ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

آيا در سينماي مستند ايران فيلم پرتره داريم؟

نویسنده: مهدي باقري به نظر مي‌رسد به اندازه انگشتان دست فيلم پرتره نداريم. علتش نه آن است که توان ساخت اين‌گونه مستند وجود ندارد، و نه به دليل آنکه چهره مشهور و نا‌مشهور به وفور در اين آب و خاک حضور ندارند، خير، اين گونه نيست. دليلش سنت در خاک پرگهر است که مانع تعريف درست و از همه کامل‌تر صاحب پرتره مي‌شود. وفور زياد است اما کجاست مستند پرتره‌اي که وقتي تمام شد جز پاره‌اي اطلاعات نباشد که در هر کتابي ورق بزني پيدا خواهي کرد. کجاست انعکاس احوال دروني و تجسم ذهني صاحب پرتره و در نهايت کجاست مشکل او که منجر به اثر مي‌شود يا منجر به بزه. اين موانع عرفي و سنتي مانع شکل گرفتن پرتره مستند مي‌شود. در نهايت تاريخ فقط نوشته مي‌شود و درک نخواهد شد. اينکه مي‌گوييم حافظه تاريخي نداريم اين نيست که تاريخ را ندانيم، اين است که آن را لمس نکرده‌ايم، زيرا...
ادامه خواندن

دگرگونی های قصه های جن و پری

      ولادیمیر پراپ؛ ترجمه : م. کاوشگربررسي قصه‌ها را مي‌شود از وجه‌هاي بسياري با بررسي شکل‌هاي ارگانيک طبيعت قياس کرد. فولکلورشناس نيز همانند طبيعت‌شناس با جنس‌ها و گونه‌هاي پديده‌هايي سروکار دارد که در گوهر يک‌سان‌اند. پرسش داروين از خاستگاه گونه‌ها را مي‌توان در زمينه‌ي کار ما نيز پيش کشيد. در زمينه‌ي کار ما نيز هم‌چون در طبيعت، هيچ توضيحِ مستقيم، کاملاً عيني و حکماً قانع‌کننده‌يي براي شباهت ميان پديده‌ها وجود ندارد. پرسشي از اين دست ما را با مسئله‌يي حقيقي روبرو مي‌کند. در هر موردي مي‌توان يکي از دو ديدگاه زير را داشت: يا گفت که نمي‌شود از شباهت دروني دو پديده‌يي که هيچ رابطه‌ي بيروني با يکديگر ندارند و نمي‌توانند هم داشته باشند، نتيجه گرفت که ريشه‌ي تکويني اين دو پديده مشترک است که نظريه‌ي تکوين مستقل گونه‌هاست؛ يا شباهت ريخت‌شناختي را به‌منزله‌ي پيامد وجود نوعي پيوند تکويني تفسير کرد که نظريه‌ي خاستگاه ناشي از دگرديسي‌ها يا دگرگوني...
ادامه خواندن

كاتانيا

  نوشته‌ي لارا واپنيار، برگردان گلي امامي   بچه که بودم يک خانواده‌ي عروسکي داشتم که توي يک جعبه کفش قرمزرنگ زندگي مي‌كردند. جعبه را رنگ کرده بودند که شکل خانه بشود، با سقف قهوه¬اي پررنگ و سايبان زرد. توي خانه يک دست مبل و صندلي پلاستيکي به علاوه برخي وسايل مختلف منزل بود‌: مثل يک جعبه کبريت که تلويزيون بود، آينه‌اي که از يک تکه کاغذ آلومينيوم درست شده بود، و يک قالي کلفت که پنهاني از يکي از پولورهايم بريده بودم. چند تا هم حيوان اهلي داشتم -يک گاو، يک خوک، يک بز و يک مرغ خيلي گنده (که از گاوم هم بزرگ‌تر بود) که بيرون جعبه کفش زندگي مي‌كرد.  خانواده عبارت بودند از: يک عروسک خوشگل پلاستيکي که موها و لباسش رنگي بود، که وقتي بازي مي‌كردم، نقش مرا داشت. يک عروسک لخت کچل، که مي‌شد حدس بزني زن است، از جنس پلاستيک سفت براق، که نقش مادر را...
ادامه خواندن

درآمدي بر بازشناسي وزن ادبيات در گفتار متن فيلم‌هاي مستند

نوشته: همايون امامي گفتار متن را کلامي ‌تعريف کرده‌اند که بر فيلمي ‌خوانده مي‌شود، تا جنبه‌‌هاي اطلاعاتي آن را بهتر و بيشتر آشکار سازد. اطلاعاتي که تصوير به تنهايي قادر به بيان آن نيست. طرح پاره‌اي توضيحات که معمولاً با ارائه‌ي آمار و ارقام همراه است و مخاطب را در درک بهتر موضوع فيلم ياري مي‌بخشد. پرسشي که اينجا مطرح مي‌شود اين است که ادبيات در اين ميان چه نقشي دارد؟ ظاهراً از آنجا که متن‌هايي از اين دست، از بستري ادبي برمي‌خيزند و غالباً ادبيتي بر آن حاکم است، لزوماً بايد از ساخت و بافتي ادبي نيز برخوردار باشد؟ و اين شروع تناقضي است که صورت مساله را تغيير مي‌دهد. تناقض از اينجا بر مي‌خيزد که سينما نه بر مبناي کلام که بر اساس جوهره‌اي تصويري و نمايشي تعريف مي‌شود و از ديرباز در اين مورد، شاهد مناقشه‌هاي طرفداران سينماي ناب بوده‌ايم، طرفداراني که هر نوع سلطه‌ي کلامي ‌يا...
ادامه خواندن

گفت‌و‌گو با جويس کرول اوتس؛ نويسنده امريكايي: بيرون هر ترس، ترس تازه‌اي پيله بسته است

    سهيل سمي، ميعاد عبدالباقي     ميعاد عبدالباقي: پيرو مسيرمان در بررسي تاثير و تاثر ادبي نويسندگان معاصر، ترجمه و معرفي واپسين آثار آنها، و مصاحبه و مخابره‌ي تازه‌ترين آراي‌شان، در اين شماره مجله، پرونده مذکور را به جويس کرول اوتس نويسنده پرآوازه‌ي امريکايي اختصاص داده‌ايم. اوتس با پشته‌اي از موفقيت‌هاي گوناگون ادبي امروز در آستانه‌ي 76‌سالگي است و کماکان در عرصه‌ي نويسندگي و در کسوت استادي ادبيات مشغول به کار است و همه‌ي اين فعاليت‌ها را زندگي مي‌انگارد و نه کار به مفهوم عامي آن. شايد همين نگاه اوست که موجب شده تا در طول نيم‌قرن فعاليت حرفه‌اي تا به امروز بيش از 130 عنوان کتاب اعم از رمان، داستان‌کوتاه، نمايشنامه و داستان‌هاي کودک و نوجوان تحرير کند که بخش قابل توجهي از اين آثار جوايز معتبري را براي نويسنده‌اش به ارمغان آورده. البته اوتس به تازگي اعلام کرده که بعد از برگزاري آخرين سمينار نويسندگي در دانشگاه...
ادامه خواندن

برخورد خلاقانه با واقعيت، در فيلم‌هاي سهراب شهيدثالث

عباس بهارلو يكي از نخستين تعريف‌ها درباره‌ي فيلم و سينماي مستند اطلاق صفتِ غيرتخيلي به اين نوع فيلم‌ها بود؛ يعني فيلم‌هايي كه هيچ‌گونه تخيلي در آنها به‌كار نرفته باشد. اين تعريف مثل هر چيز ابتدايي ديگري بدوي و خام بود؛ اما تعريف‌هاي ديگري كه در اواخر نيمه‌ي اول قرن بيستم از فيلم مستند ارايه شد قدري همه‌جانبه‌تر بود. براساس اين تعريف‌ها، هر شيوه‌اي كه براي ثبت واقعيت بر روي نوار سلولوييد اتخاذ شود، مستندسازي است. اين شيوه‌ها شامل ثبت صحنه‌هاي واقعي يا حتي فراتر از آن بازسازي صادقانه‌ي صحنه‌هاي واقعي بود. به ‌تدريج فيلم مستند «روش خلق واقعيت» يا «برخورد خلاقانه با واقعيت» تعبير شد، و ويژگي‌هاي ديگري براي اين نوع فيلم در نظر گرفته شد. توسل به استدلال توأمِ با احساسات براي ايجاد كردن‌ِ كنش و واكنش‌هاي دلخواه، گسترش دادن دانش و معلومات انساني، برخورد واقع‌گرايانه با مسائل و جست‌وجوي راه‌حل ـ‌و نه الزاماً يافتن راه‌حل‌ـ در عرصه‌هاي اقتصادي،...
ادامه خواندن

نام مستعار و کيستي نويسنده

    ناگفته پيداست که مراد از کيستي نويسنده، کيستي ادبي اوست و نه کيستي فردي‌اش. در اين نوشتار، تلاش بر اين است که ببينيم نام مستعار تا چه اندازه و در چه مواردي با کيستي نويسنده مرتبط مي‌شود و آيا اصلاً مي‌توان ارتباط معناداري ميان اين دو مقوله يافت.         شايد لازم باشد در آغاز تفاوت قائل شويم بين نام مستعار و نام ادبي، که کم و بيش چيزي است در حد و مشابه تخلص شاعرانه. معمولاً  نام مستعار مفهوم مخفي نگه داشتن هويت را به ذهن متبادر مي‌سازد و اين معنا را القا مي‌کند که راهي است براي ناشناس ماندن؛ حال آنکه نام ادبي -همچنان که نام هنري- بر هويتي شناخته‌شده دلالت دارد. در عرصه ادبيات و هنر (به خصوص بازيگري و خوانندگي) فراوان‌اند کساني که به دلايل مختلف ترجيح داده‌اند با نامي ‌به غير از اسم شناسنامه‌اي‌شان فعاليت کنند و شناخته شوند. مثلاً ساموئل لنگهورن کلمنس...
ادامه خواندن

آلترناتيو خشونت، زنانه‌شدن جهان است

«روياهاي دم صبح» تازه‌ترين فيلم از سري فيلم‌هاي مستند در موردكودكان و نوجوانان است كه دردها، زخم‌ها  و مصائب كودكان و نوجوانان كانون اصلاح و تربيت را به تصوير مي‌كشد. روزي كه قرار شد دكتر ناصر فكوهي و مهرداد اسكويي در دفتر مجله جمع شوند، اعضاي تحريريه هم نشستند به تماشاي دسته‌جمعي‌ِ فيلم. همه در تاريكي روشنايي اتاق غوطه‌ور بوديم. چشم‌ها خيره‌ي صفحه‌ي تلويزيون بود و گاهي صداي فيلم را بيرون‌كشيدن يك دستمال كاغذي از جعبه‌اش مي‌شكست.ما در فضايي از جنس واقعيتي دردناك و اجتناب‌ناپذير غوطه‌ور شديم. اما اصل ماجرا اين است كه مهرداد اسكويي توانسته است مصيبت را از كالا‌شدن و دل به‌ رحم‌آوردن نجات دهد. او در پي برانگيختن احساسات زود‌گذر نيست و با نگاهي انساني و هم‌سطح در كنار معضلات اجتماعي نشسته است.از دل‌ِ همين نگاه بود كه پس از تماشاي فيلم همه خود را بي‌پناه در ميان واقعيت تنها يافتيم و در افكار پايان‌ناپذير‌ِ خود فرو...
ادامه خواندن

موضوع هنوز بحث‌انگيز سينماي مستند

محمد سعید محصصی خسرو سينايي زماني گفته بود فيلم‌هاي مستندي که او و دوستانش در وزارت فرهنگ ‌و هنر آن زمان مي‌ساختند، تمريني بود براي ساختن فيلم‌هاي سينمايي. هنوز هم سينايي به اطلاق عنوان مستندساز به خودش اعتراض دارد و مي‌گويد: «من فيلمساز هستم و نه ‌فقط مستندساز». اين‌ جمله را کسي مي‌گويد که يکي از حرفه‌اي‌ترين مستندسازان کشور است. علت اعتراض سينايي به اين عنوان خودش، بيشتر از آن روست که دست‌کم تا ساليان سال، عامه‌ي اهل سينما (حتي پاره‌اي از منتقدان و فيلمسازان روشنفکر، فهيم و صاحب‌ ذوق و نظر) سينماي مستند ما را يک سينماي درجه‌ي دوم به ‌حساب مي‌آورده‌اند. جدا از هرگونه قضاوتي در مورد اين احساس سينايي به سينماي مستند، اکنون اما ‌در باب جايگاه سينماي مستند در ايران، ديگر مي‌توان گفت که اين سينما تنها تمريني براي ورود به عالم سينماي اکران نيست و هستند فيلمسازان توانمندي که آگاهانه دست از سينماي اکران شسته‌اند...
ادامه خواندن

عناصر سينماي مستند در فيلم‌هاي داستاني

   جان گريرسن پس از ديدن فيلم «موانا»ي رابرت فلاهرتي واژه‌ي مستند را (به روايتي براي بار نخست)1 اين گونه تعريف کرد: «گزارش و تفسير خلاق واقعيت يا روشي براي خلق واقعيت.»2 بسياري از تعاريفي که طي سال‌ها در پي آن آمد در بهره‌‌گيري از واژه‌ي واقعيت يا حقيقت و تفسير خلاقه‌ي آن (در مفهوم عام) با اين تعريف مشترک‌اند. از آن ميان مي‌توان به تعريف پال روتا اشاره کرد. او مستند را فيلمي مي‌داند که زندگي واقعي مردم را به‌نحوي خلاق با توجه به شرايط اجتماعي نمودار مي‌سازد. بوردول و تامسون فيلم مستند را فيلمي مي‌دانند که دعوي ارائه اطلاعات عيني از جهان بيرون از فيلم دارد3 کوران برنارد کار مستندساز را در هم تنيدن عناصر واقعي در روايتي کلي مي‌داند به‌نحوي که حاصل کار همان‌قدر که صادق و راستگو است برانگيزاننده و جذاب هم هست و اغلب به چيزي فراتر از حاصل جمع عناصر تشکيل‌دهنده‌ي خود تبديل مي‌شود.4 گستره‌ي...
برچسب ها:
ادامه خواندن