ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

قصۀ یک‌شهر؛ استرآباد تا گرگان


نگاهی به آنچه در حصار استرآباد به نام بافت تاریخی می‌شناسیم

محدثه میرحسینی

ادامه خواندن

توسعه را از توهم خالی کنید


گفت‌وگوی «مسئله» با پرویز کردوانی معصومه محمودزادۀ وزیری همۀ ایران از مشکل آب قم خبر دارند. اگرچه چند سالی می‌شود که با صرف هزینه‌های گزافی که صورت گرفته است، مردم قم آب شیرین می‌نوشند، ولی پرسش اینجاست که آیا این آب شیرین، احیاناً سراب نیست؟ فردای قم چه خواهد شد؟ برنامه‌های بلندمدت و کوتاه‌مدت توسعه در تمام نقاط جهان، برای فردای مردم آن مناطق است و ریز تا درشت مسائل آینده در این برنامه‌ها پیش‌بینی می‌شود. آیا برنامه‌های طراحی شده برای آب‌رسانی به شهر قم با آب شیرین، پایدار خواهد بود؟ در گفت‌وگوی پیش رو با پروفسور پرویز کردوانی، پدر کویرشناسی کشور، دربارۀ آیندۀ آب قم صحبت کرده‌ایم. ایشان در این گفت‌وگو با اشاره به وضعیت کنونی و محتوای برنامه‌ریزی‌های انجام شده، نسبت به آیندۀ این وضعیت خوش‌بین نیست. او معتقد است اگر برنامۀ فعلی توسعه در قم متوقف نشود، آیندۀ بسیار تاریکی در انتظار قم خواهد بود. مشروح این...
ادامه خواندن

شهری برای هیچ کس


حسن اجرایی ما وارث تاریخیم. قم صدها سال است که به دلیل وجود حوزة علمیه و همچنین حرم حضرت معصومه(س)، شهری مهاجرپذیر و چندفرهنگی است. این ویژگی گرچه ذاتا مثبت است، اما عوارض منفی و ناگواری به بار آورده است. علاوه بر کسانی که با هدف تحصیل در حوزه‌های علمیه به قم آمده‌اند، افراد بسیاری از نقاط مختلف ایران و حتی کشورهای همسایه، به قم آمده‌اند و ۷۲ ملت ساخته‌اند؛ تا آنجا که برخی از مناطق شهر قم، امروز بیش از آن‌که یادآور نام خیابان و محله باشد، نشانگر سکونت آذری‌ها، عرب‌ها، افغان‌ها و دیگران است. چندفرهنگی بودن شهر، گرچه می‌تواند یکی از مؤلفه‌های پیشبرد و تسریع توسعة فرهنگی و انسانی باشد، اما آنچه در واقعیت قم دیده می‌شود، به روشنی حاکی از تکه‌تکه شدن شهر و ازهم‌گسیختگی هویتی است؛ تا آنجا که مردم و ساکنان قم، تقریباً هیچ کانون اشتراک هویتی واحدی ندارند که بتوانند حول آن به وحدت...
ادامه خواندن

زندگی آبله پا


  پایِ زندگیِ گلستانی‌ها آبله زده است، آن‌ها چشم انتظار مرهم‌اند گلستانی‌ها هم هر روز دربارة چرایی و چگونگی زندگی حرف می‌زنند و خودآگاه و ناخودآگاه در آن می‌اندیشند. شاید همة تلاش‌های فکری و عملی گلستانی‌ها و ما، در پاسخ به همین سوال ساده باشد؛ «کی پس زندگی خواهیم کرد یا کی زندگی کرده ایم؟» تاریخ انقضای هر «آن» در «آن» واحد تمام می‌شود. شاید اگر زبان قادر نبود، واژة‌ «حال» را ابداع و به جای «لحظة گذشته» جعل کند، آدم‌ها از بزرگی و سنگینی گذشته خفه ‌می‌شدند. مثل بعضی از شعرها و داستان‌ها که سرشارند از خاطره و گذشتة صرف. هم اکنون‌هم گذشت، ساعت جلو رفت و ما باید درباره لحظة گذشته قضاوت کنیم که رضایت بخش بوده یا نه؟ زندگی کرده ایم یا نه؟ ما غیر گلستانی‌ها وقتی دلمان می‌گیرد و به جاده می‌زنیم، سر از آبادی‌های سرسبز و ولایت‌های مه گرفته در می‌آوریم. کنار یک آتش شعله...
ادامه خواندن

گفت‌وگو با مزدک دربیکی: تئاتر اکوتوریسم در گلستان


  الهام بنی‌کریمی «اکوتوریسم» واژه‌ای است که این روزها لقلقة زبان بسیاری از مدیران و کارشناسان و حتی شهروندان عادی کوچه و خیابان در استان گلستان است. خیلی‌ها در استان از آن حرف می‌زنند و به‌ عقیدة برخی، می‌تواند کلید حل بسیاری از مشکلات استان باشد و میلیاردها تومان سرمایه را جذب و به جیب مردم استان سرازیر کند. بسیاری از کارشناسان تصور می‌کنند اکوتوریسم می‌تواند نرخ بیکاری استان را بشکند و بسیاری از استعدادهای معطل‌مانده را به کار گیرد؛ اما این ید بیضایی که قرار است این همه معجزه کند، چیست؟ چه مؤلفه‌ها و شاخصه‌هایی دارد و چگونه می‌تواند به ‌درستی اجرا شود؟ آیا زیرساخت‌های فرهنگی و فنی اکوتوریسم در استان ایجاد شده است که امروزه همة سازمان‌ها مکررا آن را یکی از نسخه‌های مهم حل مشکلات تلقی می‌کنند؟ با مزدک دُربیکی، دکترای محیط زیست، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی و متخصص توسعة گردشگری و محیط زیست (اکوتوریسم)...
ادامه خواندن

«آجیل مشکل‌گشا»ی محیط زیست


الهه موسوی به گلستان که می‌رسی حضور راه‌به‌راهِ تابلوهای راهنمای مناطق گردشگری، شگفت‌زده‌ات می‌کند. داشتن این همه مناطق طبیعی بکر و اکوسیستم‌های ناب و متفاوت در یک استان می‌تواند فرصتی خوب برای توسعه باشد، اما به همان میزان، حفظ آنها نیز با چالش‌هایی جدی مواجه است و نیاز به استراتژی، برنامه و نقشۀ راه و همچنین بودجه و امکانات دارد. از همۀ این‌ها مهم‌تر، شیوۀ مواجهه با مشکلاتی است که در مسیر جادۀ توسعه پدید می‌آید؛ چالش‌هایی که هم موجب وارد آمدن آسیب‌های جدی به منابع طبیعی و اکوسیستم‌ها می‌شود و هم مانع توسعۀ اقتصادی پایدار. شاید همین مسائل باعث شده که استان گلستان از لحاظ صنعت در بین استان‌های کشور بیست‌وهشتم باشد و از نظر نرخ بالای بیکاری، دومین استان. بسیاری معتقدند که چنین مشکلاتی از عدم تعامل سازمان حفاظت از محیط زیست با دیگر سازمان‌ها و نیز بخش خصوصی نشأت می‌گیرد، اما واقعیت این است که اگر قرار...
ادامه خواندن

