ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

گفتگو با ناصر فکوهی درباره نگاهی اجتماعی به فساد و بحران اقتصادی

 

1/ اقتصاد شاخص اول ارزیابی شرایط است. سئوال این است که به هم ریختگی فضای اقتصاد چه تبعاتی می تواند داشته باشد؟


اگر منظور از «شرایط» در پرسش شما، شرایط اجتماعی یا شرایط عمومی یک کشور و به ویژه کشور ما باشد، به نظر من چنین نیست. این نکته‌ای است که نه تاریخ تایید می کند و نه وضعیت موجود کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه. ممکن است در کشوری شرایط اقتصادی بسیار خوب باشد اما شرایط عمومی در حد یک بحران کامل قرار داشته باشد. مثال در این مورد می توان در نزدیک خود ما عربستان سعودی به مثابه یک کشور در حال توسعه اشاره کرد که وضعیت اقتصادی بسیار خوبی دارد اما یک دیکتاتوری ِدرگیر سخت ترین بحران های داخلی و بین المللی در حال حاضر و با آینده ای کاملا زیر سئوال است. در کشورهای توسعه یافته نیز می توان به ایالات متحده اشاره کرد که وضعیت اقتصادی آن چندین سال است در سطح بسیار خوبی است اما باز از لحاظ اجتماعی و سیاسی یکی از پرتنش ترین و بحرانی ترین موقعیت های تاریخی خود را با ترامپ تجربه می کند. عکس این نیز هست کشورهای اروپای غربی وضعیت اقتصادی نسبتا نامناسب تری از آمریکا دارند، اما ثبات اجتماعی بیشتری را شاهدند. در کشور ما نیز به گمان من اگر خواسته باشیم نگاه خود را عمیق کنیم، باید بگوییم که وضعیت نابسامان اقتصادی حاصل سوء تدبیرهای مدیریتی و شکست های سیاستگزاری اجتماعی و فرهنگی و مشکلات در سطح جامعه است و نه برعکس. شکی نیست که تحریم یک جانبه آمریکا در بحرانی تر شدن وضعیت اقتصادی تاثیر داشته است اما به گمان من ریشه اصلی این وضعیت نیست و باید صادق باشیم و ریشه مشکلات را که حتی پیش از این تحریم نیز وجود داشت را با رویکردی انتقادی بیابیم و به آن بپردازیم.


2/دولت ادعا دارد که «شرایط خاص» موجب بروز آمدن چنین فضایی شده است. دولتی ها با چه راهی می توانند افکار عمومی را از دلیل مشکلاتی که با آن دچار هستند، مطلع کنند؟


«شرایط خاص» سال های سال است که برای کشور ما وجود دارد. ایران کشوری است که انقلاب بزرگی را تجربه کرده است و از یک موقعیت دیکتاتوری و وابستگی به قدرت های بزرگ غربی تلاش کرده است در خود یک نظام دموکراتیک و مستقل بسازد و در تمام این سالها با مقاومت همان قدرت ها و البته با مشکلات ساختاری جامعه ای که لزوما نتوانسته این گذار را انجام بدهد و البته با سوء مدیریت عمومی نهاد ها و مسئولان روبرو بوده است. این به گمان من همان «شرایط خاص» است که باید آن را کاملا شناخت، تحلیل دقیقی کرد و راه های خروج از آن را یافت. این کاری است مشکل اما کاملا ممکن. اما اگر منظور از «شرایط خاص» تحریم آمریکا است این را نمی توان پذیرفت زیرا این تحریم در شرایطی صورت می گیرد که تمام مشارکت کنندگان در «برجام» به این قرارداد، پایبند و تمام تلاش خود را برای انفراد آمریکا انجام می دهند. این در شرایطی است که در خود آمریکا نیز اکثریت سیاستمداران و مردم این کشور با خروج آمریکا از «برجام» مخالف بوده اند و تمایل بسیار بیشتری به همکاری با ایران در خاور میانه دارند تا یک حکومت دیکتاتوری خشن و قرون وسطایی مثل عربستان سعودی. البته این ار هیچ چیز از گرایش های ضد ایران این کشور در طول پنجاه سال گذشته کم نمی کند، اما ما باید به فکر منافع خود باشیم و این منافع جز با دیپلماسی قابل دفاع نیستند. حال اینکه ما نتوانسته ای یا نخواسته ایم از شرایط بین المللی به نحو احسن استفاده کنیم، مشکلی است که به خودمان بازمی گردد. از طرف دیگر در تمام این سالها ما از بهترین و پر بارترین منابع طبیعی و از جمعیت جوان و پراستعدادی برخوردار بوده و هستیم و اینکه نتوانسته ایم از این منابع استفاده درست را بکنیم، باز به خودمان بر می گردد. ایران کشوری بسیار ثروتمند با جمعیتی اندک و جوان و سرمایه های انسانی بی نظیر است. حال اینکه مسئولان ما روی به سوی نولیبرالیسم آورده و سبب شده اند با سود جویی از این سیاست های غلط اقتصادی و اجتماعی دست گروه های فاسد باز شود و به صورت های مختلف با گسترش فساد و نوکیسگی تلاش کنند انقلاب و دستاوردهایش را از میان ببرند، به سوء مدیریت مسئولان باز می گردد و نه عواملی بیرون از اختیار و اراده ما. این مسئولان باید بیش و پیش از هر چیزی با توجه به انتقادهای سازنده ای که از سوی نخبگان، دانشگاهیان و روشنفکران دائم بیان می شود تلاش کنند فساد را کنار گذاشته و به عقلانیت برگردند و این خود شرایط را از وضعیت بحرانی خارج می کند. مردم در حال حاضر چندان کاری از دستشان بر نمی آید زیرا ابزارهای لازم را برای مقابله و اصلاح این وضعیت ندارند. البته اگر فضای سیاسی و آزادی های مدنی رشد و گرده هر چه بازتر شود قابلیت و امکانات مردم نیز برای مشارکت مردم در یافتن راه حل هایی برای خروج از این وضعیت بیشتر می شود اما باز هم اینجا مسئولان باید پیش قدم شوند و فضا را باز کرده و دست از اصرار بر خطاهای گذشته بردارند.


3/ آیا به آگاهی رساندن مردم برای قانع کردن آنها کافی است؟


به آگاهی رساندن مردم رویکردی تربیتی است که به خودی خود کافی نیست. فرض کنید ما معتقدیم که سطح مدنیّت و تعلق ملی در مردم ما به صورت میانگین پایین است و این امر خود را در رفتارهای احساسی و عاطفی، هیجان هایی که به بحران های اقتصادی دامن می زنند، عدم همبستگی و دگر دوستی و عدم انسجام میان آنها خود را نشان می دهد، حال آیا با نصیحت کردن و آشنا کردن آنها با اهمیت و فواید رفتارهای مدنی و نیاز به همبستگی و احساس تعلق ملی برای بهبود وضعیت می توان آنها را نسبت به تغییر رفتارشان قانع کرد؟ روشن است که هر چند این امر یعنی کار انتقال فرهنگی اهمیت دارد اما کافی نیست بلکه باید در جامعه ایجاد اعتماد کرد به خصوص نسبت به دولت، باید هر رفتاری را که اعتماد مردم را سلب می کند، کنار گذاشت باید به مردم امیدواری و چشم اندازی بهتر برای آینده داد. و اگر مشکل از فشارهای بین المللی است باید در آن زمینه اقدام کرد و با دیپلماسی وضعیت کشور را در سطح جهانی بهتر کرد. با بالا رفتن سطح اعتماد و با باز شدن هر چه بیشتر فضاهای آزادی و سیاسی و اجتماعی اعتماد مردم نیز بالا رفته و میزان مدنیّت و دگر دوستی و همبستگی اجتماعی نیز افزایش می یابد. اما صرفا با آموزش هرگز چنین اتفاقی نمی افتد.

4/ سیر صعودی دلار و سکه از مرز 300 درصد گذشته است. قبول دارید که این روند، روندی طبیعی و معمول نیست؟


بدون شک چنین است. اما این امر نه در کشور ما و نه سطح جهانی بی سابقه نیست. نخستین بار نیست که بحرانی اقتصادی به وجود می آید. افزون بر این ، چنین بحرانی ممکن بود از نوع دیگری هم باشد، فرض کنید یک بحران زیست محیطی یا یک مصیبت طبیعی مثل یک زلزله بزرگ. در آن شرایط هم ما وضعیت بسیار نابسامانی را تجربه می کردیم. مشکل در نوع بحران نیست که البته اگر سیاست های درستی از لحاظ اقتصادی و اجتماعی و سیاسی می داشتیم شاید کمتر امان بروز می یافت. مشکل در عدم توانایی مسئولان و مردم با چنین بحران هایی است. مسئولان به دلیل سوء تدبیرشان و مردم به دلیل کمبود مدنیّت و اعتماد اجتماعی در آنها. رفتارهایی مثل هجوم به بازار و احتکار و حتی افتادن به دام سوداگران فساد اقتصادی به نظر من از یک سو ناتوانی مسئولان و از سوی دیگر عدم توانایی مردم را برای مقابله با بحران نشان می دهند. اما باید دقت داشت که دولت و مردم در یک قایق قرار دارند و اینکه تصور کنیم دولت کنار برود و مردم موفق خواهند شد یا برعکس یک خیال خطرناک و غیر کارا است.


5/ مشکلات با نظام بین الملل سهم بیشتری در این شلختگی دارند یا دلیل های درونی چون ناکارآمدی و یا ایجاد اخلال توسط مخالفان دولت؟


همه دولت ها و نظام ها با کشورهای دیگر و با نظام بین المللی مشکل دارند . دلیل این امر هم روشن است هر کشوری منطقا از منافع خود دفاع می کند و تلاش دارد این منافع را به حداکثر برساند و البته با این کار در تضاد با سایر کشورها قرار می گیرد که آنها نیز همین سیاست را داند. اینجا است که بحث دیپلماسی پیش می آید یعنی تلاش برای یافتن راه های صحیح و مسئولانه در رفتارهای بین المللی به صورتی که بهترین متحدان را بیابیم و دشمنان خود را به حداقل ممکن برسانیم. اگر دولت چنین کند بدون شک بخش بزرگی از مشکلات بین المللی خود را حل می کند البته برای این کار نیاز به همدلی و همبستگی درونی میان دولتمردان وجود ادارد. اگر در دولت و مسئولان شاهد دودستگی باشیم روشن است که نمی‌توانیم سیاستی همگن و منسجم داشته باشیم و رقابت میان نیروها و جناح های مختلف سبب خواهد شد که هر اقدامی را که یک جناح انجام می دهد با دخالت های جناحی دیگر خنثی شود و بدین ترتیب میزان متحدان بین المللی به حداقل و میزان دشمنان به حداکثر برسد.
بنابراین درباره پرسش شما باید گفت که سیاست های بین المللی یک شکر را نمی توان از سیاست های درونی اش جدا کرد. اگر کشوری سیاست های را درون خود دنبال کند که سبب بالا رفتن اعتماد مردم میان خودشان و میان مردم و دولت شود. اگر دولت سیات های اجتماعی و اقتصادی درستی در پیش بگیرد و به جای باز گذاشتن دست نولیبرالیسم و فاسدان وظیفه خود را دفاع و بهبود وضعیت اقلیت ها و گروه های کم در آمد و بزرگ کردن حجم طبقه متوسط و کاهش طبقه فقیر و همچنین محدود کردن طبقه ثروتمند بداند. اگر دولت آزادی های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی را بیشتر کرده و نشاط را در جامعه از طریق به رسمیت پذیرفتن سبک های زندگی مردم بالا ببرد پشتیبانی مردم از دولت و از سیاست های آن هر روز بیشتر شده و چنین دولتی اقتدار بسیار بالاتری برای آن پیدا می کند که در سطح بین المللی بهتر و با توان بالاتری از منافع ملی دفاع و متحدان بیشتر و دشمنان کمتری پیدا کند و البته در همه موارد این استدلال ها را می توان معکوس هم کرد.


6/ راه کار یا راه کارهای لازم و البته غیر اقتصادی برای به آرامش رساندن جامعه چه چیزهایی هستند؟


گروهی از راهکارها را باید دراز مدت یا میان مدت دید که بیشتر آنها در فرایند فساد زدایی از سیستم و عقلانی کردن روابط دولت و سیاستگزاری های آن است. اما گروهی از راهکارها نیز در کوتاه مدت قابل انجام است. وقتی جامعه ای در موقعیت بحران و شرایط سخت و فشار قرار گرفته است باید در عین تلاش برای کاهش آن فشار (که راهکارهایی اقتصادی را می طلبد) فشار را در زمینه های دیگر به حداقل رساند. وقتی مردم ما زیر فشار گرانی و ناپایداری موقعیت اقتصادی خود هستند وجود فشارهایی در زمینه اجتماعی و فرهنگی و زندگی روزمره به شدت فشار در زمینه نخست (اقتصادی) را تشدید می کند و برعکس. مثالی می آورم امروز بسیاری از کشورهای در حال توسعه هستند که در شرایط اقتصادی بسیار سخت تری از ما به سر می برند . در کشورهایی مثل پاکستان و یا هندوستان و حتی تایلند یا ویتنام مردم به شدت از فقر و کمبودهای گوناگون رنج می برند. حتی در کشورهای توسعه یافته بسیاری از مردم هستند که در بدترین شرایط اقتصادی هستند. اما در همه این کشورها، فشار را در زمینه ها دیگر به حداقل ممکن می رسانند. برای نمونه در کشوری مثل فرانسه گروه های فقیر از حق استفاده رایگان از وسایل حمل و نقل عمومی و استفاده از همه مراکز فرهنگی و موزه ها برخوردار هستند و دولت آنها را بیمه می کند و به سلامتشان در حداقل ها می رسد. این امر سبب می شود که فشار اقتصادی بر این گروه ها کمتر احساس شود و بتوانند از لحاظ روحی خود را حفظ کرده و احتمالا راه حلی پیدا کنند. در بسیاری از کشورهای فقیر جهان سومی، مردم از آزادی اجتماعی نسبتا بالایی برخوردارند، می توانند جشن های خیابانی بگیرند، از کنسرت های رایگان در خیابان یا در تالارهای ویژه برخوردار باشند، شادی ممنوع نیست و زندگی را می توان به صورت های مختلف در بسیاری از لحظات خوب و آرامش بخشش احساس و تجربه کرد. مردم در سبک های زندگی خود آزادند و از حقوق سیاسی و به خصوص حق اعتراض و اظهار نظر برخوردارند ولو آنکه ترتیب اثری به حرف و اعتراضشان داده نشود. این ها می توانند برای ما الگوهایی باشند که کاملا قابل اجرا هستند ولو آنکه به صورت تدریجی آنها را اجرا کنیم. امروز در کشور ما تنها ثروتمندان هستند که به دلیل قدرت اقتصادی بسیار بالای خود می توانند تمام زندگی خود را به حوزه خصوصی خویش یعنی خانه های خود و حلقه های خویش برده و در آنجا به گونه ای که می خواهد زندگی کنند و کمترین مزاحت را در زندگی خود شاهد باشند. اما اکثریت مردم باید از فشارهایی اغلب بی معنا که ناشی از سلطه یک سبک زندگی بر سبک های زندگی دیگر است رنج ببرند. این گونه فشارها تحمل و مقاومت را دربرابر فشارهای اقتصادی به شدت کاهش داده و سیستم را شکننده می کند. در این شرایط به گمان من نقش دشمنان و مخالفان را نیز نباید نادیده گرفت که از درون تشویق می کنند که این گونه فشارهای اجتماعی و فرهنگی هر روز افزایش یافته و یا هر راه حل و برنامه هایی که برای کاهش آنها مطرح می شود را با شکست روبرو می کنند. ببینیم که برای موضوعی به سادگی حضور زنان در ورزشگاه ها، یا برگزاری کنسرت ها ما چه اندازه مشکل داریم. به گمان من بیشتر از آنکه در این موارد به دنبال رد پای ایدئولوژی باشیم باید رد پای مخالفان و براندازان را بجوییم که مایلند شرایط را به حدی از سختی برسانند که به شورش عمومی برسند. بنابراین در یک کلان هر اندازه آزادی های اجتماعی را بیشتر و از فشار و سخت گیری و دخالت در زندگی مردم و سبک زندگی آنها بکاهیم می توانیم مقاومت دربرابر فشارهای اقتصادی را در کوتاه مدت افزایش دهیم. البته این کار هزینه ها و خطراتی هم در بر دارد اما همه قابل مدیریت هستند کافی است به مردم خود اعتماد کنیم و این اعتماد بی پاسخ نخواهد ماند و با اعتماد بالاتری پاسخ خواهد گرفت.


7/ نقش فساد را در این مشکل چطور تحلیل می کنید؟


فساد به نظر من نقش اساسی را دارد به دلیل آنکه هر اندازه جامعه با مشکلات بیشتری روبرو باشد، فساد می تواند سود بیشتری را نصیب گروهی از افراد بکند. مثال می زنم: چه کسانی بیشترین مخالفت را با «برجام» و عادی شدن روابط ایران با همسایگان و با کشورهای اروپایی داشتند و دارند، کسانی که با بازگشت ترمیم می توانند سودهای نجومی را به جیب خود واریز کنند و البته با این کار کل نظام را با خطر فروپاشی روبرو نمایند. چه کسانی با اقدامات خود مانع از بالا رفتن آبرو و اعتبار ایران در روابط بین المللی می شوند؟ کسانی که در تنش با جهان از سودهای سرشار برخوردار می شوند. فساد حرف اول و آخر را می زند. اما چیزی که باید همه مسئولان و حتی افراد فاسد به آن توجه کنند این است که به دلیل توسعه ای که ایران شاهدش بوده است و سرریز این توسعه و توزیع عمومی آن بر پهنه سرزمین، یعنی پراکنش زیادی که داشته است، نمی توان ایران را بر اساس الگوهای فاسدی که مثلا ما در ترکیه، یا در روسیه یا در چین می بینیم اداره کرد. البته شک زیادی هست که ما روزی بتوانیم فساد را کاملا از میان ببریم زیرا در هیچ کشوری این اتفاق نیافتاده است، اما هر اندازه کشور توسعه بیشتری بیابد اصولا رفتارهای فساد انگیز کمتر می توانند به انجام برسند. فساد بیشتر از هر کجا در پهنه های سرزمینی رشد و توسعه نیافته و در میان مردمانی با سرمایه فرهنگی پایین امکان پذیر است. امروز که اکثریت بزرگ جمعیت ما را جوانان و آن هم بخش بزرگی از جوانان تحصیلکرده تشکیل می دهند که در پهنه سرزمین پراکنش دارند امکان مدیریت مبتنی بر رفتارهای فساد برانگیز و یا نولیبرالیسم که خود بستری متاسب برای فساد اقتصادی است وجود ندارد مگر با به خطر انداختن هر چه بیشتر کل سیستم.


8/ فساد موجود را می توان فسادی سیستماتیک قلمداد کرد یا فقط به تحرکات مفسدان ربط پیدا می کند؟


همه اشکال فساد در همه کشورها، سیتماتیک است؛ اما این سیستماتیسم بنا بر مورد کاهش یافته یا افزایش می یابد. اگر ما در فساد سیستم نداشته باشیم صرفا با رفتارهای غیر قانونی و دزدی و اختلاس های فردی سروکار داریم که به آنها فساد گفته نمی شود. فساد همواره دارای ساختار است؛ حال این ساختار می تواند مبتنی بر نظام های خویشاوندی و مافیایی باشد (مثل ایتالیا) یا مبتنی بر نظام های سیاسی (نظیر روسیه) یا حزبی (نظیر چین) یا سرمایه داری (نظیر آمریکا) یا ترکیب ناهمگن از این ها (نظیر اکثر کشورهای جهان سومی) . ما هم در این رده قرار می گیریم. مبارزه با فساد نیاز به برنامه ریزی کوتاه و دراز مدت دارد اما قانونی داریم و آن این است که هر اندازه توسعه سیاسی و اجتماعی و فرهنگی بیشتری در یک کشور اتفاق بیافتد و به خصوص این توسعه روی پهنه سرزمین توزیع مناسبی شده باشد و همه فضاها را در بر بگیرد ساختارهای فساد ضعیف تر و محدود تر می شوند.
9/ فساد ستیزی برای حکومت ها ماموریتی دشوار است؟ اگر بله چرا و اگر نه، چطور می شود که سوءاستفاده گران در هر شرایطی فضای خوبی برای فعالیت های خود می بینند؟
دلیل این امر به آن بر می گردد که فساد ساختارمند است و این ساختار را به همه حوزه های یک نظام سیاسی و اقتصادی و اجتماعی تعمیم می دهد . به عبارت دیگر این بخش ها را مسموم می کند. مثل یک سرطان که در بدن پخش شود. تا زمانی می توان با این سرطان مقابله کرد ولی هر اندازه پیش تر برود مبارزه با آن سخت تر می شود. دولت ها به سادگی نمی توانند با فساد از طریق مبارزه مستقیم با آن مبارزه کنند. چون تجربه نشان داده است که ابزارهای فساد بر انگیز در همه جا نفوذ می کنند. کشوری مثل ایتالیا را در نظر بگیرید که بیش از پنجاه سال است در گیر فساد مافیایی سیستماتیک است، یا روسیه که پیش رویمان است. در هر دو این مثال ها فساد ساختاری در همه دستگاه ها از پلیس و دادگاه ها و ساختار سیاسی تا نظام های فرهنگی و آموزشی و غیره نفوذ کرده است. راهی که برای مبارزه ای اساسی در کنار مبارزه قانونی هر چند با تاثیر محدود، برای مبارزه بافساد وجود دارد افزایش توسعه و توزیع مناسب آن است. افزایش آزادی ها و دموکراتیزه کردن هر چه بیشتر نظام های زیستی که با افزایش اعتماد اجتماعی و بالا رفتن سرمایه های اجتماعی و فرهنگی کنشگران اجتماعی تبدیل شده و همین مدنیّت را در آنها بالا برده و شانس فساد را برای نفوذ در حوزه های تلف کاهش داده و حوزه های آلوده را نیز به تدریج پاکسازی می کند.


10/ نهادهای نظارتی چقدر می توانند در کم اثر شدن تحرکات سوءاستفاده کنندگان موثر باشند؟


بسیار زیاد. اما این نهادها را نباید صرفا در نهاهای رسمی محدود کرد. نهادهای رسمی جایگاه و رسالت خود را دارند و باید هم وجود داشته باشند و باید آنها را تا حد ممکن سالم نگه داشت و اختیارات به آنها داد. نهادی قدرتمند مثل سازمان برنامه که پیش از دوره آقای احمدی نژاد در ایران وجود داشت یکی از مهم ترین ابزارهای مبارزه با فساد و جلوگیری از رشد آن بود و و با از میان رفتنش راه برای همه افراد و نهادهای فاسد باز شد و اصولا فکر می کنم هدف از بین بردن آن هم همین بود. البته این نهاد امروز احیا شده اما قدرت پیشین را ندارد. قوه قضاییه و دستگاه های اجرایی مبارزه با فساد باید به شدت موثر باشند و برای این کار ابتدا باید فساد را درون حد از میان ببرند تا بتوانند با آن بیرون از خودشان مبارزه کنند.
اما در کنار این نهادها بیشتر از همه باید عرصه را برای همه انجمن ها و موسسان و سازمان های مردم محور باز کرد. هر اندازه تشکیل و و راه اندازی این سازمان ها تسهیل و کارکردن آنها با موانع کمتری از لحاظ دیوانسالاری روبرو باشد بیشتر رشد خواهند کرد و می توانند به عنوان نهاهای نظارتی عمل کنند. امروز در کشورهای توسعه یافته انجمن های حمایت از مصرف کنندگان، انجمن های دفاع از حقوق شهروندی و مبارزه با فساد بزرگترین نقش را در سالم سازی محیط دارند و صد البته مطبوعات و رسانه ها اگر آزادی عمل کامل داشته باشند می توانند بهترین ابزارها برای مبارزه با فساد باشند. هر جا آزادی بیان و مطبوعات وجود داشته باشد و ضمانتی اساسی برای کار روزنامه نگاران فساد نمی تواند رشد چندانی بکند و برعکس. دانشگاه ها و پژوهشگران و روشنفکران نیز اگر از آزادی کامل و یا نسبتا بالایی برخوردار باشند می توانند بسیار در مبارزه با فساد موثر باشند.


11/ گروهی از مردم بر این باورند که اراده¬ای جدی برای مقابله با فساد نیست. این ذهنیت چه تهدیدهایی را می تواند در پی داشته باشد؟


این همان بی اعتمادی است که در مردم نسبت به یکدیگر و به خصوص نسبت به دولت وجود دارد. و تنها راه مقابله با آن و بالا بردن اعتماد نیز دگرگونی اساسی در رفتارها و سیاستگزاری های دولت و حاکمیت است. اینکه مردم به چشم خود ببینند که دولت به نفع آنها عمل می کند مقدمه این کار نیز افزایش هر چه بیشتر آزادی های اجتماعی و بالا بردن ظرفیت های دموکراتیک و احترام گذاشتن به زندگی خصوصی مردم و سبک زندگی آنها است.


12/ به نظر می رسد، بی اعتمادی عمومی به اوج رسیده است. ضررهای این پدیده و راه کارهای خروج از این شرایط را شرح بدهید.


به نظر من نیز چنین است دلیل این امر همان طور که در بالا هم گفتم در آن است که بیشترین فشارهای اقتصادی با بیشترین فشارهای اجتماعی و سیاسی همراه شده است. به همین دلیل این فشارها ایجاد هم افزایی کرده و هر اراده ای را خُرد می کنند. راهی که در پیش روی ما است همان است که گفتم اولا خروج هر چه سریع تر از سیاست ها و رویکردهای نولیبرالی و دخالت دولت برای کمک به مردم و در اولویت قراردادن رفاه و آسایش مردم به مثابه یک اولویت تعیین کننده سیاسی که اگر انجام نشود اهمیت کشور به خطر می افتد و از سوی دیگر ایجاد شرایط فعالیت و کار برای سازمان های مردم نهاد تشویق و آزاد سازی هر چه بیشتر قوانین برای آنکه این سازمان ها بتوانند به بیشترین حد ممکن فعالیت های خود را گسترش دهند. هر گونه سخت گیری در این زمینه و یا در زمینه آزادی های فردی و حقوق اجتماعی و آزادی های سیاسی، به نظر من نه فقط وضعیت اقتصادی بحرانی را تشدید می کند بلکه امنیت کشور را به خطر می اندازد. کسانی که به نظر من خط علط می دهند و خودآگاهانه یا ناخودآگاهنه از راه حل های قدرتمدارانه برای خروج از این وضعیت سخن می گویند، خواسته یا ناخواسته در حال آب به آسیاب دشمن ریختن هستند.
روزنامه آرمان 13 آبان 1397
http://www.armandaily.ir/fa/news/main/237806/%C2%AB%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D8%A8%D9%88%D8%B9%D8%A7%D8%AA-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%C2%BB-%D9%88-%C2%AB%D9%86%D9%88%D9%83%D9%8A%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%C2%BB-%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D9%81%D8%B3%D8%A7%D8%AF

 

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

هزار داستان: تجربه یک موزه برای میراث داستانی
جنبش اجتماعی زنان به روایت تصویر

Related Posts