ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

بررسی هویت شهر تهران در سینمای مستندِ معاصر(1)




چکیده
پژوهش حاضر تلاشی است در جهت بررسی چگونگی بازنمایی هویت شهر تهران در سینمای مستند معاصر ایران، که در سال های اخیر شهر را به مثابه کالبدی زنده موضوع کار خود قرار داده است. تهران به عنوان شهری که همواره از سوی متفکرین و مسئولان برنامه‌ریزی شهری به "بی‌هویتی" متهم شده است؛ در این پژوهش از طریق تحلیل محتوای سه مرحله‌ای 22 مستند معاصر، به عنوان پهنه‌ای با "هویتی سیال" در نظر گرفته شده است که شناسایی آن، منوط به درکی متفاوت نسبت به مفهوم هویت است. به همین دلیل در پاسخ به چیستی هویت این کلانشهر پیچیده، آرای متفکرین مختلفی که شهر را از نظرگاه کالبد مادی و نیز فرهنگ آن، بررسی کرده‌اند، به کار گرفته شد تا نتایج به دست آمده از طریق یک تحلیل زمینه‌ای با استفاده از آن‌ها جرح و تعدیل شود.
در نهایت برای شناسایی هویت پایتخت، پس از تشخیص سه مؤلفه‌ی اصلی برای هویت شهر تهران (محیط طبیعی، محیط مصنوع و محیط انسانی) مصادیق، مقوله‌ها و مفاهیم به دست آمده از طریق روش تحلیل محتوای کیفی در کنار رابطه‌ی میان کالبد مادی و فرهنگ کنشگران شهر، قرار گرفت و به این نتیجه انجامید که کنشگران بر اساس "تصور" و "تجربه"ی خود از شهر تهران در مستندهای بررسی شده به سه گروه عمده‌ی "خرده‌فرهنگ‌های بیان شهری"، "گذشته‌گرایان" و نیز "مهاجران"  قابل تقسیم‌اند.
 دو گروه اول، نسبت به شهر نوعی احساس "نابرخورداری و نارضایتی" دارند. گروه نخست که با کنش‌های مقاومتی خود، نظم مسلط را به چالش می‌کشند و گروه دوم که  به علت نارضایتی خود از تهران امروز، به آن هویتی منفی نسبت داده و با توسل جستن به نوستالژی و ارجاع به گذشته‌ی خوب تهران، نسبت به شهر، موقعیتی منفعل اتخاذ کرده‌اند. علاوه بر این دو، گروه متکثر "مهاجران" قرار دارند که با نوعی احساس خوشبینی پیشینی نسبت به تهران و مقایسه‌ی پایتخت با شهرستان (مبدأ مهاجرت) هویت آن را با قابلیت‌های "مقصد بودگی"در قالبی مثبت‌تر ارزیابی می‌کنند.
کلید واژه ها
انسان شناسی شهری، بازنمایی، هویت شهر تهران، مقاومت، مستند شهری، حق به شهر، نوستالژی.

مقدمه و طرح مسئله
پرداختن به هویت شهر تهران، از آن منظر مسئله‌ی من است که 6 سال از زندگی‌ام را به بهانه‌ی تحصیل در این شهر گذرانده‌ام و در این مدت، کم‌تر تصمیم محکمی برای بازگشت به محل زندگی پیشینم (اراک) گرفته‌ام. تهران بر خلاف واقعیتی که بر اثر تجربه‌ی زندگی در آن، با آن مواجه شدم برای عده‌ای شهر پر زرق و برقی بود که اغلب سریال‌ها و فیلم‌های مهم سینمای داخلی در آن اتفاق می‌افتاد. پهنه‌ای که از یک سو به برج‌های بلند و خانواده‌های ثروتمند می‌رسید و از سوی دیگر با محله‌های قدیمی، کوچه‌های تو در تو و زندگی‌های شکننده، خودش را معرفی می‌کرد؛ گستره‌ای که به همت رسانه، یک هستار دو قسمتی بود که با یدک کشیدن نام پایتخت امکانات زیادی را از آن خود می‌کرد. حال آن‌که تجربه‌ی به خصوص من از تهران، نه این بود و نه آن و در عین حال، هم این بود و هم آن.
تجربه‌ی زندگی در تهران برای من به شکلی متکثر اتفاق افتاد. هویتی که از این متن دو تکه‌ای شناخته بودم و در اظهارات بسیاری به بی‌هویتی متهم می‌شد، برای من صاحب تشخص بود. هویتی که در مرزهایی معلوم و نامعلوم، خودش را از شهری مثل اراک متمایز می‌کرد و از جانب همین تفاوت‌هایش بود که ترجیح دادنی می‌نمود. خلاصه آن‌که به قول باوند بهپور، تهران برای من در مقایسه‌ای جغرافیایی در قیاس با شهرستان اتفاق افتاد (بهپور،12:1390) و صاحب هویت شد. هویتی که امروز در این پژوهش، سعی بر به دست دادن معیارهایی نسبتاً مدون برای آن دارم.
علاقه‌ی شخصی من به سینمای مستند مرا بر آن داشت که چیستی هویت شهر تهران را از خلال 22 مورد از فیلم‌های مستند معاصر ایران به عنوان یکی از مهم‌ترین سیستم‌های بازنمایی بررسی کنم. سینمای مستند ایران عرصه ای است که علاوه بر اساتید و حرفه‌‌ای ها، خیل عظیم کنش‌‌گران بی‌‌نام نشان تولید کننده‌‌ی تصویر را گرد هم آورده است. انبوه فیلم‌هایی که از قضا لزوماً هم توسط نخبگان این عرصه ساخته نمی‌شوند و عموم مردم را به واسطه‌ی در دسترس بودن همگانیِ تکنولوژیِ ساختِ فیلم به مشارکت گرفته‌اند دلیل اصلی علاقه‌‌ی من به این عرصه است.
این علاقه در کنار اهمیت عملکرد سیستم‌های بازنمایی در شکل‌دهی به شناخت و تصویر ذهنی انسان‌ها، سئوال اصلی من را در پژوهش حاضر به این صورت شکل و بسط داد: "تهران در سینمای مستند معاصر از خلال فیلم‌های بررسی شده چگونه بازنمایی شده است و اساساً معیارهای شکل‌دهی به هویت این شهر در روایت‌ها و تصاویر فیلم‌های منتخب چه چیزهایی بوده‌است؟"
همین‌طور که از ظاهر امر برمی آید، پرداختن به این پرسش بین‌رشته‌ای علاوه بر آشنایی با عرصه‌ی سینمای مستند داخلی، نیازمند گریز زدن به برخی از نظریات و تولیدات رشته‌های شهرسازی و نیز مطالعات علوم ارتباطات است که با اتخاذ لنزی فرهنگ شناسانه که خصایص اصلی خود را از زیرشاخه‌ی انسان‌شناسی شهری وام می‌گیرد؛ بر اساس "جامع‌گرایی" و "تحلیل‌خرد" کار خود را پیش برده است(فکوهی،36:1383).


اهمیت و ضرورت پژوهش
به طور کلی می‌توان گفت، اهمیتی که بررسی تصویر تهران در نظام‌های گوناگون بازنمایی برای ما دارد در خود عملکرد نظام‌های بازنمایی پنهان است. نظام‌های بازنمایی گاهی ممکن است تنها منبع شناخت افراد از یک موضوع باشند، به طور مثال تصویری که یک مسئول برنامه‌ریزی شهری از یک مجتمع تفریحی در تهران در یک مجله می‌بیند می‌تواند او را به سمت یک الگوبرداری فراغتی برای یک شهرستان دور از تهران که در راستای قانون نانوشته‌ی "هرچه در تهران است، خوب و قابل الگوبرداری در فضاهای شهری دیگر شهرهای ایران است" سوق دهد. روایتی از تهران می‌تواند رویای مهاجرت خانواده‌ای در شهرستان را تقویت یا سست نماید و از آن مهم تر، شناختی که غیر ایرانی‌ها از ایران و پایتخت آن دارند به شکل غیرقابل انکاری وابسته به انتشار همین سیستم‌های بازنمایی است که تصاویری درست یا غلط از تهران را به واسطه‌ی فستیوال‌ها و جشنواره‌های گوناگون به سمع و بصر گروه‌های زیادی می‌رسانند. جذب توریست، روابط دولت‌ها - ملت‌های گوناگون با ایران و تهران، جنگ‌ها و سازش‌های زیادی بدون اغراق در پی این بازنموده‌های به ظاهر ساده و کم اهمیت است؛ بنابراین شناخت آن‌ها می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد تغییرات احتمالی و دلخواه ما و مسئولان از این تصاویر باشد.
علاوه بر اهمیت جایگاه سینمای مستند شهری به عنوان یکی از مهم‌ترین سیتم‌های بازنمایی در شکل دادن شناخت افراد گوناگون از تهران این، جایگاهی که تهران به عنوان پایتخت ایران و نیز پرجمعیت‌ترین شهر کشور به خود اختصاص داده است و نیز گسترش روز‌افزون زندگی شهری در ایران و سراسر دنیا اهمیت پرداختن به تهران و شهر را برای من توجیه می‌کند.
در واقع رابطه‌ای مبتنی بر هژمونی که این شهر نسبت به دیگر شهرهای ایران اتخاذ کرده است و نیز اتخاذ یک موقعیت "الگویی" توسط پایتخت، سالانه سهم زیادی از تولیدات سینمایی را در عرصه‌ی سینمای مستند شهری به خود اختصاص داده است که خواسته یا ناخواسته علاوه بر کالبد شهر، فرهنگ تهران را نیز در خود بازنمایی کرده‌اند. بنابراین توانایی این پژوهش در ارائه کردن تصویری نسبتاً کل‌نگرانه از فرهنگ تهران، اهمیت دیگری است که به واسطه‌ی پتانسیل تولیدات سینمای مستند شهری ایران می‌توان به انجام این کار نسبت داد.
اهداف پژوهش
گذشته از هدف "شناخت" و "تشخیص" در مفهوم علمی آن که هر پژوهشی در درجه‌ی نخست، آن را دنبال می‌کند، به دست دادن خوانشی دیگرگونه از شهر از جمله اهداف پژوهشی طرح حاضر است. خوانشی که شهر را ورای کالبد و هستی مادی‌اش به عنوان یک کل متشکل از خرده فرهنگ‌های گوناگون در نظر می‌گیرد و برای کنش‌گران آن اهمیتی ویژه قائل است. بنابراین شناخت فرهنگ تهران به عنوان مهم‌ترین جنبه‌ی هویتی متمایز کننده‌ی این شهر از دیگر شهرهای ایران در راستای پژوهشی انسان‌شناختی بر مبنای اسنادی اتنوگرافیک – که از خلال بررسی فیلم‌‌های مستند به دست آمده‌‌اند-می‌‌تواند کلیتی فرهنگ‌شناسانه از تهران را ارائه کند که خود مهم‌ترین هدف انجام این پژوهش است.
همچین پرداختن به روایت‌هایی که اغلب در عرصه‌ی سینمای مستند، طی سال‌های گوناگون به علت ناشناختگی و یا برخوردار نبودن از یک بستر مناسب ظهور، مهجور مانده‌اند می‌تواند از جمله دستاوردهای تحقیق حاضر باشد. فیلم‌‌هایی که علی‌‌رغم کارآمد بودنشان برای پژوهش‌‌هایی از این دست، در شرایط نببود بازار پخش و عرضه‌‌ی‌‌ مناسب، در آرشیوهای شخصی خاک می‌‌خورند. علاوه بر این، تهران که هر روز به نام توسعه و مدرن شدن و فراهم کردن هرچه بیش‌تر رفاه عمومی در حال تغییر و به نوعی "تخریب" است، چه بهتر که از خود، پژوهشی برجای بگذارد که خاطره‌ی زندگی در آن و یا هر نوع ارتباط دیگری که افراد مختلف با آن برقرار کرده‌اند در قالب روایت‌هایی نسبتاً شخصی و گاه جمعی، ملی یا فراملی باقی بماند و از جمله شرایط حصول این رویداد، مشروعیت دادن به سیستم‌های تولید هنری بازنمایی و پرداختن به آن‌ها است که  تا کنون کم‌تر مورد اقبال بوده‌اند.

سئوالات پژوهش
همان طور که گفته شد، مسئله‌ی اصلی این پژوهش پرداختن به "هویت شهر تهران" بر اساس یک مورد پژوهشی 22عددی در سینمای مستند معاصر ایران است و این سئوال از دو جهت قابل طرح شدن و پاسخ‌گویی است. اول آن‌که در بسیاری از جراید و سخنرانی‌ها، در پاسخ به پرسش احتمالی، چیستی هویت شهر تهران با گزاره‌ی "تهران، شهر بی هویت" مواجه می شویم. سخنانی که گاه از نظرگاه دانشگاه و دانشگاهیان محلی از اعراب ندارند اما در چرخه‌‌ی شناخت و تشخیص عموم مردم و البته مدیران کشور نقش مهمی را ایفا می‌‌کنند. برای مثال، دو مورد از این موارد ذکر شده به شرح زیر است:
"شهر هرچه بزرگتر و پرجمعیت می‏شود، فرهنگ ملی و بومی خود را از دست می‏دهد و در یک‏ فرهنگ بین المللی مستحیل می‏شود. ما در مورد تهران‏ نمی‏توانیم از یک فرهنگ بومی صحبت کنیم، در حالی‏ که در اصفهان و قزوین و اردبیل می‏توانیم. تهران‏ در حال حاضر به یک شهر بی‏ هویت تبدیل شده است‏ حال آنکه حتی 10 سال قبل وضع چنین نبود." (مهدوی،54:1375)
" تهران در دوره های پس از جنگ جهانی دوم، پس از افزایش بهای نفت و پس از انقلاب رشد داشته و امروز بی هویت ترین شهر بزرگ ایرانی است که تداوم پایتختی اش یک رکورد است. در واقع تهران را نه مهندسان و معماران بلکه عملاً دلالان شکل می دهند."(زیرک،1388)
رویکرد دوم اما در نظر گرفتن یک نوع هویت به خصوص برای تهران است که محقق یا سخنران را بر آن می دارد بنابر اختیار کردن یک نوع لنز اغلب "رشته‌ای" به چیستی آن پاسخ دهد. این پرسش که عموماً از سوی شهرسازان و معماران در رشته‌های مرتبط، طرح و پرداخت شده است پاسخ‌هایی اغلب مبتنی بر کالبد و فضای مادی شهر را در پی داشته است و یا اگر از سوی صاحب‌نظران رشته‌های علوم‌انسانی پیگری  شده باشد نیز اغلب با اتخاذ یک رویکرد نظری پیشینی وارد گفتمان‌هایی کلی و کلان شده است که معیارهای انتخاب و بررسی نمونه‌ی خود را مبتنی بر تأیید یا جرح و تعدیل آن نظریه‌ی پیشینی قرار داده‌اند.
با این توضیح، در تدقیق سؤالات این پژوهش می توان به موارد زیر در فیلم‌های بررسی شده‌ی این پژوهش، اشاره کرد:

·    آیا تهران معرفی شده در سینمای مستند معاصر ایران، شهری صاحب هویت است؟
·    هویت شهر در فیلم های حاضر، به چه معنی است و معیارهای شکل دهی به آن کدامند؟
·    با نسبت دادن ارزشی مضاعف به نقش کنش‌گران و خرده فرهنگ‌های شهری در تهران، ویژگی‌های فرهنگی هویت شهر تهران کدامند؟
·    در این بررسی، گروه‌های مختلف کنش‌گران نسبت به شهر تهران، چه روایت و موقعیتی را اتخاذ کرده‌اند؟
پیشینه‌ی پژوهش
تحقیقات و جستجوهای کتابخانه ای من در رابطه با موضوع تعریف شده، حاصل چندان پرباری را در بر نمی‌گیرد. کلید واژه‌های جستجو شده در رابطه با این موضوع، هویت، هویت شهر، هویت شهر تهران و نیز تا حدی جستجو پیرامون مفهوم بازنمایی در عرصه‌های مختلف هنری و ادبی بوده است که حاصل آن به شرح زیر است:
پایان‌نامه‌ای با عنوان "بازنمایی خانواده در سینمای مستند ایران" تألیف محمد آقاسی در سال 1384 در رشته‌‌ی جامعه شناسی در کتابخانه‌ی دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران: در این رساله، نگارنده توضیحی درباره ی چیستی مفهوم بازنمایی ارائه نکرده است و این مسئله در مورد پایان نامه ی دیگری با عنوان "بازنمایی مفهوم جنبش دانشجویی در نشریات دانشجویی" تألیف روح الله باقری در سال 1388 صادق است.
اما رساله‌ی کارشناسی ارشد رشته‌‌ی مطالعات فرهنگ و رسانه‌‌ی کمیل سهیلی با عنوان "بازنمایی زندگی روزمره جوانان ایرانی در سینما با نگاهی به چهار فیلم برگزیده دهه80"، در کتابخانه‌ی دانشکده‌‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، کمک شایانی به باز کردن مفهوم "بازنمایی" در سینما  با تکیه بر نظرات استوارت هال و بنیامین کرده است، هر چند هدف اصلی این رساله پاسخ گویی به درجه ی ظهور حقیقت در سینما نبوده است.
در رابطه با مفهوم "هویت شهر و هویت شهر تهران" هر چه بیش‌تر سمت و سوی پژوهش را به ابعاد کالبدی و فن آورانه‌ی شهر، معطوف می‌‌کند. پایان نامه‌ی مقطع دکتری رشته‌‌ی مهندسی شهرسازی مهتا میرمقدایی با عنوان" تدوين معيارهاي شناخت و ارزيابي هويت كالبدي شهرها (نمونه موردي شهر تهران)" در سال 1384 در کتابخانه‌ی شهرسازی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، بهترین نمونه‌ی حاضر در این مورد است.
بنا بر چکیده‌ی این رساله، «هدف از اين پژوهش، تدوين معيارهايي براي شناخت و ارزيابي هويت كالبدي شهرها و آزمودن آنها در يك مطالعه موردي است. ارزيابي هويت كالبدي با توجه به ويژگي‌هاي متمايز كالبد شهر و بر مبناي نظر پژوهشگر انجام مي‌شود. هويت كالبدي، تركيبي دوگانه است: از يكسو به هويت- كه مفهومي ذهني، ارزشي و هنجاري است - مربوط مي‌شود و از سوي ديگر به كالبد - كه مفهومي عيني و ملموس است...»
اما همان طور که ذکر شد، حاصل این پژوهش، چیزی جز پرداختن به جسم و کالبد شهر نیست که در جایگاه خود قابل ارجاع و ارزشمند است اما بنا بر آن چه که این پژوهش بر مبنای محدوده‌ی پژوهشی رشته‌ی دانشگاهی انسان شناسی در رابطه با هویت شهر دنبال می کند، کالبد شهر بدون ارتباط با انسان و کنشگران شهری، موضوع مورد نظر ما نیست. در این رابطه کتابی توسط سازمان فرهنگی هنر شهرداری تهران، مؤسسه‌ی نشر شهر در 1386 به قلم مصطفی بهزادفر با عنوان هویت شهر (نگاهی به هویت شهر تهران) نیز نگاشته شده است که بیش‌ترین تمرکز خود را بر روی توضیح و تشریح هویت کالبدی شهر تهران قرار داده است. به بیان مصطفی بهزادفر در کتاب "هویت شهر تهران" می توان 3مؤلفه‌ی هویت ساز را برای هر شهری از جمله تهران به طریق زیر برشمرد:
·    محیط طبیعی
·    محیط مصنوع
·    محیط انسانی
در توضیح موارد 1 و 2 اتفاق نظر بیش تری وجود دارد اما درمورد محیط‌های انسانی یا مؤلفه‌های انسانی شکل دهنده‌ی هویت شهر، باید به مواردی  اشاره کرد که بیش تر مربوط به بعد ذهنی، روحی و غیر مادی سازنده‌ی فرهنگ می شوند. زیر مقوله هایی از قبیل زبان، دین و آداب و رسوم ساکنان شهر و نیز چگونگی ارتباط شهر با شهروندانش یا انسان‌هایی که با نام‌های گوناگون در آن حضور دارند.
رساله‌ی کارشناسی مریم عباسی در گروه انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با عنوان "بررسی انسان شناختی سیمای شهر در سینما(مطالعه موردی بر فیلمهای داستانی قبل از انقلاب)" که در سال 1388 تألیف شده است، یکی دیگر از عناوینی است که در این حوزه منتشر شده است. رساله‌ی حاضر به بررسی 10 نمونه از فیلمهای داستانی عامه پسند قبل از انقلاب به روش تحلیل محتوا پرداخته است و سیمای شهر را از طریق چارچوب پیشنهادی کتاب انسان شناسی شهری دکتر ناصر فکوهی- بررسی سیمای شهر در 7 فیلد زمان، فضا، بیان، نشانه، قدرت، اقتصاد و فرهنگ- در فیلم‌های داستانی آن دوران بررسی می کند و البته از میان این 7 مورد تنها به مواردی پرداخته است که مورد نظر فیلم های مورد بررسی بوده است اما با وجود شباهت در عنوان رساله‌ی معرفی شده با پژوهش حاضر، کم‌تر قرابتی از جهات گوناگون بین این دو کار وجود دارد. اول این که زمینه‌ی‌ بررسی پژوهش حاضر مربوط به سینمای مستند و ژانر به خصوصی در آن-مستند شهری- است که در نتیجه زمینه‌ی بررسی هر چه نزدیک‌تر به واقعیت و زندگی شهروند تهرانی معاصر شده است حال آن که رساله‌ی خانم عباسی به فیلم های داستانی قبل از انقلاب پرداخته که احتمالاً با تأویل پذیری و تیپ سازی مواجه بوده است. و دوم آن که، استفاده از چارچوب نظری و پرداختن به مسئله ی هویت شهر و چگونگی بازنمایی آن در فیلم های مستند یک کارگردان، میدان تحقیق را نسبت به کار معرفی شده هرچه محدودتر می کند. هم چنین نتیجه‌ی کار پژوهشی مریم عباسی به گفته‌ی خودش به این شکل بیان می شود که "شهر در فیلمهای فوق به نوعی یک روستا شهر است تا یک شهر مدرن به عبارتی مردم شهری افرادی هستند که به تازگی از روستای خود به شهر مهاجرت نموده اند و هنوز با همان فرهنگ روستایی خود زندگی می کنند."(عباسی،1388) در حالی که پژوهش حاضر در شهری معاصر و روزمره با فرهنگی کاملا متفاوت از تهران آن روزها اتفاق می‌افتد.
کتاب‌های "اسطوره‌ تهران" و "تهران در قاب شعر" جلال ستاری که به ترتیب در سال‌های 1388 و 1391  از طرف دفتر پژوهشهای فرهنگی به چاپ رسیده‌اند و تهران را از خلال آثار مهم ادبیات داستانی و نیز اشعار شاعران معاصر ایرانی را بررسی کرده‌اند نیز در این زمینه، قابل اشاره‌اند. ستاری در نتیجه‌گیری، تهران را شهری منتسب شده به اسطوره‌ی خیر و شر معرفی کرده‌است که اغلب در ادبیات ما، در مقابل شهرستان و البته روستا قرار گرفته است.
بهارک محمودی نیز در "تهران، سینما و مدرنیته شهری" که در سال 1392توسط نشر تیسا منتشر شده است به تهران بازنمود شده و عناصر مدرنیته‌ در آن از خلال بررسی فیلم‌های مهم تاریخ سینمای داستانی ایران از دهه‌ی چهل تا امروز پرداخته است و مهم‌ترین ویژگی پایتخت را ورود مدرنیته و تغییراتی که در پی آن ایجاد شده است، معرفی می‌کند. در این کتاب ما به مسئله‌‌ی هویت شهر به شکل مستقیم سر و کاری نداریم و تلاش حداکثری نویسنده بر توضیح چیستی سینمای شهری ما از دهه‌‌ی 1340 تا دهه‌‌ی هفتاد شمسی است.
محمودی "خشت و آیینه"ی ابراهیم گلستان،1344 را به عنوان اولین بازنمایاننده‌ی شهر تهران در قالب لوکیشنی شخصیت دار، معرفی می‌کند و معتقد است که تهران در این دهه نقطه‌ی آغاز تعارض میان امر مدرن و امر سنتی است. به نظر او کلیشه‌های امروز پلیدی شهر در برابر صداقت روستا و هر گونه تعارضی از این دست محصول تفکر سینمای آن دهه و تهران موضوعیت یافته که تا پیش از دهه‌ی چهل به دلایل گوناگون ساختاری، فنی، اقتصادی و محتوایی به ورطه‌ی نمایش تعلق نداشت ریشه در سینمای دهه‌ی 40 دارند(محمودی:1391،35-11).
در دهه‌ی 50 وضعیت ایران به شدت از درآمدهای هنگفت نفتی‌اش متأثر است و ظهور طبقات جدید نوکیسه و وابسته به حکومت، تضادهای جدیدی می‌آفریند که تصویر پایتخت را از پیش منفورتر و تکه تکه تر می کند(همان39-35). تهران دهه‌ی 60 "نه با بلوار و بزرگراه‌ها، نه با سینما و کافه و آسمان خراش‌ها بلکه در میدان و سنگربندی مساجدش به تصویر می آید...(شهر) در این سال‌ها می‌خواهد به اختناق فضای عمومی پایان دهد و (خود را دوباره پیدا کند.)"(همان،44)  و قهرمان آن در پی حل تناقض‌های زندگی مدرن و در حال جدالی است که از پس جریان‌های قالب کشور به روزمره اش سرازیر شده است(همان،70). دهه‌ی 70، سیمای شهر "شهر حسرت" نام گرفته است و این احساس، دنباله‌ی آن جریان‌هایی است که شخصیت‌های اصلی سینمای مستند شهری این سال‌ها را در قالب کنش‌گرانی اندوهگین که مدام چشمشان به روزهای خوش گذشته است و یا در حال تسلیم شدن در برابر مدرنیته‌ی بلعنده با بزرگراه‌ها و متروها و آسمان‌خراش‌ها است به مخاطب معرفی می کند(همان،57-51).
ممکن است که پژوهش بهارک محمودی در قالب این کتاب به کار من بسیار نزدیک باشد اما از آن‌‌جایی که رساله‌‌ی حاضر، هویت شهر را مسئله‌‌ی اساسی کار خود قرار داده است- مسئله‌‌ای که خودش را به شکل رابطه‌‌ی متقابل کالبد مادی و فرهنگ غیر مادی شهر تعریف می‌‌کند-و نیز به خاطر بررسی سینمای مستند و نه داستانی معاصر در بازه‌‌ای 10 ساله نمی‌‌تواند از این پژوهش به شکل یک الگوی پیش‌‌تر انجام شده استفاده کند.
از دیگر آثاری که در زمینه‌ی هویت شهر تهران در ایران تولید شده است، رساله‌ی دکتری عبدالهادی دانش‌پور با عنوان "بازشناسی مفهوم هویت در فضای عمومی شهری(خیابان)" است که کارکردهای هویتی خیابان انقلاب تهران را بررسی کرده است. همچنین کتاب "شهر و مدرنیته‌ی فارسی" نرگس خالصی مقدم که از طرف انتشارات تیسا در سال 1392 با الگو برداری از کتاب مارشال برمن با عنوان "تجربه‌ی مدرنیته" از سوی نشر طرح نو به چاپ رسیده است از دیگر آثاری است که به شکل غیر مستقیم با نشانه گرفتن "مدرنیته" به عنوان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های هویت بخش به شهر تهران به عنوان پیشینه‌ی اثر حاضر قابل معرفی است.
دو اثر دیگر که در این حوزه با پرسشی نسبتاً مشابه اما با رویکردهایی بسیار متفاوت در این زمینه از سوی انتشارات روزنه منشر شده‌اند، عبارت‌اند از: کتاب "انسان‌، سینما، شهر" که حاصل مجموعه‌ای از گفت و گوهای علیرضا قاسم خان با افراد گوناگونی است که در حوزه‌های مختلف مطالعات سینمایی، نشانه‌شناسی، شهرسازی و علوم‌اجتماعی درباره‌ی شهر فعالیت می‌کنند. به طور مثال، مازیار اسلامی در جریان مصاحبه‌ی خود در این کتاب، اشاره می‌کند که "شهر در سینمای ایران غایب است" (قاسم‌خان،217: 1391) و یا شادمهر راستین که به گم‌شدگی تهران در سینمای ایران معتقد است(همان،157).
کتاب دیگر، "تهران در سینمای ایران" اثر احمد طالبی‌نژاد است که در 12 سکانس (فصل) به بررسی نه چندان روشمند بازنمایی تهران در سینمای سال‌های اولیه‌ی ورود سینماتوگراف به ایران تا فیلم‌های متأخری همچون "تهران انار ندارد" پرداخته است اما حاصل اثر، نتایج قابل استفاده‌ای برای این پژوهش به بار نیاورد.
با این توضیح باید اشاره کرد که وجه تمایز اثر حاضر در پرداختن به مسئله‌ی هویت شهر تهران نسبت به آثار نامبرده اولاً مواد مورد بررسی آن است که به جای کاویدن در میان عناصر سینمای داستانی ایران در زمینه‌ی سینمای مستند متمرکز شده است (آن هم سینمایی بسیار متأخر و کم‌تر دیده شده) و در درجه‌ی دوم ادعای به دست دادن عناصر هویت بخش شهر تهران با تمرکز بر کنش‌گران و رابطه‌ای که آن‌ها با شهر برقرار کرده‌اند که در اغلب موارد بالا اگر هم صرفاً به کالبد شهر محدود نشده باشد کم‌تر مورد دغدغه بوده است با این وجود، مطالعه‌‌ی تک تک آثار نام برده در این بخش هر کدام به عنوان متن‌‌هایی در خدمت بسط دادن نگاه من نسبت به مسئله‌‌ی اصلی‌‌ام در این پژوهش کمک کننده و الهام بخش بوده‌‌اند.

ادامه دارد

این پژوهش پایان نامه کارشناسی ارشد خانم زهرا ملوکی  با راهنمایی دکتر ناصر فکوهی و  مشاوره خانم دکتر امیلیا نرسیسیانس است که در اسفند 1393 در دانشکده علوم اجتاعی دانشگاه تهران  دفاع شده است.

تقدیم  به استاد پیروز کلانتری برای خاطر همراهی‌هایش...

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

پنج مرحله اصلی مديريت ؛ از برنامه ریزی تا نظارت
دولت جدید آمریکا به جناح راست اسرائیل جسارت بیشتر...

Related Posts