ورود

وارد شدن به حساب کاربری

نام کاربری*
رمز عبور *
من را بخاطر بسپار

ساختن حساب کاربری

پر کردن تمامی گزینه های دارای * اجباری می باشد
نام
نام کاربری*
رمز عبور *
تایید رمز عبور*
ایمیل*
تایید ایمیل*
کد امنیتی*
Reload Captcha

انسان شناسی و فرهنگ

انسان شناسی و فرهنگ

مردان تنهای شب،گفتگو با بهاءالدین خرمشاهی درباره بیخوابی و شب زنده داری


با نگاهی از سر تامل به دیوان حافظ حورا نژادصداقت 25 سال است زندگی استاد بهاءالدین خرمشاهی با شببیداریهای طولانیمدت میگذرد. اصلا استاد مرد شب است. همه آنهایی که حتی یک بار با او ارتباط داشته اند، میدانند که صبح و ظهر در زندگی او معنایی متفاوت با بقیه اوقات دارد یعنی برای این مترجم قرآن، زندگی از حوالی عصر شروع میشود و تا غروب و شب و نیمه شب ادامه پیدا میکند و صبح زود فردایش به پایان میرسد. همین شد که در یکی از همین روزهای ماه رمضان سراغ او رفتیم تا ببینیم که حافظ خوانیها و شرح های شعر او چه تاثیری در زندگی استاد داشته است. اصلا، چرا بعضی از قدیمیها شب بیدار بودهاند و در این بازه زمانی که همه بر اساس ساعت بیولوژیک بدنشان به خواب میروند، آنها چه کار میکرده اند؟ عجیب هم نبود که استاد گرچه اوضاع جسمانی مساعدی نداشت، اما تمام...
ادامه خواندن

میراث شرق شناسان شوروی (1)


   در اتحاد جماهیر شوروی مطالعات شرقی یا شرق‌شناسی (Orientology) پهنه‌های وسیعی از علوم انسانی را دربر می‌گرفت. به‌جز مراکز مطالعات شرقی مسکو و لنینگراد، مؤسسه‌های مطالعات شرقی در پایتخت‌های پنج جمهوری آسیای میانه و قفقاز (تاشکند، دوشنبه، باکو، ایروان و تفلیس) نیز فعالیت داشتند. بین این مراکز تقسیم کار مشخصی برقرار بود.  مطالعات شرقی در مسکو جنبة سیاسی، دیپلماتیک و اطلاعاتی و در لنینگراد سرشتی تاریخی، زبان‌شناختی و دانشورانه داشت. مؤسسه‌های مطالعات شرقی جمهوری‌ها نیز هر یک به پهنه‌های پژوهشی خاصی دلبستگی داشتند ولی سمت و سوی عمدة پژوهش‌ها مسائل محلی و تاریخ و فرهنگ کشورهای همسایه بود. پژوهشگران شوروی نوشته‌های فراوانی دربارة پیدایی و رشد مطالعات شرقی در آن کشور منتشر کردند. بیشتر این نوشته‌ها لحنی خودستایانه داشتند که با بزرگداشت دستاوردهای شرق‌شناسان شوروی از دیدگاهی ایدئولوژیک، کمبودها و کژتابی‌های آن را نادیده  می‌گرفتند. پس از فروپاشی اتحادجماهیرشوروی در سال 1991، بازنگری سنجشگرانة میراث شرق‌شناسی شوروی در پی...
ادامه خواندن

