ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

پرونده شخصیت/ سورن کیرکگور


  کیرکگور همانگونه که بود صالح نجفی   کیرکگوری که ما در ایران می‌شناختیم بیشتر به واسطه فیلم «هامون» و کتاب «ترس و لرز» با آن ترجمه بی‌معنی که بود منتشر می‌شد تا زمانی که ترجمه خوب آقای رشیدیان به بازار آمد اشاره: از آقای صالح نجفی خواهش کردیم مقاله‌ای درباره سورن کیرکگور برای ما بنویسند، ایشان متن یک سخنرانی را در اختیار کرگدن قرار دادند که سعی کردیم با امانتداری آن را چاپ کنیم. داستان ترجمه کتاب «تکرار» را به‌‌اصطلاح قفانگرانه شروع می‌کنم و تاریخ ترجمه آن را مثل بقیه تاریخ‌ها معطوف به ماسبق روایت می‌کنم. ممکن است در مسیر زندگی هر فرد تصادف‌هایی پیش بیاید و درگیر پروژه‌ها، ترجمه‌ها یا انتشار متن‌هایی شود و تصادفا پا در مسیری بگذارد که خودش تعیین‌کننده آن نبوده؛ هرچند در ابتدا فکر می‌کرد به شکل شخصی دارد کار را دنبال می‌کند. ترجیح می‌دهم بحث را با پروژه‌هایی شروع کنم که همدیگر را...
ادامه خواندن

راسکولنیکوف، منفیِ جذاب


  آبتین گلکار جرج برنارد شاو زمانی یکی از شاخصه‌های «درام نو» را در آن دانسته بود که مرزبندی میان شخصیت‌های مثبت و منفی نمایش مبهم یا حتی غیرممکن باشد، یعنی نتوان مشخص کرد که در نمایش چه کسی شخصیت مثبت است و چه کسی شخصیت منفی. البته این پدیده که امروزه شاید پیش‌پاافتاده به نظر برسد، ولی در قرن نوزدهم هنوز تازگی داشت، هنگام خواندن آثار ادبی دوره‌های پیشین گاه به شکلی دیگر اتفاق می‌افتد: زمانی که در اثر جادوی هنر و ادبیات،همدلی ما با قهرمان منفی اثر چنان برانگیخته می‌شود که از یاد می‌بریم او قرار است قهرمان منفی و تجسم صفاتی ناپسند باشد. نویسندگان روس که در این زمینه استادند. یکی‌شان رمانی می‌نویسد به نام «پدران و فرزندان» و قهرمانی را در کانون آن می‌نشاند که قرار بود جلوه بیماری و اندیشه‌های مخربی باشد که نسل جوان آن زمان روسیه را، از دید نویسنده، در بر گرفته...
ادامه خواندن

کرگدن پریم/ فلسفیدن و پرسشگری


پرسشگری یک نوعی بیماری است گفت‌وگو با سیاوش جمادی درباره فلسفیدن و پرسشگری؛ فلسفه چه نسبتی با پرسشگری دارد و این دو چه نقشی در زندگی ما ایفا می‌کنند محسن آزموده این تعبیر مشهور مارتین هایدگر، اندیشمند معاصر آلمانی، را بسیار شنیده‌ایم و خوانده‌ایم که «پرسش تقوای تفکر است» اما به راستی چرا چنین است؟ چه نسبتی هست میان اندیشیدن و تفکر؟ مراد از تقوا در این‌جا چیست؟ پرسش واقعی چرا و چگونه طرح می‌شود؟ آیا همین سوال‌هایی را که ما روزانه از یکدیگر می‌پرسیم یا در مصاحبه‌ها و گفت‌وگوهای رایج می‌شنویم، می‌توان پرسش در معنای دقیق فلسفی آن خواند؟ آیا طرح پرسش در خلأ و بدون پیش‌زمینه صورت می‌گیرد؟ سیاوش جمادی از نویسندگان و مترجمان نام‌آشناست که آثار سترگ و تاثیرگذاری چون «هستی و زمان» مارتین هایدگر را به فارسی ترجمه کرده است و تا حدود یک دهه پیش کتاب‌های زیادی به صورت ترجمه یا تالیف از او منتشر...
ادامه خواندن

