ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

مطالعه‌ی ماتریالیستی عکس و عمل عکاسانه


سمانه صفری در تاریخ انسان‌شناسی دوربین عکاسی به عنوان ابزاری برای جمع‌آوری اطلاعات مطرح بوده است٬ چنانچه در شاخه‌ای از انسان‌شناسی به نام انسان‌شناسی تصویری به آن پرداخته شده‌ است.در انسان‌شناسی تصویری رویکرد قالب تولید عکس و فیلم از نگاهی انسان‌شناسانه است٬ نگاهی که تحلیل خود را در فرآیند برنامه‌ریزی٬ تولید و شیوه‌ی عرضه‌ی محصول دیداری بکار می‌گیرد و اولویت‌های متفاوتی در نسبت با عکاسی/فیلم‌برداری هنری و مطبوعاتی دارد و آن الویت‌ها را از انسان‌شناسی وام می‌گیرد. در عین حال پرداختن به هنر نیز در انسان‌شناسی سابقه دارد. در سنت کلاسیک انسان‌شناسی هنری که به آن پرداخته می‌شد نه هنر غربی بلکه هنری بود که به آن primitive گفته می‌شد.معمولا primitive در ادبیات انسان‌شناسی ابتدایی یا بدوی ترجمه شده است اما باید توجه داشت که این واژه در طول زمان دستخوش تحولات معنایی شده است. این واژه گستره‌ی معنایی‌ای از اشاره به هنر اصیل گرفته تا هنر باستانی و یا ...
ادامه خواندن

دنکیشوت چپ و دنیای سرمایه داری


گفتوگو با ناصر غیاثی، مترجم کتاب «ارتش تکنفره» نوشته موآسیر اسکلیر/ این کتاب قصه آرمانگرای خیرهسری را روایت میکند که میخواهد دنکیشوتوار به جنگ سرمایه داری برود نیلوفر منزوی کمتر کتابخوانی را سراغ داریم که با ادبیات امریکای لاتین ناآشنا باشد؛ نامهایی چون گابریل گارسیا مارکز، کارلوس فوئنتس، خولیو کورتاسار، خورخه لوئیس بورخس، خوسه دونوسو و... به ادبیات این قسمت از جهان آبرو و اعتبار دادهاند و ادبیات امریکای لاتین را در سراسر جهان صاحب شخصیت و هویت کردهاند. در میان این کشورها ما کمتر نامی از برزیل شنیدهایم. «ارتش تکنفره» نوشته موآسیر اسکلیر اثری از این ناحیه امریکای لاتین است. اسکلیر در این کتاب داستان مایر گوینزبیرگ، آرمانگرای اتوپیستی را روایت میکند که دل در گرو کشور شوراها دارد و میخواهد یکتنه به جنگ سرمایهداری و نمادهای آن برود. مسئلهای که انگار در خون او جریان دارد و حتی از روزگار کودکی دست به نوعی مبارزه میزند و از...
ادامه خواندن

توضیح عنوان کلاسیک برای موسیقی دستگاهی ایران


واژه های گوشه، ردیف، دستگاه، کلاسیک و حتی مُد در موسیقی ایران واژه هایی تو در تو و مرتبط با یکدیگرند، یعنی تعاریف آنان درهمدیگر درپپیچیده شده و تا کلیتی جامع با ارجاع به هرکدام در دست نباشد تعریف هریک با کاستی مواجه خواهد شد. وقتی می گوئیم دستگاه مجموعه ای از گوشه ها است، پیشتر می بایست تعریفی از گوشه را در دست داشته باشیم و یا وقتی می گوئیم گوشه از "مد" ساخته می شود، باز هم از پیش باید بدانیم که "مد" چیست. کاربرد کلاسیک هم همین حالت را دارد. عنوان کلاسیک در موسیقی ایران عنوانی گسترده است که مفهوم دستگاه را هم دربر می گیرد. با این حال آشکارا روشن است که این دوعنوان با یکدیگر تفاوت دارند و هرکدام ناظر برموضوعی مشخصند. در کاربرد مفهوم کلاسیک در موسیقی ایران، ما با هفت مؤلفه (یا پارامتر) مواجه هستیم: یک، زبان فارسی به مثابه زیربنای زبان شناسانه...
ادامه خواندن

شاهرخ مسکوب و داستان‌های شاهنامه (قسمت اول)


پرونده شخصيت/ شاهرخ مسکوب بازنشر جلسه نقد و بررسي دو کتاب از شاهرخ مسکوب در مجله «کتاب امروز»/ ميزگردي با حضور مهرداد بهار، ناصر پاکدامن، اميرحسين جهانبگلو، داريوش شايگان، محمدرضا شفيعي‌کدکني و شاهرخ مسکوب مجله «کتاب امروز» در سال 51 به بهانه چاپ کتاب‌هاي «مقدمه‌اي بر رستم و اسفنديار» و «سوگ سياوش» هر دو از شاهرخ مسکوب، ميزگردي ترتيب داد که در آن علاوه بر نويسنده، آقايان مهرداد بهار، ناصر پاکدامن، اميرحسين جهانبگلو، داريوش شايگان و محمدرضا شفيعي‌کدکني‌ حضور داشتند و به نقد و بررسي آثار يادشده پرداختند. در پرونده شخصيت اين شماره کرگدن که به مرحوم مسکوب اختصاص دارد ديديم بي‌مناسبت نيست که يک بار ديگر اين ميزگرد را منتشر کنيم و در عين‌حال يادي کنيم از بزرگواراني که در آن جلسه شريف حضور داشتند. ناگفته نماند که متن اصلي بسيار مفصل‌ است که ما براي انتشار مجدد آن را خلاصه کرديم. ناصر پاکدامن: از ميان شخصيت‌هاي اساطيري يا...
ادامه خواندن

این‌جا مرز خیال و واقعیت گم می‌شود


فیلم و سریال/ اتاق نقد گفت‌وگوی آرش خوشخو و امیر پوریا درباره فیلم‌های موسوم به اجتماعی که سهم‌ زیادی در اکران سالانه سینمای ایران دارند ثمر فاطمی شاید بتوان به‌سادگی گفت که بیشتر فیلم‌های امروز سینمای ایران متعلق به بدنه موسوم به سینمای اجتماعی هستند. این روزها که بحث آسیب‌های اجتماعی و موضوعات ممنوعه روز‌به‌روز در کشور داغ‌تر و «نگو و نپرس»تر شده‌اند، گرایش فیلمسازان به ساختن فیلم‌هایی با این موضوعات نیز بیشتر می‌شود. حالا رقابت میان فیلمسازان برای نوع پرداخت به موضوعات اجتماعی است. یکی از مسائلی که شاید بسیاری از منتقدان به آن اعتراض داشته باشند، ساخت دنیای «واقعیت‌زده» برای نمایش مشکلات اجتماعی است. چیزی که خیلی وقت‌ها منتقدان با تندی آن را نواخته‌اند و گفته‌اند پرداختن به مسائل اجتماعی راه‌های دیگری نیز دارد. در این شماره از کرگدن با تاکید به دو فیلم «مغزهای کوچک زنگ‌زده» و «شعله‌ور» با آرش خوشخو و امیر پوریا گفت‌و‌گو کردیم تا...
ادامه خواندن

پرونده شخصیت / شاهرخ مسکوب


مثل فرنگیس پرلاشز کجا و آن درخت توت وسط کوچه دلبخواه کجا؛ آن کوچه باریک بالاتر از میدان راهآهن سویی به سمت امیریه و سوی دیگر بازارچه آهنی که در نهایت یکسر شکار شدند پیش مرگ! منوچهر بدرقه چه بیرحم است خاک پاریس! جان میگیرد، خسته میکند و سرگشته. دست آخر میکشد؛ با کوله باری اندوه و حرفهای درگوشی. پاریس برای روشنفکر و نویسنده ایرانی مرگ است و درد بیدرمان. سرنوشت هدایت، ساعدی، مسکوب و اسلام کاظمیه در پاریس اندوهبار است. پاریس جشن بیکران همینگوی، پاریس مامن پرسهزنیهای نیمهشب وودی آلن در پیری، پاریس پاتوغ الجزایریهایی که در اول قصه با مرگ مادر شروع میکنند و «بیگانه» میشوند، پاریس صدای ادیت پیاف در صفحه گرامافون، پاریس جادوی تروفو با «400 ضربه»، پاریس «حفره» ژاک بکر، پاریس ترکیب سکوت و بارانی و اسلحه به دستان ژان پیر ملویل، پاریس نفس زدنهای گدار و ژان پل بلموندو، پاریس بندر مهآلود مارسل کارنه،...
ادامه خواندن

حرفى براى گفتن (درباره منصور فلامكى)


«محمدمنصور فلامكى» يكى از آن نقطه عزيمت¬هايى است كه می‌توان براى معمارى و شهرسازى مدرن و معاصر ايران برشمرد و بازگو كرد. كسى كه در اين رشته بنيادى به‌نوعی اجتهاد رسيده است. اين را بيش از هرچيزى گستره فكر و فعاليت و خلاقيت اين انسان فرهيخته به ما مى-گويد...  -متولد ۱۳۱۳ مشهد  -دانشجوى معمارى دانشكده هنرهاى زيبا دانشگاه تهران تا ۱۳۳۵  -دكتراى معمارى از دانشكده معمارى ونيز ۱۳۴۱  -تخصص فنون شهرسازى از پلى تكنيك ميلان ۱۳۴۷  -تخصص مرمت بناها و شهرهاى تاريخى از دانشگاه رم ۱۳۴۸  -دانشيار دانشگاه تهران از سال ۱۳۴۸  - راه‌اندازی مؤسسه علمى ـ فرهنگى و همگانى «فضا»  - استاد دانشگاه غیرانتفاعی پارس به ریاست پروفسور گلابچی - عضو هیئت ممیزه دانشگاه تهران به نمایندگی هیئت‌علمی دانشکده از سال ۵۵ تا سال ۱۳۸۵ - تدریس در دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران گروه هنر٬ رشته معماری و شهرسازی٬ گرایش شهرسازی فنی از سال ۸۵   آثار:...
ادامه خواندن

زندگی در پیش رو/ یاد بعضی نفرات


همه فکر میکردند او دیوانه است گفتوگو با کلود پیکاسو، عکاس و سینماگر و فرزند پابلو پیکاسو و فرانسوا ژیلو درباره پابلو پیکاسو/ این مصاحبه به خاطر سوم آبان، سالروز تولد پیکاسو، به فارسی برگردانده شده است ترجمه فاطمه مهدوی کلود پیکاسو، عکاس و سینماگر و فرزند پابلو پیکاسو و فرانسوا ژیلو، در سال 1997 و چند سال پس از درگذشت پدرش، در مصاحبه با شبکه بلومبرگ در پاریس، از پدرش میگوید. کلود پیکاسو در نیویورک عکاسی میکرد که پدرش را از دست داد و پس از آن به مدیریت و نگهداری از میراث و شهرت پدرش پرداخت. او در سال 2011 به خاطر آثارش در عکاسی و سینما و همچنین به خاطر مدیریت میراث پدرش، مدال لژیون دونور را در فرانسه از آن خود کرد. با توجه به اینکه سوم آبان سالروز تولد پیکاسو است، تصمیم گرفتیم این مصاحبه تلویزیونی را ترجمه کنیم و در صفحه «یاد بعضی نفرات»...
ادامه خواندن

مارکو گریگوریان: دستاوردهای یك آوانگارد


احمد میراحسان تاریخ معاصر و مدرنیسم‌مان را چگونه وصف كنیم: گسل‌هایی كه هرازگاه سبب زلزله می‌شوند، گسست‌هایی كه همه دستامد‌های پیشین را قطع می‌كنند، دفن می‌كنند و دوباره، با كندی آزموده‌ها باید آزموده شوند و چون توقف ممكن نیست، در نتیجه پیشرفت با ضایعات، عمق كم و عدم انتقال یافته‌ها و دردسرها و رنج‌ها و كندی‌ها صورت می‌گیرد؟ ماركو درست به همین سبب، درست در اینجا و اكنون نشانه ماجرای ایرانی مدرنیسم است. ماجرای ایرانی مدرنیسم، زاد و ولدش، می‌شود. قصه مدرنیسم ایرانی، در نقاشی، كه باید بار گناهان كژفهمی تاریخ‌مان را به دوش بكشد و عدم‌درك دوران، محدودنگری و ناتوانی‌ها در ادراك رویداد جهانی گسترش ناگزیر یك تمدن و همچنین طبیعت صبغه بومی تجربه مدرنیته و پیامدهایش و خطای فهم انواع ایدئولوژی‌ها و چالش‌های فكری – كه خود زاده عصر مدرن است – و نیز عقب‌ماندگی و بحران مزمن ساختاری جامعه، حساسیت‌هایی كه مناسبات استعماری در یك دوران و...
ادامه خواندن

شعرِ بی شَهر



نگاهی به دو مجموعه شعر عبدالله مُحَیْسِن «از مرزها خواهم گفت [...] سخن از بی موطنی» (ص: 3) عبدالله محیسن ـ پس از شناسه ی کتاب ـ نخستین برگِ نخستین دفترش ـ «مرزها و نیش ها، نشرِ قهوه، اهواز: 1397ش» ـ را چنین که گذشت، آغازیده. یک برگِ دیگر، تاریخ سرایش ـ آغاز یا پایان یا هر دو ـ را تعیین کرده است: 12 مهر 1393 ـ قزوین. یک برگِ دیگر، فهرستْ آغاز می شود؛ در نامِ شعرها، نه تنها نام هیچ کوی و برزن و شهر و کشور و قارّه ای درمیان نیست، که اِلمانی شهری را هم نمی توان یافت؛ نه از کهن شهرها و نه از شهرهای مدرنِ دیروز و امروز و یا فرداشهرها. یا او درکنارِ ما روزگار نمی گذراند و نابه سامانی های شهرها را به چشم نمی بیند و یا ما از ناآرمان¬شهرهای آرمانی اش به دور افتاده ایم و یا هردو توأمان ـ...
ادامه خواندن

زندگی در پیش رو/ چارانه های به ناچاری


  مجتبی احمدی بوسیدی و من دوباره سرما خوردم چند رباعی برای «پاییز»/ این رباعیها پیشکش میشود به «مهدی اخوان ثالث» که از «باغِ بیبرگی» سرود و گفت: «جاودان بر اسب یالافشان زردش میچمد در آن/ پادشاه فصلها، پاییز» ناگفته پیداست که احساس آدمیزاد به فصلهای چهارگانه سال، بسیار به جای زندگیاش در این زمینِ درندشت بستگی دارد. برای ما که، اگر نگویم کویرزاده، دستکم همسایه کویر بودهایم، «پاییز» فصل خوشایندی است با سرمای غالبا سربهراه و بارانهای گاهبهگاهش. حضرت مولوی سروده: «گفت پیغمبر ز سرمای بهار/ تن مپوشانید یاران، زینهار/.../ لیک بگریزید از سردِ خزان/ کان کند کو کرد با باغ و رزان»؛ قول پیغمبر و شعر مولوی روی چشم ما اما سرمای این پاییزِ برگریز، بارها به گرمای قدم زدنهایی پیوند خورده که... یکبار نوشته بودم: «دوباره سرفه میزنم/ دوباره/ ویروسِ دلتنگی میپراکند پاییز...» نقاشی مهر آمده، آسمان سحرخیز شده است گویا وقتِ کارِ خدا نیز شده است...
ادامه خواندن

تحصیلات در هنر


پرنیا پژوهش فر کار پایان نامه کارشناسی شدیداٌ مرا متوجه موضوع تحصیلات و نقشی که در عرصه هنر بازی می کند ، کرد . البته از آنجایی که در جامعه ما پژوهشگران فاقد یک جامعه آماری هنرمندان هستند ، معمولاٌ مجبور به گزینش و استفاده از روش مطالعه موردی می شوند . لذا در همین ابتدا باید ذکر کنم که بحثم را به حوزه هنرهای تجسمی و به طور خاص در نقاشی ، محدود می کنم . همچنین هریک از عرصه های هنری و در بعدی کوچکتر هر یک از رشته های هنری دارای دنیای خاص خود هستند که قواعد متفاوتی را در بر میگیرند لذا خلط این دنیاها با یکدیگر ، ممکن است در وهله اول موجب تضعیف تحلیل شود . ورودی بودن نخستین هنرستان نقاشی به نام « مجمع دار الصنایع » را صنیع الملک یا همان میرزا ابوالحسن خان غفاری ، با حمایت میرزا تقی خان امیرکبیر...
ادامه خواندن

موسیقی نمادین و کردارهای اجتماعی


مؤذن اثر ژان ژروم \ سال های چندانی نیست که در پژوهش موسیقی در ایران، موسیقی را در کنار واژه فرهنگ، تعریف و تفسیر می کنیم و این در حالی است که کمتر پیرامون خود فرهنگ در شناخت موسیقی یا موسیقی درشناخت فرهنگ ایرانی به مطالعه پرداخته ایم. صرف کاربرد پسوند "فرهنگ"، موضوع موسیقی در فرهنگ را تشریح نمی کند. موسیقی پاره ای از فرهنگ است اما فرهنگ خود می تواند سیاست باشد یا اقتصاد یا اقتصاد سیاسی یا شعر و ادب و زبان و معماری و اندیشه و نماد و حتی تخیل. اینها به یک سو و مواد عینیت یافته دست ساز از سوی دیگر از جمله فراورده های فرهنگی انسانند. حال وقتی می گوئیم موسیقی و فرهنگ یا موسیقی در فرهنگ یاعنوان هایی شبیه آن، بدواً می بایست روشن شود که منظور از فرهنگ چیست و موسیقی را در رابطه با کدام یک از نمودها می نگریم. فرهنگ...
ادامه خواندن

اسطوره و موقعیت، گذشته و اکنون




    اسطوره و موقعیت، گذشته و اکنون نگاهی به برساختِ اجتماعیِ اسطوره از خلال فرهنگ‌های موسیقاییِ شمال خراسان این مقاله می‌کوشد با تکیه بر تحقیقات میدانیِ متمرکز بر موسیقی شمال خراسان و در  کانون آنها، مقاله‌ی "مفهوم «عاشق» در فرهنگ موسیقایی شمال خراسان." از استیفِن بِلام، (پانوشت 1) و نیز مشاهده‌ی شخصی به تبیین مفهومی بپردازد که از آن تحتِ عنوانِ تعالیِ گذشته/ ترافرازاندنِ گذشته (Transcendence of Past) یاد می‌کند. همان‌طور که در انتهای مقاله شرح داده می‌شود، سازوکاری را ”تعالیِ گذشته“ اطلاق خواهیم کرد که گذشته را (به‌عنوانِ بخشی از زمان) به قلمرویی فراتر از دسترسیِ پرسش‌گری منتقل می‌کند (ترافرازاندن) و از قبَلِ آن اسطوره می‌سازد. تماس‌ها و تمایزها در اواخر اردیبهشت 1382 این بخت را پیدا کردم تا گروهی از نوازندگانِ خراسانی را برای برگزاری بخشی از یک جشنواره‌ی تنبور در ساری همراهی کنم (پانوشت 2). جشنواره در واقع بر عمده‌ترین کارگان‌های لوتِ دسته بلندِ دو وتره،...
ادامه خواندن

گبه، پارادايم هنر قومي ايل بختياري


حسين ابراهيمي ناغاني چکیده گبه از زيباترين دستبافته‌هاي بختياري‌ست كه در خود قابليتهاي بسياري از جمله سادگي و سهولت بافت و نيز از حيث زيبائي و ارزشهاي تصويري منطبق با سليقه‌هاي انسان شهرنشين امروزي كه در فضاي داخلي معماري خود هنوز جائي براي دستبافته‌هاي گستراندني محفوظ داشته است، استعدادهاي چنداني براي عرضه دارد. اين دستبافته شاخص چه خود به عنوان شناسه‌اي معتبر در تبيين ارزشهاي تصويري «هنرقومي» بختياري و چه به عنوان زمينه‌اي مستعد جهت بروز و نمايش مؤلفه‌هاي زيبائي‌شناسانه هنر ايل بختياري حائز اهميت بسزائي‌ست. گبه الگوي ممتاز «هنرقومي» بختياري‌ست. هنري كه در آن هر دستگاه توليدي و هر محصولي به يك محمل جهت ظهور «واقعيت تصويري» ممتاز تبديل مي‌گردد كه البته در كليت خويش داراي وحدتي مثال‌زدني است. پژوهش اخير به شيوة توصيفي-تحليلي به بررسي ارزشهاي بصري گبة بختياري منطبق با معيارهاي «هنرقومي» مي‌پردازد. نيز سعي دارد با تحليل معيارهاي زيبائي اين «دستبافته» با رويكردي تطبيق‌گونه با برخي...
ادامه خواندن

افغانی یا افغانستانی، مسئله این است!


سیری در واژه شناسی سیاسی کلمه «افغان» کشوری به نام «افغانستان» تا قرن نوزدهم میلادی وجود نداشته است. مردم این سرزمین پیش از آن زیر نام «خراسان» و بسیار پیش از این نام در سرزمینی که «آریانا» خوانده می شد، زندگی می کردند. به باور برخی از افغانستان شناسان بومی، این واژه، برآمده از ادبیاتی سیاسی است که دارای بار ارزشی قومی است به نحوی که تمام قومیت های موجود این کشور، از جمله تاجیک ها، هزاره ها، بلوچ ها، ازبک ها، پشتون ها(افغان)، و ... را زیر این نام منشق از یکی از اقوام این سرزمین (یعنی قوم افغان ) قرار می دهد. در این جا به بررسی مختصری از سیر تاریخی ایجاد این نام می پردازیم. کلمه « افغانستان » در لغت به معنای « دولت و كشور افغانان » و یا «کشوری كه تحت سلطنت سلاطین افغانی متحد شده باشد»(1)، از واژه ی « افغان » كه...
ادامه خواندن

مقام والای نابغه های رفاقت


«نابغه»، اولین فیلم مایکل گراندیج، سوژه جالبی دارد که به ارتباط میان یک نویسنده مشهور یعنی تامس ولف و ناشرش میپردازد صوفیا نصرالهی مایکل گراندیج در سینما نام شناخته شدهای نیست. کمپانی هنری خودش را دارد و یک روشنفکر تمام عیار است. «نابغه» محصول سلیقه روشنفکری گراندیج و توانایی جان لوگان در نوشتن فیلمنامه است براساس سوژهای که در وهله اول شاید چندان جذاب به نظر نرسد. اگر در فیلم «نجات آقای بنکس» ماجرای ملاقات والت دیزنی با پی. ال تراورس، نویسنده قصه «مری پاپینز»، روایت میشد جذابیتهای خود دیزنی و کمپانیا ش میتوانست کنجکاوی برانگیز باشد، میشد حول و حوش تقابل دو فرهنگ امریکایی و انگلیسی مانور داد که اتفاقا «نجات آقای بنکس» بیشتر حول همین تفاوت فرهنگی میچرخد. «نابغه» ولی فیلمی متفاوتتر، روشنفکرانهتر و تاریکتری است. این تاریکی که میگویم هم در جهان شخصیتها و داستان فیلم و هم در فضاسازی نیویورک آخر دهه 20 وجود دارد؛ رنگهای...
ادامه خواندن

قفل «چالشتر»؛ شيوة ساخت، زيبائي و آسيب‌شناسي


  حسین ابراهیمی ناغانی ، سارا یزدان پناه * چكيده قفل و قفل‌سازي از اهميت ويژه و قابل‌توجهي از مقوله‌ي حفاظت و امنيت مال داشته و مورد توجه بسياري از صنعتگران سنتي و معاصر بوده است. اين هنر-صنعت نسبتاَ كهنسال از حيث نحوة ساخت و زيبائي‌هاي بصري جاي بررسي و تحقيق بيشتري دارد تا در اثناي آن به وجوه هنري و صنعتگري گذشتگان وقوف يافته و بر حفظ و پاسداري از اين ميراث گرانقدر كمر همت بنديم. اين پژوهش درصدد بررسي تاريخچه قفل و قفل سازي با تأکيد بر يکي از قديمي‌ترين و مطرح ترين مکانهاي ساخت اين ابزار حفاظتي، « چالشتر» مي‌باشد که در اين ميان معيارهاي خاص تکنيک، زيبايي و آسيب‌شناسي آن مورد بررسي قرار گرفته و نهايتاَ راهكارهائي جهت احياء اين هنر-صنعت كمتر شناخته شده و ارزشمند ارائه مي‌گردد. واژگان كليدي: قفل و قفل‌سازي، چالشتر، شيوه‌هاي ساخت، زيبائي، آسيب‌شناسي. مقدمه قفل چالشتر عرصة چالش ظرافت و احساس...
ادامه خواندن

«خانه» و بار روشنفکرانه معماری


«خانه» به‌مثابه پرشمارترین بنایی که در عالم ساخته می‌شود، موضوع کم‌شمارترین پژوهش‌های بنیادی و ماهوی بوده است. خانه، مهم‌ترین دست‌ساخت انسان در طول تاریخ و متضمن بقا، سرشت وجودی و انسانیت انسان بوده است چراکه نیاز ضروری انسان به سرپناه و سکونت، ارتباط مستقیم با ماهیت وجودی او دارد. انسان‌ها در خانه‌های‌شان سکنی می‌گزینند و خانه، بازتاب‌دهنده‌ی افکار، رؤیاها، جهان‌بینی‌ و آرزوهای ساکنانش و مظهر نسبت آنان با مقوله‌هایی چون خداوند، خویشتن، دیگران، گذشته، حال، آینده و سعادت است. خانه‌ها همزمان که ساخته‌هایی پاسخ‌گو به اهداف مورد نظر هستند، تجسد مادی و کرانمندی از نحوه‌ی هست‌بودن – ما – در جهان هستند. آن‌ها واسطه‌ای مادی میان انسان و عالم بی‌کران، میان عمومیت و صمیمیت، همه و هیچ‌کس، هستند که در ساختارهای از پیش‌تعریف‌شده‌ی اندیشه‌ی هر مردمان تحت عنوان «فرهنگ»، معانی را خلق، حفظ و به‌طور ضمنی و ناخودآگاه به ساکنان و مخاطبان خود منتقل می‌کنند. انسان‌ها بیشترین زمان عمر خود...
ادامه خواندن

زندگی آبله پا


  پایِ زندگیِ گلستانی‌ها آبله زده است، آن‌ها چشم انتظار مرهم‌اند گلستانی‌ها هم هر روز دربارة چرایی و چگونگی زندگی حرف می‌زنند و خودآگاه و ناخودآگاه در آن می‌اندیشند. شاید همة تلاش‌های فکری و عملی گلستانی‌ها و ما، در پاسخ به همین سوال ساده باشد؛ «کی پس زندگی خواهیم کرد یا کی زندگی کرده ایم؟» تاریخ انقضای هر «آن» در «آن» واحد تمام می‌شود. شاید اگر زبان قادر نبود، واژة‌ «حال» را ابداع و به جای «لحظة گذشته» جعل کند، آدم‌ها از بزرگی و سنگینی گذشته خفه ‌می‌شدند. مثل بعضی از شعرها و داستان‌ها که سرشارند از خاطره و گذشتة صرف. هم اکنون‌هم گذشت، ساعت جلو رفت و ما باید درباره لحظة گذشته قضاوت کنیم که رضایت بخش بوده یا نه؟ زندگی کرده ایم یا نه؟ ما غیر گلستانی‌ها وقتی دلمان می‌گیرد و به جاده می‌زنیم، سر از آبادی‌های سرسبز و ولایت‌های مه گرفته در می‌آوریم. کنار یک آتش شعله...
ادامه خواندن