زاها حديد- دگرديسي فضا، از مالويچ تا فينشترلين


تابستان قبل از فرصتي كوتاه استفاده كرده و براي ديدن چند پروژه به رم، برلين، و مونيخ رفتم. Maxxi حديد در زمره انها بود. Maxxi حاصل دوراني پربار و حد فاصل زبان معماري كارهاي اوليه او و دوران متاخر معماريش بشمار مي ايد. محكم، روان و در پرواز. زبان معماري او در طول ساليان، جريانهاي متفاوتي را تجربه كرده و دستاوردهاي فضائي متمايزي را حاصل داده است كه حاصل گفتگوي او با هنرمندان و معماران اوايل قرن بيستم است. دوراني كه نقطه عطف تحولي عظيم در كليه شىونات زندگي بشري و مبدأ ظهور زبان هنری و معماری بي سابقه است. مالويچ و فينشترلين finsterlin دو چهره اصلي اند. حديد معماری را با مالويچ اغاز و با فينشترلين به پايان رساند. كشف مالويچ حاصل نمايشگاه دهه ٦٠ ميلادی هنر و معماري اوانگارد اواىل قرن روسيه در لندن بود كه بعد از چهار دهه سكوت و ناديده انگاشتن ان توسط منتقدان و...
ادامه خواندن
برچسب ها:

سلاح ايرانيان زبان است و انديشه در گفت و گو با جلال ستاری


به نظر ميرسد ما ايرانيها در گفتگوها و ادبيات شفاهي بيشتر از ديگران از کنايه، استعاره، ايهام و به نوعي پردهپوشي در کلمات استفاده ميکنيم. آيا اين امر دلايل تاريخي دارد يا ناشي از ذهنيت شاعرانه است؟ اصلا کنايه مال ماست. چون به لحاظ تاريخي ما جامعهاي استبدادزده هستيم که تقريباً در هيچ دورهاي از تاريخ نميتوانستيم حرفمان را رک بزنيم. و به گمان من قصهاي مثل هزار و يک شب از همين وضعيت سر چشمه ميگيرد.   يا کليه و دمنه که طرح مسايلي از زبان حيوانات است. همينطور است چون صريح و مستقيم نميتوانستند حرف بزنند. بيم جان در بين اهل هنر و فرهنگ و فلسفه همواره وجود داشته. و از نمونههاي بارز «تاريخ بيهقي» است. شما نگاه کنيد، آنچه توانسته گفته اما در لفاف ادبيات و قصه و اين حرفها و اين به مرور براي ما سنت شده است. به هر حال ما خو کردهايم که از...
ادامه خواندن
برچسب ها:

ویکتور اریسه و کیارستمی: هنرمند شدن انتخاب کردنی نیست 


ویکتور اریسه و کیارستمی: هنرمند شدن انتخاب کردنی نیست  ویکتور اریس  برگردان ساناز مقیمی  طی سالها کسب تجربه در مقام سینماگر، موضوع دوران کودکی هرگز جدا از داستان وموقعیت هایش ظاهر نشد. کودکان درفیلم های من تجسم نوعی انقلاب هستند. بیش از آنکه نگاه مرا عوض کنند، از آن فراتر رفتند. کودکانی که حقیقتاً کودک بودند و نه نسخهء زودرس بزرگسالان، همواره برایم جالب توجه بودند. آنچه بیش از هر چیز مرا تحت تاثیرشان قرار می دهد جنبه ی بدوی شان است، توان مقاومت شان در برابر تیره بختی، استفاده ای که از تخیل می کنند، و درنهایت قابلیتشان درواژگون کردن این زندگی قلابی که جامعه به دورشان می تند و آنرا « واقعیت» می نامیم. بدین معنا، کودکان، ناخواسته معتبرترین هنرمندان هستند. آنها بدنبال هیچ هدفی نیستند ، فقط بازی می کنند اما همیشه بازی شان جدی است.  ما انتخاب نمی کنیم که هنرمند شویم، چه رسد به اینکه...
ادامه خواندن

