ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

جايي كه مي‌نويسم


احمد اخوت   نوشته است: «روزم با حضور در جايي آغاز مي‌شود كه آنجا نمي‌نويسم، مي‌خوانم. صبح زود مي‌زنم از خانه بيرون و تا شروع كلاس‌هايم يك ساعت و نيم دو ساعتي براي خواندن وقت دارم. مي‌روم در كتابخانه‌ي دانشكده، بخش مرجع، كارم را شروع مي‌كنم. اينجا كسي با من كار ندارد و براي خودم گوشه‌ي دنجي دارم. البته از دور، از دم در ورودي كتابخانه صداي بلند حرف زدن دو سه تا خانم كتابدار دائم مي‌آيد. نه انگار كه اينجا كتابخانه است اما من سعي مي‌كنم حرف‌هايشان را نشنوم (داستان ما نمي‌شنويم زنده‌ياد ساعدي را كه يادت هست؟). از همان حرف‌هاي روزمره‌، الان سه سال است كه حال و روزم همين است. يعني صبح‌ها جايي براي نوشتن ندارم. دفترم در دانشكده‌ي ديگري است كه تا اين دانشكده كه محل تدريسم است و به كتابخانه‌اش پناه مي‌برم فاصله‌ي زيادي دارد. در آن دانشكده كه عضو هيات علمي‌اش هستم كمتر درس...
ادامه خواندن

وقتي از ميزانسن حرف مي‌زنيم، از چه حرف مي‌زنيم!


شهرام مکري   معناي لغتي ميزانسن به‌ هر آنچه در صحنه است، اشاره دارد. در تئاتر هر چه را که در سِن مي‌توان ديد، به عنوان ميزانسن طراحي‌شده براي آن، توسط کارگردان نسبت مي‌دهند. بنابراين از نظر ترجمه تاريخي، ميزانسن، حيطه مسووليت کارگردان و آنجايي بود که کارگردان به برداشت بصري از متني مي‌رسيد و آن را بر سن تئاتر به نمايش مي‌گذاشت. ميزانسن با تئاتر متولد شد و کار کارگردان‌هاي متفاوت با دادن ميزانسن‌هاي متفاوت به يک سن، از هم قابل تفکيک بودند و همان طورکه مي‌دانيد در ابتداي پيدايش اين لغت در فرانسه، مسووليت يک کارگردان تئاتر در قبال يک نمايشنامه واجراي آن شامل همه موارد مي‌شد، از مسير حرکت بازيگران و ايستادن آنها بر سِن براي گفتن ديالوگ، تا چگونگي قطع و وصل شدن نورها و بازي بازيگران. حتي مواردي مثل گريم و چيدمان دکور احتمالي هم جزو ميزانسن مي‌شد. اگر اين چيدمان پر از وسيله بود،...
ادامه خواندن

شعر بايد زلزله باشد: گفت‌و‌گوي طولاني دو دوست


علي عبداللهي‌، همراه با سيد‌علي صالحي سيدعلي صالحي از شاعران مطرح روزگار ماست، و نيازي ندارد به معرفي من در اين چند سطر مختصر: همه مي‌شناسندش و بي‌شك يكي از شاعران پرخواننده و مخاطب‌دوست امروز زبان فارسي است. وي از سال‌هاي دهه‌ي 50 در عرصه‌ي شعر و ادبيات حضوري فعال دارد، از  کتاب شعر «از آوازهاي کوليان اهوازي» چاپ سال 1356 خورشيدي تا «شازده کوچولو، فال‌فروش ميدان راه آهن» که به زودي منتشر خواهد شد، اين شاعر جنوبي، در عرصه‌ي شعر، راه‌ها، سبک‌ها و لحن‌هاي مختلف را تجربه کرده است، از منظومه تا‌ هايکو! از شعر حماسي- غنايي به لحني شاملووار تا جريان شعر ناب، و شعر گفتار که خود از بانيان آن بود و نيز فراگفتار و سرودن شعرهاي سياسي اجتماعي روز، و البته حجم عظيمي ‌از بازسرايي متون کهن، تا بازسرايي آثاري از شاعران معاصر جهان... اين همه از وي شاعري جدي ساخته است که افزون بر کار...
ادامه خواندن

ژان پي‌ير ملويل - حرکت ژستها: از تعين تا انتزاع


  امين حامي‌خواه 1-‌ بدل شدن حالات و ويژگي‌هاي خاص فردي در قرن بيستم به امري صرفاً روانکاوانه باعث شد تا وجوه متفاوت انساني و کژتابي‌ها و دگرساني-هاي رواني و فيزيولوژيکي تنها به مثابه‌ نقصاني زيستي در نظر گرفته شود. ديگر خبري از دماغ نيکلاي گوگول و طغيان اِما بواريِ فلوبر نبود و گويي کليتي روانکاوانه در قرن بيستم بر زيبايي‌شناسي تفاوت‌ها سيطره يافت.  در اينجاست که مفهوم ژست را که در ايران صرفاً آن را با مقاله‌ي معروف آگامبن تحت عنوان «ايده‌هايي در باب ژست» مي‌شناسيم,  بايد از ابعاد ديگر نيز مورد بازشناسي قرار داد. به ويژه آنکه پاي تحليل فيلم‌هاي سينماگر مولف فرانسوي ژان-پي‌ير ملويل به ميان بيايد. فيلمسازي که گويي همه همت‌اش را در غمخواري با ژست‌هاي از دست رفته مي‌ديد؛ از کشيش و افسر جنگ جهاني گرفته تا گنگستر و جاني. آنچه به زيبايي‌شناسي سينما معناهاي تازه‌اي را مي‌افزايد و از سويي آن را فراتر از...
ادامه خواندن

هنرمندِ قلابيِ اسبا‌ب‌بازي‌هاي كوكي؛ نگاهي به سينماي استيون سودربرگ


  اميرحسين سيادت «وقتي کسي خوشبخت است به ندرت درگيرِ معناي زندگي و ديگر مفاهيمِ ازلي-‌ابدي مي‌شود.» مي‌توان مصداقِ ملموسِ اين تلقي اسناوت، دانشمندِ عارف‌مشربِ اقتباسِ تارکوفسکي از «سولاريس»، رمان‌ِ استانيسلاو لم، را پس از گذشتِ نزديک به سه دهه به گونه‌اي طعنه‌آميز در دومين اقتباسِ سينمايي از همان رمان، يعني «سولاريسِ» استيون سودربرگ (محصول 2002)، مشاهده کرد. اگر نخواهيم اين نکته که تمامي جنبه‌هاي شاعرانه‌ي اقتباس نخست و انعکاسِ وضعِ تعميم‌پذيرِ بشري و زيرِ سوال رفتن‌ِ ارکان‌ِ فلسفي و اخلاقي مدرنيته در آن، طي اقتباسِ دوم به يک ملودرامِ فضايي تک‌بُعدي و بي‌بهره از چالش‌هاي هستي‌شناسانه و پيچيدگي‌هاي فرمال تقليل‌يافته را پاي «خوشبخت بودن‌ِ» سودربرگ بگذاريم، دستِ کم مي‌توانيم در نسبت با فقدان‌ِ حساسيتِ هنري در قاموسِ وي و يدِ طولايش در «سفارشي‌سازي» و سازگاري با انواعِ مضمون و پاسخ دادن به همه جور نياز و سليقه تعبيرش کنيم. مي‌شود گفت در پي آنچه عموماً از بده‌بستان‌ِ ولنگارانه‌‌ي سودربرگ...
ادامه خواندن

گفت‌وگو با ماريو بارگاس يوسا: مادام بوواري مونث جاودان است


        خجسته كيهان تلاش براي ارتباط با ماريو بارگاس يوسا از اوايل اسفند ماه 1392 با نوشتن نامه‌اي آغاز شد که در آن درخواست کرده بودم به ترتيبي که خود بر مي‌گزيند درباره‌ي زندگي و آثارش با او مصاحبه کنم. اما پاسخ اين نامه پنج ماه بعد، زماني که ديگر اميدي به دريافتش نداشتم، با نامه‌ي الکترونيک کوتاهي که در آن تاريخ و ساعت مصاحبه‌اي تلفني را تعيين کرده بود به من رسيد؛ با اين توضيح که زمان مصاحبه تنها نيم‌ساعت خواهد بود. از اين‌رو آنچه در زير مي‌خوانيد مصاحبه‌اي‌ست که طبق قرار با آقاي بارگاس يوسا در 28 شهريور، ساعت دوازده و نيم به وقت تهران و 10صبح به وقت مادريد انجام دادم.  ضمناً ماريو بارگاس يوسا زبان‌هاي انگليسي و فرانسه را به خوبي صحبت مي‌کند، اما به دليل نزديکي بيشتر زبان فرانسه به اسپانيولي (زبان مادري‌اش) مصاحبه را به زبان فرانسه انجام دادم. در آخر...
ادامه خواندن

