ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

در اهمیت فضایل ذهن برای ما

  (زاگزبسکی، لیندا ترینکاوس،1396، فضایل ذهن:تحقیقی در ماهیت فضیلت و مبانی اخلاقی معرفت، مترجم:امیرحسین خداپرست، تهران: نشر کرگدن،504صفحه)امیرحسین خداپرستاحتمالاً درباره‌ی محتوا و ترجمه‌ی فضایل ذهن، نوشته‌ی پُرنفوذِ لیندا زگزبسکی، مطالبی منتشر خواهد شد. در این نوشته‌ی کوتاه، می‌خواهم درباره‌ی اهمیت این کتاب برای ما سخن بگویم. به گمان من، فضایل ذهن از دو منظر برای ما مهم است:1. از منظر تخصصی و دانشگاهی، کتاب فضایل ذهن از کتاب‌های مرجع در معرفت‌شناسی فضیلت، و شاید مهم‌ترینِ آن‌ها است. این کتاب نخستین اثری است که در حوزه‌ی معرفت‌شناسی فضیلت به فارسی ترجمه و منتشر می‌شود. گرچه پیشتر معدود مقالات و آثاری در معرفی و توضیح این گرایش نسبتاً جدید در معرفت‌شناسی به فارسی منتشر شده بود، می‌توان گفت که هیچ‌یک از آن‌ها از حیث نفوذ و عمق به پایه‌ی این کتاب نمی‌رسد. از این رو، فضایل ذهن می‌تواند آشنایی ما را با معرفت‌شناسی فضیلت غنایی بیشتر بخشد.افزون بر این، از آنجا که...
ادامه خواندن

آیا زبان آن طور که امروزه آن را می شناسیم، هنوز برای عصر دیجیتال مناسب است؟

پاولو شوپن برگردان زهرا خلجی طبق گفته تعدادی از دانشمندان علوم اعصاب و فلاسفه شاید زبان اساسی ترین وسیله برای انتقال ایده ها نباشد. در عصر دیجیتال لازم است که نقش آن را مطالعه کنیم و احتمالات جدید را که تکنولوژی خلق می کند بررسی کنیم. جان سرل استاد فلسفه دانشگاه برکلی در کتاب خود بیان و معنا (۱۹۷۹) این ایده را «اصل قابلیت بیانی» می‌نامد،‌ اصلی که هر چیزی معنایی دارد را می توان به زبان آورد. هم چنین در رساله منطقی-فلسفی (۱۹۲۱) لودویگ ویتگنشتاین اشاره می‌کند که «محدودیت های زبان من، محدودیت های جهان من است.» خارج از فضای سر بسته فلسفه تحلیلی،‌ محدودیت های زبان های طبیعی وقتی که به سراغ ایجاد معنا می‌رویم هم در هنر و هم در علم شناخته شده است. روان شناسی و زبان شناسی اعتراف کرده اند که زبان وسیله بیان کاملی نیست. عموما این نظر مورد قبول همه است که افکار...
ادامه خواندن

کتاب "کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم"

محمود پوراکبری   کتاب "کمونیسم رفت، ما ماندیم و حتی خندیدیم " اولین رمان اسلاونکا دراکولیچ، روزنامه‌نگار اهل کرواسی در سبک غیرداستانی است که در سال 1991 میلادی به چاپ رسیده است. « منتقدان غربی، این نویسنده را با مارگریت دوراس، ساموئل بکت و آلبر کامو قیاس می‌کنند. مقاله‌های او در بسیاری از روزنامه‌ها و مجله‌های اروپایی و آمریکایی منتشر می‌شوند». این اثر به عنوان نخستین شماره از مجموعه‌ی "تجربه و هنر زندگی" منتشر شده است. مجموعه این آثار، بخشی کمتر مورد توجه از فلسفه را عرضه می‌کند؛ بخشی کمتر مدرسی که حالت آکادمیک ندارد و همانطور که از عنوان تجربه و هنر زندگی بر می‌آید، نوعی در میان نهادن سیر و سلوکی است که عارفِ از آن گذر کرده، مرید مشتاق و جوینده را مطلع و شریک سیاحت و ریاضت‌های خود می‌گرداند. این سبک فلسفه هرچند توسط فیلسوفان آکادمیک، شاعرانه، ذهنی و درونی، انگاشته می‌شده و البته همین موضوع...
ادامه خواندن

فراسوی مطلق-نسبی اندیشیدن: مرگ میرای کلان روایت

سخن از مرگ کلان روایت در عصر پست‌مدرن، خواستگاه نبرد نویی میان منطق مدرن و تفکر فرا مدرن گشته است. این نبرد ذیل تیتر « مرگ کلان روایت، خود کلان روایت دیگری‌است» همچون هر امر مدرن دیگری میل به کلیت را ارضا می‌کند. شباهت این تیتر همچون این گفته در فرهنگ‌عامه است که بیان دارد: « اگر همه‌چیز [اخلاق] نسبی است، پس من می‌توانم کسی را بکشم بی‌آنکه امری غلط [یا غیراخلاقی] مرتکب شده باشم». اگر منطق را در بامعنایی گزاره خلاصه کنیم هر دو این جمله‌ها، جملات بامعنایی و ازاین‌رو منطقی هستند. اما مشکل نه در منطق گزاره‌‌ای، بلکه در مبنای هر امر منطقی است. به زبان دیگر مشکل نه در اخلاقی بودن یا نبودن بلکه در مبنای وجودی خود اخلاق نهفته است.   تقابل پارادایمی اندیشه‌ی مدرن و پست‌مدرن، اغلب (گرچه به شیو‌ه‌ای فروکاست‌گرایانه) به تقابل، مطلق‌گرایی نسبی‌گرایی تعبیر می‌گردد. این فروکاست گویی مرحله‌ی دومی نیز دارد که دامن...
ادامه خواندن

 لاکان و پدر فلسفه‌ی مدرن: جنگی برای صیرورت لاکان

با نگاهی به تاریخ تفکر از قرون‌وسطی تا دوران معاصر درمی‌یابیم که ماهیت و هدف تفکر دچار تغییر گشته‌است. هدف تفکر در قرون‌وسطی دستیابی الهیاتی به حقیقت و درک ذات یا به تعبیر ارسطو جوهر حیات بود. این خوانش در دوران معاصر به تلاش برای دستیابی به تبیین یعنی شناخت و تسلط بر واقعیت مبدل گشت. به‌این‌ترتیب گذاری در اهداف تفکر، از حقیقت به‌یقین رخ داد. دامنه‌ی این تغییر نگرش به ماهیت انسان را نیز در برمی‌گرفت، به‌نحوی‌که مرکز توجه به هستی از آسمان به انسان منتقل گشت. انسانی که دکارت آن را به تفکر و معرفتی شناساگرانه، فروید به ناخودآگاه، کانت به اخلاق و هایدگر به هستنده‌‌ی خود بنیاد بودن مجهزش ساختند و اما لاکان در آن شکاف دید و آن را به‌مثابه سوژه خط زد. نقطه شروع خوانش فلسفه‌ی مدرن از انسان مصادف است با پرداخت دکارت به انسان به‌مثابه سوژه‌‌ای که فاعل شناسا‌ست. سوژه‌ای که شرط وجودی‌اش...
ادامه خواندن

دایره ی زمان

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است چو بر صحیفۀ هستی رقم نخواهد ماند (حافظ) اسطوره ی ترک گفتن زمین و سفر به جهان مردگان، مدفون ماندن و تقلای رهایی، و سرانجام بازگشت و تولد دوباره از هزاران سال پیش در فرهنگ‎های مدیترانه و میان‎رودان وجود داشته است. برای این مردمان، که به طور عمده از راه کشاورزی گذران می‎کردند، اسطوره‎سازی از مشاهده‎هاشان از چرخۀ زمان، یعنی نیستی گیاهان و خواب زمستانی طبیعت در زیر زمین، تکاپوی جوانه‎ها برای شکافتن پوسته ها، و سر برآوردن از دل خاک در بهار، می‎تواند اتفاقی طبیعی قلمداد شود. این ترتیب در قاموس اسطوره‎شناسی همان فرآیند تبدیل شناخت تجربی به مفاهیم فلسفی است، مفاهیمی برای پاسخ‎گویی به پرسش‎های هستی‎شناختی. پاسخ‎های موفق اغلب به صورت باور درمی‎آیند، و اگر مجموعه‎ای از این باورها بر اساس الگوی...
ادامه خواندن

آدم گرسنه خواب نان سنگک میبیند

امیررضا پوررضایی درباره کتاب «جستارهایی در باب عشق» آلن دوباتن که گلی امامی با قلمی خوب و روان آن را به فارسی ترجمه کرده است ما در حوزه هايي که متر و معيار مشخص دارند اسير تعارفزدگي هستيم، چه رسد به حوزههايي که ذاتا چنين شفافيتي ندارند. بسيار پيش ميآيد که صحبتي درباره عشق ميشنويم، اما واقعا نميتوانم بگويم چند درصد از ما عشق را تجربه کرده يا در اطراف خود ديدهايم و يا حداقل ميتوانيم تعريفي از آن ارائه بدهيم. جوانان ما در بسياري از موارد تاوان همين تفکر فانتزي را ميدهند و در حالي که از زندگي و رابطهاي قابل قبول برخوردارند، با اين تصور که عشق آن چيزي نيست که در رابطه فعليِ خود دارند، اين روابط را ناديده ميگيرند و با سوداي رابطهاي رويايي، امروز و فردا و فرداها را به باد ميدهند.  وقتي نگران کاهش ازدواج هستيم و رشد آمار طلاق بر نگرانيمان ميافزايد، لازم...
ادامه خواندن

نگاهی به مباحث فلسفی گردشگری

  قرار بود اين مقاله در سه بخش تدوين شود، ولي به خواست شوراي تحريريه مجله در اين شماره، بخش دوم و سوم را با هم تقديم خوانندگان کرده و از اين رو، به دليل محدوديت فضا فقط به بيان کليات اکتفا ميکنيم. در بخش اول، يعني حقيقت گردشگري، درباره تعريف، نظريه و عمل، رشتهگرايي، پارادايم جابهجايي و کوچگرايي به اختصار گفتيم. در اين بخش در مورد زيباييشناسي و اخلاق در گردشگري ميگوييم. در زيباييشناسي، مباحث گوناگوني چون تاثير گردشگري بر شکلگيري محيطهاي شهري و طبيعي، سفرهاي معنوي و ارتباط بين هنر و گردشگري را ميتوان مطالعه کرد. اخلاق نيز از مقولههايي است که علاقه محققان زيادي را به خود جلب کرده است. تصميمگيريهاي اخلاقي، اخلاقزدگي در گردشگري و غايت گردشگري از موضوعات مورد مطالعه در اين حوزه هستند.گردشگري و زيباييشناسيزيبايي تجربهاي ذهني است که در احساساتي چون خونگرمي، جذابيت، رفاه عاطفي و حتي سرمستي متجلي ميشود و ميتواند شامل درک...
ادامه خواندن

خزش و خیزش دو شیوه‌ي مواجهه با قدرت: مقاومت روزمره‌ي مطالعات فرهنگی در تقابل با نظریه‌‌ی کلاسیک قدرت

خزش و خیزش، پیش از هر تلقی می‌توان آن‌ها را دو راه مواجهه، دو جهان‌بینی در راستای حرکت دانست. خزش و خیزش هر دو شیوه‌های حرکت در پیوستار زمان‌اند برای گذار از وضعیت اولیه به وضعیت ثانویه. خیزش تابع انقلاب است، دستگاهی که اکنونیت را می‌گیرد و با تشویش فرم اکنون فرمی دگرگون تحویل خواهد داد. خزش اما تابع رفرم است تا دفرم؛ دستگاهی که سعی دارد اکنونیت را همچون خمیری که به آن نیروهایی وارد می‌شود ورز دهد تا شکل مطلوب تولید گردد. این دو تابع شباهت‌ها و تفاوت‌هایی باهم دارند. هدف هردو تغییر وضعیت است و هردوضعیت اکنون را به‌تمامی پذیرا نیستند. تفاوت این دو در جهان‌بینی و راه دستیابی تغییر است. نکته مشترک دیگری که میان این دوجود دارد این است هردو این راه‌ها، راه‌های مواجهه باقدرت اما با تلقی‌های هستی‌شناسانه‌ی متفاوت هستند. رویکردهای انقلابی اغلب قدرت را جایگاهي‌ می‌دانند که لویاتان آن را اشغال کرده است؛...
ادامه خواندن

معرفی كتاب «مجوس شمال (یوهان گئورگ هامان و خاستگاه های عقل ناباوری جدید)»

کتاب حاضر درباره‌ی آرا و اندیشه های متفکر آلمانی، گئورگ هامان (۱۷۳۰- ۱۷۸۸) نخستین روشنگر نهضت رمانتیسم است. نویسنده ضمن تأکید بر اهمیت اندیشه‌های هامان، وی را پرشورترین، پی‌گیرترین، افراطی‌ترین و سازش‌ناپذیرترین دشمن روشن‌گری و صورت‌های عقل‌باوریمی‌داند که تاثیر مستقیم و غیرمستقیم او بر طغیان رمانتیک ها علیه کل گرایی و علیه روش علمی و هر لفاف و ظاهر آن، بسیار زیاد و شاید هم تعیین کننده بود.برلین می گوید توجه من به هامان به این نکته بر می گردد که او نخستین هماورد تمام عیار نهضت روشنگری فرانسه در زمانه خود بود. در مقایسه با منتقدان بعدی، حمله های او به نهضت روشنگری بسیار سازش ناپذیر و از جهاتی کوبنده تر بود و نقص های این نهضت را بسیار واضح تر نشان می داد. هامان به شدت جانبدار است، پیشداوری دارد و یکطرفه به قاضی می رود؛ اما عمیقا هم صادق، جدی و اصیل است. او بنیانگذار واقعی سنت...
ادامه خواندن