ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی درد و رنج (57)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور شکنجه پیش از هرچیز، هراس هولناکی است از قرار گرفتن زیر سلطه یک بی‌رحمی، بدون آنکه کم‌ترین کنترلی از بیرون وجود داشته باشد. تفاوت ِ هستی‌شناختی میان شکنجه‌گر و قربانی‌اش مطلق است؛ میان درد یکی، که به عاملی در سیراب کردن ِ [عطش] قدرت دیگری تبدیل می‌شود. شکنجه‌گر هیچ دردی احساس نمی‌کند و از این اختیار برخوردار است که با سرگرمی، درد را تا بی‌نهایت بر بدن دیگری بی‌دفاع تحمیل کند. او ارباب آسوده زمان است. و قربانی، آتشی از درد و رنج ِ نومیدی که شعله می‌کشد و او ناچار به تحملش است. و افزون بر خشونت‌های فیزیکی و اخلاقی که بر قربانی وارد می‌شود باید به گرسنگی، تشنگی، در‌هم ‌آمیزی‌های شرم‌آور [با محیط]، انباشتگی زباله‌ها، تحقیرها، کم‌خوابی، کثافت، قول دادن‌های ساختگی، حرف‌های ضدو‌نقیض، تهدید‌ها علیه خانواده‌اش،... روبرو شود: « فضایی از احتضاری پایان‌ناپذیر، فضایی که درون آن، سوژه خود را...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (56)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور 4- درد و شکنجه: در ‌هم شکستن «خود» «ما تمام دردهایی که شاید یک جلاد بتواند برهرنقطه از بدنمان برانگیزد، به خیال آورده وسپس با قلبی اندوه‌بار‌، آن‌ها را پشت سر گذاشته و پذیرفته‌ایم.» رُنه شار برگرفته از «خواب مصنوعی» برانگیختن درد شکنجه یعنی اِعمال یک خشونت ِ مطلق بر دیگری؛ یک دیگری که از هرگونه قدرتی برای دفاع از خود محروم و کاملا در کف اختیار جلاد خود قرار گرفته. از این زاویه، شکنجه را باید سر‌گونه‌ای (سرنمونه‌ای) از قدرت بر یک جامعه یا بر یک شخص به شمار آورد یعنی «مستقیم‌ترین و بلافصل‌ترین شکل سلطه انسان بر انسان، یا همان جوهره اصلی ِ امر ِ سیاسی» ( ویدال ناکه، 1972، 13). شکنجه در پی فشار وارد آوردن بر قربانی خود با درد است، آن هم با شدتی روش‌مند که تنها مرزهای آن، جنون یا مرگ است. شکنجه، اشتغالی تمام وقت...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (55)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور آنچه در روانکاوی مازوخیسم (خودآزارگرایی) نامیده می‌شود، رفتاری نسبتاً رایج است، گرایشی ناخودآگاهانه به قراردادن خود در موقعیت رنج کشیدن بدون آنکه کوششی برای خروج از واقعاً از خود نشان داد، گونه‌ای قراردادن خود در بن‌بست بی‌آنکه آن را خواست اما بی‌آنکه کاری برای مقابله با مشکلات خویش انجام داد. یک فرد مازوخیست یا خودآزار اخلاقی ناخوادآگاهانه خویشتن را در سرنوشتی قرار می‌دهد. او می‌خواهد خودش را برای «موقعیت‌ها»یی که داشته تنبیه کند، او همه زندگی خودش را صرف شکوه و ناله از وضعیت‌هایی می‌کند که قابل توجیه نیستند. او به خودش اجازه نمی‌دهد از موقعیت‌ها یا از خوشبختی‌اش لذت ببرد. برای مثال رئیس یک بنگاه اقتصادی که ناگهان پس از درگذشت پدرش که زیر سایه او زندگی می‌کرد، همه مسئولیت‌ها برگردنش می‌افتد. این فرد تقریباً بلافاصله به دردهای کمری دچار می‌شود که زندگی‌اش را به قول خودش به یک «جهنم» تبدیل...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (54)


انسان‌شناسی درد و رنج (54) برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور وقتی از بیماران دارای کمردرد مزمن درباره وضعیت و سرگذشتشان سئوال می‌کنیم، به تفصیل به شرح حادثه خود می‌پردازند، اما بسیار و ناگهان با نوعی حس عاطفی عمیق و با حرکت از نکته‌های به ظاهر جزئی که دریچه‌ها را [باز می‌کند] یک داستان دیگر را نقل می‌کنند؛ داستان یک ضربه دیگر را در آغاز زندگی‌شان (بورلو، 2004، 109).برخی از این بیماران از دردهای خود برای خویش یک مشغولیت تمام می‌سازند. درد همه حرف‌های آنها، فعالیت‌ها و زمانشان را پُر می‌کند. زندگی بر محور این درد به دلیل وجودی آنها بدل می‌شود. «این افراد ممکن بود در زمان خودشان پانچیست مترو، وکیل، تاجر، مانکن یا مستخدم بشوند؛ اما از روزی که [با این حادثه] زندگی آنها فرو می‌پاشد یا دیگر نمی‌تواند به صورت سابق باشد، تنها بدل به آدم‌ها «رنجور» می‌شوند (مزاس، 1986، 17). درد درون خود نمی‌ماند، بلکه همه...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (53)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور فروید این پرسش را مطرح می‌کند که چرا برخی از بیماران نسبت به «درمان» مقاومت می‌کنند و برغم کوشش‌های درمانگران خود، نشانگان بیماری را در خود تقویت می‌کنند. «هرگونه پیشرفت جزیی که ممکن بوده یا واقعا در نزد بیماران دیگر به بهترشدن وضعیت آنها یا از میان رفتن نشانه‌های بیماری منجر شده، در مورد این بیماران به جای بهبود درد، به وخیم شدن وضعیت‌شان در درمان رسیده است» (فروید، 1973، 222). این بیماران چنان به نشانگان دردمند بیماری‌شان چسپیده‌اند که یک غریق به جلیقه نجاتش می‌چسبد زیرا برای آنها این درد بهایی است که باید برای تداوم یافتن هستی خود و گره‌گشایی از تلاش‌های درونی خود بپردازند، گره‌ها و تنش‌هایی که به آن آگاهی ندارند. فروید درباره این بیماران از نوعی «احساس عذاب وجدان [سخن می‌گوید] که پاسخ خود را در بیماری می‌یابد و نمی‌خواهد از این مجازات [درد] دل بکند، زیرا...
ادامه خواندن

بررسی اتنوگرافی مطالعات علم و فناوری (بخش دوم)


با نگاهی به کتاب سفرهای دوقطبی نوشته امیلی مارتین سعید اسلامی راد / ریحانه مطلبی مطالعات اتنوگرافیک در علم: امیلی مارتین نوشتارهای اتنوگرافیک همیشه از نوعی علاقه شخصی به مطالعه یک میدان آغاز می‌شود. هر پژوهشگری بنابر حوزه مطالعاتی خود و آشنایی و نزدیکی با یک اجتماع مشخص است که دست به پژوهش می‌زند. آشنا بودن با یک اجتماع علاوه بر شناخت درونی‌تر و عمیق‌تری که از میدان به دست می‌دهد به دلیل نزدیکی محقق با افراد درون میدان، نوعی از مشروعیت بخشی را هم به محقق به‌عنوان کسی که این توانایی را دارد تا از زبان ای این فرهنگ سخن بگوید می‌دهد و هم این امکان را موجب می‌شود تا از دید افراد مورد مطالعه شخص به دلیل نزدیکی با آنان راحت‌تر پذیرفته شود و در یک هم مشارکت گروهی فرایند پژوهش شکل بگیرد. در این میان نوشتار خودمردم‌نگارانه روشی است که این شکل از حضور در میدان را...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (52)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور معنای عمیق درد از خلال پیچاپیچ‌ها و ابهام‌هایی می‌گذرد که خود رابطه فرد با جهان را تعیین می‌کنند. بخشی از وجود فرد به شدت در تمنای درمان است در حالی که بخشی دیگر از وجود او به درد وابسته است ولو آنکه او را به ستوه آورده باشد و این امر تا زمانی که راه سومی یافته نشود ادامه می‌یابد. بیمار که به نوعی از هم گسیخته است، در همان حال که مایل است از درد رهایی بیابد، اما ناخواسته در برابر این رهایی مقاومت می‌کند. ث.رابتو (1986) موضوع را در این جمله از زبان بیمار خلاصه می‌کند: «به من کمک کنید از این درد که آزارم می‌دهد خلاصم کنید، اما بگذارید برایم بماند که احساس بودن کنم». [گاه] وقتی پزشک به بیماران رضایت خود را از پیشرفت مداوای آنها اعلام می‌کند، برخی از آنها نگران و پریشان می‌شوند. گاه نیز آنها...
ادامه خواندن

سردرگمي بين آسيب شناسي و هستي شناختي


تبديل تجربه انساني به امور پزشکي نوشته جرار پوميه * * روانپزشک، روانکاو، استاد بازنشسته و مدير تحقيقات دانشگاه پاريس ٧. از جمله نويسنده چگونه علوم اعصاب روانکاوي را اثبات مي کند: Flammarion, coll. « Champs Essais », ٢٠١٠, et de Féminin, révolution sans fin, Pauvert, Paris, ٢٠١٦ يک بد خلقي، لحظه هاي غم واندوه يا تنش، آيا هميشه نشانه بيماري است؟ روانپزشکي اروپائي دير گاهي است که توانسته گرانش(اهميت) اين پديده را ارز يابي کرده و نسخه مناسب داروئي و درمان از طريق روانکاوي را بيابد. بر عکس شرکتهاي دارو سازي، تحت پوشش علم, کوشش مي کنند مشکلات طبيعي را به آسيب شناسي هائي تبديل کنند که براي ان راه حل ارائه مي دهند. در مواجهه با واقعيت « درد ورنج رواني» - يکي از مهم ترين آسيب هاي مدرن-، از چند دهه اخير، تجهيزات تشخيصي تازه وبي سابقه اي راه اندازي شده که هدفشان کسب در آمد از...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (51)


  داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور درد درد گاه نشان دهنده تداوم یک پیوند است، حافظه‌ای که زخم خود را بر بدن وارد کرده ولو آنکه فرد شرایط پدیدار شدنش را از یاد برده باشد. درد با رویدادی مهم و حتی ضربه‌ای سخت تغذیه می‌شود، رویدادی که مرزهای قابلیت نمادین بدن را پشت سر گذاشته باشند و در کالبد فرد چون تکه چوبی که در پوست گیر کرده و دائم درد ایجاد کند. چنین زخمی مرتب بقایای دردهای قدیمی را به یاد می‌آورد، به قول فروید [آن‌ها را احیا می‌کند] که درباره هیستری‌ها می‌گفت، ردپای زنده‌ای هستند از حادثه‌ای که پایان نمی‌یابد. پناه بردن ناخودآگاه به دردی که زندگی انسان را تباه می کند راه گریزی است برای فرار از یک دوره‌ هراسناک از تاریخ زندگی خود یا از دوره‌ای بلند که زخمی التیام ناپذیر بروجود او زده است. و در همین حال درد، بدون آن‌که فرد...
ادامه خواندن

برگزاری نشست 150 یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ: ژنتیک و فرهنگ


    انسان شناسی و فرهنگ به اطلاع علاقه مندان می رساند که هفتین نشست از دوره ششم سلسله نشست های یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ (نشست 150) را با موضوع «ژنتیک و فرهنگ» برگزار می کند. در این نشست آقای دکتر رضا عمانی سامانی (پزشک و مدیر گروه اپیدمیولوژی و سلامت باروری پژوهشگاه رویان) درباره «ورود پزشکی به ژنوم انسانی و دست ورزی های ژنتیکی» و خانم دکتر زهره انواری (عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران) درباره « مسائل اخلاقی مداخلات ژنتیکی» سخنرانی خواهند کرد. زمان نشست : یکشنبه 11 آذر 97 ساعت 16 تا 19 مکان نشست: خیابان ولیعصر، نرسیده به میدان ولیعصر، خیابان دمشق، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات  
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (48)


