ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

عناصر اسلامی در ده فرمان سیسیل دمیل 

 

مایکل دی. کالابریا 

برگردان علیرضا رضایت 

اشاره:

ژانر فیلم سیسیل دمیل در 1956 با عنوان ده فرمان، همانگونه که از نامش بر می‏آید، ژانر دینی(کتاب مقدسی) است. این فیلم جایگاه ممتازی در فرهنگ آمریکایی دارد و این امتیاز از آن جهت است که هر سال در هنگام سالروز عید پاک و فِصح از تلویزیون پخش می‏شود. اما اغلب بینندگان نمی‏دانند که دمیل در پی ساخت فیلمی بوده که به یهویان، مسیحیان و مسلمانان یادآور شود هر سه ریشه در دین ابراهیم داشته و این امر می‏تواند زمینه گفتگوی بین دینی بین آن‏ها باشد.به این منظور، هنری نوردلینگر(که روی فیلم دمیل کار کرده) به قرآن مراجعه کرده و فیلم نامه‏نویسان ارجاعات اسلامی را با متن مقدس پیوند داده‏اند. مقاله حاضر ضمن کنکاش در بافت تاریخی و اجتماعی فیلم، به کتاب نورد لینگر در خصوص موسی و مصر پرداخته و در نهایت بخش‏هایی از کتاب مقدس را با ارجاعات مشخص به قرآن و اسلام بررسی می‏کند. 

مقدمه

فیلم ده فرمان سیسیل دمیل اغلب به خاطر اینکه نوعی تئاتر تصنعی است، مورد انتقاد بوده است، اما در عین حال، جایگاه ممتازی در تاریخ سینمای آمریکا بدست آورده است. موسسه فیلم آمریکا این فیلم را جزو ده فیلم حماسی و برجسته آمریکایی و همچنین در زمره یکصد فیلم برتر آمریکا قرار داده است. حتی با ملاک و معیارهای قلنبه سلنبه امروزی، این فیلم فیلم پرفروشی است با بودجه ای قابل توجه بالغ بر بیش از 13 میلیون دلار، با ستاره های بزرگ، صحنه و دکور پرزرق و برق، شات هایی که در محل گرفته شده، لباس‏های زیاد و متعدد، سیاهی لشکر، و صحنه های هیجان انگیز. اگر چه این آخرین فیلم دمیل است، اما می‏توان آن را یکی از افتخار آمیزترین آثار او به مثابه کارگردان در طی چهار دهه گذشته دانست. در طی سه سال پس از اکران این فیلم  نزدیک به 98.5 میلیون نفر آن را دیدند. از 1973  تلویزیون ABCاین فیلم را هر سال همزمان با عید پاک و فصح نمایش می‏دهد. در هفت سال گذشته(2007- 2014) بیش از 54 میلیون نفر نزدیک به چهار ساعت فیلم با موضوع کتاب مقدس تماشا کرده اند. این ژانر ششمین ژانر پرمخاطب در هر زمانی بوده است. یکی از نویسندگان حوزه فیلم می نویسد: "از نگاه بسیاری، این فیلم تجربه‏ای معنوی و پیش برنده است و زمانی که با موسیقی متنِ الهام بخشِ المر برنستاین همراه می شود به اوج خود می‏رسد". 

البته فیلم دمیل نخستین روایت از سفر خروج نیست. او در 1923 فیلم صامتی با همین نام ساخت اما در آن روایت، داستان کتاب مقدس 50 دقیقه بیشتر طول نکشید و در واقع مقدمه‏ای بود به داستان جدیدی که نتایج وحشتناک نادیده گرفتن شریعت خداوند را به تصویر می‏کشید. دمیل در سراسر حیات کاری‏اش به تناوب به سراغ موضوعات کتاب مقدس رفته است. چهار سال پس از نخستین ده فرمان، او شاه شاهان (1927) را کارگردانی کرد و سپس، دو فیلم نشان صلیب(1932) و سمسان و دلیله(1949) را ساخت. دمیل توضیح می‏دهد که ده فرمان، شاه شاهان و نشان صلیب در واقع یک تریلوژی هستند: ده فرمان(1923) در مورد نزول شریعت است؛ شاه شاهان، داستان تفسیر شریعت و نشان صلیب، حفظ و حراست از شریعت را به تصویر می‏کشد. 

بنا به عقیده عموم، دمیل یک شخص کاملاً مذهبی است هر چند اعمال مذهبی‏اش را به طور منظم و دقیق انجام نمی دهد. پدرش، هنری چرچیل دمیل، الهیات و تاریخ کلیسا خوانده بود و در کلیسای اسقفی نامزد مقام کشیشی شده بود. اما هیچگاه به این مقام نرسید در عوض نویسنده و بازیگر تئاتر شد. و در واقع در تئاتر بود که هنری دمیل با ماتیلدا ساموئل بتریس(هنرپیشه زن تئاتر) آشنا شد. این زن از خانواده ای یهودی-انگلیسی بود که در 1871 به امریکا مهاجرت کرده بودند. به دنبال ازدواج آن‏ها، بتریس تعمید یافت و به مسیحیت در آمد و وارد کلیسای اسقفی شد. اگرچه سیسیل هیچگاه ریشه یهودی اش(از طرف مادری) را انکار نکرده است اما تردیدی نیست که آن را کم اهمیت نشان داده است. او در زندگی نامه خود نوشته‏اش به تفصیل در مورد خانواده پدری می‏نویسد اما تقریباً در مورد مادرش هیچ چیز نمی‏نویسد و ابداً به  میراث یهودی او اشاره نمی‏کند. اما نهایت تلاش خود را می‏کند تا توصیف‏های منفی از یهودیان را در شاه شاهان کاهش دهد در عین حال، گفته شده که این فیلم یک فیلم ضد یهودی است و در نهایت مجبور می شود برای بستن دهان منتقدانش، بخش‏هایی از فیلم را سانسور کند.

برادر او ریچارد دمیل مشاهده کرد که سیسیل یک مسیحی کاملاً معمولی و عادی نیست. او از پاپ و اسقف اعظم تبعیت نمی‏کند و بیشتر یک پروتستان است. ریچارد می‏گوید که او تلاش کرده تا کلام خدا را روی پرده بیاورد و معتقد است که خدا تلاش او را پذیرفته و تایید می کند. سیسیل خود توضیح می دهد که کار مذهبی من (عبادت من) بیش از هر چیز ساختن فیلم‏های مذهبی و وادار کردن مردم به خواندن کتاب مقدس است.