براعت استهلال: صنعت ادبی فراموش شده


مَطلعِ کلام مقدّمة کتابِ آفرينش و مَقطعِ حروفِ خاتمة ديوان دانش و بينش، تمجيد و تحميدِ ناظميست که ابياتِ افلاک را به نظمي بديع پيدا و از توالي حرکاتِ آن، مثنوي ذوبَحرَين ليل و نهار را به تلميحي ظريف هويدا نمود و از پي اِبقاء انواعِ اجناس که چون بيتِ لفّ و نشر، گاه در وي جمعيّت و گاه پراکندگيست، از ترکيبِ شهور و رباعياتِ فصول، سنين دُهور را قابل ترجـيع و تقطـيع نمود و از انقلاب خَريف و ارتداد ربـيع، قَماري و بَلابِل را به تسجـيع و تحرير آورد و از قـوّة حاصله و بهواسطة تقارُب بحر بسيطِ احديّت و درياي محيطِ واحديّت و از حکمتِ کامله و قدرتِ شامله، افرادِ انواع و انواعِ اجناس را متجانس و متقابل نمود؛ و تُحَفِ تحيّاتِ نامعدود و صِلاتِ صلواتِ نامحدود بر بيتالقصيدة امکان، خلاصة ذُرّية انسان، فاتحة صحيفة جود، ديباچة مُصحَف وجود، قطب فلکِ نبوّت، خاتم سلسلة رسالت، حضرت ختمي مرتبت...
ادامه خواندن
برچسب ها:

درباره زاحا حدید


زاحا حدید را از زمان دانشگاهم در لندن به یاد دارم. شاید اولین بار در سال 1985 یا 86 ، حدود سی سال پیش نام او را شنیدم! می گفتند یکی از استادان جوان  و بحث برانگیزِ مدرسه ی AA  لندن است، چند خیابان پایین تر از دانشکده ی ما بود  که اولین بار او را دیدم، واقعا هم چنین بود. در آن زمان سبک پست مدرن غوغا میکرد و به عنوان جایگزین قاطعی بر مدرنیزم در آکادمی معماری جهان، به سردمداری رابرت ونتوری آمریکایی مطرح شده بود. معمارانِ حرفه ایِ پیشرو و مطرح آن دوران یکی پس از دیگری در حال ساخت آثار پست مدرن خود بودند. در همین زمان، موج دیگری از معمارانِ آکادمیک و جوان به وجود امد، معمارانی که غالبا مدرس دانشگاه بودند و با سیل پست مدرنیزم همراه نبودند و اصطلاحا جناح چپ آن دورانِ معماری بودند! و غالبا اثر معماری هم نداشتند و تمام...
ادامه خواندن
برچسب ها:

کیارستمی: بدون تماشاگر خوب سینمای خوب وجود ندارد


گفتگوي محمد حقيقت با عباس کيارستمي  درباره ي « طعم گيلاس» ( چهاردهم شهريور هفتاد و شش - پاريس ) توضيح: فيلم طعم گيلاس بعد از بهدست آوردن نخل طلا (جشنواره کن 1997) در26 نوامبرهمان سال در فرانسه بهنمايش عمومي در آمد. کمپاني ( سي بي 2000) پخش کننده فيلم يک پروندهي مطبوعاتي درست کردوازمحمد حقيقت خواست گفتگوئي با عباس کيارستمي درباره فيلم ترتيب دهد. ترجمهي اين گفتگو از فرانسه به فارسي توسط سعيد نوري انجام شده است. عباس کيارستمي درخواست کرده بود اين شعر خيام درپروندهي مطبوعاتي چاپ شود. اي بس که نباشيم و جهان خواهد بود                          ني نام زما و ني نشان خواهد بود زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلل                               زين پس چو نباشيم همان خواهد بود محمد حقيقت: عنوان فيلم شما،«طعم گيلاس» چه معنايي دارد؟ عباس کيارستمي: من به سه عنوان مختلف فکر کرده بودم: «سفر به سپيده دم»، «کسوف» و «طعم گيلاس». اين عنوان براي...
ادامه خواندن

