ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

نوري از ابديت


سباستين لاپاک برگردان مکرم روحي پور ميگوئل تورگا، شاعر، رمان نويس و داستان سرا (١٩٩٥-١٩٠٧) در غروب زندگاني اش سوگند ياد مي کند: «من يکي از معدود پرتغالي هايي هستم که هر بار که هويتم را ابراز ميکنم از اين که از کشور پرتغال هستم به خودم مي بالم.» از کل کشور پرتغال: از عوام و نخبگان، از کوه و دشت، از داخل و خارج، از جسم و جان، از پريروز و پس فردا. او از صميم قلب اروپايي است اما عميقاً هراسان از «بي مسئوليتي ماستريخت»، پرتغالي اي اسپانياي زبان و مخالف اتحاديه ايبري، شهروندي جهاني که به ريشه هاي خود افتخار مي کند، او در شهر کوچک سائو مارتينهو دا آنتا، و نه در هيچ جاي ديگري، متولد شده است و همان طور که در کنفرانسي در برزيل در سال ١٩٥٤ اعلام کرد، معتقد است «جهان ساختماني است بدون ديوار (١)». او اين باور را در استان زادگاه...
ادامه خواندن

ريشه‌هاي فکري سياست‌گذاري فرهنگي در انقلاب اسلامي مبتنی برنظرات دکتر شریعتی ،جلال آل احمد و امام خمینی


    نظريّه‌ها در عرصه‌ي فرهنگ و سياست‌گذاري مرتبط با آن متنّوع هستند و با عينک و انگاره‌ي معرفتي و فلسفي به آنها نظر افکنده مي‌شود. بي‌گمان سياست‌گذاري‌هاي ليبرالي و مارکسيستي با سياست‌گذاري‌هاي اسلامي ممکن است از جهات مختلف با يکديگر متفاوت باشند. سياست‌گذاري فرهنگي در ايران پس از انقلاب اسلامي، متأثر و منبعث از ريشه‌هاي فکري‌اي بود که به دهه‌هاي چهل و پنجاه باز مي‌گشت. انقلاب فرهنگي اهدافي همچون «تصفيه‌ي اساتيد مرتبط با شرق و غرب»، «تبديل دانشگاه به محيطي سالم براي تدوين علوم عالي اسلامي و «انقلاب اساسي در دانشگاه‌هاي کشور» ايجاد شد. دو مفهوم اصلي «غربزدگي» و «بازگشت به خويشتن» که از سوي جلال آل احمد و علي شريعتي مطرح شد به عنوان کليد واژه‌هاي اصلي انقلاب فرهنگي بعدها مورد توجه سياست‌گذاران قرار گرفتند و به نقشه‌ي راهنما و راهبري فرهنگي در محيط‌هاي دانشگاهي بدل شدند. اين کليد واژه‌ها به همراه تعابير امام خميني (ره) از فرهنگ غرب...
ادامه خواندن

وقتي از ميزانسن حرف مي‌زنيم، از چه حرف مي‌زنيم!


شهرام مکري   معناي لغتي ميزانسن به‌ هر آنچه در صحنه است، اشاره دارد. در تئاتر هر چه را که در سِن مي‌توان ديد، به عنوان ميزانسن طراحي‌شده براي آن، توسط کارگردان نسبت مي‌دهند. بنابراين از نظر ترجمه تاريخي، ميزانسن، حيطه مسووليت کارگردان و آنجايي بود که کارگردان به برداشت بصري از متني مي‌رسيد و آن را بر سن تئاتر به نمايش مي‌گذاشت. ميزانسن با تئاتر متولد شد و کار کارگردان‌هاي متفاوت با دادن ميزانسن‌هاي متفاوت به يک سن، از هم قابل تفکيک بودند و همان طورکه مي‌دانيد در ابتداي پيدايش اين لغت در فرانسه، مسووليت يک کارگردان تئاتر در قبال يک نمايشنامه واجراي آن شامل همه موارد مي‌شد، از مسير حرکت بازيگران و ايستادن آنها بر سِن براي گفتن ديالوگ، تا چگونگي قطع و وصل شدن نورها و بازي بازيگران. حتي مواردي مثل گريم و چيدمان دکور احتمالي هم جزو ميزانسن مي‌شد. اگر اين چيدمان پر از وسيله بود،...
ادامه خواندن

یادداشتی بر انتشار کتاب برگزیده شعرهای دکتر خانلری


این هیاهو تا کجا،  این بت‌پرستی تا به کی   ندا عابد این واقعیت را که جایگاه و ارزش دکتر پرویز خانلری در عرصه فرهنگ و ادبیات ایران به درستی شناخته نشده است و به ویژه نقش او در تحول شعر معاصر و عبور از قواعد شعر کلاسیک تا رسیدن به شعر امروز نادیده مانده نمی توان کتمان کرد. اگر چه کسان بسیاری بر این عقیدهاند که دکتر خانلری در همان حدی قرار دارد که تا کنون دیده شده. ادیبی متوسط! که اتفاقا به دلیل حضورش در دامنه قدرت رژیم گذشته و به دلیل موقعیت هایی سیاسی و اجتماعی که در اختیارش گذاشته بودند حتی بیشتر از آن چه باید مطرح شده است! و تردیدی نیست که این دسته افراد عموما مخالفان رژیم گذشته اند و به تبع این مخالفت با هر کسی و هر چیزی که بشود به آن رژیم متصل و مرتبط کرد مخالفند و بر همین اساس...
ادامه خواندن

سیاحت و ماجراهای من در ایران (بخش سوم)


آرمین وامبری برگردان خسرو سینایی   نگاهمان می‌کنند صبح، اول وقت اداری بود. از دفتر آقای  مدیر کل به من تاکید کرده بودند که برای مذاکره درباره کار مهمی که داشتیم، بایستی  اول وقت به آن اداره بروم. چون طی بقیه ساعات روز، اقای مدیر کل چندین جلسه داشتند. سرساعت به آن اداره رفتم.  اطاق آقای مدیر کل در طبقه چهارم بود و او هنوز نیامده بود. مرا در طبقه همکف، در سالن بزرگی مقابل در ورودی ساختمان، در انتظار  آقای مدیرکل نشاندند. کارمندان وارد ساختمان می‌شدند و کارت شناسایی‌شان را به کارمندی که مسئول نظارت بر صحت امور بود، نشان می‌دادند. لحظاتی که گذشت، مردی نسبتا فربه که پیراهن نه چندان تمیزی به تن داشت و دمپایی پلاستیکی کهنه و چرکی  بر سرانگشتان پاهای لختش بند بود، در حالی‌که دو نان سنگک روی ساعد دستش انداخته بود و قابلمه بزرگی  که از آن بخار بلند می شد – احتمالا...
ادامه خواندن

«خواب و رویا» در قصه های صمد بهرنگی


در دورانی که هنوز از جنبش های چریکی خبری نبود، آثار صمد بهرنگی در دهه چهل، به  ماهیِ سیاه و کوچکِ قصه اش می‌مانست. در دهه پنجاه، مخاطبین جوان، قصه های او را بیانگر نگرش چریکی چپ (فداییان خلق) می‌دانستند. چنانچه به دلیل محدودیت اطلاعات، و نیز محبوبیت چریکها، برخی او را از پیشگامان فداییان خلق به شمار می‌آوردند. و برخی دیگر هم او را  به «کرم شب‌ تاب» تشبیه می‌کردند: معلمی آگاه و انقلابی که به طور خود انگیخته، و به یاری قصه هایش، به چراغی در دل تاریکی تبدیل شده است. صمد که مخاطبین خود را در بین کودکان و نوجوانان می‌جست، با این هدف و اعتقاد می‌نوشت که برای داشتن نسلی حساس در آینده که به مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه اهمیت دهد و آگاهانه مطالباتی در مسیر عدالت اجتماعی داشته باشد، می‌بایست تلاش کرد تا سطح آگاهی اجتماعیِ کودکان و نوجوانان امروز جامعه هشیار و تقویت...
ادامه خواندن

باز کردن کتابخانه‌ام [1] : سخنی در جمع‌آوری کتاب


والتر بنیامین ترجمة فائقه سرشوقی مشغول باز کردن کتابخانه‌ام هستم. بله، مشغول این کارم. کتاب‌ها هنوز در قفسه‌ها نیستند؛ هنوز ملال نظم به آن‌ها راه نیافته است. نمی‌توانم میان صفوف‌شان بالا و پایین رژه بروم تا با آن‌ها در یک محفلِ دوستانه قدرت‌نمایی کنم. نیازی نیست از این چیزها بترسید. در عوض از شما می‌خواهم در این بی‌سامانیِ جعبه‌های گشوده، در این هوای آغشته به گرده‌های چوب و زمین پوشیده از کاغذپاره به من بپیوندید؛ در میان جلدهای بر هم انباشتۀ کتاب‌هایی که نور روز را پس از دو سال تاریکی دوباره می‌بینند به من بپیوندید؛ شاید مهیا شوید برای این‌که ذره‌ای از این حال‌وهوا را –که به‌یقین نه هوای ماتم بلکه هوای انتظار است– با من تجربه کنید؛ حال‌وهوایی که این کتاب‌ها در یک کلکسیونر اصیل برمی‌انگیزد. چرا که چنین کسی دارد با شما صحبت می‌کند و اگر موشکافانه‌تر نگاه کنید، به شما ثابت می‌شود که دارد تنها از خودش...
ادامه خواندن

آیا مطالعه زبان یک علم است؟ (بخش دوم)


آریکا اوکرنت برگردان زهرا خلجی پیربلوطی مثال های ابداع شده خودآگاه در علم امری غیر عادی نیستند. هواپیماهای بدون اصطکاک، کره‌های بی نقص و گاز های ایده آل و انتزاعات بسیار مفید در حقیقت آشفته چیز های در جهان واقعی. اگرچه برای یک علم غیر عادی است که به اندازه‌‌ی زبان شناسی به تخلف های عمدی و مثال های بد متکی باشد - که وقتی با دقت به آن نگاه کنیم می‌بینیم تا جاییکه قضاوت غریزی ما به ما می‌گویند می‌توانیم آن ها را تخلف در نظر بگیریم. از این دورنما هدف مطالعه در زبان شناسی واژه‌ها، جملات و یا رفتار ارتباطی انسان، چیزهایی که ما می‌بینیم و می‌شنویم نیست، بلکه یک نظام اساسی زیرین است،‌ یک انتزاع. این انتزاع پیش بینی‌ها را انجام می‌دهد، نه لزوما درباره آن چه که مردم می‌گویند بلکه درباره اینکه قضاوت های از روی غریزه‌شان باید چه باشد. در صورت بندی چامسکی ما فقط...
ادامه خواندن

احضار ارواح


  روناک حسینی گفت‌وگو با کریم مجتهدی درباره عالمِ فئودور داستایفسکی، آنچه به آن می‌اندیشید، دنیایی که در داستان‌هایش ساخت و شخصیت‌های عجیبی که خلق کرد داستایفسکی به پرسش‌های فلسفی که در رمان‌هایش مطرح می‌کند مشهور است. می‌توان او را فیلسوف دانست؟ در کتابتان هم یک فصل را به این پرسش اختصاص داده‌اید. خیلی ساده بگویم، فلسفه یک معنای تخصصی دارد و یک معنای عام. هر کسی که تامل می‌کند، حتی یک شاعر یا موسیقیدان، می‌تواند بگوید ذهنش بعد فلسفی دارد اما در معنای خاص کلمه، فلسفه تاریخ دارد. از یک دوره با فیثاغورس و سقراط و افلاطون شروع شده و ادامه پیدا کرده و در دل تاریخ خودش شکل گرفته است. آنچه در دل تاریخ فلسفه شکل گرفته تخصصی است. دیگر یک شاعر الزاما در این گروه قرار نمی‌گیرد. یک نقاش می‌تواند تفکر فلسفی داشته باشد اما دکارتی، افلاطونی یا ارسطویی نباشد. در معنای تخصصی کلمه داستایفسکی نه تنها...
ادامه خواندن

معرفی کتاب «پژوهشی در قصه یونس و ماهی»


داستان یونس و در کام ماهی شدن او آکنده از شگفتیهایی است که اغلب آنها را به آسانی نمی‌توان تفسیر و تبیین کرد و همچون هر داستانی که با اسطوره عجین شده دارای محتوایی بسیار ژرف و گاه دست‌نایافتنی است. بن‌مایه داستان یونس و ماهی در عهد باستان و دوره ها و فرهنگها و ادیان مختلف همچون اسلام، یهودیت و مسیحیت به شیوه‌های گوناگون روایت شده است. کتاب "پژوهشی در قصه یونس و ماهی" دومین کتاب از مجموعه "پژوهش در قصه‌های جاودان" است که براساس آیات قرآن کریم نگارش یافته است. جلال ستاری در این کتاب ضمن تفسیر و تبیین برخی شگفتی‌های داستان حضرت یونس (ع), سعی کرده است با کندوکاو در نکته‌ها, اشارات و تلمیحات و نیز بیان تاریخچه و پیشینه داستان; معنا و پیام رمزی داستان را شرح دهد. کتاب شامل پیشگفتار، نتیجه و هفت فصل است که عناوین ذیل را شامل میشوند: 1. روایت توراتی 2. روایت...
ادامه خواندن

دستگاه شناسی: برداشتی تئوریکی تاریخی


موسیقی دستگاهی ایران پدیده ای است جاندار و جاندار بودن آن در پرتو پیوستگیش با اندیشه ایرانی است که آنرا آفریده و به حرکت درآورده  و این حرکت هم کمی است هم کیفی و هم با خود در وحدت است و هم در تضاد و هر زمان با تغییرات کمی، به کیفیتی بالاتر ارتقاء یافته است. پدیده ی دستگاه چیزی بیرون از اندیشه ایرانیان نیست، پس هر تحولی که در اندیشه فرهنگی اجتماعی ایرانیان رخ داده آن تحول بازتاب خود را در حرکت و اعتلای موسیقی برجای نهاده است. موسیقی دستگاهی یعنی اندیشه فعال ایرانیان درعرصه هنر. چندین عامل در پیدایش سیستم موسیقی دستگاهی نقش داشته که از میان آنها پاره ای آشکار و پاره های دیگر پنهان مانده اند (١). من این عوامل را به دو دسته کلی تقسیم می کنم: ١ - عوامل درونی یا عوامل موسیقایی که در ذات خود موسیقی نهفته و  لحظه به لحظه موجبات...
ادامه خواندن

پاره‌های معماری(33)، دانیل شارل: موسیقی و معماری (5) : تداخل ساختارهای صوتی و فضاهای ساختارمند


عکس: تصویری معمارانه از «سوئیت برای ویولن سل» (شماره 1) اثر باخ؛  اثر فدریکو بابینا، برگرفته از سایت آرک دیلی برگردان ناصر فکوهی یک بررسی تاریخی معتبر درباره روابط متقابل معماری و موسیقی – که در آن واحد هم محسوس، هم دقیق و  هم مستدل باشد -  را مدیون کار ِ صداشناس و موسیقی‌شناس آلمانی، فریتز وینکلهستیم . او این موضوع را دیگر نه از زاویه شکل، بلکه از بُعد تزئینی مطالعه کرده‌است. ما در این‌جا مهم‌ترین بخش‌های این بررسی را مطرح می‌کنیم.   نخستین ملاحظه آن است که تقریبا همه چیز در جریان چنین تاریخی، موضوع نوعی حصار است. وینکل با تایید جمله معروف هکتور برلیوز شروع می‌کند: « موسیقی در هوای آزاد، بی‌معنا است.» عامل توزیع (صدا) که فضای محیطی است، اگر فضایی بسته باشد، تاثیری تعیین‌کننده بر دریافت مادیت صداها دارد: نسل کاملی از شنوندگان ( و همچنین نوازندگان) شاهد افسردگی یا برعکس به هیجان‌آمدن احساسات موسیقیایی...
ادامه خواندن

انسجام بنیادهای فکری و ساختار در نمایشنامه های یاسمینا رضا


یاسمینا رضا در آثارش به انسان معاصر توجه دارد؛ و آدم هایی را به تصویر می کشد که در لابیرنت زندگی چنان سردرگُم شده اند که دیگر رهایی از این بازی برایشان امکانپذیر نیست. نمایشنامه های منسجم و دقیق او بسان آینه هایی روشن و شفاف هستند که جزئی ترین ویژگی های جامعه ی مدرن را منعکس می کنند. برای این منظور، او بیانگری زیر نور مستقیم و پرفروغ "رئالیسم" را برگزیده است، که بهترین شیوه برای انعکاس عینیت زندگی انسان معاصر محسوب می شود. «مسأله ی مرکزی رئالیسم، بازنمودن متناسب تمامیت شخصیت انسان است.» (پژوهشی در رئالیسم اروپایی، گئورک لوکاچ، ص 9، پیشگفتار نویسنده) یاسمینا رضا، این نمایشنامه نویس پست مدرن، کاراکترهایش را در موقعیت های به ظاهر عادی و ساکن قرار می دهد؛ امّا در پشت این ظاهر ساده، مجموعه ای از مفاهیم بنیادی و تأمل برانگیز فلسفی، کشمکش های فرهنگی، زخم های عمیق روانی،  و آشفتگی و...
ادامه خواندن

درون هزارتوی تهران (مروری بر تهران، هنر مفهومی ساخته‌ی محمدرضا اصلانی)


درون هزارتوی تهران مروری بر تهران، هنر مفهومی ساخته‌ی محمدرضا اصلانی با گریزی به نظریه‌های زیمل و بنیامین در باب کلانشهر پیام غنی‌پور "تهران، هنر مفهومی" هدفمندانه تماشاگر را به پرسه‌زنی در تهران دعوت می‌کند اما عینک خود را بر چشم و ذهن بیننده می‌گذارد. قرار نیست گزارشی خبری و روزانه تدارک ببیند؛ بلکه تماشاگر را مبتلا به روایتی سوبژکتیو می‌کند تا از ظاهر آنچه هر روز در معرض دید و شنید داشته، فراتر رود. و واقعیتی را که فیلمساز (راوی اصلی) به آن پی برده، از طریقی غیر واقعگرا ارائه دهد. فیلم در اکثر موارد تصویری معوج‌از اشیا و افراد می‌سازد و روایت خود را با ساختاری غیر کلاسیک پیش می‌برد. عنوان فیلم نیز اشاره به نوعی از هنر دارد که کلاسیک و رئالیستی نیست و هنر مدرن را تداعی می‌کند. هنر مدرن با گسست هنر و اندیشه از رئالیسم و کلاسیسیسم پدید آمد و به طور مشخص، هنر...
ادامه خواندن
ویژه

آنا؛ آنای تندنویسِ نجات‌دهنده


نیچه او را بزرگ‌ترین روانکاو بشریت خوانده و گفته بود: داستایفسکی تنها روانشناسی است که می‌توان از او آموخت؛نیچه حقیقتی را به زبان آورده و به‌حق او را شایسته این لقب کرده است . کوچه «استورلیارنی»،گوشه میدان «مشانسکایا»، خانه«آلونکین»، آپارتمان شماره سیزده... «اولخین» معلم تند‌نویسی این نشانی را روی قطعه کاغذ کوچکی نوشته و آنرا به دلیل نامعلومی چهار‌تا کرده بود...شاید آینده را خوانده بود و می‌دانست این نشانی چون قایقی کاغذی است که برآب انداخته شده و به راه دوری خواهد رفت؛ پس نه کاغذ بود و نه نشانی، تقدیر بود: داستایفسکی... -فئودور داستایفسکی؟ -بله! -نویسنده خاطرات خانه مردگان؟! -بله...اجازه بده حرفم را تمام کنم:فئودور داستایفسکی در موقعیت سختی قرار گرفته است... -مریض شده است؟ -مریض هم هست، اما بدتر از آن مقروض است. تاخرخره زیر قرض است و اگر نتواند قرضش را پس بدهد... -دوباره زندانی‌اش می‌کنند؟...وای خدای من دوباره قصد تیر‌بارانش را دارند؟ «اولخین» معلم مهارت جدید...
ادامه خواندن

قانون یا اخلاق


((من دلم سخت گرفته ست از این میهمانخانه مهمان کُشِ روزش تاریک)) "نیما یوشیج" اگر در سینمای ایران به فیلم های اصغر فرهادی دقت کرده باشید ، یکطرف دغدغه ایشان مفهوم "اخلاق " هست که می شود درباره آن یک مقاله جدا و یا حتی کتاب به صورت موسع به نگارش در آورد. یاد آوری می کنم به فیلم جدایی نادر از سیمین و یا فیلم درباره الی. در سکانسی در فیلم درباره الی کودکان که بعد از حادثه ی غرق شدن "الی" شخصیت پیمان ( پیمان معادی ) به کودک خود می گفت "دروغ" نگو در صورتیکه بزرگسالان خودشان در چند سکانس دورغ گفته بودند. در فیلم جدایی نادر از سیمین کاراکتر احمد (شهاب حسینی ) در آخری دقایق فیلم دچار تزلزل اخلاقی می شود و وجدان خودش را زیر پا می گذارد. مگر غیر از این هست که دو واژه " وجدان " و "دروغ" جز دایره وسیع...
ادامه خواندن

علی‌اصغر حریری: ستایشگرِ سنّت، نکوهشگرِ تجدّد (در صدودهمین سال تولّد او)


1. شناختی از زندگی الف) علی‌اصغر حریری در حدود سال 1286 در تبریز چشم به جهان گشود. پدر (علی) و عمویش (محمّد) هر دو بازرگان، فاضل و آزادی‌خواه بودند (عموی او از نمایندگان تبریز در دورة نخست مجلس شورای ملّی  ایران به شمار می‌رفت). پس از دورة دبستان، مدّتی در نزد یکی از اقوامش در مشهد به سر بُرد. سپس به زادگاه خود بازگشت: در مدرسة علمیة صادقیه زبان عربی خواند و در مدرسة محمّدیه درس‌های جدید (مدرسة اخیر از نظر تاریخ تجدّد در آذربایجان و ایران مدرسه‌ای است پُر اهمّیّت. ر. ک: مدرسة محمّدیة تبریز، صص 23 – 7). از جمله معلّمان او در این مدرسه می‌توان به اسماعیل امیرخیزی، سیّد احمد کسروی، تقی رفعت، میرمصوّر ارژنگی و میرزا طاهر خوشنویس اشاره کرد. از همدرسان یا هم‌دوره‌ای‌های وی در مدرسة یادشده باید از یحیی آرین‌پور، ناصح ناطق، حسینعلی سلطان‌زادة پسیان، سیّد محمّدحسین شهریار و غلامعلی رعدی آذرخشی نام بُرد....
ادامه خواندن

پیر بوردیو، مانه: یک انقلاب نمادین (15)


برگردان ناصر فکوهی بازی ِ آزمون فرافکنانه و با‌فرهنگ   (« این مرا به یاد [فلان اثر] ... می اندازد») در این‌جا می‌خواهم به صحبت‌های جلسه گذشته برگردم و این تا اندازه‌ای به دلیل آن است که فکر می‌کنم قدری پشیمانم همه چیزهایی را که باید می‌گفتم، نگفته‌ام؛ کمی هم به دلیل این‌ است که بعد از صحبت‌هایم به نظرم رسید در عمل مساله‌ای را مطرح کرده‌ام بی آن‌که آن را کاملا توضیح بدهم. بنابراین کاری را که امروز می‌خواهم به شما پیشنهاد کنم فکر کردن به همان کاری است که من کردم، یعنی فکر‌کردن به معنای این‌که  وقتی یک نظریه اثرهنری را عرضه می‌کنیم  تا بتوانیم  تاثیرات آن اثر هنری را تحلیل کنیم و یا تاثیر این تحلیل را بر خود تحلیلگران آن اثر بررسی کنیم، با چه وضعیتی سروکار داریم. من شاید از سر فروتنی – چیزی که به نظرم در جلسه پیش نگفتم- فکر می‌کنم  ما با...
ادامه خواندن

فاصله‌هایی که غرق ابهام‌اند: این روزها رابطه روشنفکران با روزنامه‌ها چگونه است؟


 میزگردی با حضور دکتر ناصر فکوهی و دکتر حسن نمکدوست لیدا فخری- مهسا رمضانی روزگاری نه چندان دور، روزنامه‌ها پایگاه روشنفکران و روزنامه‌نگاری کاری روشنفکرانه بود، اما آنچه این روزها شاهد هستیم گسست ارتباط برخی گروه‌های مرجع از جمله نخبگان فرهنگی و روشنفکران با روزنامه‌ها است،البته بسیارند صاحب‌نظرانی که با این تجربه زیسته ما، موافق نیستند و منتقد چنین قضاوتی هستند؛ همچون میهمانان ما در این میزگرد که معتقدند رابطه بین روشنفکران و رسانه‌ها نه تنها کمرنگ نشده بلکه در شرایط رسانه‌ای امروز حتی ریشه‌های محکم‌تری هم پیدا کرده است، همین اختلاف دیدگاه به چالش این میزگرد بدل شد.بر این باوریم اگر قرار باشد ارتباط سازنده و اثربخش بین روشنفکران و روزنامه‌ها شکل گیرد باید این تعامل بر چهار ستون استوار شود؛ نخست، «مخاطبان» باید این تقاضای اجتماعی را داشته باشند، دوم، «رسانه» باید بستر لازم را برای حضور روشنفکران و مباحث روشنفکری فراهم کند، سوم، «روشنفکران» باید هم زبان...
ادامه خواندن

تئاتر: آریستوفان شجاع


گات ملينان*  برگردان عبدالوهاب فخرياسري هزار و پانصد سال پيش در زير همين آسمان، نظاره گر تکه تکه شدن سرزمينش، شاعر يوناني لوده و گستاخ با بي قراري منتظر بود ببيند که با « پرنده هايش » چگونه رفتار مي شود.آريستوفان در قرني در عين حال شکوهمند و ستيزه جو زاده شد. ديرزماني پيش، صبح يکي از روزهاي اواخر مارس ٤١٤ سال پيش از  ميلاد مسيح، آريستوفان در حالي که تکيه به يکي از درهاي رواق داده، به تئاتر ديونيزوس در پايين مي‌انديشد. ابرها او را در خود گرفته‌اند؛ درختان زبان‌گنجشک و توت‌فرنگي وحشي تکان مي‌خورند، تيو تيو تيو تيو تيو تيو تيوتيکس، چند پرنده چرخي مي‌زنند. قورباغه‌اي که راه‌اش را گم کرده مي‌خواند برکه‌ککس‌کواکس‌کواکس. در اين بهار پرباران جشن‌هاي بزرگ ديونيزيا به افتخار خداي تئاتر، اسرار و شراب که روزها به طول مي‌انجامد، «شمار زيادي از مردم و از آن ميان ده هزار فرهيخته بلندپروازتر  از کلئوفون (١)؛ که...
ادامه خواندن