ميزانسن؛ فرزند مشروع يا نامشروع تئوري مولف؟


  محمود كلاري, كيانوش عياري, بهروز افخمي از ميزانسن در سينما و نگره مولف مي‌گويند جواد طوسي: ظريفي به شوخي مي‌گقت «خدا از اين «فرانسوا تروفو» و اعوان و انصارش در «كايه دو سينما» نگذره كه تخم لقِ اين «تئوري مولف» را در سينما كاشتند تا از توي دلش «ميزانسن» و اين جور چيزا بيرون بياد. براي سينما كه نبايد از اين نسخه‌ها پيچيد». ولي از شوخي گذشته, همين نسخه‌هاي شفابخش باعث شده در بعضي دوره‌ها تنور سينماگر متر شود, بحث ميان عده‌اي كه همه دل‌سپرده‌ي اين مديوم هستند سر بگيرد, موافق و مخالف به جان هم بيفتند و بهانه‌اي داشته باشيم تا سينماي بعضي بزرگان يا فيلمسازان -به ناحق- مهجورمانده را مورد بازنگري قرار دهيم و در آثارشان دنبال يك‌سري مفاهيم و كليدواژه‌ها و نشانه‌هاي مشترك بگرديم و دلمان را به اين شناسنامه‌هاي مستقل و تشخص‌يافته خوش كنيم و توجيهي براي اين نرد عشق‌بازي داشته باشيم. سرفصل اصلي گفت‌وگويمان...
ادامه خواندن

کريستين متز و مساله‌ي دلالت تصوير


ميلاد روشني‌پايان کريستين متز، مقاله‌ي دوران‌ساز خود را با عنوان سينما: زبان يا سيستم زباني؟، با اين جملات پر از اميد به پايان مي‌برد؛ «سوسور آنقدر زنده نماند تا بتواند درباره‌ي اهميتي که سينما در دنياي کنوني به دست آورده است، اظهارنظري بکند، اما کسي منکر اين اهميت نيست که زمان نشانه‌شناسي فيلم فرا رسيده است».1 زمان نشانه‌شناسي فيلم فرا رسيده بود و اين خود متز بود که مي‌رفت با همين مقاله، که در يکي از شماره‌هاي سال 1964 نشريه‌ي کومينيکاسيون منتشر شده بود و امروز يکي از کلاسيک‌ترين مقاله‌ها‌ي نشانه‌شناسي فيلم است، به گشايشي جديد در تئوري فيلم دست بزند. گشايشي که به منزله‌ي آري‌گويي به توفاني بود که پيشتر از سوي زبان‌شناسي و نشانه‌شناسي ساختارگرا وزيدن گرفته بود و تا آن لحظه تمام حوزه‌هاي علوم انساني و نقد ادبي و هنري را درنورديده بود. و حالا نوبت سينما بود که خارج از بحث‌هاي عوامانه و متداول در خصوص...
ادامه خواندن

ازدواج‌هاي ادبي


توضیح تصویر: پرتره آرنولفینی، اثر یان وان آیک (1434) احمد اخوت   از معاني و ساحت‌هاي مختلف برخوردار است و مي‌توانيم از منظرهاي گوناگون به اين نگاه كنيم. يك معنايش ازدواج نويسندگان است. دو نويسنده كه با هم ازدواج مي‌كنند حال و روزگارشان چگونه است و نشانه‌شناسي اين زندگي چيست و احياناً چه تفاوت‌(هايي) با ديگر زندگي‌هاي زناشويي دارد؟ براي مثال نويسندة معاصر پل استر تا‌كنون دوبار ازدواج كرده است. از سال 1974 تا 1978 همسرش ليديا ديويس داستان‌نويس و مترجم بود و از سال 1982 به بعد با نويسنده‌اي نروژي‌تبار به اسم سيري هوستوت زندگي مي‌كند، كسي كه تا‌كنون چهار رمان و يك مجموعه داستان از او منتشر شده است. اين دو زندگي «ادبي-‌خانوادگي» (تاكيد بر اين تركيب مهم است) چه تفاوت‌هايي با هم داشت و اساساً نويسنده‌ها به زندگي خانوادگي چگونه نگاه مي‌كنند و اينها كه در داستان‌هايشان احتمالاً از عشق و نفرت هم حرف مي‌زنند خود در...
ادامه خواندن

هنرمندِ قلابيِ اسبا‌ب‌بازي‌هاي كوكي نگاهي به سينماي استيون سودربرگ


اميرحسين سيادت «وقتي کسي خوشبخت است به ندرت درگيرِ معناي زندگي و ديگر مفاهيمِ ازلي-‌ابدي مي‌شود.» مي‌توان مصداقِ ملموسِ اين تلقي اسناوت، دانشمندِ عارف‌مشربِ اقتباسِ تارکوفسکي از «سولاريس»، رمان‌ِ استانيسلاو لم، را پس از گذشتِ نزديک به سه دهه به گونه‌اي طعنه‌آميز در دومين اقتباسِ سينمايي از همان رمان، يعني «سولاريسِ» استيون سودربرگ (محصول 2002)، مشاهده کرد. اگر نخواهيم اين نکته که تمامي جنبه‌هاي شاعرانه‌ي اقتباس نخست و انعکاسِ وضعِ تعميم‌پذيرِ بشري و زيرِ سوال رفتن‌ِ ارکان‌ِ فلسفي و اخلاقي مدرنيته در آن، طي اقتباسِ دوم به يک ملودرامِ فضايي تک‌بُعدي و بي‌بهره از چالش‌هاي هستي‌شناسانه و پيچيدگي‌هاي فرمال تقليل‌يافته را پاي «خوشبخت بودن‌ِ» سودربرگ بگذاريم، دستِ کم مي‌توانيم در نسبت با فقدان‌ِ حساسيتِ هنري در قاموسِ وي و يدِ طولايش در «سفارشي‌سازي» و سازگاري با انواعِ مضمون و پاسخ دادن به همه جور نياز و سليقه تعبيرش کنيم. مي‌شود گفت در پي آنچه عموماً از بده‌بستان‌ِ ولنگارانه‌‌ي سودربرگ با...
ادامه خواندن

گفت‌وگو با زاون قوکاسيان : سرگذشت سينماي تجربي ايران و «سينماي آزاد»


      اردوان تراکمه «سينماي آزاد» ايران و جواناني که در آن سال‌هاي دهه‌هاي 40 و 50 زير اين عنوان شروع کردند به تجربه‌ي سينما و فعاليت‌هاي سينمايي، بي‌شک از تاثيرگذاران مهم حرکت سينماي ايران بودند و هستند هنوز. مستند کردن تاريخچه‌ي اين جريان مهم سينماي ايران را با گفت‌وگو با «زاون قوکاسيان» آغاز کرديم. گفت‌وگو با «اکبر خواجويي»، يکي ديگر از بانيان سينماي آزاد در اصفهان را در اين سلسله‌گفت‌وگوها در نظر داشتيم که يا ما دير جنبيديم يا او زود رفت. يادش گرامي‌باد. «زاون قوکاسيان» در اين مهرماهي که ما مشغول مکتوب کردن گفت‌وگو با او از نوار صوتي اين فيلم مستند بوديم براي معالجه به اتريش سفر کرد. اميدواريم درمان بيماري او هر چه زودتر به انجام برسد و «عمو زاون» همچنان قبراق و سرحال راهنما و ياور ما باشد در به انجام رساندن اين پروژه‌ي مهم.  *** * آقاي قوکاسيان، از اول شروع کنيم. فعاليت...
ادامه خواندن

از نيش تا نوش: گفتگو با «منوچهر انور»


    عليرضا ارواحي آن‌چه در مصاحبه با «منوچهر انور» بيش‌ترين جذابيت را دارد قرارگرفتن روبروي مردي است که گيرايي صدايش،«معنايي» براي دريافت کلامش مي‌شود.در برخي از فيلم‌ها که با صداي وي همراه است، مهم نيست چه مي‌شنويم، اهميت در آن است که فرمِ کلام را از طريق گوش درک کنيم. تاثير تصاوير مي‌تواند با گفتار فيلم افزايش يابد، ولي اين تاثيرگذاري در برخي از اين گفتار‌ها به‌گونه‌اي است که از تصاوير و حتي از محتواي گفتار غافل مي‌مانيم. گفتار متن به‌جاي برانگيختن مشارکت ذهني در ساختار فيلم،مخاطب را با فرمِ گفتاري روبرو مي‌کند کهاز تصاوير پيشي مي‌گيرد.1 *** ارواحي: ساختن فيلمي مثل «نيشدارو» در دهة چهل اهميت زيادي دارد، در اين سال‌ها فيلم‌ها يا مطابق سليقه‌ي مخاطب ساخته مي‌شد و يا مطابق سليقه‌ي سازمان‌هاي دولتي وقت، اين شرايط براي ساخت فيلم «نيشدارو» چه‌طور بود؟ انور: آن وقت‌ها اگر شما مي‌خواستيد در زمينة فيلم يک کاري خارج از خط موجود...
ادامه خواندن

حضور فرهنگي و هنري «منوچهر انور»*


 حضور فرهنگي و هنري «منوچهر انور» در دو زمينه قابل بررسي است: 1- فعاليت‌هاي تاثيرگذار 2-  نظرات و آثار در حيطه‌يپراتيک-تئوريک و زيبايي‌شناسانه   1‌- «منوچهر انور» در نحوه‌ي گفتار توانست جرياني ايجاد کند تا بيشتر به زبان گفتار توجه شود،يعنيزبان‌ِ گفتار با شکل‌گيري‌اش بتواند معنا را از طريق ادا ايجاد کند و به قدرت زبان بيافزايد. زبان در اين روند، مبالغه‌آميز و متظاهرانه و ويران نمي‌شود بلکه ساخته مي‌شود، فهم زباني، و نه ادبي، در گفتار متن اهميت مي‌يابد و يک فهم زباني از گفتار به‌دست مي‌آيد. مهم‌ترين آنها همان آنونس‌هاي فيلم‌ها و گفتار فيلم‌هاي خاص و حافظ‌خوانييا مولوي‌خواني -خوانش‌هاي وي از اين شاعران- ارائه‌شده در کنگره‌هاي مختلف است. - فعاليت‌هايي که با «گروه هنر ملي» داشته استو فيلمنامه‌هايي که با افراد مختلف در اين گروه نوشته اهميت بسياري دارد. در اين نوشتارها هم وجوه رئاليستيک و هم تمثيلييا رئاليسم-تمثيلي ديده مي‌شود. بدين جهت فيلم «شهيدثالث» را مي‌پسندد، چرا...
ادامه خواندن

آيا در سينماي مستند ايران فيلم پرتره داريم؟


نویسنده: مهدي باقري   به نظر مي‌رسد به اندازه انگشتان دست فيلم پرتره نداريم. علتش نه آن است که توان ساخت اين‌گونه مستند وجود ندارد، و نه به دليل آنکه چهره مشهور و نا‌مشهور به وفور در اين آب و خاک حضور ندارند، خير، اين گونه نيست. دليلش سنت در خاک پرگهر است که مانع تعريف درست و از همه کامل‌تر صاحب پرتره مي‌شود. وفور زياد است اما کجاست مستند پرتره‌اي که وقتي تمام شد جز پاره‌اي اطلاعات نباشد که در هر کتابي ورق بزني پيدا خواهي کرد. کجاست انعکاس احوال دروني و تجسم ذهني صاحب پرتره و در نهايت کجاست مشکل او که منجر به اثر مي‌شود يا منجر به بزه. اين موانع عرفي و سنتي مانع شکل گرفتن پرتره مستند مي‌شود. در نهايت تاريخ فقط نوشته مي‌شود و درک نخواهد شد. اينکه مي‌گوييم حافظه تاريخي نداريم اين نيست که تاريخ را ندانيم، اين است که آن را لمس...
ادامه خواندن

