ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

قفل «چالشتر»؛ شيوة ساخت، زيبائي و آسيب‌شناسي

 

حسین ابراهیمی ناغانی ، سارا یزدان پناه *

چكيده
قفل و قفل‌سازي از اهميت ويژه و قابل‌توجهي از مقوله‌ي حفاظت و امنيت مال داشته و مورد توجه بسياري از صنعتگران سنتي و معاصر بوده است. اين هنر-صنعت نسبتاَ كهنسال از حيث نحوة ساخت و زيبائي‌هاي بصري جاي بررسي و تحقيق بيشتري دارد تا در اثناي آن به وجوه هنري و صنعتگري گذشتگان وقوف يافته و بر حفظ و پاسداري از اين ميراث گرانقدر كمر همت بنديم. اين پژوهش درصدد بررسي تاريخچه قفل و قفل سازي با تأکيد بر يکي از قديمي‌ترين و مطرح ترين مکانهاي ساخت اين ابزار حفاظتي، « چالشتر» مي‌باشد که در اين ميان معيارهاي خاص تکنيک، زيبايي و آسيب‌شناسي آن مورد بررسي قرار گرفته و نهايتاَ راهكارهائي جهت احياء اين هنر-صنعت كمتر شناخته شده و ارزشمند ارائه مي‌گردد.

واژگان كليدي: قفل و قفل‌سازي، چالشتر، شيوه‌هاي ساخت، زيبائي، آسيب‌شناسي.

مقدمه
قفل چالشتر عرصة چالش ظرافت و احساس با فولاد و آهن است، چالشی که نهایتاً به همنشینی زیبا و تأمل‌برانگیزي می‌انجامد. در قفل چالشتر ظرافت و روحیة هنرورزی چون همیشه بر مادة سخت فائق آمده و بر همین اساس است که جنبة کاربردی آن را تحت الشعاع بارقه‌های هنری سازندگان این ابزار کاربردی قرار داده است. یکی از شگردهای اين هنرنمایی بر پیکرة فولاد و آهن تعامل فرم گرایانه فضای خالی با فرم مثبت است. همان ارزش و معیار زیبایی که هنرمندان سنت‌جوی سقاخانه را به جستاری دوباره در این هنر- صنعت قدیمی راغب کرده است. آنچه نگارندگان این مقال را به بازجویی ارزشهای بصری این هنرـ صنعت ترغیب کرده است، همان اعجاب و شگفت انگیزی است که در این گونه هنرـ صنعت خودنمایی می‌کند. وجهی که در آن خردورزی و جدال زیبایی بر سر اثبات خویش، هر مخاطبی را تکان داده و متحیر می کند. آن ارزشی که می تواند در بستری جدید و بر کارکردی نوين مورد بازبینی قرار گیرد.
البته اين نكته بدين معنا نيست كه متوقع و متصور باشيم مجدداً از این قفل‌ها بر در خانه‌ها و صندوقچه‌ها، با وجود تکنولوژی جدید، استفاده شود، بلکه این هنر- صنعت جدید را که در مقابل تکنولوژیهای پیشرفته در این عرصه مقاومت کرده و احساس می‌شود رسالتی را به ما گوشزد می‌کند و آن اينكه کارکردی جدید تعریف کرده و ارائه نماییم. مثلاً از هنرنمایی صنعتگران این عرصه و شگردهایشان در جهت پیکره‌سازی و بُعد زیبایی‌شناسی در حيطة مجسمه سازی بهره گرفته شود. اساساً این تغییر کارکرد (function) شاید تنها راه نجات هنرهای سنتی باشد که رفته رفته به خاطر جایگزینی محصولات جدید عرصة تکنولوزی بر وجه کاربردی آنها به یاد فراموشی سپرده می‌شوند. هرچند همان رویکردهای سنت گرا که در جریانات هنری و اجتماعی پست مدرن نیز خود عرصه ای است قابل تأمل برای احیای این هنر - صنعتها و تداوم روند تولیدی آنها.
اگر بعد کاربردی این هنر –صنعتها تحت الشعاع محصولات جدید قرار گرفته، ابعاد هنری آنها را به راحتی نمی توان به کناری نهاد و نادیده گرفت. امروزه اکثر کششهای تزئین‌گرایی زندگی و حیات پیرامون انسان، مستعد و جویای بارقه‌های تزئین ابزار و مصالحی است که در دستاوردهای هنری و صناعی گذشته هر ملتی جایگاهی و اعتباری داشته و احیاء و بازیافت آن می‌تواند بیانگر حضور معیارهای اصالت و هویت هر تمدنی بوده باشد. حال آنكه امروزه هم بسیاری معیارهای کاربردی این محصولات توان رقابت با محصولات جدید را نیز داراست. مثلاً جنبة کاربردی همین قفلهای فولادی که می‌تواند برآورندة كاربردهاي مصرفی‌اش هم بوده باشد.
به عنوان مثال در عرصه‌ای دیگر نیز می‌توان این ويژگي خاص را مصداق آورد. هنر-صنعت « نمدو نمد مالي» می باشد که امروزه نیز می‌توان چه از معیارهای هنری آن چه از ملاکهای کاربردی‌اش بهره‌هایی برد که شاید محصولات دیگر و نوين یارای رقابت با آن را نداشته باشد. مثلاً خصلتهای کاربردی آن از جمله مقاومت در مقابل سرما و گرما؛ عایق رطوبتی مناسب، عایق صوتی برای مکانهایی که این کیفیت را در مواردی خاص برای این منظور جستجو می‌کنند. جالب آنکه همین هنر- صنعت رو به اضمحلال از حیث بصری و هنری و خصوصاً استعدادی که بافت این ماده برای فرم‌ها و بیان‌های منحصر به فرد هنری دارد از قابلیتهای بالایی برخوردار مي‌باشد (به عنوان مثال «تابلونمدها»).

تاريخچه قفل‌سازي در ايران
محققان در مورد تاريخچة قفل‌سازي بر اين باورند که در 2000 سال ق.م قفل کردن خزانه ها، انبارهاي گندم و پرستشگاهها در مصر و بين النهرين متداول بوده است. در کتاب مقدس تورات نيز چند مورد به قفل و کليد اشاره شده است. محققان بر اساس مستندات و يافته‌هاي باستانشناسي، قدمت قفل سازي ايران را به 1800 ق.م نسبت داده اند.
بر اساس کاوشهاي باستان شناسي که در تپه سيلک انجام شده است يک عدد دستبند سنگي بدست آمده که از چهار قطعه مجزا ساخته شده و سپس بوسيله نوعي «بست» به هم وصل شده است. همانطور كه گفته شد قدمت قفل‌سازي در ايران به 1800 ق. م مي‌رسد. گواه اين مطلب نيز پيکره نشسته شيري است در موزه ايران باستان بوده كه از معبد ويل رويال (شهر شاهي) شوش بدست آمده است ( تصوير شماره 1). سوراخي در اين پيکره وجود دارد که از يک سوي پاي شير آغاز شده و تا سوي ديگر پيکره ادامه پيدا کرده که بنا به نظر برخي کاوشگران اين سوراخ محل عبور چوب يا فلزي بوده که با شير ديگري که سوي ديگر دروازه قرارمي‌گرفته، به طور مشترک کلوني را ايجاد مي‌کردند. البته خود نقش شير در باورهاي ايراني به عنوان محافظ به کار مي رفته است.
در حجاري‌هاي تخت جمشيد نيز نقش گيره خنجري وجود دارد که از آن براي نگه داري و تثبيت خنجر استفاده مي کرده اند و اين نقش در قسمتي از حجاري تخت جمشيد که در موزه ايران باستان موجود مي‌باشد، ديده مي‌شود. قفلي که قفل ساز ايراني مي‌ساخته نشانۀ نبوغ فني او در جهات مختلف است. پاره اي از اين قفل ها همانند قفل‌هاي مصري و يوناني و پاره اي ديگر همانند قفل هاي رومي‌هاست. برخي به قفل هاي چيني و هندي مي‌ماند و تعدادي هم مانند قفل هايي است که در اروپا از قرون وسطي تا انقلاب صنعتي بکار برده مي شد.
در ايران قبل از حملۀ مغول ها شهرهايي همچون اصفهان ،يزد، اردبيل، کرمانشاه، جهرم، همدان و ....جز شهرهايي بودند که سازندۀ قفل سنتي محسوب مي‌شدند و نمونه آثارشان در کتب مختلف موجود است ) وولف، 1372، 57 (.

قفل
علامه دهخدا در لغت نامه معتبر خويش، در مورد معناي قفل مي‌گويد :« قفل، درختي است منتهي الارب، در نقش (منتهي الارب) نشان، کليدانه. آهني است که بدان در را ببندند و با لفظ برخاستن و انداختن و ريختن و افکندن و زدن و نهادن به معني بستن ) دهخدا، جلد یازدهم، 15576(
بر اساس شناختي که از معني کلمه قفل در نظر داريم، احتمالا اولين قفل بايد همان گره باشد که انسان آن را از پيچش دو گياه در جهات مختلف الهام گرفته است يا بنا به ضروريات زندگي آن را ابداع نموده است.
ابزاري که به عنوان قفل به کار گرفته مي‌شود در ابتدا به صورت ساده ساخته مي‌شدند تا تنها بتوانند هدف اصلي که همان حفظ امنيت و مالکيت بود را ميسر سازند، ولي بعدها حسن زيبايي‌شناسي انسان و تزئين ابزار و وسايل؛ هماني كه «ويل دورانت» از آن به عنوان سرآغاز هنر ياد مي‌كند -« هنر وقتي آغاز مي‌كند كه انسان به فكر تزئين اشياء مي‌افتد (دورانت، 1381، 105.) »، باعث شد تا از اين قفل‌ها، وسايل کاربردي – تزئيني ساخته شود. به غير از آنچه که در دستبندها و ابزارآلات تزئيني خانم‌ها ديده مي شود جهت چفت و بست كردن آن، وسيله‌اي ساخته شد که هر چند ابتدايي بود ولي براي بستن و بازکردن به کار مي‌رفته است. از جمله قفل‌هايي كه جنبه حفاظتي داشته اند قفل هايي بودند که در منطقه چهارمحال و بختياري براي بستن در خورجين ها و نمكدانها و.... بکار مي‌رفته است. برخي قفل‌ها جداي از مسئله کاربردي بودن، مربوط به اعتقادات مردم مي‌شدند و آنها عقيده داشتند که بستن دخيل و توسل به معصومين، گره‌گشا مي باشد. اين کار را گاهي نيز براي اداي نذر انجام مي‌دادند. در برخي موارد براي اماکن متبرکه بر اساس سفارش خاص از سوي حاکمين، قفل‌هايي ساخته مي‌شد که مزين به نام «اللِّه» و «ائمه اطهار» مي‌بودند؛ يا شکل آنها به طريقي انتخاب مي‌شد که بي ارتباط با القاب و عناوين و مناسك و مكانهاي مذهبي نبود. مانند قفلي که در خانه کعبه با آن بسته مي شده است که اين قفل را حاج عبد الوهاب رياحي چالشتري (معروف به حاج عبدالله) در مکه ساخته است. «نوع ديگري از اين قفل ها جنبه فرهنگي داشته است و مربوط به باورهاي مردم برخي مناطق ايران مي شده است که به « قفل کمر» معروف است. (زکی، 1372، 146).»

کاربرد قفل در گذشته
با توجه به سير حفاظت از امنيت که شامل حفاظت از ديوارهاي شهر، باروها، خانه ها و اموال شخصي مي‌شود، هر چه از کل به جزء نزديک مي شويم حس مالکيت شخصي‌تر و لذا قوي‌تر شده و نگهداري از اموال و دارايي ها بيشتر احساس مي‌شود.
از ديوار چين که براي امنيت سرحدات آن کشور ايجاد شده، گرفته تا دروازه هاي شهرها و حفظ اموال دولتي و عمومي نظير خزانه‌ها، انبارهاي گندم و پرستشگاهها بستن در خانه‌ها همه و همه نشان دهندۀ لزوم بهره‌گيري از قفل‌ مي‌باشند. از آنجايي که کم‌کم مالکيت رايج و نياز به حفظ آن ضروري شد علاوه بر بستن در خانه‌ها، حفظ اموال شخصي نيز باعث شد تا در صندوقچه‌ها و.... نيز قفل شوند. ابزاري که براي اين کار استفاده مي‌شدند در ابتدا به صورت ساده ولي بعدها به صورت کاربردي تزئيني ساخته مي‌شدند. از قفل‌هاي کاربردي براي بستن درها، ثابت ماندن وسايل زينتي خانم‌ها و مهار حيوانات استفاده مي‌شده است. در شهرکرد و چالشتر قفلي به نام «بخو» به گونه‌اي ساخته مي‌شد که به واسطۀ آن و با کمک زنجير‌هايي که در آن قرار داشت، پاها يا دست‌هاي قاطر را مي‌بستند تا نتواند فرار کند. اين وسيله حالت حلقه مانند داشت که توسط قفلي بسته مي شد. اين نوع قفل را بيشتر از جنس فولاد مي ساختند. تصویر شماره (2) .

انواع قفل‌های ايراني از لحاظ فنی و صنعتی
قفلهاي ايراني را از دیدگاه فنی می‌توان در رده‌های زیر تقسیم‌بندی کرد:
1- قفل های ثابت درب (کلیدون خانه)که شامل: 1-1) کلون دان (قفل رومی)1-2) کلون 1-3) قفل فنر پخش‌شو.
2- قفل آهن که شامل: 2-1): قفل فنری با کلید پیچی2-2): قفل فنری با کلید فشاری2-3): قفل لوله با کلیدپیچی 2-4): قفل رمز(حرفی بی کلید) 2-5): قفل نافی2-6): قفل با پیکره حیوانی.
از آنجایی که قفل‌های ثابت در گذشته بسیار کاربرد داشته‌اند در اینحا مختصر اشاره‌اي به برخي از آنها مي‌شود:
1-1) قفل رومی یا كلون دان: عبارت است از قفل کلون چوبی محکمی است که داخل بدنه قفل واقع شده است. بدنه قفل با گل‌میخ‌های آهنی دست‌ساز، به یک لنگه در وصل شده است.
1-2) قفل کلون: این‌گونه قفل در تمام ایران پیدا می‌شود و از لحاظ ساخت جزء کهن‌ترین آنهاست. کلید این نوع قفل‌ها که قدمت آن به 200 سال ق.م می‌رسد در خرابه‌های خورس‌آباد نزدیک شهر باستانی نینوا پیدا شده است. پروفسور گریشمن در چغازنبیل نزدیک شوش قفل و کلونی سنگی از زیر خاک بیرون آورده كه آن را مربوط به قرن سیزدهم ق.م می داند. به نظر وی کشوی سنگی با قلاب های مفرغی به در وصل می‌شده است. کلون دارای چندین دندانه است که شیطانک آن، وقتی قفل بسته می شود روی آن می‌افتد و بدین ترتیب ضامن آن می‌شود. برای باز کردن در، کلید را از شکافی که در داخل بدنه قفل است و کلید خور نامیده می‌شود، وارد می‌کنند. پره‌ها یا برجستگی‌های روی کلید نظیر بریدگی‌های روی کلون است. کلید در آن موقع بلند می‌شود و بدین ترتیب شیطانک را بالا می برد. وقتی که کلید کشیده می‌شود قفل عقب می‌رود و با تغییرات زیادی که در تعداد شیطانک‌ها و موقعیت آنها داده شده است قفل باز می‌شود.
کلون‌ها که از جمله قفل‌های چوبی هستند از زمرة قفل‌هایی محسوب مي‌شوند که بر روی در ثابت می‌شوند (تصوير شماره3). از این قفل‌ها برای بستن درهای اصلی، دروازه‌های باغ‌ها، دروازه‌های شهرها و... استفاده می‌شده است. این قفل متشکل از یک کلون چوبی محکم است که درون بدنه قفل قرار می‌گیرد و بدنه قفل با گل میخ های بزرگ آهنی روی در وصل می شود. ابعاد درهای چوبی خانه ها معمولآ به این اندازه بوده است که عرضشان از یک متر کمتر و از دو متر بیشتر نبوده و طولشان بین 2 متر و 10 سانتی متر و 2 متر و 20 سانتی متر بوده است. محلّ قرار گرفتن کلون به اندازه 80 سانتی متر بالاتر از پاشنة در قرار می‌گرفته است که این اندازه متناسب با قد انسان بوده است.
قفل‌های کلون‌دار به چند دسته تقسیم می شوند: 1-2-1): نوع ساده که کلید ندارد.1-2-2): نوع دیگری که برای باز کردن آن نیاز به کلید احساس می شود و کشوی آن را به شکل دنده‌ای می‌سازند.
این نوع کلون ها خود به چند دسته تقسیم می شوند:
الف) کلون های نوع اول: که کلید چوبی داشتند و نوک کلید 2 یا 3 دنده برایش قرار می‌دادند و این دنده‌ها هم راستای 2 یا 3 سوراخی قرار می‌گرفتند که درون کلون قرار داشتند و آن را عقب می کشاندند و باعث باز شدن قفل می‌شدند، یعنی3 دنده درون 3 سوراخ کشو قرار می‌گرفت‌، آن را عقب می‌کشید و آزاد می‌کرد تا قفل باز شود. این نوع قفل‌ها حدود 80 تا 100 سال پیش در شهرکرد ساخته می‌شدند.
ب) کلون های نوع دوم: بعد ها بوجود آمدند و کشویی صاف داشتند که قسمت زیرین 2 یا 3 سوراخ داشت و قسمت رویین نیز به همان تعداد سوراخ دارای دنده بود و دنده‌ها به شکل آزاد وجود داشتند و سر آنها گوی‌هایی قرار داشت و هنگامی که قسمت زیرین سوراخ دار جلو می آمد دنده‌ها بالا رفته و هنگامی که با شیارها هم راستا می‌شدند؛ دنده‌های بالایی که آزاد بودند درون شیارهای زیرین می‌افتادند و به این صورت کار قفل شدن انجام می‌شد هنگام باز کردن قفل، کلید درون قسمت زیرین شده و دنده‌ها را که تا پایین‌ترین قسمت شیار زیرین آمده بود به بالا می‌راند و آنها را آزاد کرده، قفل را باز می‌کرد. اگر کلید یک سانتیمتر مربع حجم داشته باشد؛ قسمت درونی کشویی زیرین کلون دو سانتی متر مربع حجم دارد سابقه ساخت این نوع کلون ها در شهر کرد به 70 تا 80 سال پیش می رسد.
ج)آخرین نوع کلون های مورد استفاده به گونه ای توسط استاد «احمد محمدیان دهکردی» ساخته شده که فقط کلید مخصوص به کلون قادر به باز کردن آن می باشد (شاشین، ص 284- 286.)

چالشتر
چالشتر شهري است در 7 كيلومتري باختري شهركرد- مركز استان چهارمحال و بختياري- اگر شهركرد را مبدأ حركت بگيريم، پس از عبور از دو روستاي زانيان پايين « مهديه » و زانيان بالا « اشكفتك » به چالشتر مي‌رسيم. وجه تسميه اين شهر را اين گونه دانسته اند: در آنجا گودال يا چال وسيعي بوده كه شترداران اين نواحي شترهاي خود را در آن مي‌خواباندند. در مرآه البلدان آمده: « از آن جايي كه در زمان شاه طهماسب صفوي براي ساختمان حصار تهران از اين منطقه خاكبرداري شده، دو گودال عميق به وجود آمده است كه در آنجا شتران را مي خواباندند (سنايي، 1378 ، 249)».
در حال حاضر قفل سنتي چالشتر بيشتر در اندازه‌هاي کوچک وبه صورت تزئيني ساخته شده و به عنوان آويز گردنبند استفاده مي‌شود. زيباترين اين قفل‌ها، قفل ساخته شده‌اي است که توسط يکي از استادان هنرمند چالشتري نزديک به نيم قرن پيش به ملکه سابق ايران «ثريا اسفندياري» اهداء شده است. اين قفل از جنس طلا ساخته شده و گفته مي شود، کوچکترين قفل جهان است که تمام خصوصيات يک قفل کامل را دارا مي‌باشد.

قفل سازي در چالشتر
روستاها و شهرهاي اطراف شهرکرد سهم قابل ملاحظه‌اي در توليدات صنايع دستي منطقه ايفا مي‌کنند. يکي از صنايع دستي سنتي ايران كه وجه صنعتي آن اهميت بيشتري مي‌يابد، قفل سازي است. قفل‌سازي در چالشتر سابقه طولاني داشته و لذا از حيث فني و طراحي و ساخت سير تكاملي و تكويني خود را به خوبي سپري كرده است. افراد زيادي در اين شهر به حرفة قفل‌سازي مشغول بوده‌ان كه متاسفانه به دلايل عمده‌اي كه اشاره خواهد شد امروزه بسيار کم و محدود شده است.
حيات قفل‌سازي سنتي در چالشتر به دورۀ صفوي مي‌رسدد كه حدوداَ 250 تا 300 سال قدمت را پشتوانة خود دارد. بين مردم، اينگونه مشهور است که يکي از خوانين چالشتر به نام«خواجه عبدالله نصر» در دوران کودکي به اصفهان رفت و نزد استادي به نام «محمد علي طلايي» که از استادان مشهور اسلحه سازي بود، مشغول به فراگيري اين هنر-صنعت شد. او پس از فراگيري اين هنر-صنعت به چالشتر بازگشت و پس از به وجود آوردن تغييراتي در قفل اصفهان، قفلي تزئيني و استحکام يافته را طراحي كرد و ساخت.

اجزاي تشکيل دهندۀ قفل چالشتر
هر قفل شامل 13 قطعه است که عبارتند از: بدنه (توپه )؛ دو پايه؛ دسته؛ ميخ؛ ته قفل؛ طبلک؛ دري؛ فنر؛ زبانه؛ مارپيچ؛ واشر پشت زبانه؛ ماسوره و دري ماسوره مي‌باشد که تمام اين قطعات همگي دست‌ساز هستند. اجزاي تشکيل دهندۀ کليد نيز شامل 4 قطعه مي‌باشد که عبارتند از: دسته؛ وربند؛ ماسوره و مارپيچ.
هر کليدي فقط مخصوص يك قفل بوده و قفل ديگري را باز نمي‌كند. به همين دليل کليدها راست پيچ يا چپ پيچ هستند تا اصطلاحاَ به قفل ديگري نخورند. براي اين کار دنده‌هاي کليد را متفاوت مي‌سازند. اين نکته تفاوت مکانيزم قفل و کليد چالشتر با ديگر قفل‌ها را نشان مي‌دهد.

ابزار و وسايل ساخت
براي قفل سازي از ابزار و وسايلي به شرح زير استفاده مي‌کنند:
الف) سوهان : سوهان را در زبان محلي سوون(souvoun ) مي گويند.سوهان براي ساييدن و شکل دهي قطعات فلزي در اندازه هاي مختلف مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
ب) برقو: از جهت طولي، برقوها انواع مختلف دارند و تعداد کمي از آنها با سطح مقطع سايش دهنده وجود دارند و هر کدام کار خاصي انجام مي‌دهند.
ج) مته: مته براي سوراخ کردن قسمتهاي مختلف قفل از جمله پايه و دسته مورد استفاده قرار مي‌گيرد که با گذراندن ميخي از درون پايه و دسته به آن حالت چرخنده مي‌دهند. مته هم بصورت برقي و هم بصورت دستي وجود دارد.
د) گيره: از دو فک تشکيل شده که توسط دسته اي باز و بسته مي‌شود. گيره براي ثابت نگه داشتن قطعه اي از قفل که استاد کار در حال انجام کار بر روي آن است بکار برده مي‌شود (تصویر شماره 4).
هـ) گيره دست: گيره دست را در زبان محلي گيره دس مي‌گويند.گيره دست براي گرفتن و نگه داشتن قطعات کوچک قفل استفاده مي شود.
و) چکش: براي ضربه زدن، مسطح کردن و شکل دادن به ورقه‌هاي فلزي براي قسمت هاي گوناگون قفل، پرچ کردن و جدا کردن سيم هاي چسبيده به قفل به هنگام جوش دادن قفل و... به کار مي‌رود.
ز) سندان: سندان را در زبان محلي سندون مي‌گويند. سندان قطعه فلز فولادي محکمي است که چند سوراخ روي آن قرار داده شده و قسمتي از آن حالت کشيدگي دارد که به صورت مثلث باريک مي باشد و هر قسمت آن شکل و کاربرد ويژه اي دارد (تصویر شماره 5).
ح) کوره: کوره محفظه اي است که در آن بوسيله حرارت بالا، قطعات مختلف قفل را به هم جوش مي‌دهند.
ط ) اسکنه: هم عمل تراش دهنده را انجام مي دهد و هم برشهاي مختلفي را ايجاد مي کند. اسکنه نوعي قلم است که توسط ضربه چکش وسط کار ايجاد برش يا تراش مي نمايد.
خ ) انبر دست: انبر دست را در گويش محلي «امبردس» مي‌گويند. اين ابزار براي نگه داشتن آهن داغ شده و ضربه زدن به آن به کار مي‌رود، که در اين مورد دسته اش بايد پلاستيکي (عايق حرارتي) باشد.
ف ) حديده: وسيله اي است براي ساخت پيچ هاي کوچک که براي قسمت هاي داخل قفل مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
ض ) قلاويز: از قلاويز براي ساخت پيچ هاي بزرگ استفاده مي شود.

مراحل ساخت قفل چالشتر
قفل‌ها را معمولاً از مس، آهن، برنز و برنج و فولاد مي‌سازند که فولاد رواج بيشتري دارد. براي ساختن قفل، فلز اوليه را سه برابر وزن قفل ساخته شده انتخاب مي‌کنند. مراحل ساخت قفل به اختصار به شرح زير است:
1 – بريدن ورق فلزي به شکل چليپا 2 – پيچيدن ورقه فلزي دور يک مفتول فلزي با مقطع دايره
3 – گذاشتن آن روي سندان و زدن چکش تا به شکل استوانه اي برسد. 4 – قرار دادن طبلک داخل استوانه (طبلک ورقه اي دايره شکل است که قطرش با قطر داخلي دهانة بدنه يكي است و درون بدنه قرار مي گيرد ) 5 – گذاشتن درپوش در قسمت انتهاي استوانه (قفل ) 6 – ساختن پايه ها که دو تا بوده و بايد هم شکل و هم اندازه درست شوند که اندازه آنها يک سوم ارتفاع کل قفل در نظر گرفته مي شود و تقربياً مربعي شکل بوده و يک سوي آنها نيم دايره در نظر گرفته مي شود .
7 – استفاده از نوارهاي بسيار باريک برنج براي جوش دادن قسمتهايي که بهم اتصال داده مي شوند . 8 – انداختن قفل در آب و اضافه کردن کمي پودر جوش -که در چالشتر به آن تنه کار گفته مي شود- روي برنج هايي که در قسمتهاي اتصال قفل قرارداده شده است . 9 – بيرون آوردن قفل از آب و چفت کردن تمام قطعات با سيم به هم 10 – قراردادن قفل در کوره تا برنج ذوب شده و دورتادور بدنه و دسته را بپوشاند (درجه حرارت کوره بايد به اندازه اي باشد که بدنه ذوب نشود ) 11– جوش دادن قسمت انتهايي قفل و طبلک و پايه.
12 – آرام درآوردن قفل از کوره و سوهاني كردن آن 13 – ساخت دسته از ميلگرد يا ورقه هاي 5 ،6 يا 8 ميليمتري به شکل نعل اسب (اگر قفلي مسي باشد بايد دسته هم مسي باشد و به همين ترتيب فلزات ديگر هم بايد قفل و دسته شان هم جنس باشند ) 14 – رد کردن ميخي از درون سوراخ تعبيه شده در دسته و رد كردن آن از سوراخ پايه تا اين‌كه باهم يک محور چرخنده بوجود آوردند. 15 – سوهان کاري دسته و دادن نقوشي مثل اسليمي و ... روي آن 16 – ساختن پيچ و زبانه که مهمترين مرحلة ساخت است و تمايز قفل‌هاي چالشتري از بقية قفل ها در اين مرحله مشخص مي‌شود ، چون اين مرحله تماماً با دست انجام مي‌شود و هيچ نوع کليدي نمي‌تواند قفل ديگري به جزء قفل خودش را باز کند. ( پيچ با سوهان کاري درست مي شود ) 17 – ساخت در پوش رويي قفل که از دو تکه تشکيل مي‌شود 18 – سوهان کاري قفل 19 – حک کردن نقوش روي بدنة قفل 20 – ساخت کليد.

زيبايي های قفل چالشتر
قفل سازان چالشتر در گذشته قفل‌هاي منطقۀ چهارمحال و بختياري و بخشي از اصفهان را تأمين مي‌کردند. در اين شهر کوچک، صد سال پيش ،حدود 70 قفل ساز از اين طریق امرار معاش مي‌کرده‌اند. قفل چالشتر در دو نمونه ساخته مي شود ( تصوير شماره 6):
1-قفل هاي زيره دار که براي جعبه ها و گنجه ها و وسايل تزئيني استفاده مي شود.
2-قفل هاي قلوه اي يا معمولي که در مقياس بزرگ براي درهاي مغازه‌ها و ... ساخته مي‌شوند. قفل‌های فرم‌دار و نقش دار که از پایان دوره ساسانیان تا اواخر قاجاریه ساخته می‌شد، جزء زيباترين قفل‌ها هستند. از اين نمونه قفلها با وجود ركود و عدم استقبال سازندگان و مشتريان در مقياس اندك هم‌اينك در چالشتر ساخته مي‌شود. در ساخت اينگونه قفل ها از تصاوير حيوانات و گاه انسان براي زيبايي شکل قفل استفاده مي‌شده است ولي نقشي كه از گذشته تا به امروز بسيار بيشتر از فرمهاي ديگر بر روي قفل چالشتر استفاده مي‌شود نقش اسليمي است که بر روي قفل حک شده و با طلا مزين مي‌شود (تصوير شماره7). علاوه بر نقش اسليمي بعضاَ از نقوش هندسي چهار گوش و هشت گوش نيز بر روي قفل استفاده مي‌کنند. روی دسته قفل، اسلیمی‌های کوچک و روی بدنه به نسبت کل قفل اسلیمی‌های بزرگتر و در گوشه‌های بدنه قفل سراسلیمی حک می‌شود و نقوش تقریباً تمامی بدنه ی قفل را دربر مي‌گيرد.
فرم بسياري از اين قفلها خصوصا آنجائي كه دسته از بدنه جدا مي‌شود، از حجاري هاي تخت جمشيد (يک اسب بالدار ) وام گرفته شده است. شيار هاي روي بدنه قفل نيز مشابه ستونهاي تخت جمشيد مي‌باشد که با سوهان روي قفل ايجاد مي‌گردد تصوير شماره8).
قفل‌سازان برای ساختن قفل‌، همانطور كه گفته شد فلز اولیه را سه برابر وزن قفل مذكور انتخاب می کنند. این مسئله باعث می‌شود تا قفل از لحاظ زیبایی دقیق و در تمامی مراحل کار دارای تناسب باشد .
از لحاظ زیبایی ظاهری پایه های قفل را هم شکل و هم اندازه می سازند و اندازه آنها را يك به سه ارتفاع کل قفل در نظر می‌گیرند تا هماهنگی و تناسب بین پایه و بدنه برقرار شود .
دسته‌های قفل هم به شکل نعل اسب ساخته می‌شود كه هم سهولت در استفاده را ممكن مي‌سازد و هم بر وزن و شكل نعل اسب و استر بوده و اينچنين توجه ايشان را به فرم ابزار دم‌دستي پيرامون‌شان را منعكس مي‌نمايد. در قفلهاي چالشتر دسته و بدنه‌ی قفل هم جنس ساخته می‌شوند تا همانند پایه و بدنه هماهنگی لازم از لحاظ زیبایی ظاهری برقرار گردد. در مرحلة نقش‌اندازي هنرمند قفل‌ساز با هنرهاي همچون قلم زنی، طلا کوبی، نقره کوبی و منبت کاری روی فلز نيز مأنوس است.
از جمله استادان بنام قفل‌ساز چالشتر آقايان نگهدار خواجه علي و حيدر صفاري هستند، که آقاي خواجه علي هنوز هم در کارگاه کوچک خود مشغول به کار است (تصوير شماره9) . بنا به گفتة آقاي خواجه علي مکانيزم قفل‌شدن قفل‌هاي اصفهان و نجف آباد به نسبت قفل‌هاي چالشتر برعکس است كه به راحتي باز مي‌شوند و از نظر حفاظتي سطحي‌تر مي‌باشند. به‌صورتي كه حتي با چوب هم مي‌شود اين قفل‌ها را باز کرد ولي درون قفل چالشتر پيچي وجود دارد که به غير از کليد خود با هيچ کليد يا وسيلة ديگري باز نمي‌شود . آقاي خواجه علي قفل کوچکي به اندازة يک لوبيا با مقياس 780 سوت (3گرم ) با 17 قطعه به طول 8 ميلي‌متر به آستان قدس رضوي هديه کرده‌اند. اين قفل در نوع جزء كوچكترين قفلهاي دست‌ساز جهان محسوب مي‌گردد. ايشان همچنين يک قفل بزرگ به اندازة يک کيلو و 300 گرم نيز به آستان قدس رضوي هديه كرده‌اند. بنا به گفتة ايشان خريداران قفل‌هاي چالشتر دلالان هستند که اين قفل‌ها را به کشورهاي فرانسه، آلمان، هلند و ... صادر مي‌کنند.
آسیب شناسی قفل چالشتر
ورود زندگی انسان معاصر به دنیای ماشینی و صنعتی در هر صورت باعث فراموشی و اضمحلال صنایع دستی كهن و سنتي مي‌گردد. اين محصولات بیشتر جنبه مصرفی داشته و كمتر از آنچه پيشتر اهميت داشته، از بارقه‌هاي هنري و ظرافت و تزئين بهره‌برده‌اند. قفل‌سازی یکی از گونه‌های صنایع دستی‌ست که اشباع بازار از محصولات جدید راه استمرار و احیاء این شاخه از هنرهای سنتی را به مخاطره انداخته است:
موارد ذیل عمده دلایل انزوای این هنر-صنعت دیرینه سال گردیده است:
الف)جایگزین شدن قفل‌های دوکلیدی فرنگی به جای قفل چالشتر به علت ارزانتر بودن این قفل‌ها و کاربرد ساده و آسان و همچنين داشتن رمزهای بازگشائي مختلف.
ب)کمبود هزینه و صرف وقت زیاد: به دلیل گران بودن آهن، مس، نقره، طلاو...کمتر کسی به انجام این هنر روی می آورد. همچنين درآمد اندك قفل‌سازان از اين حرفه‌پر‌مشقت است كه همیشه قادر به خرید این فلزات نیستند. هم چنین برای درست کردن اینگونه قفل‌ها از آنجائي كه تمام مراحل کار با دست انحام مي‌گيرد وقت زیادی صرف می‌شود،.
ج)کمبود نیروی انسانی: به دلیل مشکلات و مسائلی که در موارد بالا ذکر شد کسی به این هنر- صنعت زيبا و كم بديل روی نمی آورد و این هنر با کمبود نیروی انسانی مواجه می‌شود.
د)عدم استقبال و وجود علاقه جوانان به یادگیری این هنر-صنعت: با ماشینی شدن و صنعتی شدن زندگی انسانها و روي‌آوري ايشان به جاذبه‌هاي تكنولوژيك دیگر از روی آوردن جوانان به هنرهای سنتی كه فراگيري حرف در آن بصورت روند استاد و شاگردي ميسور مي‌گردد، خبری نیست.
هـ) مصائب و مشکلات مراحل تولید.
و)عدم توجّه مردم به هنرهاي‌سنتي و محصولات آن: این هنر –صنعت به علت عدم توجه و استقبال عامه رو به اضمحلال است.
ز)وجود دلالان و واسطه گران در این جريان ركود بي‌تاثير نيست.

نتیجه گیری
تعارض فرهنگ ماشيني و دستاوردهاي آن به مثابه يورشي‌ست كه در صدد نسيان كامل همه‌ي ارزش‌ها و تشتت اصول و آداب رفتاري و زيستي سنتي خصوصا هنرهاي صناعي مي‌باشد. در دوران گذر از نظام سنتي به دنياي مدرن كه سمبل و افتخارش تكنولوژي و ماشين است هنرهاي سنتي خاصه‌هنرهائي كه وجه صنعتي آن در رقابتي نابرابر با تكنولوژي و توليد انبوه قرار مي‌گيرد، در معرض تهديد و خطر مي‌باشند. لاجرم فرآيندهاي سنتي و مورد حمله، از ثبات پيشين خود به لحاظ بركنده‌شدن همان چارچوب و نظام سنتي، بي‌بهره‌اند و نسبتاً قادر به روياروئي با آن نيستند. چرا كه ديگر نيروهائي كه پيشتر از اين نظام حاكم(ويژگي‌ها و آداب) صيانت مي‌كرده و در مقابل نفوذ بيگانه مقاومت مي‌كرد، وجود ندارد و هم از سوئي ديگر تجانس عميقي كه سابقاً موجب تداوم نبض حيات آن تركيبات موفق بود، ديگر وجود ندارد.
از سوئي ديگر جاذبه‌هاي فريبنده تكنولوژي و دلمشغولي‌هايش ما را از ميراث گذشتگان به كلي دور ساخته و الحان خاطرات قومي را به باد نسيان سپرده‌ايم. هنرهاي سنتي ميراث گرانقدر ظفرمندي‌هاي تمدين ماست كه اگر دريغ ورزيم به فراموشي و اضمحلال رفته‌اند.
قفل‌سازي با بهره‌مندي از معيارهاي هنري و ارزشمند از جمله صنايع سنتي‌ست كه عدم توجه به آن و حمايت از صنعتگران اين عرصه كه انگشت‌شماراند در حال احتضار است.
قفل چالشتر عرصة چالش ظرافت و احساس با فولاد و آهن است، چالشی که نهایتاً به همنشینی زیبا و تأمل‌برانگیزي می‌انجامد. در قفل چالشتر ظرافت و روحیة هنرورزی چون همیشه بر مادة سخت فائق آمده و بر همین اساس است که جنبة کاربردی آن را تحت الشعاع بارقه‌های هنری سازندگان این ابزار کاربردی قرار داده است. یکی از شگردهای اين هنرنمایی بر پیکرة فولاد و آهن تعامل فرم گرایانه فضای خالی با فرم مثبت است. همان ارزش و معیار زیبایی که هنرمندان سنت‌جوی سقاخانه را به جستاری دوباره در این هنر- صنعت قدیمی راغب کرده است. اعجاب و شگفت انگیزی در این گونه هنرـ صنعت همان وجهی‌ست که در آن خردورزی و جدال زیبایی بر سر اثبات خویش، هر مخاطبی را تکان داده و متحیر می کند. آن ارزشی که می تواند در بستری جدید و بر کارکردی نوين مورد بازبینی قرار گیرد.
البته اين نكته بدين معنا نيست كه متوقع و متصور باشيم مجدداً از این قفل‌ها بر در خانه‌ها و صندوقچه‌ها، با وجود تکنولوژی جدید، استفاده شود، بلکه این هنر- صنعت جدید را که در مقابل تکنولوژیهای پیشرفته در این عرصه مقاومت کرده و احساس می‌شود رسالتی را به ما گوشزد می‌کند و آن اينكه کارکردی جدید تعریف کرده و ارائه نماییم. مثلاً از هنرنمایی صنعتگران این عرصه و شگردهایشان در جهت پیکره‌سازی و بُعد زیبایی‌شناسی در حيطة مجسمه سازی بهره گرفته شود. اساساً این تغییر کارکرد (function) شاید تنها راه نجات هنرهای سنتی باشد که رفته رفته به خاطر جایگزینی محصولات جدید عرصة تکنولوزی بر وجه کاربردی آنها به یاد فراموشی سپرده می‌شوند. هرچند همان رویکردهای سنت گرا که در جریانات هنری و اجتماعی پست مدرن نیز خود عرصه ای است قابل تأمل برای احیای این هنر - صنعتها و تداوم روند تولیدی آنها.
قفل چالشتر در زمانهای گذشته به ویژه دوران صفویه از رواج و رونق فراوانی برخوردار بوده است و قفل سازان نیز همانند سایر هنرمندان از ارزش و اعتبار بالایی برخوردار بودند و از آنحایی که با مسئله حفاظت از اموال مردم رو به رو بودند اکثراً از بین افراد امین و درستکار انتخاب می‌شدند، به خاطر احترام والا و ارزشی که به کار آنها داده می‌شد و به علت حمایت بالای خوانین از صنعتگران و هنرمندان اکثر آنها از وضعیت اقتصادی مطلوبی برخوردار بودند و با فراغت و آسودگی خیال می‌توانستند دست به خلق و آفرینش قفل‌های هنری بزنند. البته چون قفل سازان آن دوران کار خود را در نهایت دقت و ظرافت انجام می‌دادند و بيش از آنكه به سود و منفعت بينديشند كمال هنري را سرلوحة كار خويش قرار داده بودند موجب شده بود تقاضای خرید از سوی گردشگران خارجی نیز افزایش یابد و دلیلی باشد برای شهرت منطقه و قفل‌های چالشتری در بین جهانیان. ولی امروزه به دلیل گسترش فرآیند تکنولوژی و ناکافی بودن کارایی قفل سنتی برای حراست از اموال و... باعث کمرنگ شدن نقش قفل سنتی شده است و به همین دلیل قفل سازان چالشتری اکثراً به قفل سازی به عنوان شغل دوم یا هنری برای پر کردن وقت فراغت خویش می‌نگرند.
اهم راهکارهای پيشنهادی این تحقیق برای توسعه این هنر-صنعت پس از بررسی آسیب شناسی که در این پژوهش بدان پرداخته شد به شرح ذیل می‌باشد:
• متولیان این هنر- صنعت باید از افراد خبره استفاده کنند.
• حمایت مسئولین مهمترین اصل برای توسعه این هنر در استان می‌باشد.
• بازاریابی و اشاعه کالاهای این هنر-صنعت.
• تلاش برای افزایش آگاهی مردم از ارزش های این هنر-صنعت و تقویت رابطه ایشان با این هنر.
• فراهم نمودن شرایط لازم برای ایجاد تشکل های غیردولتی علاقه مند به این هنر.
• ایجاد علاقه در جوانان برای تولید این هنر –صنعت.
• توجه به پتانسیل های اقتصادی موجود در این هنر-صنعت برای رفع تنگناهای مالی.
منابع و ماخذ
• شاشین، این سات سو،(؟)، سیری در صنایع دستی ایران،چاپخانه: هانشی جی، توکیو، ژاپن.
• دهخدا، علی اکبر، ( ؟)، لغت نامه دهخدا ، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، جلد یازدهم، تهران.
• سینایی، حسین ، (1378)، مروری بر صنایع دستی استان چهارمحال و بختیاری، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان چهارمحال و بختیاری، شهرکرد.
• زکی، محمد حسن، (1372)، هنر ایران، ترجمه محمد ابراهیم اقلیدی، انتشارات صدای معاصر، تهران.
• وولف، هانس. ای، (1372)، صنایع دستی کهن ایران، ترجمه دکتر سیروس ابراهیم زاده ، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، تهران.
• مصاحبه با آقای نگهدار خواجه علی، چالشتر، كارگاه قفل‌سازي استاد، بهار 1387.
• دورانت، ويل، (1381)، تاريخ تمدن « مشرق‌زمين گاهوارة تمدن» ترجمه احمد آرام و ديگران، انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ هشتم، تهران.
فهرست تصاویر :
تصوير شماره(1): شير سنگي معبد ويل رويال (شهر شاهي) شوش، نگهداري شده در موزة ايران باستان. عكس از سايت موزة ايران باستان اخذ شده است.
تصویر شماره (2): بخو، از جنس آهن، چالشتر، عكس از آرشيو سارا يزدان‌پناه.
تصویر شماره (3): نمونه ای از کلون چوبی، امامزاده شهرکرد، عكس از آرشيو سارا يزدان‌پناه.
تصوير شماره(4): گيره دست‌ساز سنتي، چالشتر، كارگاه استاد خواجه‌علي، عكس از آرشيو سارا يزدان‌پناه.
تصوير شماره(5): سندان آذين‌بندي شده دست‌ساز، چالشتر، كارگاه استاد خواجه‌علي، عكس از آرشيو سارا يزدان‌پناه.
تصوير شماره(6): قفلهاي زيره‌دار و قلوه‌اي، كارگاه استاد خواجه‌علي، چالشتر، عكس از آرشيو سارا يزدان‌پناه.
تصوير شماره(7): قفل منقوش به آرايه‌هاي اسليمي و ختائي از جنس طلا، چالشتر، عكس از آرشيو سارا يزدان‌پناه.
تصوير شماره (8): قفل چالشتر با الهام از نقوش و فرمهاي تخت جمشيد، عكس از آرشيو سارا يزدان‌پناه.
تصوير شماره (9): استاد خواجه‌علي قفل‌ساز در حين كار در كارگاه خويش، چالشتر، عكس از آرشيو سارا يزدان‌پناه.

 

*حسين ابراهيمي ناغاني
عضو هیأت علمی دانشگاه شهرکرد
دانشجوی دکتری پژوهش هنر دانشگاه تهران
سارا يزدان‌پناه
کارشناس صنایع دستی

شمارة تماس:
09133118637 (ابراهيمي)
آدرس الكترونيكي:
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید


این مطلب از آرشیو سایت انسان شناسی و فرهنگ (www.anthropology.ir) منتشر میشود.

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

مقام والای نابغه های رفاقت
«خانه» و بار روشنفکرانه معماری

Related Posts