دمیل در ساخت ده فرمان برای پرکردن شکاف سی ساله بین تولد موسی و خروجش از مصر، از کتاب مقدس فراتر رفته است. همانگونه که دمیل در پیش پرده هر دو فیلم و نیز در آغاز فیلم توضیح می‏دهد، او و فیلم نامه نویسان از آثار فیلون یهودی(ح. 20 ق. م. تا 50 م)، جوزفوس(قرن اول میلادی)، و ائوسبیوس(260-339 م.) و نیز تفاسیر کتب مقدس یهود کمک گرفته اند. افزون بر این، این فیلم به سه رمان تاریخی نیز نظر دارد: شاهزاده مصر اثر دوروثی کلارک ویلسون(1949)؛ ستون آتش، اثر جوزف هولت اینگراهام(1859)؛ و بر بال فرشتگان، اثر آرتور ای. سوتون(1937). توجه فوق العاده به جزئیات صحنه مدیون مشورت با مصرشناسان بزرگ و برجسته است، از جمله این افراد می‏توان به  ویلیام سی. هایز، مسئول موزه هنر مصر، لبیب حبشی مدیر بخش تاریخ باستان مصر، و کیت سیل  و جورج هاجز مدیر موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو اشاره کرد. رالف مارکوس از اعضای موسسه شرق‏شناسی و خاخام رادولف لوپو مدیر کتابخانه جامعه یهودی لوس انجلس نیز نظرات کارشناسانه خود را در حوزه یهودیت ارائه کردند. 

اما ایستگاه آخر دمیل و تیم خلاقش اینجا نبود، آن‏ها سراغ سنت یهودی-مسیحی، مصرشناسی، منابع تاریخی و ادبی مربوط به داستان موسی و سفر خروج نیز رفتند. اغلب افرادی که این داستان تصویری را دیده‏اند نمی‎دانند که دمیل، محققان همکار او، و فیلم‏نامه نویسان از قرآن نیز بهره برده‏اند، هرچند که در بطن فیلم نشانه مشخصی از این قضیه به چشم نمی‏خورد. استفاده از قرآن به طور خاص از پژوهش‏هایی که برای فیلم صورت گرفته، در متن فیلم نامه، و نیز سخنان کسانی که به نوعی در ساخت فیلم دست دارند، به وضوح دیده می شود. دمیل خود در زندگی نامه خودنوشتش می‏گوید که قرآن یکی از منابع اصلی او برای تولید ده فرمان بوده است. عناصر قرآنی و اسلامی در شاهکار دمیل موضوع این پژوهش هستند. دلیل اهمیت این عناصر آن است که آن‏ها نشان می‏دهند که دمیل(که یک مسیحی محافظه کار است) می‏داند که موسی تنها پیامبر کتاب مقدس نیست بلکه پیامبر قرآنی هم هست؛ و می‏داند که هدفش از ساخت این فیلم ایجاد ابزاری برای ایجاد وحدت بین یهودیان، مسیحیان و مسلمانان است، آن‏هم در زمانی که برخی آمریکایی‏ها به وجود نیای مشترک این ادیان یعنی ابراهیم، اذعان دارند و یا دست‏کم اندکی درباره اسلام می دانند. 

 

آمریکایی ها و اسلام در دهه 1950

تا دهه 1950 آمریکایی‏ها در اثر مهاجرت و تغییر کیش (خاصه در میان آفرقایی-آمریکایی‏ها)روز به روز با اسلام آشناتر شدند. جوامع آمریکایی‏های مسلمان مرکب از اعراب، آلبانییایی‏ها، آسیایی‏های جنوبی و نیز آفریقایی-آمریکایی‏ها پیش تر در چند شهر آمریکا از جمله نیویورک، شیکاگو، تولیدو، دیترویت و سیدار رپیدز ساکن بودند. 

اما دیدگاه های مشهور در مورد اسلام و مسلمانان در دهه 1950 عمدتاً توسط تصاویر متحرک و رویدادهای جهان شکل گرفته است. اگرچه تعداد اندکی از فیلم‏های تجاری به اسلام و مسلمانان اختصاص دارد اما بسیاری از فیلم‏ها از دهه 1920 تا 1950 اعراب را هر چند به صورت کلیشه ای و بعضاً زننده توصیف می‏کند. اعراب چه در فیلم‏های جدی و چه در فیلم‏های کمدی و طنز، اغلب به صورت افرادی شرور و تبهکار و خطرناک، هفت تیرکش، افرادی خودکامه و وقیح، یا ضد زن تصویر می‏شوند در عین حال، زنان عرب همچون زنان افسونگر یا ملعبه‏ای جنسی درمانده نشان داده می‏شوند. اما، در ماه‏ها و سال‏های پیش از نمایش ده فرمان استثنائات قابل توجهی وجود داشت. 

در مارس 1956 یک فیلم انگلیسی به نام چادر سیاه به نمایش درآمد. داستان در واقع دوستی بین یک افسر بیرتانیایی به نام دیوید و یک عرب بَدَوی به نام سالم بود که همپیمان شدند تا علیه آلمان‎ها در جنگ جهانی دوم در لیبی بجنگند. در جایی در فیلم وقتی دیوید خواهر سالم را از او خواستگاری می‏کند، سالم پاسخ می‏دهد: ما در دین‏مان اخوت و برادری مرد را زیر چتر حاکمیت بی چون و چرای الله می‏شناسیم. دو سال قبل از اینکه دمیل ده فرمان را بسازد، استدیوی برادران وارنر  فیلم کینگ ریچارد و صلیبیون (1954) را نمایش داد. فرمانده مسلمانان، صلاحالدین، که رکس هریسون نقشش را بازی می‏کرد، همچون شوالیه‏ای خالص و صادق نمایش داده شد که می‏خواست جهانی بسازد که درآن باورها و عقاید درکنار هم فهمیده شوند و مایل بود تا صلحی ابدی برای شرق و غرب عالم به ارمغان بیاورد. نوزده سال بعد در 1935 دمیل فیلم صلیبیون را ساخت که در آن او نیز فرمانده مسلمانان(با بازیِ ایان کیت) را کاملاً مثبت نشان داد. نوه دمیل، سیسیلیا می‏گوید: دمیل تصویر خون آشامی از مسلمانان را که زمانی نمایش داده می‏شد، رد می‏کند. او صلاح الدین را مردی سلحشور، متمدن و با فرهنگ تصویر کرده است. این قضیه بعدها به هنگام ساخت فیلم ده فرمان در مصر در 1953 به دمیل کمک شایانی کرد. در زمان ملاقات با جمال عبدالناصر(که رئیس جمهور مصر شد)، و وزیر جنگ مصر یعنی عبدالحکیم عامر اندکی پس از عزل ملک فاروغ، عامر به دمیل گفت: "آقای دمیل، ما به فیلم شما، صلیبیون، علاقمند شدیم؛ و دیدیم که چگونه به ما و دین ما پرداخته اید. کشور ما کشور شماست". دمیل در زندگینامه خود نوشت خود گفته است: یکی از اهداف او از ساختن صلیبیون این بوده که نشان دهد اعراب مسلمان بربر نبوده‏اند بلکه مردمانی کاملاً متمدن بودند و رهبر و فرمانده بزرگ آن‏ها، صلاح الدین شوالیه‏ای نجیب بسان هر شوالیه دیگری در قلمروی مسیحیت بوده است. افزون براین، مسلمانان آنچنانکه تبلیغات آن دوران تصویر کرده، سگ‏هایی کافر نیستند بلکه جنگاورانی  بسیار متمدن بوده‏اند. در مجموع، صلیبیون اساساً فیلمی مسیحی است؛ صلیب تا زمان اتمام نیایش مسیحیان، یکسره برفراز است، و مسلمانان(به جز صلاح الدین) مهاجمانی غارتگر تصویر شده اند که تصاویر مسیحی را نابود می‏کنند، مسیحیان را به بردگی می‏گیرند و زنان آن‏ها را می‏فروشند. در واقع، وقتی فیلم برای نخستین بار در 1936 در سطح بین المللی نمایش داده شد، ممیزی‏های مصر، سوریه و فلسطین آن را رد کردند، در عین حال، در سال‏های بعد، این فیلم جواز نمایش گرفت. دمیل معتقد بود این فیلم یکی از مشهورترین و محبوب‏ترین تصاویرش در خاورمیانه است. هنری ویلکاکسون، یکی از ستاره‏های فیلم صلیبیون، می‏گوید:

صلیبیون نمایانگر حرف شخصی و قاطع دمیل در مورد بیهود بودن نبرد مقدس است. چه اهمیتی دارد که چگونه خدا را می پرستیم، مادامیکه هر یک از انسان ها به شیوه خاصی این کار را انجام می دهد. افرادی که بر شیوه خود به عنوان تنها شیوه (پرستش) پافشاری می کنند، افرادی هستند که من اصلاً از آن‏ها خوشم نمی آید. "عدم تساهل" آن‏ها موضوع فیلم صلیبیون است. 

دشوار بتوان به طور دقیق گفت که انگیزه دمیل از ساخت صلیبیون چه بوده است. این احتمال وجود دارد که او به مثابه یک مومن از خشونت روزافزون در فلسطین(که در آن یهودیان مهاجر می‏خواهند جای اعراب را بگیرند) آزرده شده است. در 1929، بیش از 200 یهودی و عرب در ناآرامی های اورشلیم و هربون کشته و صدها تن دیگر زخمی شدند. درگیری‏های خونین تا اوایل دهه 1930 ادامه داشت دراین زمان یهودیان فوج فوج مهاجرت کردند و در 1936 به مناطق عرب نشین حمله‏ور شدند. دمیل که در 1931 در فلسطین بود در هنگام بازگشت از روسیه چنین نوشت: تنش‏ها بعدها بیشتر شد و وقتی اورشلیم را دیدم، جنگی آشکار در آنجا در جریان بود. این تنش‏ها و درگیری‏ها شاید بتواند توضیح دهد که چرا مصر، سوریه و فلسطین در ابتدا با نمایش فیلم دمیل مخالفت کردند. در مقابل، فیلم دیگر او یعنی شاه شاهان(1927) تاثیر شفابخش و تسکین دهنده‏ای بر تنش‏های دینی در مصر برجای نهاد: یک روز وقتی که دانشجویان دانشگاه آمریکایی قاهره مشغول تماشای شاه شاهان بودند، صدای موذن از مسجدی در همان نزدیکی به گوش رسید. پخش فیلم متوقف شد. دانشجویان مسلمان زانو زده و به سمت کعبه سجده کردند. دانشجویان مسیحی با احترام ایستادند تا زمانی که همکلاسی‏هایشان نمازشان تمام شد. سپس همه به تماشای ادامه فیلم پرداختند؛ فیلم کسی که مسلمانان او را عیسای پیامبر می‏دانند و مسیحیان منجی بشریتش می‏خوانند. 

افزون بر تصاویر متحرک تلقی آمریکایی‏ها از اسلام و مسلمانان در دهه 1950 مسلماً تحت تاثیر چند حادثه مهم بود که پی از جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد. هند در آغاز سال 1946 به موازات حرکت به سوی استقلال، خشونت‏های فرقه ای وحشتناک و خونباری را تجربه کرد. کشتار و قتل عامی که با جدایی هند و پاکستان در اگوست 1847 روی داد، منجر به از بین رفتن دست‏کم 200 هزار تن از جمله مسلمان، هندو و سیک شد. استقلال اسرائیل در مه 1948 و متعاقب آن، جنگ اعراب و اسرائیل که مصر، سوریه، لبنان، اردن و عراق در آن شرکت داشتند، مشکلات متعددی به دنبال داشت. در 1954، نهضت آزادی ملی الجزیره علیه استعمار فرانسه دست به قیام زد و درگیری‏ها در این کشور تا 1962 ادامه داشت. یک هفته قبل از اولین اکران فیلم ده فرمان در نیویورک در اواخر اکتبر 1956، اسرائیل، بریتانیا و فرانسه به مصر حمله کردند، و این در زمانی بود که جمال عبدالناصر، رئیس جهمور وقت، کانال سوئز را ملی اعلام کرده بود. 

در اوایل دهه 1950 تا اواسط آن، آمریکایی‏ها چند منبع اطلاعاتی جدید، مشهور و وابسته به خود در مورد اسلام در اختیار داشتند. در 1950 تاریخ عرب اثر برنارد لوئیس منتشر شد، این اثر، تحقیقی تاریخی بود از آغاز اسلام تا دوران مدرن، که تقریباً خالی از مجادلاتی بود که بعدها به کار او وارد شد. در 1954 اثر آلفرد گیّوم تحت عنوان اسلام، در واقع درآمدی کوتاه و در عین حال همدلانه و قابل قبول به این دین بود. افزون براین، دو ترجمه از قرآن نیز منتشر شد: ترجمه آربری در 1955 و ترجمه قرآن ِ داوود در 1956. این دو ترجمه سبب شده متن مقدس اسلام خوانندگانی را در سطحی وسیع‏تر پیدا کند. افزون بر این، در 1956 نخستین چاپ اثر مهم در روابط اسلام و مسیحیت وارد بازار شد: صوت مناره اثر کنت کرگ. گرک که اسقفی انگلیکن و البته عالم به اسلام است رویکردی نقادانه و در عین حال عالمانه به اسلام داشت.

در اوایل دهه 1950 ساکنان پایتخت آمریکا شاهد ایجاد مرکز اسلامی واشنگتن بودند. اگرچه در آن زمان مساجد دیگری نیز درایالات متحده وجود داشت، این مرکز برجسته در واشنگتن در سطح ملی و بین المللی توجه رسانه‏ها را به خود جلب کرد. و وقتی کامل شد در ژوئن 1957، رئیس جهمور وقت، آیزنهاور، جامعه مسلمانان را خطاب قرار داد و گفت: 

ما در مقابل یکی از جدیدترین و زیباترین بناها در واشنگتن شما را دیدار می کنیم، زمان آن است تا خود را وقف پیشبرد صلح زیر چتر یک خدای واحد کنیم. و من مایلم به شما دوستان مسلمانم اطمینان دهم که در لوای قانون اساسی آمریکا، زیر چتر سنت آمریکایی و در قلب آمریکایی ها، این مرکز، این پرستشگاه، می‏تواند همانند هر بنای دینی دیگری مورد احترام باشد. در واقع، آمریکا با تمام قدرت از حق شما برای داشتن کلیسا و عبادتگاه مطابق با باورها و گرایش‏های معنوی‏تان دفاع می کند. تمدن به جهان اسلام، دستاوردها و ابزارهای مهم آن مدیون است. نخبگان مسلمان با کشفیات مهم در پزشکی تا عالی‏ترین طرح‏ها در نجوم، خدمت بزرگی به فرهنگ تمام ملل کرده‏اند. این نخبگان سرچشمه علم، اقتصاد و هنر بوده اند و در زمینه شهامت، سخاوت و مهمان‏نوازی درس‏های زیادی به ما آموخته‏اند. این رابطه ثمربخش بین افراد و ملل، که سابقه‏ای تاریخی دارد هر سال بر اهمیتش افزوده می شود. امروز، هزاران آمریکایی از افراد عادی تا مقامات رسمی، با مسلمانان تفاهم و همفکری دارند. 

از نگاه آیزنهاور جوامع دینی مختلف در ایالات متحده وجهان هم‏پیمانان طبیعی هستنند که علیه دشمنی مشترک بسیج شده‏اند و آن کمونیسم شوروی است. دمیل که پارساییِ برآمده از کتاب مقدس را با محافظه کاری سیاسی همراه کرده بود، احساس مشابهی داشت. سه سال پیش در 1954، زمانی که ده فرمان در حال تولید بود، دمیل در مقاله ای در Jewish Chronicle چنین نوشت: این سه سنت دینی بزرگ یعنی اسلام، مسیحیت و یهودیت امروز با دشمن واحدی مواجه هستند. در عین حال، آن‏ها دارای یک تعهد مشترک در سرسپاری به یک خدا که بر موسی در بوته آتش تجلی کرد نیز هستند. بنابراین، ده فرمان او در 1923 در واقع هشدار به مردمانی است که مراقب نتایج فراموش کردن شریعت خداوند باشند، فیلم او در 1956 در واقع مواجهه بین موسی و فرعون را بازسازی کرد که در حقیقت انعکاسی از مبارزه دمکراسی غرب علیه کمونیسم شوروی بود. دمیل،(پس از تماشای بازی یول براینر در فیلم پادشاه و من)او را برای بازی نقش رئامسس(مخالف موسی) برگزید، در عین حال حواسش بود که آدم شروری که در فیلمش بازی می کرد، متولد روسیه بود. دمیل در اقدامی غیرمعمول در ابتدای فیلم ظاهر شد و قصدش از ساخت فیلم را به این شرح بیان کرد:

تم این تصویر آن است که آیا انسان‏ها تحت شریعت خداوند هستند یا تحت هوس‏رانی و خودکامگی دیکتاتوری مثل رئامسس. آیا انسان‏ها مایملک دولت و حکومت‏اند یا نفس‏هایی آزادند که تحت امر خدا می‏زیند؟ همین نبرد در سراسر جهان تا به امروز ادامه داشته است. 

 

پژوهش

با وجود توازن سیاسی آشکار، دمیل می‏کوشید تا ده فرمان را بسازد، این فیلم اولین و مهم‏ترین روایت در مورد دین، روایت اسارت بنی اسرائیل و خروج از مصر است و در واقع به گونه ای ساخته شده تا نشان دهد تا حد امکان واقعی و متکی به اسناد و مدارک است. مدیر پژوهش در این فیلم هنری نوردلینگر بود که پیش از اینکه در 1945 مشاور دمیل در امر تحقیق فیلم باشد برای MGM  کار می کرده است. او در چند فیلم با دمیل همکاری کرده است از آن جمله اند: شکست ناپذیر(1947)؛ سمسان و دلیله (1949)؛ و بزرگ‏ترین برنامه در زمین(1952). دمیل در مورد نوردلینگرِ سوئیسی الاصل، گفته است: او مسلط به زبان‏های اروپایی، واجد عمل گراییِ آمریکایی، آدمی فنی و برخوردار از دقت علمی است. همانگونه که پیش‏تر گفته شد، پژوهش مربوط به ده فرمان به غایت چشمگیر است و اصلاً قابل مقایسه با فیلم‏های بعدی که در مورد سفر خروج ساخته شد نیست. نوردلینگر نتایج پژوهش خود را در کتابی تحت عنوان موسی و مصر که به همت انتشارات دانشگاه کالیفرنیای جنوبی منتشر شد، مستندسازی کرده است. به گفته نوردلینگر، دمیل هزینه نشر کتاب را پرداخت کرده است و آن را بین روحانیون، معلمان و اساتید مدرسه ساندی، ویراستاران مجلات و روزنامه‏ها توزیع کرده است و هدفش ازاین کار نشان دادن صحت اطلاعات تاریخی و مصرشناختی فیلم به آن‏ها بوده است. 

دمیل در مقدمه‏ای که بر کتاب نگاشته چنین توضیح می دهد که: در اینجا امیدوارم که مسیحیان، یهودیان، و مسلمانان و نیز روحانیون تمامی ادیان نور حکمت باستانی و تاریخی را که کلام خدا را روشن می‏کند، دریابند. نوردلینگر نیز معنای اهمیت بالقوه این فیلم را برای مسلمانان، نیک دریافته است؛ او می‏گوید: برای به تصویر کشیدن حیات موسی، مردی که پیروان سه دین یهود، مسیحیت و اسلام به او احترام می‏گذارند، قبول مسئولیت بزرگی است. فارغ از درگیری بین موسی و فرعون، او از ملت جدیدی نام می‏برد که ظهور کرد: ملت جدیدی مرکب از زنان و مردانی که پیوندشان را نه مدیون انسان خاص، و نه ملک خاصی هستند، بلکه تنها مدیون یک خدا هستند(خدای یهوه)؛ خدایی که همه چیز را آفرید، و به عنوان پدر همه پسرها و دخترها از گذر اخوت بین یهودیان و مسیحیان و مسلمانان پرستش شد و صد البته پیروان ادیان دیگر نیز به آن احترام می‏گذارند. 

این یک دیدگاه خارق العاده از مساله اخوت بشریت در اواسط جنگ سرد، تنش افراطی در ایالات متحده و جنگ اعراب و اسرائیل بشمار می‏رود. نوردلینگر در طول فصلی که به حیات موسی بر اساس منابع کلاسیک و کتاب مقدسی می‏پردازد، افزون بر کتاب مقدس، میشنا و میدراش، ارجاعات متعددی به قرآن می‏دهد. مشابه همین کار را نویسنده در فصل مربوط به زنان و مردان کتاب مقدس  انجام می‏دهد. او از دو ترجمه انگلیسی قرآن بهره می‏برد. ترجمه اول ترجمه جورج سیل(1697-1736) است، که در ابتدا در 1734 منتشر شد. اما نوردلینگر از چاپ انتشارات فردریک وارنر در لندن در 1909 با عنوان The Kuran استفاده کرد که مقدمه اش را ادوارد دنیسون راس نگاشته بود. ترجمه سیل، قرآن برای انسان‏های عصر روشنگری بود؛ وولتر و توماس جفرسون یک نسخه از آن را دارند. اگرچه ترجمه سیل را اکثراً برای تبلیغ معارف مسیحی سفارش می‏دادند، و عمدتاً برای تامین مقاصد پروتستان بکار می‏رفت، تفسیری که او از آن می‏کرد با اسلام همخوانی داشت و در عین حال، او از اتهام تعصب و جانبداری از اسلام بدور می‏ماند. به نظر می‏رسید که تفسیر او که همراه با متن منتشر شد با اسلامی همسو و همخوان بود که به نوعی تعصب و افراط‏گری را القا می کرد. راس(1871-1940) که مقدمه‏ای کوتاه به چاپ دوم نگاشت، یک شرقی‏شناس و زبان‏شناس بریتانیایی و اولین مدیر مدرسه شرق‏شناسی و مطالعات آفریقایی لندن(SOAS)بود. 

ترجمه دوم که نوردلینگر از آن استفاده کرد، نسخه مولانا محمد علی(1874-1951) است که در لاهور در 1951 به همت جنبش احمدیه منتشر شد. سرچشمه این جنبش به زمانی باز می‏گردد که در پاکستان شخصی به نام میرزا غلام احمد(1853-89) ادعا کرد که نبی و ماشیح است؛ و کسی است که وعده ظهورش در آخرالزمان داده شده است. به همین دلیل بسیاری از سنی‏ها پیروان احمد را مسلمان واقعی نمی‏دانند. این جنبش بعدها تقسیم شد، یعنی فرقه لاهور به رهبری مولانا محمد علی، احمد را تنها یک مجدد دانستند. مبلغ احمدیه مفتی محمد صادق نقش مهمی در تاریخ مسلمانان آمریکا در اوایل قرن بیستم ایفا کرد او مساجدی برپا کرد و بسیاری از آفریقایی-آمریکایی ها را به اسلام درآورد. او در 1921 انتشارات Muslim Sunriseدر آمریکا را تاسیس کرد. ترجمه قرآن مولانا محمد علی، که اول بار در 1917 منتشر شد و چاپ‏های بسیاری از آن روانه بازار شد، ازدیگر چاپ‏های قرآن به زبان انگلیسی، دقیق‏تر و خواناتر بوده و متکی به منابع متعدد کلاسیک اسلامی است، در عین حال، بعضاً بیش ازآنکه باورهای راستگرای اسلامی را در خود داشته باشد، باورهای احمدی را انعکاس می دهد. 

نوردلینگر در پی بحث از زنان و مردان کتاب مقدس، فصلی دارد تحت عنوان متون مقدس که در آن، توصیفی کلی از عهد عتیق، خاصه ترجمه اولیه آن ارائه می‏دهد. پس از آن، بخش کوتاهی به قرآن اختصاص دارد که به توصیف ساختار آن می پردازد و به برخی انبیای یهودی و اسقف ها می‏پردازد که ذکر آن‏ها در قران آمده است. در فصل مربوط به کتب مقدس، اشاره صریحی به کتاب مقدس یهود و نیز عهد جدید آمده است. اما دراینجا نوردلینگر از اصطلاح متون مقدسِ کتاب مقدس برای اشاره به متون مقدس یهودیان و مسلمانان استفاده می‏کند. این مساله حذف هوشمندانه هر گونه اشاره به قرآن را در فیلم به خوبی توضیح می‏دهد. بنابراین، وقتی کلمه "متون مقدس" در میان عناوین منابع فیلم می‏آید، در می‏یابیم که منظور کتاب یهودیان و قرآن است. نوردلینگر می‏گوید:

در زمانی که ما زندگی می کنیم، اینکه غربی ها بفهمند که اصل پیام قرآن و کتاب مقدس یکی است، امری طبیعی است: و این پیام همانا عشق به اطاعت و سرسپاری به یک خدای واحد است. پیام اسلام این است: لا اله الا الله. این پیام همانی است که یهودیان و مسیحیان می‏گویند: پروردگار، خداوند ما، یک پروردگار است. متن مقدس اسلام به تورات و انجیل احترام می‏گذارد. دراین متن می‏خوانیم:"... و پیش از قرآن کتاب تورات و انجیل را فرستاد برای هدایت مردم و کتاب کامل جداکننده میان حق و باطل..."(آل عمران/3)؛ و ما رسولان بسیاری پس از تو فرستادیم که احوال بعضی را بر تو حکایت کردیم و برخی را نکردیم و هیچ رسولی جز به امر خدا نشاید معجزه و آیتی برای امت بیاورد(غافر/78).

هنری ویلکاکسون، همکار دمیل در تولید ده فرمان و نیز بازیگر فیلم یادآوری کرده است که افزون بر سفر خروج، نوردلینگر به بازیگران گفته که قرآن بخوانند و بسیاری از آن‏ها برای نخستین بار این کار را انجام می‏داده اند. ویلکاکسون گفته است که او قرآن را به همان زیباییِ نسخه کتاب مقدسِ کینگ جیمز یافته است.  

نوردلینگر افزون بر ارجاع به قرآن در کتابش، به دانشنامه اسلام اثر توماس هاجس و دایره المعارف اسلام اثر اچ. گیب و جی. کرامر نیز ارجاع داده است. در عکسی از نوردلینگر که او را در مقابل قفسه کتاب‏های مورد ارجاعش نشان می‏دهد، می‏توان دایرالمعارف اسلام به زبان انگلیسی را نیز دید که درست در بالای شانه چپ او قرار دارد و ترجمه قرآن مولانا احمد علی که در بالای شانه راست او خودنمایی می کند. این اتفاق جالبی است اما همین عکس خود موید علاقه نوردلینگر به اسلام تواند بود. 

 

متن مقدس

همانگونه که پیش تر گفتیم، دمیل امیدوار بود مسلمانان و یهودیان و مسیحیان از تحقیقات فیلم بهره مند شوند. او به استفاده اش از قرآن در فقره ای در پایان متن فیلم‏نامه اذعان می کند: همه چیز همانگونه است که من در کتاب مقدس، قرآن کریم، عهد عتیق و سالنامه‏های جدید یافته ام. فیلم نامه ده فرمان را آناس مک کنزی، جسی لاسکی، جک گاریس و فردریک فرانک نوشته‏اند. اما دخل و تصرف خود دمیل کاملاً مشهود است. لاسکی، همانند ویلکاکسون خاطر نشان می کند که نوردلینگر و دمیل از قرآن برای ساختن داستان موسی بهره گرفته اند. عناصر اسلامی و قرآنی در ده فرمان برای نخستین بار در اواخر نیمه نخست فیلم شناسایی شد، در آن صحنه ای که موسی در بیابان سرگردان است و به خیمه یترون(شعیب) رسید. 

یترون: او که هیچ نامی ندارد، تو را به اینجا کشید.

موسی: هیچ نامی؟ شما اعراب بدوی خدای ابراهیم را می‏شناسید؟

یترون: ابراهیم پدر بسیاری از ملت هاست. ما اولاد اسرائیل،خلف اول او هستیم. ما بندگان خداییم. 

موسی که به تازگی چیزهایی در مورد دین قوم خود آموخته بود، دریافت که دیگران(یعنی اعراب بدوی) نیز خدایی بی‏نام را می‏ستایند. بندگان خدا(اصطلاحی که یترون قوم خود را با آن خطاب می کرد) مترادف با تعبیر عربی مسلمان است. یترون و مدیانیان اخلاف موحد اسماعیل، پس ابراهیم هستند. سفر خروج، یترون(یا رعوئیل) را کاهن مدیان می‏داند و می‏گوید که او پیش از موسی مشرک بوده است. دمیل و فیلم‏نامه نویسانش با نامیدن او با عنوان شیخ مدیان، وی را عربی و اسلامی کردند. دمیل به جای استفاده از ارجاعات کتاب مقدس برای یترون، او را یک عرب بدوی موحد خواندند و نه یک کشیش مشرک که مخالف مسلمانان است. در قرآن شعیب(که عموماً با یترون کتاب مقدس یکی گرفته می‏شود) پیامبری است که برای اهل مدین فرستاده شد تا آن‏ها را به خدا دعوت کند: ای قوم! خدا را بپرستید که شما را جز او خدایی نیست.(اعراف/85). بنابراین، دمیل در یک صحنه کوتاه، ارتباط ابراهیمی یهودیان و مسلمانان را در خلال درگیری‏های اعراب و اسرائیل در قرن بیستم به خوبی برجسته می کند. 

ارجاع به اسماعیلی‏ها یعنی ارعاب مسلمان، در صحنه بعدی بین موسی همسرش، دختر شعیب(صفورا) در خیمه‏ای در صحرای سینا ادامه می‏یابد: 

موسی: آیا خدای تو دراین کوه زندگی می کند؟

صفورا: سینا جایگاه متعالی او، معبد اوست. 

موسی: اگر این خدا، خداست، بر هر کوه و دره ای زندگی می‏کند. او تنها خدای اسرائیل یا اسماعیل نیست بلکه خدای همه است. نقل است که او تمام انسان‏ها را بر صورت خویش آفریده است. پس او در هر قلب، ذهن و روحی جای دارد. 

صفورا: ما از قصد او آگاه نیستیم و نمی‏توانیم آگاهی یابیم. حتی اسماعیل نمی‏دانست که خدا او را به بیابان فرستاده تا پدر یک قوم باشد. 

ما در صحنه های بعدی که در آن موسی به پسرش جرشون در مورد میراث ابراهیم تعلیم می دهد، ارجاعات دیگری به اسماعیلی‏ها مشاهده می‏کنیم: 

جرشون: پدر! آیا کودک کوچک در بیابان مرد؟

موسی: نه. خداوند اسماعیل و مادرش هاجر را به سرزمینی خوش آب و هوا برد.

یک ارجاع اسلامی مشخص در صحنه‏ای وجود دارد که در آن یوشع با موسی پس از تجلی کوه سینا سخن می‏گوید:

یوشع: آیا او(خدا) همانند یک انسان سخن گفت؟

موسی: او جسم نیست بلکه روح است، نور روح ازلی. و من می دانم که نوراو در هر انسانی وجود دارد.

یوشع: از تو چیزی پرسید؟

موسی: گفت که به مصر بروم.

یوشع: تو رسول خدا هستی.

"پیامبر خدا" ترجمه مستقیم لفظ عربی رسول الله است که دراسلام برای انبیای الهی بکار می‏رود. بنابراین، مثلاً در قرآن می‏خوانیم: و یاد کن موسی را که که او بسیار بنده ای با اخلاص و رسولی بزرگ و مبعوث به پیغمبری بر خلق بود(مریم/51). 

ما موسی را به آیات و معجزاتی که به او دادیم به سوی فرعون واشراف به رسالت فرستادیم گفت من رسول رب العالمینم(زخرف/46). 

ارجاعات قرآنی در نیمه دوم فیلم ادامه می‎یابد، در اینجا موسی به مصر باز می‏گردد تا یهودیان را از بند برهاند. در صحنه‏ای که در آن موسی عصای خود را به مار بدل می‏کند، رئامسس(رامسس) به او می‏گوید: قدرت خدای تو حقه جادوگری است، و سپس جادوگرانش را فرا می‏خواند تا همان کار را انجام دهند. اگرچه در گزارش کتاب مقدس فرعون جادوگرانش را فرا می‏خواند تا ثابت کند که حقه موسی قابل تکرار است، متن مقدس روایت قرآن را انعکاس می‏دهد که به طور مشخص می‏گوید فرعون و همراهانش موسی را به دست یازیدن به حقه جادو و شعبده متهم می کنند:

چون موسی با معجزات و آیات ما که حقانیتش بر همه روشن بود به رسالت به سوی فرعونیان آمد بازگفتند این معجزات تو جز سحری که ساختگی توست چیز دیگری نیست و ما این گفتار و دعوی که تو داری هیچ از پدران پیشینمان نشنیده ایم(قصص/36).

ما موسی را با آیات و معجزات آشکار فرستادیم به سوی فرعون و هامان و قارون و گفتند که او ساحر بسیار دروغگویی است(غافر/23-24).

در جای دیگری در فیلم زمانیکه رئامسس این نشانه ها را پدیده‏هایی طبیعی می‏خواند و قبول نمی‏کند که برده ها را آزاد کند، موسی به او هشدار می‏دهد که فردا چونان تگرگی از آسمان می‏بارد که در تاریخ مصر سابقه نداشته است(خروج/9؛ 13-35) و تاریکی غلیظی سرزمین مصر را تا سه روز فرامی گیرد(خروج/10؛ 21-23). سپس، موسی می‏گوید: می‏دانی که پروردگار، خداست و تسلیم اراده او شو!.  تعبیر پروردگار، خداست در کلمه شهادت یعنی لا اله الا الله انعکاس یافته است، و تسلیم اراده او شو، دقیقاً معنای کلمه ی "اسلام" است که در آیه ذیل بر آن تاکید شده است: آری کسی که از هر جهت تسلیم حکم خدا گردید و نیکوکار گشت مسلم اجرش نزد خدا بزرگ خواهد بود و او را هیچ خوف و اندیشه و هیچ حزن و هیچ اندوهی نخواهد بود(بقره/112). 

در فیلم (بنابر گزارش کتاب مقدس)نافرمانی رئامسس به رغم مصیبت های مکرری که بر سر مصریان نازل می شود، همچنان ادامه می یابد. در نهایت، او تصمیم می گیرد از موسی و برده ها انتقام بگیرد.

(رئامسس:) من به این برده ها و خدای او پاسخی می دهم که جهان فراموش نکند. به سپاه خود فرمان می دهد، ارابه ها را از تارین جمع کن. بلای دیگری خواهد آمد؛ و تنها بر سر برده های جوشن نازل می شود. اولین نوزاد هر خانواده می میرد، و ابتدا پسر موسی.  

 

البته این طرح درعوض اینکه به نابودی یهودیان بینجامد، منجر به مرگ فرزند ارشد (نخست زاده)مصریان می‎گردد. اما در سفرخروج هیچ اشاره‎ای به توطئه فرعون برای نوزادکشی نشده است، البته در مدراش نیز چیزی در این رابطه وجود ندارد. اما تصمیم دمیل برای قصد جنایتکارانه رئامسس به هیچ روی یک ابداع سینمایی نیست.  نوردلینگر در موسی و مصر توضیح می دهد که دلیل نشان دادن این قسمت، آیه ای از قرآن بوده که می‏فرماید:

جمعی از سران قوم به فرعون گفتند آیا موسی و قومش را وامی گذاری تا در این سرزمین فساد کنند و تو و خدایان تو را رها کنند. فرعون گفت به زودی پسرانشان را کشته و زنان را زنده گذارده، ما بر آنان غالب خواهیم بود(اعراف/127).

ارجاع دیگر به نقشه فرعون را می توان در آیات 23 تا 25 سوره غافر مشاهده کرد:

ما موسی را با آیات و معجزات آشکار فرستادیم به سوی فرعون و هامان و قارون و گفتند که او ساحر بسیار دروغگویی است. و آنگاه که او از جانب ما به صدق و حقیقت آمد فرعون و قومش به مردم گفتند بروید پسرانشان را که به موسی ایمان آوردند بکشید و زنانشان را زنده نگهدارید تا ضعیف و نابود شوند و مابالعکس آن‏ها را قوی کردیم آری مکر و تدبیر کافران جز در ضلالت و خسرانشان بکار نیاید. 

در صحنه بعدی یعنی عید پسح یا فصح موسی دوباره به عنوان پیامبر خدا نشان داده می‎شود. آسیه، مادر رضاعی موسی او را پناه می دهد، و کنار همسرش، مِرِد روی میز می‏نشیند:

آسیه: نور درخشانی از چهره اش تابید، شاید این همانی است که من درکش می کنم.

مِرِد: او رسول و فرستاده خداست.

دمیل بر اساس ارجاعی که در یکی از سالنامه‏ها در خصوص ازدواج آسیه با مِرِد آمده، او را به این صورت تصویر می‏کند که در حال خروج از مصر به همراه بنی اسرائیل است و او از حامیان راسخ و شجاع موسی است. آسیه نام اسلامی اوست و به خاطر اینکه به خدای واحد باور دارد مورد احترام است. او از جمله پاک ترین زنان بهشت است و در کنار مریم مادر عیسی، تنها زنی است که به مرتبه کمال می رسد. 

صحنه آخر که در آن نشانه‏ای از تاثیر قرآن بر داستان فیلم را می‏بینیم، معجزه ای است که در دریا اتفاق می‏افتد و رئامسس شاهد نابودی لشکریانش به هنگام عبور از دریا است. او به قصر باز می‏گردد و در آنجا همسرش، نفرتتی، از او می‏خواهد که از سرنوشت موسی او را آگاه کند. رئامسس در پاسخ می گوید: خدای او خداست. فرعون و همسرش بر تخت نشسته اند و تصویر کم کم محو می‏شود و همزمان کوه سینا بین آن دو ظاهر می‏شود. 

پیروزی خداوند کامل می‏شود. سفر خروج هیچ اشاره ای به سرنوشت فرعون نکرده است و نشان نمی‏دهد که آیا او به همراه سپاهش از بین رفته یا نه؛ نوردلینگر و دمیل نیز توضیح نمی دهند که چرا آن‏ها تصمیم گرفتند اعتراف(ایمان آوردن) فرعون را در فیلم بگنجانند. دو منبع محتمل است: آگاده(بخشی از قانون عرفی یهود درمورد تفسیر متون مقدس) و قرآن. در دو سنت اسلامی و یهودی، فرعون که به همراه سپاهش در آب غرق شد، ایمان آورده است. در این باره در قرآن چنین می‏خوانیم: 

و ما بنی اسرائیل رااز دریا گذراندیم پس از آنکه فرعون و سپاهش به ظلم و تعدی از آن‏ها تعقیب کردند که چون هنگام غرق او فرارسید گفت اینکه من ایمان آوردم و شهادت می‏دهم که حقاً جز آنکسی که بنی اسرائیل به آن ایمان دارند خدایی نیست و من هم تسلیم فرمان او هستم.(یونس/90).

خدا، یا همانگونه که دیگر سنت‏ها می گویند، جبرئیل  به او پاسخ می‏دهد:

به او در آن حال غرق شدن خطاب شد که اکنون باید ایمان بیاوری، در صورتیکه از این پیش عمری به کفر و نافرمانی زیستی و از مردم بدکار بودی پس امروز بدنت را برای عبرت خلق بازماندگانت به ساحل نجات می‏رسانیم باآنکه بسیاری از مردم ازآیات قدرت ما سخت غافل هستند(یونس/91-92).

اگرچه بدن فرعون از دریا نجات یافت، به گفته قرآن تردیدی نیست که فرعون غرق شده است(اسراء /102). متکلمان اسلامی دراین باره بحث کرده اند که ایمان آوردن فرعون درست بوده و اگر خداوند آن را می پذیرفت می توانست از عقاب بعد ازمرگ نجات یابد. بحث کلامی در اینجا محلی ندارد اما کافی است که بگوییم نوردلینگر و دمیل بدون شک از از ایمان آوردن فرعون آنگونه که در قرآن آمده خبر داشته اند. آن‏ها همچنین، می‏دانستند که گزارش آگاده از سرنوشت فرعون عیناً همانی است که در قرآن آمده، جز اینکه در سنت‏های یهودی فرعون عملاً نجات می‎یابد و درنهایت به پادشاهی نینوا رسید( و با پادشاهی که ذکر آن در کتاب یوحنا آمده یکی است) و این نکته عجیبی است که دمیل از قلم انداخته است. بنابراین، به نظر می‏رسد که هم قرآن و هم آگاده الهام بخش این بخش از فیلم مبنی بر باور رئامسس بوده اند. 

 

نتیجه گیری

همانگونه که از بحث فوق بر می‏آید، عناصر اسلامی در ده فرمان نامحسوس نیستند. این از آن روست که پژوهش هنری نوردلینگر، استفاده‏اش از قرآن و ارجاعات تحقیق مثل دایره المعارف اسلام و نیز تمایل دینی و ایدئولوژیک دمیل به ساخت فیلمی که مخاطبش یهودیان، مسیحیان و مسلمانان است، همه و همه موسی را شارع و قانونگذار خداوند می‏دانند و ( دراین فیلم) او کسی است که علیه کمونیسم کافر و ملحد هم پیمان شده است. اما برخلاف تلاش دمیل و نوردلینگر و استفاده از هزاران مسلمان مصری به عنوان متخصص در فیلمی که مصریها و یهودی ها ایفای نقش می‏کنند، همه مسلمانان فیلم را نپذیرفتند. درگیری‎ها در خاورمیانه بین اعراب و اسرائیلی‏ها، ماموریت سینمایی بین الادیانیِ دمیل را تحت شعاع قرار داده است. حتی قبل از ساخت فیلم، مجله مصری الهلال گفت که دمیل تلاش می‏کند تا صهیونیسم را گسترش دهد. ممیزی‏ها جلوی نمایش فیلم را به هنگام جنگ سوئز در 1956 بین اعراب و اسرائیل گرفتند. کمی دورتر از تنش‏های اعراب و اسرائیل محمد علی بورگا، نخست وزیر پاکستان یکی از پرشورترین طرفداران و حامیان این فیلم شد و به او چنین نوشت:

امیدوارم که آخرین تلاش شما برای تقویت تفاهم بین سه دین بزرگ جهان موفقیت آمیز باشد. خداوند به شما ابزاری قدرتمند داده تا اندیشه را بگسترانید. من خالصانه امیدوارم که شما عهده‏دار تهیه فیلم‏هایی شوید که پاسدار آزادی و دمکراسی نیز باشند. 

تلاش دمیل برای پیوند مسلمانان، مسیحیان و یهودیان حول داستان موسی و "تولد آزادی" با ارجاعات مشخص به جد مشترک آن‏ها یعنی ابراهیم(ع) بیش از یک دهه در بیانیه کلیسای کاتولیک در خصوص ارتباط کلیسا با ادیان غیر مسیحی (Nostra Aetat) در شورای دوم واتیکان در 1964 رسماً اعلان شد:

کلیسا به مسلمانان احترام می‎گذارد. آن‏ها خدای یکتا را می‏پرستند، در پناه او زندگی می‎کنند؛ او که بخشنده و قادر مطلق است، خالق آسمان و زمین است و با بشر سخن گفته است؛ آن‏ها خود را یکسره تسلیم او کرده‎اند، درست همانطور که ابراهیم کرد، کسی که دین اسلام(به معنای تسلیم در برابر خداوند) از او سرچشمه می‏گیرد. 

همانگونه که ملاحظه شد، نوردلینگر و دمیل پیشتر این ایده‎ها را در ده فرمان(1956) مطرح کرده بودند. افزون بر این، علاقه دمیل و نوردلینگر به قرآن و اسلام به چندیدن دهه تلاش آمریکایی ها در حوزه پیوند ادیان باز می گردد اغلب این تلاش‎ها تنها پس از یازده سپتامبر پدیدار شد. بر مبنای معیارهای قرن بیست و یکم به نظر می‏رسد عناصراسلامی موجود در ده فرمان چندان پر رنگ و شگفت انگیز نباشد. سخن گفتن در مورد ادیان ابراهیمی امروزه برای مردم امری عادی است اما قبل از بیانیه شورای دوم واتیکان اینگونه نبود. با این همه هم اکنون نیز برخی(اگر نگوییم به کلی انکارش می کنند) حداقل آن را زیر سوال می برند. در ذهن دمیل و هنری نوردلینگر هیچ تردیدی در مورد جد ابراهیمی و موسوی یهودیان، مسیحیان و مسلمانان وجود ندارد. چه، قرآن به آنان چنین گفته است.  

 

این مطلب در همکاری انسان شناسی وفرهنگ و مجله  اطلاعات خکمت و معرفت منتشر می شود  

 

 

 

 

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

بازشناسی مفهوم منظرفرهنگی و تعاریف مرتبط با منظر ف...
آیا "خلاقیت" اشتباه بزرگ سیاستهای هنری است؟

Related Posts