ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

انسان‌شناسی درد و رنج (40)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار‌پور در زمینه درمان درد چنین فنونی می‌توانند در آرامش فرد، بهبود سوختگی‌ها، کاهش درد دندان، دردهای ناشی از سرطان یا اثرات معالجه به رادیوتراپی و شیمی درمانی، درد در اعضای قطع شده بدن، سندرم مزمن، فیبرومیالژی، دردهای سرکش، میگرن‌ها، مؤثر باشند (سالم، بُن‌ون، 2007). این روش هم چنین امکان می‌دهد که در هنگام اعمال جراحی درد را کاهش داد و یا بیمار را بی‌حس کرد، یا آستانه تحمل را بالا برد، خستگی را کاهش داد و حساسیت و شدت دریافت‌های بیرونی را کمتر کرد. هم چنین استفاده از خواب مصنوعی کافی است تا سوختگی‌ها تزریقات را قابل پذیرش کند ... [1] به نظر ژانه، چه در زمینه هیستری و چه در زمینه خواب مصنوعی، سوژه به تجربه‌ای می‌رسد که در آن موقعیت‌های متفاوت ذهنی خویش را از یکدیگر جدا می‌کند. بیمار حوزه‌های متفاوت شناخت خود را از یکدیگر متمایز می‌کند بدون آن...
ادامه خواندن
43 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج (38)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور سرگردانی اغلب به این خواست [بیمار] بستگی دارد که دیگر خودش بنا است از همه مسئولیت‌‌های تفکیک‌ناپذیری که داشتن یک نام، یک چهره، یک تعلق (پیوند) و یک سرگذشت ایجاب می‌‌کنند، رها شود. تمایل به آنکه دیگر ناچار نباشد بار سنگین «خود بودن» را تحمل کند. این کمرنگ شدن بدن را به امری نه چندان ضروری تبدیل می‌‌کند همچون داده‌ای که همیشه همراه او [بیمار] است. زیرا موقعیت انسان موقعیتی کالبدی است اما در این شرایط بدن به چیزی بی‌تفاوت، تو خالی و رها شده بدل می‌‌گردد. فرد خود را از بدن خویش رها می‌‌کند، آن را نادیده می‌‌گیرد، دیگر چندان رابطه‌ای به آن احساس نمی کند و تنها زمانی به خویش رسیدگی می‌‌کند که با موقعیتی حاد و ناگزیر روبرو شود. درست مثل فرد بی‌خانمانی که او را به بدان ناچار می‌‌کنند به صورتی ریشه‌ای تمیزی را بپذیرد هر چند علاقه‌ای...
ادامه خواندن
150 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج (37)


داوید لوبروتون، برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور تأثیر این داده‌‌ها براحساس درد به بهترین شکلی در چیزی که پزشکی بدان نام اثر پلاسبو، را می‌‌دهد، مشهود است (بشر، 1959؛ لوموآن 1988). پلاسبو در حدود 35% از بیماران که از درد رنج می‌‌برند به کاهش درد منجر می‌‌شود. در حالی که مورفین در 75% از آن‌ها مؤثر است. در رویکردی عمومی نیز مطالعاتی که با روش دو مجهولی به انجام رسیده‌اند نشان می‌‌دهند که پلاسبو در مقایسه با سایر داروها دارای کارایی 50 درصدی است. در این زمینه انتظاراتی که درمانگران دارند به همان اندازه اهمیت دارد که انتظارات بیمار. به عبارتی هرگونه دخالت درمان‌گرانه به صورت بالقوه به رویکردهایی بستگی دارد که نسبت به آن وجود دارد. شیوه‌ای که در درمان انجام می‌‌گیرد به نوبه خود بر تأثیرگذاری روش‌‌های به کار برده مؤثر است. البته کاهش درد به وسیله پلاسبو نافی شدت و واقعیت دردی نیست که بیمار تحمل...
ادامه خواندن
200 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج (36)


