ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

زندگی آبله پا


  پایِ زندگیِ گلستانی‌ها آبله زده است، آن‌ها چشم انتظار مرهم‌اند گلستانی‌ها هم هر روز دربارة چرایی و چگونگی زندگی حرف می‌زنند و خودآگاه و ناخودآگاه در آن می‌اندیشند. شاید همة تلاش‌های فکری و عملی گلستانی‌ها و ما، در پاسخ به همین سوال ساده باشد؛ «کی پس زندگی خواهیم کرد یا کی زندگی کرده ایم؟» تاریخ انقضای هر «آن» در «آن» واحد تمام می‌شود. شاید اگر زبان قادر نبود، واژة‌ «حال» را ابداع و به جای «لحظة گذشته» جعل کند، آدم‌ها از بزرگی و سنگینی گذشته خفه ‌می‌شدند. مثل بعضی از شعرها و داستان‌ها که سرشارند از خاطره و گذشتة صرف. هم اکنون‌هم گذشت، ساعت جلو رفت و ما باید درباره لحظة گذشته قضاوت کنیم که رضایت بخش بوده یا نه؟ زندگی کرده ایم یا نه؟ ما غیر گلستانی‌ها وقتی دلمان می‌گیرد و به جاده می‌زنیم، سر از آبادی‌های سرسبز و ولایت‌های مه گرفته در می‌آوریم. کنار یک آتش شعله...
ادامه خواندن

دلم میخواهد جایی باشم که موبایلم آنتن ندهد


تدوین: فرانک کلانتری چهار یادداشت درباره چهار فیلم: ظرف غذا ساخته ریتش باترا؛ تعقیب به کارگردانی کریستوفر نولان ارادتمند، نازنین، بهاره، تینا ساخته عبدالرضا کاهانی و روزی روزگاری در آناتولی اثر نوری بیگله جیلان لحظه طلایی اتفاقی ظرف غذا/ ریتش باترا مهدی باقری اتفاق یا همان چیزهایی که در زندگی انگار منتظرش نیستی و پیش می‌آید، بهترین لحظات زندگی هستند. هیچ برنامه‌ای نریخته‌ای و در لحظه‌ای طلایی زندگی برایت هدیه یا جزایی ترتیب می‌دهد. هر‌چه جلوتر می‌روی و پیرتر می‌شوی، می‌فهمی در زندگی هیچ‌چیز اتفاقی نیست. جهان پر از انتزاع است و تنها با شهود آن را درک می‌کنیم. درک که نه، تصمیم می‌گیریم که این بخشی از وجود ما در جهان است. لحظاتی که نمی‌دانی و نمی‌فهمی اما درک می‌کنی که برای بودن باید باشند. چند سالی است به این فکر می‌کنم که زندگی پر از لحظات به‌اصطلاح اتفاقی است ولی سینمای داستانی دائما زندگی را از خود دور...
ادامه خواندن

انتقال دانش و خودسازی با سینمای مستند


تهران- ایرنا- سینمای مستند یك مدرسه است برای این كه شما هم خودت می آموزی و هم دانش را به دیگران انتقال می دهی و چون در برخورد و مواجهه با انسان ها و اقوام و فرهنگ های مختلف است، خودسازی هم در آن وجود دارد. به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، منوچهر طیاب (متولد 1316 در تهران) نویسنده، كارگردان، عكاس و منتقد ایرانی است. وی كه از سنین جوانی برای ادامه تحصیلات به اتریش رفته و حتی در آنجا تشكیل خانواده داده ،اما از جوانی تا به امروز همواره بخشی از سال و قسمت عمده ای از عمر خود را در ایران صرف كرده و به مستندسازی پرداخته است. حاصل سال ها حضور و تكاپوی طیاب برای شناختن و شناساندن ایران، فیلم های مستند و كتاب هایی است كه بازتاب تلاش های وی در زمینه ایران شناسی است؛ فیلم هایی چون«ریتم»، «مسجد جامع اصفهان»، «چهلستون»،...
ادامه خواندن

تجربه‌ی شنیداریِ حضورِ دوست (قسمت دوم)


گزارش یک مشاهده‌ی میدانی در دی‌ماه 1395 اما هرقدر شیمیستِ کافه یاشِل ساده و معمولی به اهمیت شعر ترانه‌ها اشاره کرد، مردِ حقوقدانِ کافه ریونیز روی کلمه‌ی شعر تأکیدی افتخارآمیز و مباهات‌کننده داشت. این اهمیت دادن به آنچه او محتوای موسیقی می‌دانست شاید به مشروط کردنِ مصاحبه به وارسی پیشاپیشیِ سوال‌ها بی‌ربط نبود. او در هر دو دنبال چیزی بود و این چیز را تنها در تعیّن زبانی‌اش قابل پیگیری و فهم می‌دانست. می‌گفت که موسیقی را می‌شنیده اما گوش نمی‌‌کرده و چون شعرِ قابل‌فهم و مهمی‌نداشته توجه‌اش را جلب نکرده است و نهایتاً تعامل زیادی با موسیقی نداشته است. درست برعکس خانمِ مصاحبش که انگار از طریق ابرازِ سلیقه‌ی موسیقاییِ آقا فرصت را برای آشکارسازی تفاوت‌های عمیق‌شان مناسب دیده بود: «من درست برعکس ایشان هستم. رضایتم از موسیقی نود از صد است، و به‌نظرِ من با محیط هم خیلی هم‌خوانی دارد». وقتی مرد گفت که به موسیقی توجه نمی‌‌کرده،...
ادامه خواندن

روزگار زیدآبادیِ جوان


معصومه علی‌اکبری از سرد و گرم روزگار. احمد زیدآبادی. تهران: نشر نی، 1396. 286 ص. «آب قنات در قلعة مظفرخان به‌آرامی جریان داشت. تابستان بود و توت‌های درشت و رسیده یکی پس از دیگری از بلندای درختان کهنسال به روی آب می‌افتادند و بر سطح آن شناور می‌شدند. پسرک سه‌ساله روی کُت‌پله - جایی که آب از جوی روباز به تونلی سربسته از نای وارد می‌شود - دراز کشیده بود و با فروبردن سرش به عمق جوی، در انتظار رسیدن دانه‌های شیرین توت به قصد شکار آن‌ها بود. در آن لحظه هیچ‌کس در قلعه نبود. مادرش برای جمع‌آوری هیزم به باغ پستة امیرآقا رفته بود و خواهرانش هم در پستوهای نمور و تاریک به قالی‌بافی مشغول بودند. پسرک با نخستین تقلا برای شکار دانه‌های توت با سر به عمق آب فرورفت. جریان آب او را به کُت‌پله کشاند و از چشم هر ناظر احتمالی پنهان کرد. آن روز نوبت آبیاری...
ادامه خواندن

کار یعنی شرح محشری از غروب آفتاب


    نقدی بر "سوختن" Burning به کارگردانی لی‌چانگ-دونگ Lee Chang-dong ساخت کشور کره‌ی جنوبی 2018 این را همچون نظر و حالتی شخصی درنظر بگیرید لیکن یکی از آرامش‌های ناب زندگی تجربه‌ی دیدنِ فیلمی از سینمای فکورانه و هنری کُره است. سال‌هاست که لی‌چانگ‌دونگ و کیم‌کی‌دوک بار سنگین سینمای معنوی کره را بردوش می‌کِشند. سینمایی غنی، ظریف، پیچیده، توبرتو، و صدالبته خیال‌انگیز و تسلّی‌بخش حتّی آن‌جا و آن‌زمان که اندوه و غمباری در فضای تراژیک اثر موج می‌زند. "شعله‌ور" یا "سوختن"  از این دست فیلمهاست. روایتی بصری عاطفی و دردناک با دو ساختار معناییِ مهم: (الف) بازتعریفی از مفهوم کار، و (ب) تاییدی بر گرایش‌های ایده‌آلیستی در مارکسیسم. 1    بازتعریفِ کار تمامی تلاش فکری و عملیِ مارکس این بود تا با کاهش ساعات کار روزانه و افزایش دست‌مزدها، در وهله‌ی نخست، کار و به تبع آن کارگر، از منطق ضرورت، آزاد، و با ازمیان‌رفتنِ شرایطی که او را به ازخودبیگانگی...
ادامه خواندن

پرونده شخصيت/ شاهرخ مسکوب


شاهرخ مسکوب و داستانهاي شاهنامه بازنشر جلسه نقد و بررسي دو کتاب از شاهرخ مسکوب در مجله «کتاب امروز»/ ميزگردي با حضور مهرداد بهار، ناصر پاکدامن، اميرحسين جهانبگلو، داريوش شايگان، محمدرضا شفيعيکدکني و شاهرخ مسکوب مجله «کتاب امروز» در سال 51 به بهانه چاپ کتابهاي «مقدمهاي بر رستم و اسفنديار» و «سوگ سياوش» هر دو از شاهرخ مسکوب، ميزگردي ترتيب داد که در آن علاوه بر نويسنده، آقايان مهرداد بهار، ناصر پاکدامن، اميرحسين جهانبگلو، داريوش شايگان و محمدرضا شفيعيکدکني حضور داشتند و به نقد و بررسي آثار يادشده پرداختند. در پرونده شخصيت اين شماره کرگدن که به مرحوم مسکوب اختصاص دارد ديديم بيمناسبت نيست که يک بار ديگر اين ميزگرد را منتشر کنيم و در عينحال يادي کنيم از بزرگواراني که در آن جلسه شريف حضور داشتند. ناگفته نماند که متن اصلي بسيار مفصل است که ما براي انتشار مجدد آن را خلاصه کرديم. ناصر پاکدامن: از ميان شخصيتهاي اساطيرييا...
ادامه خواندن

طعم «عشق اول»


کتاب عشق اول و دو داستان دیگر شامل دو داستان از ایوان تورگینف به نام‌های «عشق اول» و «آسیا» و یک داستان از فیودور داستایفسکی به نام «دلاور خردسال» است که ترجمه‌ای روانی از سروش حبیبی از روسی دارد. بار اول در سال و بار دوم در سال 1394 توسط نشر فرهنگ معاصر به چاپ رسیده است. در ابتدای کتاب چند کلمه‌ای دربارۀ داستان «عشق اول» توضیحاتی داده شده است که «عشق اول»، درواقع، از جوانی خود تورگینف مایه می‌گیرد. او ماجرای دل‌بستنش را به پرنسسی بی‌چیز به نام یکترینا لوونا شاخوفسکایا را به قلم می‌آورد و در داستان او را زیناییدا می‌نامد. و معشوق او پدر تورگینف بود که مردی جذاب بود. پدر تورگینف ده سال از مادرش کوچک‌تر و برای ثروت با مادرش ازدواج کرده بود. و البته ماجرا این دلدادگی نیز از نظر مادرش پنهان نبوده است و زمینه خشم او را فراهم می‌کرده است. در شروع...
ادامه خواندن

تجربه‌ی شنیداری حضورِ دوست (قسمت اول)


گزارش یک مشاهده‌ی میدانی در دی‌ماه 1395 انجام تحقیق میدانی را در انتهای روزِ کاری‌ام قرار داده بودم. تصورم این بود که پرداختن به رابطه‌ی متقابل موسیقیِ کافه و مشتریان، درعین‌حال که تجربه کردنِ یک پژوهش میدانی است، می‌‌تواند نقش یک استراحتِ آخر روز را نیز برایم داشته باشد؛ تصوری که به مرور به غلط بودن آن پی بردم. توجه و تمرکز به جزئیاتِ این مشاهده‌ی میدانی هر بار سنگین‌تر و جدی‌تر از آن می‌‌شد که فکرش را می‌‌کردم. اما به‌هرحال با ذهنیتی که در ابتدا داشتم، شروع کردم به برنامه‌ریزیِ مناسب. کار‌های روزانه را مرتب کردم و با توجه به مسیری که آن روز داشتم از طریق اینترنت دنبال کافه‌ای گشتم که حوالی پارک ملت باشد؛ جایی که کار‌های جاریِ آن روز قرار بود حوالی ساعت 6 بعدازظهر تمام شود. این بارِ سوم بود که برای این تحقیق به کافه‌ای می‌رفتم. بار اول یکشنبه غروبی در انتهای کار‌های دانشگاه...
ادامه خواندن

درباره جعفر پاكدست


باغ مسطح زیر پا! جعفر پاكدست، طراح متن بزرگ‌ترین فرش دنياست. فرش مسجد اعظم سلطان قابوس عمان. مسجدى كه فرش آن بيش از ساخته‌شدنش بافته شده است، فرشى با مساحت ۵ هزار مترمربع. او علاوه بر طراحى متن فرش،ناظر بافت آن نيز بوده است... - طراح، رنگ‌ساز و رنگ‌آمیز - متولد ۱۳۱۰ ـ سردرود تبريز - درگذشت تیرماه 1394 - كار طراحى فرش را در ۲۰ سالگى آغاز كرد. - طراحى فرش‌های آستان قدس رضوى، مجلس شوراى ملى سابق، وزارت امور خارجه و طراح و کارشناس، فرش پنج هزار مترى مسجد اعظم سلطان در عمان. - استادیار دانشگاه‌های هنر، الزهراى سوره، هنر تبريز و كرمان و فرهنگسراهاى تهران - انتشار كتاب آموزشى «طراحى فرش» - عضو كميته تخصصى شوراى عالى ارزشيابى هنرمندان هنرهاى سنتى سازمان ميراث فرهنگى كشور سال ۸۲ - شركت در نمايشگاه جهانى توكيو و نمایشگاه جهانى هانوور آلمان - اخذ دکترای افتخاری هنر و دریافت لوح تقدیر...
ادامه خواندن

درباره محمود دولت‌آبادی جادويى به نام ادبيات!


محمود دولت‌آبادی می‌گوید: «اگر شهرزاد با گفتن قصه، مرگ خود را به تعويق می‌انداخت، نويسنده هم با نوشتن به زندگى خود ادامه می‌دهد». هرچند اين روزها همزاد ديرينش ـ نوشتن ـ را دشمن خود می‌داند... - داستان‌نویس،نمایش‌نامه نویس و فیلم‌نامه‌نویس - متولد دهم مرداد ،۱۳۱۹ دولت‌آباد سبزوار - گذراندن دوره تئاتر در كلاس تئاتر آناهيتا و شروع بازيگرى تا سال ۱۳۵۳ - انتشار اولين داستان، «ته شب» در سال 1341 - برنده جایزه ادبی هوشنگ گلشیری برای یک‌عمر فعالیت در سال ۲۰۱۲ - برگزیده جایزهٔ ادبی یان میخالسکی سوییس در سال ۲۰۱۳ - دریافت جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه توسط سفیر دولت فرانسه در تهران در سال ۲۰۱۴ - شرکت در کنفرانس برلین در سال ۱۳۷۹ - برنده جایزه ادبی واو در سال ۱۳۹۰ - ترجمه آثار وی به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی، نروژی،سوئدی، چینی، کردی، عربی،هلندی، عبری و آلمانی - دارای سابقه بازیگری برای کارگردانان معتبری چون عباس...
ادامه خواندن

دوران رونق کتاب‌های عامه‌پسند


  «چگونه امیلی برونته هم‌نشین میکی اسپیلین شد»  لوئیس منند ترجمة سعید پزشک آن روزهایی که مردم مجبور بودند برای خریدن چیزهایی که نیاز داشتند از خانه بیرون بروند، بزرگ‌ترین معضل در کسب‌وکار نشر مغازة کتاب‌فروشی بود. کتاب‌فروشی به تعداد کافی وجود نداشت. کتاب‌فروشی‌ها در شهرهای بزرگ تجمع کرده بودند و بسیاری از آن‌ها درواقع فروشگاه‌هایی برای فروش هدیه بودند با تعداد محدودی کتاب‌های مشخص برای فروش. ناشران بیشتر کتاب‌هایشان را از طریق سفارش‌های پستی و یا باشگاه‌های کتاب به فروش می‌رساندند. این سیستم توزیع خلاف آن چیزی بود که مردم لذّت خرید می‌دانستند، یعنی ورق زدن و انگیزه یافتن برای خرید. ناشران کتاب در آن دوران چندان علاقه‌ای به خود کتاب نداشتند. مهارت آن‌ها در تجارت بود. هرسال تعداد مشخصی از عناوین را چاپ کرده و برای آن‌ها تبلیغ می‌کردند. از این عناوین، هر تعدادِ ممکن را می‌فروختند و سال بعد همین کار را تکرار می‌کردند. بعضی‌اوقات کتابی تجدیدچاپ...
ادامه خواندن

هنر و رقص


مقدمه: انسان در وراي اين همه هياهو و جنجال به دنبال چيست؟ در نهان به دنبال آرامش است ولي در عمل چيز ديگري را از او مي بينيم . آيا آرامش را در بازاربورس و مراكز تجاري يا خريد و... ميتوان يافت؟ بايد چيزي باشد كه بتواند حتي براي لحظه اي كوتاه احساس لذتي لمس شدني را در ما ايجاد كند؛ هر كسي بنا به تعلقات و علايق خود ميتواند تعريفي از اين عامل داشته باشد ولي در صورت ريشه يابي ميبينيم همه به يك چيز ختم ميشوند و آن هنر است. اسكار وايلد دركتاب "از اعماق" مي نويسد : ((...ارسطو اعلام داشته كه همه ي هنرها وسيله اي براي تسكين آشوبهاي رواني هستند و سبب آرامش يا كاتارسيس ميشوند )) . واژه ی Art در زبان انگلیسی هم به معناي هنر و هم به معناي فن و ابزارسازي است در حاليكه در فارسي واژه ي هنر نمي تواند اين...
ادامه خواندن

واکاوی رواج یک رسم ناخوشایند در شبکه‌های مجازی


پشت‌پرده سوءاستفاده از کودکان در آتلیه! فرارو- چند وقتِ پیش بود که عکس برداری اروتیک از چند کودک در یک آتلیه عکاسی، سروصدای زیادی در فضای مجازی به پا کرد. خیلی از صفحات روان‌شناختی و جامعه‌شناختی اینستاگرام و افراد فعال در این حوزه‌ها شروع به انتقاد نسبت به این شیوه عکاسی از کودکان کردند؛ همگی به اتفاق، این کار را سوءاستفاده‌ای فاحش از کودکان دانستند. سئوالی که ذهن همه را درگیر خود کرده، آن است که چرا باید چنین فضایی ایجاد شود؟ چرا نباید والدین نسبت به چنین پوزیشن‌های عکاسی واکنش نشان دهند و سئوال ریشه‌ای‌تر آنکه چه شده که جامعه ایران به سمت شکل‌گیری چنین نگاهی به عکاسی از کودکان رفته است؟ خبر عکاسی اروتیک از کودکان در یک آتلیه دست‌به‌دست چرخید و چرخید و رسید به آنجا که یک موسسه خیریه بخواهد در واقعیت وارد عمل شود. موسسه خیریه مهرآفرین ابتدا اعلام کرد که وکلایش از عکاس و...
ادامه خواندن

اینجا مرز خیال و واقعیت گم میشود


گفتگوی آرش خوشخو و امیر پوریا درباره فیلمهای موسوم به اجتماعی که سهم زیادی در اکران سالانه سینمای ایران دارند ثمر فاطمی شاید بتوان به سادگی گفت که بیشتر فیلمهای امروز سینمای ایران متعلق به بدنه موسوم به سینمای اجتماعی هستند. این روزها که بحث آسیبهای اجتماعی و موضوعات ممنوعه روز به روز در کشور داغتر و «نگو و نپرس»تر شده اند، گرایش فیلمسازان به ساختن فیلمهایی با این موضوعات نیز بیشتر میشود. حالا رقابت میان فیلمسازان برای نوع پرداخت به موضوعات اجتماعی است. یکی از مسائلی که شاید بسیاری از منتقدان به آن اعتراض داشته باشند، ساخت دنیای «واقعیت زده» برای نمایش مشکلات اجتماعی است. چیزی که خیلی وقتها منتقدان با تندی آن را نواخته اند و گفته اند پرداختن به مسائل اجتماعی راههای دیگری نیز دارد. در این شماره از کرگدن با تاکید به دو فیلم «مغزهای کوچک زنگزده» و «شعله ور» با آرش خوشخو و امیر پوریا...
ادامه خواندن

بداهه در شعر و موسیقی دستگاهی


تعریف بداهه نوازی بر چند موضوع می چرخد؛ به طور نمونه بداهه درموسیقی، آفرینش نواها در لحظه ای توصیف ناشدنی است؛ بداهه هنری است كه اندیشه و احساس و زبان و حالات اشراقی ومکنونات درونی نوازنده را، که پیشتر به آن دسترسی نداشته، درعرصه شهود به آفرینش دیگری مبدل می سازد. بداهه نوازی ایرانی مدیون هستی ردیف و اقلیمی از آزادی در توانایی اجرا در روح دستگاه است. بداهه در موسیقی ایران، عرصه فرمانفروایی بر دنیای ناشناخته ها مدها و ملودی و ریتم های ایرانی است. اینها توصیفات ظاهری بداهه نوازی است؛ اما نگفتیم در لحظه ای که بداهه آفریده می شود چه اتفاقی می افتد و عامل یا محرک آن لحظه در خلقت بداهه چیست؟ آیا امکان دارد منبع آن محرک یا عوامل آن را شناسایی کرد؟ آیا برای شناسایی محرک یا عوامل بداهه درموسیقی، بجز منبع ارجاع حالات روحانی و تاثیرات حوادث جنبی و اجتماعی فرهنگی، پدیده های...
ادامه خواندن

شاهنامه: چنین یادگاری شد اندر جهان


  فردوسی در مقدمه ی شاهنامه در توصیف چگونگی شکل گیری شاهنامه از گردآوری داستان هایی نزد موبدانی سالخورد سخن می گوید تا آنچه را به یاد داشتند بازگو کنند و با بازگویی یاد و خاطره هایی از پدران خود داستانی تازه در عصر و زمانش ثبت کنند تا یادگار ماندگار شود: ز هر کشوری موبدی سالخورد/ بیاورد کین نامه را گرد کرد بپرسیدشان از کیان جهان /وزان نامداران و فرّخ مِهان که گیتی به آغاز چون داشتند /که ایدون به ما خوار بگذاشتند چگونه سرآمد به نیک اختری /بریشان بر ان روز کُندآوری بگفتند پیشش یکایک مهان/ سخن های شاهان و گشت جهان چو بشنید ازیشان سپهبد سخن/ یکی نامور نامه افگند بن چنین یادگاری شد اندر جهان /برو آفرین از کِهان و مِهان (شاهنامه، به کوشش خالقی مطلق، ج. 1، ص 12). از کیان و فرمانروایان جهان پرسیده می شود، این که آغاز شکل گیری تاریخ چگونه بود...
ادامه خواندن
برچسب ها:

در جستجوی چشمۀ زاون


  چشمۀزاون (زهرا نیازی-1397) با تعریف یک خواب شروع می شود و با چیزی شبیه رؤیا بپایان می آید. نیازی در داستان خیابان نیکبخت( زنده رود،شماره 60 )نیز چنین فضایی را تجربه کرده بود. جریان سیال ذهن نیست، زندگی است با واقعیتی که خود را از شکل افتاده نشان میدهد. گویی مثل فروغ دارد از شب و از ازدحام کوچه خوشبخت حرف می زند.«راه تاریک است و باریک، صدای نفس هایم را می شنوم. پیچ پشت پیچ، خم پشت خم چرا به خانه ام نمی رسم؟» (ص56). «نمی دانم راه خانه ام از کدام طرف است». زهرا نیازی در فیلم چشمه زاون، زیاد در این تاریکی و راه، گمشده نمی ماند.زیرا ماهیت چشمه ، زلال بودن است. طاهره امامی دانشجوی سوره هم از پائیز 1390 پروژه تولید فیلم پرتره ای را تحت عنوان مثل چشمه، در باره زاون به پیش برد که زاون را به چشمه ای تشبیه کرده بود...
ادامه خواندن

الگوی تحول تاریخی در شاهنامۀ فردوسی (پژوهشی پیرامون ساختار پویایی فرهنگ در تفکر ایرانی)


مقدمه زبان و فرهنگ بُن و اساس هر تمدن و فرهنگ، در زبان و سنت زبانی آن ریشه دارد. زبان مأمن و مأوای تمام آن حقایقی است که تجربۀ ما از جهان را صورت بخشیده و نسبت ما با اشیاء را سامان می دهد. زبان ودیعه¬گاه معانی و عواطف بنیادی حیات و ضامن بقاء و تداوم فرهنگها و اقوام و ملل است. زبان نمایندۀ همۀ حیثیاتی است که فرهنگ را از طبیعت در شکل خام و غیرانسانی آن متمایز می سازد و بدین سبب در طرح اساسی مابعدالطبیعه از ارسطو به بعد، فصل ممیّز انسان از حیوان، «نطق» و سخن قلمداد گردیده است. چنانچه در متون مقدس و منزل نیز هستی انسانی با گویایی و سخنگویی او شناخته شده است: خلق الانسان ، علّمه البیان بدین روی تحقق انسان در گرو سخن و زبان است. در واقع انسان جز در بستر فرهنگ و مجال اجتماع ظهور پیدا نمی کند و...
ادامه خواندن

آشپزخانه و مصرف آب


تصویر مطبخ روستایی در منطقه میان‌کوه لرستان.(مولف- 5/1/1396) آشپزخانه پس از حمام، دومین بخش فضای درون‎خانگی است که در خانه‎های ایرانی، حجم زیادی از مصرف آب را به خود اختصاص می‎دهد. این فضا، چنانچه از نامش پیداست محل پخت غذاست اما از حیث کارکردی، در خانه‎های کنونی ایرانی پرکارکردترین محیط درون خانگی است. غیر از پخت غذا، که از قدیم، مهم‎ترین کارکرد آشپزخانه بوده، شستشوی البسه، از طریق ماشین لباس‎شویی، شستشویی ظروف از طرق دستی یا ماشینی، نگهداری مواد و خوراکی‎ها از طریق یخچال، نگهداری عمده‎ی ظروف از طریق کابینت‎ها، خورد خوراک خانواده و انباشت زباله‎ها و آب‎گرم‎کن و لوله‌ها، همگی در محیط آشپزخانه فشرده شده‌اند. وظایف درون‎خانگی نیز عمدتاً به این بخش از خانه محول گردیده‎اند. نیاز به توضیح نیست که استقرار ابزارها و تحویل وظایف به آشپزخانه ایستا نیست و بسته به نوع فضا، حجم محیط، سبک زندگی و...خانواده‎های ایرانی با انواع خاصی از آشپزخانه رو به رو...
ادامه خواندن