ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

معرفی کتاب «مدرنیته، پزشکی و سلامت»

به کوشش گراهام اسکمبلر و پل هیگز
ترجمۀ مهسا علاء


پیشگفتار

گراهام اسکمبلر و پُل هیگز

ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (74)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور

ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (73)



 

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور

ادامه خواندن

بخش 3 ،اتاق 5: اجتماع حسی درد در بیمارستانی در تبریز: مردمنگاری بدون حرکت


نویسنده
اصغر ایزدی جیران
استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز

ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (72)

داوید لوبروتون

برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور

ادامه خواندن

معرفی کتاب «مصائب بدن»


پدیدارشناسی مریضی، بیماری، و ناخوشی جیمز آهو و کوین آهو  ترجمۀ محمدرضا اخلاقی منش سرآغاز این پروژه محصول گفتگوهای پراکنده‌ای هستند که طی گذر سال‌ها بین نویسندگان، پدر و پسر، زیر آسمان پرستارۀ کوهستان‌های آیداهو یا قدم زدن در برف‌های تازۀ آن، انجام ‌شدند. آنچه در بدو امر الهام‌بخش گفتگوهای‌ ما می‌شد این اعتقاد بود که فناوری ابزارگرای مدرنتیه تهدید و هراسی عمیق را در خود می‌پروراند، و این گفتگوها احتمالاً به خاطر تضاد هراس‌انگیز این فناوری با طبیعت وحشی کوه‌های راکی اهمیت بیشتری پیدا می‌کردند. در ابتدا شاید نتوان گفت که این خطر دقیقاً از چه نوعی است. اما نمودهای آن همه جا مشهود است، و از همه آشکارتر و مهم‌تر می‌توان از ساختمان‌ها و جاده‌هایی یاد کرد که با نوعی گریزناپذیری تراژیک در کوهستان‌ها پیش‌روی می‌کنند و فرصت‌های خلوت‌گزینی و ماجراجویی را به مخاطره می‌اندازند. کمی آن سوتر، این تهدید در سلاح‌های کشتار جمعی و اردوگاه‌های صنعتی مرگ،...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «بیماری و فرهنگ»


   پیمان متین پيش‌گفتار امروزه بيش از هر زمان ديگر شاهد كشيده‌شدن مباحث فرهنگي در حوزه‌هاي علمي هستيم زيرا، انديشه‌هاي انتقادي پسامدرنيسم تلاش كرده‌اند قدرت عقلانيت محض را كه بر بنيادهاي تجربه‌گرايانه و اصول انديشه‌هاي عينيت‌گرا استوار است به چالش بكشند و آن را راه حل نهايي و كافي براي مشكلات بشر ندانند. بنابراين، برخي از مباحث همچون فرهنگ كه در دوران مدرنيسم از حوزة علوم محض دور شده بودند، دوباره در حال ورود به نظام‌هاي علمي هستند. نظام پزشكي و سلامت مدرن از اين قاعده مستثني نيست و حتي گشودن انديشه‌هاي فرهنگي در بحث سلامت و بهداشت و پزشكي مدرن بيش از مقوله‌هاي ديگر ضرورت يافته است. جهان مدرن رويكردها و فلسفة پزشكي را تغيير داد و نظام‌ها و بنيادهاي تازه‌اي براي آن پايه‌ريزي كرد. اين تغيير، هرچند كارايي كمي و كيفي بسيار قابل توجهي داشته و يكي از شاخصه‌هاي تفاوت عصر مدرنيسم و تكنولوژي با دوران كلاسيك و...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (66)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور نیکلا می‌گوید: «بعد از دوازده ساعت دویدن، ران‌های آدم کاملا می‌گیرد و پاها ورم می‌کنند. می‌سوزنند. همه جای بدن می‌سوزد و هر گامی مثل بمبی است که در یکی از پاها منفجر شود. هربار که پا را بر زمین می‌گذاری احساس سنگینی می‌کنی، و من به فکر یک بمب اتمی کوچک می‌افتم که با هر یک از قدم‌هایم در یکی از پاهایم منفجر می‌شود[...] سعی می‌کنم پایم را خیلی بالا نبرم که منقبض نشود. چون در این ورزش‌ها اگر پایت بگیرد، مثل آن است که یک ضربه چاقو بخوری[...] من هم برای خودم یک رمز و رازی دارم که در مواقع درد شدید به کار می‌برم، و در خودم درونی‌اش کرده‌ام. سعی می‌کنم در خودم احساس خلاء به وجود بیاورم، پیش می‌روم، ادامه می‌دهم، خودم را بر افکارم متمرکز می‌کنم، و وقتی به مقصود برسم، به آرامی در رده‌بندی بالا رفته‌ام، و...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (62)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی جان سالم به در بردن از شکنجه نوعی احساس مدیون بودن (و گناه) در فرد ایجاد می‌کند که به سختی می‌تواند از آن رهایی بیابد، همیشه این پرسش مطرح است که چرا من زنده‌ام، در حالی که بسیاری از دوستانم کشته شده‌اند؟ بنسایاگ می‌گوید: «به همین دلیل است کسانی که توانسته باشند از میان چرخ و دنده‌های این ماشین خُرد‌کننده زنده بیرون بیایند، بعدها، بسیار بیشتر از مرگ دوستانشان رنج می برند که در لحظه بیرون آمدن از زندان. در آن زمان، آن‌ها با زخمی روبرو هستند که شاید بتوان گفت کوتاه مدت است، نوعی احساس مدیون بودن که روزی، مثل روزهای دیگر، وقتی افسری می‌آید و اسم ما را از روی یک فهرست می‌خواند داریم. اما امروز وقتی دیگر در امنیت هستیم، این گونه زخم‌ها دوباره سر باز می‌کنند و دیگر هرگز بسته نمی‌شوند». بازماندگان بزحمت می‌توانند فکر کرده یا بر کارهایشان تمرکز کنند،...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (61)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی مرگ نیز می‌تواند به گونه‌ای رهایی تعبیر شود که دارای معنای ارزشمندی است، برای نمونه در نزد ی. بولی که می‌پذیرد قربانی شود تا مبادا زیر شکنجه در هم‌شکسته و دوستان خود را افشا کند. او در نوشته‌هایش در چندین صفحه تحمل‌ناپذیر تشریح می‌کند (56 و بعدی) که چگونه تلاش می‌کرد به محض آنکه نگهبانان دقت کمتری داشتند خودکشی کند. او بارها مچ دستان خودش را با یک تیغ بریده بود، خونریزی شروع شده و او خود را آماده مردن کرده بود اما خون بند آمده بود. در دفعات بعد عمیق‌تر مچ‌هایش را بریده بود اما دستانش هرچه بیشتر مقاوم می‌شدند. سپس تلاش کرده بود که رگ گردنش را بزند. « خواننده ممکن است فکر کند من دیگر دیوانه شده بودم. در حالی که چنین نبود : می‌توانم با اطمینان بگویم که هرگز کنترل خود را بر اعضایم از دست ندادم و هر حرکتی که...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (59)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی مارچلو و مارن وینار، از آنچه بر سر [دوستشان] پپه، آمده حکایت کرده‌اند: او در زمانی طولانی شکنجه شده بود، به او گرسنگی و تشنگی داده بودند و ناچارش کرده‌‌ بودند مدت‌ها سرپا بایستاد. اما پس از دو هفته، وقتی تمام کالبدش از زخم و درد پوشیده شده، او احساس می‌کند که بدنش در حال جداشدن از اوست. در تاریکی سلول زندانش، ناگهان به شکلی کاملا واقع‌نمایانه، تصویر دوستان قدیمی‌‌اش را می‌بیند که به او نزدیک می‌شوند و او را تشویق می‌کنند که مقاومت کند؛ آن‌ها هر روز به دیارش می‌آیند و از او خبر می‌گیرند و به او دلداری می‌دهند. «پپه، با حضور وهم‌آمیز دوستانش [...] به فضایی بازی‌گونه دست می‌یابد که وحشت شکنجه شدن را در او به احساس مبارزه‌ای تبدیل می‌کند که سبب می‌شود بتواند در برابر فنون پیشرفته شکنجه‌گرانش، شکست‌ناپذیر شود (وینار، 1989، 63). در چنین موقعیت حادی، وحشت و هراس...
ادامه خواندن

درباره جمال‌الدین مستقيمى: از این تخته بند تن!


    دکتر جمال‌الدین مستقيمى را «پدر آناتومى ايران» می‌دانند. او طى چند دهه فعاليت علمى، خدمات ارزنده‌ای در حوزه بسط و گسترش دانش آناتومى در ايران كرده و یافته‌های علمى او ابعاد جهانى نيز يافته است… - پدر آناتومى ايران ـ متولد ۱۲۹۴ شيراز - درگذشت ۶ آذرماه ۱۳۸۴ مشهد -اولین دستیار آزمایشگاهی علم آناتومی در ایران ـ پايان تحصيلات متوسطه در شيراز ـ عزيمت به تهران و تحصيل در دانشكده پزشكى ـ حضور در کلاس درس تشريح پروفسور بلر و دستيارى او ـ فارغ‌التحصیل اولين گروه دانشكده پزشكى تهران ۱۳۱۷ ـ تأسيس مدرسه عالى بهداشت مشهد و تأسيس دومين سالن تشريح ايران ۱۳۱۹ ـ رياست بهدارى كاشمر ـ تدريس در دانشكده علوم پزشكى مشهد و مدیر گروه تشريح ۱۳۲۸ تا ۱۳۵۲ ـ ارتقا به درجه استادى دانشگاه ۱۳۳۶ ـ تأسيس ۷سالن تشريح در شهرهاى ايران تا قبل از بازنشستگى ـ بازنشستگى ۱۳۵۲ ـ تدريس در دانشگاه تهران، دانشگاه...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (57)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور شکنجه پیش از هرچیز، هراس هولناکی است از قرار گرفتن زیر سلطه یک بی‌رحمی، بدون آنکه کم‌ترین کنترلی از بیرون وجود داشته باشد. تفاوت ِ هستی‌شناختی میان شکنجه‌گر و قربانی‌اش مطلق است؛ میان درد یکی، که به عاملی در سیراب کردن ِ [عطش] قدرت دیگری تبدیل می‌شود. شکنجه‌گر هیچ دردی احساس نمی‌کند و از این اختیار برخوردار است که با سرگرمی، درد را تا بی‌نهایت بر بدن دیگری بی‌دفاع تحمیل کند. او ارباب آسوده زمان است. و قربانی، آتشی از درد و رنج ِ نومیدی که شعله می‌کشد و او ناچار به تحملش است. و افزون بر خشونت‌های فیزیکی و اخلاقی که بر قربانی وارد می‌شود باید به گرسنگی، تشنگی، در‌هم ‌آمیزی‌های شرم‌آور [با محیط]، انباشتگی زباله‌ها، تحقیرها، کم‌خوابی، کثافت، قول دادن‌های ساختگی، حرف‌های ضدو‌نقیض، تهدید‌ها علیه خانواده‌اش،... روبرو شود: « فضایی از احتضاری پایان‌ناپذیر، فضایی که درون آن، سوژه خود را...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (56)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور 4- درد و شکنجه: در ‌هم شکستن «خود» «ما تمام دردهایی که شاید یک جلاد بتواند برهرنقطه از بدنمان برانگیزد، به خیال آورده وسپس با قلبی اندوه‌بار‌، آن‌ها را پشت سر گذاشته و پذیرفته‌ایم.» رُنه شار برگرفته از «خواب مصنوعی» برانگیختن درد شکنجه یعنی اِعمال یک خشونت ِ مطلق بر دیگری؛ یک دیگری که از هرگونه قدرتی برای دفاع از خود محروم و کاملا در کف اختیار جلاد خود قرار گرفته. از این زاویه، شکنجه را باید سر‌گونه‌ای (سرنمونه‌ای) از قدرت بر یک جامعه یا بر یک شخص به شمار آورد یعنی «مستقیم‌ترین و بلافصل‌ترین شکل سلطه انسان بر انسان، یا همان جوهره اصلی ِ امر ِ سیاسی» ( ویدال ناکه، 1972، 13). شکنجه در پی فشار وارد آوردن بر قربانی خود با درد است، آن هم با شدتی روش‌مند که تنها مرزهای آن، جنون یا مرگ است. شکنجه، اشتغالی تمام وقت...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (55)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور آنچه در روانکاوی مازوخیسم (خودآزارگرایی) نامیده می‌شود، رفتاری نسبتاً رایج است، گرایشی ناخودآگاهانه به قراردادن خود در موقعیت رنج کشیدن بدون آنکه کوششی برای خروج از واقعاً از خود نشان داد، گونه‌ای قراردادن خود در بن‌بست بی‌آنکه آن را خواست اما بی‌آنکه کاری برای مقابله با مشکلات خویش انجام داد. یک فرد مازوخیست یا خودآزار اخلاقی ناخوادآگاهانه خویشتن را در سرنوشتی قرار می‌دهد. او می‌خواهد خودش را برای «موقعیت‌ها»یی که داشته تنبیه کند، او همه زندگی خودش را صرف شکوه و ناله از وضعیت‌هایی می‌کند که قابل توجیه نیستند. او به خودش اجازه نمی‌دهد از موقعیت‌ها یا از خوشبختی‌اش لذت ببرد. برای مثال رئیس یک بنگاه اقتصادی که ناگهان پس از درگذشت پدرش که زیر سایه او زندگی می‌کرد، همه مسئولیت‌ها برگردنش می‌افتد. این فرد تقریباً بلافاصله به دردهای کمری دچار می‌شود که زندگی‌اش را به قول خودش به یک «جهنم» تبدیل...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (54)


انسان‌شناسی درد و رنج (54) برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور وقتی از بیماران دارای کمردرد مزمن درباره وضعیت و سرگذشتشان سئوال می‌کنیم، به تفصیل به شرح حادثه خود می‌پردازند، اما بسیار و ناگهان با نوعی حس عاطفی عمیق و با حرکت از نکته‌های به ظاهر جزئی که دریچه‌ها را [باز می‌کند] یک داستان دیگر را نقل می‌کنند؛ داستان یک ضربه دیگر را در آغاز زندگی‌شان (بورلو، 2004، 109).برخی از این بیماران از دردهای خود برای خویش یک مشغولیت تمام می‌سازند. درد همه حرف‌های آنها، فعالیت‌ها و زمانشان را پُر می‌کند. زندگی بر محور این درد به دلیل وجودی آنها بدل می‌شود. «این افراد ممکن بود در زمان خودشان پانچیست مترو، وکیل، تاجر، مانکن یا مستخدم بشوند؛ اما از روزی که [با این حادثه] زندگی آنها فرو می‌پاشد یا دیگر نمی‌تواند به صورت سابق باشد، تنها بدل به آدم‌ها «رنجور» می‌شوند (مزاس، 1986، 17). درد درون خود نمی‌ماند، بلکه همه...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (53)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور فروید این پرسش را مطرح می‌کند که چرا برخی از بیماران نسبت به «درمان» مقاومت می‌کنند و برغم کوشش‌های درمانگران خود، نشانگان بیماری را در خود تقویت می‌کنند. «هرگونه پیشرفت جزیی که ممکن بوده یا واقعا در نزد بیماران دیگر به بهترشدن وضعیت آنها یا از میان رفتن نشانه‌های بیماری منجر شده، در مورد این بیماران به جای بهبود درد، به وخیم شدن وضعیت‌شان در درمان رسیده است» (فروید، 1973، 222). این بیماران چنان به نشانگان دردمند بیماری‌شان چسپیده‌اند که یک غریق به جلیقه نجاتش می‌چسبد زیرا برای آنها این درد بهایی است که باید برای تداوم یافتن هستی خود و گره‌گشایی از تلاش‌های درونی خود بپردازند، گره‌ها و تنش‌هایی که به آن آگاهی ندارند. فروید درباره این بیماران از نوعی «احساس عذاب وجدان [سخن می‌گوید] که پاسخ خود را در بیماری می‌یابد و نمی‌خواهد از این مجازات [درد] دل بکند، زیرا...
ادامه خواندن

بررسی اتنوگرافی مطالعات علم و فناوری (بخش دوم)


با نگاهی به کتاب سفرهای دوقطبی نوشته امیلی مارتین سعید اسلامی راد / ریحانه مطلبی مطالعات اتنوگرافیک در علم: امیلی مارتین نوشتارهای اتنوگرافیک همیشه از نوعی علاقه شخصی به مطالعه یک میدان آغاز می‌شود. هر پژوهشگری بنابر حوزه مطالعاتی خود و آشنایی و نزدیکی با یک اجتماع مشخص است که دست به پژوهش می‌زند. آشنا بودن با یک اجتماع علاوه بر شناخت درونی‌تر و عمیق‌تری که از میدان به دست می‌دهد به دلیل نزدیکی محقق با افراد درون میدان، نوعی از مشروعیت بخشی را هم به محقق به‌عنوان کسی که این توانایی را دارد تا از زبان ای این فرهنگ سخن بگوید می‌دهد و هم این امکان را موجب می‌شود تا از دید افراد مورد مطالعه شخص به دلیل نزدیکی با آنان راحت‌تر پذیرفته شود و در یک هم مشارکت گروهی فرایند پژوهش شکل بگیرد. در این میان نوشتار خودمردم‌نگارانه روشی است که این شکل از حضور در میدان را...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (52)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور معنای عمیق درد از خلال پیچاپیچ‌ها و ابهام‌هایی می‌گذرد که خود رابطه فرد با جهان را تعیین می‌کنند. بخشی از وجود فرد به شدت در تمنای درمان است در حالی که بخشی دیگر از وجود او به درد وابسته است ولو آنکه او را به ستوه آورده باشد و این امر تا زمانی که راه سومی یافته نشود ادامه می‌یابد. بیمار که به نوعی از هم گسیخته است، در همان حال که مایل است از درد رهایی بیابد، اما ناخواسته در برابر این رهایی مقاومت می‌کند. ث.رابتو (1986) موضوع را در این جمله از زبان بیمار خلاصه می‌کند: «به من کمک کنید از این درد که آزارم می‌دهد خلاصم کنید، اما بگذارید برایم بماند که احساس بودن کنم». [گاه] وقتی پزشک به بیماران رضایت خود را از پیشرفت مداوای آنها اعلام می‌کند، برخی از آنها نگران و پریشان می‌شوند. گاه نیز آنها...
ادامه خواندن

سردرگمي بين آسيب شناسي و هستي شناختي


تبديل تجربه انساني به امور پزشکي نوشته جرار پوميه * * روانپزشک، روانکاو، استاد بازنشسته و مدير تحقيقات دانشگاه پاريس ٧. از جمله نويسنده چگونه علوم اعصاب روانکاوي را اثبات مي کند: Flammarion, coll. « Champs Essais », ٢٠١٠, et de Féminin, révolution sans fin, Pauvert, Paris, ٢٠١٦ يک بد خلقي، لحظه هاي غم واندوه يا تنش، آيا هميشه نشانه بيماري است؟ روانپزشکي اروپائي دير گاهي است که توانسته گرانش(اهميت) اين پديده را ارز يابي کرده و نسخه مناسب داروئي و درمان از طريق روانکاوي را بيابد. بر عکس شرکتهاي دارو سازي، تحت پوشش علم, کوشش مي کنند مشکلات طبيعي را به آسيب شناسي هائي تبديل کنند که براي ان راه حل ارائه مي دهند. در مواجهه با واقعيت « درد ورنج رواني» - يکي از مهم ترين آسيب هاي مدرن-، از چند دهه اخير، تجهيزات تشخيصي تازه وبي سابقه اي راه اندازي شده که هدفشان کسب در آمد از...
ادامه خواندن