ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

بافت اجتماعی فرهنگی اسطوره ها و آیین ها ی مونتانی: دنیای اسطوره ای مونتانی

برگردان: هادی دولت آبادیمونتانی ها دارای دو نوع اسطوره هستند: اسطوره های سُنت های مقدس و اسطوره هایی در پیوند با سنت های محلی.  در این دو گروه، اسطوره هایی یافت می شوند که به آنها اسطوره های «قهرمانی» می گوییم و اتفاقات عصر را بیان می کنند؛ «عصر قهرمانی» حکایت دوره ای است که قهرمانان فرهنگی یا تمدن ساز در آن می زیسته اند. اسطوره های محلی تغییر ماهیت داده  و مطابق با دغدغه های جدید غنی شده اند و تغییر دادنشان آسان تر است. اسطوره های سنت مقدس به گونه ای بنیادین از نسلی به نسل دیگر یکسان می¬مانند.تمامیت اسطوره های سنت مقدس با دستوراتی که هیچ فرد مونتانی قادر به سرپیچی از آن نیست تضمین می شود. در درجۀ اول، مادر بومی می بایست هر شب این اسطوره¬ها را برای فرزندانی که هنوز به سن بلوغ نرسیده اند حکایت کند. چنین است که هر فرد مونتانی که با...
ادامه خواندن
12 بازدید

نگاهی به بخش چهارم کتاب انسان‌شناسی هنر:هنر و فاشیسم

فکوهی، ن.، ۱۳۹۱، انسان‌شناسی هنر (زیبایی، قدرت، اساطیر)، تهران: نشر ثالث     «در واقع طبیعت با فیزیک درون خود چنان مناسبات و روابط بی‌پایانی را دارد که نه به یک نظم، بلکه به میلیاردها نظام گوناگون دامن می‌زند. فاشیسم از میان این مجموعه‌های بی‌پایان، تنها یک مجموعه را به‌طور ساختگی و بر اساس دستگاه ایدئولوژیک خود انتخاب می‌کند و آن را «نظم الهی» می‌شمارد.» بخش چهارم کتاب، به «هنر و فاشیسم» پرداخته‌است. این بخش از بنیان‌های نظری و تاریخی ایجاد فاشیم آغاز می‌شود و با زیبایی‌شناسی فاشیستی در حوزه‌ی عکس، سینما، ادبیات و معماری ادامه می‌یابد. در واقع فاشیسم واکنشی است ویران‌گر که در برابر خشونت و تخریب سال‌های پس از جنگ جهانی اول سر بر می‌آورد؛ واکنشی که برآمده از فضای عمومی اجتماع است. اجتماعی سرخورده، شکننده و هراسان. این شرایط در فاشیسم متبلور می‌شود و به ظهور گسترده‌ای می‌رسد. بدین ترتیب، چنان‌که در کتاب آمده‌است، با مردمانی مواجهیم...
ادامه خواندن
38 بازدید

آرش کمانگیر: از ابراهیم پورداود تا بهرام بیضایی

  کامیار عابدی به احترامِ استاد جلال خالقی مطلق در هشتادمین سال تولّد او 1. پیش‌سخن الف) آشنایی ایرانیان و غیر ایرانیان با اسطورۀ آرش کمانگیر در دورۀ قبل از اسلام، از طریق داستان‌های شفاهی و اوستا بوده است و در دورۀ بعد از اسلام، از راه اشاره‌هایی در برخی آثار منظوم، و نیز شماری از کتاب‌های تاریخی مانند تاریخ طبری، آثارالباقیۀ ابوریحان بیرونی، تاریخ گردیزی، غررالسّیر ثعالبی و چندین و چند اثر دوره‌های میانی و متأخر(در این زمینه ر.ک: آرش تیرانداز، تفضّلی، صص76-79). این آشنایی در دورۀ تجدّد ادبی، به ویژه با نشر گزارش یشت‌ها در آغاز سدۀ شمسی 1300 به قلم و تحقیق ابراهیم پورداود جانی دیگر گرفت. البته، جست‌وجوی اسطوره‌شناختی در آرش کمانگیر پس از این دهه، همچنان تداوم یافت. اما در همین دوره ایرانیان همراه با این قهرمان حماسی از حوزۀ پژوهش به قلمرو آفرینش نیز گام نهادند. نوشتۀ حاضر پیگیری سیر تاریخی ـ تحلیلی داستان...
ادامه خواندن
72 بازدید

