ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی پزشکی

انسان­شناسی از روزهای آغازین مساله سلامت، بیماری، درمان و پزشکی را مورد مطالعه خود قرار داده است. اما حدود پنج دهه است که این مطالعات به شکل سازمان­یافته و تخصصی با موضوعیت پزشکی، بدن و بهداشت انجام شده و به عنوان گرایشی جدید تحت عنوان انسان­شناسی پزشکی مطرح شده است  (Sobo, 2004, Young and Rees, 2011, Alexandrakis, 2011, Barnard and Spencer, 1996). علاقه انسان­شناسی به پزشکی، بیماری، و مرگ به آغاز این رشته در دهه 1870 بازمی گردد. بیماری و درمان برای انسان شناسان قرن 19 یک حوزه با مرزهای بسته و مشخص نبود. آنها که موجود انسانی را در حال گام برداشتن بر روی یک نردبان افقی از جادو، به چندخداپرستی، تک­خداپرستی و در نهایت علم­گرایی می­دیدند، در خلال مطالعه بر روی علایق مشترک، یعنی دین، جادو و سحر به طور اتفاقی با موضوع بیماری و درمان نیز برخورد می­کردند (Young and Rees, 2011:592).  اگر به مطالعات انسانشناختی از...
ادامه خواندن
220 بازدید

آموزش امر جنسی، بلی یا خیر؟!

سه شنبه 5 بهمن  ساعت 20:30 ، سومین قسمت از برنامه «به اضافه مستند»، با پخش و بررسی مستند «یک پیشنهاد ساده» از شبکه مستند سیما روی آنتن رفت. در این برنامه که با حضور کارگردان، یاسر عرب، و کارشناس مذهبی حجت الاسلام زائری  به بررسی وضعیت آموزش مسائل جنسی در کشور پرداخته شد. یکی از بحث­های اساسی در مستند یک پیشنهاد ساده و بحث و گفتگوی میان کارشناسان مساله آموزش جنسی به کودکان و نوجوانان بود که این مساله در نظرسنجی این برنامه نیز منعکس شد. این نوشتار کوتاه، سعی دارد تا به  زبانی ساده به واکاوی این مساله که آیا آموزش جنسی درست یا غلط است و به درستی یا نادرستی خود این پرسش بپردازد. برای این منظور لازم است چند پرسش پایه­ای­تر دیگر را پیش بکشیم. آیا جنسیت یک امر طبیعی، بیولوژیک، غریزی و ثابت است؟ آیا انسان­ها همه امور، از جمله امور بدیهی­ای همچون مرگ، خوردن،...
ادامه خواندن
901 بازدید

پیوند زبان شناسی و انسان شناسی فیزیکی

برگردان زهرا خلجی چرا ما در قالب فکری خود یک زبان ایتالیایی، یک زبان آلمانی و یا یک زبان فرانسوی جدا را می سازیم؟ ما همواره به دلایل نامعلومی درتلاشیم تا گویشوران مختلف را دسته بندی کنیم. این شیوه‌ی اندیشیدن، در گوناگونی انسان نیز خود را نشان می دهد. به نظر می‌رسد ما به طور طبیعی افراد را در طبقه بندی های مجزا قرار می‌دهیم. جان رلتفورد برای بیان منطق پشت این اندیشه مثال قد را می‌زند. قد یک متغیر پیوسته است، آيا لازم است که گروه های بلند، متوسط و کوتاه و  غیره را تشکیل بدهیم؟ (یعنی در روش خود از مقیاس فاصله ای به مقیاس ترتیبی برویم؟) مشکلات تشکیل چنین دسته بندی هایی از قبل مشخص است. مرزبندی ها باید کجا کشیده شوند؟ تا چه تعداد از این مرزبندی های کافی است؟ درحالیکه گوناگونی انسانی چند بعدی و بسیار پیچیده تر از مثال قد است، این مثال به...
ادامه خواندن
204 بازدید

انسان شناسی رنج ودرد (15)

داوید لوبروتون برگردان ناصر فکوهی و فاطمه سیار پور  بخش 15  لیریس از تجربه «خشونت‌آمیزی» که در 5-6 سالگی داشته سخن می‌گوید. پدرومادرش به اومی‌گویند که می‌خواهند او را به سیرک ببرند اما در واقع به نزد یک جراح می برند  که لوزه های او را بدون جراحی درمی‌آورد. «من هیچ‌چیز به یاد ندارم جز حمله ناگهانی جراح که ابزارش را درون گلویم فروبرد دردی که احساس کردم و فریاد وحشتناکی که هم‌چون حیوانی که شکمش را بدرند از من بلند شد(...) این خاطره به نظرم دردناک‌ترین یادگار دوران کودکی‌ام است. نه فقط نمی‌فهمیدم چرا این درد به من تحمیل شده بلکه احساس می‌کردم که مرا گول‌زده‌اند در یک دام افتاده‌ام و قربانی یک بی‌شرمی بی‌رحمانه از طرف بزرگ‌سالان شده‌ام، از طرف کسانی که با من مهربانی کرده بودند تا سپس مرا به زیر وحشیانه‌ترین خشونت‌ها بکشند. همه بازنمایی من از زندگی بدین‌ترتیب از این ماجرا متأثر شد. جهان به...
ادامه خواندن
289 بازدید

جنسیت و جبرگرایی بیولوژیک

دایره المعارف فلسفه استنفورد برگردان زهره دودانگه ظاهرا اکثر مردم معمولاً چنین می‌پندارند که جنس و جنسیت با یکدیگر همزیستی دارند: زنان انسان‌های مونث هستند و مردان انسان‌های مذکر. در طول تاریخ بسیاری از فمینیست‌ها با این پندار مخالفت کرده و از تمایز میان جنس/جنسیت حمایت کرده‌اند. در حال حاضر چنین پذیرفته شده که: «جنس» (sex) بر مبنای ویژگی‌های بیولوژیک (کروموزوم‌ها، اندامهای جنسی، هورمون‌ها و دیگر مشخصات فیزیکی) نشان انسان مذکر یا مونث است؛ «جنسیت» (gender) بر مبنای مولفه‌هایی اجتماعی  دلالت بر زنان و مردان دارد (نقش، موقعیت، رفتار یا هویت اجتماعی). انگیزه اصلی فمینیستی برای ایجاد این تمایز مقابله با جبرگرایی بیولوژیک است که بیولوژی را سرنوشت‌ساز می‌شمارد. یک مثال شناخته شده از جبرگرایی بیولوژیک، دیدگاه گدس و تامپسون (Geddes and Thompson) ** است که در سال 1889 درباره ویژگی‌های اجتماعی، روانشناختی و رفتاری ناشی از موقعیت متابولیک (سوخت و سازی) استدلال کردند. [بر اساس این دیدگاه] انتظار می‌رفت که...
ادامه خواندن
451 بازدید

جنسیت: ریشه شناسی و معنا

  معادل انگلیسی جنسیت gender  منسوب به قرن چهاردهم میلادی است. این اصطلاح از واژه قدیمی gendre در فرانسه (که امروز به صورت genre درآمده) برگرفته  شده و هردوی آنها در واژه لاتینی genus ریشه دارند که نوع، گونه ، اصل و نژاد معنا می‌دهد. این واژه لاتینی برای ترجمه اصطلاح یونانی genos استفاده شده است (1). gen- در یونانی در لغات ترکیبی به معنای تولید کردن (to produce) است. واژه gender از اواخر قرن چهارم به عنوان فعل نیز در زبان انگلیسی استفاده شده و برگرفته از فعل genrer و gendrer در فرانسه و generare  در لاتین است که تولد بخشیدن و تولید کردن معنا می‌دهد.   در واژه نامه‌های امروزی، من جمله وبستر، اولین معنایی که برای واژه gender ذکر شده وضع مرد male یا زن female بودن است. تمایز میان gender و sex برای اولین بار توسط جان مانی (John Money) روانشناس نیوزیلندی در سال 1955 طرح شد: sex...
ادامه خواندن
394 بازدید

کتاب مرجع مرگ و مردن

.      درباره پدیدآورندهگردآورنده مجموعه مقالات متنوع و موضوعی حاضر در این دو جلد کتاب راهنما با عنوان "کتاب مرجع  مرگ و مردن"  (Handbook of Death and Dying)، کلیفتون بریانت(1932-2010) جامعه شناس و استاد دانشگاه ویرجینیا تک و کنتاکی غربی بوده است. پروفسور بریانت همچنین استاد افتخاری دانشگاه ملی تایوان نیز بوده اند. وی این دو جلد کتاب را در سال 2003.م زیر نشر برد و کتاب مشابهی با عنوان "دانشنامه مرگ و تجربۀ انسان" را در سال 2009.م منتشر کرد.محتوای کتابمرگ به عنوان امری فیزیولوژیک، پدیده ای به غایت اجتماعی نیز هست. هر جامعه ای به طور مشخص و آگاهانه رفتارهای فردی خاص اعضای خود را در قبال مرگ و مردن شکل می دهد. این الگوهای رفتاری برآمده از فرهنگ آن جامعه در ارتباط با نهادهای خانواده، اقتصاد، سیاست، آموزش و مذهب وارد عمل می شوند و در سطح اجتماعی متبلور می گردند.«کتاب مرجع  مرگ و مردن"، حاوی مطالب مربوط...
ادامه خواندن
410 بازدید

