ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

درباره هوشنگ لطيف پور

صحنه و صداى ماندگار

هوشنگ لطیف پور از پیشکسوتان دوبله و از شاخص‌ترین مدیران دوبلاژ ایران می‌باشد. وى مديريت دوبلاژ بسيارى از فیلم‌های سينمايى و مجموعه‌های تلويزيونى را به عهده داشته است. صداى هوشنگ لطيف پور به‌عنوان راوى سریال‌های «دليران تنگستان»، «دايى جان ناپلئون» و «مستند راز بقا» و ... در خاطره‌های بسيارى از افراد مانده است....

- ۱۳۱۱:  تولد در تهران

-  ۱۳۳۲:  به پايان رساندن دوره هنرستان هنرپيشگى

-  ۱۳۳۴:  به پايان رساندن دوره آموزشى تئاتر زیر نظر پروفسور «ديويد سن» و «كوئين بى» در دانشگاه تهران

-  شروع فعاليت در دوبله با فيلم «شنل» و دوبله فيلم «اتللو» و ... تا سال‌های دهه ۵۰

-  ۱۳۴۳:  کناره‌گیری از دوبله و ورود به دانشكده هنرهاى زيبا

- ۱۳۴۵:  تأسيس واحد دوبلاژ تلويزيون ملى ايران

- انتخاب حمید قنبری برای نقش جری لوئیس

- مدیریت دوبلاژ تمامی فیلم‌های داریوش مهرجویی از گاو تا دایره مینا

- معرفی منوچهر نوذری به ایرج دوستدار جهت کارآموزی فعالیت دوبله

 

 آثار به مدیر دوبلاژی هوشنگ لطیف پور:

شنل

اتللو

بدنام (ساخته آلفرد هیچکاک)

اسب کهر را بنگر

جولیوس سزار

حماسه یک سرباز

دون کیشوت (ساخته گریگوری کوزنتسف)

توت‌فرنگی‌های وحشی (ساخته اینگمار برگمن)

گاو (ساخته داریوش مهرجویی)

سریال دلیران تنگستان

 

گویندگی :

اتللو - دوبله اول (گوینده شخصیت یاگو)

جدال در آفتاب (راوی) اورسن ولز

فیلم ژولیوس سزار (گوینده متن)

فیلم پیرمرد و دریا (راوی)

سریال مستند لئوناردو (گوینده راوی مستند)

راوی سریال دایی جان ناپلئون

راوی کارتون جیمز گربه (در ایران باغ گل‌ها (خپل))

 

 

 

 

 

مريم منصورى: «نگاه كن آندرى! يه ستاره ديگه هم افتاد!»

اين اولين جمله‌ای است كه «فهيمه راستكار» در يك فيلم لهستانى ـ و نخستين كار دوبله‌اش با مديريت «هوشنگ لطيف پور» ـ می‌گوید. اسم فيلم را هیچ‌کدامشان به ياد نمی‌آورند، نه «لطيف پور»، نه «راستكار» فقط يادشان می‌آید كه جنگ جهانى دوم بود و برف مدام . كه : «... يه ستاره ديگه هم افتاد.»

البته می‌فهمم كه الآن و در اين شيوه مكتوب قطعاً جنس صداى «راستكار» حس نمی‌شود و چه خوب بود اگر ميسر می‌شد در مطلبى براى اهالى دوبله، صدايشان هم همراه می‌شد و نه خاطره صدايشان! اما پيش از هر چیز، به خاطر تئاترى بودن «هوشنگ لطيف پور» به سراغش رفتيم.

كه او هم متعلق به نسل پرورش‌یافته در هنرستان هنرپيشگى است. نسلى كه شايد ديگر خاطراتشان براى خوانندگان صفحه مهرگان آشنا باشد. نسل عباس جوانمرد، على نصيريان، جعفر والى و...

«هوشنگ لطيف پور» از چهارسالگی به خاطر شغل پدر، سفر را تجربه كرد.

پدر رئيس اداره ثبت‌احوال شهرستان‌های مختلف بود و اين سفرها، همراه با تغيير مكان مأموریت‌های پدر ادامه پيدا كرد تا سال‌های اول متوسطه، «هوشنگ لطيف پور» كلاس دهم بود كه دوباره به تهران بازگشتند و در همان دوران در دبيرستان دارالفنون، در اولين كار تئاترى شركت كرد. در آنجا با افرادى نظير «جعفر والى» آشنا شد و به‌این‌ترتیب پاى او هم به هنرستان هنرپيشگى باز شد. البته صبح تا ساعت چهار بعدازظهر دبيرستان بود و پس از آن از خيابان ناصرخسرو تا چهارراه بهرامى را می‌دویدند با سر پرشور جوانى كه باد بر موهايشان دست می‌کشید تا به هنرستان هنرپيشگى برسند و اين آغاز فعالیت‌های هنرى بود.

«لطيف پور» می‌گوید: «البته در هنرستان‌ها هميشه يك عده می‌آیند براى اينكه به اين كار علاقه دارند و عده‌ای هم فقط براى گرفتن مدرك می‌آیند تا در وضعيت استخدامی‌شان مؤثر باشد. كارمندهايى كه در جست‌وجوی ترقى رتبه هستند.»

و طبيعى است كه وى از اين دسته نبود، اگر نه الآن هم می‌توانست با ريتم تند و گاهى بى مسؤوليت سيستم دوبله فعلى كشور كار كند. ولى «لطيف پور» نتوانست.

در آن زمان مدير هنرستان هنرپيشگى دكتر «نامدار» بود كه از طرف دولت براى تحصيل به فرانسه رفته بود. او دكتراى داروسازى داشت و چون به تئاتر علاقه‌مند بود، تئاتر هم خوانده بود و در هنرستان، فن بيان تدريس می‌کرد و «مطيع الدوله حجازى» معلم ادبيات بود، «خان ملك ساسانى» معلم تاريخ تئاتر، «دكتر كنى» معلم انگليسى، «معزالديوان فكرى» معلم سولفژ، «مهرتاش» مدرس موسيقى ايرانى و «مادام اسكمپى» مدرس باله.

هنرجويان هنرستان هنرپيشگى از جمله «هوشنگ لطيف پور» در سال ،۱۳۳۱ زير نظر «مادام اسكمپى» باله نفت را در تئاتر تهران ـ نصر ـ به روى صحنه آوردند. اين باله به فشار انگليسى ها، انقلاب كارگران و ملى شدن صنعت نفت ايران می‌پرداخت و اولين باله‌ای بود كه در ايران اجرا می‌شد كه البته به خاطر استقبال بسيار خوب مردم، يك ماه روى صحنه ماند.

پس از پايان يافتن دوره هنرستان، افرادى با دغدغه‌های مشترك گرد هم آمدند. البته در آن زمان هيچ امكانى براى روى صحنه آمدن تئاتر جوان‌ترها وجود نداشت. فقط تئاترهاى لاله‌زار بودند كه آن‌ها هم كار خودشان را می‌کردند و گروهى با حضور «هوشنگ لطيف پور» ، «فهيمه راستكار» ، «على نصيريان»، زنده ياد «بيژن مفيد» و ... كه تئاتر موجود آن زمان را قبول نداشتند، اما در كنار هم می‌توانستند، متنى بخوانند و گاهى اتود بزنند. تا اينكه به‌وسیله «فهيمه راستكار» به «شاهين سركيسيان» معرفى شدند و شايد بهتر است بگوييم كه «سركيسيان» را پيدا كردند.

خانه «سركيسيان» براى رشد و ترقى ما خيلى مفيد واقع شد. او موجودى عاشق بود. عاشق تئاتر و مثل همه عاشق‌ها، كارهاى غیرعادی هم می‌کرد. گاهى اوقات به ما می‌گفت كه به او قول داده اند، فلان سالن تئاتر را براى اجراى تئاتر در اختيارش قرار دهند ولى من فكر می‌کنم او هميشه اين اميد را داشت كه به وصال معشوق برسد»

در منزل «سركيسيان» اين گروه به ترجمه و خوانش آثار «استانيسلاوسكى» و اتود زدن نمایشنامه‌هایی از جمله «همه پسران من» اثر «آرتور ميلر» می‌پرداختند. اما نكته قابل‌توجه اين بود كه همه هنرمندان و هنر دوستان آن زمان به خانه سركيسيان می‌آمدند. از جمله «خجسته كيا»، «فرخ غفارى» و «جلال آل احمد» و... «لطيف پور» می‌گوید: «آل احمد بود كه به ما پيشنهاد کار کردن روى نمایشنامه‌های ايرانى را داد. البته آن موقع چيزى به نام نمايشنامه ايرانى نداشتيم. فقط پیس‌های خارجى بود كه به فارسى آداپته شده بود.»

 

اما پس از آن «جوانمرد» و «نصيريان» به سوى اقتباس نمايش از داستان هاى «صادق هدايت» رفتند. در همين زمان «هوشنگ لطيف پور» جذب عالم نوپاى دوبلاژ می‌شود و البته از حضور دوستان ديگر و هم‌دوره‌ای‌های هنرستان هنرپیشگی هم در اين حرفه بهره می‌برد. «پرويز بهرام»، «جعفر والى»، «فهيمه راستكار» ، «بيژن مفيد» و...

در همان زمان «امير قهارى»، سفير اول ايران در رم، يك فيلم ايتاليايى را به ايران آورده و تصميم گرفته بود كه آن را دوبله كند.

تا آن زمان تنها يك يا دو فيلم دوبله شده و در ايران به نمايش در آمده بود. فيلم «شنل» بود كه بر اساس يكى از آثار «گوگول» ساخته‌شده بود و سه ماهى براى دوبله آن‌وقت گذاشتند. پس از آن فيلم، بلافاصله پيشنهاد مديريت دوبلاژ كار بعدى به «هوشنگ لطيف پور» داده شد. آن زمان، اصلاً آموزشى در اين زمينه وجود نداشت و «لطيف پور» جزو اولين كسانى بود كه اين كار را شروع كرد. پيش از من يك استوديو «ايران نو فيلم» بود كه عده‌ای در آنجا مشغول دوبله فيلم بودند و ما به فاصله چند فيلم، پس از آن‌ها شروع به كار كرديم. آقاى «امير قهارى» هم كه آن فيلم را به ايران آوردند، نديده بود اما شنيده بود كه چگونه فيلم را دوبله می‌کنند.

به جز او فرد ديگرى به نام «ابوالقاسم رضايى» هم بود كه تكنيك دوبله را می‌دانست و در هندوستان ديده بود كه چگونه كارهاى صداى فيلم را انجام می‌دهند و به همين دليل توانست مقدارى به ما كمك كند. البته فقط راه و روش را به ما نشان می‌داد چون خودش تكنسين بود و آن سوى كار را گرفته بود.» هم‌زمان با كار دوبله، «لطيف پور» در کلاس‌های تئاتر «ديويدسن» در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران هم حضور يافت و دانشگاه حقوق را به خاطر همين قضيه رها كرد و به دانشكده ادبيات رفت و يك سال بعد در كلاس هاى «كوئين بى» شركت كرد. چند تئاتر هم زير نظر اين اساتيد آمريكايى كار كردند كه از آن جمله می‌توان به «باغ‌وحش شیشه‌ای» با كارگردانى «ديويدسن» اشاره كرد. اما در يكى از اين اجراها، اتفاق عجيبى افتاد. درحالی‌که هیئت‌وزیران و عده‌ای از آدم‌بزرگ‌های مملكت براى ديدن نمايش دعوت شده بودند، «هوشنگ لطيف پور» به شكل كاملاً طبيعى تب كرد. اما اين حالت طبيعى، به شكل ديگرى جلوه كرد. آنقدر كه فكر كردند وى تمارض كرده و سر اجراى «مرد دوم» به كارگردانى «كوئين بى» نيامده است. پس عده‌ای به سراغ «لطيف پور» می‌روند و او را با تب شديد و در پتو پيچيده به سالن می‌آورند. پس از آن اتفاق اين گروه، عطاى دانشكده ادبيات را به لقايش بخشيدند و از آن دانشكده بيرون آمدند. البته پس از آن هم نمايش «بيل باد» را به كارگردانى «كوئين بى» در تالار مدرسه دخترانه نوربخش، در خيابان حافظ به روى صحنه آوردند.

پس از آن حدود سال‌های ۴۴ ـ ۴۵ بود كه به دعوت اعضاى گروه، «كوئين بى» دوباره به ايران آمد و نمايش «سير دراز روز در دل شب» اثر «يوجين اونيل» را با بازى «فهيمه راستكار»، «هوشنگ لطيف پور» و «پرويز بهرام» به روى صحنه آورد. مدير صحنه و مترجم كارگردان هم «بيژن مفيد» بود و اين، آخرين كار تئاترى «لطيف پور» بود و پس از آن بيشتر به‌عنوان مدير دوبلاژ فعاليت می‌کرد. «فاصله من با دوستانى كه با من همكارى می‌کردند، فقط يك فيلم بود. من هم آموزش خاصى نديده بودم و در حين همين کار کردن‌ها، تجربه كسب كردم. البته مترجم همه فیلم‌های انگليسى من، نابغه عجيبى به نام «بيژن مفيد» بود. كسى كه با خمير نان، مجسمه‌های عجيبى می‌ساخت، بدون هيچ تعليمى، سه‌تار می‌زد و خودش زبان انگليسى را بدون كلاس، یاد گرفته بود و از بهترين مترجم‌ها بود و كارهاى نمايشش هم كه ديگر گفتن ندارد.»

امكانات دوبله ايران در آن زمان بسيار ابتدايى بود اما «هوشنگ لطيف پور» تنها ۴۵ روز را صرف نوشتن ديالوگ هاى فيلم «اتللو» كرد. يعنى جملات ترجمه را با لب و دهان گوینده‌ها ميزان مى كرد.

البته ابتدا اصلاً نمی‌خواستند زير بار دوبله بروند، حتى نامه‌ای به سفارت شوروى سابق نوشتند كه اين ها می‌خواهند، فيلم شما را خراب كنند. در پاسخ، نامه‌ای از سفارت آمد كه صاحب فيلم تصميم گرفته اين فيلم دوبله شود. يا خودتان آن را دوبله كنيد يا كار را به ديگران بسپاريد. پس از آن بود كه اين گروه دوباره به سراغ يكى از اساتيد هنرستان هنرپيشگى به نام «هايك كاراكاش» رفتند تا با او مشورت كنند و «كاراكاش» گفت: «حالا كه دلتان مى سوزد، دست كم خودتان اين كار را انجام دهيد.» «آن زمان فكر می‌کردیم دوبله اصالت فيلم را از بين می‌برد. در واقع دوبله، كارى شبيه به ترجمه يك اثر است كه قطعاً قدرت خود آن اثر را ندارد. همان طور كه شعر حافظ را نمی‌شود ترجمه كرد، آثار «شكسپير» را هم نمی‌توانستیم به‌درستی ترجمه كنيم و البته تئاتر براى ما مقدس بود و آثار شكسپير از چنان الوهيتى برخوردار بود كه می‌ترسیدیم با اين كار خراب شود»

البته پس از كودتاى سال ،۳۲ روابط ايران و شوروى به هم خورد و پيرو آن تمام فیلم‌های روسى را توقيف كردند. پس از سه، چهار سال اين فيلم اجازه اكران گرفت. در اين مدت دوبله در ايران بسيار پيشرفت كرده بود و با اين وجود باز هم دوبله «اتللو» از بهترين كارها بود و به تدريج كار به جايى رسيد كه دوبله ايران در سال هاى ۴۰ و ۵۰ در دنيا مطرح شد.

در فيلم «اتللو»، «لطيف پور» نقش خوان «ياگو» بود و «پرويز بهرام» به‌جای «اتللو» و «فهيمه راستكار» به‌جای «دزدمونا» حرف می‌زد.

«آن كار يكى از رل‌های استثنايى بود كه من می‌گفتم. معمولاً در كارهاى خودم حرف نمی‌زنم. چون بايد مديريت كار را انجام دهم. منتها در مورد آن نقش فكر كردم بهتر از هرکسی می‌توانم آن را بگويم. چون تعداد آدم‌هایی كه با ما كار مى كردند، محدود بود و كسى در آن ميان نبود كه بهتر از من، از عهده آن نقش بربيايد»

«لطيف پور» معتقد است: «مدير دوبلاژ نبايد رل بگويد. چون همه چيز در لحظه اتفاق می‌افتد و مدير دوبلاژ در آن لحظه بايد حواسش باشد كه ديالوگ خوب گفته شود، حركت لب‌ها و ديالوگ با هم تطبيق پيدا كند و احساس هنرپيشه به‌اندازه كافى باشد. براى بازنويسى ديالوگ هاى اين فيلم، «لطيف پور» از هفت ترجمه فارسى استفاده كرد. دو ترجمه از زبان روسى به فارسى، يكى ترجمه‌ای با چاپ سنگى از دوره قاجار و ...»

«من همه ترجمه‌ها را پيش رويم گذاشته بودم كه ببينم كدام يك از اين كلمات، بهتر در دهان دوبلورها می‌نشیند. آن موقع دوبله يك فيلم ۱۰ تا ۱۲ روز طول می‌کشید. اما اين كار ۴۰ روز طول كشيد و مدير دوبلاژ بايد ساعت‌ها می‌نشست و صداى هنرپیشه‌ها را با حركت لب تطبيق می‌داد.»

البته پس از آن، در دوره‌ای از كار دوبله کناره‌گیری كرد و از روى بيكارى، به دانشكده هنرهاى زيبا رفت تا تئاتر بخواند. دوره‌ای كه با سنديكاى دوبلورها دچار مشكل شدند و اعتصاب كردند. اما عده‌ای از همكارانشان اين اعتصاب را شكستند و حاضر شدند در ازاى مبلغ ماهيانه ناچيزى به سرعت و با كيفيتى بد، فیلم‌ها را دوبله كنند. در يك زيرزمين متعفن و بدبو كه براى واحد دوبلاژ درست كرده بودند و اين گونه بود كه «لطيف پور» به حالت قهر از اين كار بيرون آمد. تا دو سال بعد كه غفارى براى تأسيس واحد دوبلاژ تلويزيون ملى ايران به سراغ «لطيف پور» آمد و اين شروع دوباره كارهاى او بود.

فیلم‌های سينمايى، مستند و ...

«الآن تلويزيون سرى كامل فیلم‌های «برگمن» را به صورت دوبله‌شده دارد. البته آن موقع هم كه ما اين كارها را دوبله كرديم، اين شرط را گذاشتيم كه روى آنتن نرود. چون براى جامعه آن زمان، زود بود و فقط «توت فرهنگی‌های وحشى» از تلويزيون پخش شد.» علاوه بر اين «لطيف پور» در آموزش دوبلورهاى بسيارى مؤثر بوده است. مدير دوبلاژهاى امروز كه وقتى آمدند آنقدر كوچك بودند كه هنوز نمی‌توانستند، روى صندلى بنشينند. اما سال ۱۳۵۶ درست زمانى كه شرط ماندن و ادامه دادن در ايران، عضويت در حزب رستاخيز بود، «لطيف پور» تصميم به مهاجرت گرفت. دوسالى در لندن بود و پس‌ازآن عازم كانادا شد. ولى پس‌ازآن ديگر در ديار غريب نتوانست به كار دل بپردازد. اما در سفرهايى كه به ايران داشت، براى ماندن در آن ديار، انرژى مى گرفت و حالا هم مدتى است كه همراه با همسرش براى ادامه زندگى به ايران آمده است. اما ديگر كار دوبله نمی‌کند.

«با اين سرعتى كه اينها كار مى كنند، من نمی‌توانم كار كنم. ديگر صاحبان كار، به آن معنا ارزش كار را نمی‌دانند. فقط می‌خواهند برنامه‌های ۶ كانال تلويزيونى را پر كنند. البته گاهى كارهاى خوب هم در اين ميان ديده مى شود، اما من ديگر كار نمى كنم»

اما چه حيف كه «هوشنگ لطيف پور» نام هيچ كدام از فيلم هايش را يادداشت نكرده است. مرحوم «ژاله كاظمى» پيش از رفتنش گفته بود دفترچه‌ای دارد كه نام تمام فیلم‌هایی را كه دوبله كرده اند، از همان آغاز كار، يادداشت كرده است، گفته بود: اگر موقعى ليست فيلم هايت را خواستى من دارم و «هوشنگ لطيف پور» آن دفترچه را نديد يا شايد نخواست تا «ژاله كاظمى» هم رفت.

 

 

 

 

- این مقاله ابتدا در مجموعه «مهرگان» و در جشن‌نامه مشاهیر معاصر ایران به سفارش و دبیری محسن شهرنازدار تهیه و منتشر شده است. پروژه مهرگان که در موسسه فرهنگی- مطبوعاتی ایران به انجام رسید؛ به معرفی نخبگان ایرانی متولد 1290 تا 1330 خورشیدی می‌پرداخت. بخشی از این پروژه سال 1383در قالب کتاب منتشر شده است.

 

- ویرایش نخست توسط انسان‌شناسی و فرهنگ: ۱۳۹۷

- آماده‌سازی متن: فائزه حجاری زاده

-این نوشته خُرد است و امکان گسترش دارد.برای تکمیل و یا تصحیح اطلاعات نوشته شده، به آدرس زیر ایمیل بزنید:

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

 

 

 

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

پرونده‌ی اینترنتی شاهنامه پژوهی
ایران درّودی (2)

Related Posts