تایوان به دنبال استقلال اقتصادی


    خانم تسای اینگ ون، عضو حزب ترقی خواه تایوان، با پیروزی مقتدرانه ای که در انتخابات اخیر به دست آورد، به زودی دوره‌ی ریاست جمهوری خود را آغاز خواهد کرد. چینی ها رسیدن او به قدرت را با دیده‌ی بدبینی نگاه می کنند. رئیس جمهوری جدید تایوان قول داده قدم های جدیدی برای تحقق خواسته های اجتماعی مردم بردارد. پیروزی چشمگیر تسای اینگ ون در انتخابات اخیر ریاست جمهوری تایوان در ژانویه‌ی سال ۲۰۱۶ تحول عظیمی در تاریخ سیاسی تایوان محسوب می شود. حزب ترقی خواهان با وجود شکست در انتخابات ریاست جمهوری سال های ۲۰۰۰ و ۲۰۰۸، توانسته بود اکثریت کرسی های مجلس کشور را حفظ کند؛ بنابراین پیروزی خانم اینگ ون در انتخابات ریاست جمهوری باعث می شود تا برای اولین پس از پایان حکومت نظامی و آعاز دمکراتیزاسیون در کشور در سال ۱۹۸۷ ، تغییری اساسی در وضعیت ایجاد شود. خانم اینگ ون با ۵۶٫۱...
ادامه خواندن

انتشار شماره 327 و 328 جهان‌كتاب


در آغاز این شماره، مقالۀ «گِرنیکا چگونه آفریده شد؟» (نوشتۀ جان ریچاردسون، ترجمۀ گلی امامی) را می‌خوانیم. این مقاله بررسی کتابی است به نام گِرنیکا 1937: کشتاربازار روز  نوشتۀ خاویر ایرویو. چگونگی شکل‌گیری ایدۀ این شاهکار هنر مدرن و مسائل گوناگون پیرامون آن، موضوع بحث کتاب است. در این مقاله دربارۀ این اثر پیکاسو از زمان سفارش داده شدن تا نخستین نمایش رسمی آن (پاویون اسپانیا در نمایشگاه بین‌المللی پاریس) می‌خوانیم. از رسالت سیاسی و تاریخی‌ِ هنرمندی سخن در میان است که خود را ملزم به ثبت یک جنایت جنگی معاصر (بمباران و انهدام کامل شهر گِرنیکا و کشتار مردمش توسط آلمان نازی) می‌دید و همچنین بحث‌های بی‌پایان موافقان و مخالفان اثر در میان طیف‌های مختلف سیاسی. در ادامه، مقالۀ «قاسم هاشمی‌نژاد: از مدرنیسم ادبی به عرفان ایرانی» از کامیار عابدی آمده است که به زندگی و آثار این نویسنده، مترجم و پژوهشگر درگذشتۀ عرفان ایرانی و ارزیابی کارنامۀ او...
ادامه خواندن
برچسب ها:

ادبیات هم می‏ تواند کشمکش های سیاسی داشته باشد


گاردین توضیح تصویر: صحنه ای از فیلم سالار مگس ها، تولید 1963. ارباب مگس ها، یک کودتای واقعی بریتانیایی، بازی ورق... داستان تقریبا به طور واقعی می تواند با دسیسه های سیاسی برابری کند. شخصیت های  آثار شکسپیر را به وفور می توان در دسیسه‏ های اخیر سیاست دید، (البته نه به ناتوانی بوریس جانسون که زندگی نامه یک شاعر را می نویسد) اما داستان پر از مثال های از مبارزات رهبران ظالمی است که یا در جناح راست هستند  یا چپ یا دور از وست مینستر. «مکبث»  نوشته شده با شکسپیر در سال 1606  با استناد به دستیاران دیوید کامرون، همسر مایکل گوو سارا وین معروف به خانم مکبث، تراژدی اسکاتلندی را شبیه به خون ریزی حزب محافظه کار می داند که قبل از مرگ دانکن، مکبث و بانکو متحد بودند و فقط به خاطر غیب گویی یک جادوگر این سابقه اتحاد از بین رفت. این رقیب های زوجی...
ادامه خواندن
برچسب ها:

