ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

درباره منصور اوجى


شاعر باغ شب!   درباره منصور اوجى گفته‌اند كه شعرهايش خلاصه و خیال‌انگیز است. گفته‌اند كه ايجاز در كار او تقطير حساب‌شده وفور كلمات خداست. گفته‌اند ايجاز شعرهاى اوجى ايجاز تماشا، ايجاز چيدن، ديدن، ايجاز سفرهاى زيبا در اشيا و ايجاز نوبرانه اشكال دلپذير و تصاوير است كه درون او را تبيين می‌کند...   - متولد ۱۳۱۶‎ شيراز - شاعر و مترجم ـ ليسانس فلسفه از دانشسراى عالى تهران ـ ليسانس زبان و ادبيات انگليسى از دانشگاه شيراز ـ فوق‌لیسانس مشاوره و راهنمايى از دانشگاه تربیت‌معلم تهران آثار - باغ شب ۱۳۴۴ - خواب درخت و تنهایی زمین ۱۳۴۴ - شهر خسته ۱۳۴۶ - برگزیده اشعار ۱۳۴۹ - این سوسن است که می‌خواند ۱۳۴۹ - مرغ سحر ۱۳۵۶ - صدای همیشه ۱۳۵۷ - شعرهایی به کوتاهی عمر ۱۳۵۸ - حالی است مرا ۱۳۶۸ - کوتاه مثل آه ۱۳۶۸ - خوشا تولد و پرواز درباره منصور اوجى گفته‌اند كه شعرهايش خلاصه...
ادامه خواندن

شرحی بر فیلم زنبورک در گام مینور


زنبورک در گام مینور؟ عجیب نیست؟! خنده دار به نظرتان نمی رسد؟ انگار به جای دوئت(دو نوازی) پیانو و ویولون سل،که ترکیب متعارفی در عالم موسیقی است،بگوییم دوئت تمبک و ترومپت! ساز ایرانی زنبورک آوایی شوخ و سرخوشانه دارد و گام مینور، اصطلاحی است متعلق به موسیقی کلاسیک غربی،که بیش از هر چیز جدیت و فاخر بودن را به ذهن متبادر می سازد. پس چه چیز این دو عنصر را به هم پیوند می دهد؟ پاسخ را در پایان فیلم خواهید یافت. زنبورک در گام مینور مستند پرترۀ(مستند چهره نگار) پروفسور حمید نفیسی،استاد و پژوهشگر و نویسندۀ نامدار در رشتۀ مطالعات سینما و رسانه، و واضع ترم(اصطلاح تخصصی) «سینمای لهجه دار» در ادبیات بین-المللی مطالعات سینما و رسانه است.دکتر نفیسی در سال های دهۀ 1350 استاد مدرسۀ عالی تلویزیون و سینما(دانشکدۀ صدا و سیمای فعلی) بود و با نگارش کتاب دو جلدی «فیلم مستند» مرجعی بی بدیل برای علاقه¬مندان ایرانی...
ادامه خواندن

معرفی یک فیلمساز: لری گاتهایم


لری گاتهایم* متولد 1936 و یکی از پیش‎قراولان سینمای آوانگارد امریکا است که البته چندان در خود آمریکا نیز شناخته شده نیست. او فیلمسازی مستقل است که در دهه‎ی 60 به صورت خودآموخته به فیلمسازی 16 میلیمتری روی آورد. فیلم‎های او چه آن‎هایی که در اواخر 1960 به صورت صامت ساخته و در یک نما فیلمبرداری شدند و چه آن‎هایی که در اواسط دهه‎ی 70 ساخته شدند و متشکل از ساختاری فشرده از صدا و تصویر بودند، همگی حکایت از سینمایی دارند که حاضر، مشاهده‎گر و در جستجوی مشارکتی عمیق است. (Edmonds, 2016) مسائلی که این روزها با سرعت یافتن ریتم تولیدات رسانه‎ای بیش از پیش در زندگی روزمره‎ی ما مورد غفلت قرار می‎گیرد. تماشای فیلم‎های گوتهایم برای مخاطبِ بی‎قرار معاصر که توسط میلیون‎ها تصویر پی‎درپی در حال بمباران شدن است کاری سخت به نظر می‎رسد. اینکه مخاطب بتواند بنشیند و در قاب تصویر به صحنه‎ای ثابت از یک منظره‎ی...
ادامه خواندن

برگزاری نشست 162 یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ: تهران و سینما


  انسان شناسی و فرهنگ به اطلاع علاقه مندان می رساند که نوزدهمین نشست از دوره ششم سلسله نشست های یکشنبه های انسان شناسی و فرهنگ (نشست 162) را با موضوع «تهران و سینما» برگزار می کند. در این نشست فیلم «تازه نفس ها» اثر کیانوش عیاری نمایش داده خواهد شد و آقای نوید پورمحمدرضا (دکتری شهرسازی و مدرس و پژوهشگر حوزه سینما و شهر) درباره «شهر، پیش از بازنمایی» سخنرانی خواهند کرد. زمان نشست : یکشنبه 12 اسفند 97 ساعت 16 تا 19 مکان نشست: خیابان ولیعصر، نرسیده به میدان ولیعصر، خیابان دمشق، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات    
ادامه خواندن

در سال های بخصوص، واقعیت برای من به عنوان امر قدسی بود (معرفی کتاب سال های بخصوص ابراهیم مختاری)


  سال های بخصوص ناکامی و کامیابی های مستند سازی، نوشتۀ ابراهیم مختاری که در سال 1396 توسط نشر چشمه به بازار کتاب ارائه شد، حکایت مستند سازی ابراهیم مختاری در دو بخش دولت ( تلویزیون ) و خصوصی در فاصله سال های 1354 تا 1379 ( دوران فیلم ، ویدیو و دیجیتال ) همچنین شرح کوشش هایش برای ورود به بازار مصرف فیلم مستند است. سال های بخصوصی که تأثیر سیاسی و اجتماعی خود را بر مستند سازی بر جای نهاد.کتاب در قالب اتوبیوگرافی ارائه شده است و نویسنده همواره، مخاطب خود را در مواجهه با دو فضای مستند سازی و تولید برنامه قرار می دهد: در تلویزیون برای تولید برنامه گروه های تلویزیونی شکل داده شده بود و هر گروه تلویزیونی مأمور تولید برنامه از یک موضوع خاص بود... هرگروه تولید تلویزیونی را یک مدیر اداره می کردکه خواست ها و سیاست های مدیران ارشد را در تولید...
ادامه خواندن

پرونده شخصيت/ شاهرخ مسکوب


مرگ و نسبيت در مقدمه اي بر رستم و اسفنديار درباره کتاب مقدمه اي بر رستم و اسفنديار/ تنها امر مطلق در کتاب مسکوب همانا مرگ است که از آن گريزي نيست و تمامي امور نسبي حول آن شکل ميگيرند مهدي سبز مفهوم مرگ انديشه اي بنيادي بود در سير تفکر شاهرخ مسکوب، «ماهي سياه ريزهاي که در جوي تاريک رگها تنش را دور ميزد» و در پايان نيز به واسطه همين خوني که در جوي تاريک رگانش بود، همفسر مرگ شد. آلفرد شوتسِ فيلسوف، مرگ را «دلواپسي اصلي» ناميده است اما اين به آن معنا نيست که آگاهي از مرگ، همواره در ضمير ما وجود دارد. بيشتر مردم با غرق شدن در کارها و مشغول شدن با مشغوليتهاي روزمره آن را فراموش ميکنند. براي مسکوب اما، مشغوليت روزمره همين مرگ بود و مطلق بودن آن، ضميري انباشته از اين آگاهي و جدالي دائمي ميان او و شاهنامه اي که...
ادامه خواندن

رفتار متفاوت شاعر

ژيلا مشيري
پژوهشگر مردمشناسي و منتقد
واهه با بهره‌گیری از واژه‌ها و ترکیبات ملموس به خواننده این امکان را می‌دهد که با او ارتباطی نزدیک برقرار کند. او به موقع از تضادها استفاده می‌کند.
و شیطان فریاد زد. خدا شروع شاعرانگی واهه برای من بود. با واهه آرمن و اشعارش از طریق دوست و همکار گرامی‌ام افشین نادری آشنا شدم. کتاب واهه را در دست داشت و می‌خواند و تعریف می‌کرد. همیشه شعر را دوست داشتم. آن روز کتاب را از افشین امانت گرفتم و به دنیای شعر واهه قدم گذاشتم. دنیای شعر واهه برای من متفاوت بود. دنیای پر از پارادوکس، ایمان، عشق و باور... بعد از دیدار با او واهه برای من یک دوست همیشگی باقی ماند.
درباره‌ی اشعار واهه می‌توان از موضوعات مختلفی که در شعر او جریان دارند، صحبت کرد. زبان در شعر، نخستین نشانه‌ای است که مخاطب با آن روبه‌رو می‌شود. خیال، اندیشه، عاطفه و موسیقی عناصری هستند که ذهن شاعر در فرآیندی ناخودآگاه و به تعبیری الهامی به ساحت زبان احضار می‌کند و بدین‌ترتیب تصاویر جان می‌گیرند و سایه‌هایشان بر دیواره‌ی ذهن هر مخاطب به شکلی منعکس می‌شود. این انعکاس خارج از دخل و تصرف شاعر صورت می‌گیرد و به عبارتی در ذهن هر مخاطب تجسم خاص خود را می‌یابد و هرکس از آن به شکلی یا شیئی تعبیر می‌کند. زبان شعر واهه به دور از پیچیدگی بر جان مخاطب می‌نشیند و با او سخن می‌گوید. از آن‌جا که شعر یک هنر زبانی محسوب می‌شود، تنها، هنرمندی خلاق می‌تواند دست به اکتشاف بزند وخالق زیبایی‌هایی باشد که با واژگان جذب مخاطب کند و بدون شک این هنر نیاز به ممارست و سال‌ها مطالعه دارد. تنها با این تلاش می‌توان شاعری را از نظر کیفی شاعر دانست و برای اثر او تاریخ مصرف تعیین نکرد.
خلق تصاویر عینی و بکر، نتیجه‌ی خوب دیدن و عمق بخشیدن به آن است. شاعر اما با خلق این تصاویر معنا را از حالتی تک‌بعدی به سمت تکثرگرایی می‌برد. شعر با زبانی ساده، سبب کشف همان لایه‌های پنهان جذاب و قابل‌تأمل می‌شود؛ که به‌وسیله‌ی نماد یا نشانه، استعاره، هم‌نشینی یا جا نشینی، تخیل و کنایه به وجود می‌آیند. درواقع بارزترین تکنیکی که باید در کارهای سپید کوتاه و به طور کلی در شعرهای کوتاه اجرا شود ایجاز است. و زمانی این ایجاز موفق عمل می‌کند که در اجرا و پس از آن مخاطب را با دنیایی بزرگ‌تر از شمارگان کلمات آن متن روبه‌رو کند. آرمن کاملا به این مسئله وقوف دارد و در تمام مجموعه شعرهاش سعی کرده است از ایجاز استفاده کند.
مبالغه‌های شاعرانه از شگردهای متداول شاعران است اما آن‌چه باعث تشخص یک مبالغه می شود، بکر و نوآورانه بودن آن است، که آرمن سعی بر انجام آن دارد. اما آ‌‌ن‌چه که در مجموعه اشعار و کتاب‌ها شعر واهه بسامد بالایی دارد؛ شعرهایی است که او در آن ها دغدغه‌ی جهانی دارد و می‌کوشد موضوعاتی را به چالش بکشاند که در مرزهای اقلیمی نمی‌گنجند. موضوعاتی مثل عشق، دروغ، جنگ ، صلح، آزادی و رویاهایی که در گذشته تاریخی یک سرزمین گاه به حسرت‌های تلخ و گاه به پیروزی‌های نوستالژیکی تبدیل شده‌اند. واهه با بهره‌گیری از واژه‌ها و ترکیبات ملموس به خواننده این امکان را می‌دهد که با او ارتباطی نزدیک برقرار کند. او به موقع از تضادها استفاده می‌کند. اصولا یکی از خصوصیات بارز اشعار واهه استفاده از پارادوکس و تضاد در آن‌هاست. او آن قدر راحت تضادها را در کنار هم قرار می‌دهد که گاه از این همه مهارت او در انتخاب کلمات متعجب می‌شویم. شیطان، خدا؛ سپیدی، سیاهی؛ صلح،جنگ از واژه‌هایی هستند که او زیبا و با مهارت شاعرانگی خود استفاده می‌کند. در اشعار او بارها و بارها با این تضادها برخورد می‌کنیم.
باید پذیرفت بخشی از شعر معاصر مرهون تلاش شاعرانی است که در آثار خود در جهت اعتلای فرهنگ ایرانی تلاشی بی‌دریغ داشته‌اند. در کنار پارادوکس‌هایی که شاعر با مهارتی خاص از آن ها استفاده می‌کند، در شعر واهه به اصطلاحات و فولکلور ایرانی نیز بر می‌خوریم ،چیزی که شاید ما در شعر نو و سپید کم دیده‌ایم که استفاده شود. مثل‌هایی چون جای سوزن انداختن نیست و یا فرهنگ ریختن آب پشت مسافر و اشاره به کوبه‌ی مردانه (در شعر پس از عبور درناها) و بسیاری دیگر (که به ذهنم نمی‌آید). همان‌طور که ذکر شد؛ عنصرِساختاري شعر کلمه و يا در طيف وسيع‌تر زبان است، اما آن‌چه که شعري را از منظر محتوا ماندگار و جاودانه مي‌سازد، عناصر ديگري است که در رأس همه‌ي آن‌ها انسان قرار مي‌گيرد و لذا اگر بپذيريم که عنصر اصلي در شعر انسان است، پس حضور عناصري همچون عشق، مرگ، زندگی و کلا فرهنگ انسانی مي‌توانند به شعريت يک شعر جلا بخشند، که متأسفانه در سال‌هاي گذشته بخشي از شعر ما از اين عناصر تهي شده است و به نظر مي‌رسد که همين نگاه باعث به انزوا رفتن شعر در جامعه شده است. در اين وضعيت مواجهه با شعري خلاف عادت جريان‌هاي روز که اساس آن بر مبناي عنصر انساني و فرهنگ سنتی شکل گرفته باشد، غافل‌گيرکننده به نظر
مي‌رسد. واهه را می‌توان شاعر تصویرهای مجرد ، محتواگرا و شاعر ابهام‌های ساده با روحیه‌ی آرام و ذهن و زبان نرم دانست. شاعری که سازش آشکار با کلمه دارد. کلمات مانوس که الفتی دیرینه با شاعر دارد.

این مطلب در چارچوب همکاری مشترک انسان شناسی و فرهنگ و مجله آزما منتشر می شود

ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 50


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه ** اجتماعی . ما باید بر این واژه [تأکید زیادی] داشته باشیم،زیرا امکان می‌دهد یک فضای شهری را از همه فضاهای دیگر –از یک چشم‌انداز طبیعی- تفکیک کنیم، که البته چشم انداز طبیعیخود نیز ممکن است از رهگذر کار انسان دچار دگرگونیشده باشد، دگرگونی‌هایی که ممکن است زیر نور طبیعت، رنگ‌ها [ی زیبا] و سایر جلوه‌های چنان چشم اندازی، که موهبتی آسمانی هستند، چندان به چشم نیایند. وقتی از مکان‌های شهری همواره به زندگی اجتماعی، گروهی که به مثابۀ جمعیتی برگزیده در نظر گرفته شده‌اند، زیستگاه‌هایی خاص بورژوازی یا خانواده‌های بزرگ ... اشاره داردو، اما اگر این تز را مطرح کنیم که مکان‌های عمومی جایی هستند که همه طبقات با یکدیگر در هم می‌آمیزند، چه باید بگوییم؟ با وجود این، این مکان‌ها را نمی‌توان از مفهوم اجتماعی جدا کرد. خیابان شانزه‌لیزه حتی در دوره های «آشوب» همان طبقات اجتماعی را به درون خود...
ادامه خواندن

سینماتک پانتئون «فرصتی برای فیلمِ خوب دیدن و خوب فیلم دیدن »


اولین نشست از سلسله نشست‌های سینماتک پانتئون در خانه‌ی اندیشمندان علوم انسانی با اکران و تحلیل و بررسی فیلم «پرویز» ساخته‌ی مجید برزگر آغاز شد. سینماتک پانتئون مجموعه‌ای غیرانتفاعی است که با همت چند تن از علاقمندان و دست‌اندرکاران و پژوهشگران سینما راه‌اندازی شده است. این سینماتک با هدف رشد و ارتقای نگاه مخاطبین جدی سینما با دستمایه قرار دادن آثار معاصر سینمای ایران و جهان با نگاهی بینارشته‌ای به سینما سعی در ایجاد گفتمانی متفاوت در وضعیت معاصر نقد و تحلیل فیلم در ایران دارد. زینب لک و محمدحسین میربابا دبیران و بنیانگذاران سینماتک پانتئون و همچنین مجید باقرزاده به عنوان مدیر اجرایی آن ، اقدام به راه‌اندازی این مجموعه کردند، که در قدم اول با همکاری خانه اندیشمندان علوم انسانی اکران و تحلیل فیلم «پرویز» را دربرداشت. در این پنل محمدحسین میربابا فیلمساز، نویسنده و پژوهشگر سینما همراه با دکتر آرش حیدری جامعه‌شناس و مترجم به‌عنوان سخنران به...
ادامه خواندن

درباره «غلامحسين نامى» ردپايى پراكنده و پرتعداد!


    طرح: معراح شریفی كمتر رويدادى در نقاشى مدرن و معاصر ايران به وقوع پيوسته كه غلامحسين نامى به طريقى در آن حاضر نبوده است . نامى بيش از هر چيزى يك معلم باسابقه و جاافتاده است و از اين نظر به گردن خیلی‌ها حق دارد. حتى خيلى از آن‌هایی كه حالا خودشان تدريس می‌کنند...   - متولد سال ۱۳۱۵ قم - فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران ۱۳۴۲ - فوق‌لیسانس هنرهاى زيبا از دانشگاه «ويسكانسن» آمريكا ۱۳۵۹ - ۴۰ سال تدريس در دانشکده‌های هنرى ايران - تأليف کتاب‌هایی چون «مبانى هنرهاى تجسمى» و «طراحى با قلم و مركب» - شركت در حدود ۴۰ نمايشگاه فردى و گروهى در ايران، فرانسه، آمريكا، اسپانيا، آلمان، سوئيس، ايتاليا، كانادا، انگلستان و ... - شركت در فستیوال‌ها و بى ينال هاى بین‌المللی در آمريكا، فرانسه، اسپانيا و سوئيس - برنده جايزه ملى دولت فرانسه در فستيوال كانى سورمر فرانسه - دو مدال...
ادامه خواندن

درباره ابراهيم قنبرى مهر


گرافیک: معراج شریفی دست‌هایی كه عاشق چوب‌اند ساحر عاشقى كه چوب خشك را به صداى زنده بدل می‌کند. او سازندهٔ سرشناس سازهای موسیقی است... ـ تولد مرداد ۱۳۰۷ ـ تهران ـ ۱۳۳۰ حضور در كلاس درس ابوالحسن صبا ـ ۱۳۳۴ راه‌اندازی اولين كارگاه سازسازى در اداره هنرهاى زيبا و اداره شخصی آن تا ۱۳۵۷ ـ ۱۳۳۹ اعزام به فرانسه از سوى كارگاه سازسازى اداره هنرهاى زيبا براى كارآموزى در كارگاه اتين و اتلو ـ داراى درجه‌یک هنرى معادل دكتراى دانشگاهى از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ـ عضو جامعه مخترعين و مبتكرين ايران - ساخت بربط‌ به دو صورت متفاوت، یکی با صفحهٔ پوستی و دیگری با صفحهٔ چوبی ، با اندازه‌گیری نسبت نوازنده به ساز در نقاشی‌های ظروف به‌جای مانده از دورهٔ ساسانی در اوایل دههٔ هفتاد   سميه مؤمنى: اين روزها مصاحبه نمی‌کند. شماره تماسش را هم تقريباً به‌سختی می‌توان يافت اما درنهایت دخترش واسطه صحبت با او...
ادامه خواندن

معرفی کتاب « نظریه و نقد ادبی: درسنامه ای میان رشته ای»


نقد کردن یک اثر دیگر به معنای جدایی سره از ناسره نیست .نظریه و نقد ادبی رهیافتی میان رشته ای دارد که «دریچه است برای درک بهتر جهان و محیط اطرافمان» (حسین پاینده) و وقتی ما جهان مان بهتر درک بکنیم، بی گمان حتی می توانیم باعث تغییر جهان هستی مان باشیم. نقد ادبی کندوکاوی است برای متون ادبی که معنای درونی و لایه های پنهان آن متن را تبیین و کشف می کند. کتابی که برای معرفی انتخاب کرده ایم، اثر جدید دکتر حسین پاینده استاد نظریه و نقد ادبی با عنوان « نظریه و نقد ادبی: درسنامه ای میان رشته ای» است. این کتاب را انتشارات سمت در پاییز 1397 در دو جلد که تعداد صفحات آن 1100می باشد به چاپ رسانده است. کتاب حاضر از یازده فصل شکل گرفته است که هر فصل به یکی از روش ها ی نظریه و نقد ادبی تعلق گرفته است. ایشان...
ادامه خواندن

پرونده‌ی منصوره حسینی


لیلا احمدی درس انسان‌شناسی هنر این مقاله درباره‌ی نقاش و پیکرساز ایرانی است. برای مجری شبکه‌ی من‌وتو، منصوره حسینی (مجری) را ببینید. منصوره حسینی (زاده ۱۰ شهریور ۱۳۰۵ - درگذشته ۲۶ خرداد تا ۸ تیر ۱۳۹۱) نقاش، پیکرساز، و نقاد هنری ایرانی بود. زندگی‌نامه منصوره حسینی زادهی سال ۱۳۰۵ در تهران ست. او در سال ۱۳۲۸ لیسانس نقاشی خود رااز دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران دریافت کرد. سپس در سال ۱۳۳۸ از آکادمی هنرهای زیبا - رم پایان‌نامه گرفت. هنگامی که منصوره حسینی در دانشکده هنرهای زیبا آموزش خود را آغاز کرد، این دانشکده چهار پنج سال بیشتر نداشت. استادان منصوره، حیدریان، وزیری، صدیقی، مقدم، رولان دوبرول و مارت سلستین آیو (خانم امین‌فر) بودند. در اندک هنگام، منصوره حسینی با پژوهش بسیار از بند آموخته‌های خشک دانشکده رهایی می‌گیرد و شیفتهی آزادی سبک‌های امپرسیونیست‌ها (دریافتگری) و پست امپرسیونیست‌ها (پسا دریافتگری) می‌شود. «مادام آشوب مرا تشویق می‌کرد، ولی حیدریان متلک می‌پراند...
ادامه خواندن

مغزهای باز و کله‌های هوشمند!


همسان‌سازی در چند پرده محسن هادی 1-    1385؛ کرمان   مهمان دوست کرمانی‌ام بودم برای ناهار. همه خانواده لهجه کرمانی داشتند جز خواهرزاده‌ها؛ پرسیدم خواهرت در تهران زندگی می‌کند؟ گفت نه! این‌طور بود که صحبت ما خرش را از سیاست به زبان راند! من از تهرانیزه کردن ایران گفتم و از همسان‌سازی زبانی و تلویحاً پرسش‌های او درباره مسائل آذربایجان را پاسخ دادم؛ یعنی دو ساعتی بود که داشتم پاسخ می‌دادم، اما اینجا بود که به یک فهم مشترک رسیدیم! او می‌گفت اغلب خانواده‌ها دیگر با کودکانشان کرمانی حرف نمی‌زنند و نسل جدید کرمانی با لهجه تهران بزرگ می‌شود، عاملش هم تلویزیون است؛ یعنی شبکه استانی کرمان!   2-    1386؛ گرگان برای انتشار نشریه یک جشنواره به گرگان دعوت شده بودم که در طول ماه رمضان برگزار می‌شد. دست‌کم پنج نفر از عوامل اجرایی آن جشنواره، همان روزهای نخست که یافتن اشتراکات و بافتن رشته‌های دوستی، امری معمول است، از...
ادامه خواندن

استاد به روایت شاگردان


سه سال پیش، در نهمین دورۀ جشنوارۀ سینماحقیقت، وقتی یکی از رفقای مستندساز و پژوهشگر ساکن اصفهان را دیدم پس از سلام و احوالپرسی، سراغ شهر اصفهان و اهالی فرهنگ آن دیار را گرفتم. او در پاسخ گفت: «از وقتی زاون رفت دیگر اصفهان آن اصفهان همیشگی نیست». آن زمان این حرف را قدری غلوّآمیز یافتم؛ حالا که مستند خوب زهرا نیازی،«چشمۀ زاون»، را دیده ام باید بگویم حرف آن دوست عین صواب بوده است،بی ذره ای اغراق. «چشمۀ زاون» گرچه نام مرحوم زاون قوکاسیان ـ فیلمساز، نویسنده، پژوهشگر،مدرس سینما، و فعال فرهنگی اهل اصفهان ـ را بر پیشانی دارد، اما یک مستند پرتره(چهره¬نگار) کلاسیک و متعارف نیست که در آن طبق سنت مرسوم،فعالیتهای متعدد و گوناگون آن زنده¬یاد معرفی گردد و دوستان و معاشران و همکاران وی، به ترتیبی سال شمارانه، وقایع مهم زندگی او را روایت کنند و در مسیر این روایت، تصاویر و عکسهای وی که در...
ادامه خواندن

درس‌گفتارهای کلژ دوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(42)


پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی   و سپس مسئله زمینه مطرح می‌شود: [مانه باید از خود می‌پرسید]«چه چیزی را باید در زمینه کار بگذارم؟»؛ بهرحال یک زمینه لازم بود. مانه نوعی دکور تئاتر در آنجا می‌گذارد و این چیزی است که مورد توجه قرار گرفته است. البته ما مدل هنر ژاپنی را هم داریم که از چنین زمینه‌هایی در آن استفاده می شود(1). آیا او این مدل را در ذهن خود داشته یا نه؟ شاید در این حد که بگوید: «می‌توانم این کار را بکنم» اما از نقطه نظر ضوابط آکادمیک، این کار نوعی اشتباه فاحش به شمار می‌آمد، حتی اگر نقطه نظر مدل ژاپنی را در نظر می‌گرفتند. اما بهررو این زمینه را باید همچون نوعی پرده مشاهده کرد. به نظر می‌رسد که شخصیت‌ها را به نوعی بُریده باشند، منظورم این است که بُریده و در آنجا چسبانده باشند، آنها مثل یک پس‌زمینه آنجا چسبیده شده‌اند، گویی خواسته باشند...
ادامه خواندن

درباره فرهاد فخرالدينى: آهسته و پيوسته


طرح: معراج شریفی   كمتر حافظه فرهیخته‌ای از اهل موسيقى را می‌توان ديد كه موفقیت‌های زيبايى از ساخته‌های ايشان را در ذهن و خاطره نداشته باشد. از قطعاتى براى «آهنگ ـ ترانه» تا قطعات بی‌کلام و موسیقی‌های فيلم. فرهاد فخرالدينى از آهنگسازان نادرى است كه شهرت و موفقيت خود را مديون خوانندگان و چهره‌های پول‌ساز نبوده است...   - متولد ۱۳۱۶ آذربايجان (اسکو) - آهنگساز و رهبر اركستر ـ تحصيل موسيقى در كنسرواتوار موسيقى تهران ـ آشنايى با نوازندگى ويولا و ويلن ـ بهره‌مند از محضر و مكتب استاد ابوالحسن صبا در مشق ويلن ـ بهره‌گیری از كلاس درس دكتر مهدى بركشلى، امانوئل ملك اصلانيان (تئورى و هارمونى) و على تجويدى ـ ورود به راديو تهران و نوازندگى ويلن و ويولا در اركستر راديو ۱۳۴۲ ـ رهبر اركستر موسيقى راديو و تلويزيون ۱۳۵۲ ـ تدريس در هنرستان موسيقى ملى ـ تصنيف و تنظيم قطعات بسيارى براى اركستر و ساخت موسيقى...
ادامه خواندن

فرهنگ بسته و فرهنگ باز


گردشگری و توسعه فرهنگی و اجتماعی ایران گردشگری اصولا به سفری گفته می شود که قصد و مقصد تفریحی دارد. از لحاظ اقتصادی نیز بیشتر معطوف است به طبقه متوسط و شرایط رفاه و فرصت های فراغتی کافی. اما درورای همه اینها می توان گفت گردشگری ناشی از ذهنیتی است که در آن ،‌تجربه جهان به یک اولویت برای فرد تبدیل می شود. شاید در موارد فردی،‌بتوان این انگیزه را به خود شخص و ذهنیت او ارجاع داد، ‌اما گردشگری در مقام یک امر عام و عمومی را می توان به مثابه یک پدیده اجتماعی تام در نظر گرفت. به عبارت دیگر مجموعه ای از عوامل فرهنگی،‌ اقتصادی، روانشناختی و سیاسی هستند که انگیزش های اولیه و کم و کیف تجربه سفر و در نهایت پیامدهای محتمل و ممکن آن را ایجاد می کنند. انگیزه عمومی تجربه جهان های اجتماعی و فرهنگی دیگر ( این تجربه می تواند معطوف به...
ادامه خواندن

من با احساسات خود معامله نکرده‌ام


نامه‌ای ناخوانده از مرتضی کیوان به هوشنگ ابتهاج دوست عزیزم! به بدترین وضعی توهین شده‌ام. این خلاصۀ گنگ هزاران حرف تلخی است که با خود زده‌ام. من در زندگی سی‌ودوسالۀ خود بسیار توهین شده‌ام. هزاران‌گونه اهانت دیده‌ام، اما هیچ‌یک چون این اهانت اخیر مرا نلرزانده است، زیرا هیچ‌یک به این اندازه ظالمانه نبوده است. رذل‌ترین موجودات به من توهین کرده‌اند. دزدها، آدمکش‌ها، جانی‌ها، سفله‌ها، قوادها. اما این توهین اخیر مرا می‌سوزاند، می‌گدازد... احمد دهقان به من و به شرف من توهین‌ها کرد. شاه بارها به من اهانت کرد. در همدان یک قواد لجوجانه به من توهین کرد. در بروجرد یک نفر گدا مرا رذل خواند. در تهران خانمی که به دلخواهش رفتار نکردم مرا بی‌غیرت خواند. در بیجار پاسبانی به من توهین کرد. در اصفهان دروازه‌بانی که شناسنامه‌ها را می‌دید مرا متقلب خواند. در تبعید و زندان به من توهین‌ها کردند... همۀ این‌ها را تحمل کردم اما این توهین آخری...
ادامه خواندن

معرفی کتاب ردیف میرزاعبدالله برای سنتور


کتاب "ردیف میرزاعبدالله برای سنتور براساس اجرای مجید کیانی"، به آوانگاری شهاب مِنا، با نت‌نویسی کامپیوتری، صفحه‌بندی و ویرایش مجدد، انتشارات مؤسسه‌ی فرهنگی-هنری ماهور. ردیف میرزاعبدالله یکی از منابعِ اصلیِ آموزشِ ردیف در موسیقی ایرانی محسوب می‌شود. این ردیف در اصل بنا بر ساختار و تکنیک‌های نوازندگی سه‌تار شکل گرفته است لیکن با محورقراردادن آن توسط نورعلی برومند برای سایر سازهای موسیقی دستگاهی نیز مورد استفاده قرارگرفت. مجید کیانی، که یک دورۀ کامل این ردیف را نزد نورعلی برومند و داریوش صفوت آموخته است، پس از سال‌ها ممارست آن‌را براساس تکنیک و شیوۀ مضراب‌گذاری حبیب سماعی برای سنتور تنظیم، و اجرای صوتی خود ‌را در سال 1367 منتشر کرده که سال‌ها به‌عنوان مرجع درس ردیف در مراکز دانشگاهی موسیقی ایران مورد استفاده قرار گرفته است. آوانگار در کتاب حاضر اجرای مجید کیانی را به خط نت برگردانده است به‌قسمی که آوانگاری، ضمن تدقیق و ثبت جزئیات ملودیک، با  تمهیداتی، جنبۀ...
ادامه خواندن