ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

فرهنگ های نفتی

نگاهی به کتاب
"تحولات اجتماعی شهرهای نفتی: تاریخ یکصدساله نفت در مناطق نفت خیز جنوب"‌
تالیف ایرج قاسمی و محمدعلی محمدی
نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی جهاد دانشگاهی،‌تهران؛‌1395

 

نفت یا طلای سیاه،‌بیش از یک قرن هست که در خاورمیانه کشف شده است و در این مدت به عنوان یک عامل بسیار حیاتی در صورتبندی حیات اجتماعی، فرهنگی،‌اقصتادی و سیاسی این منطقه نقش ایفا کرده است. عموما درکی که از نفت وجود دارد،‌ آن را در قالب یک عامل اقتصادی و بصورت یک نهاد صنعتی در نظر می گیرد. لذا نفت بیش از همه در اقتصاد سیاسی کشورهای جهان مورد بررسی قرار میگیرد. کمتر به ابعاد اجتماعی و فرهنگی نفت و تاثیری که نفت در زندگی مردم داشته پرداخته شده سات.
آمدن نفت، آمدن صرف یک نیروی محلی و یک منبع درونی نبده است. مهمترین وپژگی نفت آن بوده که از همان آغاز کشف آن در خاورمیانه در مسجد سلیمان، در نظم نوین جهانی و به عنوان یک انرژی کلیدی در نظام جهانی و اقتصاد سیاسی آن معرفی شد. به همین دلیل نفت به مثابه کاتالیزوری بسیار مور از همان ابتدا نیروهای بومی و محلی را در منطق جهانی و بطور مستقیم وارد کرد. به عنوان مثال کشف نفت در مسجد سلیمان و خوزستان ایران،‌انی منطقه عشایری و روستایی با شهرهای کوچک را ناگهان به نقه مهمی در مناسبات قدرتهای جهانی و حتی سرنوشت فرآیند صنعتی شدن در غرب بدل کرد. لذا نفت را می توان عامل پیوند سریع و مستقیم و بسیار حیاتی میان نیروهای محلی در یک نقطه دور افتاده در جنوب ایران و نیروهای کلان سیاسی و اقتصادی در قلب مراکز استعماری و حکومت های مرکزی دانست.
کتاب "تحولات اجتماعی شهرهای نفتی" بیانگر تلاشی است در جهت فهم تاری اجتماعی این مناطق نفت خیز جنوب ایران. تاریخ یکصد ساله نفت در مناطق نفت خیز جنوب،‌ تاریخ پر فراز و نشیبی است که برای فهم آن باید بطور همزمان و مستقیم نقش نیروهای جهانی و استعماری کلان را با مناسبات خرد و محلی عشایری و حاکمان منطقه ای و بعدها با حضور حکومت مرکزی ایران مورد بررسی قرار داد. ایرج قاسمی و محمد علی محمدی (1395) در این کتاب تلاش کرده اند تاریخ اجتماعی و سیاسی طلای سیاه یا شاید به تعبیری بهتر این نیروی جادویی را نشان بدهند. نفت به دلیل ابعاد اقتصادی وس یاسی خودش،‌اهمیت کلیدی برای قدرتهای جهانی داشت و در نتیجه حضور این نیروهای اقتصادی و سیاسی جهانی،‌ نیروهای محلی اجتماعی و سیاسی نیز وارد مناسبات جدیدی شدند،‌و آرایش نوینی در حیات اجتماعی این منطقه نفت خیز جنوب ایران شکل گرفت که می توان از آن یک به عنوان یک تغییر اجتماعی بنیادین یاد کرد.
ظهور نفت، از یکسو منابع سیاسی نوینی را برای کنشگری نیروهای قدرتهای محلی فراهم کرد. ایلات بختیاری و خانهای آنها با برقراری رابطه با شرکت های انگلیسی نفتی،‌ نقش جدیدی برای خودشان قائل شدند و از قبل همین همکاری بود که درآمدهای جدید هم پیدا کردند و توانستند در منطق نوینی از مناسبت قدرت عمل کنند. از سوی دیگر انبوه کارگرانی که این شرکتهای نفتی لازم داشتند، برای اولین بار نوع جدیدی از مهاجرت انسانی را در ایران رقم زد: مهاجرت صنعتی. یعنی مهاجرتی که نیروهای کار برای پیدا کردن کار در مناطق دیگر دست به انجام آن می زدند. با توجه به آنکه عمده کارگران فارغ از مناسبات هویتی ایلی و قبیله ای وارد یان فضا می شدند، به تدریج مناطق نفتی به قبله نجات نیروهای کاری بیکار در سایر مناطق تبدیل شد و مردان بسیاری از نقاط مختلف با ارزوی بدست آوردن کار و فرار از فقر عمیق بدنه جامعه سنتی ایران به این مکانها می آمدند. این حضور گسترده نیروهای کاری از فرهنگ های مختلف سبب شد منطق نفت خیز جنوب به تدریج به یک منظومه فرهنگی بسیار متنوع و متکثر بدل شود. به عبارت دیگراز همان ابتدا مناطق نفتی بنیان های فرهنگ ترکیبی خاصی را ایجاد کردند که در آن سنتی ترین اشکال زندگی اجتماعی (عشایری و روستایی ایران) در کنار فرهنگ های مدرن (کارمندان و نیروهای ارشد انگلیسی)‌و حتی فرهنگ های دیگر مانند هندی ها، نیروهایی از سایر مناطق ایران و... قرار می گرفتند.
تاریخ اجتماعی نفت از لحاظ فرهنگی بیانگر دو نیروی همزمان است: نیروی ترکیب گر فراگیر که به دلیل لزوم روابط اجتماعی میان گروه های مختلف کاری و اقتصادی،‌ و ایجاد رابطه میان گروه های مختلف مهاجر از فرهنگ های مختلف ایرانی و خارجی، از همان ابتدا به سمت ایجاد یک فرهنگ ترکیبی حرکت کرد. بطور همزان نیز یک نیرو و میل شدید به تمایز بخشی نیز میان این گروه ها وجود داشت به گونه ای که از همان ابتدا گروه بندی های اجتماعی حول نقش و جایگاه گروه ها در صنعت نفت شکل گرفت. به گونه ای که هر گروه به مثابه یک کاست بسیار بسته عمل می کرد:‌کاست بالا و برتر،‌که همان نیروهای انگلیسی و اروپایی در صنعت نفت بودند،‌با امکانات بسیاری بالایی برای زندگی به سبک غربی،‌و کاست دوم نیز کاست کارمندان بود،‌نیروهای متخصص و رده میانی که هرچند مانند کاست بالا نبودندف‌اما امکانات فراوانی مانند خانه و وسایل تفریحی و ... فراوانی داشتند و کاست سوم هم نیروهای کاری ساده بودند که عمدتا ایرانی بودند و در اوایل صنعت نفت در کپرها و ... زندگی می کردند.
تاریخ نفت را باید از دیدگاه های مختلف بطور همزمان دید. هرچند عموما بر وجه استعماری آن تاکید می شود،‌اما باید دقت کرد نفت پیامدهای ناخواسته خودش را هم داشت که مقتضای درونی این صنعت بود. به عنوان مثال شرکت های نفتی انگلیسی به تدریج متوجه شدند باری کسب سود بیشتر و جلوگیری از ضرر و زیان،‌باید خدمات بهداشتی ویژه ای را به مردم آن مناطق بدهند تا بخاطر بیماری های واگیر،‌نیروهایی که برای تربیت آنها حتی در مقام یک کارگر ساده انرژی صرف شده بود را راحت از دست ندهند. به تدریج نهادهای بهداشت مدرن و ژزشکی مدرن در این منطقه وارد شد. از سوی دیگر سبک زندگی کاست بالادستی یعنی نیروهای انگلیسی مستلزم مجموعه از تفریحات بود که در تاریخ فرهنگی ایران بی سابقه بودند. ورزشهای جدیدی مانند بوکس، کیریکت، فوتبال و ... سوغات غیرمستقیم نفت برای جامعه ایرانی بودند. الگوهای نوینی از فراغت و سیک زندگی در اینر ظهور یافت که پیامدهای فرعی نفت بود.
صنعت نفت به دلیل منطق اقتصادی اش، به تدریج به نیروی سامان بخش و انتظام بخش در محیط اطراف خودش شد،‌ به گونه ای که به تعبیر نوربرت الیاس می توان آن را بخشی از فرآیند متمدن شدن ایرانیان در جهان مدرن دانست. نه تنها نیروهای محلی ایرانی وارد مهارتهای کاری مدرن در صنعت نفت شدند،‌بلکه به دلیل مقتضیات این صنعت، نهادهای آموزشی مدرن،‌مانند مدرسه و حتی کودکستان وو بعدها دبیرستان و در نهایت دانشکده های نفت تاسیس شدند. دانشکده نفت در سال 1318 تاسیس شد،‌ یعنی یک از اولین و تخصصی ترین دانشکده های آموزش عالی ایران.
صنعت نفت منطق نظم مدرن را در بطن خودش به ایران آورد. قاسمی و محمدی در این کتاب به خوبی نشان داده اند که چگونه این صنعت یک حوزه فرهنگی مدرن را در ایران ایجاد کرد که حاصل یک الگوی فرهنگی ترکیبی و متکثر از فرهنگ های محلی و جهانی بود. همزمان نیز این فرهنگ سبک زندگی،‌ اوقات فراغت، الگوهای شناختی،‌ سیستم رده بندی اجتماعی و قشربندی اجتماعی، نهادهای آموزشی و مهارتهای فنی و فکری و حتی الگوهای سکونت و نهادهای مدرنی مانند بهداشت را با خودش به ارمغان آورد و به تدریج وارد تخیل اجتماعی و فرهنگی این مردم در ضرب المثلها،‌ادبیات،‌داستان ها و هنر هم شد. از برکت حضور نفت بود که خوزستان تا چهل سال قبل،‌یکی از مدرن ترین فرهنگهای منطقه ای را در خودش داشت. فرهنگی که از یکسو با مراکز جهانی فرهنگی مراوده داشت و از سوی دیگر سنت های خاص و متکثر خودش را برساخته بود.
این کتاب به خوبی نشان داده است که تاریخ محلی مناطق مختلقی از ایران را نمی توان بدون ملاحظه نفت دید،‌ زیرا نفت نه تنها یک عامل مهم،‌بلکه نقشی کلیدی و حیاتی در صورت بندی اجتماعی و تحولات تاریخی و فرهنگی منطقه داشته است. نه تنها حکومتهای محلی ماند شیخ خزعل و خانها بختیاری،‌ بلکه ادبیات محلی و داستان نویسی این منطقه را هم بدون نفت نمی توان بررسی کرد و فهمید.
این کتاب یکی از کتابهای اولیه برای شناخت شهرها و فرهنگ های نفتی در ایران است. پیشتر نیز لهسایی زاده در کتاب جامعه شناسی آبادان مطالعه عمیقتر و مفصل تری را انجام داده بود. تاریخ مدرنیته در ایران را عمدتا بصورت تاریخی نخبگانی نوشته اند، ‌ اما صنعت نفت به خوبی نشان میدهد فرآیند مدرنیزاسیون،‌مدرنیسم و در نهایت مدرنیته در ایران را یمتوان به گونه ای دیگر و از مجرای جنوب ایران دنبال کرد. تبدیل شدن ایران به یک جامعه نفتی،‌ نه تنها اقتصاد سیاسی ایران را نفتی کرد،‌بلکه به تدریج تمام نهادهای فرهنگی و سنت های ذهنی ایرانی نیز رنگ وبوی نفتی به خودش گرفت. به گونه ای که حداقل در نیم قرن اخیر میتوان حتی تاریخ نهادهای مذهبی را نیز از قبل نفت مورد بررسی قرار داد،‌ چه برسد به نهادهای فرهنگی دیگر. به همین دلیل در تجربه مدرنیته ایرانی می توان در دو سطح از مدخل نفت برای فهم مدرنیته ایرانی استفاده کرد: از یکسو در سنت های محلی و منطقه در جنوب،‌اولین طلایه های سبک زندگی مدرن را در گروه های مختلف ایرانی در شاخص هایی مانند ‌الگوهای مصرف فرهنگی مدرن و حتی نهادهای جدیدی مانند ورزش،‌ سینما،‌ باشگاه، ‌کلوپ، مدرسه و دانشکده و ...‌ را در مناطق نفتی جنوب دبنا کرد و از سوی دیگر نقش نفت بواسطه تاثیرها و پیامدهای باواسطه و غیر مستقیم در حیات اجتماعی کلیه ایرانیان در سایر شهرها و مناطق ایرانی دنبال کرد. چرا که منبع اصلی تمام برنامه های توسعه ای حکومت های ایران از دوره پهلوی تا امروز،‌ همین نفت بوده است. لذا مدرنیته و توسعه در ایران،‌اصولا امری نفتی بوده اند و جامعه ما،‌فرهنگ ما و حتی تخیل هنری و مذهبی ما در دوره معاصر تا حدی رنگ و بوی نفتی دارند. این کتاب نشان میدهد که چگونه نیروهای اجتماعی خرد و محلی و حتی سامان اجتماعی یک کشور به تدریج با رشد موقعیت جهانی نفت،‌ حول این طلای سیا و جادویی انتظام پیدا میکنند. کتاب بیانگر فرایندهای شکل گیری جوامع و فرهنگ های خرد و کلان نفتی در جهان جدید است.

 

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

كدام نشانه؟ (2)
نوسازی در تعلیق: پدیده ی بازتولید کارگران ساده و م...

Related Posts