ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

"چشمهایش"- نگاهی به شخصیت توتو در فیلم سینما پارادیزو (1988)

 اصولأ سینمای نئورالیزم ایتالیا استاد بازی گرفتن از کودکان و نوجوانان است. فیلمهایی که گرچه شخصیت محوری یا یکی از شخصیتهای محوری کودکی خردسال ( توتو در سینما پارادیزو، برونو در دزد دوچرخه) یا نوجوان (رناتو در مالنا) است اما چنان با هنرمندی و استادی نوشته و اجرا شده است که تو را تا آخرین دقیقه فیلم مشتاق و منتظر نگه می‌دارد. شاهکار جوزپه تورناتوره، سینما پارادیزو هنوز هم یکی از پرقدرت ترین روایتهای سینمایی است که داستانهای عشقی موازی و متفاوتی در خود دارد. عشق توتو به سینما، به آلفردوی آپاراتچی، به دختری در شهرش. که همه‌ی آنها بدون از بین رفتن با کش و قوسهای متفاوت تا انتهای فیلم همراه بیننده است. امکان ندارد ببینده از شیطنت‌های توتو در صحنه‌ی امتحان، یا زمین خوردن برونو در خیابان بارانی و عکس ‌العملی که پس از آن برای پدرش دارد نخندد یا لحظه‌ای روایت رناتو را فاقد جذابیت حس کند....
ادامه خواندن

پیرمرد چشم ما بود: کشف راز

حسين قره از نوادگان مرحوم آيت‌الله ملا علي‌اکبر خوانساري بود و آخرين روزهاي اسفند 1301 در بروجرد به دنيا آمد. اصرار پدرش به کسوت اسلاف، تلمذ فقه بود، او اما سرآمد ادب و تاريخ و عرفان‌شناسي شد. محصل نمونه، رتبه يک آزمون دکترا و شاگرد ممتاز علامه فروزانفر، به نقد شعر در تاريخ سرزمين شاعران پرداخت. راوي صادق تاريخ ايران بود و يکي از بزرگ‌ترين شارحان مولانا جلال‌الدين‌محمد بلخي شد که چهره‌اش را بسياري مفسران پيش از او با ملال سختگويي‌هاي خويش معيوب کرده بودند. عبدالحسين زرين‌کوب که بايد بسياري از آنچه را نوشته است، به خط زر نوشت و بر در و ديوار مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها و... آويخت، اگر‌چه با چند تني ديگر جزو زعماي معاصر فرهنگ و ادب اين سرزمين است، اما آن‌قدر عميق بر روان خواننده‌اش اثر مي‌گذارد که آدمي خيال مي‌کند او قرن‌ها زيسته است و باور نمي‌کند که دست اجل فقط هفتاد و شش بهار به...
ادامه خواندن

کافکا، آدورنو، و مترجم

 بهناز علي‌پورگسكري*یادداشت‌هایی در بارة کافکا. تئودور آدورنو. سعید رضوانی. تهران: آگاه، 1395. 98ص. 80000 ریال. آثار کافکا از جمله آثار ماندگاری است که پس از گذشت صد سال از مرگ مؤلف، هنوز  محل بحث و فحص بسیاری از منتقدان و صاحب‌نظران است تا جایی که کافکاشناسی به عنوان یک موضوع محبوب، امروزه خواستاران بسیار دارد. همین نکته اهمیت پرداختن به کافکا، ترجمه و بحث و  گفت‌وگو در آثار او را ضرور می‌نماید.کتاب حاضر مشتمل است بر سه بخش. بخش نخست به مقدمۀ مترجم و دیدگاه‌ها و انتقادات وی بر یادداشت‌هاي آدورنو، و گپی در باب ترجمه اختصاص دارد که یک سوم حجم کتاب را در برگرفته است. بخش دوم یا قسمت اصلی کتاب شامل نُه یادداشت کوتاه، حاوی تأمّلات آدورنو در بارة کافکا و آثار اوست. بخش سوم نیز به کوتاه‌نوشتة مترجم دربارة آدورنو، زندگی و آثار او تعلّق دارد. فرم هر یک از یادداشت‌های آدورنو در قالب یک موومان...
ادامه خواندن

کارنپ در برابر هایدگر: مطالعۀ موردی انشقاق فلسفۀ علم تحلیلی و فلسفۀ علم قاره ای

  کارنپ در برابر هایدگرمطالعۀ موردی انشقاق فلسفۀ علم تحلیلی و فلسفۀ علم قاره ایجلال نبهانی زاده چکیدهمتخصصان و فرهیختگان حوزه فلسفه با دعاوی متنوع بین فلسفه انگلیسی¬امریکایی  یا فلسفه تحلیلی  و فلسفه اروپایی  یا قاره¬ای  آشنایی دارند. البته به نظر بسیاری از پژوهشگران در سال¬های اخیر به نقطه¬ای رسیده¬ایم که در میان گزینش برخی از دعاوی دو جبهه، تنها یک انتخاب پیش روی ما است، هرچند که تفسیرهای متفاوتی از نحوه شکل¬گیری این انشقاق وجود دارد. آیا علل وجود چنین خط¬کشی فلسفی¬ای صرفاً به جغرافیای زندگی فیلسوفان محدود می¬شود؟ آیا اینکه بسیاری از فیلسوفان قاره¬ای، فلسفه خود را در کشورهایی نظیر فرانسه، آلمان، ایتالیا و دیگر کشورهای غیر انگلیسی زبان در مقابل فلاسفه کشورهای انگلیسی زبان مطرح کرده¬اند، یک موضوع تصادفی است؟ با وجود طرح چنین پرسش¬هایی، مطالعۀ پیشینۀ مقالاتی که در این باب یعنی انشقاق فلسفه علم قاره¬ای و فلسفه علم تحلیلی نوشته شده، این موضوع را نشان...
ادامه خواندن

الوار درباره شعرهای رهنما مطلب می‌نوشت

گفتگو با محمد رضا اصلانی  / حورا نژادصداقت محمدرضا اصلانی هنوز هم خوب یادش مانده که چه شب‌ها و روزهایی را همراه فریدون رهنما می‌گذرانده تا درباره نظریه‌های مختلف و دنیای شعر و سینما با هم حرف بزنند. حالا اصلانی مانده و خاطرات دوستی که چهل و یک سال از درگذشتش می‌گذرد؛ اصلانی مانده و خاطره آن شعری که از فریدون رهنما بدون اجازه‌اش منتشر کرد و چند وقتی رابطه‌شان شکرآب شد یا خاطره آن وقت‌هایی که رهنما با صدایی آرام برای اصلانی تعریف می‌کرد که من نیما یوشیج را دیده بودم و چقدر این مرد قشنگ بود... این روزها، هم فرصت خاطره‌بازی است و هم فرصت بحث‌های جدی درباره شعر رهنما آن هم از زبان اصلانی. چون بعد از سال‌های سال کتاب «واقعیت مادر است» در نشر دانه منتشر شده و در آن تعدادی از مقاله‌های رهنما آمده که نشان می‌دهد این مرد چقدر متفاوت فکر می‌کرده؛ همین سبک فکری...
ادامه خواندن

آیا «خانم مدرک» مرده است ؟

 سال 1998 من یک دانشجوی سال اولی در دانشگاه دیپاو 3 ، کالج کوچک هنرهای لیبرال در ایندیانا 4 بودم . همخانه من که گاهی من به او گیر می دادم ، هنگام ناهار به من گفت  او به کالج آمده است تا در درجه اول یک " شوهر خوب " پیدا کند.در اثر این شوک نزدیک بود که ساندویچ مرا خفه کند . من فرض کرده بودم که مفهوم " خانم مدرک  " یادگاری از دوران والدین من بود  - اگر از زمان پدربزرگ و مادربزرگم نبود.یقینا  این در راه خانه اقتصادی بزرگ و خوابگاه زنان منع و از بین رفته بود . سال بعد ، من – همراه با مدیرهمکارم ، الیزابت  ا.آرمسترانگ 5 –یک مطالعه پنج ساله قوم نگاری طولی از یک طبقه خوابگاه زنانه در یک گل سر سبد عمومی در مید وست 5به عنوان بخشی از پایان نامه  ام انجام می دادم  ، من همچنین با...
ادامه خواندن

فیلم زندان قصر

مستند کوتاه « از زندان تا باغ » یا « زندان قصر» به کارگردانی و نویسندگی مینو بیگی با موضوع تاریخچه زندان قصر، اولین زندان متمرکز تهران، در آبان ماه 1391 با مدت زمان سیزده دقیقه و چهل و هشت ثانیه ساخته شده است. این زندان که سال ها تعطیل شده بود در سال های اخیر توسط شهرداری تهران به باغ موزه تبدیل شد و در حال حاضر به عنوان باغ موزه زندان قصر مورد بازدید عموم است.عوامل ساخت این مستند که از تولیدات موسسه ی تصویر شهر به شمار می رود، شامل؛ مدیرتولید: بابک رضوانی، تصویر بردار: پیروز جابری، دستیارتصویر بردار: سعید غلامی، عکاس: نرگس مرادی و مجری طرح : موسسه هنر برتر فیروزه ای می باشد؛ شگفت آن که در سایت ها و منابعی که به معرفی ساخت و عوامل دخیل در این فیلم اختصاص داده شده است، از گویندگان این فیلم نامی برده‌ نشده‌ است.لازم به ذکر است...
برچسب ها:
ادامه خواندن

مرگ، استاد قایم‌باشک‌بازی: ايرج گل‌افشان

بهروز غریب‌پور من از خود مرگ نمي‌ترسم، از بازي مرگ مي‌ترسم. گولت مي‌زند. خيال مي‌کني آن‌که زير آوارست مرده، در حالي‌که مرگ به سراغ کنار دستي‌ات مي‌رود که قبراق گوشه ديوار ايستاده است؛ ديوار با يک تکان فرو مي‌ريزد و همان کسي را مي‌کشد که نگران مرگ ديگري بود؛ آن‌که زير آوار بوده است. شهري در سوريه به خاک و خون کشيده مي‌شود و کودک بخت‌برگشته‌اي زنده مي‌ماند و با نگاهش مي‌پرسد: "ديگران کجايند؟ چرا قايم‌باشک‌ بازي مي‌کنند؟" در حالي‌که اين مرگ است که استاد قايم‌باشک‌ بازي است. ايرج گل‌افشان، مونتور مشهور، که دو فيلمم را مونتاژ کرده، کُرد بود و همشهري من؛ سر مونتاژ هر دو فيلم آن‌قدر حرف مي‌زد که اصل کار از دست مي‌رفت. با لبخندي بر لب، داستان پشت داستان از مرگ مي‌گفت. صحبت از مرگ به زبان مادري برايش هيجان‌انگيز‌تر بود. يک‌بار تعريف مي‌کرد: "يه وقتي، يه فيلم مستند راجع به معتادا مي‌ساختم. مي‌رفتيم اين‌ها...
ادامه خواندن

فضاهای دینی و هویت محله‌ای در اردکان

در این یادداشت، بر سه فضای مسجد، هیئت، میدان و رابطه‌ای که میان این سه با هویت محله‌ای برقرار است تمرکز کرده‌ام. این سه فضا در توزیع فضایی محله‌های اردکان حضوری لازم و ضروری داشته‌اند که معنا و اهمیت‌شان در کارکردهای دینی متوقف نمی‌شده و لایه‌های معنایی دیگری به خود می‌پذیرفته‌اند که مطالعه‌ی آن‌ها نقشی اساسی در فهم سازمان اجتماعی محله‌های این شهر دارد. پیش از ورود به بحث لازم است تا برخی مفاهیم و اصطلاحات کار رفته در متن را روشن کنم. برای درک بهتر اقتضائات و مناسب شهر در روند تاریخی، از دو دوره‌ی متقدم و متأخر نام برده‌ام که هرچند معیاری ساده است لکن برای فهم بهتر کمک‌کننده است. دوره‌ی متأخر به سال‌های پس از انقلاب تا حال حاضر اشاره دارد که به علت شرایط متحول جامعه‌ی ایران و جامعه‌ی جهانی با دوره‌ی متقدم تفاوت‌هایی دارد. همچنین از دو مفهوم امر دینی و هویت دینی نام برده‌ام. رابطه...
ادامه خواندن

جنسیت و جبرگرایی بیولوژیک

دایره المعارف فلسفه استنفورد برگردان زهره دودانگه ظاهرا اکثر مردم معمولاً چنین می‌پندارند که جنس و جنسیت با یکدیگر همزیستی دارند: زنان انسان‌های مونث هستند و مردان انسان‌های مذکر. در طول تاریخ بسیاری از فمینیست‌ها با این پندار مخالفت کرده و از تمایز میان جنس/جنسیت حمایت کرده‌اند. در حال حاضر چنین پذیرفته شده که: «جنس» (sex) بر مبنای ویژگی‌های بیولوژیک (کروموزوم‌ها، اندامهای جنسی، هورمون‌ها و دیگر مشخصات فیزیکی) نشان انسان مذکر یا مونث است؛ «جنسیت» (gender) بر مبنای مولفه‌هایی اجتماعی  دلالت بر زنان و مردان دارد (نقش، موقعیت، رفتار یا هویت اجتماعی). انگیزه اصلی فمینیستی برای ایجاد این تمایز مقابله با جبرگرایی بیولوژیک است که بیولوژی را سرنوشت‌ساز می‌شمارد. یک مثال شناخته شده از جبرگرایی بیولوژیک، دیدگاه گدس و تامپسون (Geddes and Thompson) ** است که در سال 1889 درباره ویژگی‌های اجتماعی، روانشناختی و رفتاری ناشی از موقعیت متابولیک (سوخت و سازی) استدلال کردند. [بر اساس این دیدگاه] انتظار می‌رفت که...
ادامه خواندن