروسی آنطور که مادر مرحومش خواسته بود برگزار شد. کتاب پادشاه نامه که گزارش جزییات سلطنت شاه جهان را به ما می دهد، نیز شرحی استادانه از عروسی داراشکوه ، با تمرکز براین که گرانترین عروسی در آن دوره بود، ارائه می کند. در حدود سی لک روپیه در این عروسی خرج شد، و جهان آرا به تنهایی شانزده لک را...
ادامه خواندن