تنها انگشتانت را برای من بگذار


أُغالِبُ فيکَ الشّوْقَ وَالشوْقُ أغلَبُ وَأعجبُ من ذا الهجرِ وَالوَصْلُ أعجبُ أمَا تَغْلَطُ الأيّامُ فيّ بأنْ أرَى بَغيضاً تُنَائي أوْ حَبيباً تُقَرّبُ (متنبّي) ما نتوانيم و عشق پنجه  در انداختن قوت او ميکند بر سر ما  تاختن گر دهيام  ره  به  خويش  يا  نگذاري  به  پيش هر دو به  دستت  درست  کشتن و  بنواختن (سعدي) حتما شما هم اين ابيات شيخ اجلّ را در بوستان به ياد داريد که «شبي ياد دارم که چشمم نخفت/ شنيدم که پروانه با شمع گفت/ که من عاشقم گر بسوزم رواست/ تو را گريه و سوز باري چراست...» پروانه براي ما نماد عاشقي و بيپروايي در عشق است اما عربها آن را سمبل حماقت ميدانند. در امثال عرب، آدمهاي احمق را به پروانه تشبيه کرده و در وصف آنها گفتهاند: «أجهلُ من فراشه» يعني «نادانتر از پروانه»! اولين باري که اين ضربالمثل را شنيدم، حيرت کردم و از خود پرسيدم اينهمه تفاوت در نگاه...
ادامه خواندن

وضعيت تئاتر سال94 در گفتگو با دکتر نغمه ثميني


شقایق عرفی نژاد پيدا کردن دکتر نغمه ثميني، نمايشنامهنويس، کارگردان و استاد دانشگاه چندان آسان نيست. يا در حال تمرين است يا مشغول نوشتن و يا سرکلاس و يا ... وقتي که حوصلهي حرفزدن با کسي را ندارد با اين حال در فرصتي در سر تمرين يک نمايش با او دربارهي تئاتر در سال 94 و چشمانداز آينده حرفزديم و آنچه ميخوانيد حاصل اين گفتوگوست. قبل از اينکه بخواهيم به اوضاع تئاتر در سال 94 نگاه کنيم يک سؤال کليتر دارم. در مورد فرم و محتوا و اينکه جهت حرکت تئاتر با توجه به شرايط سياسي و فرهنگي بيشتر به کدام سمت است فرمگرايي يا توجه به محتوا؟ فکر ميکنم که دههي شصت در تئاتر ايران، دههي محتوا در تئاتر بود و دههاي بود که عملاً در تئاتر اتفاق جدي رخ نداد و درواقع تئاتر تازه سعي کرد خودش را از فرم و محتواي پيشين جدا کند. از فرم و...
ادامه خواندن

زاحا حدید: یک میراث


امید کامروانی در هیات یک متخصص، شاید نزدیک ترین برخورد من با زاها حدید به چند سخنرانی در مدرسه  AA، و همجواری دفتر ما (معماران کاموری) و زاها حدید، تنها به فاصله چند خیابان از هم  در لندن ، محدود شود. در مقام آموزش اما، او را هرگز دور نیافتم. من در ده سال اخیر افتخار و موهبت  تدریس در سراسر خاور میانه، از تهران و باکو و دوبی، تا مسقط و ابوظبی و بیروت را داشته ام و زاها حدید نه تنها موثر ترین معمار، که با نفوذ ترین شخص در اندیشه نسل جوان مشتاق و تشنه ی بلند پروازی بود که در این منطقه با دنیای طراحی درگیر شده بودند. در درسگفتارهایم در خاورمیانه، برای من مهم بود که در صفحه اسامی فارغ التحصیلان برتر مدرسه  AA، نام زاها حدید را برجسته نشان دهم، چون به خوبی آگاه بودم نام اوست که برای مخاطب از سایرین مهم تر...
ادامه خواندن

