ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

تافته جدابافته

  بهروز   غریب‌پور آقا محمد شاطر دست او را گرفته است و از کوچه‌هاي پيچ در پيچ شهر مقدس با خود مي‌برد. مقصدشان خانه «آقا سيد عرب» پير و فرزانه است. جمعه است و در همان کوچه‌ها کودکان هم‌سن و سال «محمدرضا» در حال بازي‌هاي بي‌سر‌انجام يا کم سر‌انجام کودکانه‌اند اما او حسرت پيوستن به آن‌ها را ندارد. او واهمه دارد که پير فرزانه و مومن صدايش را و تلاوت قرآنش را به همان اندازه که پدرش پسنديده است، نپسندد و سوره‌ها را در ذهن زمزمه مي‌کند و با لبان بسته، خود را آماده خواندن مي‌کند و بي‌آن‌که بداند به تمريني حرفه‌اي تن مي‌دهد که تارهاي صوتي را ورزيده مي‌کند.   آقا محمد شاطر از رعاياي حاج‌آقا سيد علي‌اکبر طبسي، جد کودکي است که دستش در دست اوست و خدمتگزاري‌ است که نمي‌داند دست يک نابغه آواز و موسيقي را گرفته. شايد اگر مي‌دانست هم‌قدم شدن با محمدرضاي شجريان خردسال...
ادامه خواندن

جنگ به روایت احمد محمود

خبرهاي راديو عادي است کاوه فولادي‌نسب  جنگ براي بسياري از نويسنده‌هاي بزرگ دنيا منبع الهام بوده و هرچه باشد اين هم نظري است که: «در مرکز رمان‌هاي بزرگ هميشه يا جنگ حضور دارد يا عشق.» در ايران ما هم نويسنده‌هاي زيادي از اعاظم قدما تا جوان‌ترها و تازه‌کارها با الهام از جنگ تحميلي هشت‌ساله دست به خلق آثار داستاني زده‌اند و هنوز هم مي‌زنند؛ گرچه کم‌کمک نسلي از نويسنده‌ها دارند وارد بازار ادبي مي‌شوند که هيچ خاطره و يادگاري از جنگ ندارند و متولد سال‌هاي بعد از امضاي قطع‌نامه صلح هستند. در کلي‌ترين تقسيم‌بندي، آثار مربوط به ادبيات جنگ هشت‌ساله ايران و عراق را مي‌توان به دو گروه تقسيم کرد. گروه اول آن‌هايي هستند که به «دفاع مقدس» مي‌پردازند و هدفشان بيشتر به تصوير کشيدن رشادت‌هاي نيروهاي خودي و جنايت‌هاي دشمن غاصب است و گروه دوم آن‌هايي هستند که مفهوم «جنگ» را به ‌عنوان پديده‌اي شوم و خانمان‌برانداز در کانون...
ادامه خواندن

کالوینو، طنزپردازی از گذشته و حال و آینده

پرویز شهدی ميان همه ملت‌ها و همه زبان‌ها، نويسندگان و گويندگاني طنزپرداز بوده‌اند و هستند، اما به گمان من ايتاليا و نيز کشور خودمان، ايران، دست بالا را دارند. البته چون ما به نثر کمتر پرداخته‌ايم، همه طنزپردازهايمان در قالب شعر طبع‌آزمايي کرده‌اند، اما ايتاليايي‌ها به‌ويژه در قرن بيستم و پس از جنگ جهاني دوم، با نوشته‌ها و فيلم‌هايشان موجي از نوگرايي و طنز تلخ و گاه بسيار گزنده را در اين کشور به وجود آوردند؛ فيلم‌هايي که شايد فقط هم‌سن و سال‌هاي من به ياد دارند و در حال حاضر اثري از آن‌ها نمي‌بينيم (به‌ويژه با دوبله‌هاي سراسر متلک‌پراني و گوشه‌کنايه‌هاي پر‌معني و همزمان خنده‌دار). فيلم‌هايي با مضامين طعم تلخ شکست، غرور جريحه‌دار شده، سست عنصري بادمجان دور قاب‌چين‌هايي که دور و بر موسوليني خل و چل و خودبزرگ‌بين را گرفته بودند که مي‌خواست امپراتوري رم قديم را زنده کند و بعد هم فقر و بحران‌هاي اجتماعي که هنوز...
ادامه خواندن