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور گذر از یک تجربه دردناک، اگر فرد از اطلاعات و ابزارهای شخصی مناسبی برخوردار باشد که بتواند اضطراب خود را میان ببرد و اگر بداند که در اطراف او هیچ‌کس رهایش نخواهد نکرد، بسیار آسان‌‌تر است. افزون بر این همه چیز وابسته به شرایط و چگونگی تحول حس‌‌های فرد است. دو مطالعه قدیمی که نتایج آن‌ها هنوز معتبر به حساب می‌‌آیند، نشان می‌‌دهند که تا چه اندازه اطلاعات دریافت شده به وسیله بیمار در روندی که تجربه بستری شدن در بیمارستان به حس‌‌های او می‌‌دهد، بر آرامش یافتنش مؤثر است. بیمارانی که برای یک جراحی آماده می‌‌شوند در این مطالعه به دو گروه تقسیم شدند، گروه اول کسانی بودند که اطلاعات بسیار دقیقی از محل جراحی و پیامدهای آن، نوع درد محسوس در این عمل، مدت زمان آن و ابزارهایی که برای کنترل این درد وجود دارد، دریافت می‌‌کردند. در عین حال...
ادامه خواندن
177 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج (35): تلفیق محتوا


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور معنایی که فرد رنج دیده به تجربه دردآور خود می‌دهد، رابطه او را با درد نیز معین می‌کند. اچ کی بِشرِ در طول جنگ جهانی دوم و در جبهه ایتالیا جمعیتی از سربازان زخمی را مشاهده کرده بود که با تیراندازی دشمن به این حال افتاده بودند. چیزی که باعث تعجب او شده بود، آرامش آن‌ها در گلایه‌هایشان از درد و پایین بودن سطح نگرانی‌شان پس از بیرون رفتن از جبهه جنگ بود. تنها یک سوم از این سربازان زخمی تقاضا کرده بودند برای آرامش درد به آن‌ها مرفین تزریق شود و باید دانست که این سطح از تحمل را به هیچ عنوان نباید مربوط به ضربه‌ای دانست که در این موقعیت بر آن‌ها وارد شده بود، زیرا این ضربه در مراحل بعدی نیز در آن‌ها تداوم می‌‌یابد. بِشرِ (1959) رفتار این سربازان را با رفتار بیماران غیرنظامی (یعنی همان‌ها اما در...
ادامه خواندن
165 بازدید

انسان‌شناسی دردورنج (34)


داوید لوبروتون ترجمه ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور یک مادر کم توجه یا غیر قابل دسترس کودک را دچار سردرگمی می‌کند. به همین ترتیب اگر مادر در رفتارهایش پاسخ‌های متناسب یا متناقضی به انتظارات کودک ندهد او را با همین وضعیت روبرو می‌کند. نبود پاسخ‌های مناسب از طرف مادر یا نزدیکان کودک باعث می‌شود که رفتارهای نامناسب در او به صورت پایدار باقی بماند. فشار عصبی بر کودک منجر به آن می‌گردد که او تنش‌‌های درونی خود را که به عنوان مثال با برخی از رفتارها روحیه او را در هم می‌شکنند به بیرون بریزند. بعضی از کودکان خود را زخمی می‌کنند، بعضی از آن‌ها در رفتارهای غیرقابل کنترلی خود را به دیواره تخت می‌کوبند. بدین ترتیب شاهد آن هستیم که کودکان خود را با محیط خانوادگی خویش انطباق می‌دهند اما برای این کار ناچارند بهای سنگینی به صورت ضربه‌ای که بر عواطف آن‌ها می‌خورد و کاهش کیفیت روابط‌شان با...
ادامه خواندن
220 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج (33): میان کنش‌های خانوادگی


داوید لوبروتون /  برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور شرایط عاطفی دوران کودکی اغلب قابل مطالعه در پژوهش‌های انسان شناختی نیستند اما برای درک رابطه با درد، اساسی‌اند. پژوهشی که ژ. بناهم (G. Benahem) (1994) انجام داده نشان می‌دهد که از هر سه فرانسوی، یک نفر اعلام کرده که در دوران کودکی با مشکلات عاطفی طولانی مدت روبرو بوده است. این افراد در هنگام رسیدن به بزرگسالی 43% بیشتر به بیماری مبتلا می‌شوند. این نابرابری در ابتلای به بیماری در سن بزرگسالی، همچنین به تفاوت در اقلیم زندگی در دوره‌ی کودکی نیز بستگی دارد. در مقام مقایسه، نابرابری‌های اجتماعی در سلامت، اهمیت کمتری را نشان می‌دهند. این مطالعه نشان می‌دهد که مسائل عاطفی متعددی در طول سال‌های متمادی بر افراد تأثیرگذار بوده‌اند. کمبود محبت به صورت آماری 49% جمعیت مورد مطالعه را در معرض ابتلا به بیماری‌ها و بیشتر در سنین بزرگسالی قرار داده که از این افراد 57% به...
ادامه خواندن
221 بازدید