کمبود ها و فساد در کار تخریب جامعه


  کمبود ها و فساد در کار تخریب جامعه در ونزوئلا، آشفتگی و تشویش مبارزان ”چاوز“ی لوئیک رامیرز برگردان: منوچهر مرزبانیان   ونزوئلا همپای کمبودهائی رو به وخامت، به ورطه آشوب اقتصادی فرو می غلتد. راستگرایانِ پیروز در انتخابات ماه دسامبر ۲۰۱۵، می کوشند یک همه پرسی را به قصد عزل ”نیکولاس مَدورو“ جانشین ”اوگو چاوز“ سازماندهی کنند. آیا پیروزی مبارزان چپگرا به هنگام برگزاری چنین رفراندومی کافی است تا باز اطمینان خاطری به آنان بخشد؟ یک زن به کسی که از انتظار رسیدن وزیر جوانان برای شروع توزیع خواربار به تنگ آمده و لگدی حواله کارتن انباشته از خوار و بار کرده بود غر زد که: «نه! اینکارو نکن!». مرد بیتاب از محل تجمع اعضای ”کمیته محلی تأمین و تولید خورد و خوراک“ که کمابیش زنان برپای می دارند دور شد. مقصود از این ترتیبات که در ماه آوریل ۲۰۱۶ به راه انداختند، مبارزه با کش رفتن مواد خوراکی و...
ادامه خواندن

اتحاديه اروپا هم شکل بريتانيا؛ ميراث انگلستان براي اتحاديه اروپا


      بروکسل و لندن بي شک راهي براي آرايش جديد خروج بريتانيا توسط راي مردم در ٢٣ ژوئن خواهند يافت. ولي نتيجه رفراندم در « بيرون رفتن» بريتانيا، رهبران اروپائي را به تجديد نظر کامل در  پروژه مشترک، که زير فشار بريتانيا به يک « بازار بزرگ» محدود شده بود، مجبور خواهد کرد. بحث هاي سياسي اغلب شکل  جدال با اعداد بخود مي گيرد اگر چه فقط به اين خلاصه نمي شود.کارزار رفراندم ٢٣ ژوئن در انگلستان در مورد «ماندن» يا «بيرون رفتن» از اتحاديه اروپا، که به پيروزي«بيرون رفتن» از اتحاديه اروپا منجر شد گواه اين ادعاست. هر يک از دو اردوگاه، کارشناسان، لابي ها و مو سسات گوناگوني را بسيج نمودند  وانبوهي از تحقيقات پيشگويانه- البته متضاد- در مورد فوايد وخطرات، بويژه اقتصادي ومالي « بيرون رفتن» از اتحاديه اروپا  ارائه کردند. در مقابل، شهروندان بريتانيائي کمتر يا هيچ اطلاعي در مورد  چگونگي نفوذ وتاثير گزاري ک?%B$ورشان بر...
ادامه خواندن
برچسب ها:

اگر کودکی منظورمان را نمی فهمد


عباس کیارستمی برگردان ساناز مقیمی کودکی نامه ای به من فرستاده و درآن دربارهء درختی که در حیاط خانه شان است سوالی پرسیده. درخت، گوجه سبزهای فراوانی می دهد. او میوه ها را با لذت فراون می چشد واز خود می پرسد آیا خود درخت هم از میوه هایش لذت می برد یا نه. واکنش بیدرنگ، دادن پاسخ منفی به اوست و اینکه درخت میوه هایش را نمی خورد، اما سوال از این فراتر می رود. کودک درکی فلسفی از این درخت دارد که سزاوار توضیحی ساده، صحیح و عمیق  همسطح با پرسش اوست. من اگر کمی روشن بینی دارم، آنرا مدیون بیست سالی هستم که با کودکان کارکرده ام. آنها به من یاد دادند که مسائل در آن واحد پیچیده و بسیار ساده هستند. و این سادگی مترادف پیش پا افتادگی نیست. هنگامی که سینما لحنی کمی موعظه گرو تلخ به خودمی گیرد ، بدین معناست که نتوانسته ساده...
ادامه خواندن

هملت و رستم وجود دارند یا نه؛ گفتگو با ضیاء موحد 


    منطق طبق چیزی که از سالهای دبیرستان در ذهن همه ما مانده بحث خشک و ملالآوری بود، یعنی همیشه خدا ترجیح میدادیم از آن فرار کنیم. البته وقتی بزرگتر شدیم و کتابهای بیشتری خواندیم فهمیدیم منطق و فلسفه و امثالهم کسالتبار نیستند، این کتابهای درسی و کلاسهای تنگ و تاریک مدرسه بود که همه چیز را غیرقابل تحمل میکرد. با این حال بحث منطق، حتی برای کتابخوانها هم هنوز بحث سخت و دشواری است، بهخصوص اینکه کمتر کسی حوصله بحثهای پیچیده استدلالی را دارد چه برسد به اینکه بخواهد سراغ ابنسینا، یا همان "اَوی سِنا"ی فرنگیها را از ده قرن قبل بگیرد و نظراتش را بازخوانی کند. اما واقعیت این است که ضیاء موحد، استاد فلسفه و منطق که صد البته شاعر موفقی هم هست، منطق ابنسینا را در تازهترین کتابش، جوری شرح داده که خواندنش احتمالا برای منطقگریزها هم جذاب است. بهخصوص اگر بدانیم مقاله آخر این...
ادامه خواندن

ويکتور اريس و عباس کيارستمي؛ دوکارگردان درحال مکاتبه


  نمايشگاهي که از تاريخ ١٩ سپتامبر ٢٠٠٧ تا ٧ ژانويه ٢٠٠٨ در مرکز پومپيدوي پاريس به نام « مکاتبات » برگزار شد گفتگويي ميان آثار دو فيلمساز، ويکتور اريس و عباس کيارستمي را حول موضوعات مشترک آثارشان من جمله دوران کودکي مطرح مي کند. آثار آنها که شامل ويدئوچيدمان ، عکس و نقاشي ست ما را به بازانديشي دربارهء جايگاه کارگردان در سينما وا مي دارد. تقدير چنين نخواسته بود که مسيرعباس کيارستمي وويکتور اريس به هم برخورد کند. حتي اگر هر دو درهفته اي مشابه  و درسالي مشابه متولد شده باشند ، ارتباط اندکي ميان بستر اسپانيايي که اولي در آن فيلمساز شد وفضاي ايراني که دومي راهش را در آن پيدا کرد وجود دارد . درعوض هردو دوران آشفته اي را از سرگذراندند: پايان دوران فرانکيسم براي اريس ( که اولين فيلم بلندش با عنوان «روح کندوي عسل» را در سال ١٩٧٣، دوسال بعد از روي کار...
ادامه خواندن
برچسب ها:

بحران جدی آب در ایران از نگاه روزنامه لوموند



در جستجوی دریاچه‌ها و رودخانه‌های ازدست‌رفته در ایران وحید، 35 ساله، دورانی را به یاد می‌آورد که با عمویش به تالاب گاوخونی، در 70 کیلومتری اصفهان، به شکار و ماهیگیری می‌رفت. این روزها از آن تالاب پرآب 476 کیلومتری که تا چند سال پیش مأمن و پذیرای پرندگان مهاجر، غازها، لک‌لک‌ها و گوزن‌ها بود، چیزی جز برهوتی باقی نمانده است. وحید با حسرت می‌گوید: «تا پیش‌ازاین، همۀ زمین‌های اطراف تالاب کشت‌وکار می‌شد. الآن حدود 10 سال است که دیگرکسی اینجا زندگی نمی‌کند.» وحید و خانواده‌اش هم مثل خیلی از کشاورزان دیگر ورزنه، شهری در 30 کیلومتری تالاب گاوخونی، صاحب چندین هکتار زمین در اطراف این تالاب بودند. در آن زمان، آب‌های خروشان زاینده‌رود به این تالاب سرازیر می‌شد. کشاورزان در مزارع هندوانه، گندم، چغندر، یونجه و پنبه می‌کاشتند. به‌تدریج آب این تالاب کم‌تر و کم‌تر شد تا جایی که دیگر اثری از آن باقی نماند. همین مسئله باعث شد تا...
ادامه خواندن