خاطرات آن سال‌ها

احمد آرام 1 مدرسهاي که در سال 1317 ه.ق، در بدترين شرايط اجتماعي و حکومتي و در دور افتادهترين شهر ايران، ساخته شد، در دوران گذار به مدرنيته ميتواند لحظه به لحظه مبدأ تاريخي خاص بشود. احمد خان دريابيگي حکمران بوشهر که علاقهمند بود به تعليم و تربيت مدرن و اروپايي آن زمان، اين زمينه را مهيا ميسازد تا با تقليد از شيوه آموزشي که در مدارس رشديه تهران و ديگر مدارس نوين آن روزگار مرسوم بود به تربيت جوانان بوشهري بپردازد. از همين روي به کمک مظفرالدينشاه قاجار و تجار شهر، مدرسه «سعادت» بنا ميشود. شکل اين مدرسه برگرفته از معماري سنتي بوشهر بود با شش کلاس بزرگ و چهار ايوان بادگير و از همه مهمتر وجود يک سالن تئاتر اروپايي که تمام امکانات يک تئاتر استاندارد، در مقياسي کوچکتر را دارا بود. از اين مدرسه افرادي همچون صادق چوبک، اسماعيل رائين (نويسنده تاريخ فراماسونري ايران)، عبدالحسين شريفيان (مترجم)،...
برچسب ها:
ادامه خواندن

خب، بعدش چه اتفاقی می‌افتد

برگردان مستانه تابش آلیس مونرو تا امروز همه جوایزی را که یک بانوی داستان کوتاهنویس کانادایی میتوانسته به دست آورد، گرفته است؛ سه جایزه ادبی فرمانده کل کانادا، جایزه پن/ مالامود، جایزه جهانی بوکر.  او اولین کانادایی بود که به جایزه نوبل ادبیات دست یافت. مونرو این جایزه را در سال 2013 گرفت. او در سال 2004 ، هنگام گرفتن دومین جایزه گیلر برای مجموعه داستان «فرار»، مقابل النور واچتل، نویسنده و گوینده مشهور تلویزیون، قرار گرفت. این دو در رستورانی در انتاریو با هم ملاقات و درباره زندگی و شغل مونرو گفتوگو کردند. دو ماه قبل و در هشتاد و پنجمین سالگرد تولد آلیس مونرو، النور واچتل بخشهایی از این گفتوگو را در شبکه سیبیسی بازنشر کرد. در داستانهايي که تا به حال نوشتهايد، هميشه از چيزهاي غافلگيرکننده استقبال کردهايد.  من هيچوقت براي نوشتن يک کتاب يا يک داستان، تم يا برنامه خاصي که از قبل آماده کرده باشم،...
برچسب ها:
ادامه خواندن

پیرمرد چشم ما بود: کشف راز

حسين قره از نوادگان مرحوم آيت‌الله ملا علي‌اکبر خوانساري بود و آخرين روزهاي اسفند 1301 در بروجرد به دنيا آمد. اصرار پدرش به کسوت اسلاف، تلمذ فقه بود، او اما سرآمد ادب و تاريخ و عرفان‌شناسي شد. محصل نمونه، رتبه يک آزمون دکترا و شاگرد ممتاز علامه فروزانفر، به نقد شعر در تاريخ سرزمين شاعران پرداخت. راوي صادق تاريخ ايران بود و يکي از بزرگ‌ترين شارحان مولانا جلال‌الدين‌محمد بلخي شد که چهره‌اش را بسياري مفسران پيش از او با ملال سختگويي‌هاي خويش معيوب کرده بودند. عبدالحسين زرين‌کوب که بايد بسياري از آنچه را نوشته است، به خط زر نوشت و بر در و ديوار مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها و... آويخت، اگر‌چه با چند تني ديگر جزو زعماي معاصر فرهنگ و ادب اين سرزمين است، اما آن‌قدر عميق بر روان خواننده‌اش اثر مي‌گذارد که آدمي خيال مي‌کند او قرن‌ها زيسته است و باور نمي‌کند که دست اجل فقط هفتاد و شش بهار به...
ادامه خواندن

خشونت، خشونت می‌آورد: گفتگو با فریبرز رئیس دانا

پوریا میرآخورلی اطلاق لفظ خشونت و مظاهر آن در جامعه امروز در حال تغییر است و دیگر صرفا دعواهای خیابانی و جنگ خشونت قلمداد نمی‌شوند، بلکه توهین‌هایی که در شبکه‌های اجتماعی پای صفحات سلبریتی‌ها یا افراد عادی رد و بدل می‌شوند نیز می‌توانند برچسب خشونت را داشته باشند. در این میان رواج بازی‌ها و فیلم‌های خشن بی‌تاثیر نیستند؛ چه این‌که به‌نوعی درحال عادی‌سازی آن‌ها هستند و از همین‌رو است که دیگر اخباری مثل کشته شدن چند نفر در فلان نقطه زمین جزو عادی سر‌خط خبرها و پای ثابت خبر‌های صبحگاهی، ظهر‌گاهی و شامگاهی شده‌اند که اگر نگوییم تغییری در احوال ما به وجود نمی‌آورند، باید گفت کمتر کسی از این خبرها متعجب می‌شود و حداقل کمتر دلمان را به درد می‌آورد و به این فکر می‌کنیم که آن‌ها نیز عزیز کسانی بوده‌اند. کتاب «بربریت واقعا موجود» مجموعه مقالاتی پیرامون خشونت است که به مصادیق آن در این روزگار می‌پردازد. این کتاب...
ادامه خواندن

پدرم؛ هانیبال الخاص

بونا الخاص - با اين لرزش دست چطور مي‌خواهي نقاشي کني؟ اين را پدربزرگم به پدرم مي‌گويد وقتي که هانيبال کوچک از تصميمش براي نقاش شدن حرف مي‌زند. پدرم در پنج سالگي مالاريا مي‌گيرد و پس از آن لرزش دست راستش شروع مي‌شود و هيچ‌وقت هم تمام نمي‌شود. پدرم راست دست بود و پدربزرگ فکر مي‌کرد با اين لرزش، نمي‌تواند از پس نقاشي کردن بربيايد. خيلي طول نکشيد که پدربزرگ فهميد اشتباه مي‌کند. هانيبال در تمام مدتي که مشغول نقاشي بود، براي اين‌که لرزش دستش را کنترل کند، با دست چپ، مچ دست راستش را مي‌گرفت، اما اين اتفاق سبب شده بود که توانايي نواختن ساز را نداشته باشد. هانيبال الخاص، علاقه زيادي به موسيقي داشت و اتفاقا سليقه‌اش هم در انتخاب موسيقي خوب بود. به همين دليل، حسين عليزاده که آن زمان جوان بود و در خانه ما رفت و آمد داشت، تصميم گرفت به پدر نواختن تار را...
ادامه خواندن

مرگ، استاد قایم‌باشک‌بازی: ايرج گل‌افشان

بهروز غریب‌پور من از خود مرگ نمي‌ترسم، از بازي مرگ مي‌ترسم. گولت مي‌زند. خيال مي‌کني آن‌که زير آوارست مرده، در حالي‌که مرگ به سراغ کنار دستي‌ات مي‌رود که قبراق گوشه ديوار ايستاده است؛ ديوار با يک تکان فرو مي‌ريزد و همان کسي را مي‌کشد که نگران مرگ ديگري بود؛ آن‌که زير آوار بوده است. شهري در سوريه به خاک و خون کشيده مي‌شود و کودک بخت‌برگشته‌اي زنده مي‌ماند و با نگاهش مي‌پرسد: "ديگران کجايند؟ چرا قايم‌باشک‌ بازي مي‌کنند؟" در حالي‌که اين مرگ است که استاد قايم‌باشک‌ بازي است. ايرج گل‌افشان، مونتور مشهور، که دو فيلمم را مونتاژ کرده، کُرد بود و همشهري من؛ سر مونتاژ هر دو فيلم آن‌قدر حرف مي‌زد که اصل کار از دست مي‌رفت. با لبخندي بر لب، داستان پشت داستان از مرگ مي‌گفت. صحبت از مرگ به زبان مادري برايش هيجان‌انگيز‌تر بود. يک‌بار تعريف مي‌کرد: "يه وقتي، يه فيلم مستند راجع به معتادا مي‌ساختم. مي‌رفتيم اين‌ها...
ادامه خواندن

فقط بنویسید، بقیه‌اش از راه می‌رسد!

برگردان مستانه تابش پائولو کوئیلو، سرشار از تناقضات است. این نویسنده برزیلی 68 ساله، در سال 1988 با انتشار کتاب «کیمیاگر» به اوج شهرت و موفقیت رسید و با این کتاب توانست رکورد بیشترین تعداد ترجمه را در میان آثار نویسندگان در قید حیات در دنیا بشکند. با این حال خودش را رویاپرداز و غم‌افزا می‌داند. پدر و مادر کوئیلو، این آشوبگر جوان را سه بار به آسایشگاه فرستادند و او در دهه هشتاد میلادی به خاطر ترانه‌های انتقادی که درباره قوانین نظامی کشورش می‌سرود، به زندان افتاد و شکنجه شد. با این حال همچنان همان جوان شاد و سرحال باقی مانده و تاکنون بیش از سی اثر منتشر کرده است. آخرین کتاب او هم در سال 2014 منتشر شده است. در ادامه خلاصه‌ای از گفت‌و‌گوی گودریدز با این نویسنده را می‌خوانید. چيزي نبود که در مورد نوشتن اين کتاب جديد شما را نگران کند؟ نه. واقعا؟ اسم کتاب. بله، اسم...
ادامه خواندن