ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

محیط در انسان شناسی

  مقاله ای که امیلیو موران در این کتاب ارائه داده است با محوریت اکوسیستم در بیولوژی و انسان شناسی است. در این قسمت به شرح این مقاله می پردازم. طبق تصمیم گسترده ی جبر گرایان محیطی و تفصیل یافته های استقرایی احتمالات، استوارد روش تحقیقی را مطرح کرد که به جزئیات تجربی، دقت و توجه زیادی داشت و از راه علت و معلول به فهم درستی از محیط، سازمان اجتماعی و عملکرد انسان برای استفاده از منابع پیوند می خورد. استوارد بیش از هرکس دیگری عرصه ی فعل و انفعالات انسان/محیط زیست را تعیین کرد. او نهاد های اجتماعی را به گونه ای مورد بازنگری قرار داد که گویی یک واحد عملکردی هستند که این توانایی را دارند تا راه حل هایی را برای مسائل محیط زیستی ارائه کنند. علاوه بر این بیشتر اقدامات صورت گرفته برای عملی کردن نگرش اکولوژی فرهنگی نیاز به تغییر استراتژی های اولیه تحقیقاتی داشت...
ادامه خواندن
33 بازدید

انسان‌شناسی درد و رنج (24) / داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیارپور 

ساختن با درد خطری که بیمار را تهدید می‌کند آن است که درد را به بخشی از هویت خویش تبدیل کند و به یک دردمند «مزمن» تبدیل شود و هویت پیشین خود را به گونه‌ای از دست دهد که رنج همه‌ی وجودش را تسخیر کرده و او در برابر این که در قلب هستی خویش قطب‌های دیگری برای علاقمندی داشته باشد، شکست بخورد. به عنوان نمونه برای بعضی از افراد، کارکردن تبدیل به نوعی داروی آرامش‌بخش می‌شود به صورتی که در لحظه‌ای فرد را از هاله‌ی درد بیرون کشیده و درون فعالیت‌هایی مشغول کند که بتواند اعتبار اجتماعی خود را حفظ کند. در چنین حالتی ما دیگر با یک بیمار دردمند مزمن روبرو نیستیم بلکه با مرد یا زنی سروکار خواهیم داشت که درگیر فعالیت خود بوده و همکاری با دیگران و پیش‌بینی درباره‌ی کارهایی که باید انجام دهد می‌اندیشد. او دیگر صرفاً بر درد خویش تمرکز نمی‌کند و به...
ادامه خواندن
55 بازدید

مفاهیم کلیدی در فرهنگ و زبان (۵): مغز

  جان شومن برگردان زهرا خلجی اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، مغز را می‌توان شامل یک دستگاه حسی پسین، دستگاه حرکتی پیشین و یک نظام ارزیابی کم و بیش پسین و جلویی در نظر گرفت. نظام ارزیابی میزان ارتباط انگیختگی و اهمیت احساسی کنشگرها، کنش ها و چیزهایی که سازوکار حسی آن ها را دریافت می‌کند، می‌سنجد تا کنش های حرکتی یا ذهنی مناسب در برابر محرک را تعیین کند. ما بر اساس ارتباط یا ارزش، فکر می‌کنیم یا دست به کاری می‌زنیم. ارزش سه نوع دارد: هم ایستایی،‌ هم ایستایی اجتماعی  و جسمی.  ارزش هم ایستایی به ایستایی زیست شناسی و کارکرد های ابتدایی بدن مربوط می‌شود. ما به گونه‌ای رفتار می‌کنیم تا تنفس، دمای بدن، سیری و امنیت جسمی مناسبی را حفظ کنیم و محرک های محیطی را به نسبت میزان ارتباطشان به این کارکرد ها می‌سنجیم. ارزش هم ایستایی اجتماعی به تمایلات ذاتی ما به تعامل با...
برچسب ها:
ادامه خواندن
66 بازدید

تاریخچه مختصری از نوجوانی (9)

داوید لوبروتون برگردان آریا نوری فصل پنجم « در سن 16 سالگی برای من یک دوچرخه خریدند و از آن به بعد دیگر کسی هرگز من را ندید.» ( پول موران) جوانان تنها در چارچوب تاریخ منحصر به فرد خود در بطن شرایط خاص اجتماعی – فرهنگی ، جنسیتی  و به خصوص احساسی ، وجود داشته ، دارند و خواهند داشت. از حدود بیست سال پیش تا کنون ، نوجوانی به واسطه ی تغییرات گسترده ی فرهنگی و اجتماعی ای که جوامع مدرن ما به خود دیده اند ، مفاهیم گسترده و کاملا متنوعی پیدا کرده و به معنای کلی تر شکوفایی عظیمی را به خود دیده است. دوران قبل از نوجوانی بعضا به مثابه خروج نمادین از دوران کودکی قلمداد می شود. برخی هم به ناگاه از این دوران عبور می کنند  ، مثل دخترانی که بدن نابالغ خود را برای نشان دادن جذابیتی در معرض دید قرار می دهند...
ادامه خواندن
111 بازدید

انسان شناسی پزشکی

انسان­شناسی از روزهای آغازین مساله سلامت، بیماری، درمان و پزشکی را مورد مطالعه خود قرار داده است. اما حدود پنج دهه است که این مطالعات به شکل سازمان­یافته و تخصصی با موضوعیت پزشکی، بدن و بهداشت انجام شده و به عنوان گرایشی جدید تحت عنوان انسان­شناسی پزشکی مطرح شده است  (Sobo, 2004, Young and Rees, 2011, Alexandrakis, 2011, Barnard and Spencer, 1996). علاقه انسان­شناسی به پزشکی، بیماری، و مرگ به آغاز این رشته در دهه 1870 بازمی گردد. بیماری و درمان برای انسان شناسان قرن 19 یک حوزه با مرزهای بسته و مشخص نبود. آنها که موجود انسانی را در حال گام برداشتن بر روی یک نردبان افقی از جادو، به چندخداپرستی، تک­خداپرستی و در نهایت علم­گرایی می­دیدند، در خلال مطالعه بر روی علایق مشترک، یعنی دین، جادو و سحر به طور اتفاقی با موضوع بیماری و درمان نیز برخورد می­کردند (Young and Rees, 2011:592).  اگر به مطالعات انسانشناختی از...
ادامه خواندن
337 بازدید

آموزش امر جنسی، بلی یا خیر؟!

سه شنبه 5 بهمن  ساعت 20:30 ، سومین قسمت از برنامه «به اضافه مستند»، با پخش و بررسی مستند «یک پیشنهاد ساده» از شبکه مستند سیما روی آنتن رفت. در این برنامه که با حضور کارگردان، یاسر عرب، و کارشناس مذهبی حجت الاسلام زائری  به بررسی وضعیت آموزش مسائل جنسی در کشور پرداخته شد. یکی از بحث­های اساسی در مستند یک پیشنهاد ساده و بحث و گفتگوی میان کارشناسان مساله آموزش جنسی به کودکان و نوجوانان بود که این مساله در نظرسنجی این برنامه نیز منعکس شد. این نوشتار کوتاه، سعی دارد تا به  زبانی ساده به واکاوی این مساله که آیا آموزش جنسی درست یا غلط است و به درستی یا نادرستی خود این پرسش بپردازد. برای این منظور لازم است چند پرسش پایه­ای­تر دیگر را پیش بکشیم. آیا جنسیت یک امر طبیعی، بیولوژیک، غریزی و ثابت است؟ آیا انسان­ها همه امور، از جمله امور بدیهی­ای همچون مرگ، خوردن،...
ادامه خواندن
1040 بازدید

پیوند زبان شناسی و انسان شناسی فیزیکی

برگردان زهرا خلجی چرا ما در قالب فکری خود یک زبان ایتالیایی، یک زبان آلمانی و یا یک زبان فرانسوی جدا را می سازیم؟ ما همواره به دلایل نامعلومی درتلاشیم تا گویشوران مختلف را دسته بندی کنیم. این شیوه‌ی اندیشیدن، در گوناگونی انسان نیز خود را نشان می دهد. به نظر می‌رسد ما به طور طبیعی افراد را در طبقه بندی های مجزا قرار می‌دهیم. جان رلتفورد برای بیان منطق پشت این اندیشه مثال قد را می‌زند. قد یک متغیر پیوسته است، آيا لازم است که گروه های بلند، متوسط و کوتاه و  غیره را تشکیل بدهیم؟ (یعنی در روش خود از مقیاس فاصله ای به مقیاس ترتیبی برویم؟) مشکلات تشکیل چنین دسته بندی هایی از قبل مشخص است. مرزبندی ها باید کجا کشیده شوند؟ تا چه تعداد از این مرزبندی های کافی است؟ درحالیکه گوناگونی انسانی چند بعدی و بسیار پیچیده تر از مثال قد است، این مثال به...
ادامه خواندن
271 بازدید

