ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

معرفی کتاب «بوطیقای زمان»

 

باشلار، گ. (۱۳۹۶)، بوطیقای فضا، مترجمان: مریم کمالی و محمد شیربچه، تهران: نشر روشنگران و مطالعات زنان
این کتاب خودش سراسر نیازمند شعر شناسی است. آنچه باشلار در کتاب میگوید، از کنج خانه ها، از صدفها، از خانهی دوران کودکی، از گوشه ها، قفسه ها، از خانه و از جهان؛ پیش و بیش از هر چیز در خود کتاب است. کتاب دستمان را میگیرد و به تمام فضاها میکشاند با زبان شعر. جدا از همانند پنداری که خواننده با کتاب دارد و با پدیدار شناسی فضاها همراه میشود، خود کتاب تمام آنچیزی است که میگوید. گویا با تمام آن فضاها یکی شدهاست. کتاب همان قفسهها و گنجههاست که خواننده با احتیاط و شگفتی هر بار درش را میگشاید، به درونش میخزد و حس امنیت و سکنا گزیدن در آن دارد.
« راز همیشه از مخفیکنندهی چیزها به مخفیکنندهی خود میپردازد. صندوقچه، سیاهچال رازهایش را  با دیگران در میان نهادهاست. دوست داریم آن را باز کنیم همچنان که قلب خویش را. ابیات زیر سرودهی ژول سوپرویله را میتوان در دومعنا خواند :« سراسیمه صندوقچههای دور و بر خویش را جست و جو میکنم، چیزها را با هول ته صندوق جا میدهم، انگار که آنها از زندگی جدا شدهاند». کسی که گنجینه ای را دفن کردهاست، راز، یک گور است. بی دلیل نیست که مردی که میتوان با او رازی در میان نهاد، ادعا میکند که «چون گور» است.»
بهنظرمیآید کتاب دارای ارزش انسانشناختی است. رویکرد کتاب پدیدارشناسانه است و باشلار مبتنی بر اشعار و داستانهای گوناگون و آوردن نمونههایی از آنها نوشتهی خود را بسط میدهد. پدیدار شناسی از این جهت که نمایاننده ی بخشی از تجارب زیسته است، میتواند در روشهای انسان شناختی به کار رود. بدین جهت، چنین بازگویی هایی ازفضا رنگ و بویی مردم نگارانه مییابد. یعنی تجربه ی فضا آنطور که زیست شده است و تجربه‌ی فضاها آن‌طور که زیسته‌اند. در واقع پدیدارشناسی باشلار دو وجه را پی می‌گیرد، از یک‌ سو انعکاس تجارب نویسندگان و شعرا و شرح و بسط آن‌ها و از دیگر سو پدیدارشناسی خود اشیا و فضاها.
«اما پس از آسودگی خیال، به‌جای آن‌که از رؤیاهایی سخن گوییم که همراه همیشه‌ی کارهای ما هستند، مجبوریم که به واقعیت بازگردیم. زیرا آن‌ها همان چیزهایی هستند که در راز وجود حفظ می‌شوند. اما چگونه می‌شود کارهای خانگی به عمل آفریدن تبدیل شود؟ آن‌گاه که نگاهی هوشیارانه به حرکات مکانیکی بیندازیم یا أن‌گاه که تحلیلی پدیدار شناسانه از براق کردن یک مبلمان کهنه داشته باشیم، می‌بینیم که از کارهای روزمره نیز به ما حسی جدید دست می‌دهد. زیرا شعور، هر چیز را تازه می‌کند و به روزمرگی‌ها رنگی حیات‌بخش می‌زند و بر حافظه فرمان می‌راند.»
باشلار از تدور سخن می‌گوید، از انحنا، از دیالیکتیک درون-بیرون، از امکان غیر خطی بودن و امکان خروج از دوگانه‌سازی‌ها. رویکردهایی از این دست با جای دادن امکان‌های گوناگون، با ایجاد نکردن تقابل‌های ساختاری صرف، راه را برای دیگرگونه اندیشیدن باز می‌کند. و این ویژگی نیز ما را به انسان‌شناسی پیوند می‌زند. اما باید توجه داشت، پدیدارشناسی به‌سبب نوع مواجهه‌اش با پدیده‌ها تا حدودی به رویکرد تفسیری نزدیک می‌شود و این مسأله امکان برداشت‌های متعدد را فراهم می‌کند. شاید همان چیزی که باشلار به آن «تخیل» می‌گوید. چنین خیالی ما را به خواندن متن فرهنگ نزدیک می‌کند.
از دیگر سو این رویکرد، با فراهم کردن همین امکان، یعنی بازخوانی‌های گوناگون از هر پدیده، می‌تواند برخی رویکردهای انتقادی را سد کند و با نوعی نسبی‌گرایی، حالتی از تعلیق ایجاد کند. توجه به این وجه از رویکرد کتاب برای مواجهه‌ی انتقادی‌تر با آن ضروری به‌نظر می‌رسد.
«در آن روشی که به‌نظر من در پدیدارشناسی خیالات دارای قطعیتی تمام است، بر دیالیکتیک خرد و کلان، پنهان و آشکار، آرام و پرخاش‌جو، سست و نیرومند تأکید می‌شود. شیوه‌ای که با آن خیال با بزرگنمایی تصور تعریف می‌شود.
به کمک این روش، همراه تصور و بزرگ‌نمایی، تا نقطه‌ای بسیار دور از واقعیت رفته‌ام. زیرا هرچیز پیش از تجلی نیاز به توسعه دارد. تخیل چه آسان بر فضا، زمان و عناصر قدرت اثر می‌گذارد. اما تأثیر تنها به مرتبه‌ی خیالات محدود نیست. تخیل حتی در عالم ایده به بی‌نهایت تمایل دارد. در آن‌جا ایده‌ای است که رویا می‌پردازد. به‌عنوان نمونه، فرضیه‌هایی که زمانی به‌نظر علمی می‌رسید در واقعیت تنها رویاهایی هستند نامتناهی و گسترده.»
به این ترتیب کتاب با تمرکز بر خیالات شاعرانه، به‌سراغ بازاندیشی در فضاها می‌رود، به درون صدف سرک می‌کشد، از خانه به سمت جهان راه می‌یابد، از زاویه و انحنا می‌گوید، از آشیانه‌ها، از مینیاتور ها و جهان بی‌پایان درون و جهان بی‌پایان اشیای کوچک. توجه به تجارب کوچک وهیجان‌انگیز زیست شده، چیزی که در شهرهای ما، در سپری‌کردن اوقاتمان، از یاد می‌رود. با هجوم داده‌ها و محرک‌های بیرونی، زمانی برای بوطیقای فضاهایمان نمی‌ماند، بوطیقای فضای کودکی‌مان، تمام گوشه‌ها و خانه‌های قهوه‌ای رنگی که شاید روزی، حتی در ذهن‌هایمان، در آن زیسته‌ایم. زمانی که تنهاییمان با یک حرکت، یک صدا یا یک نگاه با دیگران گره می‌خورد و درون و بیرون هم‌زمان در ما جریان می‌یابند.
«او می‌نویسد :«صدف با تمامیت خود، یعنی پوشش سخت و اندام زنده‌ی درون آن، برای گذشتگان نماد آدمی است در تمامیت خود، یعنی تن و روح.» در حقیقت، نمادگرایی سنتی، صدف را تن آدمی می‌دانست تنی که روح را در پوشش خود در هم می‌پیچد، حال آن‌که به کمال وجودی که نشان که اندام نرم‌تن است، سرعت می‌بخشد. بنا به‌گفته‌ی آنان، تن با رفتن روح بی‌جان می‌شود، به همان صورتی که صدف از پاره‌ای از وجود خود که به او جان می‌بخشد، جدا می‌شود و از حرکت باز می‌ایستد.»
«... در وقت تیره و تاریک سال، آن‌گاه که مرگ زمستانی، زمین را در چنگال خویش اسیر می‌کند حلزون عمیقاً در زمین فرو می‌رود و سخت و محکم خود را در صدف زندانی می‌کند، گویی در تابوت خویش. تا آن زمان که بهار در می‌رسد هللویاس شرقی بر فراز گور او آواز می‌خواند. آن‌گاه او حصار خویش را می‌درد و سرشار از زندگی دوباره، در گستره‌ی خورشید نمودار می‌شود.»

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

انسان شناسی سواد (6): پاتریشیا گرینفیلد: کودکان قب...
تن‌بارگی در دوره صفویه(3)

Related Posts