شایگان دردمند است


  گفت‌وگو با سروش دباغ درباره داریوش شایگان متقدم و متاخر؛ از کتاب «آسیا در برابر غرب» تا «افسون‌زدگی جدید» که هر دو از مهم‌ترین کتاب‌های شایگانند هومان دوراندیش در بین آثار متعددی که داریوش شایگان به زبان‌های فارسی و فرانسوی نوشته است، احتمالا دو کتاب «آسیا در برابر غرب» و «افسون‌زدگی جدید» بیش از سایر آثارش موضع وی را در قبال تمدن جدید غرب نشان می‌دهند. اگرچه کتاب «انقلاب دینی» شایگان نیز جزو آثار مهم اوست اما در گفت‌وگو با سروش دباغ، این کتاب را فاکتور گرفتیم تا شایگان متقدم و متاخر را در آینه آن دو اثر اساسی‌اش تماشا کنیم. سروش دباغ در چند سال گذشته سلسله‌جلساتی در معرفی و نقد متفکران برجسته ایران برگزار کرده است و در این جلسات مفصلا به بررسی آثار و اندیشه‌های داریوش شایگان نیز پرداخته است. * احتمالا مشهورترین کتاب داریوش شایگان «آسیا در برابر غرب» است. برخی حتی معتقدند این کتاب...
ادامه خواندن

راز بازی، راز اسباب‌ بازی


  آیا «بازی» امری ذاتی یا دست کم قدیمی و باستانی در انسان است یا باید آن را امری اکتسایی و به خصوص از زمانی قابل تامل دانست که انسان مدرن فرصت‌هایی هرچه بیشتر را برای فراغت خود می‌یابد؟ شاخه جدیدی در مطالعات و کنش آموزش و پرورش و فرهنگ شناسی در سال‌های اخیر به وجود آمده که آن را به ویژه مدیون اندیشمندانی همچون یوهان هویتینگا (Johan Huiznga) و روژه کایوا (Roger Caillois) به مثابه نخستین متفکران و در سال‌های اخیر، اوژنیو باربا (Eugenio Barba) در زمینه بازی، تئاتر و انسان شناسی بوده ایم. این بحث را که امروز در حوزه جامعه شناسی، انسان شناسی و حوزه‌های مربوطه بسیار مطرح روز است، گاه بازی شناسی (ludology) و گاه آموزش بازی محور (در انگلیسی Edutainment و در فرانسه ludo - education) نامیده اند. در این یادداشت قصد ما شرح کوتاهی بر این شاخه و قابلیت‌های استفاده از آن در نظام‌های...
ادامه خواندن

ادای دین به داریوش شایگان، افسون‌زدگی جدید به چند روایت


بیژن عبدالکریمی دکتر شایگان شاخص‏ترین اندیشمند ایرانی است که کاملا خودآگاهانه گفتمان پست‏مدرنیسم را بر اساس اصول و مبانی وجودشناختی، معرفت‎شناختی و انسان‏شناختی آن می‏پذیرد اشاره: متنی که پیش رو دارید فرازهایی از کتاب «مونیسم یا پلورالیسم؛ تحلیل و نقد دیدگاه‌های داریوش شایگان در افسون‌زدگی جدید» است که به‌زودی توسط نشر نقد فرهنگ و به کوشش دکتر بیژن عبدالکریمی منتشر خواهد شد. زمانی که از آقای عبدالکریمی خواستیم برای پرونده دکتر شایگان مطلبی بنویسند، ایشان متن زیر را برایمان ارسال کردند. بی‏تردید کتاب دکتر شایگان، افسون‏زدگی جدید (هویت چهل‏تکه و تفکر سیار)، را باید گام تازه‏ای در تاریخ روشنفکری این دیار تلقی کرد. شاید بتوان گفت دکتر شایگان نخستین یا لااقل شاخص‏ترین اندیشمند ایرانی است که کاملا خودآگاهانه گفتمان پست‏مدرنیسم را بر اساس اصول و مبانی وجودشناختی، معرفت‎شناختی و انسان‏شناختی آن می‏پذیرد و به همه لوازم پلورالیستیک آن تن می‏دهد. برخی معتقدند پروژه‎ای که شایگان در این اثر دنبال می‏کند...
ادامه خواندن

نبش قبر شاه جنجالی


مجتبا پورمحسن نگاهی اجمالی به زندگی رضاخان پهلوی، از زمانی که در آلاشت متولد شد تا روزی که جسدش را به خاک سپردند؛ جالب آنکه هنوز مشخص نیست قبر او کجا قرار داد آغازین روزهای اردیبهشت سال جاری، یک عکس عجیب در شبکه‌های پیام‌رسان موبایلی دست به دست شد که زیرش نوشته شده بود: «کشف جسد مومیایی‌شده رضاشاه در شهر ری» از آن‌جایی که خبرهای جعلی در شبکه‌های مجازی زیاد پیدا می‌شوند، یک روز اول پس از انتشار این تصاویر هیچ مقام رسمی واکنشی به خبر نشان نداد. در کشور ما که هنوز شایعه قوی‌ترین رسانه است، به‌سختی می‌توان خبرهای عجیب را زود باور کرد اما باز هم در کشور ما از آن‌جایی که مردم اعتقاد دارند «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها» کشف مومیایی منتسب به رضاشاه به یکی از معماهای مورد علاقه مردم تبدیل شد و از آن روز بود که سیل تاییدها و تکذیب‌ها به رسانه‌ها جاری...
ادامه خواندن

فرار کنید، جاهل‌ها دارند می‌آیند!


شلختگی پرونده‌ای که در این شماره «کرگدن» مطرح شده، «فحش» و «حرف مفت» است. اما از همان ابتدا باید این دو مفهوم را از یکدیگر جدا کنیم: از یک سو، در هم‌معنایی با موضوع نخست ما با مفاهیمی چون «توهین»، «افترا»، «بی ادبی» وشاید بیش از هر مفهومی با «جاهلیت» و «لومپنیسم» سروکار داریم. ازسوی دیگر، در موضوع دوم، با مفاهیمی چون «بلاهت»، «بی‌سوادی»، «یاوه‌گویی» و غیره. هر یک از این دو مفهوم، اهمیت زیادی در آسیب‌شناسی اجتماعی دارند و اما نمی توان آن دو را برغم رابطه عمیقی که با یکدیگر دارند و در مفهوم جاهلیت به آن می رسیم، با هم در یک متن کوتاه با رویکرد تحلیلی بررسی کرد. از این رو، در این یادداشت من تنها به مفهوم «فحاشی» و «توهین» می پردازم که یکی از آسیب‌های به شدت گسترده در جامعه کنونی ما است. پیش از این نیز در یادداشت‌ها و گفتگوهای متعددی از این...
ادامه خواندن

دیوانه‌مرد روس


تارا ارسلان اطلاعات مختصر و مفید درباره فئودور میخاییلوویچ داستایفسکی؛ با این‌که سال‌ها از زمان مرگ او می‌گذرد اما هنوز دانستن از حواشی زندگی و آثارش برای مخاطبان ادبیات جذاب است فئودور میخاییلوویچ داستایفسکی؛ چه نام درخشانی. اگر کسی می‌تواند ادبیات دنیا را بدون نام او به خاطر بسپارد یا بسیار شجاع است یا بسیار دیوانه. او نه تنها یکی از غول‌های تاریخ ادبیات روسیه است بلکه کاری کرده که با آثار منحصر به ‌فرد و ریزه‌کاری‌های روانشناسانه‌اش، هزاران صفحه مقاله و کتاب درباره رمان‌هایش نوشته شود. پیرمرد پشمالوی روس در عین فقر و فاقه دنیایی آفریده است که گاهی از دنیای واقعی هم واقعی‌تر به نظر می‌رسد. همه این‌ها باعث شده که منتقدان ادبی داستایفسکی را یکی از سه نویسنده مهم روسیه بدانند و به همین خاطر زندگی شخصی او، عادت‌ها و اعتقاداتش و همچنین روش‌هایی را که برای کار داشته زیر ذره‌بینشان داشته باشند؛ لابد می‌دانید که درباره...
ادامه خواندن

گفتند ما پاتر لعنتی تو را نمی‌خواهیم


گفت‌وگوی لائورن لاورن با جی کی رولینگ درباره هری ‌پاتر، ثروت، شهرت و همه آن‌چیزهایی که طرفداران رولینگ دوست دارند درباره نویسنده مورد علاقه‌شان بدانند مترجم: مستانه تابش جی کی رولینگ، نویسنده پانزده کتاب است، از جمله هفت جلد هری پاتر و سه رمان جنایی با نام مستعار رابرت گالربیت. او نمایشنامه «هری پاتر و کودک طلسم‌شده» را نیز در ماه‌های اخیر روانه بازار کرده است. لائورن لاورن، مجری رادیو و تلویزیون انگلیسی است که در حال حاضر برنامه موسیقی صبحگاهی بی‌بی‌سی را اجرا می‌کند. لاورن و رولینگ در یک روز خاکستری در شرق لندن همدیگر را ملاقات می‌کنند. آن‌ها تا به حال همدیگر را ندیده‌اند فقط در یک شبکه اجتماعی پست‌های هم را لایک کردند؛ جایی که رولینگ شش میلیون دنبال‌کننده و لاورن 38000 فالوئر دارد. رولینگ می‌خواهد لاورن را ببیند چون «او باهوش و بامزه و از زن‌هایی است که من خوشم می‌آید» (و البته نامی است که...
ادامه خواندن

احضار ارواح


  روناک حسینی گفت‌وگو با کریم مجتهدی درباره عالمِ فئودور داستایفسکی، آنچه به آن می‌اندیشید، دنیایی که در داستان‌هایش ساخت و شخصیت‌های عجیبی که خلق کرد داستایفسکی به پرسش‌های فلسفی که در رمان‌هایش مطرح می‌کند مشهور است. می‌توان او را فیلسوف دانست؟ در کتابتان هم یک فصل را به این پرسش اختصاص داده‌اید. خیلی ساده بگویم، فلسفه یک معنای تخصصی دارد و یک معنای عام. هر کسی که تامل می‌کند، حتی یک شاعر یا موسیقیدان، می‌تواند بگوید ذهنش بعد فلسفی دارد اما در معنای خاص کلمه، فلسفه تاریخ دارد. از یک دوره با فیثاغورس و سقراط و افلاطون شروع شده و ادامه پیدا کرده و در دل تاریخ خودش شکل گرفته است. آنچه در دل تاریخ فلسفه شکل گرفته تخصصی است. دیگر یک شاعر الزاما در این گروه قرار نمی‌گیرد. یک نقاش می‌تواند تفکر فلسفی داشته باشد اما دکارتی، افلاطونی یا ارسطویی نباشد. در معنای تخصصی کلمه داستایفسکی نه تنها...
ادامه خواندن

نان ایرانی،‌ توسعه ایرانی


محسن رنانی دانشیار دانشگاه اصفهان این پرسش دیرین دست‌کم در دو دهه اخیر در برابر ما به طور جدی خودنمایی کرده است که چرا ما ایرانیان با وجود این‌همه تلاش و مصرف این‌همه منابع ملی‌مان شامل نفت و گاز و آب و جنگل‌ها و معادن و زمین‌های کشاورزی‌، هنوز در فاز صفر توسعه در‌جا می‌زنیم؟ پاسخ‌های زیادی به این پرسش داده شده است و من هم در گذشته به هر مناسبت، پاسخ‌هایی از منظر نفت، اقتصاد سیاسی، استبداد تاریخی، سرمایه اجتماعی، آموزش کودکی و نظایر این‌ها به این مسئله داده‌ام. اکنون که دوستان نشریه «کرگدن» از من درخواست کرده‌اند برای ویژه‌نامه «نان»‌ این نشریه چیزی بنویسم، به نظرم رسید که از فرصت نان نیز استفاده کنم تا نکته‌ای تازه درباره «مسئله توسعه‌نیافتگی ایران» بگویم. به گمان من سرنوشت «نان» در ایران آیینه تمام‌نمای فرهنگ پر‌تضاد ایرانیان و ناهمگونی آن با ساز و کارهای توسعه است. به دیگر سخن، راز توسعه‌نیافتگی...
ادامه خواندن

شهرت به مثابه ساختار ِ بلاهت


ناصر فکوهی استاد انسان شناسی دانشگاه تهران و مدیر موسسه انسان شناسی و فرهنگ در شبکه‌ معنایی که می‌توان «شهرت» را درونش قرار داد، واژگان بسیاری وجود دارند: «نام»هایی که دقیقا به دلیل «نام» بودنشان، باید به چگونگی و سازوکارتولید اجتماعی‌شان بیاندیشیم؛ به چرایی «نام» بودن و «نامیده شدن»شان. وقتی از شهرت صحبت می‌کنیم، می‌توانیم در کنار این واژه از «نامدار»‌بودن، «صاحب‌نام بودن»، «مشهور» و«معروف»‌بودن، «خوش‌نامی» نیز سخن بگوییم. باوجود این، کمتر کسی به رابطه میان شهرت و بلاهت، به مثابه یک محصول اجتماعی که خود را در کُنشگر بروز می‌دهد، اشاره می‌کند: شهرت در رده صفات «مثبتی» قرار می‌گیرد که هوش و دانش و استعداد و زیبایی و ... را نیز در خود جای می‌دهند. و این امر به ویژه در جامعه‌ای پولی‌شده، چون جامعه ما اهمیت دارد. در این جامعه، بدن ِ کالایی شده، خود را در قالب شهرتی قابل خرید و فروش، قیمت‌گذاری شده وهمچون هر کالایی...
ادامه خواندن
ویژه

آنا؛ آنای تندنویسِ نجات‌دهنده


نیچه او را بزرگ‌ترین روانکاو بشریت خوانده و گفته بود: داستایفسکی تنها روانشناسی است که می‌توان از او آموخت؛نیچه حقیقتی را به زبان آورده و به‌حق او را شایسته این لقب کرده است . کوچه «استورلیارنی»،گوشه میدان «مشانسکایا»، خانه«آلونکین»، آپارتمان شماره سیزده... «اولخین» معلم تند‌نویسی این نشانی را روی قطعه کاغذ کوچکی نوشته و آنرا به دلیل نامعلومی چهار‌تا کرده بود...شاید آینده را خوانده بود و می‌دانست این نشانی چون قایقی کاغذی است که برآب انداخته شده و به راه دوری خواهد رفت؛ پس نه کاغذ بود و نه نشانی، تقدیر بود: داستایفسکی... -فئودور داستایفسکی؟ -بله! -نویسنده خاطرات خانه مردگان؟! -بله...اجازه بده حرفم را تمام کنم:فئودور داستایفسکی در موقعیت سختی قرار گرفته است... -مریض شده است؟ -مریض هم هست، اما بدتر از آن مقروض است. تاخرخره زیر قرض است و اگر نتواند قرضش را پس بدهد... -دوباره زندانی‌اش می‌کنند؟...وای خدای من دوباره قصد تیر‌بارانش را دارند؟ «اولخین» معلم مهارت جدید...
ادامه خواندن

