ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

متن به مثابه بینامتن

 در فرصت مقاله حاضر برآن خواهیم بود تا توصیفی از بینامتنیت در مفهوم کریستوایی ارائه دهیم و تفاوت آن را با دیدگاه‌های ساخت‌گرا و به طور مشخص‌تری آراء ژنت به بحث بگذاریم. دلیل تمرکز بر آراء ژنت و به بحث گذاشتن آن در ارتباط متقابل با بینامتنیت کریستوایی، فراگیر بودن کاربرد این نگرش ساخت‌گرا به بینامتنیت است. بعلاوه آراء ژنت از جامع‌ترین آراء ساخت‌گرای مطرح‌شده در ارتباط با موضوع بینامتنیت بوده است.پیش از به بحث گذاشتن تفاوت میان رویکردهای ساخت‌گرا و پساساختگرا به بینامتنیت، باید ابتدا به این مسئله بپردازیم که چگونه شد که کریستوا از بینامتنیت گفت. ماجرا به اواخر دهه 1960 باز می‌گردد. در آن زمان کریستوا با به بحث گذاشتن آراء باختین و به طور مشخصی مبحث مکالمه‌باوری (1) و چندصدایی (2) او، به تعریف  متن، به مثابه‌ی بینامتن رسید. بینامتن مدنظر کریستوا وجودی منفرد و مستقل ندارد و برساخته و برآیند متون فرهنگی و اجتماعی است و...
برچسب ها:
ادامه خواندن

پیوند زبان شناسی و انسان شناسی فیزیکی

برگردان زهرا خلجی چرا ما در قالب فکری خود یک زبان ایتالیایی، یک زبان آلمانی و یا یک زبان فرانسوی جدا را می سازیم؟ ما همواره به دلایل نامعلومی درتلاشیم تا گویشوران مختلف را دسته بندی کنیم. این شیوه‌ی اندیشیدن، در گوناگونی انسان نیز خود را نشان می دهد. به نظر می‌رسد ما به طور طبیعی افراد را در طبقه بندی های مجزا قرار می‌دهیم. جان رلتفورد برای بیان منطق پشت این اندیشه مثال قد را می‌زند. قد یک متغیر پیوسته است، آيا لازم است که گروه های بلند، متوسط و کوتاه و  غیره را تشکیل بدهیم؟ (یعنی در روش خود از مقیاس فاصله ای به مقیاس ترتیبی برویم؟) مشکلات تشکیل چنین دسته بندی هایی از قبل مشخص است. مرزبندی ها باید کجا کشیده شوند؟ تا چه تعداد از این مرزبندی های کافی است؟ درحالیکه گوناگونی انسانی چند بعدی و بسیار پیچیده تر از مثال قد است، این مثال به...
ادامه خواندن

کلمات فریبا، انسان متمدن

هميشه اين طور بوده است که انسان بواسطه زبان و قواعد- کلمات زبانی می اندیشد اما برخي از کلمات هستند که انسان را فریب می دهند. کلمات مانند اشاره گرهایی هستند که ناظر برای نامیدن منظور مورد استفاده قرار می دهد مانند کلمه "میز" که با اغماض و در حالت عمومی به شی ای که چهارپایه دارد اطلاق می شود. اما همه کلمات کارکردی به این سهولت ندارند چراکه منظور آن اشاره گرها ثابت نیستند. کلمات یا برچسب هایی چون " افراط"، " تعصب" و ترکیبات یا برچسب هایی از قبیل " تفرقه افکن". فریبایی این کلمات به ان قسمت بر میگردد که ما با هدف نجات در نظر، درعمل قصد جان می کنیم. این کلمات مانند ان اشخاصی هستند که وقتی در شهری گم شده و از انها آدرس می پرسیم فریبمان می دهند. از ویژگی های کلمات فریبا این هست که کارکردی مطلق گرا دارند . از یک...
برچسب ها:
ادامه خواندن

زبان انگلیسی و گفتمان های استعمارگری

کتاب زبان انگلیسی و گفتمان های استعمارگری نوشته آلیستر پنی کوک در زمره معدود کتبی است که مباحث عمیق استعمارگری، امپریالیسم زبانی و شرق شناسی را با رویکرد خاصی به مقوله «خود و دیگری» با تحلیلی تاریخی نسبت به موقعیت کنونی و پیشین زبان انگلیسی، و شکل گیری آن به عنوان مهم ترین پیامد استعمار بریتانیا، وارد بحث آموزش زبان انگلیسی کرده است. کتاب زبان انگلیسی و رویکردهای استعمار بر پایه دیگاه کلی و بنیادین خود و دیگری بنا شده است: خود استعمارگر و دیگری استعمار شده و بومی. کتاب حاضر یکی از برجسته ترین متونی است که به روشنی تاثیر زبان انگلیسی را در شکل دهی به گفتمان های استعمارگری  به تصویر کشیده و از این رهیافت پرسش های بنیادینی را نسبت به مسئله زبان، فرهنگ و آموزش مطرح می کند.آلیستر پنی کوک سال هاست که رویکردهای آموزشی بی طرفانه زبان انگلیسی را به چالش کشیده است. وی با...
ادامه خواندن

فرهنگ اصطلاحات زبان شناسی

الف: اجماع فرهنگی(cultural consensus):   یکی از مهم‌ترین مباحث در انسان شناسی شناختی است. که به بررسی چگونگی توزیع و میزان اشتراک مفاهیم در میان اعضای یک جامعه می‌پردازد(شریفیان، 2011: 123). گفته می‌شود هر جامعه برای ادامه حیات خود نیازمند اجماع فرهنگی است و هر چه این اجماع بالاتر باشد تنش‌در آن جامعه پایین‌تر خواهد بود(همان: 124).  استعاره مفهومی:(conceptual metaphor)  اصطلاح استعاره مفهومی‏‏ اولین بار توسط لیکاف و جانسون(1980) در کتاب ا ستعاره‏هايي كه ما با آنها زندگي می‏‏كنيم مطرح شد. ليكاف و جانسون(همان) اين نظريه را مطرح کردند که جايگاه استعاره انديشه است و نه زبان، و استعاره بخش مهم و جدايي‌ناپذيری از شيوه متعارف و معمول مفهوم‌سازي جهان توسط انسان است، و رفتار انسان بازتاب درک استعاري او از تجربه ی‏‏باشد. این دو اندیشمند معتقدند که درک ما از جهان واقعي مستقيم و بلافصل نيست، بلکه ادراکات ما بر مبناي تاثيرات محدود‌کننده دانش بشر و زبان شکل می‏‏گيرد. بر...
ادامه خواندن

شکافی که هیچ گاه پر نمی شود: انتقادی انسان شناختی به پدیده شکاف زبانی

آنا بابل برگردان زهرا خلجی آیا زبان عامل فقر است؟ اگر والدین در خانواده های اقلیت و فقیر مانند والدین خانواده های متمول صحبت کنند، آيا آن‌ها هم ثروتمند و موفق خواهند شد؟ از گفتمان آشنای امروزی در باب شکاف زبانی (شکاف واژگانی یا شکاف ۳۰ میلیون واژه‌ای) در بین کودکان (نژاد های مختلف) در خانواده های مستمند وابسته به سازمان رفاه اجتماعی و کودکان (سفیدپوست) در خانواده های دارای منبع درآمد می‌توان چنین برداشتی کرد. این تصور از شکاف زبانی که بر اساس پژوهش های ناقص و محدود شکل گرفته است، اکنون میدان را به دست گرفته و مانند تحقیق معروف «وجود ۲۰۰ واژه برای برف در زبان اسکیمو» دست به دست می چرخد. پیشینه این تحقیق از این قرار است که در دهه هشتاد میلادی دو تن از روانشناسان آمریکایی به نام هارت و ریسلی، واژه ها و عبارت هایی را شمردند که در هنگام صحبت با ۴۲...
ادامه خواندن

زبان شناس پشت پرده‌ی فیلم «ورود»

مصاحبه با جسیکا کوون برگردان زهرا خلجیاوایل امسال ایمی آدامز در حین کار به روی فیلم تخیلی «ورود» (Arrival) بیشتر وقت خودش را با زبان شناسی به نام جسیکا کوون می گذراند. آدامز در فیلم نقش یک زبان شناس را بازی می‌کند، دولت آمریکا به او وظیفه‌ای محول کرده که زبان موجودات فضایی آمده به زمین را رمزگشایی کند. تهیه کنندگان این فیلم کوون، دانشیار گروه زبان شناسی دانشگاه مکگیل را به این دلیل که تخصص او در مطالعه زبان های دارای سخنوران معدود به خصوص زبان های قوم مایا در آمریکای مرکزی است، برای مشاور علمی انتخاب کردند. کوون گفت‌و‌گو با ایمی آدامز درباره کارش، تحقیق میدانی و تحلیل کردن ساختار زبان های کمیاب را جذاب ترین کاری می‌داند که تا به حال در زندگی آکادمیکش انجام داده است.بسیاری از زبان های گمنام به سرعت در حال انقراض هستند به همین خاطر از نظر کوون در کارش جنبه های...
ادامه خواندن

قصه زبان (4): با کدام «متد» تدریس کنم؟! معلم زبان آینده و درس آموزش زبان

دانشجویان مقطع کارشناسی زبان انگلیسی، با هر گرایشی (ادبیات انگلیسی/مترجمی زبان انگلیسی)، در سال چهارم مطالعات خود آموزش زبان انگلیسی را به اجبار می گذرانند. این تصور عام وجود دارد که احتمالا تدریس زبان در یک موسسه زبان انگلیسی اولین و مهمترین فعالیت حرفه ای اکثر دانشجویان زبان خواهد بود. بنابراین درس چهارواحدی آموزش زبان انگلیسی و آزمون سازی زبان برای آشنایی دانشجویان با رویکردها، روش ها، نظریات و بینش های عمومی این حوزه ارائه می شود. بنا بر تجربیات خودم به عنوان دانشجوی رشته زبان انگلیسی که هم قبل و هم بعد  از آشنایی با این واحد درسی در موسسه زبان تدریس می کردم، دریافته ام که روند عمومی و رایج تدریس زبان در ایران، از الگویی «ثابت»، «یکپارچه» و فراگیر پیروی می¬کند. این ثبات و فراگیری هم از منظر نظری در سطح آموزش شیوه های تدریس زبان به دانش جویان، و هم از منظر عملی در معنای روند...
ادامه خواندن

زبان انگلیسی متعلق به کیست؟ (بخش پایانی)

دیدگاه های  مرتبط با  گویش های انگلیسی آمریکایی و بریتانیایی و رویکرد هر کدام از آن ها نسبت به دیگری که در بخش های پیشین مورد بررسی قرار گرفتند، در طول قرن ها دلیل بسیاری از دگرگونی ها بوده اند. ولی دلیل اصلی تاثیرگذاری [هر یک از این دو بر دیگری] نبوده است. در اینجا مسیر روشنی از رشد انگلیسی آمریکایی و البته کاهش انگلیسی بریتانیایی وجود دارد. البته نمی توان منکر این قضیه بود که پایه های زبان انگلیسی امروزی، یا به بیانی دیگر ژنوم آن، انگلیسی بریتانیایی است. اما، کلمات، عبارات و الگوهای کاربردی انگلیسی آمریکایی مثل ویروسی فراگیر در بدنه انگلیسی رسوخ کرده اند: آن ها در ابتدا ممکن است خطرناک و مهاجم به نظر برسند، اما به سرعت راه خود را به  بدنه اصلی میزبان باز کرده و کارکردهای بسیار مفیدی را ارائه می دهند. نویسندگان و متفکران بریتانیایی اوایل قرن نوزدهم هم که در ابتدا...
ادامه خواندن

زبان انگلیسی متعلق به کیست؟ (بخش دوم)

      ویرجینیا وولف، در سال 1952 در مجله تاریخ ادبیات ساندی می نویسد: «آمریکایی ها ... به شکل شهودی کاری کردند که زبان را با نیازهای خود منطبق کنند. در انگلستان بجز محرک های جنگ، قدرت و توانایی اختراع کلمات دچار وقفه شده است؛ نویسندگان ما اوزان شعر خود را دگرگون کرده اند، ریتم متن داستانی را تغییر داده اند، اما ممکن است جستجو در ادبیات داستانی انگلیسی به دنبال یک کلمه جدید تلاشی بی ثمر باشد. اینکه ما از انگلیسی آمریکایی برای تر و تازه کردن سخن خود واژه قرض می گیریم، معنادار است. اصطلاحاتی مثل حرف توخالی (poppycock)، غیر قابل کنترل (rambunctious)، دمپایی جلوباز (flipflop)، تقویت کننده (booster)، میکسر خوب (good mixer) - تمامی این اصطلاحات عامیانه زشت، رسا و نیرومند که وارد زبان عامیانه ما شده و بعدها در نوشتار ما پدیدار ، از آن سوی آتلانتیک آمده اند. این پیش بینی که وقتی کلمات...
ادامه خواندن