قتلگاه میراث


شاید روزی برسد و نوجوانی پای یکی از بناهای زندگی بایستد و ته دلش آرام آرام بپرسد، این بناها چرا فروریختند؟ آیا این بناها... سوال نکند دیگر، متهم‌مان کند.   ستاره حجتی گلستان، گلستانِ جنگل و نارنج و تمشک نیست فقط. گلستان، گلستان ساختمان‌های قجری، سازه‌های پهلوی و خانه‌های باستانی است. بافت تاریخی استان گلستان می‌توانست با چندتا نور رنگی ساده، و حتی غیراصولی، هم‌پای بهارِ جنگل‌ها، گرگانی، ترکمن، سیستانی، کرد، ترک و حتی قزاق‌های معدود را سر وجد بیاورد؛ یا طعم تمشک و نارنج پاییز درخت‌های پای کوه‌های پارک ملی گلستان را در دهان مردمان آب کند؛ اما، اما... اما... . بافت تاریخی، ساختمان‌های آجری قجری، بنای زندگی گلستانی‌هاست که از یاد می‌رود. مسئله‌ای که می‌توانست موجب هم‌گرایی بین مردمان یک سرزمین شود، خاطرات مشترکی را رقم بزند، از هم می‌پاشد. از سال 1376 و از زمان جدایی گلستان از مازندران، به‌عنوان استانی جدید در تقسیمات سیاسی کشور، مدیریت...
ادامه خواندن

مغزهای باز و کله‌های هوشمند!


همسان‌سازی در چند پرده محسن هادی 1-    1385؛ کرمان   مهمان دوست کرمانی‌ام بودم برای ناهار. همه خانواده لهجه کرمانی داشتند جز خواهرزاده‌ها؛ پرسیدم خواهرت در تهران زندگی می‌کند؟ گفت نه! این‌طور بود که صحبت ما خرش را از سیاست به زبان راند! من از تهرانیزه کردن ایران گفتم و از همسان‌سازی زبانی و تلویحاً پرسش‌های او درباره مسائل آذربایجان را پاسخ دادم؛ یعنی دو ساعتی بود که داشتم پاسخ می‌دادم، اما اینجا بود که به یک فهم مشترک رسیدیم! او می‌گفت اغلب خانواده‌ها دیگر با کودکانشان کرمانی حرف نمی‌زنند و نسل جدید کرمانی با لهجه تهران بزرگ می‌شود، عاملش هم تلویزیون است؛ یعنی شبکه استانی کرمان!   2-    1386؛ گرگان برای انتشار نشریه یک جشنواره به گرگان دعوت شده بودم که در طول ماه رمضان برگزار می‌شد. دست‌کم پنج نفر از عوامل اجرایی آن جشنواره، همان روزهای نخست که یافتن اشتراکات و بافتن رشته‌های دوستی، امری معمول است، از...
ادامه خواندن

تاریخ مهربانی


ترانه‌های فولکلور ترکمن‌ها سرشار از مهربانی و عطوفت است امانقلیچ شادمهر در گلستان همیشه‌سبز، ادبیات شفاهی ترکمن، با ویژگی‌های خاص خود جلوه کرده است و ترانه‌های فولکور ـ به‌عنوان بخشی از ادبیات شفاهی ـ هنوز زنده و بالنده است. گرچه سرایندگان این ترانه‌ها بی‌نام و نشان بوده‌اند، اما مهربانی، عطوفت، نوع‌دوستی، عدالت‌خواهی، عشق، آزادگی، بخشش، سعادتمندی و دیگر مظاهر انسانیت، جزء مضامین اصلی آنها بوده است. برخی از صاحبنظران معتقدند ادبیات شفاهی ریشه در اعماق تاریخ دارد و با دقت و تأمل در آن می‌توان به اوضاع و احوال و برخی ویژگی‌های فکری و فرهنگی اعصار گذشته پی برد. این‌گونه ترانه‌ها خود منشأ اثر و سرچشمه الهام بسیاری از آثار پرآوازه بزرگ شده‌اند. ترانه‌های فولکور، گاه سرشار از شور و نشاط بی‌مانندی است و گاه سراسر درد و حزن و اندوه، که نشان از احساسات پاک و حقیقی آن‌هاست؛ گاه خانه‌های ماتم‌زده را احیاء می‌کنند، گاه آینه رشادت‌های یک قوم...
ادامه خواندن

