ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی درد و رنج (19)

برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور   بخش 19 در نظر بیمار تشخیص یک علت برای درد نوعی بازگشت به جهان است. این برای او به معنای آن است که می‌تواند بار دیگر خود را بازسازی کند گویی سرانجام، هستی او منشأیی یافته است و از این پس می‌تواند در یک نظم زمانی قرار گرفته و ضرورتاً به سوی درمان پیش رود. پیداشدن یک «علت» برای درد آشوب درونی بیماری را از میان برود، بدان انسجام بخشیده و به بیمار امکان می‌دهد به گونه‌ای نمادین بر آن اشراف یابد. برای بسیاری از بیمارانی که به سرطان مبتلا می‌شوند پیوندی میان روایت بیماری با رفتار یا ضربه‌ای که به آن‌ها وارد آمده، نوعی گسست در هستی‌شان به وجود می‌آید؛ گسستی که ظاهراً به فرایندی دامن می‌زند که حرکتی دوگانه را برمی‌انگیزاند: بیمار در آنِ واحد هم قربانی است و هم هم‌دستی برای درد. برای نمونه به یادآوردن عادات منفی مثل سیگارکشیدن یا...
ادامه خواندن

انسان شناسی پزشکی

انسان­شناسی از روزهای آغازین مساله سلامت، بیماری، درمان و پزشکی را مورد مطالعه خود قرار داده است. اما حدود پنج دهه است که این مطالعات به شکل سازمان­یافته و تخصصی با موضوعیت پزشکی، بدن و بهداشت انجام شده و به عنوان گرایشی جدید تحت عنوان انسان­شناسی پزشکی مطرح شده است  (Sobo, 2004, Young and Rees, 2011, Alexandrakis, 2011, Barnard and Spencer, 1996). علاقه انسان­شناسی به پزشکی، بیماری، و مرگ به آغاز این رشته در دهه 1870 بازمی گردد. بیماری و درمان برای انسان شناسان قرن 19 یک حوزه با مرزهای بسته و مشخص نبود. آنها که موجود انسانی را در حال گام برداشتن بر روی یک نردبان افقی از جادو، به چندخداپرستی، تک­خداپرستی و در نهایت علم­گرایی می­دیدند، در خلال مطالعه بر روی علایق مشترک، یعنی دین، جادو و سحر به طور اتفاقی با موضوع بیماری و درمان نیز برخورد می­کردند (Young and Rees, 2011:592).  اگر به مطالعات انسانشناختی از...
ادامه خواندن

قوم‎گیاه‌شناسی؛ پیشبنه و چشم‎انداز آن در ایران

اصطلاح دانش‎قومی از ترکیب دو مفهوم قوم‎شناسی و علم نشات می‎گیرد. این اصطلاح برای رشته‎های مختلف مبتنی بر اجتماعات محلی مانند قوم‏ستاره‎شناسی، قوم‎محیط‎شناسی، قوم‎گیاه‎شناسی، قوم‎داروشناسی، قوم‎پزشکی، قوم‎جانورشناسی، قوم‎برزشناسی و سایر رشته‎های مرتبط به کار می‎رود(ِالدن و اِفندی،2016: 383). در این میان اصطلاح قوم‎گیاه‌شناسی برای اولین بار توسط جان هارشبرگر در سال 1896 برای اشاره به مطالعه کاربرد گیاهان در نزد مردم بومی در رشته گیاه‌شناسی مطرح شد. گرچه بیش از این بسیاری از گیاه‌شناسان به کاربردهای بومی گیاهان در پژوهش‎های خود توجه داشتند. برای مثال یکی از آثار اولیه کارل وان لینه که در سال 1737 تحت عنوان گیاهان لپانیکا منتشر شد، مبتنی بر ارائه مباحثی در ارتباط با شیوه‌هایی مصرف گیاهان خاص در نزد مردم لاپلندر یا مردم سامی بود (داویدسون هانت، 2000: 3). به طور تاریخی، قوم‎گیاه‎شناسی شامل گردآوری فهرستی از گیاهان یک گروه از مردم و توصیف کاربردشان است(کومز بلوز،2002: 231). بنابراین بسیاری از مطالعات اولیه چنان...
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد(18)

برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش18  بیمارانی که از دردهای سرکش رنج می‌برند این تجربه را از سر گذرانده‌اند که درون مارپیچی بی‌پایان وارد می‌شوند که در آن پرگویی پزشک در نقش یک قاضی مردد ظاهر می‌شود که باید دائماً او را نسبت به شدت درد متقاعد کرد و به هیچ عنوان نمی‌توان واقعیت درد را به صورت بدیهی نشان داد. به صورتی که اگر عوامل بیولوژیک قابل مشاهده نباشند تنها چیزی که باقی می‌ماند اعتماد پزشک به گفتار بیمار است که خود را به ضرورتی اخلاقی و حتی بالینی بدل می‌کند. در زمانی که بیمار در تعلیق به سر می‌برد و در آرزوی آن است که سرانجام معنایی برای دردی که می‌کشد بیابد و فراتر از این به انتظاری که شدیداً دارد و آن این که بیماری یا مشکلش شناسایی شده و یک واکنش درمانی سرانجام ممکن شود. در این زمان است که بیمار از خلال تشخیص بار...
ادامه خواندن

آموزش امر جنسی، بلی یا خیر؟!

سه شنبه 5 بهمن  ساعت 20:30 ، سومین قسمت از برنامه «به اضافه مستند»، با پخش و بررسی مستند «یک پیشنهاد ساده» از شبکه مستند سیما روی آنتن رفت. در این برنامه که با حضور کارگردان، یاسر عرب، و کارشناس مذهبی حجت الاسلام زائری  به بررسی وضعیت آموزش مسائل جنسی در کشور پرداخته شد. یکی از بحث­های اساسی در مستند یک پیشنهاد ساده و بحث و گفتگوی میان کارشناسان مساله آموزش جنسی به کودکان و نوجوانان بود که این مساله در نظرسنجی این برنامه نیز منعکس شد. این نوشتار کوتاه، سعی دارد تا به  زبانی ساده به واکاوی این مساله که آیا آموزش جنسی درست یا غلط است و به درستی یا نادرستی خود این پرسش بپردازد. برای این منظور لازم است چند پرسش پایه­ای­تر دیگر را پیش بکشیم. آیا جنسیت یک امر طبیعی، بیولوژیک، غریزی و ثابت است؟ آیا انسان­ها همه امور، از جمله امور بدیهی­ای همچون مرگ، خوردن،...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج(17)

  برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش 17  دردهای شورشی درد شدید ترجمان خود را در زخمی می‌یابد که بر سلول‌ها نقش می‌زند، نوعی گرفتگی، این درد کارکردی کشنده در خود دارد که هدف از آن حفاظت از فرد است هرچند که این وظیفه حفاظتی را با به رنج‌درآوردن فرد به انجام می‌رساند. این درد تا زمان درمان‌یافتن ادامه می‌یابد و عموماً همراه با بهبود بافت زخمی‌شده قابل مدیریت است. این دردی است که می‌توان آن را با قرص‌های مسکن آرام کرد، اگر یک شکستگی باشد با یک آتل بر روی محل شکستگی یا با دوره‌ای از بی‌حرکتی آرام گیرد. درد شدید در نظم چیزها جای دارد. زیرا فرض بر آن است که بیش از چند روز به طول نخواهد کشید. و در جوامع ما اشکال مناسکی متفاوتی برای چنین موقعیت‌هایی وجود دارند. افرادی که به صورت موقت درد می‌کشند از کارهای معمول خود معاف شده و اگر خطایی در...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج(16)

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش 16    تولستوی در مرگ ایوان ایلیچ دست به توصیف  ِتخریب تدریجی  ِ رابطه میان قاضی و همسرش می‌زند؛ همسری که قادر نیست اضطراب او و دردش را درک کند. و خود این قاضی هرچه بیش از پیش از این که نمی‌توانند وضعیت او را بفهمند برآشفته است و این امر سبب می‌شود که دافعه بیش‌تری نسبت به خود ایجاد کند. بدین‌ترتیب سوء‌تفاهم از هر دو طرف افزایش می‌یابد:«مشاجره‌ها میان زن و شوهر بیش‌تر و بیش‌تر شده و به سختی بسیار می‌توانند آن‌ها را از انظار دیگران بپوشانند[...]». زن که اطمینان دارد همسرش شخصیتی نفرت‌آور دارد و سبب بدبختی زندگی او شده است دغدغه سرنوشت شوم خود را دارد. و هر اندازه بر این سرنوشت بیش‌تر دل می‌سوزاند نفرت بیش‌تری نیز از همسر خود پیدا می‌کند. قاضی قادر نیست رنج خود را به زبان بیاورد.  هرکاری که می‌کند بازهم همه به...
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج ودرد (15)

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار پور  بخش 15  لیریس از تجربه «خشونت‌آمیزی» که در 5-6 سالگی داشته سخن می‌گوید. پدرومادرش به اومی‌گویند که می‌خواهند او را به سیرک ببرند اما در واقع به نزد یک جراح می برند  که لوزه های او را بدون جراحی درمی‌آورد. «من هیچ‌چیز به یاد ندارم جز حمله ناگهانی جراح که ابزارش را درون گلویم فروبرد دردی که احساس کردم و فریاد وحشتناکی که هم‌چون حیوانی که شکمش را بدرند از من بلند شد(...) این خاطره به نظرم دردناک‌ترین یادگار دوران کودکی‌ام است. نه فقط نمی‌فهمیدم چرا این درد به من تحمیل شده بلکه احساس می‌کردم که مرا گول‌زده‌اند در یک دام افتاده‌ام و قربانی یک بی‌شرمی بی‌رحمانه از طرف بزرگ‌سالان شده‌ام، از طرف کسانی که با من مهربانی کرده بودند تا سپس مرا به زیر وحشیانه‌ترین خشونت‌ها بکشند. همه بازنمایی من از زندگی بدین‌ترتیب از این ماجرا متأثر شد. جهان به...
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد (14)

   داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور درد نه تنها انسان را فرسوده می‌کند بلکه در نزد برخی افراد رفته‌رفته سبب تخریب زندگی می‌شود. این‌که بیماری تقاضا کند به عمرش خاتمه دهند (اتانازی یا خوش‌مرگی) گویای خردشدن فرد زیر بار رنجی است که به نظر می‌رسد پایانی ندارد. سرچشمه‌های معنا برای چنین فردی در آزمون درد از میان می‌روند، و تنها چیزی که باقی می‌ماند رنجی سخت است که مرگ را به تنها راه رهایی بدل می‌کند. هر دلیلی برای زندگی از بین می‌رود، و هستی به یک شکنجه طولانی تبدیل می‌شود. موقعیت فرد اغلب در اطراف وی یک خلأ ایجاد می‌کد، او خود را زیادی و بی‌فایده می‌پندارد، کسی که ارزش گفتگو با دیگران را ندارد. میل به مردن همراه با رنج و این احساس که فرد بدون هیچ راه بازگشتی درون درد اسیرشده، همراه است. اما چنین تقاضایی بنا به موقعیت‌های مختلف نیاز به ارزیابی‌های متفاوتی دارد....
ادامه خواندن

انسان شناسی رنج و درد(13)

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  درد گاه به نقطه‌ای هولناک می‌رسد، جایی که همه مرهم‌ها در برابرش ناتوانند؛ اما بازهم باید دخالت کرد بازهم ضربه ای زد، یا  چیزی را بُرید. ژیلبر  یک نگهبان جنگلی است که به شدت در یک تصادف رانندگی به وسیله یک راننده بی‌احتیاط به شدت زخمی شده است تصادفی که در آن دونفر دیگر نیز کشته می‌شوند. او در این تصادف شکستگی‌های متعددی در بدن تحمل کرده و یکی از پاهایش پیچ خورده است و این در حالی که در مزرعه کار می‌کرد. ژیلبر به شدت رنج می‌برد اما لحظه‌ای که برای او بی‌نهایت تحمل‌ناپذیر می‌نماید لحظه‌ای است که :«به من گفتند که باید برای سومین‌بار پایم را ببرند. دیگر گوشتی بر استخوان باقی‌نمانده بود و بدنم شروع به فاسدشدن کرده بود. من در آن لحظه حاضر نشدم این را بپذیرم. اما پزشکان مرا متقاعد کردند و دست آخر پذیرفتم. اما به...
ادامه خواندن