ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بوطیقای شهر – بخش 50


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه ** اجتماعی . ما باید بر این واژه [تأکید زیادی] داشته باشیم،زیرا امکان می‌دهد یک فضای شهری را از همه فضاهای دیگر –از یک چشم‌انداز طبیعی- تفکیک کنیم، که البته چشم انداز طبیعیخود نیز ممکن است از رهگذر کار انسان دچار دگرگونیشده باشد، دگرگونی‌هایی که ممکن است زیر نور طبیعت، رنگ‌ها [ی زیبا] و سایر جلوه‌های چنان چشم اندازی، که موهبتی آسمانی هستند، چندان به چشم نیایند. وقتی از مکان‌های شهری همواره به زندگی اجتماعی، گروهی که به مثابۀ جمعیتی برگزیده در نظر گرفته شده‌اند، زیستگاه‌هایی خاص بورژوازی یا خانواده‌های بزرگ ... اشاره داردو، اما اگر این تز را مطرح کنیم که مکان‌های عمومی جایی هستند که همه طبقات با یکدیگر در هم می‌آمیزند، چه باید بگوییم؟ با وجود این، این مکان‌ها را نمی‌توان از مفهوم اجتماعی جدا کرد. خیابان شانزه‌لیزه حتی در دوره های «آشوب» همان طبقات اجتماعی را به درون خود...
ادامه خواندن

پاریس در ده سکانس


اگر مردی چنان خوش‌اقبال بوده‌اید که جوانی‌‌اش را در پاریس گذرانده، بقیه عمر، هرکجا باشید، او هم کنارتان خواهد بود: پاریس جشنی بی‌کران است.   ارنست همینگوی سکانس اول: راه آهن شمال یکی از روزهای سرد ِ آفتابی ِ بوالهوس ِ پاریس. فوریه 1974. در ایستگاه راه‌آهن شمال (Gare du Nord)  قطاری از آلمان می‌آید. می‌ایستد. مرد ِ جوان ِ خوشبخت از آن پیاده می‌شود. پاریس ِ دوردست، پاریس ِ رویایی، پاریس ِ همینگوی آنجاست. زیر پاهای او، آسفالت سخت ِ سکو، آرامش و نرمی و خواب‌آلودگی مستی‌آور ِ ابرها را دارد: جادوی قالیچه‌ای افسانه‌ای که می‌‌توان بر آن نشست و بر فراز شهری به پهنای جهان، به پرواز درآمد. چهره شاد، ناشناس و آشنایی، از دور برایش دست تکان می‌دهد و لبخند می‌زند. چهره برای همیشه با او می‌ماند. مثل پاریس. چهره، دروازه‌ای خواهد شد برای ورد به جشن بی‌کران. بیرون خبری از پاریس جاودان نیست. شلوغی ایستگاه و...
ادامه خواندن

بلهوسي هاي ملوکانه ماکرون


نوشته سرژ حليمي ترجمه مرمر کبير پس از آنکه با کمک اکثريت تقريبا مطلق رسانه ها ي فرانسوي، آقاي ماکرون به راحتي بر مسند رياست جمهوري جلوس کرد، امروزخواستار آن است که اکثريت مجلسي که براي خود درست کرده  قانوني بر عليه اشاعه «اخبار جعلي » در دوران انتخابات  به تصويب برساند. شايد او از هم اکنون در حال آماده سازي کارزار انتخاباتي بعدي خويش است. متن پيشنهادي وي به مجلس از سويي بيانگر بي اعتنايي آشکار دولتمردان به اعتراضات مردمي بر عليه آنها و از سوي ديگر نشان دهنده تمهيدات پيوسته آنها براي ابداع اشکال نوين سرکوب مي باشد. مي بايست بسيار کوته بين بود که پيروزي کانديدا ها، احزاب و يا مطالبات  «ضد سيستم» ( مثل انتخاب دونالد ترامپ، خروج انگلستان از اروپا، نتيجه رفراندوم در کاتالونيا و جنبش ٥ ستاره در ايتاليا) را ، حتي ذره اي ، به حساب اشاعه «اخبار و اطلاعات جعلي» از سوي...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 48


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دو دانگه یورش‌های روانی- اجتماعی ما باید دو نوع تجربه را از یکدیگر تمایز دهیم: گروه نخست تجربه‌هایی هستند که هدف صریح آن‌ها بازشناسی شهر است؛ و گروه دوم تجربه‌هایی هستند که آن‌ها نیز به این روند روشنگرانه افزوده می‌شوند،اما هرگز آن قدر اتفاقی نیستند که بتوان نادیده‌شان گرفت.برای نمونه، در مورد نخست می‌توانیم به ورود یک مسافر به یک شهر بیندیشیم: او از گذشته خود گسسته است، او خود را تنها احساس می‌کند و میخواهد تنها باشد. تجربه او از آزادی و تجربۀ شهر از آزادی در هم می‌آمیزد. او نمی‌تواند تجربه آزادی را درک کند، مگر آن را تا حدی محقق کند که شهر از زیر نگاهش بگذرد، بی آنکه هرگز از شهر پاسخی بخواهد یا در پی به خاطر سپردنش باشد.درنگاه او، کاملاً روشن است که برای شهر تا چه حد امکان‌های شکوفایی وجود دارد: خیابان‌ها، هتل‌ها و محله‌هایی که...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 47


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه با پل، ما این بار بر فراز رودخانه ای آرام می ایستیم که هیچ هول و هراسی را بر نمی‌انگیزد. قوس های پل از روی رودخانه گذشته‌اند و بیشتر از هنر و غرورآفرینی انسان سخن می گویند تا از زیبایی «طبیعت». پل به گونه‌ای تجلی جدیدی از انسان است. کناره‌های رودخانه –در مقابلِ اضطرار، تنش و قطعیت شهری- ما را به سوی آزادی، آسایش و پیچ و خم‌ها هدایت می‌کنند. انسان سرانجام این فرصت را می‌یابد که خود را درون حفره‌ای جای دهد. روی پل ما دو عنصر اساسی را بازمی‌یابیم که چندان نمی‌توانند با یکدیگر سازش داشته باشند. از یک سو ما نمایش را داریم، یک حیات شهری مضاعف، همچون پدیده‌ای معادل بلوار. تاریخ نشان می‌دهد که دستفروشان،شعبده‌بازها، معرکه‌گیران ، سارقان و دلقک‌ها به فراوانی روی پل‌های پاریس دیده می شده‌اند. این گروه‌ها رفته رفته در طول زمان از میان رفته...
ادامه خواندن

تسخیرشدگان


ماهیت جنبش جلیقه زردها در پاریس هرچه باشد نباید ساده‌انگارانه دید و با اکتفا به ترجمه یک یا دو تحلیل رسانه‌ای در مورد آن نتیجه‌گیری نمود. همانطور که نباید آن را صرفاً جنبشی پوپولیستی و راستگرا قلمداد کرد، نباید اظهار نظر یکی از رهبران جنبش در مورد تأثیرپذیری از انقلاب 1979 ایران را خیلی جدی گرفت. به‌ویژه آنکه وقتی آب گل‌آلود می‌شود هر صاحب تریبونی ماهی خودش را صید می‌کند. پس از آنکه برخی مقامات فرانسوی از احتمال دست داشتن قدرتهای خارجی در جنبش جلیقه زردها سخن گفتند، نشریه تایمز انگشت اتهام را به سوی روسیه دراز کرد. درحالی که مقامات اطلاعاتی فرانسه این ادعا را تأیید نکرده‌اند، موج مقصر معرفی کردن روسیه در حال بزرگتر شدن است. این درحالی است که ترامپ شخصاً و از طریق توییتر از معترضان حمایت کرده و مدعی شد در فرانسه مردم فریاد می‌زنند :«ما ترامپ را می‌خواهیم». اقدامی که وزیر امور خارجه فرانسه...
ادامه خواندن

کوچه بن‌بستی به نام ماکرون!


ناآرامی‌های فرانسه در گفتگو با ناصر فکوهی استاد انسان‌شناسی دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان‌شناسی و فرهنگ گفتگو گر: قاسم منصور آل کثیر جلیقه زردهای پاریس اعتراض خود نسبت به افزایش قیمت سوخت و مالیات‌ها را از روز شنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۱۸ شروع کردند. این افراد بدون هرگونه رهبری متمرکز، توان سازمان‌دهی تظاهرات ۲۹۰ هزارنفری ۱۷ نوامبر را داشتند. قیمت سوخت دیزل در سال ۲۰۱۸، در فرانسه ۱۶٪ رشد داشته است. افزایش قیمت سوخت بنزین و سوخت دیزل و هم‌زمان با برنامه‌ریزی برای افزایش مالیات در سال ۲۰۱۹ مردم را خشمگین کرد که منجر به این تجمعات شد. این اعتراضات ضربات سنگینی به پیکره اقتصادی فرانسه وارد کرد به‌طوری‌که مقام‌ها در پاریس می‌گویند: ناآرامی‌ها میلیون‌ها یورو خسارت وارد کرده است. بخش اعظمی از این خسارت به صنعت گردشگری بوده که طبق آمار رسمی فرانسه با 40 میلیون بازدید در سال 2017 رکورددار جهان است. درباره علل و پیشینه اجتماعی این...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 46


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه ** به نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد رودخانه در آن واحد هم پهنه های شهری را تقسیم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و هم آن ها را به یکدیگر پیوند می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد. بدون وجود رودخانه، گویی شهر به توده‌ای کمابیش مبهم تبدیل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. به برکت رودخانه، «محورهای هدایت کننده» با وضوح بیشتری خود را نشان می‌دهند؛ با وجود رودخانه ساده‌تر می‌توان مسیر خود را یافت و در ذهن خود محله‌های یک شهر را توزیع کرد. ما [در پاریس] یک کرانه راست و یک کرانه چپ داریم و هرکرانه به صورتی بسیار طبیعی تلاش می‌کند اصالت مفروض خویش را حفظ کند، بورژواتر یا بی‌تکلفتر، دیندارتر یا سکولارتر. اما باید دقت داشته باشیم که هیچ یک از این دلایل سبب نشوند که مسائل اساسی را نبینیم: شهر دیگر یک [پهنه] واحد و به شکل ابلهانه‌ای [یک پهنه] قاره‌ای نمی‌ماند. پیش‌تر گفتیم که شهر بازتاب خود را روی آب‌های رودخانه می‌اندازد. یک دوگانه افزوده...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 45


پیرسانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه ** آیا می‌توان گفت که این دوگانه در مفهوم‌‌‌‌‌ها گویای آن است که ما انگیزه‌هایمان را به سوی یکدیگر فرا می‌فکنیم؟ بدون شک چنین است، اما فرافکنی در زمینه‌ای خنثی و بی‌تفاوت به وجود نمی‌آید. یک ساختار در این‌جا آشکار می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود: این ساختار در تقابل دو مفهوم شهرِ سخت/رودخانه سیال مطرح است. آن‌چه اهمیت دارد روابطی است که میان رودخانه و شهر برقرار می‌شود و نه روابطی که میان رودخانه و خودِ ما ایجاد می‌شود. ما بلافاصله دربرابر عنصری هستیم که به طور محسوسی به ما مربوط است،بی‌آن‌که نیازی باشد از رودخانه سِن یا رودخانه لوار صحبتی بکنیم. ضرورت ما را به تقابل رودخانه/شهر می‌کشاند و از زمانی که یک مسیر را انتخاب می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم، درگیر رویایی می‌شویم که ما را درون گذرگاهی مشخص هدایت خواهد کرد.بدین ترتیب کسی که رودخانه را می‌پذیرد، آن را به مثابۀ حفره‌ای در شهر درک می‌کند. رودخانه در...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 43


  پیر سانسو / برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه منظور ما آن نبود که همچون لویی شوالیه مطالعه ای درباره پاریسیها (Les Parisiens ) انجام بدهیم. هدف ما صرفا آن بوده که نشان دهیم، برغم ظواهر، ترسیم یک مسیر کاملا جغرافیایی در شهری همچون پاریس می تواند دلایل وجود بسیار بیشتری از ترسیم آن در «طبیعت» داشته باشد. مسافر پاریسی – چون او واقعا یک مسافر است- احساس نمی کند که در فضایی خنثی و همگن قرار گرفته که هیچ کششی برایش نداشته باشد. او درون محیطی وحشی فرو می رود، محیطی انبوه، و محرک همه حس هایش من جمله حس بویایی. پس از هرکدام از پرسه زنی هایش]در این شهر[، مسافر باید نفسی تازه کند زیرا با خلق و خوی ها، یا فیزیولوژی ها، شواهد و قطعیت های جدید روبرو شده که با باورهای او انطباق ندارند. اینجاست که می توان درک کرد چگونه برخی از افراد تمام...
ادامه خواندن

زن و طوطیِ مانه (۱۸۶۶)


مونا هادلر / ترجمه ی آرزو مختاریان در نقاشیِ «زن و طوطیِ» سالِ ۱۸۶۶ مانه، ویکتورین مُران ، مُدلِ مانه، بندِ یک عینکِ یک چشمی [مونوکل] در دستِ چپ و یک دسته گُلِ بنفشه در دستِ راست، از پس زمینه بر جَسته. صاف چشم دوخته به روبه رو؛ نگاهِ خیره اش با نگاهِ خیره ی طوطیِ کنارش از نظرِ ترازِ شدت جفت و جور شده. مانه با به کارگیریِ دقیقِ رنگها کمپوزوسیون را حفظ میکند؛ خاکستریِ پس زمینه، هم در چینهای روپوشِ خانه ی صورتی و هم، در تلفیقی زیرکانه، در بال و پرِ پرنده، دوباره ظاهر میشود. به گفته ی امیل زولا: «مانه نمیداند چطور هم آواز بخواند و هم فلسفه ببافد. استعدادش را دارد که تُنهای غالب را با تمام ظرافتشان بگیرد.» اگرچه زولا آنقدر تیزبین است که مانه را در مقامِ به اصطلاح نقاشِ ناب – که با بررسی این کار به وضوح عیان میشود– تحسین کند، از اهمیتِ...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 42


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه پیش از هرچیز باید تأکید کرد که طبق تشخیص جای‌شناس‌ها ی پزشکی، تفاوتهای اقلیمی در شهری چون پاریس اهمیت داشته است. پزشکان، زندگی در نزدیکی محله های مرطوب چون بی‌یِور را توصیه نکرده و برعکس تپه های بلویل را پیشنهاد می‌دادند. گفته می شد که گاه هنگام گذرها از شهر، باید خود را ‎پوشاند یا لباسها را در ‌آورد. پدر لوسین لوون وقتی از خیابان شوسه دانتن می‌گذشت از خدمتکار خود می‌خواست که به او یک پالتو بدهد. آیا امروز می‌توانیم یک پاریسی ولو وسواسی را در نظر بگیرم که برای رفتن در شهر، خودش را به یک پالتو یا یک پتوی مسافرتی مجهز کند! به همین دلیل بود که بیماری‌ها نیز محله‌های مختلف را به شکل یکسان تحت تأثیر قرار نمی‌دادند. ساکنان خانه‌های کناره رود سن، مرگ و میر بیشتری داشتند. انواع بیماریهای همه گیر و سل به خصوص در میان...
ادامه خواندن

نگراني هويتي در مباحث عمومي در فرانسه


ادغام شدن، وسواس بزرگ نويسنده : بنوا برويلBenoit Breville مترجم : سعيد جوادزاده اميني در مباحث بي پايان مربوط به ادغام شدن مهاجرين با اصليت آفريقايي يا عرب برخي ادعا مي کنند که ايتاليائي ها، پرتقالي ها و لهستاني ها تفاوت هاي کمتري داشته و بدون مشکل جدي همسان ديگران مي شدند. اين گونه برداشت با برخوردي بطور خاص فرهنگي با اين موضوع ، تجربيات تاريخي حاصل از يک قرن مهاجرت را از نظر دور مي دارد. فرانسه هويتي، سال ۲۰۱۸ خوبي براي شما آرزو دارد!. در جريان شب زنده داري هاي جشن سال نو ضرب و جرح دو عضو پليس در حاشيه يک جشن شبانه در شامپيني سورـ مارن به بحث و جدل در رابطه با خشونت هاي محلات حومه شهر دامن زد. هنگامي که يک روزنامه نگار فيگارو درصفحه توئيترش عکسهايي از کودکاني که در ميان گل و لاي مشغول بازي کردن هستند را تحت عنوان «‌زاغه نشين...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 41


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه بنابراین لازم بود که پاریسی‌ها مقاومت کنند، که انسان‌ها با تمام انرژی خود با ساختاری که در لختی و ماندگرایی‌اش ، که به دنبال جا انداختن خویش و نقطه تعادل خود بوده، مقاومت کند. همه پاریسی‌ها مقاومت کردند: پیشه‌ورانی که اصرار کردند در مغازه‌هایشان باقی بمانند، آدم شیک پوش و سیاستمداران که به اتفاق می خواستند همچنان بلوارهای[پاریسی] را داشته باشند، هنرمندانی که همچنان دلبند و وابسته تپه های بلند بلویل و مونمارت بودند، بورژوازی قدیمی که حاضر نبود از محله ها (فوبورها) ی خود دست بکشد، دانشجویانی که دوست داشتند در پاریس زندگی کنند، یعنی فرهنگ خود را بالا ببرند، بحث کنند، غذا بخورند و در کرتیه لاتن به یکدیگر عشق بورزند. شکی نیست که درون این پهنه نوسان‌های زیادی صورت گرفت؛ هرچند نباید در میزان تاثیرگذاری آن‌ها مبالغه کرد و لویی شوالیه به درستی می گوید که شانزه لیزه به...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر(40)


پیرسانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه آیا ما باید،بدون هیچ پشیمانی،تنها این اشکال امر قدسی را در نظر بگیریم؟ آیا کافی است برای این کار چنین عنوان کنیم که این موضع‌گیری‌های ما هستند که ما را بدان وادار می‌کند! در این مورد دو ملاحظه قابل طرح است: نخست درباره این ضرورت مقدس، که در نهایت می‌توانیم از آن گذر کنیم. زیرا ما بر ضرورت دیگری اتکا خواهیم کرد که، دیرهنگام، پس از توصیف زاده خواهد شد. زمانی که یک مسیر چیزی اساسی درباره یک شهر به ما بیاموزد و زمانی که بتوانیم بدون زحمت و تا به انتها آن را دنبال کنیم، آن مسیر برایمان معتبر می‌شود. اما آیا این شاخص (رونمایی از شهر و پیوستن به خوانش ]شهر[ ) همان ضرورتی مقدس را ایجاب نمی‌کرد که ما وانمود به کنار گذاشتنش می‌کردیم؟ برای ما مشخص است که هربار مسیرمان و قدم‌هایمان بر یکدیگر انطباق بیابند، نوعی مناسک مقدس...
ادامه خواندن

وقتی حق پناهندگی به نام جمهوریت بسیج می‌کرد


آن ماتیو برگردان منوچهر مرزبانیان در سال‌های دهه ۱۹۳۰، بر بستر بیکاری فزاینده در فرانسه، لوایح چندی برای محدود ساختن مهاجرت و بیرون راندن بیگانگان «نامطلوب» وجهه قانونی یافت. در برابر سلوک احزاب سیاسی و مشی بخش بزرگی از مطبوعات که بر آتش کارزار بیگانه ستیزی خود می‌دمیدند، روشنفکران، قلم به دست گرفتند. آنها به دفاع از حق پناهندگی، سنتی ملی، برای هزاران پناهجوی اسپانیولی، ایتالیایی و دیگرانی برخاستند که از سرکوب در کشور خود می‌گریختند. «بیائید حق پناهندگی را باز بر پا داریم !» این بانگ حمایت از تبعیدیان، در سال ۱۹۳۵، از عنوان مقاله ای در هفته نامه Droit de vivre [”حق حیات“]، نشریه ”مجمع بین‌المللی مقابله با یهود ستیزی“ (پیش کسوت ”مجمع بین المللی علیه نژادپرستی و سامی ستیزی“) برگرفته بودند. سخن از رویدادهای ماه مه در میان است. فرمان دولتی ۶ فوریه به تازگی حق اقامت بیگانگان را به مدت دوسال در بخشی از تقسیمات کشوری...
ادامه خواندن

جوانی ژان دارک


آلفونس دو لامارتین؛ عباس آگاهی بعضی از انسان‌های برگزیده به صورتی طبیعی مسائل مربوط به میهن را با مسائل مربوط به روح خود در هم می‌آمیزند و آن‌قدر بزرگ‌اند که اگر نَفَس خود را با نَفَس کشور توأم نکنند نمی‌توانند به‌راحتی تنفس کنند. ولی ژان دارک از آن دسته آدم‌هایی بود که به نوشتة لامارتین، هنگام جان کندن طولانی اخلاقی و جسمی خویش، گمنام بود. چه قلمی بهتر از قلم لامارتین می‌تواند در آغاز این دفتر، جوانی این زن قهرمان (1412 –1431) را برای ما مجسم کند. ما به این ترتیب او را از لحظة تولّد تا هنگامی‌که از وکولور عازم ملاقات با ولیعهد فرانسه، سپس در آغوش کشیدن افتخار، و سرانجام شهادت می‌شود دنبال خواهیم کرد. در آن زمان‌ها، در دهکدة دُمرمی ، واقع بر شیب جنگلی کوه‌های وُژ ، در بخش علیای استان لورن در منطقة شامپانی و در نزدیکی شهر کوچک وکولور خانواده‌ای زندگی می‌کرد موسوم به...
ادامه خواندن

جنگهاي مذهبي


نوشته سرژ حليمي / ترجمه مرمر کبير فرانسه به تازگي گردباد سياسي ـ رسانه اي جنون آميزي را از سرگذراند. هرچند همه عناصر لازم هنوز موجودند تا مجددا چنين بحرانهايي بوجود آيد : اغراق مفسران رسانه اي در مورد يک کاريکاتور مطبوعاتي، نقش تحريک آميز تويئتي که بدون درنگ و تعمق آتش بيار معرکه گشت، چاشني مذهب که شعله آتش بحران را تند و تيز و گسترده تر ساخت؛ عوامفريبي رجلي سياسي که از قضا نخست وزير هم بوده و حال که اعتبارش را از دست داده مي پندارد که زمين سوخته شايد افتضاح کاريهاي او را از ياد برده و باعث شود بتواند دوباره سر از خاکستر بر آرد (اشاره به سخنان تند مانوئل والس بر عليه وي و مغلطه بر عليه مسلمانان ـ م) . اين را هم نبايد از ياد برد که اين روزها هر موضوعي، حتي آزار جنسي زنان در امريکا، بالاخره به نحوي به اسلام و...
ادامه خواندن

کلاهبرداراني که پرهيزگار شده اند


برکت بي تقوايي دني روبرت دوفور  نظام سرمايه داري از زمان جامعه شناس آلماني ماکس وبر و کتاب او به نام «اخلاق پروتستان و روح سرمايه داري»، به مثابه نظامي منضبط، سختگيرانه، اقتدارگرا، اخلاقي و پدرسالارانه تصور مي شود. اما باز خواني « افسانه زنبوران » اثر برنارد ماندويل، پزشک و فيلسوف قرن هيجدهم به ما نشان مي دهد که بيش از يک قرن است که در اشتباهيم. «افسانه زنبوران» ابتدا با نام «وزوز کندو و يا کلاهبرداراني که پرهيزگار شده اند» در سال ١٧٠٥ چاپ شد، داستان کندوي عسل پر رونقي را به قلم مي کشد که در آن نه تنها همه حرفه ها بلکه همه نوع کلاهبرداري و بي تقوايي رشد و نمو مي کند. علت رفاه و برکت روز افزون کندو در آنست که همه اعضاي آن کم و بيش دزدند. اما احساس گناهي که روحشان را آزار مي دهد وادارشان مي سازد که پارسايي و پرهيزگاري...
ادامه خواندن

شکستی دیگر برای دیوان کیفری بین المللی / فرو پاشی اتهام علیه آقای ”باگبو“


فانی پیگو برگردان منوچهر مرزبانیان قرار بود محاکمه ”لوران باگبو“، رئیس جمهور پیشین ساحل عاج، تائیدی بر پیروزی حقوق بین الملل بر خشونت سیاسی باشد. اما آئین دادرسی پرده از سستی ها و کمبودهای کیفرخواست برداشت و جلسات دادگاه بر مسئولیت فرانسه در ستیز رقبا و قدرت شبکه پرزیدنت ”آلاسان واتارا“، رئیس جمهور کنونی این کشور پرتوی تاباند. روز ۳۰ نوامبر ۲۰۱۷، ”لوران باگبو“، رئیس جمهور ساحل عاح،‌ هفتمین سال در بند را در محله بازداشتگاه های دیوان کیفری بین المللی لاهه (هلند) آغاز کرد. پیش از این دوران حبس، او نزدیک به هشت ماهی را در سیاهچالی در شمال کشور، محروم از دیدن روشنایی روز در حصر به سر برده بود. به رغم مدت غیر عادی این بازداشت موقت، دو تن از سه قاضی دیوان کیفری بین‌المللی، مسئول داوری در باره اتهاماتی که به رئیس جمهور پیشین نسبت داده اند، نپذیرفتند که او در هیئت فردی آزاد در دادگاه...
ادامه خواندن