ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

مثلث 2: معاصر بودن از نظر تا عمل


از سری برنامه های مثلث که توسط جامعه مهندسان معمار ایران در خانه هنرمندان برگزارمی گردد، دومین سلسله گفتار به موضوع "معاصربودن از نظر تا عمل " اختصاص یافت. معاصر بودن به چه معناست ؟  ما معاصران چه کسی و چه چیزی هستیم ؟ شاید ، گفتگویی مداوم باشد بین تکه پاره های غیر منسجم ؛  در یک جهان تکه تکه شده با سرعت تغییر تاریخی و تکنیکی و شرح های درهم رسانه ها ،   جسارت خیره شدن مستقیم به تاریکی زمان باشد، و فاصله گرفتن از بزنگاهی که تنگاتنگ به آن متصلیم .  از همین نگاه ، نشست "معاصر بودن از نظر تا عمل " تمرینی است از شنیدنِ "تأملات  نابهنگام "  این گفتارها در سه بخش و توسط میهمانان برنامه با موضوعاتی که در ذیل آمده است ، 1-هنرو نظریه پردازی هنر: هلیا دارابی( منتقد و دکترای پژوهش هنر) -  برخی مصادیق معاصریت در هنر بصری و بهرنگ...
ادامه خواندن

جین جیکوبز و متشکله‌های واقعیت شهر به روایت ساسکیا ساسن


جین جیکوبز از ما می خواهد در شهر به چه چیزهایی نگاه کنیم؟ انچه از پی می اید گزاره هایی است که ساسکیا ساسن، جامعه شناس شهری، در قالب مقاله ای در روزنامه گاردین، در پاسخ به این پرسش طرح می کند: اندیشیدن به این پرسش مرا به تمرکز بر شرایطی که به تولید متروپلیس منتج می شوند واداشت  ـ تنوع وسیعی از کارگران، فضاهای کار و فعالیت شان و همچنین اقتصادهای خُردِ چندگانه ی درگیر با این تنوع انسانی و فضایی فرابزرگ. بسیاری از این متغیرها امروزه در ظاهر نسبتی با شهر جهانی برقرار نمی کنند یا به حوزه های دیگری تعلق دارند، اما نگاهی دقیق تر، انگونه که جین جیکوبز بر ان پامی فشارد به ما نشان می دهد که بر خطا هستیم.  جین جیکوبز از ما می خواهد به تبعات این اقتصادهای خُرد بر شهرمان ـ مردمانش، محله هایش و قواعد بصری ای که شهر با ان...
ادامه خواندن

اندرِا پالادیو؛ معماری که مدرنیته را در کالبد کم رمق دوران باستان دمید


اندرِا پالادیو؛ معماری که مدرنیته را در کالبد کم رمق دوران باستان دمید [1] نوشتـه ای از: تام دیکهُــــف [2]   برگردان آرش بصیرت [3]   نام کمتر معماری با "ایسم" ترکیب شده است، ما ِبرمانتِیسم، ِگریسم، وِرنیسم، کربُزیَنیسم نداریم، اما پالادیَنیسم داریم. اکادمی سلطنتی در لندن، همـ چون بسیاری از دیگر گالری ها، برخلاف تمرکزش بر ارائه اثارهنرمندانی مثل ون گوگ و تیتیان ، ندرتا، عنوان اصلی نمایشـ گاه یا برنامه خود را به یک معمار تخصیص می دهد. اما خاصه خرجی های بی حد و حصری مثل چاپ کاتالُگ، دعوت از BBC برای پوشش خبری مراسم، توزیع لیوان های دسته دار منقوش به نمایی از ستون های کرنتین میان شرکت کنندگان به رسم یادبود و . . . همگی نشان از وجود دلایلی سترگ بر موجه دانستن ذکر مجددی از معمار ایتالیایی اندرِا پالادیو در پانصدمین سالـ گردش در لندن دارد، که او، بی شک، تاثیرگذارترین معمار تاریخ...
ادامه خواندن
برچسب ها:

آینده، اکنون است  ـ بخش اول ـ آموزش معماری از 1970 تا 1990  




اینده، اکنون است  ـ بخش اول ـ اموزش معماری از 1970 تا (1)1990 استن آلن (2) برگردان آرش بصیرت (3)    فکر کردن به اینده، همیشه برای من جذاب بوده است، با این حال باید پذیرفت صورت های پیشروی هر نوع نظمی، همیشه بذری از ابتذال را به نطفه نشسته اند. ویلیام گیبسون (4)    در میان مدعوین اولین همایش معماری نیویرک که در سال 1991 به همت پیتر آیزنمن و سینتیا دیویدسن برگزار شد، نام ویلیام گیبسون؛ نویسنده رمان کلاسیک سبک سایبرپانک به نام نیورمنسر نیز به چشم می خورد. کتابی که در سال 1984 منتشر شد و تصویری از اضطراب جهانی دیستوپیایی به نمایش می گذارد که سایه تکنولوژی بر تمام جوانب زندگی روزمره اش رسوب کرده است. در رمان های اولیه گیبسون، تحرک فیزیکی بی سابقه و سیالیت هویت فردی به واسطه تکنولوژی های دیجیتالی امکان پذیر می شوند، ترفندی که بر قرار ان هم سوبژکتیویته فردی...
ادامه خواندن