افسانه‎های خراسان، جلد هفتم: اسفراین

خزاعی، حمیدرضا(1382) افسانه‎های خراسان، جلد هفتم: اسفراین، مشهد: ماه جان. گردآوری و مستندسازی افسانه‌های ایران به عنوان بخش مهمی از ادبیات شفاهی مردم ایران از دو جهت حائز اهمیت به نظر می‎رسد. بُعد نخست اهمیت وجه میراثی افسانه‎هاست. در واقع افسانه‎ها که بصورت نقل سینه به سینه در طول سال‎ها و قرن‎ها تا امروز در چرخۀ حیات خود آبدیده شده، به نسل امروز منتقل شده‎اند، جلوه‎ای از اصالت و فرهنگمندی انسان ایرانی را به نمایش می‎گذارند. بُعد دوم اهمیت گردآوری و مستندسازی افسانه‎ها، وجه کارکردی و کاربردی این مواد فرهنگی برای دنیا امروز است. گردآوری و مستندسازی افسانه‎ها امکان بهره‎برداری این موارد ارزشمند فرهنگی را در حوزه‎های مختلف زندگی انسان امروزی فراهم می‎کند. بدون آن که بخواهیم به توضیح مفصل این بّعد بپردازیم، به اختصار می‎توان به کاربردها و دلالت‎های بالقوۀ افسانه‎ها و مواردی از این دست،  در حیطۀ گسترش شناخت مانند فهم شرایط اجتماعی و فرهنگی امروز که قاعدتاً ریشه...
ادامه خواندن
100 بازدید

اسطوره «زمین» و نسبت آن با معماری: زمین به‌مثابه اسطوره

فهم زمین به‌مثابه اسطوره‌ای جاودانه در عالم ذهن انسان، آن‌قدر ازلی و سرشته در وجود آدمی است که کمتر به نقش و تأثیر آن در تعریف حیات، سرنوشت و آفرینش فضای زندگی، پرداخته شده است. اگر به‌زعم الن داندز اسطوره، افسانه و مسير قدسي است که شرايط موجود جهان و مردم را تشريح می‌کند، اسطورهها در ارتباط تنگاتنگ با معنويت تعريف ميشوند. از همین رو، کشف اسطورههاي وجودي نقش مهمي در فرايند طراحي و ساخت معماری دارند. مسیر زندگی، سیر به سمت فهم عالم و کشف ناشناخته‌هاست و هرآنجا که انسان از فهم عالم بازمی‌ماند، امر ناشناخته را به‌مثابه قدرتی ماورائی و اسطوره‌ای می‌پندارد که بی‌تردید در سرنوشت او مؤثر است. از این رو، اسطورهها شامل هنجارها و فرهنگ جامعه هستند و نه تنها بهعنوان عامل انتقال اين فرهنگ به نسل بعدي مؤثر بوده بلکه در زمينة طراحي براي ايجاد دانش، براي کشف چگونگي اين زندگي و خردِ پيشنهاد زندگي...
ادامه خواندن
193 بازدید

خدایان سفر در اساطیر

  نوشین کاظمی   اسطوره معرب واژه «هستوريا» به معني جستجو، آگاهي و داستان است. اساطير نماينده تداوم فرهنگي يک ملت و به نوعي تاريخ آن هستند و پيوندي ناگسستني با آيينها و عقايد ديني دارند. از سوي ديگر اسطوره، تجسم خواستهها و احساسات آدمي است در مقابله با درماندگيها. نقشي که اسطوره در دين دارد آنها را از حکايتها متمايز ميکند. آدمي ميکوشد که در دين خويش شناختش را از خويشتن، طبيعت و محيط خود بيان کند. اين جستار بر آن است تا به بررسي تعدادي از خدايان سفر در جهان و به ويژه در ايران بپردازد. در اين ميان آنچه حائز اهميت است، نه صحت تاريخي داستانها، بلکه مفهومي است که براي معتقدان آنها در بردارد.   اولين مسافر تاريخ؛ مسافري براي زندگي در جستجوي اسطورهاي، صحبت از اولينها است. چگونه ميتوان به دنبال نشانههاي سفر در ناخودآگاه جمعي بشر بود و از «گيلگمش» نگفت. حماسه سومري گيلگمش، حماسه...
ادامه خواندن
170 بازدید

رقص – نمایش بهارت ناتیام

نسیم کمپانی  مقدمه: رقص های  باستانی و سنتی شبه قاره هند در واقع ریشه در تاریخ و فرهنگ کهن این بخش از جهان دارد,در نقاشی های غارهای آجانتا در شهر اورنگ آباد ایالت ماهاراشترا که حدود 2000 سال قدمت دارد و در کنده کاری های معابد باستانی در سراسر هند بخوبی می توان این هنر اصیل را مشاهده کرد.در واقع به این رقص ها می توان اصطلاح (تاتر آهنگین هندی )را اطلاق کرد ,زیرا آن ها در واقع بیان کننده تاریخ ,فرهنگ و تمدن باستانی هند می باشند ,رقصندگان با نشان دادن حرکات و اشارات دست ,صورت و چشم ها در واقع داستان ها را تعریف و تشریح می کنند.کلمه شاستریا Shastriya  کلمه ای است سانسکریت  که به معنای کلاسیک در زبان انگلیسی  است و در واقع بیان کننده  اجرای سبک های هنری  رقصنده  می باشد ,در کل رقص های کلاسیک هندی بازگو کننده داستان های خیر و شر و...
ادامه خواندن
144 بازدید

خدای بانوان آب و خاک 

تمام فرهنگ‌های باستان باور دارند که چهار عنصر آب، باد، خاک و آتش، جهان را شکل داده‌اند. فیلسوفان یونان باستان چهار عنصر را به اخترشناسی ارتباط می‌دهند و پدیده‌های مختلف زندگی را با چهار عنصر مرتبط می‌دانند و این عناصر را جوهر نیروهای طبیعت لحاظ می‌کنند. چهار جهت اصلی، و چهارفصل و چهار عدد اول و چهار نت اول در ارتباط با عناصر اربعه هستند. گاستون باشلار فیلسوف معاصر فرانسوی، چهار عنصر را پایه‌ی انگاره‌ها و فرضیات جهان می‌داند. نیکلای بردیائف فیلسوف دینی روسی قرن نوزدهم عقیده دارد که زنان بیش از مردان به روح جهان وابسته‌اند و با نیروهای صادره از چهار عنصر ارتباط دارند. بر مبنای تحلیلی نمادگرا چهار عنصر مرتبط‌های خود را تعیین می‌کند و هریک از عناصر را به سوی واقعیتی معلوم راهنما می‌شود. هریک از عناصر بر دیگری تأثیر دارد و هریک دیگری را تولید یا نابود می‌کند. از میان چهار عنصر، باد می‌وزد اما...
ادامه خواندن
278 بازدید

هنگامی که گاو درخشان، سال را با شاخ زرینش می گشاید

از دوره ای نامعلوم هنگامی که هنوز نیاکان ایرانی با هندیان یکی بودند، میترا را می پرستیدند. هم سروده های ودا سرشار از ستایش اوست و هم اوستا به رغم دو نظام الهیاتی موجود در آن میترا ستوده می شود(Cumont, 1903:p.1).  ما امروز مطمئنیم که از زمان هخامنشیان باورهای مزدایی فراتر از آسیا بسیار گسترده بود. در دوران هخامنشیان «پارسیسم» بر باورهای دینی یهودیان تاثیر گذارده بود و برخی از باورهایی چون دیوان و فرشتگان، پایان جهان و رستاخیز ایرانی از طریق گروههای یهودی در سواحل دریای میانه گسترده شده بود (Cumont,1914:159) ایران برخلاف روم در قرن اول میلادی توانست نفوذ خود را بر آسیای صغیر و میانرودان گسترش دهد. با چنین گسترشی در آسیای صغیر و سوریه رموز میترا نیز در غرب گسترش یافت، گرچه خیلی پیشتر در زمان پومپیوس (Pompejus) در 67 پ.م. کیش میترا در روم نفوذ کرده بود، اما گسترش واقعی آن از زمان فلاویوس (Flavius)...
ادامه خواندن
266 بازدید

معرفی کتاب پیوند عشق میان شرق و غرب

  فصل یکم، خاکساری و افتادگی در ادب عاشقانه‌ی عرب ستاری، ج.، ۱۳۷۹، پیوند عشق میان شرق و غرب، تهران: نشر فردا «اول او وسواس و آخر او افلاس، اول او اسف و أخر او تلف، العشق سکر، خماره تلف» با گام نهادن در ادبیات جهان، شیوه‌ی فهممان از دیگری تغییر می‌کند. ادبیات دریچه‌ای است که مخاطب را برای درک نزدیک‌تری از تاریخ، وقایع، تمایزات و سرگذشت یک فرهنگ آماده می‌نماید. ادبیات گرچه بازنمای وضعیت غالبی است که در آن متولد می‌شود؛ اما خواه ناخواه تبلور بخشی از فرهنگ غیر رسمی و واقعیات اجتماعی نیز هست که می‌تواند فهم ما از فراز و فرود سرنوشت‌های متکثر را غنی‌تر کرده، کلیشه‌ها را بزداید و مرزهای سیاسی دولت-ملت‌ها را کم‌رنگ کند. چرا که ادبیات آیینه‌ی تمام ‌نمای تبادلات و تأثرات ایده‌های انسان‌‌هایی است به وسعت جهان و نشان می‌دهد بیش از آن‌چه فکر می‌کنیم از طریق شبکه‌های تاریخی-جغرافیایی متعدد به یکدیگر وابسته‌ایم....
ادامه خواندن
398 بازدید