ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

گاه‌شماری زندگی ادگار مورن

  1921 «ادگار مورَن» در 8 ژوئیه در پاریس به دنیا آمد. پدرش «ویدال ناهوم» مهاجر یهودی اهل «سالونیک» بود و به‌عنوان یک خرده تاجر در سال 1918 در پاریس ساکن شد. ادگار در سال 1984بیوگرافی پدرش را با نام «ویدال و عزیزانش» به نگارش درآورد.   1931 مادرش «لونا بِرِسی» به علت حمله قلبی از دنیا رفت. ادگار برای همیشه مطرح شد چون این سوگ او را به سمتی هدایت کرد تا مرگ را تم یکی از اولین کتاب‌هایش قرار دهد. کتاب « انسان و مرگ» در سال 1951 منتشر شد.   1938 وارد فعالیت‌های سیاسی شد و به عضویت جنبش دانشجویی حزب «گاستون بِرژی» درآمد که برنامه آن مبارزه هم‌زمان با فاشیسم و کمونیسم تحت عنوان سوسیالیسم صلح‌طلب بود.   1941 به عضویت حزب کمونیست فرانسه درآمد، وارد گروه مقاومت شد. مسؤول منطقه‌ای حزب در شهر تولوز شد. او مسؤولیت نگارش تبلیغات برای خیزش مردم را بر عهده...
ادامه خواندن

پاره های معماری (23): فوکو: دگر‌جای‌ها  (بخش پنجم و آخر)

برگردان ناصر فکوهی     چهارمین اصل. دگر‌جای‌ها به یکدیگر پیوسته‌اند و اغلب از لحاظ زمانی با یکدیگر تداخل دارند؛ یعنی به سوی موقعیت‌هایی گشوده هستند که می توانند آنها را (با نوعی صرفا توازن [زبانی]) دگر‌زمان (hétérochronies) نامید؛ دگر‌زمان‌ها وقتی به صورت کامل به کار در می‌آیند که انسان‌ها در گونه‌ای گسست  ِ مطلق با زمان ِ متعارف خود قرار می‌گیرند؛ بدین ترتیب است که درک می کنیم چرا گورستان یک مکان کاملا  دگرجایی است، زیرا گورستان  جایی است که یک زمان ِ شگفت‌انگیز برای هر فردی، با از دست‌دادن  حیاتش، آغاز می‌شود، هر فردی درون  نوعی زمان تقریبا ابدی وارد می شود که در خلال آن  پیوسته و به تدریج  از هم پاشیده و ناپدید می گردد.      به صورتی عام، در جامعه‌ای همچون جامعه ما، دگرجای‌ها و دگرزمان‌ها، به شیوه‌ای نسبتا پیچیده با یکدیگر سازمان یافته و هماهنگ می شوند. ما نخست با دگرزمان هایی روبرو...
ادامه خواندن

پاره های معماری(22)، فوکو دگرجای‌ها(بخش چهارم)

Image result برگردان ناصر فکوهی  اصل دوم این توصیف دگر‌جای‌ها، آن است که در طول تاریخ، هر جامعه‌ای می تواند دگر‌جای‌های خود را  به صورت‌هایی بسیار متفاوت  از آنچه بوده یا هست، به کارکرد در بیاورد؛ در واقع، هر دگرجایی یک کارکرد کاملا دقیق دارد که از سوی درون جامعه تعیین می‌شود، اما همین دگر‌جای می‌تواند بنابر همزمانی‌های (synchronie) فرهنگی که درونش وجود دارند، کارکرد دیگری هم داشته باشد.     من برای نمونه، به دگر‌جای ِ عجیبی مثل گورستان، اشاره می کنم. گورستان بی‌شک نسبت به فضاهای فرهنگی متعارف، یک فضای دیگر است. اما در آن واحد، فضایی است که با تمامی جای‌های یک شهر یا یک جامعه یا یک روستا پیوند دارد، زیرا هر فردی، هر خانواده‌ای احتمالا دارای خویشاوندی است که در آن گورستان آرمیده است. در فرهنگ غربی، گورستان تقریبا همیشه وجود داشته، اما این  مکان جهش ها و دگرگونی های بسیاری را تجربه کرده است. تا پایان قرن هجدهم،...
ادامه خواندن

معرفی کتاب: سرشت شر 

 کوئن دارل، 1395، ترجمه؛رهادوست بهار، تهران؛ نشر هنوز،492 صفحه ناخوداگاه جمعی همۀ ما انباشته از مفاهیم خیر و شر است. این دوگانه، نفوذی فراگیر در زندگی ما دارد و ما بازتابش را در ضرب‌المثل‌هایی که همه روزه به کار می‌بریم می‌بینیم. تقریباً همۀ ما خود را خیرخواه می‌دانیم و ابتدایی‌ترین واکنش ما به شر این است که آرزو می‌کنیم از شر بعضی چیزها و آدم‌ها خلاص شویم. طبعاً هرقدر بیشتر از این نیاز (به خلاص شدن از شر) عبور کنیم و هدف والاتر شناخت شر را در برنامۀ کار و عمل‌مان قرار دهیم، مسئولیت‌مان سنگین‌تر و زندگی‌مان پرمعناتر خواهد بود. البته شر در اشکال و چهره‌های متنوعی بر ما ظاهر می‌شود. آرای دو گروه اخلاق‌گرا و خردگرا هم که همواره در طول تاریخ راه را به انسان‌های پوینده نشان داده‌اند، با بحث و جدل‌های الهیاتی و فلسفی همراه بوده است و احتمالاً این بحث و جدل‌ها در انواع نقد و...
ادامه خواندن

دو گانه ی شهر و روستا از نگاه مارکس: مارکس با عینک شهریش!

یکی از شگفتی های کار مارکس در طول بیش از چهار دهه تحقیق مداوم در حوزه های مختلف اقتصادی و اجتماعی و قلم زدن در این عرصه ها این است که او باوجود اهمیت شهر به عنوان بستر و خاستگاه جغرافیایی بورژوازی یعنی مقوله ی محوری تحقیق او، اشاره های اندک، گاه تکراری و موجز و حتا مبهم به پدیده ی شهر و عملکرد تاریخی آن در تمدن بشر کرده است. در اهمیت تاریخی شهر برای توسعه ی نظام سرمایه داری کافی است بگوییم که دیوید هاروی جغرافیدان و شهر شناس در کتاب«شهری شدن سرمایه : مطالعاتی پیرامون تاریخ و نظریه شهری شدن سرمایه داری»  که در ایران با نام« شهری شدن سرمایه» منتشر شده، با اتکا به قانون انباشت، فرایندهای چرخه های نخست سرمایه(تولید کالا و خدمات)، چرخه ی دوم (خلق فضای مصنوع از طریق رشد سرمایه ی ثابت و غیر منقول ) و چرخه ی سوم سرمایه (تولید...
ادامه خواندن

انتشار شمارۀ 132 نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت:«فلسفۀ معماری: پدیدارشناسی مکان 3»

  شمارۀ 132نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت با موضوع «فلسفۀ معماری: پدیدارشناسی مکان 3» به دبیری منیره پنج¬تنی منتشر شد. سومین شماره از مجموعۀ «فلسفۀ معماری: پدیدارشناسی مکان» تکمیل کنندۀ مطالب دو شمارۀ پیاپی 112 و 113 (مرداد و شهریور 1394) نشریۀ اطلاعات حکمت و معرفت است. منیره پنج¬تنی دغدغۀ اصلی دو شمارۀ نخست را بررسی پدیدارشناسی به عنوان رویکردی مسلط در مباحث مربوط به مطالعات مکان، تحت عنوان کلی¬تر «فلسفۀ معماری» عنوان کرده است. دو شمارۀ قبلی با پیگیری ردپای جنبش فلسفی پدیدارشناسی، به بررسی پدیدارشناسی در پژوهش¬های مربوط به معماری و مطالعات مکان پرداخته است. دفترهای یک و دو فلسفۀ معماری با هفده نوشتار و دو بخش نقد و معرفی کتاب¬های مربوط به این حوزه، علاوه بر پرداختن به برخی از موضوعات اصلی در فلسفۀ معماری مانند رابطۀ معماری با فلسفه و علوم انسانی و هنر، مباحث کلی در زیباشناسی معماری، رابطۀ اندیشه و زبان با معماری، معماری...
برچسب ها:
ادامه خواندن

تأملات فلسفی در متن زندگی

معصومه علی‌اکبری وزن چیزها. جین کازز. ترجمة عباس مخبر. چ3. تهران: آگه، 1393. 238ص. 140000 ریال. 1. می‌گویند عمر مؤلف با نقطۀ پایانی که بر کتابش می‌گذارد، به سر می‌رسد و شیشۀ عمرش می‌شکند و کتاب می‌ماند و خواننده. البته که منظورِ فاعلِ این «می‌گویند» از مؤلف، فقط رمان‌نویسان و اهالی ادبیات داستانی نبوده است. فیلسوفان روایت‌های کلان نیز با ارائۀ روایت‌های‌شان می‌میرند و ایده‌ها و فلسفه‌های‌شان را میان خوانندگان و یا اندیشه‌ورزان یتیم رها می‌کنند. به نحوی می‌توان میان مرگ مؤلف و مرگ روایت‌های کلان ربطی پیدا کرد. در واقع همان‌طور که مؤلف از خلال اثرش در وجود خواننده‌اش ادامۀ حیات می‌دهد، روایت‌های کلان هم باید جایی برای ادامۀ حیات داشته باشند، آن‌ها کجاست؟ روایت‌های کلان را باید در همان جایی جستجو کرد که غیب شدند. یعنی در متن زندگی روزمره و همگانی و عینی که از شدت عینیت سفت و سخت‌شان آن روایت‌های کلان مقاومت را تاب نیاوردند...
برچسب ها:
ادامه خواندن

فردریش فون هایک یا ادوارد برنشتاین؟

در نوشته‌ی زیر که به‌عنوان پیش‌درآمدی بر ترجمه‌ی فارسی پیش‌گفتار کتاب اقتصاددان و فیلسوف اتریشی فردریش فون هایک (1)، راه‌ بندگی (2) به قلم والتر ای.ویلیامز (3) اقتصاددان آمریکایی ارایه شده است سعی داشته‌ام تا بر نقیصه‌های نقد هایک از سوسیالیسم چه به عنوان یک مکتب اقتصادی و چه یک زیربنای اخلاقی انگشت گذاشته و با اتکاء به آراء تجدیدنظرطلبانی همچون ادوارد برنشتاین (4)  برخی مواضع هایک را رد کنم. ادعای این نوشتار این است که آنچه هایک بدان تاخته گونه‌ای افراطی و امتداد مواضع خود او به‌عنوان یک لیبرالیست محافظه‌کار است و نه سوسیالیسم. نقد هایک از توتالیتاریسم گواینکه از ظرافت‌های نقد نظریه‌پردازانی همچون آرنت (5) برخوردار نیست اما درهرحال قابل تامل و تصدیق است اما آنجاکه توتالیتاریسم را از مجرای اخلاقیات و سامان اجتماعی اقتصادی‌اش به سوسیالیسم ربط می‌دهد دچار نواقص و تناقضات جدی است. فردریش فون هایک در ستایش بازار اغراق می‌کند. عزت‌الله فولادوند در مقدمه‌ای که...
ادامه خواندن

پاره های معماری(19)، فوکو: فضاهایی دیگر یا «دگرجای ها»(بخش اول)

پاره های معماری، فوکو: فضاهایی دیگر یا «دگرجای ها» برگردان ناصر فکوهی بخش اول می دانیم که بزرگترین دغدغه وسواس آمیز ِ قرن نوزدهم، تاریخ ِ مضامینی  بود چون رشد و رکود؛ بحران و چرخه؛ انباشت گذشته؛ افزایش  بار ِ مرگان؛ سرد شدن جهان.  در قانون دوم  ترمودینامیک بود که قرن نوزدهم اساس منابع اسطوره ای خود را می یافت. دوران کنونی را باید  بیشتر دوران فضا بدانیم. ما در دوران  همزمانی هستیم، با هم بودگی؛ ما در دورانی هستیم که امر نزدیک و امر دور، در کنار هم قرار گرفته اند، در دوران امر پراکنده. ما در لحظه ای قرار گرفته ایم که جهان به باور من خود را کمتر به مثابه یک  حیات بزرگ و در حال تحول در زمان،  بلکه در قالب  شبکه ای بیان می کند که  نقاط گوناگون را به یکدیگر  پیوند داده  و [دائم] این کلاف سردرگم را بزرگتر می کند. شاید بتوانیم بگوییم...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «سینما به روایت اسلاوی ژیژک»

و من فکر می‌کنم این استعاره‌ای از مخمصه ‌ما در زندگی است. اکثر اوقات وقتی کسی را دوست داریم، آن شخص را دقیقأ همانطور که هست نمی‌پذیریم. او را تا آنجایی که مطابق و موافق تخیلات ما باشد می‌پذیریم. ما او را اشتباه درک می‌کنیم، به همین دلیل هم هست که وقتی که می‌فهمیم اشتباه کرده‌ایم، عشق فورأ به خشونت تبدیل می‌شود. برای یک معشوق چیزی خطرناک‌تر و مهلک‌تر از دوست داشته شدن نیست که نه به خاطر آنچه که هست، که به خاطر مطابقت با ایدئالی که در سر عاشقش می‌گذرد دوست داشته شود. در چنین شرایطی عشق همیشه با ریاضت خواهد بود – «ژیژک» در تحلیل فیلم «روشنایی هایی شهر» اثر «چارلی چاپلین» (1931).عمومأ برای نشان دادن قدرت تسلط نظری «رزا لوگزامبورگ» این مثال زده می‌شود که کسی بود که از خودِ «مارکس» بیشتر بر مارکسیسم تسلط داشت. این مثال امروزه درباب تسلط «اسلاوی ژیژک» بر «لاکان» و...
ادامه خواندن