ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی درد و رنج (43)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار‌پور در روایت سولژه نیتسین، دیومکای جوانی که مبتلا به سرطان است، درد زیادی در پا دارد. اما موقعیت اطراف، چند لحظه سبب می‌شود دردش را «فراموش» کند. او در راهروی بیمارستان با «آسیا» روبرو می‌شود به سرعت به او می‌‌گوید چقدر از رقصیدن احساس خوشبختی می‌کند. دیومکا از پای خود با او صحبت می‌کند و می‌گوید جراحان اصرار دارند عملش کنند. آسیا می‌گوید: «یعنی چه؟ پایت را قطع کنند؟ دیوانه شده‌اند؟ حاضر نیستند معالجه‌ات کنند! بهتر است آدم بمیرد که پا نداشته باشد، می‌فهمی چه می‌گویم؟ می‌توانی تصور کنی مثل یک آدم علیل زندگی کنی؟ زندگی برای آن است که از آن لذت ببری» و دیومکا به خود می‌گوید، آسیا حق دارد، «آیا می‌شود با چوب زیربغل خوشبخت بود؟ مثلاً الان کنار او نشسته، حالا باید با چوب‌های زیربغلش چه بکند؟ و با این پای خودش حتی نمی‌تواند یک صندلی بیاورد و...
ادامه خواندن

درماندگی و اخلاق: تاملاتی پیرامون وظیفه روان کاوی (قسمت اول)


نویسنده : پیتر ویدمر درماندگی برای روان کاوی اهمیت بسیار زیادی دارد. برای درماندگی در زبان آلمانی واژه ای است (Hilflosigkeit ) که دارای معانی مختلفی است. فروید در این مورد مطلب های زیادی نوشته است و ما می توانیم دلیل هایی که او را به این نتایج رسانده، از هم تمیز و تشخیص دهیم. زمینه های مختلفی را می توانیم ببینیم که درماندگی در آنها خود را نشان می دهد. فروید برای درماندگی سه دلیل را بیان می کند، زیست شناسانه، فیلوژنیک و روان شناسانه. دلیل اول که زیست شناسانه است، زایش زود هنگام انسان است. انسان تا مدت ها وابسته به رسیدگی دیگران است. افرادی که از کودک مراقبت می کنند، از طریق رسیدگی به او قدرتی می یابند. دلیل دوم، مساله دیگری را مشخص می کند، مساله عجیب و غریبی که با سکسوالیته در ارتباط است. سکسوالیته در مورد انسان دو زمانه است. زمان اول، مربوط به...
ادامه خواندن

پرونده شخصیت/ راسکولنیکف


هومان دوراندیش تئوری بی‌آزمون راسکولنیکف او قصد داشت از اخلاق متعارف فراتر رود و با نوعی خودآیینی، در زندگی‌اش اخلاقی فضیلت‌محور بنا کند، اخلاقی که پاره‌ای اعمال به ظاهر غیراخلاقی را برای عاملان و فاعلان خاصی مجاز می‌داند؛ راسکولنیکف چنین رویایی داشت در ستایش رمان «جنایت و مکافات» نویسندگان بسیاری بسیار نوشته‌اند. پس اجازه بدهید این یادداشت به جای اینکه صرف تحسین رمان عمیقا روانکاوانه و انسان‌شناسانه‌ داستایفسکی شود، مصروف پرداختن به مهم‌ترین ایراد رمان شود؛ قتلی که رادیون رومانویچ راسکولنیکف مرتکب شد، اگرچه در خشم او از عادلانه نبودن کار دنیا ریشه داشت، ولی صرفا محصول خشم نبود. قتل پیرزن نزول‌خوار، متکی به استدلال و از نظر راسکولنیکف کاملا موجه بود. راسکولنیکف روزهای روز در اتاق کوچکش به ضرورت این قتل سگالیده بود و در توجیه آن استدلالی محکم و متقن برای خودش فراهم کرده بود. در واقع او در خلوت خودش به خیر و شر افکارش اندیشیده بود...
ادامه خواندن

درباره "برادرم خسرو" (قسمت اول)


  تحلیل روان شناختی ستیز با پدر نویسنده : سینا امینی مقصودبیگی یکی از خاستگاه های شکل گیری شخصیت مطابق نظریه روان کاوی علاوه بر پیش آمادگی هایی که فرد با خود به گونه ای ژنتیک به همراه می آورد از رهگذر نوع رابطه هایی است که در کودکی با افراد مهم زندگی تجربه کرده است. کودکی درمانده و ناتوان که در ابتدا در وحدتی جسمانی و روان شناختی با مادر زاده می شود و کم کم فرد دیگری به نام پدر، یعنی موجودی به مانند مادر همه توان از دیدگاه کودک به این رابطه دوگانه ورود می کند و ورود او جدایی دردناکی را برای کودک رقم می زند. جدایی ای که زمینه ساز و لازمه خروج کودک از عرصه طبیعت و ورود او به عرصه فرهنگ و جامعه است که این تحول خود از رهگذر چشم پوشی از میل به وحدت با مادر، پذیرش جایگاه پدر و همسان...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (41)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور مشاهدات بالینی نشان می‌دهد که بنابر کیفیت رابطه میان پرستاران یا نزدیکان بیمار با او، بنابر ساعت‌های مختلف روز، بنابر اطلاعاتی که یک فرد درباره وضعیت خود دریافت می‌کند، اینکه آیا درد او جدی گرفته می‌شود یا نه، بیمار به صورت‌های متفاوتی رنج خود را تجربه می‌کند. شب‌ها، حساسیت‌ها و اضطراب‌ او را افزایش می‌دهد و اگر همراه دلسوزی در کنار بالینش باشد، این رنج کاهش می‌یابد. نوازش دستی بر پیشانی، بر زبان آوردن جمله‌های آرامش‌بخش به همان اندازه مؤثر هستند که داروهای مسکن، هرچند نمی‌توانند جایگزین این داروها شوند. به همین ترتیب، منابعی که هر شخصی در تخیل خود دارد، قابلیت اندیشیدن به چیزهایی دیگر، قدرت شخصیت او، همگی بر نوسان درد تأثیر دارند. به محض آنکه بیمار، به جای تمرکز بر خود، به موضوع دیگری بپردازد، احساس درد کاهش یافته یا فراموش می‌شود. برعکس، هر اندازه بیمار بر درد خود...
ادامه خواندن

ارزش بيهودگي؛ کند و کاوي در رمان جديد ميلان کوندرا


ناصر نبوي در آهستگي (1995) نوشته‌ي ميلان کوندرا، ورا همسر نويسنده به او مي‌گويد: «تو بارها به من گفته‌اي مي‌خواهي روزي رماني بنويسي که تويش هيچ کلمه‌اي جدي نباشد... بهت هشدار مي‌دهم: حواست باشد، دشمنانت چشم به راهت‌اند.» زمان گذشت تا در اواخر سال 2013 آرزوي نويسنده/شخصيت رمان آهستگي برآورده شد: جشن بيهودگي که مثل سه رمان پيشين کوندرا يکسر به فرانسه نوشته شده، پيش از انتشار در فرانسه، به ايتاليايي برگردانده و از سوي کوندرادوستان ايتاليا با اقبالي چشمگير رو به رو شد. در مارس 2014، کتاب در فرانسه از چاپ در آمد، در 142 صفحه با نوار جلدي لاجوردي‌رنگ که يکي از طرح‌هاي انتزاعي کوندرا بر زمينه‌اش نقش بسته بود. در کمتر از يک ماه، 200هزار نسخه از جشن بيهودگي فروش رفت و کتاب بر فراز آثار تازه‌ي مشهورترين نويسندگان عامه‌پسند فرانسه بر صدر بازار پرفروش‌ها تکيه زد. اين موفقيت بزرگ همزمان شد با (برخلاف پيش‌بيني ورا در...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر- بخش 39


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه چه شکلی از تقدس یابی فضا را برگزینیم؟ بر چه ضرورتی اتکا کنیم؟ در این نقطه از کارمان می‌توانیم نوعی تمیز قائل شویم. ما این جدول از چند شکلِ امر قدسی شهری را ]به این قصد[ ترسیم نکرده بودیم که به صورتی مشخص و متمایز بر آن ها تکیه بزنیم. می‌دانستیم که باید دست به گزینش بزنیم و موضع گیری هایمان چاره ای جز انتخاب برایمان باقی نمی‌گذارند. ما می‌خواستیم نشان دهیم که فضای شهری همواره تقدس‌زدایی نشده و قصد داشتیم از چند تقدس‌یابی کهن در آن سخن بگوییم. این شکل‌های قدسی همگی میان خود در سازگاری نیستند. برای نمونه استعلاءِ امر قدسی قرون وسطایی بر خلاف جهت باطن‌گرایی امر قدسی، که توسط شاگردان یونگ مطرح شده، قرار می‌گیرد.جا افتادن نوعی آزادی انقلابی به سختی قابل همسازی با نظم از پیش تعیین‌شده‌ای است که دو شکل نخستین امر قدسی، که پیش‌تر از...
ادامه خواندن

علیه تنفر (۱۰)


تصویری بس غریب در آینه امکه  صفحه فیس بوک « از دوبلین دفاع می کینم» یکی از بیشمار گروه های مباحثه است که حول قطعه دیداری کلزنیتز شکل گرفته است. گروه های معترض دیگری که به ورود پناهندگان و ارعاب کسانی که در پی کمک به آنها هستند نیز وجود دارد. از آن جا که نظریه پردازان، روایان، گردانندگان مباحثات اینترنتی و حتی سالن های خصوصی بحث،‌ مغذی تمام این گروه ها، یکی است، نمی توانآن ها را پراکنده و حاشیه ای دانست. منابع زاینده چنین تنفر هرگز خود را همچنان چفته گران که فریاد های خشم بر سر پناهندگان و مهاجرین می بارانند، نمایان نمی کنند و «دغد غه» های خود را از نوع خواست های بورژوازی می نمایانند. با گفتمان های خود چنین تنفری را ممکن ساخته ولی در ملأ عام از آن فاصله می گیرند. چنین است سیاست های آـ د ـ اف و نیز کسانی که...
ادامه خواندن

علیه تنفر (۹)


  تنفر چگونه زاده می شود؟ امکه در قطات دیداری پرخاش شعار دهندگان، هیچ اشتباهی از پناهندگان سر نزده، و در گزارشات متعاقب نیز اثری از عمل و امری دال بر نامطلوب بودن آن ها نبود. در چنین مواقعی، تنفر خود انرژی زاست ، دقیقا به این دلیل که از واقعیات فراتر می رود و نیازی به دلیل و یا انگیزه ای واقعی ندارد. فرافکنی کافی است. تنفر، پناهندگان را هدف گرفته و بر آنان می بارد، اما دلیلش اینان نیستند. همچون عشق تیتانیا به باتم، که نه به دلیل شکل و شمایل باتم بلکه گیجی ناشی از شهد عشق است، تنفر شعار دهندگان کلزنتیز نیز به دلیل شخص پناهندگان نیست. همان طور که لازمه احترام و وقع گذاردن شناخت دیگری است، تنفز و دلزدکی از دیگری نتیجه عدم آشنایی دیگری است؛ در مورد تنفر نیز، دلیل و موضوع آن یکسان نیستند. همان طور که تیتانیا می توانست دلایل عشقش...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (39)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور بی‌حرکتی، تن‌آسایی، بسته بودن نسبت به جهان بیرونی همراه با نوعی فعالیت فکری متراکم اما متمرکز بر وجهی خاص در تاریخ شخصی فرد مشاهده می‌شود. هیپنوتیزم (خواب مصنوعی) به درمانگر امکان می‌دهد که به صورتی عمیق احساس درد خود را با استفاده از نرمش ماهیچه‌ها، کاهش، بی‌حسی، تعمق در حس‌هایش، سخن گفتن درباره دردش و همچنین با تغییر روحیه و رویگرداندن از دغدغه درد آن را کاهش دهد. این روشی است که به صورت خاص به کار گرفته می‌شود تا بتوان خود و شرایط خویش را باز آفرینی کرد، این روش امکان می دهد که به مرکز احساس‌ها راه یافت و معنی آن‌ها و شدت‌شان را تغییر داد، تا بتوان خاطراتی را که در درون انسان دفن شده اند بازگرداند و بر آن‌ها کارکرد. القا از طریق خواب مصنوعی را می‌توان با توجه به شخصیت سوژه تا بی‌نهایت تغییر داد. براساس درجه...
ادامه خواندن

علیه تنفر ۶:  تنفر و تحقیر ـ  بخش۱ : انسان گریزی جمعی (کلاسنیتز)


   امکه (۱)  «هیولایی و نامریی بودن دو وجه “دیگری”  است.»  اِلن اسکاری ... اما چه می بینند؟‌به غیر از من چه می بینند؟  قطعه دیداری کوتاه ،شاید زیادی کوتاه است (*).  می توان بار ها و بار هاآن را تماشا کرد و چیزی از آن نفهمید. صحنه در تاریکی فرو رفته: در مرکز منبع نوری،  نوشته ای سبززرد رنگ، « لذت مسافرت» در چپ، شیئی زرد و زاویه دار... شیشه اتوبوس :  ابتدا چیزی به غیر از سر انسان ها از پشت دیده نمی شود،  خارج از اتوبوس ایستاده و دست هایشان را با مشتی  به طرف مسافران دراز کرده و با فریاد و غوغا که : « مردم مائیم!»(۲) هرگز  چهره آنان دیده نمی شود و وجودشان فقط با حرکات دست ها و شعار جمعی نما داده می شود، گویی که  همین برای توجیه ابراز تنفر  نسبت به دیگران کافی است.  در این برهه در ساکس، شعار «...
ادامه خواندن

سیرینگار رس (Sringara Rasa)


مقدمه: یکی از مهمترین علوم انسانی در هند باستان بررسی حالات و روابط بین آدمیان بوده که در زبان سانسکریت به آن رس Rasa گفته می شود ,رس در واقع اشاره به جوهر , اساس و ماهیت هر شخص و هر چیز دارد.در هنر هندی و زیبایی شناسی آن این مفهوم در حقیقت دال براشارات ضمنی و معنی دار که در هنرهای دیداری مانند نقاشی و حکاکی ,شنیداری مانند موسیقی و خواندنی مانند ادبیات و شعر که باعث برانگیخته شدن احساسات خواننده , بیینده و شنونده می شود و آن ها را متاثر می کند ,می باشد.از اولین کتبی که در هند باستان مفهوم رس را توضیح داده اند کتاب ناتیاشاسترا Natya Shastra است که درباره هنرهای نمایشی هندی مانند رقص ,تاتر و موسیقی می باشد,در این کتاب مفهوم رس را این گونه تفسیر کرده اند :رس در واقع بیان و انتقال احساسات و حالات در هنرهای نمایشی و در...
ادامه خواندن

علیه تنفر پاره ششم: نگرانی - بخش دوم


  امکه (۱) با این حال، امروزه اصطلاح «شهروند نگران»(۲) سپری گفتاری شده است تا از بحث منطقی دلایل نگرانی ها احتراز شود. تو گویی درمباحث سیاسی احساسات، موردی قابل توجیه و یا نه، مناسب یا نه، مربوط یا نه نبوده بلکه به خودی خود دلیلی است محکم برای اثبات ادعا. تو گویی همانند عشق و امید، دلایل نگرانی نیز روشن نیستند، تو گویی دلیل و مورد نگرانی نیز قابل انطباق و یکی هستند. تو گویی نگرانی با قدرتی که گوته در فاوست مطرح می کند هم گوهر نیست: که دید قربانی خود را چنان ضعیف می کند که وی قادر نیست به شناسایی خوشبختی و موفقیت و هر آنچه مطمئن و استوار، توجه کند. منظور از بی ارزش سازی موضوع نگرانی نیست، بلکه باید آن را از نزدیک مورد مداقه قرار داد و اجزای آن را شناخت. نگران ها باید بین نگرانی و« فرافکنی دلزدگی»(۳) تمایز قايل شوند. این...
ادامه خواندن

نگاهی به کتاب جنسیت سایکوپات


مریم نورایی نژاد نگاهی به کتاب جنسیت سایکوپات ساختارهای اجتماعی چگونه باعث تشدید اختلالات سایکوپات می­شوند؟ ممکن است در زندگی روزمره­؛ در میان همکاران، دوستان، آشنایان و حتی افراد خانواده­ بارها با مواردی مثل اینکه کسی احساس بیش از حد ارزشمند بودن دارد، به شدت خودمحور است، احساسات و هیجاناتی سطحی و زودگذر دارد و در فعالیت­های تیمی و اجتماعی حس همدلی را منتقل نمی­کند، روبرو باشیم. کسی که چنین رفتاری دارد، مثل ما، دارای زندگی روزمره عادیست و خیلی کمتر از ذهنمان می­گذرد که چنین رفتارهایی نشانه یک اختلال شخصیتی باشد که و در بسیاری از موارد نیازمند درمان است. این افراد در اصطلاح روان­پزشکی «سایکوپات» Psychopath نامیده می­شوند. اصطلاح سایکوپات در قالب تعبیر علمی و دقیق، اولین بار توسط هروی کلکلی Hervey Cleckley در سال 1941 و در کتاب The Mask of Sanity به کار رفت. او در این کتاب به تحلیل این نکته ظریف پرداخت که قرار...
ادامه خواندن

اخلاق مراقبت و کارول گیلیگان


فاطمه آقامیری نوزادی گریه می‌کند و بلافاصله مادر برای آرام ساختنش او را در آغوش می‌گیرد و آرام می‌کند. کودکی بیمار می‌شود و تب می‌کند و مادر تا صبح بر بالینش می‌نشیند و او را پاشویه می‌کند. پسربچه‌ای بستنی از دستش می‌افتد و شروع به لج‌کردن می‌کند و مادر، بلافاصله، بستنی خودش را به او می‌بخشد و مادری هم مشق‌های ننوشته دختر‌بچه اش را می‌نویسد. تقریبا می‌توان گفت کسی نیست که از این نوع رفتارها در زندگیش ندیده باشد. رفتاری که مادران‌، البته با میزان‌های متفاوت، در حمایت و حفاظت از فرزندان خود (در هر سنی که باشند) از خود نشان می‌دهند. به نظر می‌رسد می‌توانیم این نوع رفتار را، مراقبت بنامیم. مراقبت حسی قوی در مادران است که از زمانی که نطفه در آنها شکل می‌گیرد شروع می‌شود و شاید تا آخر عمر ادامه یابد. و این حس زنانه، دست‌مایه‌ای شد برای بعضی از فمینیست‌هایی که در حوزه اخلاق...
ادامه خواندن

علیه تنفر پاره پنجم: نگرانی


امکه (۱) «کسی که باری در اختیار من افتاد دنیا نیز برایش چاره نیست. در اعماق تاریکی محض است بدون طلوع خورشید و غروب آن، ظاهری بسیار آراسته ... و اما خود، مغاک است و صاحب هیچ گوهری» گوته: نگرانی ـ فاوست ۲ «کسی که باری در اختیار من افتاد/ دنیا نیز برایش چاره نیست.» شخصیت اصلی دغدغه در فاوست ( نوشته گوته) با چنین سخنانی ظاهر می شود. نیم شب است و چهار پیرزن: گرسنگی، فقر،گناه و نگرانی، به شکار فاوست آمده اند که در کاخش پیر می شود، کاخی با درهای بسته. در این میان فقط نگرانی موفق به گذر از سوراخ کلید می شود. با آگاهی از حضورش، فاوست به دفاع از خود می پردازد: «کافی است! نمی توانی چینن به من دست یابی. به مهملاتت گوش نخواهم داد./ چرا فرزانه ترین انسان را سرگشته می کنی؟» فاوست کاملا از قدرت نگرانی آگاه است: آن که روز...
ادامه خواندن

الهام؟


  سهيل سمي بارويکرد متفکران ادبي رمانتيک کار بسيار ساده است. قدرت الهام. شاعري را در نظر بگيريد که زير درختچه‌ي رز دراز کشيده و به آسمان خيره شده, قلمي ‌به دست دارداز پر غاز, چند سطري نوشته است و حال منتظر است که الهام بازگردد و او مابقي شعرش را بنويسد. خود طبيعت مايه الهام مي‌شود, الهه‌ي هنر. اين الهام گاهي در حالي جرقه مي‌زند که شاعر سوار بر اسب است, گاهي هنگامي‌که در جنگ است و گاهي در کنار محبوب خوبروي. نمي‌دانم فعل و انفعالي که در ذهن شاعر رمانتيک رخ مي‌داده همان الهام بوده است يا نه, و آيا مراد او از الهام همان چيزي بوده که ما درک مي‌کنيم يا نه. زنده‌ياد احمد شاملو زماني در مصاحبه‌اي گفته بود که به هنگام نوشتن شعر خودش اصلاً حضور فيزيکي نداشته. بي‌شک شاعراني مثل ورد‌زورث يا کالريج از شنيدن اين جمله بسيار شاد مي‌شدند و حظ مي‌کردند. اما...
ادامه خواندن

رنج مقدس در سایه هشیاری برتر (1)


  ربکا اشتاین / انتخاب و برگردان فریبا جان نثاری مذهب ابعاد مختلفی داشته که یکی از آن‌ها بعد تجربی آن است. یعنی مواجه شدن با واقعیتی مقدس که از تجربه‌های روزمره‌ی ما فراتر می‌رود. تجارب دینی بشدت روی احساسات انسان‌ها تاثیر می‌گذارند. از داشتن احساس خوشبختی گرفته تا بصیرت داشتن. این حالات ذهنی که از دیگر حالات عادی ذهن متفاوت‌اند، هشیاری برتر1 نامیده می‌شوند. از طریق این حالات است که پدیده‌ها و قدرت‌های فراطبیعی خود را نشان می‌دهند. در واقع باورهایی که در ذهن انسان‌ها بوده و انتزاعی‌اند به تجربه‌های زیسته تبدیل می‌شوند. تغییراتی که در حالت ذهنی هر فرد موقع هشیاری برتر رخ می‌دهد از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت تفسیر می‌شود. به عبارت دیگر، فرهنگ بر تجارب ما معنا می‌گذارد. مثلا خوردن یک نوشیدنی الکلی برای همه به یک شکل است اما هر کس اثر آن را یک جور تفسیر می‌کند. یک نفر می‌گوید: انگار یکم زیادی خوردم!...
ادامه خواندن

انسان‌شناسی درد و رنج (36)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور گذر از یک تجربه دردناک، اگر فرد از اطلاعات و ابزارهای شخصی مناسبی برخوردار باشد که بتواند اضطراب خود را میان ببرد و اگر بداند که در اطراف او هیچ‌کس رهایش نخواهد نکرد، بسیار آسان‌‌تر است. افزون بر این همه چیز وابسته به شرایط و چگونگی تحول حس‌‌های فرد است. دو مطالعه قدیمی که نتایج آن‌ها هنوز معتبر به حساب می‌‌آیند، نشان می‌‌دهند که تا چه اندازه اطلاعات دریافت شده به وسیله بیمار در روندی که تجربه بستری شدن در بیمارستان به حس‌‌های او می‌‌دهد، بر آرامش یافتنش مؤثر است. بیمارانی که برای یک جراحی آماده می‌‌شوند در این مطالعه به دو گروه تقسیم شدند، گروه اول کسانی بودند که اطلاعات بسیار دقیقی از محل جراحی و پیامدهای آن، نوع درد محسوس در این عمل، مدت زمان آن و ابزارهایی که برای کنترل این درد وجود دارد، دریافت می‌‌کردند. در عین حال...
ادامه خواندن

علیه تنفر


  سخن مترجم: کارولین امکه (۱) را از برنامه «مسیر های فلسفه» از فرانس کولتور شناختم. زمینه فعالیت های وی را می توان ژورنالیسمی از نگاه فلسفی دانست... بررسی آمیخته ای از مفاهیمی همچون جهانی شدن، جنگ، آینده دموکراسی، و .... استوار بر دید فلسفی هابرماسی و شفافیت روح مؤنثش. در ۱۹۶۷ به دنیا آمد. در لندن، و نیز هاروارد تحصیل فلسفه، علوم سیاسی و تاریخ کرده است. در فرانکفورت شاگرد هابرماس بوده است. ‌ وی جنگ را از نزدیک تجربه و از ۱۹۹۸ تا ۲۰۱۳ از عراق، کوزوو، لبنان گزارش کرد. از سال ۲۰۰۷ با نشریه هفتگی دای زیت همکاری گزیده و جوایز بسیاری را نصیب خود کرده است (۲) «علیه تنفر، در دفاع از ناسره» را امکه در سال ۲۰۱۶ منتشر ساخت. در این متن، وی تحلیلی توامان ادبی و فلسفی از تنفر، منشأ بیگانه هراسی، نژاد پرستی، تبعیض جنسیتی و اجتماعی که در جوامع لانه کرده اند،...
ادامه خواندن