گفت و گو با نعمت الله فاضلی: معنایی که دیگر نیست


معنایی که دیگر نیست فرایندهایی درهم تنیده، در روزگار ما دست به دست هم داده تا معنای سنتی قومیت در جهان امروز وجود نداشته باشد. امین یگانه   نعمت الله فاضلی استاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است. او دکتری خود را در مدرسه مطالعات شرقی و افریقایی دانشگاه لندن اخذ کرده است. رویکرد فاضلی به نظر محافظه‌کارانه می آید اما نگاه او به واقعیات جامعه و محدودیت های سیاست‌گذاری فرصتی فراهم ساخت که در کنار صحبت صریح از زوال فرهنگ‌های محلی به طور عینی و به دور از بلندپروازی درباره اینکه چه می‌توان کرد گفت‌وگو کنیم.   ● بحث یک‌سان سازی فرهنگی اقوام، از ابتدای شکل‌گیری دولت مدرن در کشورمان محل منازعه است. در دوران پهلوی اول آشکارا و بعدها نهان و آرام. این اتفاق را می‌توان در سیاست‌های آشکار مثل کوچ‌ دادن سیستانی‌ها به گلستان٬ یا سیاست‌های نانوشته مانند حساسیت حاکمیت بر سر نام‌گذاری کودکان٬ دید. فکر...
ادامه خواندن

تکثر فرهنگی در استان گلستان


و ما ادراک التکثر تنها کسانی می‌توانند در رهبری و مدیریت جوامع متکثر موفق باشند که هم از حیث عقل نظری، نگرشی مثبت به تکثر داشته باشند و هم از لحاظ عقل عملی، تجربه زیسته ای متکثر، داشته باشند. مجتبی احمدی فلات ایران یک منطقة گستردة جغرافیایی که بر پایة وجوه تاریخی تقسیم شده است و زیستگاه اقوام ایرانی و محدودة اصلی کشور ایران، در دوره‌های مختلف تاریخی بوده ‌است. جغرافیای کنونی ایران، تقریباً یک‌سوم این فلات را شامل می‌شود. فلات ایران به دلیل تغییرات اقلیمی و جغرافیایی خاص در طول تاریخ، زمینة حرکت و مهاجرت اقوام مختلف را در پهنة خود فراهم آورده و به همین جهت، امروز، ایران یک کشور متکثر قومی و فرهنگی، با کلکسیونی از اقوام فلات تاریخی ایران است؛ تکثر، خصیصة ذاتی ایران است و نمی‌توان و نباید این تکثر را نادیده گرفت. استان گلستان یکی از متکثرترین استان‌های کشور است و اقوام مختلف از...
ادامه خواندن

مغزهای باز و کله‌های هوشمند! همسان‌سازی در چند پرده


  محسن هادی 1-   1385؛ کرمان  مهمان دوست کرمانی‌ام بودم برای ناهار. همة خانواده لهجة کرمانی داشتند جز خواهرزاده‌ها؛ پرسیدم خواهرت در تهران زندگی می‌کند؟ گفت نه! این‌طور بود که صحبت ما خرش را از سیاست به زبان راند! من از تهرانیزه کردن ایران گفتم و از همسان‌سازی زبانی و تلویحاً پرسش‌های او دربارة مسائل آذربایجان را پاسخ دادم؛ یعنی دو ساعتی بود که داشتم پاسخ می‌دادم، اما اینجا بود که به یک فهم مشترک رسیدیم! او می‌گفت اغلب خانواده‌ها دیگر با کودکانشان کرمانی حرف نمی‌زنند و نسل جدید کرمانی با لهجة تهران بزرگ می‌شود، عاملش هم تلویزیون است؛ یعنی شبکه استانی کرمان!  2-   1386؛ گرگان برای انتشار نشریة یک جشنواره به گرگان دعوت شده بودم که در طول ماه رمضان برگزار می‌شد. دست‌کم پنج نفر از عوامل اجرایی آن جشنواره، همان روزهای نخست که یافتن اشتراکات و بافتن رشته‌های دوستی، امری معمول است، از ریشة ترکی خود گفتند؛ چندتایشان...
ادامه خواندن