دگرگونی های قصه های جن و پری


      ولادیمیر پراپ؛ ترجمه : م. کاوشگر بررسي قصه‌ها را مي‌شود از وجه‌هاي بسياري با بررسي شکل‌هاي ارگانيک طبيعت قياس کرد. فولکلورشناس نيز همانند طبيعت‌شناس با جنس‌ها و گونه‌هاي پديده‌هايي سروکار دارد که در گوهر يک‌سان‌اند. پرسش داروين از خاستگاه گونه‌ها را مي‌توان در زمينه‌ي کار ما نيز پيش کشيد. در زمينه‌ي کار ما نيز هم‌چون در طبيعت، هيچ توضيحِ مستقيم، کاملاً عيني و حکماً قانع‌کننده‌يي براي شباهت ميان پديده‌ها وجود ندارد. پرسشي از اين دست ما را با مسئله‌يي حقيقي روبرو مي‌کند. در هر موردي مي‌توان يکي از دو ديدگاه زير را داشت: يا گفت که نمي‌شود از شباهت دروني دو پديده‌يي که هيچ رابطه‌ي بيروني با يکديگر ندارند و نمي‌توانند هم داشته باشند، نتيجه گرفت که ريشه‌ي تکويني اين دو پديده مشترک است که نظريه‌ي تکوين مستقل گونه‌هاست؛ يا شباهت ريخت‌شناختي را به‌منزله‌ي پيامد وجود نوعي پيوند تکويني تفسير کرد که نظريه‌ي خاستگاه ناشي از دگرديسي‌ها...
ادامه خواندن

كاتانيا


  نوشته‌ي لارا واپنيار، برگردان گلي امامي   بچه که بودم يک خانواده‌ي عروسکي داشتم که توي يک جعبه کفش قرمزرنگ زندگي مي‌كردند. جعبه را رنگ کرده بودند که شکل خانه بشود، با سقف قهوه¬اي پررنگ و سايبان زرد. توي خانه يک دست مبل و صندلي پلاستيکي به علاوه برخي وسايل مختلف منزل بود‌: مثل يک جعبه کبريت که تلويزيون بود، آينه‌اي که از يک تکه کاغذ آلومينيوم درست شده بود، و يک قالي کلفت که پنهاني از يکي از پولورهايم بريده بودم. چند تا هم حيوان اهلي داشتم -يک گاو، يک خوک، يک بز و يک مرغ خيلي گنده (که از گاوم هم بزرگ‌تر بود) که بيرون جعبه کفش زندگي مي‌كرد.  خانواده عبارت بودند از: يک عروسک خوشگل پلاستيکي که موها و لباسش رنگي بود، که وقتي بازي مي‌كردم، نقش مرا داشت. يک عروسک لخت کچل، که مي‌شد حدس بزني زن است، از جنس پلاستيک سفت براق، که نقش مادر...
ادامه خواندن

درآمدي بر بازشناسي وزن ادبيات در گفتار متن فيلم‌هاي مستند


نوشته: همايون امامي گفتار متن را کلامي ‌تعريف کرده‌اند که بر فيلمي ‌خوانده مي‌شود، تا جنبه‌‌هاي اطلاعاتي آن را بهتر و بيشتر آشکار سازد. اطلاعاتي که تصوير به تنهايي قادر به بيان آن نيست. طرح پاره‌اي توضيحات که معمولاً با ارائه‌ي آمار و ارقام همراه است و مخاطب را در درک بهتر موضوع فيلم ياري مي‌بخشد. پرسشي که اينجا مطرح مي‌شود اين است که ادبيات در اين ميان چه نقشي دارد؟ ظاهراً از آنجا که متن‌هايي از اين دست، از بستري ادبي برمي‌خيزند و غالباً ادبيتي بر آن حاکم است، لزوماً بايد از ساخت و بافتي ادبي نيز برخوردار باشد؟ و اين شروع تناقضي است که صورت مساله را تغيير مي‌دهد. تناقض از اينجا بر مي‌خيزد که سينما نه بر مبناي کلام که بر اساس جوهره‌اي تصويري و نمايشي تعريف مي‌شود و از ديرباز در اين مورد، شاهد مناقشه‌هاي طرفداران سينماي ناب بوده‌ايم، طرفداراني که هر نوع سلطه‌ي کلامي ‌يا...
ادامه خواندن

گفت‌و‌گو با جويس کرول اوتس؛ نويسنده امريكايي: بيرون هر ترس، ترس تازه‌اي پيله بسته است


    سهيل سمي، ميعاد عبدالباقي     ميعاد عبدالباقي: پيرو مسيرمان در بررسي تاثير و تاثر ادبي نويسندگان معاصر، ترجمه و معرفي واپسين آثار آنها، و مصاحبه و مخابره‌ي تازه‌ترين آراي‌شان، در اين شماره مجله، پرونده مذکور را به جويس کرول اوتس نويسنده پرآوازه‌ي امريکايي اختصاص داده‌ايم. اوتس با پشته‌اي از موفقيت‌هاي گوناگون ادبي امروز در آستانه‌ي 76‌سالگي است و کماکان در عرصه‌ي نويسندگي و در کسوت استادي ادبيات مشغول به کار است و همه‌ي اين فعاليت‌ها را زندگي مي‌انگارد و نه کار به مفهوم عامي آن. شايد همين نگاه اوست که موجب شده تا در طول نيم‌قرن فعاليت حرفه‌اي تا به امروز بيش از 130 عنوان کتاب اعم از رمان، داستان‌کوتاه، نمايشنامه و داستان‌هاي کودک و نوجوان تحرير کند که بخش قابل توجهي از اين آثار جوايز معتبري را براي نويسنده‌اش به ارمغان آورده. البته اوتس به تازگي اعلام کرده که بعد از برگزاري آخرين سمينار نويسندگي در...
ادامه خواندن

برخورد خلاقانه با واقعيت، در فيلم‌هاي سهراب شهيدثالث


عباس بهارلو يكي از نخستين تعريف‌ها درباره‌ي فيلم و سينماي مستند اطلاق صفتِ غيرتخيلي به اين نوع فيلم‌ها بود؛ يعني فيلم‌هايي كه هيچ‌گونه تخيلي در آنها به‌كار نرفته باشد. اين تعريف مثل هر چيز ابتدايي ديگري بدوي و خام بود؛ اما تعريف‌هاي ديگري كه در اواخر نيمه‌ي اول قرن بيستم از فيلم مستند ارايه شد قدري همه‌جانبه‌تر بود. براساس اين تعريف‌ها، هر شيوه‌اي كه براي ثبت واقعيت بر روي نوار سلولوييد اتخاذ شود، مستندسازي است. اين شيوه‌ها شامل ثبت صحنه‌هاي واقعي يا حتي فراتر از آن بازسازي صادقانه‌ي صحنه‌هاي واقعي بود. به ‌تدريج فيلم مستند «روش خلق واقعيت» يا «برخورد خلاقانه با واقعيت» تعبير شد، و ويژگي‌هاي ديگري براي اين نوع فيلم در نظر گرفته شد. توسل به استدلال توأمِ با احساسات براي ايجاد كردن‌ِ كنش و واكنش‌هاي دلخواه، گسترش دادن دانش و معلومات انساني، برخورد واقع‌گرايانه با مسائل و جست‌وجوي راه‌حل ـ‌و نه الزاماً يافتن راه‌حل‌ـ در عرصه‌هاي اقتصادي،...
ادامه خواندن

نام مستعار و کيستي نويسنده


    ناگفته پيداست که مراد از کيستي نويسنده، کيستي ادبي اوست و نه کيستي فردي‌اش. در اين نوشتار، تلاش بر اين است که ببينيم نام مستعار تا چه اندازه و در چه مواردي با کيستي نويسنده مرتبط مي‌شود و آيا اصلاً مي‌توان ارتباط معناداري ميان اين دو مقوله يافت.         شايد لازم باشد در آغاز تفاوت قائل شويم بين نام مستعار و نام ادبي، که کم و بيش چيزي است در حد و مشابه تخلص شاعرانه. معمولاً  نام مستعار مفهوم مخفي نگه داشتن هويت را به ذهن متبادر مي‌سازد و اين معنا را القا مي‌کند که راهي است براي ناشناس ماندن؛ حال آنکه نام ادبي -همچنان که نام هنري- بر هويتي شناخته‌شده دلالت دارد. در عرصه ادبيات و هنر (به خصوص بازيگري و خوانندگي) فراوان‌اند کساني که به دلايل مختلف ترجيح داده‌اند با نامي ‌به غير از اسم شناسنامه‌اي‌شان فعاليت کنند و شناخته شوند. مثلاً ساموئل لنگهورن...
ادامه خواندن