انسان‌شناسی درد ورنج (32): داوید لوبروتون برگردان ناصرفکوهی و فاطمه سیارپور


درد در مراسم پاگشایی، از هرگونه رنجی خالی است، و برعکس روزنه و دروازه‌ای است گشوده به سوی زمانی که از راه می‌رسد، جلوه‌ای نو، قاطیعتی از تغییر در موقعیت فرد، جای گرفتن خوشبخت او در گروه. «آزمون‌های پاگشایی دردهایی هستند که به سوی یک معنا هدایت می‌شود. این نظم، این معنا در آن واحد هم به شما تعلق دارد و هم به جهانی که ما برگزیده‌ایم،یا کسیکه ما را برگزیده است» (ژولین، 1993، 55). در حالی که درد ناشی از بیماری یا تصادف، آکنده از رنج است، از انفراد، خُرد شدن در لحظه حال بی‌‌آنکه چشم اندازی در کار باشد، بی‌آن که معنایی پیش رویمان باشد. درد پاگشایانه دارای یک بُعد هویتی است، این درد، فرد را در احساس مشترکی [با گروه] قرار می‌دهد و قابلیت او را در تحمل بالا می‌برد، این درد که همه گروه در آن مشارکت می‌کنند، به همین دلیل سبک‌‌تر است و از حادترین...
ادامه خواندن
209 بازدید

انسان‌شناس دردو رنج (31): درد به مثابه رویدادی خصوصی


داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور بازنمایی‌های فرهنگی قدیمی که با درد پیوند می‌خورند، چند سال است در حال از میان‌رفتن هستند؛ دلیل این امر فردی‌شدن [هر چه بیش‌تر] حس‌هاست. به جای این بازنمایی‌ها داده‌های تکه‌تکه و بینشی صرفاً فناورانه می‌نشینند که تلاش می‌کند هرگونه ابتکار فردی درباره خودش را از میان ببرد. به نظر می‌رسد یک راه حل فنی، یک مولکول مناسب می‌تواند درد را آرام کند. البته این امر، غیرمستقیم خواسته می‌شود اما همین که فرد خود را هم‌چون یک بیگانه نسبت به خود به دیگران واگذارد. اگر پزشکی نتواند پاسخ مناسب را بدهد، می‌تواند بر میزان رنج او بیافزاید. درد تبدیل به موضوعی خصوصی شده است و امروز دیگر درون یک بازنمایی مشترک قرار بگیرد که از سطح فرد فراتر رود. به نظر نمی‌رسد یک مصیبت فردی، منابع بیش‌تری از فرد برای مبارزه با آن بگیرد و باید به پزشکان برای آرامش‌یافتن مراجعه کند. اما...
ادامه خواندن
212 بازدید

انسان‌شناسی رنج و درد (30): داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار پور


ف.کامون با یادآوری خاطراتی از دوران کودکی در ایتالیا تأکید می‌کند که همیشه مجبور بود از خودش «شجاعت» نشان دهد. «اگر بچه‌ها زخمی می‌خوردند، اگر انگشتانشان ورم می‌کرد، دختران می‌توانستند گریه کنند. اگر لازم بود بچه‌ای را به درمانگاه می‌بردند یا دندانش را می‌کشیدند، حتماً کسی همراه دختربچه‌ها می‌رفت، اما پسربچه‌ها باید تنها می‌رفتند، چون [می‌گفتند] آن‌ها مرد هستند». یک روز او را بدون بیهوشی در حالی که پدرش نگهش داشته بود، عمل کردند تا یک غده را از پایش دربیاورند. دکتر پانسمان ضدعفونی‌شده در آب داغ را درون سوراخ پایش می‌کرد تا چرک را با یک انبر کوچک بیرون بکشد. «من روی صندلی چسبیده بودم، دکتر زانو زده و جلوی پایم روی زخم کار می‌کرد و پدرم با دو دست بزرگش مرا محکم از پشت گرفته بود، پنج دقیقه فریاد می‌کشیدم، یک ربع گریه می‌کردم و نیم‌ساعت عرق کرده و می‌لرزیدم»(ص 115). بعد از عمل، پدرش او را روی...
ادامه خواندن
264 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج (بخش 29): داوید لو بروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور


بیماران ایتالیایی یا یهود دائماً از همراهی نزدیکانشان برخوردارند و گلایه‌های آن‌ها دارای ارزش ارتباطی و مبادله با اطرافیان را دارد. به نظر زوبروفسکی رویکردهای نسبت به درد از خلال اجتماعی‌شدن انجام می‌گیرد که والدین و نزدیکان کودک برای او انجام می‌دهند. الگوهای رفتاری در خلال درونی‌شدن یا تقلید به فرد منتقل می‌شوند و به وسیله تشویق یا تذکر والدین تقویت می‌شوند. بدین ترتیب کودک بیمار مورد توجه و مورد محبت است (...) کودکان نیز به دنبال توجه والدین‌شان هستند و برای این کار درد خود را به صورتی «نمایشی» و «عاطفی» بیان می‌کنند. والدین نیز آن‌ها را تشویق کرده و بدین ترتیب بر میزان گلایه‌های آن‌ها از درد افزوده می‌شود و همین توجه به آن‌ها در این شرایط سخت را بیش‌تر می‌کند. در خانواده‌های یهودی بازشناسی (به رسمیت‌شناختن) بیماری یا درد با نوعی آموختن نوعی اضطراب همراه است. برعکس بیمارانی که ریشه قدیمی آمریکایی، پروتستان و آنگلوساکسون دارند، در...
ادامه خواندن
270 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج (27) / داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور


فصل دوم - درد و حس ها « به سهولت می توان دریافت که آنچه درد و لذت را در انسان تشدید می کند، خاصیتی در روح اوست. جانوران با واگذاشتن احساس های خود در بدنشان، آزاد و ساده می مانند و در نتیجه در همه حرکات مربوط به این امر یکسانند. و اگر ما نیز در اندام هایمان آنها را از ضوابطشان خارج نمی کردیم، شاید می توانستیم احتمالا وضعیت بهتری داشته باشیم و طبیعت به دردو لذت ما موقعیت معتدل تر و مناسب تری می داد. و با حفظ این وضعیت مناسب و مشترک، از آن برخوردار می شدیم. اما از آنجا که ما خود را از بند این قواعد رها کرده و به دست سرگردانی های آزادی های خیالپردازانه مان سپرده ایم، باید دستکم کاری کنیم که این احساس ها در مناسب ترین وضعیت قرار بگیرند. » مونتنی، رساله‌ها درد در فرهنگ درد نیز همچون سایر دریافت...
ادامه خواندن
283 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج / داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار پور 


  بخش بیست و ششم: دگردیسی درد  اگر درد ِ ناشی از یک بیماری یا پی آمدهای یک حادثه ،  دچار  دگردیسی شود  این روند در جهت بهتر یا بدتر شدن خواهد بود. شکی نیست که درد، پس از آنکه پشت سرگذاشته شد، صرفا نوعی  یادآوری نسبت به هستی است  گونه ای از آنچه باید در جمله معروف «به یاد داشته باش که باید بمیری» [ پانویس: جمله ای در تاریخ مسیحیت به لاتین memento mori ت. م.] ببینیم. بسیاری از بیماران بر آن هستند که دوره  درد خود را به مثابه  آگاهی یافتن نسبت به شانس  خویش نسبت به تجدید زندگی شان، تجربه کرده اند. این بیماران، می گویند: حال که تجربه درد را پشت سر گذاشته اند، از آن درس گرفته اند. خروج از رنج و درد  دارای نوعی فضیلت است که خویشتن را تغییر می دهد. این خروج  به ما شکنندگی مان را یادآوری می کند و از...
ادامه خواندن
261 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج (25): داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور 


پیر کونو (P. Queneau)  و س. ژالاد(S. Jallade) ، در یک کار پیش‌گام، پیش از این  بر نکته‌ای تأکید کرده بودند: اینکه  در برابر  شرایطی که ما با شکست  درمان درد روبرو می شویم، وطیفه  فرد درمانگر آن است که به بیمار کمک کند  به شکل دقیق‌تری مشکل وجود یک  موقعیت روانی آغازین در تداوم درد را درک کند؛ می‌گوییم دقیق‌‌تر زیرا بیمار خود به صورتی ضمنی این موضوع را حس می‌کند.  اما وظیفه دیگر درمانگر آن است که  بیمار را بدون تحقیر وی، متقاعد کند که وجود این مسئله روانی ربطی برای مثال به شکننده‌بودن  شخصیت او ندارد (Dueneau, Jallade, 1974, 60). روشن است که در اینجا به هیچ وجه بحث ما آن نیست که درمان‌های پیشین کنار گذاشته شوند بلکه منظور صرفاً آن است که به بازگشتی با خویشتن از خلال  یک همراهی  روان درمانی برسیم. ژالاد به تجربه‌ای اشاره می‌کند که به بیست و نه بیمار دارای...
ادامه خواندن
445 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج (24) / داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور 


ساختن با درد خطری که بیمار را تهدید می‌کند آن است که درد را به بخشی از هویت خویش تبدیل کند و به یک دردمند «مزمن» تبدیل شود و هویت پیشین خود را به گونه‌ای از دست دهد که رنج همه‌ی وجودش را تسخیر کرده و او در برابر این که در قلب هستی خویش قطب‌های دیگری برای علاقمندی داشته باشد، شکست بخورد. به عنوان نمونه برای بعضی از افراد، کارکردن تبدیل به نوعی داروی آرامش‌بخش می‌شود به صورتی که در لحظه‌ای فرد را از هاله‌ی درد بیرون کشیده و درون فعالیت‌هایی مشغول کند که بتواند اعتبار اجتماعی خود را حفظ کند. در چنین حالتی ما دیگر با یک بیمار دردمند مزمن روبرو نیستیم بلکه با مرد یا زنی سروکار خواهیم داشت که درگیر فعالیت خود بوده و همکاری با دیگران و پیش‌بینی درباره‌ی کارهایی که باید انجام دهد می‌اندیشد. او دیگر صرفاً بر درد خویش تمرکز نمی‌کند و به...
ادامه خواندن
365 بازدید

انسان شناسی درد و رنج (23): داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور


  به رسمیت شناخته‌شدن موقعیت شخصی رنج برای بیمار، در دسترس‌بودن کسی که درمان را بر عهده دارد و گشایش بدن‌ها به یک تأثیرگزاری نمادین می‌انجامد. تماس بدن با بدن وقتی با شخص دیوانه انجام می‌گیرد امری نادر است و سبب از کار افتادن حرکات دیگری می‌شود. البته حرکت آرامش‌بخش هرگز حرکتی مکانیکی به حساب نمی‌آید، تأثیر آن بستگی به کیفیت حضور و بنابراین تماس دارد. به این ترتیب است که باید سخن سیمون دوبوآر را در روایتی که از مرگ مادرش نوشته است درک کنیم:«دردهای مادرم به هیچ عنوان خیالی نبود، دلایل آن‌ها ارگانیک(اندامی) و دقیق بودند. با وجود این وقتی از سطحی پایین‌تر می‌آمدیم حرکات دوشیزه مارتن آن دردها را آرام می‌کرد؛ به همین ترتیب حرکات خانم هورت ران او را آرام نمی‌کرد» [1] . دستی که بر پیشانی یا شانه او گذاشته می‌شود یا بازویی را می‌فشارد این دست دایی را از میان برده و همبستگی و...
ادامه خواندن
434 بازدید

انسان‌شناسی رنج و درد (22)


- برگردان ناصر فکوهی و  فاطمه سیارپور   همراهی با بیمار با وجود این، اراده بیمار معطوف به آن است که خود را از انفراد خارج کرده، رنج را پشت سر گذاشته و به دیگران بپیوندد. این یک تناقض است که به سختی می‌توان از آن عبور کرد. برای نزدیکان بیمار هرچند نمی‌توانند درد او را از آنِ خود کنند، اما دست کم می‌توانند در مبارزه او با درد مشارکت کرده و نقطه اتکایی باشند که به بیمار امکان می‌دهد همه توان خود را بسیج کند. شیون و گلایه، زمانی که سخن از کار بازمی‌ماند به نوعی زبان تبدیل می‌شود. حتی زمانی که شیون‌ها محتوایی معنادار در بر ندارند به شکلی اطلاعات درباره خود را به دیگران منتقل می‌کنند جایی که فرد به مرزهایی می‌رسد که دیگر نمی‌تواند «خود» باشد و درهمان حال با شیون‌های خود فراخوانی برای کمک‌گرفتن از دیگران می‌دهد. آنچه زمینه یک شیون را تشکیل می‌دهد زبانی...
ادامه خواندن
353 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج (21)


برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور انفراد درد جهان را به دو نیمه می‌کند و دو گروه را از هم جدا می‌کند، بدون آن که تعمدی در این کار داشته باشد. یکی گروه کسانی که سالم‌اند و هستی برای‌شان امری بدیهی است و دیگر کسانی که رنج می‌برند و خود را در نوعی برزخ احساس می‌کنند. انسان می‌تواند ترس را میان خود و دیگران به اشتراک بگذارد زیرا درد درون پوست و گوشت انسان‌ها جای می‌گیرد و بدن به یک موقعیت درونی شکنجه‌آور و غیرقابل دسترسی برای دیگران بدل می‌شود. بدین ترتیب، درد گاه دیگر جایی برای درگیرشدن با جهان باقی نمی‌گذارد و همه چیز را از پیش روی خود برمی‌دارد. تا حدی که حتی می‌تواند زوج‌ها را از هم جدا کرده و کارشان را به طلاق بکشاند. رابطه عاطفی با جهان در نبردی که باید با رنج بدان دست زد تحلیل رفته و از میان می‌رود. قابلیت ایجاد رابطه...
ادامه خواندن
545 بازدید

انسان شناسی درد و رنج (20)


  برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  درد ناپیدا در زندگی روزمره و در خلال دیدارهای متعارف کسی که رنج خود را پنهان می‌کند یا آن را بی‌سروصدا تحمل می‌کند از احترام بیش‌تری در نزد دیگران برخوردار است تا کسی که به رفتارهای دردمند و درد خود را که به نظر مردم باید امری خصوصی باقی بماند، به رخ بکشد. چنین فردی به صورت خطرناکی خود را در معرض تحقیر افراد پیرامون خود یا دیگرانی قرار می‌دهد که در جهان اجتماعی او حضور دارد. هر گونه که بتوان آن را «مبالغه‌آمیز» در بیان درد نامید به مثابه هیاهوی بی‌جا و بی‌فایده تلقی می‌شود. به این ترتیب گزاره درد بر اساس مخاطبین گوناگونی شکل می‌گیرد که فرد با آن‌ها روبروست و به شکلی از رفتار یک‌سان استناد نمی‌کند بلکه از رفتارهایی هم‌چون تغییر لحن سخن‌گفتن، سکوت‌ها و اشاره‌های متناسبی نسبت به مخاطبین خاص خود استفاده می‌کند. درد مزمن موقعیت فردی و...
ادامه خواندن
578 بازدید

انسان شناسی رنج و درد(18)


برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور  بخش18  بیمارانی که از دردهای سرکش رنج می‌برند این تجربه را از سر گذرانده‌اند که درون مارپیچی بی‌پایان وارد می‌شوند که در آن پرگویی پزشک در نقش یک قاضی مردد ظاهر می‌شود که باید دائماً او را نسبت به شدت درد متقاعد کرد و به هیچ عنوان نمی‌توان واقعیت درد را به صورت بدیهی نشان داد. به صورتی که اگر عوامل بیولوژیک قابل مشاهده نباشند تنها چیزی که باقی می‌ماند اعتماد پزشک به گفتار بیمار است که خود را به ضرورتی اخلاقی و حتی بالینی بدل می‌کند. در زمانی که بیمار در تعلیق به سر می‌برد و در آرزوی آن است که سرانجام معنایی برای دردی که می‌کشد بیابد و فراتر از این به انتظاری که شدیداً دارد و آن این که بیماری یا مشکلش شناسایی شده و یک واکنش درمانی سرانجام ممکن شود. در این زمان است که بیمار از خلال تشخیص بار...
ادامه خواندن
628 بازدید