ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

سرکوب شديد پس از انتخابات: ساز و کار خويشاوند سالاري در گابن، از کار افتاده



نوشته ي : اوليويه پيو، خبرنگار
ترجمه حوا بختياري

بر خلاف سناريويي که از دهه ها پيش طراحي شده بود، اين بار فرانسه   بلافاصله انتخاب رئيس جمهور گابن در ٣١ روز اوت گذشته را  به رسميت نشناخت . اين انتخابات مورد اعتراض قرار گرفته و در پي آن شورش و آشوب هايي شکل گرفت . مسئله اين نيست که آقاي بونگو بتواند بر سر قدرت باقي بماند يا نه .امروز شاهد برهه جديدي در تاريخ اين کشور کوچک آفريقاي مرکزي هستيم که نمادي از فرانس آفريک ، ( نفوذ فرانسه در کشورهاي آفريقايي فرانسه زبان) متزلزل مي باشد .

« انتخابات را براي شکست خوردن تدارک نمي بينند » اين عبارت آشنا براي مردم گابن را به آقاي عمر بونگو نسبت مي دهند که رهبري کشور را از سال ١٩٦٧ تا ٢٠٠٩ به عهده داشت و اکنون با طنين کاملا خاصي در ليبرويل به گوش مي رسد . بحران پسا انتخابات که ازروز٣١ اوت ٢٠١٦آغاز شد ، باز آفريني تمام عياري از بحران هايي بود که گابن را از سال ١٩٩٠ و از زمان استقرار چند حزبي ، برانگيخته و به آتش مي کشيد . با اين تفاوت مهم و قابل ملاحظه که اين بار : اتحاديه اروپا، فرانسه و سازمان ملل متحد،  بلافاصله بر محترم شمردن «شفافيت» نتايج شمارش آرا تاکيد کرده و به اين ترتيب  سکوتي  که در جريان انتخابات سال ٢٠٠٩ (١) سنگيني کرده بود ،را کنار گذاشتند . در آن زمان جانشيني عمر بونگو فقيد، پيش کسوت روساي جمهور آفريقا و دوست بزرگ فرانسه در دستور کار قرار داشت . اعلام خبر پيروزي آقاي علي بونگو فورا با انتقاد شديد اپوزيسيون مواجه شد که به افشا ي تقلب در شمارش آرا پرداخت . نظرهيات نظارت بين المللي ( اتحاديه اروپا، اتحاديه آفريقا، سازمان بين المللي فرانکوفوني) تظاهرات و راهپيمايي هاي سرکوب شده ، شکايات ارجاع شده به دادگاه قانون اساسي و ... هيچ نتيجه اي نداشت . فرزند احتمالي (٢) جانشين پدر شد، تحت توجهات خير خواهانه رئيس جمهور وقت فرانسه ،آقاي نيکولا سارکوزي که قبل از اعلام نظر دادگاه قانون اساسي به دوستش تبريک و تهنيت گفت .

شمارش آرا با نتيجه رسمي ٧٩،٤١% در جريان تنها يک دور،آقاي بونگو را رسما از دو رقيب خود آقايان پي ير مامبوندو با (٦٤،٢٥% )و آندره امبا اوبامه با (٣٣،٢٥ %) پيش انداخت. پس از آن، چندين تحقيق و بررسي از دستکاري و تقلب در شمارش آرا پرده برداشت . در برنامه مستندي که از کانال دو تلويزيون فرانسه در دسامبر ٢٠١٠ پخش شد، آقاي ميشل دوبن کرس، مشاور سابق رئيس جمهور ژاک شيراک در امور آفريقا بر اين تعبير(٣) صحه گذاشت.چند ماه بعد ، در فوريه ٢٠١١، سايت ويکي ليکس اين مسئله را تائيد کرد، در تلگرامي که در نوامبر ٢٠٠٩ ، سفير ايالات متحده در پاريس ، آقاي شارل ريوکن به وزير امور خارجه خانم هيلاري کلينتون ارسال کرد، آمده بود:   « اکتبر٢٠٠٩، علي بونگو با تغيير نتايج شمارش آرا ، خود را رئيس جمهور خواند .» خانم کلينتون هم فورا به باراک اوباما توصيه کرد که پيروزي آقاي بونگو (٤) را در انتخابات به رسميت نشناسد . اقدامي بي نتيجه؛ چون رئيس جمهور امريکا همتاي خود را در سال ٢٠١١ پذيرفت . روز ١٦ ژانويه    در برنامه اي درکانال ٢ فرانسه، نخست وزير آقاي مانوئل والس، سهوا يا از روي بي توجهي اظهار داشت که آقاي بونگو در سال  ٢٠٠٩ آن طور که مي بايست انتخاب نشده ...

ميزان مشارکت ٩٣،٩٩ درصدي

در سال ٢٠١٦ ، نتايج شهرستان Haut Ogooue،  سرزمين آبا اجدادي خانواده بونگو دوباره بحث برانگيز شد : ٤٦،٩٥ % راي دهندگان به رئيس جمهور منتخب راي داده بودند ، با ميزان مشارکتي بالغ بر ٩٣،٩٩ % به اين معنا که تنها ٥٠ نفر از مجموع ٧١٧١٤ نفر ثبت نام شده در راي گيري شرکت نکرده بودند ! آيا اين شهرستان  طرفدارمسلم خاندان بونگو است؟ به گفته ي خانم کلر- ه که شغل آزاد دارد و در گابن فردي شناخته شده است(٥)  « بايد به اين افسانه خاتمه داد ، ابدا اين طور نيست: علي  پشتيباني که پدرش ازآن بهره مند بود ، را ندارد »

پس چرا اين منطقه اين قدر مورد توجه قرار گرفته؟ به تفسير اقاي گوستاو- د ، روزنامه نگار گابني، فعال در پرونده هاي تحقيق و تفحص، « علي از نتايج آرا در هشت شهرستان ديگر غافلگير شد. با وجود تنظيمات فريب کارانه اي که صورت گرفت، اختلاف آرا به نفع کانديداي اپوزيسيون ژان پينگ، فاحش بود – نزديک به شصت هزار راي؛ حکومت مجبور شد تقلب و دستکاري در آرا را در Haut Ogooue متمرکز کند تا  کمبود آرا خود را جبران کرده و با اختلاف کمي جلو بيافتد .» اين کار اين قدر با شتابزدگي صورت گرفت و اين قدر آشکار بود که گريبان خودشان راگرفت . اين منطقه  بخش مهمي از ٢٩٧ صورت جلسه تنظيم شده را به خود اختصاص داده و ناظراني نيز به محل فرستاده شدند، به گفته ي آقاي پير-پ وکيل مشهور گابني در ليبرويل، «هيات  نظارت اتحاديه اروپا نمي تواند از اين موضوع چشم پوشي کند ، اين مسئله فقط کمي زمان مي برد ».

اين حقوق دان گابني که از طرف اپوزيسيون  عهده دار  فرجام خواهي از دادگاه قانون اساسي شده ، با اين پرونده به خوبي آشناست .« هيات اروپايي نظارت  انتخابات در گابن به واسطه ي قراردادش موظف است به حاکميت گابن و موازين آن احترام بگذارد .اما در جايي از گزارش مقدماتي اش که صحبت از ناهنجاري و تقلب شده ، اين بار  به علي بونگو هشدار داده .» با اين وجود آيا سناريو ي سال ٢٠٠٩ در شرف تکرار شدن نيست؟ به تفسير آقاي ميشل - ک ، کارمند عالي رتبه سابق دولت که هنوز  به خانواده بونگونزديک است : «خير! گابن سال ٢٠١٦ شبيه سال ٢٠٠٩ نيست  . بدون شک، رئيس دادگاه قانون اساسي خانم ماري مادلن امبورانسيو ، کماکان تحت سلطه و نفوذ قدرت است، اما جامعه تغيير کرده . علي از قابليت هاي پدرش برخوردار نيست . او طي چند سال، سيستم متمرکز ، واحد و متحد پدرش را به يک سيستم چپاولگر موروثي تبديل کرد و عزم تغيير را به شدت در مردم گابن بر انگيخت .» 

رژيم آقاي بونگو درجريان دوگانه ي تداوم وگسيختگي ثبت شده ، اين دو گرايش به طرز عجيبي به  بحران سياسي موجود دامن زده اند . نخست  موضوع تداوم، به دليل اين که رفاه و رونق جمهوري گابن بر استراتژي  عايدي حاصل از رانت ، بنا شده که از زمان استقلال کشور در سال ١٩٦٠ تا به حال تغيير نکرده : اقتصاد کشور به طور کامل برتوليد و صادرات منابع طبيعي استوار است . جغرافي دان آقاي رولان پورتيه، پروفسور برجسته دانشگاه پاريس ١ پانتئون - سوربن(٦) يادآور شده :    « در دوران استعمار چوب هاي قيمتي اوکومه بود که عايدي کشور ومنطقه  افريقا استوايي فرانسوي را در مجموع تامين مي کرد. بعد از آن مواد ديگري مانند منگنز ، اورانيم و البته نفت به آن افزوده شد .» در سال ١٩٧٥ گابن به سازمان کشورهاي صادر کننده نفت (اوپک) پيوست . براي تسهيل اين عضويت ، رئيس جمهور آلبر برناربونگو نام اسلامي ال حاج عمر بونگو را براي خود برگزيد . دوران خوش يمن و پر رونقي از آن پس به روي اقتصاد کشور  گشوده شد تحت عنوان« دوازده افتخار آفرين» که تا زمان بحران نفتي سال ١٩٨٥ ادامه داشت ، بعد کشور مجددا يک دوران شکوفايي از اواخر سال هاي ١٩٩٠ تا ٢٠١٤ را تجربه کرد .

پس از بهره برداري از منابع چوب ( ٨٠ درصد سرزمين پوشيده از جنگل است) «چرخه معادن» جانشين آن شد و بعد نفت . استخراج و توليد نفت که از ٢٥٠ هزار بشکه در روز در سال ١٩٧٥، آغاز شد،در اوج توليد در سال ١٩٩٧ به ( ٣٥٠ هزار بشکه در روز يعني ٥،١٨ ميليون تن در سال) رسيد . در آن موقع ، گابن به مثابه «امارات منطقه استوايي» شمرده مي شد . با جمعيت اندک ٨،١ ميليون نفردر سال ٢٠١٣، امورات دولت از عايدي رانتي تامين مي شد که با افت و خيز بهاي مواد اوليه در نوسان بود . آقاي رولان پورتيه اضافه مي کند که : در قلب اين مکانيسم «شرکت هاي بزرگ به ويژه فرانسوي در بخش هاي مختلف (چوب، نفت و اورانيم )  فعال بودند و دولت گابن  به طور نظام مندي ٢٠ درصد  سهام اين شرکت ها را مي خريد. اين امرحدود چهار دهه تامين کننده ي ميليارد ها فرانک CFA  و منشا ثروت اندوزي  نخبگان در قدرت بود، عايدي رانتي حاصل از   مواد اوليه به شکل محدود و جانبي در اقتصاد کشور سرمايه گذاري مي شد .  به گفته ي آقاي توماس آتنگا(٧)، کارشناس علوم سياسي:« دولت رانتير گابن سال ها از طريق چپاول منابع به نفع طبقه حاکمش عمل مي کرد »  در اطراف آن « کاپيتاليسم انگلي رشد کرد و اجازه نداد شرايط زندگي مردم بهبود يابد».

گابن که مدت ها نماد «فرانس افريک » بوداز دولتي متمرکز برخوردار شد که راس آن عمر بونگو مخترع شيوه ي بود  که با خلافکاري و کسب پول مفت، درآمد را با زيرکي بين مناطق و اقوام مختلف و نيروهاي سياسي  کشور  دوباره توزيع مي کرد .اين تقسيم ( ناقص و محدود) از عايدي رانت از منطقي پيروي مي کرد که امروزه به خوبي شناخته شده . ازمجاري رسمي   – از طريق « پاکت پول هايي» که به نزديکان حکومت  وبه شبکه مقامات محلي مي پرداخت - واز راه هاي غير رسمي- از طريق هدايا ي فردي «رئيس جمهور – رهبر» به فراخور  بحران هاي موجود  در (دانشگاه ها، بيمارستان ها و ...)  واز طريق شبکه ي متشکل از معشوقه هاي رئيس جمهور و اطرافيانش .  آقاي رولان پورتيه يادآور مي شود : « در يک دوران، کل محله هايي در ليبرويل از اين گشاده دستي ها  بهره مي بردند که به دستور نخبگان حاکم تعيين مي شد . اين ساختار دولتي بر پايه « عايدي رانتي و فساد» توسط دانشگاهيان متعدد فرانسوي و امريکايي (٨)  به دقت مورد مطالعه و بررسي قرار گرفته  .

نفرين  نفت

از سال ٢٠٠٩ که علي بونگو وارث خاندان بونگو شده، تغيير مشخصي در تشکيلات دقيقي که پدرش  بنا کرد به وجود نياورده . به تفسير آقاي رولان پورتيه :« در اساس، دولت گابن و اقتصاد آن راه تداوم را در پيش گرفته» .به عنوان مثال خانم ماري مادلن امبورانتسو(Marie Madeleine Mborantsuo)، معشوقه سابق عمر بونگو فقيد ، رئيس ديوان قانون اساسي( مرجع ذي صلاح که در سال ١٩٩١ و همزمان با استقرار چند حزبي در گابن تاسيس شد ) بيش از بيست سال است که تصدي اين مقام کليدي را به عهده دارد ...

در زمينه اقتصادي در سال ٢٠٠٩ ، آقاي بونگو خود را براي شرکت در راي گيري از همشهريانش کانديد کرد و« طرح استراتژيک  بلند پروازانه گابن رو به رشد » را ارائه داد PSGE)) که حول محور صنعتي کردن و مديريت پايدار منابع استوار بود .اين طرح که قرار بود افق هاي جديدي را به روي اين کشور بگشايد با اراده ي بسياري از رهبران آفريقايي که دستيابي به رشد و توسعه را در گرو ادغام  پيروزمندانه در عرصه ي جهاني شدن مي ديدند ، همخواني داشت. اين امر هم چنين از احکام نهاد هاي بين المللي ( بانک جهاني ، صندوق بين المللي پول) تبعيت مي کرد ، همان مراجعي که در سال هاي ١٩٩٠،طرح هاي تنظيم ساختاري را  تحميل کرده بودند . PSGE امکان شکل گرفتن چند ابتکار و نوآوري را فراهم کرد . به عنوان مثال در بخش چوب، شرکت هاي خارجي را مجبور کرد تنه در ختان را قبل از صادرات  آماده کنند(بريدن شاخه و برگ و چوب ها) . به اين ترتيب کارخانه ي مبل سازي شکل گرفت و عزمي براي مديريت ارزش افزوده حاصل از تبديل صنعتي در منطقه به وجود آمد . در بخش کشاورزي و صنايع غذايي نيزسرمايه گذاري هايي در جهت توسعه ي کشتزارهاي درخت نخل به منظور روغن گيري و  کائوچو صورت گرفت .اما بعد از  هفت سال در قدرت بودن هيچ کدام از اين ابتکار عمل ها موفق نشدند وزن عايدي رانتي نفت را محدود کرده و کشور را از وابستگي غذايي بيرون بياورند (٨٠ درصد مواد خوراکي وارداتي هستند) – تصويري مشخص از «بيماري هلندي» که اقتصاد هاي وابسته به مواد اوليه را گرفتار و مبتلا مي کند (٩) .

در عمل تنها مورد گسيختگي حائز اهميت،از بابت تغيير در بهاي نفت به وجود آمد  . بدون شک گابن در سال ٢٠١٦ هنوز چهارمين توليد کننده طلاي سياه در کشورهاي جنوب افريقا ، بعد از نيجريه آنگولا و جمهوري کنگو به شمار مي آيد. اما اين ثروت اساسي براي دولت (٧٠ درصد صادرات، ٢٠ درصد توليد ناخالص داخلي و ٤٠ درصد  درآمد و بودجه کشور ) بعد از شوک اقتصادي در تابستان ٢٠١٤ از بين رفت . بعد از اين که قيمت نفت دو سال قبل  از مرز ١٠٠ دلار گذشت، قيمت هر بشکه در سال ٢٠١٦ به زير٤٠ دلار رسيد . نتيجه اين که : بدهي دولتي به شدت افزايش يافت و بودجه و سرمايه گذاري ها را زير فشار شديدي برد .اين تغيير شرايط Port- Gentil مرکز اقتصادي کشور را  در تنگنا گذاشت . طي يک سال،بازيگران شبکه نفتي (توتال ، شل، والکو و..) و  Schlumberger, Addax Petrolium Satram,etc)) پيمانکاران فرعي يک دفعه سرمايه گذاري هايشان را قطع کرده و برخي از سايت  ها را بسته و تعداد زيادي از کارگران را اخراج کردند .به گفته ي سازمان ملي کارکنان نفت  در طي ١٨ ماه نزديک به ٤٠٠٠ شغل ( در  جمعيت ١٤٠ هزار نفره) يا به شکل موقت درآمده يا از بين رفته اند. وارونگي و تغييري از اين دست  که به گفته ي بانک جهاني به بخش هايي مانند بخش کشاورزي- صنايع غذايي ، ساخت و ساز ، چوب و حمل و نقل ضربه زده و مي تواند  به سرعت در بطن جامعه (١٠) تاثير بگذارد  .

چون دولت رانتير وچپاول گر سهم روزمره وکوچکي را به شهروندان اختصاص مي دهد  کوچک ترين اختلال مي تواند منجر به بروز  مشکلات و مصائب  اجتماعي  شود.

 اگر درآمد سرانه اين کشور را در صدر کشورهاي آفريقايي قرار داده که – با محاسبه قدرت خريد، توليد ناخالص داخلي براي هر نفراز ١٥١٠٠ دلار در سال ٢٠٠٩ به٢٠١٠٠ دلار در اوايل سال ٢٠١٥ رسيده – در مورد شاخص رشد و توسعه انساني ، اين کشور به رده ي١١٢ جهان سقوط کرده که در برگيرنده ي معيارهاي اجتماعي مانند دسترسي به درمان يا آموزش مي باشد. بيش از نيمي از مردم گابن امروزه زير خط فقر زندگي مي کنند .


تلفيق اين فاکتورها –تداوم و پايداري دولت رانتير، فساد ، تنزل و افت شديد اقتصادي و اجتماعي- ژرفا و شدت بحران سياسي را که اواخر ماه اوت سر باز کرده را توضيح مي دهد. طي سال هاي گذشته ، زندگي روزمره در پايتخت و همين طور در اکثر شهر ها( ٨٥ درصد جمعيت کشور در مناطق شهري زندگي مي کنند )به حدي تنزل کرده که بافت اجتماعي در حال از هم پاشيدن است . سياهه ي مشکلات و آسيب هاي روزمره مردم گابن هم شامل فقير شدن جوانان بيکار (٣٠ درصد جمعيت فعال بيکار است که ٦٠ درصد آن را جوانان تشکيل مي دهند )، بازداشت و دستگيري هاي سريع در جريان تظاهرات دانشجويي يا سنديکايي ( که از ژانويه ٢٠١٦ افزايش يافته)، سخت شدن دسترسي به درمان و بهداشت (٣٠٠از اين پس  هزار فرانک CFA حدود ٤٥٠ اورو  به عنوان وثيقه براي پذيرش در بيمارستان دريافت مي کنند )  نارسايي و ضعف  خدمات رساني در بخش هاي دولتي، قطع مداوم برق ...

اين ها جنبه هايي از خشونت است که اعمال مي شود « اقدامات فيزيکي » که تهاجمات روحي و سلب صلاحيت اجتماعي را به بار مي آورد که در برگيرنده فشارها و اعمال خشونت باري است که به دستور دولت ونمايندگانش (١١) به اجرا گذاشته مي شوند . اين تندي و بد رفتاري  در افراطي گري نهفته دربخشي از فرهنگ hip-hop يافت مي شود که در سال هاي ١٩٩٠ مورد قبول وتوجه جوانان بود. روزنامه نگار گابني آقاي گوستاو- د  مي گويد : «   در حال حاضر اکثر اعضاي اپوزيسيون در ليبرويل نگران جانشان هستند» . نيروهاي سرکوبگر علي بونگو«مزدوران نقاب داري » را براي انجام کارهاي پست و فرومايه گماشته اند . روز ٨ سپتامبرآقاي ژان پينگ مخالف رژيم تصميم گرفت بالاخره تقاضاي فرجامي را تسليم دادگاه عالي کشور کند ، آقاي پير – پ ، وکيل چنين توضيح مي دهد :« من به خوبي با رموز اين نهاد آشنايي دارم ، مثل هميشه  ظواهر دموکراسي در گابن حفظ  شدند. ما اين دادگاه وهم چنين کميسيون ملي انتخابات  مستقل و دائمي(Cenap) را داريم  :دو نهادي که مي بايست  شفافيت و احترام به قانون را تضمين کنند اما کمي که دقيق مي شويم با چهره واقعي اولياي امور روبرو مي شويم : آن ها کاملا جذب قدرت شده اند . به همين دليل نزديکان ژان پينگ براي طرح شکايت ترديد داشتند ».

با مرور ترکيب ديوان عالي کشور (نه قاضي که سه نفرشان توسط رئيس جمهور تعيين شده، سه نفر توسط رئيس مجلس سنا و  سه نفر توسط رئيس مجلس شورا ملي ، دونفر از نزديکان خاندان بونگو ) و داستان ديوان قانون اساسي (خانم رئيس  براي چهارمين بار تصدي دوره هفت ساله اي! را به عهده گرفت ) يقيني شکل مي گيرد: تکيه و تمايل اين نهاد هميشه  به قدرت بوده. دهه هاست که دولت گابن مردم را به بازي سايه ها عادت داده که در آن هر رازي هم به خوبي حفظ شده و هم اين که همه از آن مطلعند .

بسيج خياباني

يک تفاوت بزرگ، انتخابات سال ٢٠١٦ و ٢٠٠٩را متمايز مي کند : بسيج مردم، انجمن ها ، سنديکاها ... . مردم که مطمئن بودند آراي شان در انتخابات ٢٠٠٩ «دزديده» شده بسيج شدند ، دلگرم از وقايعي که بيرون از مرز ها اتفاق افتاده : موج «بهار عربي » سال ٢٠١١ و سرنگوني رژيم هاي خودکامه ، شکست آقاي سارکوزي در انتخابات رياست جمهوري فرانسه ٢٠١٢ و به خصوص سرنگوني قدرت استبدادي آقاي بلز کمپائوره در بورکينا فاسو در سال ٢٠١٤ (١٢) . بعد از تحريم انتخابات مجلس توسط اپوزيسيون در سال ٢٠١١ ، چندين سازمان براي ايجاد رفرم هاي سياسي و اصلاح نهادهاي دولتي،شکل گرفت . به عنوان مثال از سال ٢٠١٢ جنبش « اين طور بس است !»  شکل گرفته و هدفش راتشکيل دولتي بهتر و شفافيت در انتخابات سال ٢٠١٦ تعيين کرده . با تلاش مستمر و لابي گري با مقامات فرانسوي و بين المللي از طريق برگزاري کنفرانس هاي متعدد  در پاريس و استراسبورگ به معرفي ديدگاه خود پرداخته. اين سازمان به دفعات – مانند ساير جنبش هاي مدني  - در مورد ريسک بالاي تقلب در آستانه انتخابات هشدار داده بود  . اين چنين رئيس جمهور آقاي فرانسوا اولاند به مجرد رسيدن به قدرت در ماه اوت ٢٠١٢ سند «خروج از بحران» را دريافت کرد . انصراف کانديداهاي مختلف به نفع ليست واحدي که توسط آقاي ژان پينگ ارائه شده بود، آخرين مرحله از استراتژي آينده نگرانه بود. اين بسيج سياسي و حقوقي براي شکستن ترکيب دارودسته ي بونگو کافي خواهد بود ؟ بدون شک آقاي بونگو،وزير دفاع سابق ( ١٩٩٩ – ٢٠٠٤) مي تواند روي وفاداري ارتش و پليسش حساب کند . اما اين يگان و سپاه منظم و سازمان دهي شده  نيز فشارهاي اجتماعي و خانوادگي را متحمل مي شود .

 آقاي بلز کامپائوره ، اين مسئله را در سال ٢٠١٤ تجربه کرد، درست مثل زين العابدين بن علي در تونس در سال ٢٠١١ . در خصوص پشتيباني و حمايت هاي خارجي ، رئيس جمهور منتخب از متحدين و هم پيمايان قابل اعتماد اندکي در قاره برخوردار است . به ويژه ، و برخلاف سناريو سال ٢٠٠٩ ، پاريس واشنگتن ، استراسبورگ و آديس آبابا، ( مقر اتحاديه آفريقا) به طور رسمي از بروز برخي « نابهنجاري و تخلفات » در جريان انتخابات ابراز تاسف کردند و خواستارمراعات «شفافيت» با شمارش مجدد آرا ، صندوق به صندوق و در حضور ناظران بين المللي شدند .

پاريس، ١٨ سپتامبر ٢٠١٦، آقاي پير - پ ، وکيل ، حملات اخير حکومت بر عليه بارزترين فرد اپوزسيسون را تفسير مي کند :« آن ها نفهميده اند که هيچ کس تصور واهي در مورد پينگ و برنامه اش در صورت به قدرت رسيدن ، ندارد. کسي فراموش نکرده که او يکي از اعضاي قديمي دارو دسته ي بونگوست . اما پشت پرچم اوست که امکان سرنگوني خاندان بونگو وجود دارد و اين مهم ترين مسئله است ». ناگهان آقاي وکيل به  صحبت راديو گوش فرا داده و دقيق مي شود.خبر اين که در جريان ديدار از پايتخت فرانسه آقاي Moundounga  ، وزير دادگستري گابن که اخيرا استعفاداده ( روز ٦ سپتامبر استعفايش را اعلام کرد) در مصاحبه با راديو بين المللي فرانسهRFI   از ترس و نگراني براي جانش صحبت مي کند . او به افشاي سرکوب سياسي و سو قصدهايي که در گابن بر عليه اش ترتيب داده شده بود مي پردازد.

آقاي پير – پ ، مي گويد :« تاريخ در حرکت است ». اين بار مردم گابن نخواهد گذاشت انتخاباتشان را تصاحب و قبضه کنند. اگر فرجام هاي حقوقي و نهاد هاي بين المللي نظارت نتوانند بونگو را به پذيرفتن شکست وادارند،  مردم گابن حکم شان را در خيابان ها صادر خواهند کرد . بايد ديد به چه قيمتي .


(١)
 Lire Philippe Leymarie ‘’ Au Gabon , Ali Bongo joue avec le feu ‘’ , Defense en ligne, 31 aout 2009  .
http;//blog.mondediplo.net

(٢)
Depuis les annees 2000, la filiationde M Ali bongo fait polemique : est – il bien le filsd’ Omar Bongo ou bien un enfant adopte au Biafra dans les annees 1950 ?  L’enjeu est de taille puisque la naissanceau Gabon conditionne le droit de se presenter a une election .

(٣)
 Le film de Patrick Benquet, Francafrique : 50  annees sous le sceau du secret, Infrarouge 2011.
(٤)
Regis Marzin, Gabon , du coup d’etat electoralde 2009  au  depart anticipe d’Ali Bongo ? blog regard excentrique 2  janvier 2015  .

(٥)
 Pour des raisons de securite , certains de nos interlocuteurs ont souhaite conserver l’anonymat.

(٦)
Auteur notamment de l’ouvrage Le Gabon, these d’etat publiee a l’Harmattan , Paris 1989 .

(٧)
 Thomas Atenga ,Gabon ,apprendre a vivre sans petrole ,Politique Africaine, n 92 Paris decembre 2003.

(٨)
 Douglas A YatesThe Rentier State in Africa: Oil Rent  Dependency and Neocolonialism in the Republic of Gabon, Africa World Press, New Jersey 1996 .

(٩)
Bertrand Feutemio: Le Gabon , un pays si riche... mais tres pauvre, Publibook, Paris 2008 .

(١٠)
Banque Mondial, Gabon vue d’ensemble ,2016

(١١)
 Alice Aterianus Owanga,Mebiam Zomo, Joseph Tonda , La violence de la vie quotidienne  a Libreville .Antropologie prospective, Louvain la Neuve,a paraitre en octobre 2016.

(١٢)
 David commeillas, Coup de balai citoyen au Burkina fasso . Le Monde Diplomatique avril 2015 .
لوموند دیپلماتیک اکتبر 2016

انسان شناسی و فرهنگ ناشر رسمی  این مجله در ایران است


  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

لطفا کمک های خود را به حساب زیر واریز کنید و در صورت دلخواه با ایمیل به ما اطلاع دهید.

شماره حساب بانک ملت: 117360766

شماره شبا: IR98 0120 0000 0000 0117 3607 66

شماره کارت: 7329-6247-3377-6104

به نام آقای رضا رجبی

شهادت گونه‌ای از مرگ؛ خوانشی نو از شهادت (3) 
مستند آب بلده فردوس