انسان شناسی رنج ودرد (15)

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار پور  بخش 15  لیریس از تجربه «خشونت‌آمیزی» که در 5-6 سالگی داشته سخن می‌گوید. پدرومادرش به اومی‌گویند که می‌خواهند او را به سیرک ببرند اما در واقع به نزد یک جراح می برند  که لوزه های او را بدون جراحی درمی‌آورد. «من هیچ‌چیز به یاد ندارم جز حمله ناگهانی جراح که ابزارش را درون گلویم فروبرد دردی که احساس کردم و فریاد وحشتناکی که هم‌چون حیوانی که شکمش را بدرند از من بلند شد(...) این خاطره به نظرم دردناک‌ترین یادگار دوران کودکی‌ام است. نه فقط نمی‌فهمیدم چرا این درد به من تحمیل شده بلکه احساس می‌کردم که مرا گول‌زده‌اند در یک دام افتاده‌ام و قربانی یک بی‌شرمی بی‌رحمانه از طرف بزرگ‌سالان شده‌ام، از طرف کسانی که با من مهربانی کرده بودند تا سپس مرا به زیر وحشیانه‌ترین خشونت‌ها بکشند. همه بازنمایی من از زندگی بدین‌ترتیب از این ماجرا متأثر شد. جهان به...
ادامه خواندن
365 بازدید

جنسیت و جبرگرایی بیولوژیک

دایره المعارف فلسفه استنفورد برگردان زهره دودانگه ظاهرا اکثر مردم معمولاً چنین می‌پندارند که جنس و جنسیت با یکدیگر همزیستی دارند: زنان انسان‌های مونث هستند و مردان انسان‌های مذکر. در طول تاریخ بسیاری از فمینیست‌ها با این پندار مخالفت کرده و از تمایز میان جنس/جنسیت حمایت کرده‌اند. در حال حاضر چنین پذیرفته شده که: «جنس» (sex) بر مبنای ویژگی‌های بیولوژیک (کروموزوم‌ها، اندامهای جنسی، هورمون‌ها و دیگر مشخصات فیزیکی) نشان انسان مذکر یا مونث است؛ «جنسیت» (gender) بر مبنای مولفه‌هایی اجتماعی  دلالت بر زنان و مردان دارد (نقش، موقعیت، رفتار یا هویت اجتماعی). انگیزه اصلی فمینیستی برای ایجاد این تمایز مقابله با جبرگرایی بیولوژیک است که بیولوژی را سرنوشت‌ساز می‌شمارد. یک مثال شناخته شده از جبرگرایی بیولوژیک، دیدگاه گدس و تامپسون (Geddes and Thompson) ** است که در سال 1889 درباره ویژگی‌های اجتماعی، روانشناختی و رفتاری ناشی از موقعیت متابولیک (سوخت و سازی) استدلال کردند. [بر اساس این دیدگاه] انتظار می‌رفت که...
ادامه خواندن
549 بازدید

جنسیت: ریشه شناسی و معنا

  معادل انگلیسی جنسیت gender  منسوب به قرن چهاردهم میلادی است. این اصطلاح از واژه قدیمی gendre در فرانسه (که امروز به صورت genre درآمده) برگرفته  شده و هردوی آنها در واژه لاتینی genus ریشه دارند که نوع، گونه ، اصل و نژاد معنا می‌دهد. این واژه لاتینی برای ترجمه اصطلاح یونانی genos استفاده شده است (1). gen- در یونانی در لغات ترکیبی به معنای تولید کردن (to produce) است. واژه gender از اواخر قرن چهارم به عنوان فعل نیز در زبان انگلیسی استفاده شده و برگرفته از فعل genrer و gendrer در فرانسه و generare  در لاتین است که تولد بخشیدن و تولید کردن معنا می‌دهد.   در واژه نامه‌های امروزی، من جمله وبستر، اولین معنایی که برای واژه gender ذکر شده وضع مرد male یا زن female بودن است. تمایز میان gender و sex برای اولین بار توسط جان مانی (John Money) روانشناس نیوزیلندی در سال 1955 طرح شد: sex...
ادامه خواندن
506 بازدید