انسان شناسی درد و رنج (8)

با همکاری فاطمه سیارپور    1 درد خویشتن«بهشت باید جایی باشد که دردی بازمی‌ایستد اما این بدان معنی است که تا زمانی که درد نداشته باشیم نمی‌توانیم بهشت را تجربه کنیم! و این چیزی است که نمی‌دانیم.»ل.گوستافسونمرگ یک زنبورداردرد رنج استدرد پدیده‌ای است که دریافت و عاطفه را در هم می‌آمیزد، یعنی معنا و ارزش را. بدن نیست که درد می‌کشد بلکه فرد است که در معنا و ارزش زندگی‌اش درد را احساس می‌کند. درد بیمار، از رنجی است که او را به ستوه می‌آورد. ورطه‌ای که همه‌توان او را درون خود می‌کشد و هیچ چیز برای زندگی روزمره‌اش باقی نمی‌گذارد. درد به مثابه یورشی به قلب احساس هویت، ناشی از بیماری یا بازمانده‌های یک تصادف همه پیوندها را با فعالیت‌های آشنا از هم می‌گسلد. درد رابطه با نزدیکان را مشکل کرده، و تمایل به زیستن را از بین برده یا کاهش می‌دهد. درد رنج است و فعالیت اندیشه یا...
ادامه خواندن
498 بازدید

معرفی کتاب زندگی نئاندرتال ها از آغاز تا انقراض

    کتاب" زندگی نئاندرتال ها از آغاز تا انقراض" در بر دارنده دوران زندگی این گونه انسانی می باشد این کتاب در چهار فصل نگارش شده است: فصل اول :نگاهی تاریخی به اجداد انسان. فصل دوم:مفهوم شناسی نئاندرتال ها. فصل سوم:زندگی اجتماعی نئاندرتال ها. فصل چهارم:دلایل انقراض نئاندرتال ها مولف در پیش گفتار آورده است: در عرصه زندگی بشر، هزاران سوال بی پاسخ رخ نمایی می کند که نویسنده قصد دارد در این نوشتار به موضوع انسان نئاندرتال بپردازد. موجودی ماقبل تاریخی که منقرض شده و از بین رفته است، انسانی که دیگر وجود ندارد تا حقایق زندگی او را بیابیم و می بایست تنها به اکتشافات و احیاناً کشفیات اجساد باقی مانده از آن اکتفاء نمود امری که پژوهش و تحقیق را در این باره با مشکل مواجهه می سازد عدم منابع کافی در خصوص زندگی انسان نئاندرتال خود سبب چالش مطالعاتی در این حوزه شده است اما نویسنده...
ادامه خواندن
611 بازدید

فرهنگ در طبیعت ماست

      دستاوردهای عصب‌شناختی اخیر، نشان می‌دهند که انسان به سامانه‌ای بیولوژیک مجهز است که او را به سوی اخلاق، تمدن و فرهنگ سوق می‌دهد. ماجرای این دریافت، به تابستان سال 1995 بازمی‌گردد. در آن زمان جاکومو ریتسولاتی (1) عصب‌شناس، به همراه همکارانش، در دانشگاه پارما ایتالیا، در حال بررسی فعالیت الکتریکی نورون‌های حرکتی مغز میمون ماکاک بود که به طور اتفاقی به وجود نورون‌هایی پی‌برد که ارتباط با دیگری را در مغز سامان‌دهی می‌کردند. ریتسولاتی در شرح این ماجرا گفته است یکی از همکارانش دستش را دراز کرد و از ظرف میوه، یک موز برداشت. در این لحظه او متوجه شد که دسته‌ای از نورون‌های مغز میمون فعال شده‌اند. این مسئله برای ریتسولاتی و همکارانش عجیب به نظر می‌آمد؛ چراکه میمون، هیچ حرکتی انجام نداده بود و نمی‌بایست چنین تغییراتی در ساختار مغز او مشاهده می‌شد. آنها تصور کردند اشکالی در نحوه‌ی سنجش یا سامانه‌ی سنجش‌شان پیش آمده است....
ادامه خواندن
654 بازدید