ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

بازشناسی روایت شهریِ رینه: نزدیک‌ترین شهر به قله دماوند



پیشگفتار
هر شهر علاوه بر منظر طبیعی و عینیِ خود، دارای بعدی است که آن را منظر ذهنی می‌نامیم؛ منظری که مبتنی بر تصویر یا انگاره‌ی کلی شهر است. منظر ذهنی شهر ساختاری برای اندیشیدن به شهر است و به کیفیتی اشاره می‌کند که حاصل ترکیب چشم‌اندازِ فیزیکی شهر و ادراکات دیداری و فرهنگیِ ساکنان آن بوده، که می‌توان از آن با عنوان «چشم‌انداز ذهن» نام برد.
ماگورو مارویاما کسی است که اصطلاح «منظر ذهنی شهر» را جعل کرده، آن را معادل جهان‌بینیِ عملی فرد یا اجتماع تعریف می‌کند: "ساختاری از استدلال، شناخت، درک و مفهوم‌پردازی"(مارویاما 1980). منظر ذهنی شهر ساختاری برای اندیشیدن به شهر است و به چیزی اشاره می‌کند که میان چشم‌انداز فیزیکیِ شهر و ادراکات دیداری و فرهنگیِ مردم از آن وجود دارد. از طرفی منظر ذهنی را می‌توان به معنای چشم‌انداز ذهن در نظر گرفت. بدین ترتیب، منظر ذهنی شهر می‌تواند نماینده‌ی بانک انگاره‌های شهری باشد که متشکل از انگاره‌های بومی و خارجی از شهر است. منظر ذهنی شهر در اشکال متعددی تجلی می‌یابد که در این پژوهش نویسنده کوشیده است تا منظر ذهنی شهر رینه واقع در لاریجانِ آمل را که در پای کوه دماوند جای گرفته، با تمرکز بر «اسطوره‌ها و افسانه‌ها»ی دماوند بازشناسی کند. انتخاب رینه به عنوان نمونه‌ موردی پژوهش، از این جهت است که این شهر، نزدیک‌ترین شهر به قله دماوند است. باورهای اساطیری مردم منطقه از یک سو و سفرنامه‌ها و نوشته‌های شخصیت‌های سیاسی، فرهنگی، علمی و ورزشی از سویی دیگر، ما را با روایت‌های متفاوتی از شهر رو‌به‌رو می‌کند؛ همچنین پادگانی که در دوره‌ی پهلوی دوم در این منطقه ساخته شد، مورد قابل توجهی است. کاربری‌ها و مالکیت‌ها و گوناگونِ این پادگان، همه رویدادهای مهمی هستند که می‌توانند در کنار روایت‌هایی که از قله دماوند در طول تاریخ بیان شده است، مورد تحلیل قرار گیرند.
فضا و مکان
فضا و مکان به واسطه‌ی حضور سوژه شکل می‌گیرند. یکی از تفاوت‌های اصلی فضا و مکان در این است که مکان به سوژه امکان گزینش، تفکیک و جداسازی می‌دهد. بنابراین جنس مکان اتصالی است و سوژه به نحوی بر آن مسلط است. اما فضا کمتر امکان تفکیک و برش را به سوژه می‌دهد چراکه بر او تسلط دارد و دارای محدوده و مرز نیست. هیچ مکانی نیست که به هر طریق، به هویت سوژه مرتبط نباشد. همچنین می‌توان گفت که مکان معنادار است و این نه به دلیل حضور فیزیکی مکان، که به سبب تعامل انسان با آن است. هرگاه در فضا برش زده شود و این برش سبب شکل‌گیری محدوده‌هایی با مرز‌های مشخص و یا حتی نامشخص گردد، فضا تکثیر شده و به مکان‌های قابل تمیز تبدیل می‌شود. یکی از انواع مکان‌ها، مکانِ روایی است. مکان روایی یک بار مکان بوده است؛ یعنی مرجعیتی مکانی داشته است و قالب‌های شناختی خود را دارد؛ مکانی که به دلیل شرایط گفتمانی جدیدی که بر آن افزوده می‌گردد، ویژگی‌های معنایی جدیدی می‌یابد. گویا چنین مکانی دچار زایشی مجدد شده باشد. درواقع می‌توان گفت که مکان بودنِ مکان، تحت تاثیر شرایط نشانه ـ معنایی جدیدی که بر آن گذشته، اهمیت ثانوی یافته و وجه نمادینِ آن، بیشترین اهمیت را پیدا کرده است. این امر نشان می‌دهد که کارکرد مکان با توجه به فرآیند معنایی همیشه یکسان نیست و روایت می‌تواند مکان را بازپردازی نموده و ارزش‌های جدیدی را  آن ثبت نماید. پس روایت می‌تواند در تغییر یا بازپردازی معنای مکان، نقشی تعیین کننده داشته باشد. حال می‌توان گفت قله دماوند، به عنوان یک المان طبیعی، و پادگان رینه به عنوان عنصری انسان‌ساخت، دو گزینه‌ی مهم مورد پژوهش، در راستای بازشناسی هویت رینه می‌باشند؛ درواقع این چنین بر‌می‌آید که رینه در ابتدا به دلیل وجود کوه دماوند شکل گرفته و بعدها به علت ساخت پادگان و تغییر در نوع تعاملات انسانی، با تحولات فرهنگی رو‌به‌رو شده است.
گشتالت تصور شهری
درواقع مفهوم گشتالت درست در تقابل با تکه‌تکه‌شدگی اشاره دارد؛ یعنی به هم پیوستگی پدیده‌ها. به گفته‌ی بنیانگذار نظریه‌ی گشتالت، ماکس ورتیمر، گشتالت وحدتی سازمان یافته است که در آن تحولات هر جزء از سرشت کل، متعین می‌شود. ( لیندلر، 1962) همه‌ی ما در زندگی روزمره دیده‌ایم که هیچ‌گاه نمی‌توان یک فضا را به شکلی تهی، به مثابه واقعیتی محض، همسان که بوده، تجربه کرد؛ بلکه شهر فضایی است که رمزگذاری فرهنگی شده و در تاریخ غوطه‌ور است و بنابراین جایی است برای تصور کردن و فضایی است نمادین که پر از معناست. برخی نمادهای کلیدی وجود دارند که کلیت شهر را نمایندگی می‌کنند. این نشانه‌ها و علامت‌های مشخص برای شهر رینه می‌تواند به دو دسته تقسیم شود. عناصر طبیعی و انسان‌ساخت که در واقع همان قله دماوند و پادگان رینه است که پیش‌تر بدان‌ها اشاره شد. البته گفتنی است که فقط این نمادها نیستند که به شهروندان کمک می‌کنند تا یکتایی و یگانگیِ شهرشان را در قیاس و در تضاد به دیگر شهرها مشخص کنند. بلکه تمامی دایره واژگان، این کارها را انجام می دهند. از تمثیل گرفته تا قیاس، از مَثَل تا ترانه‌های عامه‌پسند و از افسانه‌های شهری تا اشعار (لیندلر، 1962). به باور ریچارد سنت، شهرها برگه‌های نانوشته‌ی سفید نیستند، بلکه فضاهایی روایی‌اند که داستان‌ها، تاریخچه‌ها، اسطوره‌ها و تمثیل‌های اخلاقی مشخصی بر رویشان حک شده است.
اسطوره و فضا
اسطوره‌ها، راه گذار از حال به آینده و گذشته را می‌گشایند؛ جوهره‌ی معانی را باز‌می‌نمایانند و به مفاهیم کهن بار نمادین می‌بخشند. به مضامینی که در طول زمان‌های گذشته، تا حدِ آسمانی شدن مورد قبول واقع شده‌اند، تکیه کرده و راه اشتراک فکری انسان‌ها را هموار می‌کنند؛ و نیز اینکه از راه پیوند دادنِ آزادانه‌ی رویدادهای روزانه به زمان‌های گذشته، فضای زیستیِ نسل‌های پیشین را یادآور شده و "یگانگی انسان با گذشته‌های دور را از طریق فضا فراهم می‌کنند." (فلامکی، 1381 )
"اسطوره فضایی است" و "فضا می‌تواند اسطوره‌ای باشد." فضایی بودن یک اسطوره را می‌توان در دو شاخه پیگیری کرد:
1.    آن‌جا که اسطوره به شکل متظاهر می‌شود. درواقع می‌توان گفت که بدون شکل، امکانِ فهم ندارد و فاقد کارایی خواهد بود. در این مورد با مشارکت مستقیم انسان‌ها و تعاملاتشان در گستره‌ی کالبدی و جغرافیایی‌اش، به ذهن افراد نفوذ کرده و پیوندی خاص برقرار می‌کند.
2.    آن زمان که شناخت و برداشت از اسطوره، به گونه‌ای تحقق می‌یابد که موضوعِ آن معنوی و متکی بر ذهنیات فرد شده به حدی که نیاز به تجلی شکلی نخواهد داشت.
آن‌گاه که اسطوره‌ها براساس پنداشت‌های آدمی به مثابه الگوهای رفتاریِ تعریف شده‌ای دانسته می‌شوند، چه نزد آدمیان بدوی و چه نزد جوامع مدرن نقش اصلی‌شان، متوازی کردن، متشابه دانستن و به گونه‌ای متقارن خواستنِ دو گونه عالمی می‌شود که اشاره شد.
حال لازم است به سراغ نمونه‌ای ازاسطوره‌ برویم که وجه ملموس در گستره‌ی مکانیِ برگزاری‌ش، شاخصی تراز اول در مفهومش به شمار می‌آید؛ در این مورد می‌توان به دماوند پرداخت.

ادامه مطلب را در فایل پیوست مطالعه کنید._____-2.pdf

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

موانع شکل گیری احزاب سیاسی در ایران پس از انقلاب
پاره‌های معماری (25) ، کاسو: اندیشه لوکوربوزیه

Related Posts