ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ
اندازه فونت: +

آيا در سينماي مستند ايران فيلم پرتره داريم؟

نویسنده: مهدي باقري
 
به نظر مي‌رسد به اندازه انگشتان دست فيلم پرتره نداريم. علتش نه آن است که توان ساخت اين‌گونه مستند وجود ندارد، و نه به دليل آنکه چهره مشهور و نا‌مشهور به وفور در اين آب و خاک حضور ندارند، خير، اين گونه نيست. دليلش سنت در خاک پرگهر است که مانع تعريف درست و از همه کامل‌تر صاحب پرتره مي‌شود.
وفور زياد است اما کجاست مستند پرتره‌اي که وقتي تمام شد جز پاره‌اي اطلاعات نباشد که در هر کتابي ورق بزني پيدا خواهي کرد. کجاست انعکاس احوال دروني و تجسم ذهني صاحب پرتره و در نهايت کجاست مشکل او که منجر به اثر مي‌شود يا منجر به بزه. اين موانع عرفي و سنتي مانع شکل گرفتن پرتره مستند مي‌شود. در نهايت تاريخ فقط نوشته مي‌شود و درک نخواهد شد. اينکه مي‌گوييم حافظه تاريخي نداريم اين نيست که تاريخ را ندانيم، اين است که آن را لمس نکرده‌ايم، زيرا انعکاس درون صاحبان پرتره‌ها را پشت تاريخ‌هاي تولد و مرگ ايشان پنهان کرده‌ايم. اين سنت است که حرف زده شده را به آبروي از دست رفته تعبير مي‌کند. حال چه بايد کرد؟ مگر تماشاگر براي پرتره اصالت و سنديت قائل نيست که ما به راحتي به هر مستندي لقب پرتره را مي‌دهيم؟
به جز اندک مستند‌هايي که هويت صاحب پرتره را قابل درک و تفسير مي‌کند، به دليل نداشتن اين سنت، سينماي مستند ما فقير است. سنت مستند پرتره را مانند سنت‌هاي ديگري که وارداتي غرب است، همچون پرتره در نقاشي فقط وارد کرده‌ايم. نگاه نکرده‌ايم به سير تاريخي آن سنت در غرب.
در پرتره‌سازي گونه‌اي اعتراف خفيف تا قوي وجود دارد که خفيفش در اين مرز جغرافيايي تحمل نمي‌شود، چه برسد به قوي آن. اولين مانع خود صاحب پرتره است و اگر شادروان باشد خانواده، دوستان‌، همکاران و دست آخر مدعي‌العموم. حالا چه بايد کرد؟
 راه‌حل اول: آنکه به فيلم‌هاي مستندي که بيوگرافي افراد را تکرار مي‌کند يا عده‌اي در مورد ايشان خاطره مي‌گويند، نگوييم پرتره.
راه‌حل دوم: دست به ساخت مستند‌هاي اول شخص از خودمان بزنيم. چه شاعر باشيم، چه نويسنده، چه خياط و چه کفاش. اول از خود شروع کنيم که ديگران مدعي ما نيستند.
راه‌حل سوم: بگذاريم پرتره همان در بستر هنر‌هاي تجسمي ‌رشد کند و قرن‌ها بگذرد تا به سنت تبديل شود که بعيد است به دليل نداشتن سنت ديگري به نام نقد، از درونش هيچ انگاره‌اي بيرون بيايد.
در پايان نگاه کنيم به همين معدود فيلم‌هاي پرتره اين سال‌ها. البته کجاست فضايي براي تماشاي اين مستند‌ها. اين چند مستند پرتره را که با تعاريف بالا همخوان هستند محض خالي نبودن تاريخ سينماي مستندمان نام مي‌برم: پرنيان (ارد عطارپور)، افسردگي (فرحناز شريفي)، 21 روز و من (شيرين برق‌نورد) و پيرپسر (مهدي باقري).
                                                                                                                                                                                

  

  

  دوست و همکار گرامی

چنانکه از فعالیت های داوطلبانه کانون «انسان شناسی و فرهنگ» و مطالب منتشر شده در سایت آن بهره می برید و انتشار آزاد این اطلاعات و استمرار این فعالیت ها را مفید می دانید، لطفا در نظر داشته باشید که در کنار همکاری علمی، نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان نیز وجود دارد. کمک های مالی شما حتی در مبالغ بسیار اندک، می توانند کمک موثری برای ما باشند.

 

حامی گرامی اطلاعات مالی کانون انسان‌شناسی و فرهنگ هفته‌ای یکبار در نرم افزار حسابداری درج می‌شود شما میتوانید شرح فعالیت مالی کانون را از طریق لینک زیر دنبال کنید.

 

https://www.hesabfa.com/View/Login

 

 

 

فاجعه ای برای آمریکا، مصیبتی برای جهان: کابوسی به ...
معرفی کتاب درآمدی بر انسان شناسی و مردم شناسی

Related Posts