زها حدید



مهرداد ایروانیان   Mechanical dead space is defined as volume of gas breathed as the result of use in a mechanical device.   با اتصال یک ونتیلیتور مکانیکی پا به مرحله افزایش قابلیت ها می گذاریم. شاید حیطه اول، قلمرو جایگزین و ورود به جهان رپلیکاهاست. یک سیستم که می خواهد جایگزین شود و به بدعمل کردن فائق آید. سیستم جایگزین در خارج ابقاء می شود. در این جا نمی توان به درستی وطن را مشخص نمود، چرا که بین یک اندام ارگانیک و یک ساختار مکانیکی وضعیت مشترکی ایجاد گردیده.  آیا اندام ارگانیک وارد موطن ساختار مکانیکی که از قبل مستقر بوده، شده است؛ یا سیستم متعاقباً وصل می گردد و محتوای محیطی دیگر مفهومی ندارد. شاید تمامی تلاش برای ارتقاء مکانیک به بیومکانیک در نتیجه گریز از همین مجادله و تعبیه در درون بوده که تحت شمول ان جهان وطنی بعنوان یک شعار مطرح می گردد.  در این...
ادامه خواندن

زاحا حدید


كاترين اسپريدونف     تصور نمی کردم که روزی بخواهم به مناسبت درگذشت یکی از محبوبترين و قوی ترین زنان جهان بنویسم؛ ابرانسانی که در طول زندگی کوتاه خود، آثار بی شمار و ارزشمندی را به جا گذاشت. تا چند روز پیش در لیست برنامه هایم wish list آرزويي داشتم که دیگر هرگز عملي نخواهد شد و آن، گفتگوی رو در رو با شخصیت بزرگ و مگاستارکیتکت Megastarchitect جهان "زاها حدید" بود. بحث من ابراز سلیقه شخصی درباره سبک طراحی و یا تحلیل و مقایسه پروژه های حدید و بازگو نمودن آن ها نیست، چرا که مجموعه آثار او با تمام مشخصات آن بارها منتشر شده و در دسترس عموم قرار دارد. آنچه در اینجا اهمیت دارد،  "تأثیرگذار بودن" است و اینکه چگونه زاها توانسته معماری زمانه را تحت نفوذ و تسلط خود در آورد و با شکستن کلیشه ها، الگویی جدید بیافریند، آن را جا بیندازد و گسترش دهد....
ادامه خواندن

زاها حدید


نگاه ویژه زاها حدید به مسأله فرم را که مشخصه شاخص معماری تندیس‌گرای وی و نشانه اوج نبوغ او در خلق نظام تازه هندسی متکی بر محاسبات پیچیده ریاضیاتی در عصر پردازش‌های فرامغز انسان است، می‌توان در بستر "جامعة نمایش" به‌مثابه ویژگی اصلی جامعه و جهان امروز و تحت عنوان "فرم به‌مثابه کالای نمایشی" نیز تحلیل کرد. اگر به قول فوئرباخ بپذیریم که "زمانة ما تصویر چیزی را به‌ خود آن چیز، بازنمود را به واقعیت و نمود را به بود، ترجیح می‌دهد و آنچه برایش مقدس است، وهم است"، آنگاه به‌قول ایتالو کالوینو "بارش بی‌پایان تصاویر" آثار پروژه‌های فرازمینه‌ای و فراانسانی معمارانی چون حدید قابل‌فهم‌تر می‌گردد. درحالی‌که ریچارد کرنی برای این وضعیت از مفهوم "اعتیاد به تصاویر" استفاده می‌کند، رولان بارت فرهنگ به‌کلی پساصنعتی و پسامدرن عصر رسانه‌های انبوه را "تمدن تصویر" می‌خواند. امروز وفور تصاویر، اغلب موجب احساسی بی‌رحمانه از افراط و انباشتگی می‌شود؛ نوعی خفگی در دریای...
ادامه خواندن
برچسب ها:

زَها؛ مرگ و زیست خاورمیانه ای


کاوه بذرافکن در اخرین روزهای تعطیلات نوروز(دوازدهم فروردین 1395)، شبکه های اجتماعی و تلویزیونی به بازنشر مرگی زود هنگام پرداختند، مرگی که طبیعتا برای جامعه ی تخصصی ما قابل ملاحظه بود ولی از بردی برخوردار شد که غیر متخصصان را هم در نوردید و بار دیگر غیرمعماران را به معماری جلب کرد، توجهی هم دلانه. زَها حدید معمار زن بریتانیایی- عراقی بر اثر سکته ی قلبی در 65 سالگی درگذشت.  شاید مردم انگلستان و اروپا به خاطر نداشته باشند که در اوایل دهه ی 90، شورای محلی شهر کاردیف در ولز بریتانیا، طرح برنده ی مسابقه ی اپرای این شهر را؛ اگرچه طرح در مسابقه ی دموکراتیکی از میان دفاتر معماران برجسته انتخاب شده بود؛ مسکوت گذارد. در آن زمان بسیاری بر این باور بودند که زن معمار خاورمیانه ای (زَها حدید؛ متولد 1950 بغداد، فرزند وزیر اسبق اقتصاد عراق، دانش آموخته ی کارشناسی ریاضی در دانشگاه امریکایی بیروت و...
ادامه خواندن
برچسب ها:

زاها حديد- دگرديسي فضا، از مالويچ تا فينشترلين


تابستان قبل از فرصتي كوتاه استفاده كرده و براي ديدن چند پروژه به رم، برلين، و مونيخ رفتم. Maxxi حديد در زمره انها بود. Maxxi حاصل دوراني پربار و حد فاصل زبان معماري كارهاي اوليه او و دوران متاخر معماريش بشمار مي ايد. محكم، روان و در پرواز. زبان معماري او در طول ساليان، جريانهاي متفاوتي را تجربه كرده و دستاوردهاي فضائي متمايزي را حاصل داده است كه حاصل گفتگوي او با هنرمندان و معماران اوايل قرن بيستم است. دوراني كه نقطه عطف تحولي عظيم در كليه شىونات زندگي بشري و مبدأ ظهور زبان هنری و معماری بي سابقه است. مالويچ و فينشترلين finsterlin دو چهره اصلي اند. حديد معماری را با مالويچ اغاز و با فينشترلين به پايان رساند. كشف مالويچ حاصل نمايشگاه دهه ٦٠ ميلادی هنر و معماري اوانگارد اواىل قرن روسيه در لندن بود كه بعد از چهار دهه سكوت و ناديده انگاشتن ان توسط منتقدان و...
ادامه خواندن
برچسب ها:

درباره زاحا حدید


زاحا حدید را از زمان دانشگاهم در لندن به یاد دارم. شاید اولین بار در سال 1985 یا 86 ، حدود سی سال پیش نام او را شنیدم! می گفتند یکی از استادان جوان  و بحث برانگیزِ مدرسه ی AA  لندن است، چند خیابان پایین تر از دانشکده ی ما بود  که اولین بار او را دیدم، واقعا هم چنین بود. در آن زمان سبک پست مدرن غوغا میکرد و به عنوان جایگزین قاطعی بر مدرنیزم در آکادمی معماری جهان، به سردمداری رابرت ونتوری آمریکایی مطرح شده بود. معمارانِ حرفه ایِ پیشرو و مطرح آن دوران یکی پس از دیگری در حال ساخت آثار پست مدرن خود بودند. در همین زمان، موج دیگری از معمارانِ آکادمیک و جوان به وجود امد، معمارانی که غالبا مدرس دانشگاه بودند و با سیل پست مدرنیزم همراه نبودند و اصطلاحا جناح چپ آن دورانِ معماری بودند! و غالبا اثر معماری هم نداشتند و تمام...
ادامه خواندن
برچسب ها:

زاحا حدید: یک میراث


امید کامروانی در هیات یک متخصص، شاید نزدیک ترین برخورد من با زاها حدید به چند سخنرانی در مدرسه  AA، و همجواری دفتر ما (معماران کاموری) و زاها حدید، تنها به فاصله چند خیابان از هم  در لندن ، محدود شود. در مقام آموزش اما، او را هرگز دور نیافتم. من در ده سال اخیر افتخار و موهبت  تدریس در سراسر خاور میانه، از تهران و باکو و دوبی، تا مسقط و ابوظبی و بیروت را داشته ام و زاها حدید نه تنها موثر ترین معمار، که با نفوذ ترین شخص در اندیشه نسل جوان مشتاق و تشنه ی بلند پروازی بود که در این منطقه با دنیای طراحی درگیر شده بودند. در درسگفتارهایم در خاورمیانه، برای من مهم بود که در صفحه اسامی فارغ التحصیلان برتر مدرسه  AA، نام زاها حدید را برجسته نشان دهم، چون به خوبی آگاه بودم نام اوست که برای مخاطب از سایرین مهم تر...
ادامه خواندن

زاحا حدید


فرهاد احمدی بی شک زاها حدید، نگاهی متفاوت به مساله فرم، که متکی بر شناخت ریاضی هندسه پسا دکارتیست را در کنار تلاش های بی وقفه جمع بزرگی که زمینه های این گرایش را فراهم آورده اند، توانست عملیاتی سازد و با جنگ و گریز، پشتکار و عبور از ناکامیها،  آنرا بر بازار تشنه نولیبرالیستی که هر لحظه به دنبال تثبیت برتری هایش از طریق ارائه مصادیقی نو  و متفاوت دارد، بنشاند.  نبوغ و توانایی او در پردازش هندسه تپولوژیک در برهه اخیر کاریش که به کمک نرم و سخت افزارها ی طراحانه و مهندسی، ابزار ها و تکنولوژی ساخت و همچنین از سوی دیگر  خواست سودا گرایانه بازار جهانی متکی بر دیدگاه برند سازی تحقق پذیر می شد، غیر قابل انکار است .  پس از سعی وخطا های اولیه که با الهام از هنرمندان روس پس از انقلاب چون مالویچ و یا چرینکوو دنبال می کرد، سازوارهایی اخیری که...
ادامه خواندن
برچسب ها:

مردانه بازی کن، زنانه پیروز باش!


  آزاده شاهچراغی   چند سال پیش، زمانیکه کتاب "مردانه بازی کن، زنانه پیروز باش!" نوشته گیل ایوانز را مطالعه می کردم  ناخودآگاه به طور عجیبی دائما تصویری از خانم "زها حدید" پیش روی چشمانم بود! در بخشی از این کتاب  گیل ایوانز شرح می دهد که  حرفه در واقع یک بازی است و مانند همه بازی ها قوانین خاص خود را دارد. در بازی هرچقدر شما ماهر باشید اما اگر از قوانین تبعیت نکنید، اخطار می گیرید و بازی را می بازید. نکته جالب دیگر اینست که مردان با قوانین این بازی آشنایی کامل دارند چون خود آن را وضع کرده اند، اما زن‌ها همواره در حاشيه مانده‌اند زيرا نمي‌دانند چه وقت بايد با صراحت صحبت كرد و چه هنگام بايد مسئوليت پذيرفت و در هنگام مصاحبه چه بايد گفت و چه گام‌هاي موثري را مي‌توان در جهت رسيدن به موفقيت حرفه ای برداشت. برایم واضح بود که خانم...
ادامه خواندن
برچسب ها:

فراسوگنامه ای در مرگ یک معمارْستاره


نشید نبیان معمارْستاره ای با دنیای معماری وداع می کند و معماری در گرامیداشت او سوگنامه ای می نویسد تا به واسطه رسانه ی مجازی در معرض نقد و بررسی مخاطبان عام قرار گیرد. در واقع، این سناریو آلترناتیوهای محدودی را در نحوه تدوین متن سوگنامه پیش پای معمارْنویسنده اش قرار می دهد: 1- اگر که بواسطه رابطه استاد و شاگردی، دوستی، و یا همکاری شناختی از نوع دیگر، ورای وجه رسانه ای شخصیت معمارْستاره مورد بحث وجود داشته باشد، متن سوگنامه مجال مناسبی است جهت به اشتراک گذاری این شناخت متمایز از شخصیت خصوصی  معمارْستاره به مخاطبین عام رسانه مجازی. همین سناریو به نحوی دیگر در صورت حداقل دیدار از نزدیک با معمارْستاره مذکور و تعاملی رویاروی و یا به واسطه با او که فضای ایجاد خاطره ای غیر متعارف از او را محیا کرده باشد صدق خواهد کرد. با وجود بیش از یک دهه تجربه توریزم آکادمیک در...
ادامه خواندن
برچسب ها:

میراث حدید


محمدیاسر موسی پور بیشتر به دروغ اول آوریل شبیه بود: زها حدید از دنیا رفت! کمی بعد اما مشخص شد که این شوک خبری حقیقت دارد. حدید در اوج شهرتی که یک معمار می تواند تجربه کند در سن 65 سالگی از ماراتن کنار کشید. تقریبا تمام دوندگان سرسخت و رقیبانش در این هماورد، مردان بودند. می توان گفت معماری کردن مرد و زن ندارد و این ارزشی افزوده بر موفقیت های حدید نیست. شاید بشود گفت؛ به شرطی که چشممان را به روی پیش پنداشته های تحدید کننده و کلیشه های جنسیتی روزگارمان ببندیم و به شرطی که معماری را در پرانتزی محدود کنیم که یک کران آن ذهن معمار و کران دیگرش صفحه نمایشگر کامپیوتر باشد. اگر چنین نباشد باید به نابرابری های این ماراتن و ارزش کار حدید به عنوان یک فرد اعتراف کرد. هرچند توقف اندیشه  در چارچوب دوگانه زن/مرد نیز ممکن است بزرگترین دستاوردش، کشف...
ادامه خواندن
برچسب ها: