ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

زبان انگلیسی متعلق به کیست؟ (بخش دوم)

      ویرجینیا وولف، در سال 1952 در مجله تاریخ ادبیات ساندی می نویسد: «آمریکایی ها ... به شکل شهودی کاری کردند که زبان را با نیازهای خود منطبق کنند. در انگلستان بجز محرک های جنگ، قدرت و توانایی اختراع کلمات دچار وقفه شده است؛ نویسندگان ما اوزان شعر خود را دگرگون کرده اند، ریتم متن داستانی را تغییر داده اند، اما ممکن است جستجو در ادبیات داستانی انگلیسی به دنبال یک کلمه جدید تلاشی بی ثمر باشد. اینکه ما از انگلیسی آمریکایی برای تر و تازه کردن سخن خود واژه قرض می گیریم، معنادار است. اصطلاحاتی مثل حرف توخالی (poppycock)، غیر قابل کنترل (rambunctious)، دمپایی جلوباز (flipflop)، تقویت کننده (booster)، میکسر خوب (good mixer) - تمامی این اصطلاحات عامیانه زشت، رسا و نیرومند که وارد زبان عامیانه ما شده و بعدها در نوشتار ما پدیدار ، از آن سوی آتلانتیک آمده اند. این پیش بینی که وقتی کلمات...
ادامه خواندن

اتحاديه اروپا هم شکل بريتانيا؛ ميراث انگلستان براي اتحاديه اروپا

      بروکسل و لندن بي شک راهي براي آرايش جديد خروج بريتانيا توسط راي مردم در ٢٣ ژوئن خواهند يافت. ولي نتيجه رفراندم در « بيرون رفتن» بريتانيا، رهبران اروپائي را به تجديد نظر کامل در  پروژه مشترک، که زير فشار بريتانيا به يک « بازار بزرگ» محدود شده بود، مجبور خواهد کرد.بحث هاي سياسي اغلب شکل  جدال با اعداد بخود مي گيرد اگر چه فقط به اين خلاصه نمي شود.کارزار رفراندم ٢٣ ژوئن در انگلستان در مورد «ماندن» يا «بيرون رفتن» از اتحاديه اروپا، که به پيروزي«بيرون رفتن» از اتحاديه اروپا منجر شد گواه اين ادعاست. هر يک از دو اردوگاه، کارشناسان، لابي ها و مو سسات گوناگوني را بسيج نمودند  وانبوهي از تحقيقات پيشگويانه- البته متضاد- در مورد فوايد وخطرات، بويژه اقتصادي ومالي « بيرون رفتن» از اتحاديه اروپا  ارائه کردند. در مقابل، شهروندان بريتانيائي کمتر يا هيچ اطلاعي در مورد  چگونگي نفوذ وتاثير گزاري ک?%B$ورشان بر شيوه هاي...
برچسب ها:
ادامه خواندن

آیا جین آستن فمنیست بود؟ جواب در داستان هایش هست

   هنگامی برای اولین بار برای شرکت در پروژه آستن به عنوان یکی از شش نویسنده مدرن در رابطه با بررسی شش رمان آستن خواسته شدم به هیچ عنوان قصد نداشتم در پی جست‏وجوی فمنیست بودن یا نبودن آستن باشم چون فقط من باید رمان فمینستی می‏نوشتم  و در این رابطه هم تقریبا مطمئن هستم که انجام چه کاری را به پایان رسانده‏ام.  دفاعیه ماری ولستنکرفت از حقوق زن تقریبا 20 سال قبل از نوشتن اولین رمان استون، در سال 1792 منتشر شد، این در حالی است امروزه وقتی ما درباره‏ی فمینیسم بحث می کنیم آن را خیلی جدید می‏دانیم، بنابراین سوال درباره‏ی فمینیسم بودن استون کمی خنده‏دار به نظر می‏رسد. همان طور که من شروع به نوشتن نسخه غرور و تعصب  خودم در سال 2013 کردم و در نهایت آن را شایسته تقدیر یافتم از آن‏جا که این کتاب اهمیت و اجتناب‏ناپذیری این موضوع را درک می‏کرد که آن زنان...
ادامه خواندن