تعمیم روشنفکری


علی میرفتاح در دنیای مدرن ما همچنان که به دولتمرد و شهردار و پلیس و کارمند و کارگر نیاز داریم، به روشنفکر هم نیاز داریم؛ در دنیای مدرن ما میزهایی داریم که جز روشنفکر کس دیگری نمی‌تواند پشتشان بنشیند فکر نکنم در این سی، چهل سال گذشته، هیچ گروه و دسته‌ای به قدر «روشنفکران» ناسزا شنیده باشد و حاضر و غایب به صلابه کشیده شده باشد. روشنفکران بد‌اقبال‌ترین طایفه جهانند. هم از غریبه فحش می‌خورند، هم از خودی. خود روشنفکران هم وقتی بخواهند حریف را از میدان به‌در کنند، انگ روشنفکری به او می‌چسبانند و وقتی بخواهند از خود دفاع کنند یا مقام و مرتبه خود را یادآور شوند، قسم می‌خورند که روشنفکر نیستند. مردم هم اگر بنا به دلایلی بخواهند نویسنده‌ای را یا هنرمندی را بستایند و از خوبی‌هایش بگویند، اول کار که می‌کنند همین است که می‌گویند او روشنفکر نبود و روشنفکرانه رفتار نمی‌کرد. یک اصطلاحی هم باب...
ادامه خواندن

جامعه‌ای بی‌پرسش و پُرپاسخ


آلبر کامو، کتاب خارق‌العاده خود، افسانه سیزیف(1942) را با چند جمله آغاز می‌کند که به از مشهورترین جملات تاریخ اندیشه تبدیل می‌شوند: «تنها یک مساله فلسفی ِ حقیقتا جدی وجود دارد: خودکشی. این‌که ببینیم آیا زندگی، ارزش زندگی‌کردن دارد یا نه؟ این پرسش بنیادین فلسفه است». ‌تمدن‌های کُهن، از گونه تمدنی که پهنه ما را ساخته، اغلب مردمانی را در خود جای می‌دهند که همچون مردمان مدرن، برای خود تاریخی ساخته‌اند، اما برخلاف بسیاری از مردمان پهنه‌های بدون خاطره که «تاریخ»شان را از صفر خلق کرده‌اند، ساختن و پرداختن این«تاریخ» برایشان ساده نبوده است؛ زیرا برای این کار ناچار شده‌اند تکه‌های بی‌شماری از واقعیت‌های کمابیش واقعی را با پاره‌های بی‌نهایتی از خیالبافی‌ها، با یکدیگر در‌هم بیامیزند و زندگی در غبارهای وهم‌انگیز و پیوستاری هولناک رویا-واقعیت را تجربه کنند که گاه آن‌ها را تا اوج رویاهای ‌افتخار‌آمیز و مستی‌آور می‌برد و گاه برعکس آن‌ها به قعر ورطه‌ای تنگ و تاریک و...
ادامه خواندن

هنوز هم به نیما نیاز داریم


ضیاء موحد بازگشت به شعر قدیم، یکی از آفات بدفکری بعد از انقلاب بود؛یک‌عده از جوان‌های زیادی انقلابی با این تلقی که شعر نوی ایران غربی است، حرکت رو به عقبی را شروع کردند نیما حدودا 24 یا 25 ساله بود که شعر افسانه را سرود و با این که بسیار جوان بود، توانست به لحاظ فرم، زبان و تصویر تاثیر زیادی بر شاعران بزرگی مثل ملک‌الشعرای بهار، شهریار و هشترودی (که قصد داشت گلچینی از شعر شاعران معاصر را منتشر کند) بگذارد. خلاصه، شعرش بر سر زبان‌ها افتاد. در همین شرایط بود که او در نامه‌ای به میرزاده عشقی که آن زمان ارادت زیادی به نیما پیدا کرده بود، نوشت: «خواهند گفت عشقی را من گمراه کرده‌ام، ولی تو می‌دانی من تقصیر ندارم. استعداد گمراهی به حد افراط در تو وجود داشت.» این دقیقا همان طنزی است که همواره در حرف‌های نیما وجود داشته. کسانیکه آن زمان شعر نیما...
ادامه خواندن

ازرنجی که میبریم / گفتگو با شهرام ناظری


علی پاکزاد هر وقت نام شهرام ناظری میآید آدم خواه ناخواه یاد آثار درخشانی مانند «گل صدبرگ» و «حیرانی» و «شاهنامهکردی» و «آتش در نیستان» میافتد. تا جایی که میتوانیم بگوییم ایشان سازنده بسیاری از خاطرات فراموش نشدنی ما در سالهای گذشته بودهاند. چطور میتوان تصنیف «اندکاندک جمع مستان میرسند» را گوش داد و در خاطرات سالهای نهچندان دور غرق نشد. چطور میشود صدای تنبور مرحوم سیدخلیل عالینژاد و آواز استاد را در آلبوم «صدای سخن عشق» از یاد برد؟ چطور میتوان آن همه روزها را از یاد برد؟ واقعیت این است که همه ما گاهی به این فکر کردهایم که چرا دیگر نمونه آن آثار درخشان تولید نمیشوند؟ چرا از پس نو شدن روزگار و حتی با فاصله گرفتن از سختیهای اجتماعی و اقتصادی آن دوران که طبیعتا باید باعث رونق کار فرهنگی شود، آن همه تجربه های خوب و به یاد ماندنی برای موسیقی تکرار نشد؟ راز این...
ادامه خواندن

زندگی عجیب عالیجناب مارلون براندو

مارلون براندو
روبرت صافاریان مستند «به من گوش بده مارلون» به کارگرداني استِوان رايلي که سال گذشته در امريکا اکران شد و نسخه دوبله و کوتاه ‌شده آن از تلويزيون ما هم پخش شده، از چند نظر فيلمي جذاب و ديدني است. مثل هر مستند پرتره‌اي داستان يک زندگي است و آن هم داستان يک زندگي پرماجرا؛ داستان صعود يکي از مشهورترين ستارگان سينماي عصر ما به اوج شهرت و پيامدهاي تراژيک آن. «به من گوش بده مارلون» فيلمي است درباره بازيگري، چراکه قهرمان فيلم بازيگر است؛ بازيگري که درباره حرفه‌ خود حرف زده است. در‌واقع نمونه‌اي است از فيلمي که تماما از مواد آرشيوي موجود ساخته شده و به‌طور خاص متکي است بر گزينش نوارهاي صوتي باقيمانده از صداي مارلون براندو که بيشترشان شخصي هستند. اين‌ متريال در اختيار بنياد مارلون براندو است که در ضمن سفارش‌ دهنده فيلم هم هست و طبيعتا آن‌ها را در اختيار کارگردان گذاشته است. زندگي...
ادامه خواندن

حکایت بازگشت


مجید تفرشی مسئله علاقه و تمسک به افتخارات و شخصيتهاي باستاني و گذشته دوردست، نه موضوع جديدي در ايران است و نه صرفا تجربهاي مختص کشور ما. با اين همه به نظر ميرسد که در دهههاي اخير، بهخصوص در يک دهه اخير، اين موضوع ابعاد، دامنه و عمق اجتماعي، تبليغاتي، سياسي و فرهنگي جديدي به خود گرفته و بخشي از کشمکشهاي مختلف روزمره موجود رسانهاي، در ميان ايرانيان داخل و خارج از کشور شده است. در چند سال اخير، مسئله هفتم آبان و جشن سالگرد مجازي تولد کوروش، بنيانگذار سلسله هخامنشي و تجمع در کنار مقبره کوروش، بهتدريج به يک کارزار سياسي براي نشان دادن گذشته درخشان يا عرضاندام مخالفان وضع موجود تبديل شده است. از طرفي هم به يک چالش و خطر امنيتي بدل شده که عدهاي براي تضعيف نظام و ارزشهاي ديني به راه انداختهاند و هزاران نفر نيز دانسته يا نادانسته در اين جريان درگير شدهاند که...
ادامه خواندن
برچسب ها: