على شريعتمدارى از استادان شاخص تعليم و تربيت است كه در جهت بسط و گسترش آموزش اين علم در ايران تلاش‌های پرثمرى كرده است. او وزیر فرهنگ و آموزش عالی در دولت موقت مهدی بازرگان و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بود....

متولد ۱۳۰۲ شيراز
درگذشت ۲۰ دی۱۳۹۵ شیراز
رشته تخصصى : تعليم و تربیت

فعالیت‌ها:
ـ گذراندن تحصيلات تا اخذ ديپلم در زادگاه خويش و آموزگارى در مدارس شيراز
ـ ورود به دانشگاه تهران و اخذ ليسانس فلسفه و علوم تربيتى از دانشكده ادبيات در سال ۱۳۲۲ و همچنين اخذ ليسانس علوم قضايى از همين دانشگاه و هم‌زمان دبيرى در دبیرستان‌ها
ـ عزيمت به آمريكا در سال ۱۳۳۵ براى ادامه تحصيل و اخذ فوق‌لیسانس در آموزش متوسطه در سال ۱۳۳۶ از دانشگاه ميشيگان و اخذ دكترى در فلسفه و تعلیم و تربيت و برنامه‌ریزی درسى از دانشگاه تنسى در سال ۱۳۳۸
ـ بازگشت به ايران و دانشيارى علوم تربيتى در دانشگاه شيراز از سال ۱۳۳۹
ـ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگى و دريافت نشان درجه‌یک تعليم و تربيت
ـ ارتقا به مقام استادى علوم تربيتى دانشگاه اصفهان در سال۱۳۴۴
ـ استاد مدعو فلسفه تعليم و تربيت در دانشگاه‌های آمريكا تا سال ۱۳۴۶
ـ تدريس در دانشگاه تربیت‌معلم تهران از سال ۱۳۵۸ تاكنون
ـ عضويت در مجامع و شوراهاى علمى و پژوهشى
ـ رياست دوره‌ای و عضو پيوسته فرهنگستان علوم
ـ چهره ماندگار رشته تعليم و تربیت در سال ۱۳۸۱
- از اعضای شورای مرکزی حزب مردم ایران


برخى از آثار او عبارت‌اند از:
اصول و فلسفه تعليم و تربيت ـ اصول تعليم و تربيت ـ روانشناسى تربيتى ـ فلسفه ـ جامعه و تعلیمو تربیت ـ پرورش فكر و...
آثار ترجمه‌ای شامل:
ـ اصول و راهنمايى ـ تفكر منطقى ـ منطق تئورى تحقيق ـ شیوه‌های فكر ـ تاريخ اندیشه‌های تربيتى و مقالات فراوان ديگر.

 

الهام تقى زاده:
مردى با چهره‌ای مصمم، در شلوار خاکستری‌رنگ و كفش و پيراهن هماهنگ اش پشت ميز نشسته است.
خطوط پررنگ چروك ميان ابروها و گلوى اش نشان از شخصيتى مقتدر دارد كه اسباب پيشرفته و جايگاه اجتماعى او را فراهم كرده است.
حالا او از ملاقات‌کننده قبلى خداحافظى كرده و پس از تعارفات معمول، پشت ميز نشسته است. موهاى سپيد و نگاه تند و پرمعنايش، نشان از سن و سال بلند او دارد و درعین‌حال قدبلندش از برومندى دوران جوانى حكايت می‌کند. همان دوران پرتلاطم زندگى على شريعتمدارى كه در تب‌وتاب تحولات اجتماعى و فعالیت‌های سياسى و دانشگاهى او سپرى شده است. نگاه شريعتمدارى كمتر به دوروبر است و با صدايى آرام كه معرف شخصيت بی‌پیرایه و محكم اوست، از گذشته می‌گوید اينكه در شيراز و در يك خانواده مذهبى متولد شده است در سال ۱۳۰۲ و اكنون ۸۱ ساله است.
با لحن گفتارش سعى دارد كه دقيق و منضبط بودن خود را نشان دهد. «خوشحالم كه دانشجويانى تربيت کرده‌ایم كه به درد اين سرزمين می‌خورند.» لحظه‌ای از روى صندلی‌اش به آهستگى بلند می‌شود به سمت چوب‌لباسیمی‌رود از كت خاکستری‌رنگش عينك ديگرش را برمی‌دارد و به چشم می‌زند. على شريعتمدارى آن‌چنان با جديت رفتار می‌کند كه به نظر می‌رسد نزديك شدن به او به‌سختی ميسر است.
اما در گذر از اين چهره مصمم و جدى كه حتى به نظر می‌رسد امرى ارادى در رفتار اين استاد است، چهره مهربانى نهفته شده كه با شناخت بيشتر از او آشكار می‌شود.
دوباره بلند می‌شود تلفن همراه اش با صداى آهسته زنگ می‌خورد، موبايل را كه داخل كت روى جالباسى جاگذاشته است برمی‌دارد، پس از جواب دادن به صداى پشت خط و گذاشتن قرارى براى مصاحبه و حضور در مكان موردنظر كت خاکستری‌اش را می‌پوشد و دوباره روى صندلى چوبى روبرويم می‌نشیند و ادامه می‌دهد: «آن سال‌ها آموزگار تربيت می‌کردند و من چون اين رشته را دوست داشتم پس از تكميل دوره دبيرستان وارد دانشسراى مقدماتى شدم كه آن زمان محل تعليم معلم بود.» او با اعتمادبه‌نفس و مقاوم به سمت‌وسوی اين حرفه رفته و با دانش آموزان و همکلاسی‌های دوره خودش رقابت خوبى هم داشته و با اين شيوه توانسته است به مدارج عالى دست پيدا كند. شريعتمدارى از شهريور ۱۳۲۰ وارد خدمت آموزشى شد و پس از گذران اين دوره چند سال نيز در شيراز و در بعضى از شهرهاى فارس، سپيدان و آباده تدريس كرد.
منش و شخصيت استاد و مهربانى توأم با جديتش، هميشه مثال‌زدنی بوده است. او با يادآورى خاطرات و عرصه‌ای كه در آن تحصيل كرده است می‌گوید: « به‌صورت داوطلب امتحان ششم ادبى را دادم و بين داوطلبان اين دوره و دبیرستان‌های ديگر شاگرداول شدم. پس از موفقيت در اين دوره خود را براى ادامه تحصيل به تهران منتقل كردم. پس از ورود به تهران و رفتن به دانشكده حقوق دانشگاه تهران و ضمن ادامه خدمت آموزگارى در مدارس تهران ليسانس را در رشته حقوق گرفتم و به‌عنوان دبير در دبيرستانى در تهران مشغول به كار شدم.»
حضور مستمر و پرتلاشى در دوره تحصيل و موفقيت او در عرصه كسب علم و دانش و جسارت او باعث می‌شود كه در سال ۳۲به‌عنوانشاگرداول در رشته فلسفه و علوم تربيتى در معيت ساير دانشجويان ممتاز رشته‌های ديگر به دعوت مرحوم دكتر علی‌اکبر سياسى كه آن زمان رئيس دانشگاه تهران بود در دانشكده ادبيات دانشگاه تهران به‌عنوان استاد در رشته فلسفه و علوم تربيتى مشغول به تحصيل شود. شريعتمدارى دراین‌بارهمی‌گوید: در آن زمان يكى از شاگرداولی‌ها به نام «فلاطورى» از دكتر سياسى خواست اقدامى كنند تا كسانى كه رتبه ممتاز آورده‌اند بتوانند از ارز دولتى استفاده كنند و براى ادامه تحصيل به خارج از ايران بروند بالطبع كسانى كه از چنين رتبه و منزلتى در آن دوران برخوردار بودند زحمات زيادى كشيده بودند. طرح چنين پيشنهادى از سوى مرحوم فلاطورى و پيگيرى استاد سياسى سبب شد تا اين افراد براى ادامه تحصيل به خارج سفر كنند و به ديار فرنگ بروند و...
شريعتمدارى نقل می‌کند كه آن زمان شاه سعى می‌کرد خود را طرفدار مسائل فرهنگى جلوه دهد. به همين سبب با پيشنهاد دوباره يكى ديگر از شاگرداول‌ها كه در رشته كشاورزى رتبه خوبى آورده بود موافقت خود را براى ادامه تحصيل شاگردان ممتاز اعلام كرد.

شريعتمدارى در سال۳۷ راهى آمريكا می‌شود و تحصيلات عاليه را در اين كشور دنبال می‌کند. می‌گوید۶ماه در دانشگاه ميشيگان زبان خوانده و سپس در همين دانشگاه در رشته آموزش متوسطه فوق‌لیسانس گرفته است.
او كه در زمان خود در رشته تحصیلی‌اش همواره شاگرد ممتازى بوده، با ابراز رضايت از آن دوران، به ياد می‌آورد: «زمستان بود كه به آمريكا رفتم و به آب‌وهوای آنجا هم هيچ عادت نداشتم، از چند دانشگاه تقاضاى پذيرش دوره دكترا كردم كه خوشبختانه از دانشگاه تنسى كه شرايط بهترى داشت، به‌موقع پذيرش تحصيلى رسيد.
در آن دانشگاه يكى از اساتيد كه نامش «فيليپ اسميت» بود كه دو کتاب از کتاب‌هایش به نام‌های «تفكرمنطقى روش تعليم و تربيت» و «ویژگی‌های روح فلسفى در مديريت» (توسط من به فارسى ترجمه شده است) به‌عنوان استاد راهنما معرفى شد كه حدود يك سال و نيم در محضر اين استاد كار كردم و پس از گذراندن رساله دكترا به ايران بازگشتم.» شريعتمدارى پس از چند سال دورى از وطن در سال۳۹ به ايران بازگشت و در دانشگاه شيراز به‌عنوان دانشيار علوم تربيتى استخدام شد و اين سمت دو سال و نيم به طول انجاميد اما به خاطر فعالیت‌هایسیاسی‌اش در آن دوران از دانشگاه اخراج شد.
او درباره فعاليت سیاسی‌اش در آن دوران می‌گوید: «آنچه موجب اخراج من از دانشگاه شد تشكيل میتینگ‌هایی از طرف دانشجويان و تأييد آن توسط من بود كه به مناسبت همدردى با كشور الجزيره (كه آن روزها مستقل نبود) برپا می‌شد.
همان روزها بود كه شاه براى افتتاح گاز به شيراز می‌آمد بنابراين نيروهاى امنيتى از من خواستند كه جلوى هرگونه تشكل و میتینگ سياسى گرفته شود. اما من هم از دانشجويان خواستم كه از دانشگاه خارج نشوند و میتینگ در ساعت معين تمام شود.»
بی‌اعتنایی شريعتمدارى به خواسته‌های نيروهاى امنيتى باعث شد دكتر صورتگر كه آن سال‌ها رياست دانشگاه را بر عهده داشت تحت نامه‌ای دكتر شريعتمدارى را از دانشگاه اخراج كند.
مدتى پس از اخراج او، رشته فلسفه علوم تربيتى در دانشگاه اصفهان افتتاح شد و مقامات مسئول آموزش عالى در تهران از شريعتمدارى خواستند براى تدريس به آنجا منتقل شود. او پس از اقامت و تدریس در اين دانشگاه، مدتى نيز سرپرستى آن را بر عهده گرفت.
شريعتمدارى درحالی‌که عينك ديگر خود را به چشم می‌زند تا كتابش را تورقى بكند، می‌گوید، «سال۴۱ تا ۵۷ در دانشگاه اصفهان مشغول به تدريس بودم تا اينكه در سال۵۷ به دعوت تنى چند از دوستان و در معیت دكتر بهشتى به استقبال امام به فرودگاه رفتيم پس از استقبال از امام در تهران مجدداً به اصفهان بازگشتم . آن زمان مرحوم بازرگان نخست‌وزیر بود و به خاطر آشنايى من با ايشان شوراى انقلاب مرا به شركت در كابينه به‌عنوان وزير علوم و فرهنگ و هنر فراخواند و من هم تا زمانى كه كابينه به فعالیت‌های خود ادامه می‌داد تصدى آن را بر عهده داشتم.» آن روزها كه جمهورى اسلامى شکل‌گرفته بود و همه در هياهو و تب‌وتابشکل‌گیری انقلاب بودند، شريعتمدارى نيز خود را از اين موج تازه جدا ندانست و پس از تغييرات در سال،۵۹ طبق دستور امام به عضويت در ستاد انقلاب فرهنگى كه آن موقع ۷عضو داشت، درآمد. او در طول ۲۵سال با تشكيل گروه علوم انسانى در برنامه‌ریزیرشته‌های مختلف با همكارى دانشگاهيان، در تهيه برنامه‌های درسى کمک‌های شايانى كرده و توانسته است در مسير تعليم و تربیت اين مرزوبوم، تأثيرى مثبت داشته باشد. در همان سال‌های اول انقلاب، رياست ستاد آموزش‌وپرورش (قبل از اينكه به وزارت علوم و آموزش عالى تغيير نام يابد) به على شريعتمدارى سپرده شد.
اما درنهایت تدريس و معلمى كه جزو لاينفك زندگى او بود او را به عرصه دانشگاه بازمی‌گرداندو امروزه در چند دانشگاه تهران، تربیت‌معلم و تربيت مدرس مشغول به تدريس است و همچنان سرپرستى مؤسسه تحقيقات دانشگاه تربیت‌معلم نيز به عهده اوست.
اين معلم سخت‌کوشازجمله كارهاى مهم خود را تربيت دانشجويان در درس علوم تربيتى و فلسفه می‌داند و می‌گوید: «از اينكه دانشجويان ديروز من حالا جزو اساتيد فن فلسفه و علوم تربيتى امروز هستند بسيار خشنودم چون يكى از آرزوهاى دیرینه‌ام اين بود كه جوانان اين مرزوبوم به مدارج عالى دست يابند تا به بيگانگان محتاج نباشند و حالا نيز از تلاشى كه دراین‌بارهکرده‌ام به خود می‌بالم، خوشبختانه با تأسيس دوره فلسفه علوم تربيتى در سطح دكترا توانستيم افرادى آماده كنيم كه هم‌اکنون جزو هیئت‌علمی دانشگاه تهران ، تربيت مدرس و تربیت‌معلم هستند...» على شريعتمدارى ۲۲ جلد كتاب درزمینهٔ فلسفه و تعليم و تربیت تأليف كرده است كه از آن جمله می‌توان به اصول تعليم و تربیت، روان‌شناسی تربيتى، جامعه و تعليم و تربيت، اصول و فلسفه تعليم و تربيت و... اشاره كرد.
نگرش او به‌عنوان يك استاد و مربى فلسفه و تعلیمو تربیت، همواره زبانزد شاگردان و دانشجويان اين رشته است. به‌طوری‌که شاگردان او اذعان دارند كه شريعتمدارى در رشته خود یک چهره ماندگار است. اما خود او درباره موفقيت انسان معتقد است:
زندگى براى انسان با مشكلاتى همراه است و هر فرد بايد با توجه به امكانات خود با مشكلات رودررو شود، بايد مشكلات اصلى را از مشكلات غیراساسی جدا كرد و در حد امكانات خود به حل آن‌ها اهتمام ورزيد. انسان این‌گونه به موفقيت دست می‌یابد». او معتقد است: «عدالت اجتماعى بر اساس خداپرستى آسان‌تر در جامعه شكل می‌گیرد، پس چه‌بهتر كه منبع خداشناسى و خداپرستى را بالا بريم و آن را تقویت كنيم». يكى از دغدغه‌های هميشگى او، تربيت دانشجويان در رشته‌های مختلف علوم تربيتى و فلسفه بوده است كه خوشبختانه با راه‌اندازی دوره دكتراى فلسفه تعليم و تربيت توسط او و ارائه آن درزمینهٔمکتب‌های فلسفى و آراى تربيتى، تاريخ تعليم و تربيت و مربيان بزرگ تربيت اسلامى و كاربرد تحقيق در رشته‌های مختلف، توانسته است موجى تازه در این رشته به وجود آورد.
موجى كه ثمره یک‌عمر تلاش او در عرصه تعليم و تربیت را به ساحل رسانده است.
***
ایشانبه‌پاس خدمات علمی و فرهنگی، مدال درجه‌یک علمی و نشان درجه‌یک تعلیم و تربیت جمهوری اسلامی ایران و لوح چهره ماندگار علمی کشور را نیز دریافت کرده است.

 

- این مقاله ابتدا در مجموعه «مهرگان» و در جشن‌نامه مشاهیر معاصر ایران به سفارش و دبیری محسن شهرنازدار تهیه و منتشر شده است. پروژه مهرگان که در موسسه فرهنگی- مطبوعاتی ایران به انجام رسید؛ به معرفی نخبگان ایرانی متولد 1290 تا 1330 خورشیدی می‌پرداخت. بخشی از این پروژه سال 1383در قالب کتاب منتشر شده است.

- ویرایش نخست توسط انسان‌شناسی و فرهنگ: ۱۳۹۷
- آماده‌سازی متن: فائزه حجاری زاده
-این نوشته خُرد است و امکان گسترش دارد.برای تکمیل و یا تصحیح اطلاعات نوشته شده، به آدرس زیر ایمیل بزنید:
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید