ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

كدام نشانه؟ (1)


واژه فارسي نشانه به عنوان معادل انتخاب شده براي دو مفهوم متفاوت در حوزه طراحي شهري، امروزه يكي از آشناترين واژگان كليدي اين دانش به حساب مي‌آيد. مفهوم اول ، نشانه از ديدگاه كوين لينچ است، معادل با واژه انگليسي land mark . استفاده از اين واژه در ادبيات طراحي شهري ، نسبت به آن چه كه نشانه شناسي نشانه ميداند، بيشتر متداول و مسبوق به سابقه است. نشانه در دانش نشانه شناسي نوين با معادل انگليسي sign ،اگر چه بدوا در دانش زبانشناسي بازشناسي شده و مورد مطالعه قرار گرفته است، اما به لحاظ كاربرد مفهومي خود ،پس از زبان به نظامهاي نشانه‌اي ديگر چون تاتر و سينما، موسيقي، عكاسي و اخيرا معماري و طراحي شهري تسري يافته و مورد بحث و بررسي واقع شده است. اين مقاله سعي بر آن دارد تا با مروري بر روي مفهوم نشانه از ديدگاه لينچ كه ذاتا متعلق به فضاي شهري و...
ادامه خواندن

مردم گرجستان


مرزهای گرجستان به حدود جغرافیایی آن ختم نمی شود . مردم مختصات گرجستانند . گرجستان به مردمی مبتلاست که هر یک اقلیم تاریخی و فرهنگی این کشور را با خود در چهره دارند و تو مجبور به خوانش چهره های افراد هستی چون این خوانش، خوانش چهره های افراد، بخشی از شهود سفر توست . به طور واضح دیدن را نمی توان نوشت . دیده توامان با تداعیست و نیاز به بیان دارد ، بیانی ناشی از فهم و فهم ناشی از چه ؟ از پیش فرض های تو قبل از سفر ؟ از سایر شهود تو طی سفر ؟ از قضاوت های ناخواسته و کاملا جهت دار تو ؟از روان قطور و هزار و یک برگ اجدادی تو؟ در کوچه های حاشیه تفلیس انسانی سالخورده می بینی ! کنجکاو و غریبانه ترا می پاید انگار که سربازان ارتش سرخ را که یا برای کشتار می آیند و یا برای...
ادامه خواندن

معرفی کتاب اسطوره، امروز


کتاب مورد بررسی با عنوان اسطوره، امروز (Mythologies) اثر رولان بارت (Roland Barthes) ترجمه شیرین دخت دقیقیان از نشر مرکز است. سکانس اول: مقدمه رولان بارت در این کتاب به تحلیلهای موضوعی و همچنین نظریه اسطوره شناسی خود را ارائه داده است. گزیده نویسی، بیان دقیق نظریه و موضوعات با لحن دلنشین و ادبی او در این کتاب نیز دیده میشوند. کتاب پیش رو با عنوان "اسطوره ها" درزبان اصلی منتشر شده است. کتابِ ترجمه، شامل سه بخش پیشگفتار مترجم، مقاله "اسطوره، امروز" و گزیده مقاله های او از موضوعات مختلف است. یادداشت مترجم حکم مقدمه ای برای ورود به بحت اسطوره شناسی را دارد، مقاله "اسطوره، امروز" گویای مبانی نظری بارت به طور فشرده درباره اسطوره شناسی است و در بخش آخر مجموعه مقالات منتشر شده اودر روزنامه ها با موضوعات روز مانند چارلی چاپلین، انیشتین، شیر، شراب و ... است که به تحلیل اسطوره های معاصر میپردازد.اسطوره¬شناسی او...
ادامه خواندن

درباره كامران صفامنش، معمار هويت گمشده


«كامران صفامنش» يكى از محققين و پژوهشگران بى ادعايى است كه از نفس اماره يا باز هم به قول خودش "Ego" می‌گریزد و هر جا كه قرار است درباره خودش حرف بزند موضوع بحث را عوض می‌کند. مردى كه در پشت آن‌همه جديت و نظم و حساب‌وکتاب و طرح و نقشه، دغدغه ماهيت و هويت معمارى و ساختمان‌سازی ايرانى را دارد... - تولد۱۳۲۵. تهران ـ گذراندن دوره متوسطه در سال۱۳۴۲ از دبيرستان هدف يك تحت مديريت احمد بيرشك ـ سال۱۳۴۳ ورود به دانشكده معمارى دانشگاه تهران و سال۱۳۵۰ ـ اخذ مدرك فوق‌لیسانس با درجه ممتاز با تقدير كتبى ـ فوق‌لیسانس طراحى شهرى و معمارى از دانشگاه كاليفرنياU.C.L.A و بركلى ـ مدرس معمارى و طراحی شهرى و تاريخ معمارى از سال۱۳۶۸ تا به امروز در دانشگاه‌های تهران، علم و صنعت و آكسفورد انگلستان ـ دريافت تقديرنامه براى طرح‌های مختلف معمارى و شهرسازى ازجمله طرح بهسازى و تجهيز ناحيه باغ ملى به‌عنوان...
ادامه خواندن

انتخاب قهرمانان خویش


« اوراق پنتاگون »  فیلمی از استیون اسپیلبرگ پی یررمبر    PIERRE RIMBERT ترجمه : سعید جوادزاده امینی ۲۲ ژانویه گذشته، خبرنگاران بدون مرز و دفتربین المللی یونیورسال پیکچردر فرانسه مدعوین خود را برای شرکت در نمایش پیش از اکران عمومی « پست » استیون اسپیلبرگ که درسینماهای فرانسه با عنوان « اوراق پنتاگون»( Pentagon Papers ) به نمایش در آمد به سینما پوبلیسیس دراگ استور( Publicis Drugstore ) در شانزه لیزه پاریس دعوت کردند، فیلمی که «ماجراهای مرتبط با حقیقت یابی، تجسس و نقش روزنامه نگاران » سوژه اصلی آنرا تشکیل می دهد.» اتفاقات واقعی که در سال ۱۹۷۱ در آمریکا رخ می دهد موجب جذابیت فیلم می شود، دانیل الزبرگ(Daniel Elsberg)  تحلیل گر وابسته به یک  اتاق فکری پنتاگون با پذیرش همه خطرات اقدام به تصویر برداری از پرونده دفاعی سری می کند که بر ملا کننده دروغگویی کندی و لیندون جانسون به کنگره و مردم در رابطه با...
ادامه خواندن

روایت‌هایی کوتاه از زندگی، آدم‌ها و ...


فرّخ امیرفریار آن‌چنان‌که بودیم؛ مجموعه یادداشت‌های لیلی گلستان. لیلی گلستان. تهران: حرفة هنرمند، 1397. 335 ص. مصوّر. 280000 ریال. خانم لیلی گلستان حدود 5 دهه است که آثار ادبی و هنری را به فارسی ترجمه می‌کند و سه دهه است که گالری هنرهای تجسّمی دارد. امّا او علاوه بر این‌ها در نوشتن هم‌کوشا بوده است. اغلب نوشته‌های او کوتاه و برخی بسیار کوتاه‌اند و در مطبوعات مختلف طی سال‌ها درج شده‌اند. کوتاهی نوشته‌ها و پراکندگی‌شان باعث شده این جنبه از کار او برای شماری از خوانندگان چندان شناخته شده نباشد. تعدادی از یادداشت‌ها و نوشته‌های او در کتاب حاضر جمع و عرضه شده است. این نوشته‌ها دربارة مضمون‌های مختلفی است: افراد خانواده، دوستان، مشاهیر ادب و هنر، مسائل اجتماعی، فرهنگی و هنری و وقایع روزمره. در این یادداشت‌ها خصوصیّات شخصیّتی خانم گلستان کاملاً آشکاراست: صراحت، جسارت، گزیده‌گویی و پرهیز از تعارف. عمدة یادداشت‌ها سبکی شتابکار دارند و خالی از حشو...
ادامه خواندن

یادی از محمد قاضی زوربای ایرانی!


...روح خیامی قاضی می نویسد آن روح اپیکوری (خیامی شدید)که در زوربا هست در من نیز وجود دارد من هم مانند زوربا ناملایمات زندگی را گردن نمی گیرم و در قبال بدبیاری ها روحیه شاد و شنگول خود را از دست نمی دهم.من نیز نیازهای واقعی انسان فهمیده را در چیزهای اندک و ضروری که خورم یا پوشم نمی دانم و خود فروختن! و دویدن و به دنبال کسب و جاه و جلال و ثروت و مال را اتلاف وقت می شمارم و می کوشم تا از آنچه بدست میآورم به نحوی که فکر و روح و وجدان اجتماعی ام را اقناع کند استفاده کنم. و در ادامه من نیز یعنی نویسنده متن با همین مقدمه قاضی از کتاب زوربای یونانی یادداشت هایم را در خصوص این نویسنده،مترجم،و بالاتر از اینها انسانی بزرگ آغاز می کنم ...قاضی و امثال او شخصیت های طرازنوین دوره خاصی از این سرزمین بوده اند...
ادامه خواندن

بیست و یکمین نشست «شنبه‌های سینما و فرهنگ»: نمایش فیلم «ساعت گرگ و میش» اثر اینگمار برگمان/ با سخنرانی و تحلیل پویا عاقلی زاده/ 24 آذر


انسان‌شناسی و فرهنگ، بیست و یکمین نشست از فصل جدید برنامه خود را با عنوان «شنبه‌های سینما و فرهنگ» با همکاری موسسه پلک تهران و موسسه بهاران برگزار می کند (دبیر جلسات پویا عاقلی زاده)؛ این برنامه روز شنبه 24 آذر 1397، در محل موسسه بهاران واقع در میدان فاطمی از ساعت 5 و نیم تا ساعت 8 و نیم ارائه خواهد شد. در این برنامه، فیلم «شرم» اثر اینگمار برگمان به نمایش درخواهد آمد. پس از آن «ناصر فکوهی» درباره فیلم سخنرانی خواهد کرد و در انتها به پرسش ها پاسخ داده می شود. آدرس: تهران، میدان فاطمی، خیابان جویبار،کوچه نوربخش، پلاک 21 لینک خرید بلیط:  https://tiw.al/pxg
ادامه خواندن

نقدی بر نوشتار«کالبد انسان در نگاره‌ها- عصر صفوی» نوشته فاطمه سیارپور


«کالبد انسان در نگاره‏ ها» عنوان مجموعه یادداشت‎هایی است که از تاریخ 16 مهر ماه 1393 لغایت 9 آذر ماه سالِ جاری در شش بخش نوشته شده و با رویکردِ بازنمایی به بررسی کالبد انسان در نگاره‏ هایی متعلق به رضا‏ عباسی واقع در کاخ چهلستون اصفهان پرداخته است؛ این مطالب در سایت اینترنتیِ انسان‏شناسی‏ و‏فرهنگ، توسط فاطمه سیارپور، دانش‌آموخته‌ی انسان‏شناسی، به صورت پیوسته انتشار یافته است. این یادداشت‌ها به نوعی در حیطه‌ی مطالعات تاریخی هنر (جامعه شناسی و انسان‌شناسی هنر) قرار می گیرند که رویکردی میان‌رشته‌ای را برای درک هنر به کار می‌برند. در این نوشتار تلاش خواهد شد با رویکردی انتقادی به مبانی و روش‌شناسی این یادداشت‌ها و نتایج آن در توصیف و تحلیل این نگاره‌ها پرداخته شود.
آنچه که از دیرباز در مفهوم هنر و آثار هنری و هنرمند، در فرهنگِ ما، مورد بی‌توجهی واقع شده، نگاهِ ساده و تقلیل‌گرایانه به «هنر» و «مطالعات هنری» در پژوهش‌های میان رشته‌ای هنر است. در صورتی که اثر هنری نه تنها در سَبک، بلکه در تکنیک امری تخصصی و مستلزم دانش و مهارت خاصی است. به عبارتی شناختِ هنر، امروزه، در زیرشاخه ‏ی علم قرار گرفته و به دلیل تنوع و فرّار بودن و گسترد‏گی آن نه تنها مطالعات دقیق ‏تری را می‏طلبد بلکه تجربه‏ی عملی و مهارت هنری از نکات حائز اهمیتی است که از ساده‏ ترین آنها می‏توان به شباهت‏ها و دوربودن از تکنیک‏ها، سبک‏ها و بخصوص تاریخ هنراشاره کرد، که پژوهشگران حوزه ‏های دیگر به آن دقتی نکرده و نمی ‏کنند. این امر چنان در تفسیر و خوانشِ متونِ تصویری تاثیرگذار است که نه تنها پژوهشگرِ هنری را که سالهاست در این وادی بوده به خطا می‏اندازد که گاه مشاهده می‏شود محققانِ خارج از حوزه‏‏ ی هنر (آنان که در رشته‏های غیر هنری آموزش دیده‏اند) نیز به‌صورت مداوم به خطا رفته و گاهی خوانش ‏های بسیار متفاوتی ارائه می ‏دهند که منطبق با متن هنریِ موجود نیست.
بنابراین، برای درک و فهم متون هنری اعم از تصویری، نوشتاری و انتزاعی نظیر موسیقی و ارتباط آن با دیگر علوم، آشنایی با چگونگیِ توصیف شکل‏ گرایانه‏ ی یک اثر (که به نوبه‌ی خود در هنرهای متفاوت ساختارهای توصیفی متفاوتی وجود دارد) و تجزیه‌وتحلیل آن در علوم اجتماعی (تئوری ‏های نظری) از الزامات این نوع پژوهش است. بر این اساس، من در این نوشتار با توجه به نگاه شیلا کَن‏بی (sheila canby)، یکی از پژوهشگران نقاشی‏ های عهد صفوی و مسئول بخش هنر‏اسلامی موزه‏ ی متروپلین نیویورک، به مفهوم بازنمایی در نگارگری ایرانی می‌پردازم و از سوی دیگر با معرفیِ مفهومِ بازنمایی در هنر و چگونگیِ توصیف اثرِ هنری به روش شکل‏ گرایانه (Formalist Model)، نوشتار «کالبد انسان در نگاره ها» را مورد بارخوانی قرار خواهم داد.

 

کالبد انسان در نگاره ها
همانگونه که بیان شد پژوهش فاطمه سیار‏پور در شش بخش با عناوین 1- مقدمه و معرفی بنا و نقاشی‏های مورد بررسی 2- تاریخ و وضعیت اجمالی در دوران صفوی 3- پوشش در دوران صفوی 4- پوشش زنان در دوران صفوی 5- مطابقت تصویر و آثار 6- جدول‏ بندی و نمایش تفاوت‏ها و شباهت‏ها نگاشته شده است. در ابتدای نوشتارِ یاد شده سه مسأله‏ ی اصلی برای دستیابی به کالبد انسان در نگاره ‏ها مورد توجه پژوهشگر بوده است. 1- روش گردآوری: مطالعات میدانی و اسنادی 2- رویکرد: بازنمایی 3- انتخاب میدان: دیوارنگاره‏ های کاخ چهلستون با تأکید بر مکتب رضا ‏عباسی.
با توجه به نکات ذکر شده، دو شُبهه در رویکرد انتخابی مشاهده می‏شود که تا حدودی داده ‏ها و تجزیه‌وتحلیل آثار ذکر شده را به خطا برده است. به نظر می ‏رسد که پژوهشگر به مفهوم بازنمایی دقت نکرده و یا آنکه به این مفهوم در هنر آشنایی نداشته است. به همین دلیل در ادامه‏ ی پژوهش دچار ابهام شده و نتواسته به نتیجه‏ ی مطلوب و یکپارچه ای دست یابد. همچنین در روش گردآوری که بخشی از آن مربوط به مطالعات میدانی است، نوشتار نمایانگر عدم مصاحبه با متخصصان نقاشی ایرانی یا استفاده‌ی دقیق از پژوهش‌های این عرصه است. و در نهایت به دلیل عدم آشنایی کامل به تاریخ نقاشی ایرانی و سبک‏ها و هنرمندان، خطاهای تحلیلی بیشتر آشکار شده است که در ادامه به نمونه‏ هایی از آنها خواهم پرداخت. آنچه که تاکنون بیان شد به این معناست که خلاقیتِ موجود در مطالعاتِ میان رشته‏ ای، به جهت خوانش ‏های جدید در مطالعات جدید، نیازمندِ دانش و آگاهیِ دقیق و بررسی ‏های موشکافانه‏ تری در هر دو شاخه‏ ی علمی مورد نظر است.

نقاشی ایرانی به روایت محققان
نگارگری جزوِ آن دسته از هنرهایی است که هنرِ ایران و هنرمندِ ایرانی را از دیگر سرزمین‏ ها متمایز می‏کند و سالیان متمادی است که محققانِ متعددی را به تمجید و تحلیل این آثار واداشته است. شیلا کَن‏بی محققِ هنرِ اسلامی در توصیف این نوع نقاشی (درست ‏تر آن است که بگوییم این نگاره‏های ایرانی) چنین بیان کرده:

نگاره ‏های سنتیِ ایران مثل دنیایی کوچک از گل‏های همیشه بهار، با نسیمی فرح ‏بخش و انسانِ باوقار و نورِ تابناک، بیننده را به تفرج و نشاط هر چه بیشتر دعوت می‏ کند. اوج این نگاره ‏ها تنها به تصویر کشیدن یک داستان نیست، بلکه، به تپه‏ ها، حیوانات، ابرها و درختانی که صحنه‏ ی داستان را پر کرده‏ اند، دَمِ مسیحایی می ‏بخشند. بعد‏ها در قرن یازدهم ه.ق، نگاره ‏پردازی جای خود را به تک‏ چهره ‏پردازی داد و انسان مقام شایسته‏ ای در نقاشیِ ایران پیدا کرد. ولی نگارگران ایرانیِ متعلق به هر نسل و سیاقی ، پیوسته مفهوم خاص خود را از تصویر ارائه کرده‏ اند. با تاکید بر دو بعد نمایی و هماهنگی اشیا آن را آنگونه که باید باشد تصویر کردند، نه آنگونه که هستند. (کن بی، 1389,ص9)

با توجه به تعریفِ ذکر شده، درکِ یک اثر نگارگری ابتدا مستلزم فهم، شناخت و آشنایی به سبک‏ها و زیبایی‏ شناسی نگارگری ایرانی و از سوی دیگر آنکه مستلزم آشنایی به روش‏ها و رویکردهای تجزیه و تحلیل این آثار است. همانطور که در بالا به آن اشاره شد، آنچه که کن‏بی در توصیف نگاره ‏های ایرانی بیان می‏کند بازنمایی (representation) است نه خلق و بازآفرینی (recreation).
بازنمایی در یک اثر هنری به معنای آن است که هنرمند اثر را خلق می‏کند، نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که باید باشد و باید دانست. «حقیقت این است که یک اثر هنریِ بازنمایی، هم مستلزم شناخت همانندی است و هم شناخت قراردادهای حاکم بر فرمِ هنری، به صورت مشخص ‏تر، چنین واکنشی مستلزم شناخت نحوه استفاده سنجیده از چنین قراردادها به وسیله هنرمند است» (شپرد، 1390, ص 31)، همانند آنچه که در هنر اروپا در دوران باروک مشاهده می ‏شود. هنرمند، جمجمه‏ی سر را با مفهوم و معنای دیگری در تابلوی نقاشی خود نشان داده است. پس آنچه که در تصویر مشاهده می‏ شود لزوماً به معنایِ بیانِ آنچه که مخاطب در واقعیتِ جامعه مشاهده می ‏کند نیست. بنابراین نمی‏توان به‌طور قطع بیان کرد که نگاره‏ های درونی کاخ چهلستون به «سبکِ اصفهان به دلیل پرداختن به زندگی روزمره و بازنمایی طیفی از مردم آن دوره می‏ تواند منبع مناسبی برای بازنمایی کالبد انسانی به منظورِ پی ‏بردن به ویژگی‏ های جسمی، پوشش و آرایش» (سیارپور، 93, بخش 1) باشد.

روش شکل گرایانه (فرمالیستی)
اگرچه در این پژوهش، سیارپور سعی بر توصیف شکل‏ گرایانه‏ی آثار کاخ چهلستون داشته، به‌عنوان مثال او در مطلب شماره چهار می نویسد:

تصویر یک، که از دیوارنگاری‏ های کاخ چهلستون انتخاب شده است، تائیدی بر مطالبی است که ذکر آن رفت. دراین تصویر دیده می‏ شود که زن دارای تنبان بوده وقمیص وی سراسری و بلند است. روسری که از جلو محکم بوده و از پشت تا پائین ادامه دارد. کمربند باریک و شال نیز در تصویر مشهود است. تصویر دوم در حقیقت تصویرِ کاملِ تصویرِ یک است که تقابل دو لباس زن و مرد را به خوبی نشان می ‏دهد و مبنای مناسبی برای مقایسه‏ی ما است. در نگاه کلی تفاوتی میان لباس زن ومرد دیده نمی‏شود. بلندی، تنوع رنگ، استفاده از شال و کلاه ویا وسیله پوشش سر در تصویر کاملاً مشهود است. دو رشته موی باریک که به عنوان تزئین بافته می‏شده در تصویر سه دیده می‏شود. دراین تصویر دگمه ‏ها کاملاً مشهود است. رنگ قمیص نیز در مقایسه با تصویر یک نشان دهنده‏ ی تنوعی است که وجود داشته است. آستین‏های بلند وچسبان، روسری‏ای که از پشت تا پائین ها نیز دیده می شود...). (سیارپور،93, بخش1)

اما تا حدود زیادی در توصیف آثار به روش شکل ‏گرایانه به دلیلِ عدم آشنایی به گرایش‏هایِ هنری نظیر نقاشی و بالاخص نقاشی ایرانی به خطا رفته است.
تحلیل ِآثارِ هنری و بالاخص نقاشی با روش شکل ‏گرایانه (فرمالیستی) تقریباً ازاواخر قرن 19 و اوایل قرن بیست توسط منتقد انگلیسی جدیِ هنر، راجر فرای، آغاز شد و سپس افرادی نظیر کلایوبل آن را گسترده ‏تر و به نظریاتی همچون فرمِ معنادار بسط و آثار را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. راجر فرای بر این باور است «که هنر با هنرمندِ آفریننده‏ ی آن یا فرهنگی که به آن تعلق دارد ارتباط معنا‏داری ندارد یا ارتباط اندکی دارد. این رویکرد، رویکرد ناتاریخی است و بر تأثیرهای عاطفیِ اثر هنری تمرکز دارد به تعبیری در بررسی شکل‏ گرایانه‏ی اثر هنری ابتدا باید به تاثیرهای زیبایی‏ شناسانه‏ ی اجزای تشکیل دهنده ‏ی اثر پرداخت که این عنصرها(خط، شکل، فضا، رنگ، نور، تاریکی و...) زبان دیداری هنرمند را پایه ‏گذاری می‏کنند تا به مقوله‏ های گسترده ‏تری(تناسب، ترازمندی، نظم و تناسب، الگو و ضرباهنگ و...) برای پاسخگویی به بیننده دست ‏یابد» (به نقل از آدامز،1390, صص30-29). پس در توصیف یک اثر، نگارنده باید مبانی تجسمی را به خوبی درک کند و خط، سبک و رنگ‏های به کار رفته در اثر را به خوبی بشناسد و در یک ساختار منظم آنها را توصیف و تاثیر آن را بر مخاطب بیان کند و اگر چنانچه به مطالعه‏ ی میان رشته‏ ای می‏ پردازد از نظر و رویکرد‏های علوم اجتماعی استفاده کرده و به معنای مورد نظر دست یابد که چنین نشده است. این توصیفاتِ صرفاً غیرآکادمیک کمکی در شناختِ صحیحِ آنچه مورد نظر پژوهشگر است ‏نکرده است. از سوی دیگر، چنانچه پژوهشگر در‏صدد آن است که با نگاهی بازنمایانه و دست‏یابی به معنای پنهان (فرم معنادار) به مفهوم و نگاهی جدید‏تر به مطالعه ‏ی اثر هنری بپردازد، بی‌شک نیازمندِ نگاهی چون کلایوبل و محققان حوزه‏ ی فرمِ معنادار است. منتقدی که سزان را از آن جهت مورد تحسین قرار داده است که برای دستیابی به شکلِ معنا‏دار نقاشی می‏کرد (ادامز، 1390,ص 45). همانند آنچه ما در نگاره ‏های ایرانی مشاهده می‏ کنیم، و به نظر می‏ رسد تنها دورانی که نگاره‏ه ای ایرانی از معنادار بودنشان دور شده‌اند اواخر صفوی و سپس قاجار و با حضور فرنگ رفته ‏ها و از فرنگ آمده ‏ها بوده است.

اسناد تاریخی و پژوهش میدانی
مطالعه در باب اسنادِ تاریخی هنرِ ایران نیز نه تنها مسلتزم مطالعه‏ ی اسناد تاریخی است بلکه اسناد تاریخی‏‌ـ هنری و چگونگیِ تجزیه و تحلیل سبک ‏ها و دوره‏ های هنری بسیار حائز اهمیت است و خود نیز مستلزم دانش و آگاهی در شناخت سبک‏ها و هنرمندان هر عصر و یا مصاحبه‏ ی مداوم با متخصصان این امر است. اگرچه یافتن دوره‏های هنریِ صفوی کار چندان مشکلی نیست، اما عوامل تغییر سبک و نوع نگاره ‏ها در کنار شرایط تاریخی و اجتماعی موجب برخی تغییرات شده که آگاهی از آنها نیز مستلزم مصاحبه‏ های میدانی است. آنچه که نگاه هنرمند را از روایت کتاب‏ها به سمت تک ‏نگاره ‏ها سوق داده و از کتب دور کرده و به معماری ایرانی‌ــ اسلامی افزوده شده خود نیازمند مطالعات بسیار تخصصی‏ است و تنها می‏توان یکی از دلایل تغییر را برای مثال و با نظرِ کَن‏بی مطابقت داد که در ابتدای امر بیان شد.
فاطمه سیارپور همچنین در بخش اول از پژوهش چنین بیان کرده است:

یکی از ویژگی‏ های این مکتبِ جدیدتر آن است که نگارگران در نقاشی‌های خود طالب آزادی عمل بیشتر نسبت به مکاتب قبلی شدند. تا آن زمان نگارگری به کتاب‌ها محدود بود اما در این مکتب آنان به ورقه‌های نقاشی و دیوار کاخ‌ها وخانه‌های بزرگ واشرافی روی آوردند. آن‌ها از چهارچوب موضوعی نگارگری‌های قبلی نیز خروج یافتند. پس این بار دیگر موضوع نقاشی‌ها روایت کتاب‌ها نبود، بلکه داستان زندگی معمولی و روزمره مردم عادی بود. موضوعاتی مثل «شکار وشکارچیان، حیوانات مختلف، پرندگان، اژدها، سیمرغ و اژدها، فرشتگان، دراویش، چوپانان همراه با گوسفندان خود، استاد وشاگرد، جوانان در حالت‌های مختلف ایستاده و نشسته، زندگی روستایی و کشاورزی و اتفاقات مهم تاریخی» بود و... با توجه به این ویژگی‌ها، به نظر می‌رسد نگارگری مکتب اصفهان به دلیل پرداختن به زندگی روزمره و بازنمایی طبقه‌ای از مردم آن دوره می‌تواند منبع مناسبی برای بررسی بازنمایی کالبد انسانی به منظور پی‌بردن به ویژگی‌های جسمی ، پوشش و آرایش بدن باشد. (سیارپور، 93, بخش 1).

این نگاره ‏ها هیچ‌گاه صرفاً فرهنگ روزمره‏ ی انسان‏ها در عصر صفوی را نمایان نمی‏کند. بلکه جنگ، شکار، بزم که در دیوار نگاره‏ های کاخ چهلستون نقاشی شده ‏اند، نقاشی‏ های درباری است و از فضای روزمره و عمومی مردم آن دوران به دور است (این به شرطی است که نگارنده به سبک ‏ها و دوره‏ های نقاشیِ ایرانی و حضورش در میان عموم مردم آشنا باشد و همچنین اثر را بازآفرینی قلمداد نکند). از سوی دیگر نقاشی‏های حاضر در کاخ چهلستون خود به زعم مهندس آقاجانی اصفهانی و دکتر جوانی در کتاب دیوارنگاره‌های عصر صفوی خود از نظر زمانی به سه دوره قابل تقسیم است و اگر چه سیارپور از آن نام به میان آورده اما به دلیل عدم آشنایی به سبک‏ ها، آنها را در یک تقسیم‌بندی مطالعه و گاهی نیز به دوره‏ های قبلی اشاره کرده و مورد تطبیق قرار می‏ دهد. به طور مثال، سیارپور در این‌باره می نویسد: «در قرن دهم هجری، پوشاک بانوان ظاهر دیگری به خود می‏گیرد، تنبان که در قرون پیشین وجود خارجی نداشت معمول می‏گردد و پیراهن‏های پردگمه وبند، بندینک‏هار را کنار می‏زنند و از بلندی به کوتاهی می‏گرایند و چادری سفید وبزرگ (به‌عنوان روپوش همه پوشاک) سرتاپای هیکل بانوان را می‏پوشاند» (سیار پور،93, بخش4).
باید توجه داشت که در قرن دهم تفاوت‏هایی در سبک‌های نقاشی حتی در میان شاگردان رضا عباسی مشاهده شده است. همچنین سیار پور آثار مورد بررسی‌اش را در بخش شش به رضا عباسی منتصب می‏داند با وجودی اینکه در این کتاب بیان شده که تقریباً اثری یافت نشده است که به رقم و کنه رضا عباسی به امضا درآمده باشد. و بیان می ‏گردد که این آثار در کارگاه وی و تحت نظارتش توسط شاگردان به تصویر درآمده است (آقا جانی، جوانی، 1386).
سیار پور در باب نشانه ‏شناسی و نماد‏شناسی پوشاک نیزچنین بیان کرده است: «گزارش های زیادی نیز در متون صفوی سرنخ‌هایی را از جایگاه اجتماعی و تمول نابرابر در پوشاک درباریان به دست می‏دهد: مثلا تاج زربفت یا طلاکاری شده، کلاه 12 ترک نماد دوازده امام تشیع، خلعتی که شاه اسماعیل برای امیر عراق فرستاد و... » (سیار پور،93, بخش3). به نظر می ‏رسد دقت چندانی توسط نگارنده صورت نگرفته زیرا که کلاهِ دوازده تَرکی که نماد دوازده امام شیعه بیان شده به صورت دقیق توسط محققان هنر و نقاشی ایرانی در ایران و خارج از ایران مورد بررسی گرفته است. این نوع کلاه که به تاج حیدری و گاهی کلاه قزلباش معروف است به دلایل متفاوتی و بر اثر شواهد و اسناد متفاوت دوازده تَرک دارد و به جهت نشان ویژه قورچی‏ها و قوللر در جنگ استفاده شده است. با این وجود نیز محققان در مطالعه‏ای تطبیقی بر روی کلاه ‏ها و سفرنامه‏ های صفوی بر این باور هستند که اکثر کلاه‏ ها با سفرنامه ‏ها قابلیت تطبیق نداشته است (نقوی، مراثی، 1391, مطالعات تطبیقی هنر، ص1).

نتیجه
نتیجه آنکه برای این نوع پژوهش‏ مطالعاتِ میان رشته‌ای‏ می‏توان با توصیف شکل‏گرایانه و کمک از نظریه‏ ی علوم اجتماعی به معنای مورد نظر دست یافت و البته باید آگاه بود که توصیفات ساده‏ی دیداری از یک اثر هیچگاه پاسخگوی چنین مطالعاتی نیست. زیرا همانگونه که بیان شد این نوع آثار بازنمایی است و گاهاً در بعضی از ترکیب ‏بندی ‏ها و عناصرِ مورد استفاد است که، ما شاهد بازآفرینی هستیم.


مراجع
آن شپرد، ترجمه علی رامین. 1392. “مبانی فلسفه هنر.” تهران: نشر علمی فرهنگی.
اصغر جوانی، حسین آقاجانی اصفهانی. 1386. “دیوارنگاری عصر صفویه در اصفهان: کاخ چهلستون.” فرهنگستان هنر.
رویین پاکباز، 1389، نقاشی ایرانی: از دیرباز تا امروز، تهران: نشر زرین وسیمین.
شیلا کن بی، ترجمه مهد حسینی. 1390. “نقاشی ایرانی.” تهران: دانشگاه هنر تهران.
فاطمه سیار پور،کالبد انسان در نگاره ها-1 ،16/7/1393, http://anthropology.ir/node/24947
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-2 ،4/8/1393 , http://anthropology.ir/node/25318
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-3 ، 11/8/1393, http://anthropology.ir/node/25320
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-4 ، 19/8/1393 , http://anthropology.ir/node/25580
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-5 ، 25/8/1393 http://anthropology.ir/node/25582
فاطمه سیارپور، کالبد انسان در نگاره ها-6 ، 9/9/1393 http://anthropology.ir/node/25917
لوری آدامز، ترجمه علی معصومی. 1392. “روش شناس هنر.” تهران: نشر نظر.
منیره سادات نقوی، محسن مراثي. 1391، بهار و تابستان. “مطالعه تطبیقی كلاه مردان در سفرنامه ها و نگاره های دوران صفوی. اصفهان:مجله مطالعات تطبیقی هنر.

 

ادامه خواندن

اردشیر محصص و نقد زمانه


اسماعیل عباسی آخرین بازماندگان گارسون‌های «هتل نادری» تهران که عمری با اهالی هنر و ادب محشور بوده‌اند، هنوز آن جوان باریک‌اندام، صبور و کم‌حرف را به‌یاد می‌آورند که یک روز در هفته، میزی را در اختیار می‌گرفت و سفره‌ای از جنس کاغذ کاهی را که ماهرانه از به‌هم چسباندن صفحه‌های کوچک‌تر کاغذ درست‌کرده بود، روی میز پهن می‌کرد. لحظه‌هایی در سکوت، آدم‌های حاضر در هتل را از نظر می‌گذراند. در همان لحظه‌های سکوت، مداد طراحی آرام و بی‌وقفه روی سطح کاغذ کاهی بزرگ به‌حرکت درمی‌آمد. چند نوجوان علاقه‌مند به طراحی که کمی دورتر از میز طراح، با اشتیاق و کنجکاوی، این لحظه‌های پرشور و نفس‌گیر را به‌تماشا می‌نشستند؛ در ادامه به حرکات ماهرانه طراح که با ماژیک مشکی درشتی به شاکله‌ی ناپیدای مدادی جان می‌بخشید خیره می‌شدند. این شیوه طراحی که طراح نامدار و بلندآوازه، زنده‌یاد اردشیر محصص، به‌کار می‌گرفت در کار گشودن فصل جدیدی در هنر طنز تصویری در...
ادامه خواندن

بوطیقای شهر – بخش 46


پیر سانسو برگردان ناصر فکوهی و زهره دودانگه ** به نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رسد رودخانه در آن واحد هم پهنه های شهری را تقسیم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند و هم آن ها را به یکدیگر پیوند می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دهد. بدون وجود رودخانه، گویی شهر به توده‌ای کمابیش مبهم تبدیل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. به برکت رودخانه، «محورهای هدایت کننده» با وضوح بیشتری خود را نشان می‌دهند؛ با وجود رودخانه ساده‌تر می‌توان مسیر خود را یافت و در ذهن خود محله‌های یک شهر را توزیع کرد. ما [در پاریس] یک کرانه راست و یک کرانه چپ داریم و هرکرانه به صورتی بسیار طبیعی تلاش می‌کند اصالت مفروض خویش را حفظ کند، بورژواتر یا بی‌تکلفتر، دیندارتر یا سکولارتر. اما باید دقت داشته باشیم که هیچ یک از این دلایل سبب نشوند که مسائل اساسی را نبینیم: شهر دیگر یک [پهنه] واحد و به شکل ابلهانه‌ای [یک پهنه] قاره‌ای نمی‌ماند. پیش‌تر گفتیم که شهر بازتاب خود را روی آب‌های رودخانه می‌اندازد. یک دوگانه افزوده...
ادامه خواندن

سفر به گرجستان (3)


عکاس : امیرجمشیدی . زمان عکسبرداری بهمن ماه 1396 ،تفلیس ، سیغناقی کلیسا درونگراترین مکانیست که پراست از خودابرازگرایی های شاید معنویتی نشاندارشده . کلیسا شبیه به انسان است . بنای کلیسا اجتماعی ترین چهره اوست . این پیکره ی زیبا ما را به دیالکتیکی پر طمطراق فرا می خواند ، به تماشای شکوه تاریخی بخشی از تفکر انسان ، به نظاره جستجوگری های پر جهد به متعالی بودن . درون معابد عیسوی کنج های کم نور روان زندگی طویل انسان قابل مشاهده است . سایه هایی از روان ما که در غالب نگاره های نقاشان مومن در حال فرو ریختن اند . نقاب هایی که با شنیدن نوای موزون نیایش گران یک به یک عریان تر می شوند . اساطیری آغشته به بوی کندرکه با ساییدن فلسفه، باورپذیر، در رگ های روح جولان می گیرند. تقدسی که طی مشاهده ورد خوانی دخترکان پارسا زیر تاج عبادتگاه ترسایان به انسان...
ادامه خواندن

درسگفتارهای کلژدوفرانس، مانه: یک انقلاب نمادین(38)


تصویر: پل دولاروش پیر بوردیو برگردان ناصر فکوهی   رویکرد تفسیری من در بخشی از صحبت‌های قبلی‌ام به نسبت‌های طلایی در یک نقاشی از جمعیت اشاره کردم که نمی‌توان آنها را با ماشین حساب به دست آورد: ابزار محاسبه ما باید در چشمهایمان باشد و تعداد آنها را در چشم‌هایمان داشته باشیم. در یک کلام ما از زبان مفهوم به زبان طرح‌واره خلاق می‌رسیم، طرح‌واره شکل‌دهنده، قدرتی که شکل را به وجود می‌آورد. بنابراین دیگر از چیزها و مسئله‌ها صحبت نمی‌کنیم، بلکه حرفمان بر سرکاری است که باید «انجام بگیرد». یک نقاش که نقاشی می‌کند در برابر کاری «برای انجام دادن» قرار گرفته است. برای آنکه به موضوع قبلی یعنی «پای اسب» در نقاشی ولاسکز برگردم، باید بگویم ولاسکز بوده که از پای اسبی که کشیده خوشش نیامده است، زیرا او برای دیدن این «پا» دارای یک طرح‌واره خاص بوده که برایش تعیین می‌کرد چه کاری باید «انجام بدهد». (من...
ادامه خواندن

درباره سید علی‌اکبر صنعتى زاده: مجسمه‌های مردم پيرامون


با ساختن هر مجسمه انگار بار ديگر متولد مى شود. او را بايد در ميان انبوه پيكرهاى آدم‌هایی شناخت كه همين دوروبرها هستند. آدم‌های ساده و دوست‌داشتنی، اطرافت زن‌هایی با چادرهاى گل‌دار و نگاهى به زير، دكترى در مطب با پيراهن سفيد و كراوات، پيرمردى با عصا... - متولد ۱۲۹۵ كرمان - درگذشت ۱۳ فروردین ۱۳۸۵ ـ سه‌ماهگی پدرش را از دست می‌دهد و به پرورشگاه صنعتى سپرده می‌شود ـ پس از تحصيلات ابتدايى در كرمان، براى ادامه تحصيل به مدرسه صنايع مستظرفه به تهران می‌آید ـ در سال۱۳۱۹ درجه ليسانس نقاشى می‌گیرد ـ ۱۳۲۵ اولين موزه مردمى در ميدان توپخانه تهران را افتتاح می‌کند ـ ۱۳۵۲ موزه صنعتى تأسيس می‌شود - او تنها هنرمند ایرانی است که دو موزه به نامش ثبت ‌شده است: موزه صنعتی (کرمان) و موزه صنعتی (تهران) یا همان موزه هلال‌احمر در میدان توپخانه تهران - او شاگرد ابوالحسن‌خان صدیقی بود - صنعتی تا پایان...
ادامه خواندن

بیستمین نشست «شنبه‌های سینما و فرهنگ»: نمایش فیلم «شرم» اثر اینگمار برگمان/ با سخنرانی و تحلیل ناصر فکوهی/ 17 آذر


انسان‌شناسی و فرهنگ، بیستمین نشست از فصل جدید برنامه خود را با عنوان «شنبه‌های سینما و فرهنگ» با همکاری موسسه پلک تهران و موسسه بهاران برگزار می کند (دبیر جلسات پویا عاقلی زاده)؛ این برنامه روز شنبه 17 آذر 1397، در محل موسسه بهاران واقع در میدان فاطمی از ساعت 5 و نیم تا ساعت 8 و نیم ارائه خواهد شد. در این برنامه، فیلم «شرم» اثر اینگمار برگمان به نمایش درخواهد آمد. پس از آن «ناصر فکوهی» درباره فیلم سخنرانی خواهد کرد و در انتها به پرسش ها پاسخ داده می شود. آدرس: تهران، میدان فاطمی، خیابان جویبار،کوچه نوربخش، پلاک 21 لینک خرید بلیط:  https://tiw.al/pxg
ادامه خواندن

درباره ابوالقاسم سعيدى


خانه دوست كجاست! سعيدى را تا آنجا كه بوده و كارهايش در ايران به چشم آمده، ما با درخت‌های او می‌شناسیم. درخت‌هایی كه شاخ و برگ آن‌ها بيشتر در ترکیب‌بندی‌های نقاش آمده است تا تنه‌های آن‌ها. اينجا هم می‌توان باز به يك ارتباط طنز ميان سپهرى و سعيدى اشاره كرد... - متولد۱۳۰۴ اراك - فارغ‌التحصیل دانشكده هنرهاى زيباى پاريس برگزارى نمایشگاه‌های متعدد انفرادى در فرانسه، بلژيك، اسپانيا، سوئيس و... - شركت در نمایشگاه‌های گروهى متعدد در ايران و اروپا و آمريكا - شركت در نمایشگاه پاييزه فرانسه و دريافت جايزه «نقاشى جوان» در سال۱۳۳۸ - عضو هیئت‌داوران و كميته تشكيلاتى نمايشگاه «نقاشى جوان» فرانسه در دوره‌های بعد - شركت در بى ينالهاى تهران، پاريس و سائوپولو - دريافت جايزه از دومين بى ينال نقاشى تهران۱۳۳۹ - دريافت جايزه بزرگ پنجمين بى ينال نقاشى تهران۱۳۴۵ - شركت در نمايشگاه «باغ ايرانى» موزه هنرهاى معاصر۱۳۸۳ - تنها نمایشگاه انفرادی ابوالقاسم سعیدی در...
ادامه خواندن

سفر به گرجستان (2)


عکاس : امیر جمشیدی . زمان عکس برداری بهمن ماه 1396 تفلیس تفلیس پر از متن است ، شهری پر از تمثال های مستعد به تداعی معانی ، پر از همهمه های قابل فهم و فضایی مشحون از تصاویر . اما به هر میزان خوانش این متون بصری سهل باشند ، مسئله تنها خوانشی بی هدف نیست ! گاه فردی بخشی از ساحات درونی خود را بر روی قشر نازک شیشه ای دیوار بین خانه و محیط شهری برای رهگذران به نمایش می گذارد تا ابرازبه بودن و دیده شدن کند . گاه شهر تندیسی در مسیر تردد خودی ها و یا دیگران قرار می دهد تا با خودی ها اشتراکات فرهنگی شان را مرور کند و یا به دیگری ، خود کلان ، آیین و فرهنگشان را بشناساند . بیننده نه مورد هجوم سهوی بازنمایی های روان فردی و جمعی بلکه مجاز به دریافت مجوزی برای همزیستی با تاریخ...
ادامه خواندن

پدیدارشناسیِ عشق


نقدی بر آسمان‌سرپناهِ برناردو برتولوچی به بهانه‌ی درگذشت‌ او مرگ امثال آنتونیونی و برتولوچی ((Bernardo Bertolucci (1941-2018) زمانی برای سینمادوستان، سینماروهای حرفه‌ای و منقّدینِ سینمای هنری اروپا دردناک‌تر می‌شود که به زمانه‌ و اکنون خویش نیک بنگریم. جهانی آشفته ندانم‌کارانه و غوغاسالار، زمانه‌ای که مومنین و عشّاق باید زیرِمیزی و قاچاقی زندگی کنند و در تظاهری جان‌کاه و عذاب‌آور روزگار بگذرانند. دنیایی که اذهانِ مدرنِ پیچیده، مطرود و بی‌خانمان گشته‌اند. گرچه هنوز به آن شرایط افتضاحی نرسیده‌ایم که کسی برای میراث‌داران سینمای مولف اروپا و جرایدی چون پوزیتیف و کایه تره هم خُرد نکند لیکن فاشیزمی که همواره در سیبل حملات برتولوچی بود یک‌به‌یک سنگرهای حاکمیّتی را در بطن کشورهای متمدن می‌قاپد. در چنین اوضاع‌واحوالی چه کسی نای تفکر به آن مفهومِ مرموزِ تنیده درعشقِ بازتاب‌یافته در شاهکارهای برتولوچی را دارد واقعن چه کسی؟ گرویدن به فاشیزم مد شده نه تفکر بدان. خیانت از فرط تکرر، رمزآمیزیِ خویش را از...
ادامه خواندن

کنسرت زنانه از نگاه یک زن


جمعه 2 آذر برای اولین بار به کنسرت خواننده زن در ایران رفتم؛کنسرت سیمین غانم در تالار وحدت. قبل از رفتن به کنسرت در این حد آگاه بودم که ورود مرد ممنوع است و امکان هیچ نوع عکس‌برداری و فیلم‌برداری وجود ندارد.مهم‌تر اینکه کنسرت خواننده مردی در ساعت 2 بعدازظهر برگزار نمی‌شود و برای زن می‌شود!دیگر به چیزی فکر نکرده بودم و تصوری از یک کنسرت زنانه نداشتم، کنسرتی که هم خواننده و گروه نوازندگانش زن هستند و هم شرکت‌کنندگان و هم دست‌اندرکاران و برگزارکنندگان حاضرش (پشت صحنه را در جریان نیستم). در ورودی ابتدایی تالار دو زن بودند که بارکد بلیط‌ها را با تلفن همراه چک می‌کردند و بعد دو مرد که اجازه ورود می‌دادند. بعد از ورود به حیاط تالار دیگر از مرد خبری نبود. در ورودی سالن چند خانم بودند که تلفن‌های همراه را تحویل می‌گرفتند و شماره‌ای می‌دادند. بعد از ورود به سالن خانم‌های اجرایی جوانی...
ادامه خواندن

داستان یا تولید حقیقت


  فوکو اغلب نوشته است که آثارش میتوانند همچون اکثر "آثار داستانی" خوانده شوند. وی در سال 1967 در مصاحبه ای در رابطه با کتاب واژه ها و چیزها تاکید می کند که "کتاب من داستانی محض و ساده است: یک رمان است."(1) و ده سال بعد در 1977 دوباره تاکید می کند که "من هرگز چیزی مگر داستان ننوشته ام." (2) آیا تمام این تاکیدهایی که مضمون واحدشان از سوی اندیشمندی که هرگز در سراسر زندگی اش از حرکت و تغییر نگرش باز نایستاده است، عجیب به نظر نمی رسند ونمی توانند دلالت بر روش یا موضع خاصی از طرف فوکو نمایند؟ پاسخ دشوار است: "داستان" واژه ای چنان ثقیل وچنان ظریف مواضع مختلفی را در بر می گیرد و در چارچوب هر تعریفی که باشد نمی گنجد. آیا برای فوکو مسئله این است که بگوید همسانی خاصی بین فلسفله و خلاقیت ادبی وجود دارد یا به طرز رندانه...
ادامه خواندن