داوید لوبروتون / برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور بعد نمادین بدن، اینکه بدن معنایی را در خود متبلور می‌کند که به یک تاریخ شخصی پیوند خورده است ،گاه سبب می‌شود که فرد در مسیر زندگی خود، یک درد را از هیچ برای خود بسازد یا معنایی مشخص را در آن تقویت کند. بدن در اینجا نه در موقعیتی روانی- جسمانی، بلکه در موقعیتی جسمانی- معنایی قرار می‌گیرد و از خود در برابر تهدیدهایی بسیار هولناک‌تر محافظت می‌کند. درد حتی زمانی که به یک زندگی فروپاشیده و رنج پیوند خورده است ،گاه بدون آنکه فرد آگاه باشد به او کمک می‌کند رابطه‌ای با جهان را حفظ کند. ترجمان درد شکلی متناقض‌نما از مقاومت است که به شکلی از تنازع بقا تبدیل می‌شود(بروتون، 2007). درد، به فرد آسیب می‌زند اما با این کار آسیب به او را در جایی دیگر کاهش می‌دهد. درد مانع آن می‌شود که بدترین‌ها از راه برسند....
ادامه خواندن

بررسی بهداشت روان در گفتگو با دکتر احمد محیط


دکتر احمد محیط، روانپزشک، را بسیاری که دغدغه کار سیستماتیک برای سامان دادن به بهداشت روانی دارند یا با مدیران ایرانی سازمان جهانی بهداشت آشنا هستند، می‌شناسند. او که در سال 1322 در کرمان به دنیا آمده و در سال 1340 وارد دانشکده پزشکی تهران شده، از معدود مدیران ایرانی سازمان بهداشت جهانی در سال های اخیر است و در دوران تصدی مسئولیت‌های خود در این سازمان خوش درخشیده است. او در سال 1347 درجه دکترای پزشکی خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد. او در سال 1351 برای اخذ تخصص به امریکا رفت و تخصص خود را در رشته روانپزشکی از دانشگاه تمپل دریافت کرد. آنگاه در سال 1357پس از دریافت فوق تخصص رفتار درمانی و یک سال کار در دانشگاه تمپل به ایران بازگشت. در دهه 1360 همزمان رئیس انستیتو روانپزشکی تهران و مدیر گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود و در این موقعیت به ادغام بهداشت...
ادامه خواندن

چاقی؛ جنگ میان بدن ما و در دسترس بودن مواد غذایی در جامعه مدرن


  روایت 1: «از زمانی که یادم می آید خاله ام در پی این بود که خودش را به وزن ایده آلش برساند، در نتیجه روش های متعددی مانند؛ انواع رژیم های غذایی، عمل جراحی( گرفتن توده های چربی، یا جراحی معده)، ورزش کردن، داروهای لاغری و ... را امتحان کرد. با این وجود نتوانست از شر اضافه وزنی که دچارش شده بود خلاصی پیدا کند. الان، او در سنین نزدیک به کهنسالی بوده و هنوز وزن زیاد گریبان گیرش است. این وضعیت تنها چیزی که عایدش کرده، ناامیدی ست. درنتیجه پیش خود تکرار می کند که دیگر هیچ چیز اهمیتی ندارد و به کار خودش در خوردن روزمره ادامه می دهد. از مادرم پرسیدم که خاله از چه زمانی اینگونه شده؟ او جواب داد از بچگی خوردن را دوست داشته و نمی توانستیم جلوی خوردنش را بگیریم.» او با اینکه سعی می کند خودش را مقصر نشان دهد اما...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (46)


  داوید لوبروتون برگردان ناصرفکوهی و فاطمه سیارپور سازگاری کالبدی [با درد] که فروید به آن اشاره می کند، پی‌آمد قدرت نمادینی است که به موقعیت کالبدی تعیّن می‌بخشد. کالبدی شدن اغلب نوعی معنا‌یافتن است (لوبروتون، 2008 الف) که خود گویای قابلیت نفوذ دوجانبه میان کالبد و معناست. انسان گاه ناخود‌آگاه دست به مبالغه در دردهایش می‌زند، دردهایی که بدون آن‌ها زندگی کردن برایش ناممکن است: برای نمونه وقتی می‌خواهد یک زخم قدیمی دوران کودکی یا هر دوره دیگری را التیام ببخشد یا جایگاه خود را در یک نظام از روابط را حفظ کند، اغلب گرایش به آن دارد که درباره دردهایش اغراق کند. این دردها برای او نوعی پیوند با جامعه به شمار می‌آیند، ولو آنکه همراه با تلاش بسیار برای رسیدن به التیام باشند. یک رنج مبهم و فراموش شده بدین ترتیب برای به بیان درآمدن مشروعیت می‌یابد و از این راه به زندگی سازمان داده و نوعی...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (44)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور ث. درونزیه از پایان زندگی دیدیه در بخش همراهی با بیماران در آستانه مرگ، روایت می‌کند. دیدیه مبتلا به یک بیماری پوستی وحشتناک است (میکوس فونگویید) تمام بدنش از جوش‌های زخمی و چرکی پرشده است. برغم استفاده از داروهای ضد درد قوی، پانسمان او بسیار طولانی و بسیار دردناک است. دیدیه، باستان‌شناس بوده و در ماموریت های حفاری به یادماندندنی زیادی شرکت داشته است. یکبار هنگام هیپنوتیسم (خواب مصنوعی)، درمانگر از خاطرات او در میدان حفاری استفاده می‌کند تا او را از لحاظ ذهنی در میان صخره‌ها و چشمه‌های خُنک بگرداند، در میان شگفتی‌‌اش از کشف‌های جدید. بدین ترتیب دیدیه رفته‌رفته درد را از یاد می‌برد. او روز به روز تجربه قوی ِ روزهای حرفه‌ای ِ لحظات خوشبختی زندگی‌اش را دوباره تجربه می کند (Deronzier, 2007, 161) با کمک فنون تغییر ِ معنای تجربه [زندگی] نظیر خواب مصنوعی، آرامش‌بخشی، شادمان گردانی (سورفولوژی)...
ادامه خواندن

انسان شناسی درد و رنج (43)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار‌پور در روایت سولژه نیتسین، دیومکای جوانی که مبتلا به سرطان است، درد زیادی در پا دارد. اما موقعیت اطراف، چند لحظه سبب می‌شود دردش را «فراموش» کند. او در راهروی بیمارستان با «آسیا» روبرو می‌شود به سرعت به او می‌‌گوید چقدر از رقصیدن احساس خوشبختی می‌کند. دیومکا از پای خود با او صحبت می‌کند و می‌گوید جراحان اصرار دارند عملش کنند. آسیا می‌گوید: «یعنی چه؟ پایت را قطع کنند؟ دیوانه شده‌اند؟ حاضر نیستند معالجه‌ات کنند! بهتر است آدم بمیرد که پا نداشته باشد، می‌فهمی چه می‌گویم؟ می‌توانی تصور کنی مثل یک آدم علیل زندگی کنی؟ زندگی برای آن است که از آن لذت ببری» و دیومکا به خود می‌گوید، آسیا حق دارد، «آیا می‌شود با چوب زیربغل خوشبخت بود؟ مثلاً الان کنار او نشسته، حالا باید با چوب‌های زیربغلش چه بکند؟ و با این پای خودش حتی نمی‌تواند یک صندلی بیاورد و...
ادامه خواندن

بدن در ایران؛ عرصه مبارزات هویتی


میترا فردوسی/ کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی همیشه کسانی گمان می‌برده‌اند که قرن21 از همه لحاظ برای انسان، رها‌کننده و پیام‌آور آزادی باشد اما انسان بیش از هر زمان دیگری در این عصر دچار ازخودبیگانگی شده و می‌شود، وحدت وجودی‌اش را از دست داده است و تحث تأثیر تبلیغات و گفتمان بدنی مطلوب، بدنش را هم از دست می‌دهد؛ بدین معنا که بدنش به‌عنوان یک محصول رسانه‌ای‌شده، دیگر از آن خودش نیست بلکه به یک برساخته اجتماعی بدل شده و غالبا خصلت و کارکردی هژمونیک پیدا کرده است. دخالت در زیبایی و ظاهر چهره، تنها یکی از نشانه‌های این خصلت مدیریت بدن در عصر ماست. دانش پزشکی به ما این توانایی را داده که با استفاده از فناوری‌هایی که تاکنون ناشناخته بوده‌اند، بدن‌هایمان را تغییر دهیم و مدام از چیزی که هست به چیزی دیگر تبدیلش کنیم و لاجرم در تقید این تغییر، این ما هستیم که تغییر می‌کنیم؛ زیرا به...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (41)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور مشاهدات بالینی نشان می‌دهد که بنابر کیفیت رابطه میان پرستاران یا نزدیکان بیمار با او، بنابر ساعت‌های مختلف روز، بنابر اطلاعاتی که یک فرد درباره وضعیت خود دریافت می‌کند، اینکه آیا درد او جدی گرفته می‌شود یا نه، بیمار به صورت‌های متفاوتی رنج خود را تجربه می‌کند. شب‌ها، حساسیت‌ها و اضطراب‌ او را افزایش می‌دهد و اگر همراه دلسوزی در کنار بالینش باشد، این رنج کاهش می‌یابد. نوازش دستی بر پیشانی، بر زبان آوردن جمله‌های آرامش‌بخش به همان اندازه مؤثر هستند که داروهای مسکن، هرچند نمی‌توانند جایگزین این داروها شوند. به همین ترتیب، منابعی که هر شخصی در تخیل خود دارد، قابلیت اندیشیدن به چیزهایی دیگر، قدرت شخصیت او، همگی بر نوسان درد تأثیر دارند. به محض آنکه بیمار، به جای تمرکز بر خود، به موضوع دیگری بپردازد، احساس درد کاهش یافته یا فراموش می‌شود. برعکس، هر اندازه بیمار بر درد خود...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (40)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار‌پور در زمینه درمان درد چنین فنونی می‌توانند در آرامش فرد، بهبود سوختگی‌ها، کاهش درد دندان، دردهای ناشی از سرطان یا اثرات معالجه به رادیوتراپی و شیمی درمانی، درد در اعضای قطع شده بدن، سندرم مزمن، فیبرومیالژی، دردهای سرکش، میگرن‌ها، مؤثر باشند (سالم، بُن‌ون، 2007). این روش هم چنین امکان می‌دهد که در هنگام اعمال جراحی درد را کاهش داد و یا بیمار را بی‌حس کرد، یا آستانه تحمل را بالا برد، خستگی را کاهش داد و حساسیت و شدت دریافت‌های بیرونی را کمتر کرد. هم چنین استفاده از خواب مصنوعی کافی است تا سوختگی‌ها تزریقات را قابل پذیرش کند ... [1] به نظر ژانه، چه در زمینه هیستری و چه در زمینه خواب مصنوعی، سوژه به تجربه‌ای می‌رسد که در آن موقعیت‌های متفاوت ذهنی خویش را از یکدیگر جدا می‌کند. بیمار حوزه‌های متفاوت شناخت خود را از یکدیگر متمایز می‌کند بدون آن...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (39)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور بی‌حرکتی، تن‌آسایی، بسته بودن نسبت به جهان بیرونی همراه با نوعی فعالیت فکری متراکم اما متمرکز بر وجهی خاص در تاریخ شخصی فرد مشاهده می‌شود. هیپنوتیزم (خواب مصنوعی) به درمانگر امکان می‌دهد که به صورتی عمیق احساس درد خود را با استفاده از نرمش ماهیچه‌ها، کاهش، بی‌حسی، تعمق در حس‌هایش، سخن گفتن درباره دردش و همچنین با تغییر روحیه و رویگرداندن از دغدغه درد آن را کاهش دهد. این روشی است که به صورت خاص به کار گرفته می‌شود تا بتوان خود و شرایط خویش را باز آفرینی کرد، این روش امکان می دهد که به مرکز احساس‌ها راه یافت و معنی آن‌ها و شدت‌شان را تغییر داد، تا بتوان خاطراتی را که در درون انسان دفن شده اند بازگرداند و بر آن‌ها کارکرد. القا از طریق خواب مصنوعی را می‌توان با توجه به شخصیت سوژه تا بی‌نهایت تغییر داد. براساس درجه...
ادامه خواندن